1. اطلاعات ما نشان میدهد که شما عضو انجمن نیستید، لطفا برای استفاده کامل از انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید.
  2. 1- لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید !
    2-بعد از ثبت نام,ایمیلی برای شما ارسال خواهد شد, که باید بر روی لینک داده شده کلیک نمایید تا اکانت شما فعال شود.

بانک مقالات کتابداری و اطلاع رسانی

شروع موضوع توسط *SARA* ‏Aug 5, 2011 در انجمن علوم انسانی

  1. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    آشنایی با ---------- اطلاع‌رسانی
    ·
    آشنایی با ---------- اطلاع‌رسانی

    در باب اینکه چه چیزی ---------- اطلاع‌رسانی (Information Policy) را تشکیل می‌دهد توافق نظر نیست سند انتشار یافته یونسکو در سال ۱۹۹۰، با عنوان سیاست‌های ملی اطلاع‌رسانی ---------- را این‌گونه تعریف می‌کند: مجموعه اصول و راهبردهایی که راهنمای مسیر عمل برای دست یافتن به هدف است.


    · در باب اینکه چه چیزی ---------- اطلاع‌رسانی (Information Policy) را تشکیل می‌دهد توافق نظر نیست
    سند انتشار یافته یونسکو در سال ۱۹۹۰، با عنوان سیاست‌های ملی اطلاع‌رسانی ---------- را این‌گونه تعریف می‌کند: مجموعه اصول و راهبردهایی که راهنمای مسیر عمل برای دست یافتن به هدف است.
    در قلمرو اطلاع‌رسانی، در خصوص اینکه هدف (یا هدف‌ها) چه باشد، مسائلی وجود دارد که عمدتآ ناشی از سرشت منابع اطلاعاتی است.
    اطلاعات، چند وجهی است و با قلمروهای زیادی سروکار دارد؛ هم وجه اقتصادی دارد و هم وجه اجتماعی.
    از این‌رو، ---------- اطلاع‌رسانی نیز چند وجهی است و می‌تواند هدف‌های مختلفی را دنبال کند که برخی با یکدیگر در تعارض هستند؛ مانند تعارض اصل حفظ حریم خصوصی افراد در برابر اصل آزادی دسترسی به اطلاعات، و تعارض حق پدیدآورنده با حق بهره‌برداری از اندیشه‌ها. بنابراین، اگرچه در ادبیات اطلاع‌رسانی غالبآ از ---------- اطلاع‌رسانی سخن می‌گویند، اما بهتر است از سیاست‌های اطلاعاتی سازگار و گاه متعارض سخن بگوییم.
    ● چرا ---------- اطلاع‌رسانی مهم است؟
    ---------- اطلاع‌رسانی دو تأثیر عمده بر اقتصاد ملی یا فراملی دارد. نخست آنکه بر رشد و توسعه صنایع اطلاع‌رسانی تأثیر می‌گذارد.
    در بُعد گسترده، صنایع اطلاع‌رسانی شامل نیمه رساناها، سخت‌افزار رایانه و صنعت‌های جنبی آن، نرم‌افزار، نشر (چه سنتی و چه الکترونیکی)، خدمات اطلاع‌رسانی، ارتباطات راه دور، و تولید و پخش برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی می‌شود.
    این صنایع در بسیاری از اقتصادهای توسعه یافته، هر روز بخش بیشتری از تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص می‌دهد و هر جا که امکان صادرات فراهم باشد، عامل درآمد ناخالص ملی به شمار می‌آیند. توسعه بومی این‌گونه صنعت‌ها نشانه آن است که کشور به ابزارها و خدمات لازم برای بهره‌گیری مؤثر از منابع اطلاع‌رسانی دسترسی دارد.
    نکته دوم و مهم‌تر اینکه سیاست‌هایی که به‌کار بسته می‌شوند، می‌توانند حدود استفاده از منابع اطلاعاتی را برای همه بخش‌های اقتصادی و اجتماعی تعیین کنند. این وضع در نتیجه تصمیم دولت برای استفاده از محصولات و خدمات خاص به‌وجود می‌آید.
    بهره‌برداری مؤثر از اطلاعات، چه در بخش عمومی و چه در بخش خصوصی، به‌صورت تصاعدی بر کل اقتصاد تأثیر می‌گذارد. گزارش نهایی ۱۹۹۳ کمیسیون اروپا که می‌گوید: "ثروت کشورها بیش از پیش بر شالوده آفرینش و بهره‌گیری از دانش استوار می‌شود"، نشان وقوف بر این نکته است.
    در گزارش زیر ساخت ملی اطلاع‌رسانی ایالات متحده: برنامه‌هایی برای عمل (۱۹۹۳)، یا در سند سیاست‌گذاری سنگاپور با عنوان فناوری اطلاع‌رسانی ۲۰۰۰، مشابه همین گفته‌ها را می‌توان یافت.
    ● دامنه ---------- اطلاع‌رسانی
    سیاست‌های مربوط به فعالیت‌های اطلاع‌رسانی را می‌توان در ۶ عرصه تدوین کرد:
    ▪ قانون‌گذاری
    ▪ تدوین مقررات
    ▪ توسعه زیرساخت‌ها
    ▪ تأمین خدمات
    ▪ سیاست‌های آموزشی
    ▪ سیاست‌های اطلاع‌رسانی فرهنگی
    بعد بین‌المللی ---------- اطلاع‌رسانی بیش از پیش در حال اهمیت یافتن است. این خود بازتاب جهانی شدن فعالیت‌های اطلاع‌رسانی است.
    سیاست‌های بین‌المللی اطلاع‌رسانی طیف گسترده‌ای را دربر می‌گیرد؛ از حفاظت مالکیت فکری و جلوگیری از آلودگی فرهنگی و انتقال داده‌های الکترونیک میان کشورها گرفته، تا هماهنگ کردن استانداردهای فنی.
    ● مدیریت و کاربرد اطلاعات در دولت
    دولت‌ها بزرگ‌ترین گردآوران و عرضه‌کنندگان اطلاعات در هر کشور هستند. از این‌رو، هر اندازه دولت اصول مدیریت منابع اطلاعات را بهتر به‌کار بندد و فناوری‌های رایانه‌ای و ارتباطات دوربرد را بهتر به خدمت گیرد، به همان اندازه بر بازدهی و کارآمدی کلی همه سیاست‌های خود و سیاست‌های مربوط به اطلاعات تأثیر خواهد گذاشت.
    بسیاری از کشورها، از جمله ایالات متحده و انگلستان، تدوین و اجرای سیاست‌های مدیریت اطلاعات را در محدوده دولت آغاز کرده‌اند. اتخاذ چنین سیاستی برای برنامه‌ریزی می‌تواند چند فایده داشته باشد: شناسایی بهتر الزامات اطلاع‌رسانی؛ تجدید نظر و طراحی مجدد فرایندها و رویّه‌ها؛ مدیریت بهتر مراقبت‌های بهداشتی؛ افزایش درآمدهای مالیاتی؛ شناسایی بهتر و پیش‌بینی گرایش‌های جمعیتی و اجتماعی.
    به‌کار بستن اصول مدیریت اطلاعات در دولت می‌تواند اثرات سودمند دیگری نیز داشته باشد. دولت‌ها تأمین‌کنندگان بزرگ محصولات و خدمات فناوری اطلاعاتی‌اند و به همین دلیل تأثیر زیادی در بازار می‌گذارند. دولت‌ها می‌توانند برای بخش‌های دیگر جامعه سرمشق باشند.
    برای مثال، از طریق پیشتازی در استفاده از فناوری، باب کردن شیوه الکترونیکی تأمین تدارکات دولتی (و بدین ترتیب تسهیل بازرگانی الکترونیکی)، و الزام به رعایت استانداردهای ملی و بین‌المللی، مانند استانداردهای ارتباطات نظام‌های باز (اُ.اس.آی.).
    اتحادیه اروپایی بر اتخاذ استانداردها تأکید خاصی می‌ورزد و متوجه است که امکان اجرای عملیات کشورهای عضو در قلمرو یکدیگر و پیوند میان شبکه‌های مختلف برای مدیریت‌های هر دولت عضو، ساز و کار مهمی برای یکپارچگی بلند مدت جامعه اروپا به‌عنوان یک کل است.
    دومین حوزه سیاست‌گذاری در عرصه اطلاعات دولتی، موضوع تأمین این‌گونه اطلاعات برای جامعه است. پرسش‌های اساسی که چنین سیاستی باید به آن پاسخ بگوید، عبارتند از: جامعه چه اطلاعاتی می‌خواهد؟ چه اطلاعاتی به‌صورت الکترونیکی است؟ به کمک چه ابزارهایی می‌توان آن را توزیع کرد؟ چگونه می‌توان این اطلاعات را در دسترس همه قرار داد؟ به‌کارگیری فناوری‌های پیشرفته برای انتقال اطلاعات دولتی در بسیاری از کشورها توسعه جدی یافته است.
    اطلاعات دولتی در امریکا، انگستان، و اتحادیه اروپا به‌صورت الکترونیک در آمده و از راه اینترنت اشاعه داده می‌شود. دکه‌های الکترونیک در اماکن عمومی و تابلوهای آگاهی‌رسانی الکترونیکی، رسانه جدید انتقال اطلاعات بخش دولتی شده‌اند. برای مثال فد ورلد در ایالات متحده، تابلوی آگاهی‌رسانی الکترونیکی است که نهادی به‌نام "خدمات ملی اطلاع‌رسانی فنی" وابسته به وزارت بازرگانی آن را ایجاد کرده است.
    این تابلو، اطلاعات صدها مرکز اطلاع‌رسانی دولتی کشور را در اختیار عموم می‌گذارد. این مراکز انواع اطلاعات علمی، فنی، و بازرگانی را که دولت امریکا و سایر مراکز تولید می‌کنند، ترویج می‌دهد. در شماری از کشورهای دیگر در سراسر جهان دستگاه‌های دولتی سایت‌های خود را بر روی وب جهانی ایجاد کرده‌اند.
    سومین حوزه ---------- اطلاعات دولتی، مربوط به تعیین دامنه بهره‌برداری اشخاص ثالث از این اطلاعات است. ---------- در این خصوص می‌تواند دوگانه باشد. از یک‌سو، ممکن است دولت بخواهد توسعه اطلاعات قابل خرید و فروش را تشویق کند، و از این رو، بخش خصوصی را به بهره‌برداری از منابع اطلاعات دولتی از راه‌هایی چون رایگان کردن حق استفاده تجاری از اطلاعات دولتی علاقه‌مند سازد ؛ از سوی دیگر، ممکن است، گفته شود که اطلاعات دولتی از آنِ پرداخت‌کنندگان مالیات است یعنی کسانی که برای گردآوری آن مالیات پرداخته‌اند و اینکه دولت‌ها موظف هستند این اطلاعات را با رعایت مساوات و به بهای عادلانه و به نحو مؤثر در اختیار همه جامعه بگذارند. این دو هدف همواره با یکدیگر سازگار نیستند.
    آخرین عرصه سیاست‌گذاری مربوط به دولت و استفاده آن از اطلاعات، به مسئله دموکراسی الکترونیکی مربوط می‌شود. تامس جفرسون اطلاعات را "پول رایج دموکراسی" نامید.
    در محافل دولتی در جهان، توجه فزاینده به این نکته دیده می‌شود که اطلاعات الکترونیکی و شبکه‌های رسانه‌های ارتباطی دوربرد را از جهت توزیع آنها چگونه می‌توان به‌کار گرفت که مشارکت شهروندان را در فرایند دموکراتیک در سطوح محلی، منطقه‌ای، ملی، و فراملی گسترش دهد. مسائل دموکراسی الکترونیکی با این پرسش که دولت چه نوع اطلاعاتی را باید در دسترس عموم قرار دهد، در هم تنیده است. در قسمت مربوط به آزادی اطلاعات در این باره بحث می‌شود.
    ● ترویج فناوری اطلاع‌رسانی
    دولت‌ها، به‌عنوان بخشی از ---------- ملی اطلاع‌رسانی، می‌توانند ترویج فناوری اطلاع‌رسانی را هدف قرار دهند. این ترویج می‌تواند به دو شکل باشد: نخست آنکه از راه‌های مختلف، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، درصدد توسعه ظرفیت صنعت‌های برخوردار از فناوری پیشرفته برآیند، دیگر آنکه در پی توسعه فناوری اطلاع‌رسانی در همه بخش‌های اقتصادی و جامعه باشند.
    چرا دولت‌ها باید در پی توسعه ظرفیت بومیِ فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی باشند؟ پاسخ در این عقیده نهفته است که این صنعت‌ها، موتورهای اصلی رشد و توسعه اقتصادی هستند. به گفته سایکس (۱۹۸۷)، همین که به سوی اقتصادهای مبتنی بر اطلاعات حرکت کنیم، عملیات اقتصادی به "توان اطلاعاتی" وابسته خواهد شد. توان اطلاعاتی کشور را در توانایی استفاده از الکترونیک برای پردازش اطلاعات و به‌کارگرفتن آن در توسعه منابع تولید داخلی می‌توان دید.
    کشورها به‌دنبال توسعه ظرفیت بومی خود هستند، زیرا نه تنها تجربه و دانش را از راه توسعه بالفعل فناوری‌های خود به‌دست می‌آورند، بلکه سایر بخش‌های تولید نیز قادر می‌شوند به این فناوری‌ها دسترسی مستقیم داشته باشند و بدین ترتیب توان رقابت بیابند.
    از این گذشته، در اقتصاد جهانی اطلاعات، اطلاعات و فناوری‌های ارتباطات و دیگر صنعت‌های وابسته، نظیر خدمت‌های نرم‌افزاری و اطلاع‌رسانی، از حیث اقتصادی بخش‌های مهمی هستند. کشورهایی که در این بخش‌ها رهبری فناوری را احراز کنند، سهم عمده‌ای از بازار جهانی را به‌دست می‌آورند.
    ابزارهای سیاست‌گذاری برای توسعه صنعت‌های فناوری اطلاعات گوناگون است. کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، به روش‌های مختلف به‌دنبال ایجاد صنعت‌های بومی برآمده‌اند. راه‌اندازی برنامه‌های تحقیق و توسعه که تمام یا بخشی از آن تحت نظارت دولت است، یکی از این روش‌هاست. برنامه راهبردی اروپا برای تحقیق در فناوری‌های اطلاع‌رسانی و یا طرح رایانه‌ها و ارتباطات پرتوان ایالات متحده، دو نمونه از این برنامه‌ها هستند.
    وجه مشترک این قبیل طرح‌ها، ترغیب همکاری نزدیک میان دانشگاه و صنعت با هدف توسعه محصولات تجاری است. دولت‌ها نیز مصرف‌کنندگان عمده این فناوری‌ها هستند و از راه به‌کارگرفتن ---------- تشویق "قهرمانان ملی" می‌توانند از صنعت بومی پشتیبانی اساسی کنند.
    کشورهای دیگر در پی دست‌یافتن به فناوری‌های پیشرفته اطلاع‌رسانی از راه تشویق سرمایه‌گذاری توسط شرکت‌های چند ملیتی فعال بوده‌اند، مانند سنگاپور و ایرلند. با این همه، کشورهای دیگری نظیر هند و برزیل، ---------- حمایت از تولیدات داخلی و محدودیت واردات را برای توسعه ظرفیت بومی به‌عنوان ابزار ---------- برگزیده‌اند، هر چند که این کشورها بعدها موضع خود را اصلاح کرده‌اند.
    دومین حوزه سیاست‌گذاری در زمینه ترویج فناوری به استفاده از این فناوری‌ها در بخش‌های دیگر اقتصاد مربوط می‌شود. سیاست‌گذاری در این خصوص، می‌تواند در راه آگاه‌سازی بخش صنعت باشد، برای مثال در انگلستان، وزارت بازرگانی و صنعت، برنامه تشویق استفاده از مبادله داده‌های الکترونیکی را حمایت می‌کند؛ یا به شرکت‌ها، به‌ویژه شرکت‌های کوچک و متوسط، مستقیمآ کمک مالی می‌کند تا در زمینه طراحی نظام‌های اطلاع‌رسانی برای خود از متخصصان کمک گیرند.
    دولت‌ها می‌توانند با الزامی ساختن استفاده از رسانه الکترونیک، استفاده از این فناوری‌ها را ترغیب کنند. برای مثال، وزارت دفاع ایالات متحده همه پیمانکاران خود را ملزم به تسلیم اسناد لازم به‌صورت الکترونیک می‌کند.
    به همین ترتیب، شرکت‌های پوشاک در سنگاپور باید اسناد مناقصه را به‌صورت الکترونیک تسلیم کنند و برای سهمیه‌های اضافی تولیدی باید از شبکه بازرگانی دولت استفاده کنند.
    راه دیگری که با سیاست‌گذاری می‌توان فناوری اطلاعات را ترویج داد، آموزش است؛ بدین معنی که تمام کسانی را که آموزش می‌بینند ملزم کنیم سواد اطلاعاتی و توانایی استفاده از انواع فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی را داشته باشند.
    ● سیاست‌های مخابراتی و رادیو و تلویزیون
    صنعت مخابرات در دهه گذشته به یکی از پویاترین صنعت‌های سراسر جهان تبدیل شده است. این رویداد به‌سبب همگرایی فناوری‌های مخابراتی و رایانه است. این دو صنعت که پیش از این مجزا بودند، اکنون در هم تنیده‌اند.
    بخش مخابرات را می‌توان به چند بازار جدا از هم تقسیم کرد: بازار تجهیزات موجود در ملک مشتری، خود شبکه، و خدمت‌های افزوده که در شبکه عرضه می‌شود، و تجهیزات ارتباطات همراه. ---------- مخابراتی در وهله نخست معطوف به مسائل توسعه زیرساخت مخابراتی و تنظیم بخش‌های مختلف بازار است.
    اهمیت مخابرات. ارتباطات راه دور به نحو فزاینده‌ای، یکی از منابع راهبردی (استراتژیک) تلقی می‌شود که با توسعه اقتصادی کشور پیوند نزدیک دارد. مخابرات در آغاز، انحصاری "طبیعی" تلقی می‌شد، زیرا "با استفاده از یک تولیدکننده"، صرفه‌جویی‌های ناشی از ابعاد تولید در جریان توسعه زیرساخت، تأمین می‌شود.
    در قراردادهای بین‌المللی نیز انحصار این حسن را داشت که توافق بر سر استانداردهای فنی و اتصال میان شبکه‌های مخابراتی کشورها را آسان می‌کرد. زیرساخت مخابرات و خدمات مخابراتی را در بیشتر کشورها تا دهه ۱۹۸۰، نهادی به نام پست، تلگراف، و تلفن (پی. تی. تی.) اداره می‌کرد که معمولا در مالکیت دولت و یک تولیدکننده انحصاری بود.
    مخابرات در عین حال با سیاست‌های اجتماعی مرتبط است، به‌ویژه آنکه هدف دولت‌ها تأمین کردن خدمات عمومی و دستیابی همگان به شبکه مخابرات با قیمت معقول است. پی.تی.تی.ها برای دولت‌ها منبع عمده درآمد بودند و قیمت‌های آنها تابع مقررات دولتی بود.
    در عین حال، یارانه‌دهی متقابل آنها به مردم یاری می‌داد که در نقاط دوردست‌تر برای دستیابی به مخابرات و برقراری ارتباط با آن، همان هزینه‌ای را بپردازند که در مراکز شهری پرداخت می‌شود.
    از دهه ۱۹۸۰ در مخابرات کشورهای توسعه یافته و در برخی کشورهای در حال توسعه، تغییراتی رخ داده است. شبکه‌های تلفنی اکنون برقرار است و استفاده از مخابرات برای دست یافتن به تفوق رقابتی، چه در سطح شرکت و چه در سطح کشور، تحقق یافته است.
    فناوری، در حال ایجاد تغییر در اقتصاد صنعت مخابرات است و به موازات شناخته شدن اهمیت دستیابی به انواع تسهیلات و خدمات مخابراتی، نیاز استفاده‌کنندگان افزایش می‌یابد. این نکته، دولت‌ها را واداشته است که به نوعی رقابت در صنعت مخابرات، به قصد ایجاد انگیزه برای رقابتی کردن قیمت‌ها و نوآوری، توجه کنند.
    آزادسازی به معنای گشودن بازارهای مخابرات در برابر رقابت، روندی جهان گستر است. باور بر این است که رقابت توان پاسخگویی این صنعت را، به‌ویژه نسبت به نیازهای اهل کسب و کار، افزایش خواهد داد. پرسش‌هایی که سیاست‌گذاران با آن روبه‌رو بوده‌اند اینهاست: تا کجا باید به رقابت میدان داد؟
    از تازه واردان به بازار چگونه باید حفاظت کرد؟ از کسانی که انحصار آنها از بین رفته است چگونه باید حفاظت کرد؟ مسئله دیگر مربوط به سرنوشت تولیدکنندگان داخلی تجهیزات، پس از باز کردن بازار به روی رقابت است.
    تولیدکنندگان تجهیزات مخابراتی در بسیاری از کشورها منبع مهم اشتغال بوده‌اند. با این حال، تحولات فنی به‌گونه‌ای است که هزینه تحقیق و توسعه در عرصه مخابرات در حال افزایش است. این بدان معناست که تولیدکنندگان تجهیزات اگر بخواهند در صنعت باقی بمانند، باید به فروش در مقیاس جهانی بیندیشند.
    بسیاری از این تولیدکنندگان، پس از آزادسازی بازارهای تجهیزات، از مشتریان سنتی خود ـ پی.تی.تی.ها ـ دور می‌شوند، زیرا تولیدکنندگان دیگر با رقابت برنده مناقصه می‌شوند. این مسئله، سبب شده است که برخی تولیدکنندگان تجهیزات در کشورهای خاص، مثلا انگلستان، از کسب و کار بیفتند.
    آزادسازی در بخش خدمات و مخابرات سیار (موبایل) در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، از جمله در ایالات متحده، ژاپن، انگلستان، و دیگر کشورهای اروپایی بسیار پیشرفته است.
    آزاد سازی، لزومآ به معنای لغو مقررات یعنی کاهش مقررات مربوط به مخابرات نیست؛ آزادسازی، به عکس، به پیدایش شکل‌های تازه‌ای از مقررات، و در این خصوص به مقررات بازاری رقابتی، انجامیده است. مقررات مربوط به این رسانه‌ها غالبآ حول قیمت، تعرفه‌ها، و نیز استانداردهای فنی است.
    آیا مشتریان در وضع انحصار قانونمند از خدمت بهتر بهره‌مند می‌شوند یا در وضع بازار رقابتی قانونمند؟ به نظر می‌رسد که رقابت توانسته است خدمت بهتر، کاهش قیمت، و انواع تازه محصولات و خدمات مخابراتی را برای کار و کسب و استفاده‌کنندگان محلی به‌بار آورد.
    قدرت انتخاب شرکت‌های استفاده کننده از این خدمات (که اکنون می‌توانند انتخاب کنند چه نوع تجهیزات، خدمات، و در مواردی از کدام شبکه بخرند یا استفاده کنند) افزایش یافته است. این شرکت‌ها بیش از پیش به شرکت‌های مخابرات فشار می‌آورند که تعرفه‌های خود را متناسب با هزینه‌هایشان تعیین کنند. شرکت‌های مخابراتی نیز ناگزیرند به انتظار آنها پاسخ گویند.
    امروزه، ویژگی صنعت مخابرات، رقابت، رشد، و خصوصی‌سازی پی.تی.تی.هایی است که روزی در مالکیت دولت بودند. امر توسعه زیرساخت ارتباطات دوربرد بیش از گذشته در حوزه بخش خصوصی دیده می‌شود. طرح‌های امریکایی، ژاپنی، و اروپایی برای توسعه "ابربزرگراه‌های اطلاعاتی" بر این نکته تأکید دارد؛ میان گروه‌های رقیب، متشکل از شرکت‌های مخابراتی، رقابت جدی بین‌المللی برقرار است.
    روشن نیست پیامدهای ضمنی توسعه زیرساخت بخش خصوصی برای "خدمات فراگیر" و تأمین دستیابی برابر به منابع اطلاعاتی و ارتباطی دوربرد در بلندمدت چه باشد. این امر به مقرراتی بستگی خواهد داشت که کشورها اختیار می‌کنند.
    مخابرات و رادیو و تلویزیون. مخابرات نه تنها با رایانه، بلکه با رادیو و تلویزیون نیز در حال آمیخته شدن است و بدین‌ترتیب، بر سیاست‌گذاری در این عرصه نیز تأثیر می‌گذارد. پیشرفت‌های فنی در پخش برنامه‌های رادیو و تلویزیون کابلی و ماهواره‌ای، بدین معناست که این دو را برای طیف وسیعی از خدمات می‌توان به‌کار برد.
    کابل‌های هم محور و فیبرنوری به سیستم‌های باند پهن امکان انتقال شمار زیادی کانال را به‌وجود آورده و ورود انواع بسیاری از خدمات تعاملی به منازل را ممکن کرده است. این پدیده‌های فنی، مسائل تازه‌ای را فراروی سیاست‌گذاران قرار می‌دهد.
    برای مثال، مصوبه دولت در مارس ۱۹۹۱ در انگلستان، به واگذارکنندگان کابل اجازه داد که از این طریق، هم خدمات تلفن کابلی عرضه کنند و هم تلویزیون کابلی. این مصوبه سبب شد که زیرساخت کابلی اهمیت بیابد، اما شرکت‌های مخابرات تا ۲۰۰۱ از ارائه خدمات تلویزیونی منع شدند. این شرکت‌ها به این تصمیم معترض بوده و آن را ناعادلانه می‌دانند.
    روند جهان گسترِ فعلی، تشکیل ائتلاف‌های راهبردی میان شرکت‌های مخابراتی، کابلی، و رایانه‌ای است که در عرصه بین‌المللی برای سهم خود از بازار چند رسانه‌ای و بازار خدمات تعاملی اطلاع‌رسانی (از جمله تلویزیون) که توسعه ابربزرگراه‌های اطلاعاتی را در سراسر جهان در دسترس قرار خواهد داد، رقابت می‌کنند. از آنجا که این صنعت‌ها به‌طور سنتی متمایز بوده‌اند، این رقابت منجر به بروز مشکلات آیین نامه‌ای می‌شود.
    رادیو و تلویزیون به‌نوبه خود مسائل سیاست‌گذاری بسیاری را مطرح می‌کند. نقش آن در فراهم‌آوردن اطلاعات و شکل دادن به افکار عمومی شناخته شده است، همان‌طور که این گفته قدیمی درباره بی‌بی‌سی نشان می‌دهد:
    رادیو واجد امکانات اجتماعی و ---------- عظیمی نسبت به سایر دستاوردهای فنی نسل ماست. به‌این دلایل بر این نظر هستیم که مهار چنین منبع اعمال قدرتی بر افکار عمومی و زندگی کشور باید در اختیار دولت باشد و نباید اجازه داد که اداره چنین امر ملی مهمی به یک انحصار بازرگانی تبدیل شود (گزارش کمیته رادیویی، ۱۹۲۵).
    منشور اصلی بی‌بی‌سی هدف‌های نخستین خود را "اطلاع‌رسانی، آموزش، و سرگرمی" اعلام کرد. در آن زمان به دولتی بودن رادیو اعتقاد راسخ وجود داشت و اینکه استانداردهای آن باید اکیدآ اعمال گردد.
    با این حال، طی سالیان در بسیاری از کشورها روند آزادسازی بخش رادیو و تلویزیون به رشد سریع شمار کانال‌ها و انواع سازوکارهای انتقال، از جمله کابل و ماهواره، انجامیده است.
    این روند، مسائل سیاست‌گذاری درخصوص نقش رادیو و تلویزیون دولتی را مطرح کرده است و اینکه برخی یا تمام کانال‌های رادیو و تلویزیون دیگر نیز تا چه حد باید نقش رادیو و تلویزیون‌های دولتی را به‌عنوان پیش شرط اجازه فعالیت ایفا کنند. دولت انگلستان در ژوئن ۱۹۹۴ گزارشی رسمی با عنوان آینده بی‌بی‌سی: خدمت به کشور، رقابت در صحنه جهان انتشار داد.
    نقش پیشنهاد شده بی‌بی‌سی در این گزارش برای انگلستان، به همان صورت باقی مانده است: صدا و سیمای عمومی که اولویت را برای مخاطبانش قائل می‌شود، به مخاطبانش مجال انتخاب می‌دهد، میراث کشور را غنا می‌بخشد، فرهنگ و هویت انگلستان و نواحی آن را منعکس می‌کند و باز می‌نمایاند. افزایش روند آزادسازی در سایر نقاط جهان، به افزایش شدید کانال‌هایی انجامیده است که از راه نمایش برنامه‌هایی که می‌تواند بیشترین عده تماشاگر را به‌دست بیاورد، برای کسب درآمد از راه تبلیغات رقابت می‌کنند.
    در این تلویزیون‌ها چه بسا در خصوص محتوای برنامه هیچ‌گونه مقرراتی وجود ندارد و نیز هیچ‌گونه الزامی برای تحقق اهدافی از نوع اهداف "برنامه‌های دولتی"، نظیر عرضه اطلاعات عینی و متوازن یا آموزش مقررات، وجود ندارد. بدین ترتیب، ---------- دولت در قبال برنامه‌های رادیو و تلویزیون می‌تواند بر کیفیت اطلاعاتی که ما از راه این رسانه‌ها دریافت می‌کنیم، تأثیر اساسی داشته باشد. برای مثال، وظیفه شورای استانداردهای صدا و سیما در انگلستان، "اعمال استانداردهای ذوق سلیم و عفت، به‌ویژه در نمایش امور جنسی و خشونت" است.
    با این حال، فناوری ماهواره، مرز ملی نمی‌شناسد و مالکیت کانال ممکن است به‌گونه‌ای باشد که از مقررات ملی تبعیت نکند. این واقعیت‌ها، حکومت‌ها را به این نتیجه رسانده که در برخی عرصه‌های سیاست‌گذاری صدا و سیما، به همکاری بین‌المللی و بسط قلمرو مقررات نیاز است و باید موقعیت را بشناسند.
    همین مسائل در مورد شبکه‌هایی نظیر اینترنت، که هیچ کس عملا "مالک" آن نیست یا بر آن "نظارت" ندارد، مطرح است. آیا بر محتوا باید نظارت داشت؟ این نظارت را چگونه می‌توان اعمال کرد؟ مقررات چه وقت به سانسور تبدیل می‌شود؟ پاسخ گفتن به هیچ کدام از این پرسش‌ها برای سیاست‌گذاران آسان نیست و به‌هم گراییدن فناوری‌ها بر پیچیدگی مسائل می‌افزاید.
    ● مالکیت رسانه‌ها
    بحث ---------- پخش برنامه‌های رادیو و تلویزیون در یک جا با بحث بر سر مالکیت رسانه‌ها در هم آمیخته است. بسیاری از دولت‌ها از تمرکز مالکیت رسانه‌ها بیم دارند. فرض بر این است که روزنامه‌ها و تلویزیون در شکل دادن به افکار به قدری مؤثرند که مالکیت آنها باید به دقت محدود و تقسیم شده باقی بماند و این اصل را باید به همه انواع رسانه‌ها، از جمله رادیو، تلویزیون آنتنی و کابلی و ماهواره‌ای، و نیز روزنامه چاپی تعمیم داد.
    در مقابل، بسیاری از کشورها برای مالکیت رسانه‌های مختلف، توسط اشخاص واحد، مقررات پیچیده‌ای دارند. به‌تدریج که منابع اطلاعاتی به هم بگرایند، به‌نظر عده‌ای ادغام رسانه‌ها، خریده شدن آنها توسط دیگران، و تشکیل ائتلاف شرکت‌ها در میان همه انواع رسانه‌ها عادی‌تر خواهد شد. در گذشته، مرزبندی‌ها میان انواع مختلف رسانه‌ها روشن بود، اما دگرگونی‌های فناورانه مرزها را بیش از پیش تار می‌کند و تجدید نظر در مسئله مالکیت رسانه‌های چندگانه را ضروری می‌سازد.
    برای مثال، بسیاری از گروه‌های پخش کننده برنامه‌های رادیو و تلویزیون در انگلستان، امروزه علاقه‌مندند که پیوند با هم و رسانه‌های چاپی را تقویت کنند و مدعی هستند که با فرصت‌های بزرگی که در بازارهای بین‌المللی ایجاد شده است، تبدیل گروه‌های تک رسانه‌ای به سازمان‌های چند رسانه‌ای به آنها مجال می‌دهد که با مؤسسات خارجی، فارغ از محدودیت‌هایی که بر شرکت‌های انگلیسی تحمیل شده است، مؤثرتر رقابت کنند.
    دیگران می‌گویند که تکثر مالکیت رسانه‌ها، چه از حیث حفاظت از حق دسترسی عموم به اطلاعات و چه از لحاظ تضمین تنوع فرهنگی، لازم است. از این‌رو، میان منطق رسانه‌ها که به پدیده جهانی شدن و ایجاد گروه‌های چند رسانه‌ای گرایش دارد؛ و میل به حفظ نقش خدمت همگانی برای صدا و سیما در قالب اطلاعات و آموزش و عرضه و بازنمایی تنوع فرهنگی کشور، برخورد وجود دارد.
    ● پشتیبانی از توسعه خدمات الکترونیکی اطلاعات
    یکی از مهم‌ترین راه‌هایی که دولت یا اتحادیه سیاسی، مانند اتحادیه اروپا، می‌تواند از طریق آن بر ---------- اطلاع‌رسانی تأثیر بگذارد، پشتیبانی صریح یا ضمنی از صنعت‌های اطلاع‌رسانی است. این صنعت‌ها معمولا شامل اینهاست:
    ▪ نشرِ چندرسانه‌ای
    ▪ نشر الکترونیکی
    ▪ پایگاه‌های اطلاعاتی
    ▪ میزبان‌های اطلاعاتی
    ▪ ادیوتکس
    ▪ ویدئوتکس
    خدمت‌های اطلاع‌رسانی با ارزشِ افزوده که اطلاعات را برای ارضای نیازهای حرفه‌ای تأمین می‌کند
    صنعت‌های اطلاع‌رسانی، در بحث حاضر، شامل موارد زیر نمی‌شود: تولیدکنندگان و تهیه‌کنندگان نرم‌افزار و سخت‌افزار یا عرضه‌کنندگان اطلاعات برای ارضای نیازهای مصرف‌کننده یا نیازهای تفریحی، نظیر تلویزیون، مراکز سخن پراکنی، رسانه‌های همگانی، بازی‌های رایانه‌ای، و جز آن.
    بیشتر کشورها این دیدگاه را اختیار کرده‌اند که صنعت‌های نشر سنتی مبتنی بر چاپ به هیچ‌گونه پشتیبانی خاص یا یارانه نیاز ندارند. از نگاه ایشان، اینها شرکت‌هایی هستند با تشکیلات مناسب و گاه بسیار سودآور که البته از مشکلات خاص خود، نظیر ماهیت بی‌نهایت پراکنده کار و چالش‌های فناوری جدید فارغ نیستند.
    از این‌رو، آنها را عمومآ به حال خود رها می‌کنند تا در فضای قانونی با مسائلی چون مالیات ارزش افزوده بر آثار چاپی، حق پدیدآورنده، تهمت و افترا، مقررات ضد تراست و ضد تثبیت قیمت، و غیره که ممکن است بر آنها تأثیر مثبت یا منفی داشته باشد، سر کنند.
    اما صنعت اطلاع‌رسانی الکترونیکی، هنوز هم در بسیاری کشورها از کمک مستقیم یا غیرمستقیم دولت برخوردار است. این کمک‌ها می‌تواند به شکل‌های زیر باشد:
    ▪ یارانه‌های یک‌نوبته یا مستمر به نظام‌ها و خدمت‌های پیوسته
    ▪ اتخاذ سیاست‌هایی که تضمین می‌کند اطلاعات در اختیار دولت در سطح جامعه به‌طور وسیع مورد استفاده قرار خواهد گرفت
    ▪ ایجاد خدمت‌های اطلاع‌رسانی خاصی که مشتری آنها شرکت‌های کوچک و متوسط هستند و یارانه دادن به آنها
    ▪ آگاه کردن مردم از اهمیت اطلاعات و آموزش آنها برای استفاده و بهره‌برداری از اطلاعات الکترونیکی
    ▪ الزام دستگاه‌های دولتی به فروش اجازه استفاده از اطلاعاتشان به صنعت اطلاع‌رسانی الکترونیکی
    ▪ نظارت بر تأمین بودجه برای پژوهش در علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی به‌منظور کمک به توسعه فناوری‌ها یا کاربردهای جدید
    ▪ راه‌اندازی پایگاه‌های اطلاعاتی یا میزبان‌های اطلاع‌رسانی
    ▪ تأسیس وزارتخانه مسئول و هماهنگ‌کننده همه اطلاعات دولتی
    ▪ توسعه سیاست‌های ناظر به ترغیب توسعه و کاربرد اینترنت یا ابربزرگراه اطلاع‌رسانی، با منافع بلندمدت ضمنی برای صنعت اطلاع‌رسانی الکترونیکی
    ▪ مکلف ساختن دولت به استفاده حداکثر از بازرگانی الکترونیکی در داخل کشور
    هیچ کشوری در جهان چنین صورت کاملی از فعالیت‌ها را در دست انجام ندارد، هر چند که برخی کشورها مانند فرانسه، آلمان، ژاپن، اتحادیه اروپا، و ایالات متحده بسیاری را انجام می‌دهند. انگلستان به عکس، اخیرآ این فلسفه را در پیش گرفته است که بهتر است این‌گونه امور به بازار واگذار شود، از این‌رو، به‌ندرت صنعت اطلاع‌رسانی الکترونیکی خود را فعالانه تشویق می‌کند.
    ایالات متحده مورد جالبی برای مطالعه است، زیرا موفق‌ترین صنعت اطلاع‌رسانی الکترونیکی جهان را در اختیار دارد. اطلاعات دولتی در این کشور فارغ از قوانین حق پدیدآورنده است؛ در گذشته بودجه تحقیق و توسعه‌اش را برای کمک به توسعه و به راه انداختن شبکه‌های مهم پیوسته (به‌طور مشخص شبکه‌هایی که در اصل به دیالوگ و اربیت معروفند) به‌کار برده است؛ و اخیرآ به ابتکار ---------- بزرگی به قصد توسعه و به راه انداختن ابربزرگراه اطلاع‌رسانی در ایالات متحده دست زده است.
    انگیزه نخستین این طرح زیربنایی، کمک به آموزش و ارتقای دموکراسی از راه "بازآفرینی حکومت" است. با این حال، دولت امریکا به این نکته کاملا واقف است که سود این کار تشویق صنعت اطلاع‌رسانی الکترونیکی کشور خواهد بود. البته نتایج ---------- ایالات متحده در سطح جهانی احساس می‌شود، برای مثال، پشتیبانی بنیاد ملی علوم از اینترنت در اقبال عظیم به آن و استفاده از این شبکه شبکه‌ها تعیین کننده بوده است.
    به دلایل قابل تأمل، هر کشوری باید برخی از این سیاست‌ها را برگزیند. صنعت محلی اطلاع‌رسانی الکترونیکی در خارج از کشور فروش خواهد داشت و بازارهای صادراتی را به‌دست خواهد آورد؛ کار فرمای عمده‌ای خواهد بود؛ به صنعت محلی خدمت خواهد کرد؛ و به این ترتیب کارآمدی و قدرت رقابت آنها را افزایش خواهد داد و از نفوذ صنعت اطلاع‌رسانی الکترونیکی خارجی (برای مثال، امریکایی یا ژاپنی) جلوگیری خواهد کرد. با این وصف، این‌گونه سیاست‌ها غالبآ بحث‌انگیز است.
    یارانه‌های بلندمدت بازار را از شکل می‌اندازد و ممکن است به استمرار خدماتی منجر شود که سال‌ها باید تعطیل می‌شد و ممکن است که بازار را چند پاره کند. سودرسانی صنعت محلی اطلاع‌رسانی از لحاظ ایجاد اشتغال و صادرات در اکثر موارد مشکوک است. پایگاه‌های اطلاعاتی و میزبان‌های بسیاری که با یارانه دولتی به راه افتادند، تعطیل شده‌اند.
    بررسی‌های موردی درباره موفق‌ترین نمونه‌ها نشان می‌دهد که بهترین سیاست‌ها، سیاست‌هایی است که اطلاعاتِ در اختیار دولت را از قوانین حق پدیدآورنده معاف نگاه دارد؛ برای واحدهای دولتی الزام ایجاد کند تا اطلاعاتشان را به صنعت اطلاع‌رسانی الکترونیکی تحویل دهند؛ هزینه تحقیق و توسعه در راه ارتقای فناوری‌ها یا کاربردهای جدید را تأمین کنند؛ سیاست‌هایی برای توسعه ابربزرگراه اطلاع‌رسانی، با منافع بلندمدت ضمنی برای صنعت اطلاع‌رسانی الکترونیکی در پیش گیرد؛ و دولت را مکلف کند از خدمات داخلی اطلاع‌رسانی الکترونیکی بازرگانی حداکثر استفاده را ببرد.● جریان یافتن داده‌ها به خارج از مرزهای ملی
    همگرایی بین مخابرات و رادیو و تلویزیون و فناوری‌های رایانه‌ای، رشد جریان برون مرزی داده‌ها و توسعه خدمات بین‌المللی اطلاع‌رسانی را تسهیل کرده است. با این حال، در سراسر جهان و در مناطق مختلف، نابرابری عمیقی در مبادلات ارتباطات دوربرد دیده می‌شود. چگالی ارتباطات دوربرد با ثروت ملی ارتباط نزدیکی دارد.
    در کشورهایی که درآمد سرانه ناخالص ملی آنها از ۷۰۰۰ دلار بیشتر است، چگالی ارتباطات دوربرد از ۳۰ درصد جمعیت بیشتر است، اما در کشورهای فقیرتر جهان که درآمد سرانه آنها از ۲۰۰۰ دلار کمتر است، چگالی دوربرد زیر ۵ درصد است. بنابراین، دسترسی به مخابرات بسیار نابرابر است و نابرابری به‌گونه‌ای در حال افزایش است که شکاف میان جهان غنی و فقیر را عمیق‌تر می‌کند.
    چند سالی است که درباره شکاف اطلاعاتی روزافزون میان شمال و جنوب بحث است. با این حال، موضوع جریان فرامرزی داده‌ها موضوعی است پیچیده و مشتمل است بر مباحثی مانند نقش اطلاع‌رسانی در "توسعه"، جریان آزاد اطلاع‌رسانی در تقابل با حاکمیت ملی، مسائل انتقال فناوری، داده‌های بین‌المللی و حفظ مالکیت فکری، نگاهداری تنوع - حاکمیت فرهنگی، همراه با مسائل مربوط به نحوه عرضه رسانه‌ای کشورهای "در حال توسعه" در رسانه‌ها و مالکیت رسانه‌ها.
    برای مثال ---------- کشورهایی که منابع اطلاعاتی بسیار دارند، حذف مانع‌های تجارت محصولات اطلاعاتی، فناوری‌ها، خدمات، و جریان بدون مانع داده‌ها در خارج از مرزهایشان است. به استدلال این کشورها، حذف این موانع، اقتصاد جهانی را به سود همگان گسترش خواهد داد، و دستیابی به منابع اطلاع‌رسانی را آسان‌تر و مؤثرتر خواهد ساخت و فعالیت‌های شرکت‌های فراملی را تسهیل خواهد کرد که اصل بیشتر آنها از کشورهایی است که از لحاظ اطلاعاتی از شمار اغنیا هستند. این استدلال را گاه به‌عنوان جریان (آزاد) اطلاع‌رسانی مطرح می‌کنند.
    از سوی دیگر، هدف سیاست‌گذاری در کشورهای دارای منابع اطلاعاتی کمتر توسعه یافته، تعیین جای منابع اطلاع‌رسانی است که برای توسعه آینده در محدوده ملی حائز اهمیت بسیار است، به‌گونه‌ای که این کشورها بتوانند به منافع مستقیم و غیرمستقیم مرتبط با توسعه این‌گونه منابع دست یابند و از این‌رو، محرکی برای توسعه صنعت بومی شوند و ارز خارجی را صرفه جویی کنند.
    این‌گونه استدلال‌ها که به سود حاکمیت ملی است، ناظر به این نکته است که وابستگی اقتصادی و فنی به اغنیا، تمرکز منابع و مهارت‌ها در دست شماری اندک را تداوم می‌بخشد؛ نابرابری اطلاعاتی را تشدید می‌کند؛ انگیزه‌های تحقیق و توسعه بومی را کاهش می‌دهد؛ در صورت محدود شدن دسترسی، کشور را آسیب‌پذیر باقی می‌گذارد؛ و ممکن است به همسان‌سازی فرهنگی منجر شود.
    بحث بر سر چگونگی برقراری ارتباط میان شکاف اطلاعاتی و سایر مسائل مرتبط با جریان فرامرزی داده‌ها، طی سال‌ها در مجامع بین‌المللی مختلف، از جمله یونسکو؛ اتحادیه بین‌المللی ارتباطات راه دور (آی.تی.یو.)؛ سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه (اُ.ای.سی.دی.)؛ گات؛ و در همین اواخر گروه هفت در مذاکرات سران در ۱۹۹۵ در بروکسل، جریان داشته است. البته، سیاست‌های مشخص برای رسیدن به این هدف ناچیز است. برای مفهوم خدمت فراگیر در معنای جهانی، تعهد بین‌المللی وجود دارد، اما چه کسی به‌کار بستن آن را تضمین خواهد کرد؟
    زیرساخت‌های ضعیف مخابراتی و فقدان متخصصان ماهر اطلاع‌رسانی فقط دو مانع از مانع‌های بسیاری است که بر سر راه کشورهای در حال توسعه برای مشارکت در ابربزرگراه‌های اطلاعاتی جهانی و بهره‌مندی از آن وجود دارد. همان‌طور که تابو مبکی، معاون رئیس جمهور افریقای جنوبی در مذاکرات سران گروه هفت گفت: "پیداست که پیوند دادن کشورهای در حال توسعه به بزرگراه اطلاع‌رسانی چالش عظیمی است، اما اگر بر آن هستیم که رشد اقتصادی را پیش ببریم، ناگزیر به این چالش هستیم".
    اگر بدانیم تعداد خط‌های تلفن محله منهتن درنیویورک، بیش از تعداد خط‌های کشورهای افریقای جنوب صحراست، و اینکه نیمی از افراد بشر تاکنون با تلفن حرف نزده‌اند، مقیاس چالش آشکار خواهد شد.
    مسائل جریان فرامرزی داده‌ها در عین حال با موضوع بازرگانی در خدمات و نقش بخش خدماتی در توسعه پیوند نزدیک دارد. مذاکرات ۱۹۸۶ گات، تجارت خدمات، از جمله خدمات اطلاع‌رسانی را، به‌رغم مخالفت اولیه برخی کشورهای در حال توسعه، در دستور کار قرار داد. صیانت مالکیت فکری در عرصه بین‌المللی، عرصه‌ای مهم در این بحث‌ها بود. آن دسته از کشورهایی که خواستار بازرگانی آزاد در اطلاع‌رسانی و فناوری‌های آن بودند، به این نکته توجه داشتند که ابزارهای رایج برای حفظ مالکیت فکری و تأمین منافع ناشی از آن و برای تسهیل بازرگانی بین‌المللی کفایت نمی‌کند. نتیجه آن شد که جنبه‌های وابسته به بازرگانی در حفظ مالکیت فکری (تریپس)، در موافقت‌نامه گات ملحوظ شد.
    هدف آن، هماهنگ ساختن حفظ حقوق ناشی از مالکیت فکری در سطح جهان است. این موافقت‌نامه را بیش از یک صد کشور امضا کرده‌اند و در نتیجه، بسیاری از کشورهای در حال توسعه، قوانین محلی خود را به‌میزانی تغییر داده‌اند که با حداقل هنجارهای حفظ حقوق در کشورهای صنعتی، برحسب تعریف گات، سازگار باشد. سازمان تجارت جهانی در دسامبر ۱۹۹۴ تشکیل شد و قرار است که نهاد قانون‌گذار و حَکَم در همه جنبه‌های مربوط به تجارت و مالکیت فکری باشد.
    ● حریم خصوصی و حفاظت از داده‌ها
    اجماع بر آن است که افراد باید از این حق برخوردار باشند که اطلاعات مربوط به خود را خصوصی نگاه دارند. در این‌باره هنگامی که اطلاعات بسیار خصوصی است، اجماع خاص وجود دارد. در مقابل، پیش‌فرض عمومی بر این است که اگر فردی برگزید که اطلاعات درباره خود را، به‌طور مثال از طریق مقاله‌ای، انتشار دهد، از حق حریم خصوصی خود نسبت به آن فقره خاص اطلاعات صرف‌نظر کرده است.
    قلمرو دشوار در این زمینه، اطلاعات مالی، طبی، شغلی، و مانند اینهاست که فرد ممکن است حس کند باید خصوصی نگه داشته شود، اما جامعه به‌طور کلی حس می‌کند که به‌منظور داوری آگاهانه درباره آن فرد، لازم است به آنها دسترسی داشته باشد. مسئله نفع جامعه نسبت به دانستن اطلاعات راجع به افراد صاحب نفوذ نیز مطرح است.
    در این زمینه ۳ نوع اطلاعات را می‌توان تشخیص داد:
    ۱) اطلاعات بسیار حساس که اصلا نباید پخش شود
    ۲) اطلاعات محرمانه که فقط بر اساس ضرورت باید به گردش در آید
    ۳) مواردی که به هیچ‌گونه اعمال محدودیتی نیاز ندارد
    حفاظت داده، جزء اصلی هرگونه ---------- اطلاع‌رسانی و تنظیم کننده چگونگی پردازش این‌گونه اطلاعات شخصی درباره افراد است، و به افراد حق می‌دهد که پیشینه‌های مربوط به خود را ببینند و بخواهند که خطاهای آنها اصلاح شود، اگر خطاها به آنها زیان وارد ساخت، مسئول را تعقیب قانونی کنند و در برخی کشورها نیز، به‌صرف پردازش آنها اعتراض کنند.
    بیشتر کشورهای جهان تلاش دارند که میان اطلاعات حساس و سایر انواع اطلاعات، در قانون‌گذاری‌هایشان تفاوت بگذارند. عجیب آنکه چند کشور ــ فرانسه نمونه خوبی است ــ اطلاعات دولتی را استثنا می‌کنند و آنها را از مقررات مربوط به حفاظت داده‌ها به‌کلی خارج می‌دانند.
    شورای اروپا در مورد پردازش خودکار داده‌های شخصی، مصوب ۱۹۸۱، مقرراتی را در خصوص حفاظت از اطلاعات مربوط به افراد انتشار داد. کمیسیون اروپا به همه دولت‌های عضو خود توصیه کرد این مقررات را تصویب کنند.
    حفاظت داده بر هر کسی که داده‌های شخصی را پردازش کند و تجهیزات پردازش خودکار را به‌کارگیرد، تأثیر می‌گذارد. داده‌های شخصی، داده‌هایی است درباره شخص حقیقی، یعنی موجود زنده معینی که در جایی زندگی می‌کند.
    در برخی قوانین حقوقی، داده‌های مربوط به افراد، حتی فوت شده را ــ هر چند که چنین موجودی نمی‌تواند به پردازش این‌گونه داده‌ها اعتراض کند یا برای جبران خسارت تقاضای تعقیب قانونی داشته باشد ــ مشمول اصل حفاظت می‌دانند. نیازی به نام بردن از این‌گونه داده‌ها نیست، برای مثال شماره بیمه هر کسی هویت فردی او را آشکار می‌سازد.
    تعریف پردازش خودکار، نوعآ همه انواع رایانه، نظام‌های بازیابی خودکار ریزفیلم، نظام‌های برگه منگنه، و ماده کاغذی را به‌شکلی که برای تجهیزات بازیابی نوری مناسب باشد، دربر می‌گیرد. انواع خاصی از داده‌های شخصی، مانند داده‌هایی که در منزل کاربرد خصوصی و شخصی دارد، از شمول مقررات حفاظت داده خارج است.
    کوتاهی در به ثبت رساندن فعالیت داده‌پردازی اطلاعات مربوط به افراد تحت قانون حفاظت‌داده حاکم در محل، منجر به تعطیل عملیات رایانه‌ای و جریمه شدن کارکنانی می‌شود که در این کار دخالت دارند. بسیاری از قوانین، مدارک دستی را دربر نمی‌گیرد. با این حال، دستورالعمل اتحادیه اروپا وضعیت را تغییر خواهد داد. بیشتر اطلاعات رسمی، نظیر اطلاعاتی که در حوزه امنیت ملی، بازپرسی‌های جنایی، و جز آن کاربرد دارد، نوعآ از شمول مواد قانون محلی خارج است.
    عملیات و نظام‌های کتابداری، مشمول این قوانین و مقررات است. فرق نمی‌کند که داده‌ها در حوزه عمومی باشد یا کاملا محرمانه.
    ● تأثیر قوانین و مقررات حفاظت از داده چیست؟
    گذشته از حقوقی که حفاظتِ داده برای افراد ایجاد می‌کند، این‌گونه قوانین و مقررات در عین حال داده‌پردازان را ـ یعنی افراد یا سازمان‌هایی که داده‌های شخصی را پردازش می‌کنند ـ ملزم می‌کند که داده‌های شخصی را در دفتر حفاظت داده به ثبت برسانند. قصور در این کار جرم تلقی می‌شود. افزون بر این، داده‌پردازان باید اصول خاصی را بپذیرند.
    بیشتر کشورهای توسعه یافته در مورد حفاظت داده، قانون دارند. ایالات متحده از کشورهایی است که در این مورد قانون فدرال ندارد. قوانین برخی کشورها به مراتب فراتر از قوانین ابتدایی فوق است، برای مثال، قوانین آنها ایجاب می‌کند که داده‌پردازان پیش از استفاده از داده‌های شخصی، از کسانی که داده مربوط به آنهاست کسب اجازه کنند.
    ● ابتکارات اتحادیه اروپا
    دولت‌های عضو نسبت به توصیه‌های کمیسیون در مورد تصویب مقررات اجلاس شورای اروپا پاسخ‌های مختلفی دادند. کمیسیون تصمیم گرفت با صدور رهنمود در خصوص حفاظت داده، ابتکار خود را پیش برد و مطمئن شود همه کشورهای اروپایی درخصوص حفاظت از داده مقررات یکنواختی دارند.
    رهنمود فوق، حفاظت از داده را به نظام‌های دستی تسرّی می‌دهد. از این گذشته، اعلام می‌دارد که داده‌های شخصی فقط به شرطی باید پردازش شود که شخصِ موضوع داده، رضایت خود را به صراحت اعلام کرده باشد و یا پردازش به دلایل کاملا واضح، نظیر محافظت از جان شخص (مثلا در مورد مدارک پزشکی) ضرورت داشته باشد.
    پردازش داده‌های شخصیِ حساس، نظیر عضویت در اتحادیه صنفی، مسائل بهداشتی، یا زندگی جنسی، نباید صورت بگیرد، مگر تحت شرایط خاص؛ و اطلاعات مربوط به ارتکاب جرم، فقط باید به‌وسیله واحدهای رسمی پردازش شود.
    بر پایه رهنمود کمیسیون اروپا، کنترل‌کننده باید شخص موضوع داده را از مشخصات کنترل‌کننده، مقاصد گردآوری، دریافت‌کنندگان، و حق وی برای بازرسی آگاه کند، مگر آنکه انجام این کارها به‌راستی امکان‌پذیر نباشد یا کوششی خارج از تناسب بطلبد، یا آنکه لازم باشد ثبت چنین داده‌هایی با اجازه قانون صورت بگیرد.
    شخصِ موضوع داده‌ها می‌تواند به هرگونه پردازش توسط شخص یا اشخاصی که در تعقیب فعالیت موجه و بر اساس الزامات موجه به این کار می‌پردازند، اعتراض کند. به علاوه، شخص می‌تواند در صورتی که داده‌های مربوط به او برای بازاریابی مستقیم به‌کار رود، خواستار حذف آن شود.
    شخص همچنین می‌تواند تأکید ورزد که هر شخص ثالثی که اطلاعات به او انتقال یافته است، از هر گونه حذف یا اضافه مطلع گردد، مگر آنکه تأمین این منظور میسر نباشد یا مستلزم کوشش نامتناسب باشد. انتقال داده‌ها به کشورهای فاقد مقررات کافی حفاظت داده ممنوع است، مگر در اوضاع و احوال خاص.
    در خلال سه سال پس از تصویب آن (از ۱۹۹۵)، بیشتر مواد رهنمود به اجرا گذارده شده است، و همه اصول رهنمود طی دوازده سال اعمال خواهد شد. نظام‌های دستی تا دوازده سال می‌توانند از شمول رهنمود معاف باشند.
    ● آزادی اطلاع‌رسانی
    آزادی اطلاع‌رسانی جزء مهمی از ---------- اطلاع‌رسانی در بسیاری از کشورهاست. این ---------- از پاره‌ای جهات، در جهت عکس حفاظت داده است. در حالی که سعی حفاظت داده بر آن است که از حریم افراد حفاظت کند، آزادی اطلاع‌رسانی دولت را مجبور می‌کند تا هر چه بیشتر کارهای خود را گزارش کند.
    استدلال نهفته در پس این معنی آن است که اگر قرار است مردم‌سالاری به وظیفه خود عمل کند، شهروندان باید کاملا بدانند دولت چگونه و بر چه اساسی عمل می‌کند و بدین ترتیب، بتوانند درباره اعمال آن آگاهانه به بحث بپردازند.
    درباب افشای اطلاعات دولتی دو رهیافت کلی وجود دارد. نخست آنکه دولت تصمیم بگیرد چه چیزی را و چه وقت در اختیار جامعه قرار دهد. این سنت "حفظ اسرار اداری" است که در انگلستان رایج است و بر مبنای آن همه اطلاعات دولتی سری است، مگر اینکه دولت تصمیم به انتشار آنها بگیرد؛ رهیافت دوم آن است که همه اطلاعات دولتی در دسترس جامعه باشد، مگر در مواردی که دولت نزد نهادی مستقل توجیه کند که چرا می‌خواهد دسترسی را محدود سازد. این رهیافتی است که به آزادی اطلاع‌رسانی شهرت دارد.
    آزادی اطلاع‌رسانی، مفهوم استواری در ایالات متحده، فرانسه، پرتغال، اسپانیا، یونان، کشورهای شمالی، اتریش، هلند، کانادا، و استرالیاست. شورای اروپا در خصوص حق دسترسی مردم به اطلاعات و رعایت آن توسط سازمان‌های دولتی، توصیه نامه‌ای دارد و از دولت‌های عضو دعوت می‌کند که این حقوق را لحاظ کنند.
    آزادی اطلاع‌رسانی شامل همه مدارک، اعم از دستنویس، ماشین شده، عکس، ریزفیلم، رکوردهای ماشین‌خوان، نوارهای دیداری یا شنیداری و مانند اینها می‌شود.
    با این حال، معمولا تنها مدارک موجود به‌کار می‌رود. هر کسی چه از اتباع کشور باشد و چه نباشد، می‌تواند اطلاعات را درخواست کند. فرد در هیچ موردی ملزم به ادای توضیح برای درخواست خود نیست.
    محدودیت زمانی در پاسخگویی به درخواست، که نوعآ به مسئولان تحمیل می‌شود، بین ده روز تا دو ماه است. قاعدتآ، هزینه‌ای باید پرداخت شود. همه قوانین آزادی اطلاع‌رسانی، حق شکایت به سازمان بارزسی کشور را، اگر به درخواست متقاضی ترتیب اثر داده نشود، لحاظ می‌کند.
    در سراسر جهان، به‌ویژه در زمینه مسائل زیست محیطی از اصول آزادی دسترسی به اطلاعات استفاده شده است و شهروندان می‌توانند درخصوص تأثیرهای جنبی مواد شیمیایی، میزان ورود مواد آلوده به آب‌ها، و مانند اینها تجسس کنند.
    از قوانین مربوط به آزادی اطلاع‌رسانی بسیار استفاده شده است. موارد بازرسی‌هایی که در پرتو آزادی اطلاع‌رسانی صورت گرفته است، بسیار است. دلالی اطلاعات، فی‌المثل در حوالی واشینگتن، با استفاده از اصل آزادی اطلاع‌رسانی رونق گرفته است.
    یک شرکت امریکایی خدمات آزادی اطلاع‌رسانی، نمونه‌ای بارز است از اینکه حرفه اطلاع‌رسانی چگونه می‌تواند از این قضیه منتفع شود. این شرکت، مدارک انتشار نیافته مربوط به فعالیت اداره مواد غذایی و دارویی امریکا را تکثیر می‌کند و می‌فروشد.
    استدلال‌های متقاعدکننده‌ای وجود دارد که دولت‌های باز به دولت‌های بهتر می‌انجامند. شهروند آگاه می‌تواند جلوی سوءاستفاده را بگیرد و در پول دولت صرفه‌جویی کند. آزادی اطلاع‌رسانی می‌تواند ناتوانی‌های دولت را بر ملا کند.
    به‌طور خلاصه آزادی اطلاع‌رسانی، نظارت و کنترل دولت را موجب می‌شود و شهروندان را به شرکت در تصمیم‌گیری ترغیب می‌کند. شواهد از کشورهایی که مقررات آزادی اطلاع‌رسانی را اعمال کرده‌اند گواه بر این است که هزینه‌های اعمال این مقررات بر دولت زیاد نیست و امکان پرهیز از تصمیم‌های ناکارآمد، بازده این هزینه‌ها را مقرون به صرفه می‌سازد.
    کمیسیون اروپا در سال‌های اخیر به مسئله آزادی اطلاع‌رسانی توجه فزاینده‌ای نشان داده است. در ۱۹۹۳ تصمیم شورای وزیران در خصوص اجرای آزادی اطلاع‌رسانی در مورد اسناد کمیسیون اروپا اعلام شد. البته کمیسیون اروپا برای تحمیل رهنمود اجرای آزادی اطلاع‌رسانی به کشورهای عضو تلاشی نکرده است.
    ماجرای شکست انگلستان در دست‌یافتن به آزادی اطلاع‌رسانی طولانی است، البته دولت این کشور در ژوئن ۱۹۹۳ درباره "حکومت باز" گزارشی رسمی انتشار داد. گزارش رسمی به تعیین حقوق دستیابی به اطلاعات در انگلستان منجر شده است، اما این حقوق به مراتب محدودتر از حقوق کشورهای دیگر است و استثناهای موکول به تشخیص دولت و موارد آن بسیار است.
    ● حق پدیدآورنده
    حق پدیدآورنده یکی از مهم‌ترین وجوه ---------- اطلاع‌رسانی هر کشور و یکی از حلقه‌های حقوق مالکیت فکری است. حلقه‌های دیگر شامل علائم تجاری و ثبت نامه‌هاست. اگر چه قصد اولیه همه قوانین مربوط به مالکیت فکری تشویق هنرها، علوم، فناوری، و بازرگانی بوده است، اما ایجاد انواع اطلاعات مهم‌ترین محصول جنبی آن است.
    حق پدیدآورنده، بنابه سرشت آن، مصالحه‌ای میان نیاز به حفظ حقوق آفرینندگان و نیاز به تشویق سریع و آسان جریان و اشاعه اطلاعات است. بنا به تعریف، تقریبآ هر گونه مصالحه‌ای از این دست، تنها به رضایت هر دو طرف بستگی ندارد، چرا که میان آفرینندگان و استفاده‌کنندگان از لحاظ حقوق پدیدآورندگان کشاکش بسیاری برقرار است.
    شیوه‌ای که کشورها مقررات حق پدیدآورنده را به اجرا می‌گذارند، می‌تواند بر جریان اطلاعات در کشور و خارج از کشور تأثیر در خور توجهی بگذارد. نگرش کشورها به حق پدیدآورنده گوناگون است.
    برای مثال، در شماری از کشورهای جهان سوم و اسلامی، قوانینی برای حق پدیدآورنده وجود ندارد، یا اینکه دادگاه‌ها و دستگاه‌های اجرایی چشم خود را بر نقض قوانین محلی می‌بندند. از این گذشته، مقررات حق پدیدآورنده می‌تواند بر اثر پیشرفت‌های فناوری نابهنگام شود و برخی کشورها برای مثال وجود نرم‌افزار، پایگاه‌های اطلاعاتی ماشین‌خوان، یا چندرسانه‌ها را در قالب مقررات حق پدیدآورنده خود به رسمیت بشناسند.
    سرانجام برخی کشورها نسبت به حق پدیدآورنده، رهیافت فرانسوی دارند. رهیافتی که ایجاب می‌کند اثر برای آنکه بتواند بر اساس سنت حقوقی انگلوساکسون از حق پدیدآورنده برخوردار شود، از اصالت و خلاقیت والا برخوردار باشد.
    کوشش‌هایی نظیر پیش‌نویس رهنمود اتحادیه اروپا درخصوص حق پدیدآورنده در مورد پایگاه‌های اطلاعاتی، مصالحه‌ای است میان این دو سنت حقوقی که حاصل آنها ممکن است هیچ کدام از مجموعه کشورها را راضی نسازد.
    توسعه شبکه‌ها (به‌ویژه اینترنت) و حوزه‌های دیگر فناوری اطلاع‌رسانی، کشمکش‌های موجود میان صاحبان حق پدیدآورنده و کسانی که می‌خواهند از آثار مشمول قانون حق پدیدآورنده استفاده کنند را تشدید کرده است.
    عده‌ای به سود لغو حق پدیدآورنده به‌طور کلی، یا به سود این نظر استدلال کرده‌اند که پدیدآورندگان فقط حقوق بسیار محدودی درخصوص چاپ و نشر به ناشران واگذار کنند، اما حقوق نشر الکترونیکی را برای خود نگاه دارند.
    نقش آینده کتابخانه‌ها، کتابفروشان، و ناشران روشن نیست. چیزی که روشن است این است که اگر طرف‌های مختلف مواضع سرسختانه اختیار کنند، احتمال دارد که بازیگران جدید، در بازاری که دیدگاه‌های کنونی دست و بال را باز می‌گذارد، آنها را کنار بگذارند.
    ● پروانه ثبت اختراع
    ثبت اختراع، قول و قراری است میان مخترع/ مُبدع و مقام صادرکننده پروانه که معمولا یک سازمان ملی دولتی است. مقام صادر کننده به مخترع/ مبدع (یا فرد مقرر، نوعآ کارفرما) برای مدتی معین (معمولا حداکثر بیست سال) حق انحصاری می‌دهد که جلوی تولید، استفاده، یا فروش اختراع را از جانب دیگران بگیرد. در عوض، مخترع/ مبدع باید همه نکات مربوط به اختراع/ ابداع را روشن کند.
    این توصیف در قالب مشخصات ثبت از سوی مقام صادرکننده منتشر می‌شود. همین جزء است که میان پروانه ثبت اختراع و بحث ---------- اطلاع‌رسانی ارتباط برقرار می‌سازد. در بیشر کشورها، به ازای هر اختراع/ ابداع بیش از یک مشخصه انتشار می‌یابد، یکی در مراحل آغازین، و دیگری سند تجدید نظر شده‌ای که بعدآ و پس از آنکه اختراع/ ابداع به تفصیل بررسی و از سوی آزمونگران ثبت تأیید شد. اختراع/ ابداع برای اینکه به ثبت برسد باید نو باشد، یعنی پیش از تاریخی که برای ثبت درخواست داده می‌شود، در هیچ جای جهان وصف نشده باشد.
    افزون بر این، اختراع/ ابداع نباید امر بدیهی باشد، بلکه باید ظرفیت کاربرد صنعتی داشته باشد، و نباید از اختراع‌ها/ ابداع‌های طرد و رد شده نظیر اختراع‌ها/ ابداع‌های ضد اجتماعی باشد. ثبت انواع خاصی از اختراع / ابداع، مانند جاندارانی که به شیوه مهندسی ژنتیک تولید می‌شود و برنامه‌های رایانه‌ای، مورد بحث و جدل است. برخی کشورها به سهولت جواز ثبت اینها را صادر می‌کنند، بعضی با ثبت محدود موافقت می‌کنند، و تعدادی به این‌گونه اختراع‌ها/ ابداع‌ها اصلا جواز ثبت نمی‌دهند. شماری از کشورها نیز برای محصولات دارویی ثبت محدود صادر می‌کنند.
    پروانه‌های ثبت اختراع، علی‌رغم برخی دشواری‌های ذاتی خود، برای کتابداران حائز اهمیت هستند، زیرا منبع اطلاعاتی مهمی هستند که از آنها کم استفاده می‌شود. کارکردن با پروانه‌های ثبت اختراع دشوار است. پروانه‌های ثبت اختراع اسنادی حقوقی هستند که با آمیزه خاصی از اصطلاحات فنی و حقوقی، معروف به ثبتی، نوشته می‌شود. بیش از نیمی از پروانه‌های ثبت اختراع جهان به زبان ژاپنی، چینی، و روسی است.
    بیشتر پروانه‌های ثبت اختراع کشورها با شماره‌ها و ترتیب من‌عندی انتشار می‌یابد و از این‌رو، نمی‌توان اطمینان حاصل کرد که پروانه ثبت اختراع خاصی منتشر شده است یا نه. بسیاری از کشورها در ثبت کردن مشخصات کند عمل می‌کنند و تصویر متن ناخوانای ماشین شده بسیاری از اسناد ثبتی کیفیت نازل دارد.
    البته مزایای پروانه‌های ثبت اختراع بر معایب آنها می‌چربد. هر سال حدود یک میلیون پروانه ثبت اختراع منتشر می‌شود. پروانه‌های ثبت اختراع بخش قابل اندازه‌گیری مواد و مطالب علمی و فنی است که در سراسر جهان انتشار می‌یابد. مطالعات بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد بخش اعظم مطالب پروانه‌های ثبت اختراع هیچ‌گاه در مطالب نشریات ذکر نمی‌شود.
    در مواردی که پروانه ثبت اختراع و مقاله نشریه، هر دو، انتشار می‌یابد، تقریبآ همواره پروانه ثبت اختراع چندین و چند سال پیش از مقاله نشریه منتشر می‌شود. بالاخره، پروانه‌های ثبت اختراع اطلاعات بیشتری در اختیار می‌گذارد. ویراستاران کتاب و نشریه به اختصار و وضوح نیازمند هستند. قوانین ثبت، حداکثر توصیف کامل را اقتضا می‌کند.
    بنابراین، پیداست که پروانه‌های ثبت اختراع باز نمود منبع اساسی اطلاع‌رسانی است، و ترغیب پروانه‌های ثبت اختراع و پشتیبانی گسترده از پایگاه داده‌ها و کتابخانه‌های حاوی پروانه ثبت اختراع، بخش مهمی از ---------- ملی اطلاع‌رسانی است.
    ● کتابخانه‌های عمومی و ملی
    به‌رغم دشواریِ داشتن ---------- ملی واحد در قبال کتابخانه‌های عمومی، رویکرد کلی دولت به این کتابخانه‌ها، در چارچوب تعهدات آن در قبال ---------- اطلاع‌رسانی قرار دارد. تأمین مالی کتابخانه‌های عمومی ممکن است با دولت مرکزی یا شهرداری‌ها باشد.
    تأمین مالی به هر شکل باشد، کتابخانه‌های عمومی منبع اصلی اطلاع‌رسانی به شهروندان، و به‌میزان کمتر برای اهل کار و کسب، و به‌ویژه شرکت‌های کوچک و متوسط هستند. به کتابخانه‌های عمومی به چشم تأمین‌کننده سرگرمی، آموزش، اطلاع‌رسانی، و به‌ویژه اطلاع‌رسانی محلی می‌نگرند. موازنه میان این عملکردها در کتابخانه‌ها و در کشورهای مختلف، تفاوت می‌کند.
    کتابخانه عمومی به‌عنوان خیر عمومی پذیرفته شده است و کشورهای صنعتی اندکی هستند که نظام کتابخانه عمومی توسعه یافته نداشته باشند؛ در واقع می‌توان گفت که با عاطفه مثبت به اینها می‌نگرند. با این حال، کتابخانه‌های عمومی توجه رأی دهندگان را زیاد به خود جلب نمی‌کنند. بنابراین، اگر دولت تصمیم بگیرد که هزینه‌های آنها را کاهش دهد، در برابر فشارهای مالی آسیب‌پذیر خواهند بود.
    چنانکه در بسیاری از کشورها با رکود روبه‌رو شده‌اند، یا خدمات آنها متوقف شده است. در باب اینکه چه خدمت‌هایی باید به‌طور رایگان عرضه کنند و چه خدمت‌هایی باید فروخته شود، بحث‌های فراوانی در جریان است. این بحث با روند اطلاع‌رسانی الکترونیکی، که معمولا برای تحویل رایگان به مصرف‌کننده به اندازه انتشارات چاپی مناسب نیست، تشدید شده است.
    اگر استفاده‌کنندگان مجبور شوند برای چیزی که تاکنون رایگان بوده است وجه بپردازند، خواهند پرسید که آیا به آن اطلاعات اصلا نیاز دارند یا نه، و بدین ترتیب، استفاده خود از آن خدمت را به‌شدت کاهش دهند.
    این به‌نوبه خود، می‌تواند به پژمردگی سریع نظام کتابخانه‌های عمومی منجر شود. از سوی دیگر، بسیاری از خدماتی که کتابخانه‌های عمومی به رایگان یا به بهای نازل فراهم می‌سازند، با فعالیت‌های بازرگانی مستقیمآ در رقابت است. کارگزاری اطلاعاتی یک مثال آن
    است. می‌توان استدلال کرد که فعالیت‌هایی از این قبیل همواره باید با نرخ کامل بازرگانی عرضه شود.
    از سوی دیگر، در حوزه خدمات کتابخانه عمومی به اقلیت‌های قومی و زبانی و دسترسی به اطلاعات برای شهروندان ــ برای مثال در خصوص قوانین مربوط به مصرف‌کنندگان، حقوق رفاهی، امور بهداشتی، و غیره ــ این استدلال وجود دارد که لازم است کتابخانه‌های عمومی نقش کنونی خود را توسعه دهند.
    دولت، در دوران نگرانی از تشدید شکاف میان غنی و فقیر اطلاعاتی، و هزارچم قواعد و مقررات برای شهروندی که برای تحصیل حداکثر فایده و ایفای نقش کامل به‌عنوان یک شهروند لاجرم باید از میان آنها عبور کند، باید هم از حیث بازرگانی و هم به‌عنوان جزئی از عدالت طبیعی، در زمینه فراهم ساختن اطلاعات مورد نیاز شهروندان سرمایه‌گذاری کند.
    کتابخانه عمومی باز نمود روش تجربه و آزموده شده، مقرون به صرفه و کارآ و مورد احترام در انتقال این‌گونه اطلاعات به شهروندان به شیوه آشنا برای استفاده‌کننده است.
    بسیاری از کشورها، مقررات مربوط به حق عمومی امانت‌گیری مواد کتابخانه‌ای را پذیرفته‌اند و به نویسندگانی که آثارشان از کتابخانه‌های عمومی زیاد به امانت گرفته می‌شود، از بابت کم شدن میزان فروش آثارشان خسارت می‌دهند. حق امانت‌گیری، از جانب رهنمودهای اخیر اتحادیه اروپا درخصوص حقوق امانت، به‌طور وسیع پذیرفته و تشویق شده است.
    جایگاه کتابخانه‌های عمومی در اولویت‌های دولتی، سنجه خوبی از تعهد دولت در قبال مفهوم شهروندی آگاه و آموزش دیده است. با این حال، در مورد انتقال اطلاعات حرفه‌ای و بازرگانی می‌توان پرسید چرا باید از بودجه عمومی به خدمت‌هایی یارانه داد که سازمان‌های بازرگانی می‌توانند آنها را به شیوه‌ای مقرون به صرفه و کارآ عرضه کنند.
    مسأله در اینجا مسأله موازنه است: از یک‌سو دولت می‌خواهد اطمینان حاصل کند که کار و کسب، به‌ویژه شرکت‌های کوچک و متوسط، به حداکثر اطلاعاتی دست بیابند که آنها را قادر به رقابت و سودآور کند؛ از سوی دیگر، به این ترتیب به فعالیت‌های کوچک و متوسط دیگر، نظیر کارگزاران اطلاعات که سعی دارند به آن بازار خدمت برسانند، زیان وارد نسازد. گرچه آینده خدمت امانت رایگان به جامعه، تضمین شده به‌نظر می‌رسد.
    ● کتابخانه‌های ملی و اسناد دولتی
    نقش کتابخانه ملی به‌عنوان کتابخانه سراسری و تأمین‌کننده نیازهای اطلاع‌رسانی در کشور می‌تواند کاملا محوری یا بسیار فرعی باشد. کتابخانه‌های ملی را به منزله سپردنگاه اصلی میراث فرهنگی، علمی، و فنی کشور و سایر کشورها، و منبع اصلی پژوهش علمی، نه تنها در حوزه علوم انسانی، بلکه در همه رشته‌ها می‌دانند.
    کتابخانه ملی رهبری حرفه کتابداری را بر عهده دارد و منبع اصلی واپسین حلقه اطلاع‌رسانی است و از هر گونه فعالیت همکاری‌های کتابداری در کشور پشتیبانی می‌کند و معمولا متکفل کتابشناسی ملی و نوعآ مجری اصلی ---------- حفاظت از مواد کتابخانه‌ای در کشور است.
    جزء مهمی از ---------- هر دولت در قبال کتابخانه ملی این است که آیا کتابخانه مقررات حق پدیدآورنده یا واسپاری قانونی دارد و آیا کتابخانه ناشران داخلی را مکلف می‌سازد که یک یا بیش از یک نسخه از هر اثری که منتشر می‌کنند به رایگان به کتابخانه ملی یا به شبکه کتابخانه‌های واسپاری تحویل دهند یا نه؟
    باید منتظر ماند و دید که این‌گونه سیاست‌ها در عصر چندرسانه‌ای‌ها و مواد دیداری ـ شنیداری و نشر الکترونیکی در حال گسترش، چگونه از عهده کار برمی‌آیند؟ مقررات دیگری که می‌تواند به کتابخانه‌های ملی کمک کند، ارفاق‌های مالیاتی به هنگام خرید مجموعه‌های ارزشمندی است که قرار است در کتابخانه قرار بگیرد.
    البته، کتابخانه‌های ملی مراکز پر خرجی هستند و دولت‌ها طی سالیان کوشیده‌اند یارانه‌های خود را به آنها کاهش دهند و کتابخانه‌های ملی را به افزایش درآمد ترغیب کنند. برای مثال، کتابخانه بریتانیا خدمات تأمین مدارکی دارد که در سراسر جهان معروف است و به سهم خود کار و کسب عمده‌ای است.
    این نوع خدمت، دولت‌هایی نظیر دولت فرانسه و انگستان را از سرمایه‌گذاری هنگفت در زمینه ساختمان‌های تازه برای کتابخانه‌های ملی‌شان باز نداشته است. مفهوم کتابخانه ملی غالبآ با غرور ملی همراه است، و بسیاری از کتابخانه‌های ملی عوامل نیرومندی در دستگاه دولتی دارند که به سود آنها فعالیت می‌کنند. از این‌رو، آینده آنها تضمین شده است، هر چند که فشار مالی ادامه خواهد داشت.
    بسیاری از دولت‌ها ---------- نگاهداری آرشیوها در مراکز اسناد دولتی را در پیش گرفته‌اند، مانند مرکز اسناد دولتی انگستان. این مراکز پس از مدت زمان مناسب، همه یا بخشی از این را در دسترس همگان می‌گذارند. این آرشیوها منابع ارزشمندی به‌ویژه برای تاریخنگاران فراهم می‌آورد و بخشی کوچک اما مهمی از ---------- اطلاع‌رسانی کشور تشکیل می‌دهد.
    ● نتیجه‌گیری
    از آنچه گفته شد باید آشکار شده باشد که حوزه ---------- اطلاع‌رسانی حوزه‌ای است متنوع و در برگیرنده مسائل پیچیده و در هم تنیده. نکته‌ای که آشکار است اینکه تدوین سیاست‌های اطلاع‌رسانی ملی و در واقع فراملی همراه با رشد پدیده جهانی شدن در صنعت‌های اطلاع‌رسانی و توسعه اقتصادهای مبتنی بر اطلاعات، الزامی است.
    سیاست‌های اطلاع‌رسانی می‌توانند هم هدف‌های اقتصادی داشته باشند و هم هدف‌های اجتماعی. اینها می‌توانند متعارض و متناقص به نظر برسند. این سیاست‌ها می‌توانند برنامه‌ای را در برگیرند که شامل بخش‌های قانون‌گذاری، آیین‌نامه‌ای، توسعه‌ای، آموزشی، فناورانه، و فرهنگی باشد. پیچیدگی کار رعب‌انگیز است و تدوین و اجرای آنها سیاست‌گذاران و روند سیاست‌گذاری را با چالش‌های بسیار جدی روبه‌رو می‌سازد.
    یک مشکل بسیار جدی در توسعه سیاست‌های اطلاع‌رسانی بسیاری از کشورها، طرف‌های درگیر در این روند و نبود تعامل میان آنهاست. لازم است سیاست‌گذاران درباره چگونگی ایجاد فصل مشترک میان بازیگران مختلف این روند و چگونگی ایجاد و حفظ هماهنگی میان طرف‌های درگیر بیندیشند. این معنی، نه فقط در سطح ملی، بلکه در سطح فراملی نیز مصداق دارد.
    زیرا بسیاری از جنبه‌های اطلاع‌رسانی دارای بعد بین‌المللی است. بازشناخت روزافزون ارزش اطلاعات و نقش آن به‌عنوان منبع اقتصادی عمده در اواخر قرن بیستم، مجموعه اصول و راهبردهایی را که راهنمای مسیر عمل باشد، مبرم‌تر از همیشه ایجاب می‌کند. ---------- اطلاع‌رسانی فقط مددرسان نیست، بلکه در هر کشوری که در پی پیشبرد رفاه همه شهروندانش باشد، الزامی است.
    · · ترجمه عبدالحسین آذرنگ ​
  2. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    رانگاناتان، شیالی راماریتا
    ·
    رانگاناتان، شیالی راماریتا

    رانگاناتان، شیالی راماریتا[۱]. وی نویسنده رده‌بندی کولن و کتاب‌ها و مقاله‌های بسیاری درباره رده‌بندی و مبدع پنج اصل کتابداری، از شخصیت‌های برجسته علم کتابداری است. رانگاناتان در ۶ اوت ۱۸۹۲ در جامعه برهمنی شیالی در منطقه تانجور در ایالت مَدْرَس هند به‌دنیا آمد.


    · رانگاناتان، شیالی راماریتا[۱]. وی نویسنده رده‌بندی کولن و کتاب‌ها و مقاله‌های بسیاری درباره رده‌بندی و مبدع پنج اصل کتابداری، از شخصیت‌های برجسته علم کتابداری است. رانگاناتان در ۶ اوت ۱۸۹۲ در جامعه برهمنی شیالی در منطقه تانجور در ایالت مَدْرَس هند به‌دنیا آمد. او در دبیرستان هندویی سابهانایاکا مودالیار[۲] ، در شیالی، از ۱۸۹۷ تا ۱۹۰۸ و در کالج مسیحی مَدْرَس، جایی که رشته اصلی خود، ریاضیات، را برگزید، از ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۶ تحصیل کرد. رانگاناتان از دانشسرای عالی در سیداپت مدرس در سال ۱۹۱۷ مدرک معلّمی گرفت و در دانشکده دولتی بنگلور، که بعداً به کالج ریاست جمهوری تغییر نام داد، کمک مرّبی ریاضیات شد و در ۱۹۲۱ به مرتبه استادیار ریاضیات آنجا منصوب گردید.
    رانگاناتان در ۱۹۲۴، هنگامی که به سمت نخستین کتابدار دانشگاه مدرس منصوب شد، کار جدیدی را آغاز کرد. از وی خواسته شده بود که در مورد حرفه جدیدش در بریتانیا مطالعه کند. از این‌رو، به کالج دانشگاهی لندن رفت. در آنجا با دبلیو.سی برویک سه‌یرز[۳] ملاقات کرد و شدیداً تحت تأثیر او قرار گرفت. در خلال دو سال اقامت در بریتانیا (۱۹۲۴-۱۹۲۵) حدوداً از صد کتابخانه بازدید کرد و در حرفه جدیدش تثبیت شد. رانگاناتان در ۱۹۳۵ از مدرسه کتابداری گواهی‌نامه افتخاری گرفت و در ۱۹۳۰ به عضویت انجمن کتابداری بریتانیا برگزیده شد.
    وی تا ۱۹۴۴ کتابدار دانشگاه مَدرَس باقی ماند، سپس کتابدار دانشگاه و استاد علوم کتابداری در دانشگاه هندوی بنارس (۱۹۴۵-۱۹۴۷)، استاد علوم کتابداری در دانشگاه دهلی (۱۹۴۷-۱۹۵۴)، و استاد مدعوّ علوم کتابداری دردانشگاه ویکرام[۴] در یوجاین[۵] (۱۹۵۷-۱۹۵۹) شد. سپس به سمت استاد افتخاری و رئیس مرکز پژوهش و آموزش سندپردازی[۶] بنگلور، که خود، آن را به کمک مؤسسه آمار هند در ۱۹۶۲ تأسیس کرده بود، برگزیده شد؛ و سرانجام در ۱۹۶۵ حکومت هند او را به‌عنوان استاد تحقیقات ملی در علوم کتابداری انتخاب کرد.
    فعالیت‌ها. رانگاناتان، بیش از همه، به سبب ابداع رده‌بندی کولون، به یاد کتابداران خواهد ماند. این رده‌بندی در خارج از هند به‌ندرت مورد استفاده قرار گرفته است، اما بر ویرایش‌های پیاپی رده‌بندی دهدهی دیویی، رده‌بندی دهدهی جهانی، رده‌بندی کتابشناختی بلیس[۷]، روش‌های مختلف نمایه‌سازی، و کتابشناسی‌هایی مانند >کتابشناسی ملّی بریتانیا<[۸] تأثیرگذار بوده است. نمایه‌سازی زنجیره‌ای توسط او موجب همبستگی میان رده‌بندی و نمایه‌سازی موضوعی گردید و به مثابه فنی برای کنار هم نهادن جنبه‌هایی از یک موضوع که در طرح رده‌بندی از هم جدا می‌افتند، توسعه یافت.
    به جز رده‌بندی کولون، رانگاناتان کتاب‌ها و مقالات زیادی در مورد رده‌بندی نوشت، که کتاب مقدماتی >عناصر رده‌بندی کتابخانه‌ای<[۹] و >دیباچه‌ای بر رده‌بندی کتابخانه‌ای<[۱۰] را دربرمی‌گیرد.
    رده‌بندی، تنها یکی از علایق اصلی رانگاناتان بود. وی تألیفاتی در فهرستنویسی دارد که قواعد فهرست فرهنگی و رده‌ای مانند >نظریه فهرست کتابخانه<[۱۱] و مطالعه تطبیقی او برای شبیه‌سازی قواعد فهرستنویسی،نظیر>شناسه و قوانین<[۱۲] که، بک ول[۱۳] آن را، پس از اثر لوبتسکی[۱۴] با نام >اصول و قواعد فهرستنویسی<[۱۵]، تألیف برجسته قرن بیستم در زمینه فهرستنویسی ارزیابی می‌کند از آن جمله است. به نظر آگراوال[۱۶] ، نفوذ رانگاناتان را بر >قواعد فهرستنویسی انگلو ـ امریکن<، (ویرایش ۱۹۶۷) را نمی‌توان ندیده گرفت، که قواعد "شناسه جست‌وجو شده"[۱۷] و "اثبات‌پذیری"[۱۸] از آن جمله‌اند.
    مطالعه تحلیلی رانگاناتان درباره هدف کتابخانه‌ها در "پنج اصل کتابداری" تجلی یافت، که خود پایه نخستین کتاب‌های منتشر شده او در رشته کتابداری بود: کتاب برای استفاده است، هر کتابی خواننده‌اش، هر خواننده‌ای کتابش، وقت خواننده را هدر ندهید، و کتابخانه ارگانیسمی رشد یابنده است. اگرچه امروزه بسیاری برآنند که مدارک یا مواد کتابخانه‌ای را جانشین کتاب کنند (و می‌گویند "هر خواننده‌ای مدرکش")، این قوانین هنوز هم به همان اندازه بار اوّل معتبرند. این اصول ساده به نظر می‌رسند اما به‌عنوان هدف‌های بنیادین حرفه کتابداری برجای مانده‌اند. پائولین آثرتون می‌گوید: "این کلمات دانشجویان را برمی‌انگیزد که بیندیشند و باور کنند که خدمات کتابخانه بالاتر از کار کتابخانه به عنوان هدف زندگی است".
    برخی آثار رانگاناتان با توسعه کتابخانه‌ها در هند بی‌ارتباط نبوده است. وی در پاسخ به تقاضایی از طرف انجمن کتابداران پنجاب در ۱۹۴۴، جزوه‌ای درباره بازسازی کتابخانه‌ها در هند پس از جنگ تهیه کرد که در آن تشکیل شبکه ملی کتابخانه‌ای متشکل از کتابخانه‌های ملّی، ایالتی، دانشگاهی، عمومی، و آموزشگاهی را پیشنهاد داده بود. این طرح در ۱۹۵۰ به‌صورت دقیق‌تر، با "طرح توسعه کتابخانه"، که خط‌مشی سی ساله‌ای را ارائه کرده بود، پی‌گیری شد. توسعه کتابخانه‌ها در هند به‌طور قابل ملاحظه‌ای تحت تأثیر این دو طرح بود که از آن طریق برای دیگر ایالت‌های هند نیز پی‌گیری شد.
    کمتر حوزه‌ای را در کتابداری می‌توان یافت که رانگاناتان بدان توجه نکرده باشد: مدیریت کتابخانه، کتابخانه‌های آموزشگاهی و مدارس عالی، جنبه‌های گسترده‌تر کتابخانه‌ها و آموزش، انتخاب کتاب، خدمات مرجع، و کتابشناسی از آن جمله‌اند. وی، علاوه بر تألیف، بسیاری از آثار را ویرایش کرد و با دیگران در تألیف کتاب‌ها و مقاله‌ها مشارکت بسیار داشت. نشریه >سالنامه کتابداری<[۱۹] را در ۱۹۵۶ و >کتابداری با نگاهی به سندپردازی<[۲۰] را در ۱۹۶۵ بنیان گذارد و سردبیری هر دو مجله را تا استقرار کامل برعهده داشت. جس شرا می‌گوید: "این که کسی نمی‌تواند بدون رجوع به کار رانگاناتان نسبت به کلّیت کتابداری به درستی قضاوت کند، قدردانی از عمق و گستره کمک او به این حرفه است".
    عرصه جهانی کتابداری. حاکم وقت بنگلور، و بعدها رئیس‌جمهور هند، هنگامی که در نسخه‌ای از یادنامه رانگاناتان، در ۱۸ دسامبر ۱۹۶۵، او را معرفی می‌کرد، وی را "پدر کتابداری هند" لقب داد. این لقب توصیفی مناسب بود، زیرا رانگاناتان بیش از هر کس برای پیشبرد کتابخانه و کتابداری در هند کار کرده بود؛ اما کار او از مرزهای ملی فراتر رفت و به قول جیرجا کومار[۲۱] "او شخصیتی جهانی بود زیرا درون هیچ مرز جغرافیایی محدود نمی‌شد". اچ. کابلانس[۲۲] درباره کمک رانگاناتان به کتابداری بین‌المللی نوشته است که "تأثیر او بر توسعه کتابخانه ملل متحد، پایه‌گذاری فدراسیون بین‌المللی سندپردازی (فید)[۲۳] ، تلاش او به عنوان دبیر و رئیس کمیته رده‌بندی عمومی؛ فعالیت او در یونسکو و ایفلا و سازمان جهانی استاندارد، و باور راسخ او به استاندارد جهانی کاملاً شناخته شده است".
    مشاغل و مناصب. رانگاناتان هنگامی که به‌عنوان دبیر اول انجمن کتابداران مَدرس، که در ۱۹۲۸ تأسیس کرده بود، انتخاب شد فقط چهار سال از عمر کتابداریش می‌گذشت، امّا ۲۵ سال در آن مقام باقی ماند. نیروی او چنان بود که مدت شش سال (۱۹۲۸-۱۹۳۴) خزانه‌داری انجمن ریاضیدانان هند را نیز برعهده داشت و در سال‌های ۱۹۴۴-۱۹۵۳ رئیس انجمن کتابداران هند، و در ۱۹۶۷-۱۹۵۸ رئیس انجمن کتابداران مدرس نیز بود.
    دیگر مقام‌های او ریاست کمیته سندپردازی مؤسسه استانداردهای هند (۱۹۴۷-۱۹۶۶)، معاون رئیس انجمن کتابداران مَدْرَس (۱۹۴۸-۱۹۵۷)، دبیر انجمن آموزش بزرگسالان هند (۱۹۴۹-۱۹۵۳)، معاون رئیس فید (۱۹۵۳-۱۹۵۶ و (۱۹۵۸-۱۹۶۱)، و دبیر و رئیس کمیته رده‌بندی عمومی فید (۱۹۵۴-۱۹۶۴) بود. وی عضو افتخاری فید و معاون افتخاری انجمن کتابداران انگلیس نیز محسوب می‌شد.
    در میان جوایز بسیار، دو رتبه‌ای که از سوی دولت هند به پاس دستاوردهایش گرفت متمایز هستند: عنوان رائو صاحب[۲۴] و درجه پادماشری[۲۵]. دکترای افتخاری ادبیات توسط دانشگاه دهلی و پیتسبورگ نیز به او اعطا شد؛ و در ۱۹۷۰ تقدیرنامه مارگارت مان[۲۶] را در فهرستنویسی و رده‌بندی از طرف انجمن کتابداران امریکا دریافت کرد. کمک‌های او به علوم کتابداری در ۱۹۶۵ با انتشار کتاب >یادنامه رانگاناتان<، به مناسبت هفتاد و یکمین سالگرد تولدش، ارج نهاده شد. رانگاناتان در ۲۷ سپتامبر ۱۹۷۲، در بنگلور در سن ۸۰ سالگی درگذشت. پس از مرگ وی، کمیته تحقیقات رده‌بندی فید، دستاوردهایش را با اختصاص جایزه رانگاناتان به تحقیقات رده‌بندی بیشتر شناساند.
    شخصیت رانگاناتان. این شخصیت توانمند پیوسته غرق در کارش بود. کائولا[۲۷] می‌گوید که رانگاناتان طی بیست سالی که در دانشگاه مدرس کتابدار بود یک روز هم مرخصی نگرفت. شماره ویژه یاد بود رانگاناتان در مجله >پیشاهنگ علم کتابداری<[۲۸] شامل بسیاری حکایات شخصی و چهارده آگهی درگذشت درباره رانگاناتان بود که نه تنها ذهن تحلیل‌گر و دقّت او را نشان می‌داد، بلکه به آنچه او می‌توانست باشد اشاره شده است: صریح، ناشکیبا، سازش‌ناپذیر، و خودخواه. جیرجا کومار، به طنز، خوش‌بینی و علاقه او به رمز و راز اشاره می‌کند. جیری[۲۹] ، هنگامی که یادنامه رانگاناتان را به وی اعطا می‌کرد، به تواضع و نوع دوستی او اشاره کرد، اما گفت چیزی که او را بیش از همه تحت تأثیر قرار داده احساسات و روح پرشور او است که حتی بسیاری از جوانان را نیز به رشک وامی‌داشت.
    شاید تکان‌دهنده‌ترین توصیف‌ها درباره رانگاناتان، به عنوان یک فرد، از برنارد پالمر[۳۰] باشد، که چنین می‌گوید: "هنگامی که تدریس رده‌بندی را با الهام از کتاب >دیباچه‌ای ...< در ۱۹۴۰ آغاز کرد، عهد کرد چنانچه پولی داشت برای دیدار مؤلف این کتاب به مَدرس برود". این فرصت تنها یک سال بعد دست داد. هنگامی که پالمر در خدمت نیروی هوایی سلطنتی بود به اردوگاهی در حومه مدرس انتقال یافت. در نخستین بعد از ظهر آزاد خود به کتابخانه دانشگاه رفت و خود را به رانگاناتان معرفی کرد. بدین ترتیب، دوستی پایداری پی‌ریزی شد که تا مرگ رانگاناتان ادامه داشت. پالمر، مانند دیگران، به ذهن تحلیل‌گر، اشتیاق، طنز مناسب، مهربانی، و شخصیت خوش مشرب رانگاناتان اشاره می‌کند (اگرچه اذعان می‌کند با آنهایی که به نظرش ابله باشند می‌تواند سرد و بی‌ادب باشد). پالمر می‌افزاید که "رانگاناتان با وجود آگاهی از
    جایگاه منحصر به فردش در کتابداری هند، فروتن و بی‌تکلّف بود و مانند عنصری کاملاً معمولی در این حرفه از وی استقبال کرد. گویی از نظر خِرد و فرهنگ همتراز او بود".
    رانگاناتان در ۱۹۵۷ پیشنهاد کرد که تمام دارایی او وقف کرسی سارادا رانگاناتان[۳۱] در علم کتابداری دانشگاه مدرس شود. وی شدیداً نگران علم کتابداری بود و آن را تدبیری با اهمیت برای "توسعه فضای همزیستی مسالمت‌آمیز بین‌المللی ... " و تکامل وحدت جهانی می‌دانست.
    · · مسعود بهمن آبادی
    مآخذ :
    ۱) Dudlye, Edward, editor. "S.R. Ranganathan, ۱۸۹۲-۱۹۷۲": Papers Given at A Memorial Meeting on Thursday ۲۵th Jan. ۱۹۷۳, (۱۹۷۴); ۲) Kaula, P.N. "Some Less Known Facts about Ranganathan". Herald of Library Science, (۱۹۷۳); ۳) Nath Sharma, Ravindra. Indian Academic Libraries and Dr.S.R. Ranganathan: A Critical Study, (۱۹۸۶); ۴) Rajagopalan, T.S., editor. Ranganathan&#۰۳۹;s Philosophy: Assessment, Impact, and Relevance (۱۹۸۶): Relevance of Ranganathans Contributions to Library science (۱۹۸۸).____________________________________
    [۱]. Shiyali Ramamrita Ranganathan
    [۲]. Sabhanayaka Mudaliars Hindu High school
    [۳]. W.C. Berwick Sayers
    [۴]. Vikram
    [۵]. Ujjain
    [۶]. Documentation Research and Training Center
    [۷]. Bliss Bibliographic Classification
    [۸]. British National Bibliography
    [۹]. Elements of Library Classification
    [۱۰]. Prolegomena to Library Classification
    [۱۱]. Theory of Library Catalogue
    [۱۲]. Heading and Canons
    [۱۳]. K.G.B. Bake well
    [۱۴]. Lubetzky
    [۱۵]. Cataloguing Rules and Principles
    [۱۶]. Agraval
    [۱۷]. Sought Heading
    [۱۸]. Ascertainability
    [۱۹]. Annuals of Library Sciene
    [۲۰]. Library Science with a Slant to Documentation
    [۲۱]. Girja Kumar
    [۲۲]. H. Coblans
    [۲۳]. International Federation for Documentation (FID)
    [۲۴]. Rao Sahib
    [۲۵]. Padmashree
    [۲۶]. Margaret Man Citation
    [۲۷]. P.N. Kaula
    [۲۸]. Herald of Library Science
    [۲۹]. Giri
    [۳۰]. Bernard Palmer
    [۳۱]. Sarada Ranganathan
    ·
  3. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    کتابداری به نام گوگل
    ·
    کتابداری به نام گوگل

    ناشران و نویسندگان رودرروی سایت‌های اینترنتی


    · رویارویی کتاب‌های دیجیتال و چاپی با فراگیر شدن کاربرد اینترنت روزبه‌روز بیشتر می‌شود، اگرچه برخی متفکران نظیر امبرتو اکو معتقدند کتاب‌های دیجیتالی هرگز باعث مرگ کتاب‌های چاپی و کاغذی نمی‌شوند. در این میان مباحث حقوقی و صنفی استفاده از کتاب در محیط وب بخصوص در کشورهایی که امکان تجارت الکترونیک و خرید و فروش آنلاین با اتکا به کپی رایت جا افتاده است، همچنان یک چالش جدی است.
    در این مطلب که در روزنامه دی ولت آلمان منتشر شده به این چالش‌ها توجه شده، ضمن این که تحلیل‌هایی درباره وضعیت کنونی نشر در کشور ما و آینده این چالش در کشورهایی نظیر ایران مورد توجه قرار گرفته است.
    دیجیتال شدن میلیون‌ها جلد کتاب با موتور جستجوگر گوگل در چند هفته گذشته بازتاب‌های بسیاری را میان نویسندگان و ناشران جهان و بویژه آلمان داشته است، به طوری که انجمن‌های نویسندگی و در راس آنها فرهنگستان زبان آلمان با ابراز خشم از اقدام گوگل اعلام کردند، اجازه نخواهند داد حق هیچ نویسنده و ناشر آلمانی ضایع شود.
    موتور جستجوگر گوگل بتازگی بیش از ۷ میلیون جلد کتاب را اسکن و دیجیتال کرده و امکان جستجوی کل متن این کتاب‌ها را آزاد گذاشته است. بیشتر این کتاب‌ها به کتابخانه‌های آمریکا تعلق دارند، ضمن آن که ۵ میلیون از این کتاب‌ها نایاب هستند.
    به گفته کارشناسان، این رویداد به هیچ وجه برای بخش کتاب آمریکا پذیرفتنی نیست و آنها گفته‌اند تنها به این دلیل که عنوان‌ها نایاب هستند گوگل اجازه ندارد آنها را تکثیر و منتشر کند. در پی این اقدام گوگل، اتحادیه‌های ناشران و نویسندگان آمریکا از شرکت‌های اینترنتی شکایت کردند اما در نهایت، طرفین نزاع با مصالحه‌ای به توافق رسیدند که این مصالحه کتاب‌های اروپا را هم شامل می‌شود.
    اگر ژوئن آینده (خرداد ماه) دادگاه نیویورک هم با این مصالحه موافقت کند، گوگل باید ۱۲۵ میلیون دلار به نویسندگان و ناشران بپردازد. هزینه‌های دادرسی و حق‌الزحمه وکیل مدافع نیز بر عهده شرکت‌ها خواهد بود. نویسندگان خسارت دیده ابتدا ۶۰ دلار به صورت نقد دریافت می‌کنند و مابقی نیز به طور منظم هنگام انتشار کتاب صرف نظر از تابعیت نویسندگان پرداخت خواهد شد. در مقابل گوگل اجازه دارد همچنان کتاب‌ها را در آمریکا دیجیتالی کرده، گزیده آثار را نیز منتشر و امکان جستجوی کل متن کتاب‌ها را فراهم کند. علاوه بر آن گوگل اجازه دارد عنوان‌هایی را که دیگر موجود نیستند درمقابل پرداخت هزینه به طور آنلاین در دسترس خوانندگان قراردهد. سود حاصل سپس میان گوگل، نویسندگان و ناشران تقسیم خواهد شد. حدود بیش از یک سوم سود به گوگل می‌رسد و مابقی نیز به دفتر ثبت کتاب که در واقع یک نوع اداره ثبت دارایی‌های معنوی است تعلق می‌گیرد. دفتر ثبت، پول‌ها را میان ناشران و نویسندگان تقسیم می‌کند درست مانند فرهنگستان لغت در آلمان منتها با شعاع عمل جهانی.
    در واقع چیز زیادی تغییر نمی‌کند و مثل سال‌های گذشته، وقتی یک کتاب از سوی گوگل فروخته شود همه شریکان پول دریافت می‌کنند.
    ● اتحاد علیه گوگل
    با این حال، نمایندگان بخش کتاب در آلمان فریاد برآورده‌اند که فرهنگستان لغت، اتحادیه نویسندگان، اتحادیه بورس کتابفروشان آلمان و نویسندگان و ناشران باید علیه گوگل متحد شوند.
    کریستین شیرانگ مشاور حقوقی اتحادیه بورس، شرکت کالیفرنیایی گوگل را یک غول بی شاخ و دم نامید که از طریق مصالحه در آمریکا می‌تواند موتور جستجوگر، کتابفروشان، ناشران و کتابداران را یکی کند. دیجیتالی کردن کتاب‌ها به گفته وی وظیفه دولت است، نه گوگل. این چالشی است که به هرحال برای همه کشورهایی که نگران فرهنگ خود هستند روی می‌دهد. این که یک شرکت آمریکایی بتواند به جای همه دولت‌ها و فعالان فرهنگی تصمیم بگیرد می‌تواند خطر بزرگی برای فرهنگ جهانی باشد چرا که تصمیم‌گیری درباره ارائه شکل و نگرشی خاص از فرهنگ هر کشور را به یک شرکت اقتصادی واگذار می‌کند و این شرکت می‌تواند در نشان دادن تصویری خاص از هر فرهنگ و تمدن به شکلی عمل کند که کارتل‌های اقتصادی که تحت نفوذ دولت‌ها و لابی‌هاست می‌خواهند.
    مشاور حقوقی اتحادیه بورس آلمان معتقد است سوء‌استفاده گوگل از امکانات رو به افزایش خود برای کل یک جامعه خطرناک است.
    شاید این پرسش مطرح شود که آیا واقعا کتاب‌های اسکن شده جامعه را به خطر می‌اندازد اما گویا موضوع آنقدرها هم بغرنج به نظر نمی‌رسد زیرا در اروپا هم کتاب‌ها اسکن و در اینترنت منتشر می‌شوند، مثلا خود اتحادیه اروپا ۱۲۰میلیون یورو خرج کرده تا کتابخانه مجازی تاسیس کند. در این کتابخانه که زیر نظر کتابخانه پادشاهی در مقر حکومتی هلند قرار دارد فیلم‌ها، تصاویر و کتاب‌هایی جمع‌آوری شده که حق نشر آنها فاقد اعتبار است و هر کاربر اینترنتی می‌تواند این آثار را بدون هزینه استفاده کند.
    در اروپا تاکنون گوگل جز این کار دیگری انجام نداده است. از موجودی ۶ کتابخانه طرف قرارداد این شرکت نیز تا کنون فقط کتاب‌های بدون کپی رایت اسکن و سپس منتشر شده‌اند. علاوه بر آن در سراسر جهان بیش از ۲۰ هزار انتشارات با گوگل همکاری داشته‌اند و دارایی‌های خود را با امکان جستجوی کل متن در دسترس قرارمی دهند.
    دیگر ناشران نیز ترجیح می‌دهند با جستجوگر دیگری مثلا لیبرکا (Libreka.de) همکاری کنند. این جستجوگر همان خدمات جستجوی کتاب در گوگل را ارائه می‌کند با این تفاوت که تعداد کتاب‌های ارائه شده در آن بسیار کمتر از گوگل است. در صورت مصالحه در آمریکا این جستجوگر شکست خواهد خورد. لیبرکا از سوی اتحادیه بورس آلمان اداره می‌شود و ناشران بی‌شماری در آن سهیم هستند. بنابر این تعجبی ندارد که نمایندگان کتاب در آلمان نسبت به اقدام گوگل هشدار دهند.
    ● دادرسی آمریکایی
    اما آنچه بیش از همه بخش کتاب را در آلمان به خشم آورده، شیوه دادرسی آمریکاست که منجر به این مصالحه شده است. به گفته کارشناسان آلمانی عواقب این شیوه شکایت جمعی که در اروپا ناشناخته است نه‌تنها شامل احزاب شرکت‌کننده طرف دعوی می‌شود که در مورد تک‌تک اعضا نیز صدق می‌کند و این مورد شامل همه نویسندگان و ناشرانی می‌شود که کتاب‌هایشان در آمریکا موجود است یا در آنجا تهیه می‌شود.
    از آنجا که وضعیت داخلی این نویسندگان و ناشران به لحاظ حقوقی مطرح نیست به همین دلیل بعضی حقوقدانان این موضوع را صدمه‌ای به حق نشر می‌دانند. رئیس اتحادیه بورس آلمان نیز صحبت از یک مصادره سرد کرده است.
    البته هر یک از اعضای گروه آزاد هستند که به این مصالحه ملحق یا از آن خارج شوند. در هر صورت این شیوه دادرسی بنا بر استنباط حقوقی آلمان شیوه‌ای کاملا غیرمعمول است.
    به گفته کارشناسان آلمانی کتاب‌های ناشران و نویسندگان آنها در کتابخانه‌های آمریکا قرار دارند. بنابراین گوگل برای اسکن کردن کتاب‌ها می‌بایست از صاحبانشان اجازه می‌گرفت، اما گویا طور دیگری نمی‌شد و کتاب‌ها را به طور انبوه دیجیتالی کرد.
    البته هیچ کس نمی‌تواند انتظار داشته باشد گوگل جستجوی کتاب را متوقف کند فقط به این خاطر که چند ناشر آلمانی به خاطر خشونت به اصطلاح آمریکایی قهر کرده‌اند. مصالحه در آمریکا به گفته صاحب‌نظران آلمانی می‌بایست صنعت چاپ آلمان را بر آن دارد که به‌سرعت مقررات واقع‌نگرانه‌ای را با گوگل برای اروپا تنظیم کند.
    از سوی دیگر کسی هم نمی‌تواند حقوق نویسنده و ناشر را نادیده بگیرد. آمریکایی‌ها در این باره نیز به شیوه خودشان عمل کرده‌اند و به جای دیگرانی که در این مساله نقش داشته‌اند، تصمیم گرفته و تصمیم خود را عملی کرده‌اند.
    ● چاپ در صورت تقاضا
    انتشار کتاب در آمریکا کار چندان ساده‌ای نیست. به همین دلیل اغلب نویسندگان این کشور خود اقدام به انتشارکتاب‌هایشان می‌کنند که در بیشتر موارد هم با موفقیت همراه است.
    رمان لیزا گنووا نویسنده آمریکایی هیچ گاه نمی‌توانست یک کتاب پرفروش باشد، اما پرفروش شد. گنووا در رمان خویش که «آرام باش آلیس» نام دارد، داستان زندگی یک پروفسور دانشگاه هاروارد را روایت می‌کند که از بیماری آلزایمر رنج می‌برد.
    این کتاب در جایگاه هشتم فهرست پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز قرار دارد و ناشران برای چاپ آثار این نویسنده سر و دست می‌شکنند در حالی که حدود یک سال پیش این نویسنده کتاب‌هایش را در صندوق عقب خودروی خویش به فروش می‌رساند.
    ده‌ها ناشر و واسطه، کتاب او را کسالت‌آور دانسته و از چاپ آن امتناع کرده بودند. بنابراین گنووا خود با ۴۵۰ دلار کتابش را منتشر کرد این کتاب از طریق اینترنت مشهور شد و در فهرست پرفروش‌ها قرار گرفت.
    او کتابش را در موسسه‌ای منتشر کرد که محل رفت و آمد بسیاری از نویسندگانی است که از سوی ناشران طرد شده‌اند. این انتشارات آمریکایی سال گذشته بیش از ۱۹ هزار جلد کتاب منتشر کرده است. از هر ۲۰ کتاب در بازار آمریکا یک مورد از سوی چنین ناشری چاپ می‌شود.
    اصول انتشار کتاب از سوی خود نویسنده ساده است: نویسنده دست‌نوشته‌های خود را به یک ناشر می‌دهد و برای چاپ نخست آن مبلغی بین ۹۹ تا چندین هزار دلار می‌پردازد.
    چند نسخه از کتاب منتشر می‌شود و کتاب در وب‌سایت‌های مختلف با عنوان «چاپ در صورت تقاضا» در دسترس قرارمی گیرد. نویسنده در برخی موارد تا ۸۰ درصد قیمت فروش را دریافت می‌کند. میزان نرخ رایج در بازار ۱۵ درصد است.
    کوین گری، یکی از اعضای این انتشارات می‌گوید: لیزا گنووا یکی از نمونه‌های بسیار موفق در آمریکاست. کوین با اشاره به رشد ۱۰‌درصدی این انتشارات در سال ۲۰۰۸ معتقد است منتشر کردن کتاب از سوی نویسنده برای خود او گامی به جلو محسوب می‌شود، چون دیگر احتیاجی به عبور از مرحله سرشار از سرخوردگی و اغلب ناموفق یک واسطه ادبی ندارد. برخی کارشناسان نیز این داد و ستد را تنها راه رهایی از وضعیت بحرانی کتاب در آمریکا می‌دانند. هفته‌نامه «ناشران» پیش‌بینی کرده است که سال ۲۰۰۹ بدترین سال طی چند دهه گذشته است. انجمن ناشران آمریکایی (AAP) که اعضای آن مشتمل بر ۳۰۰ ناشر آمریکایی است، معتقد است باید کمربند را محکم‌تر ببندیم. سال ۲۰۰۸ میزان فروش کتاب گالینگور در آمریکا حدود ۶/۳ درصد کاهش یافت.
    به گفته تینا ژوردان رئیس این انجمن، تاثیر اینترنت بر بازار کتاب بسیار زیاد بوده است. وی مصالحه کنونی در نزاع بر سر دیجیتال شدن ۷ میلیون کتاب از سوی موتور جستجوگر گوگل را یک موفقیت ارزیابی کرد و این در حالی است که نمایندگان بخش کتاب در آلمان در واکنش به اقدام گوگل، موقعیت «حق نشر» را خطرناک خوانده و قصد شکایت دارند.
    جف جارویس پروفسور حقوقدان، اینترنت را رقیبی جدی برای چاپ کتاب می‌داند. وی در کتاب جدید خود که ماه ژانویه (بهمن ماه) منتشر شد و نام آن «گوگل می‌خواهد چه‌کار کند؟» نوشته است: نویسندگان می‌توانند کتاب‌هایشان را در اینترنت به طور مستقیم به خواننده بفروشند. وی بصراحت نتیجه‌گیری کرده است که واسطه‌ها در رسیدن کتاب به دست خواننده از میان رفته‌اند.
    به این دلیل می‌توان مدعی شد، اینترنتی شدن بحث کتاب بیشتر از نویسنده به ضرر ناشران و دلالان بازار نشر است و می‌تواند عملا نقش ارزیابان نشر را حذف کند که این امر اگرچه خوب است ولی اغلب راه را برای انتشار کتاب‌های کم‌ارزش نیز فراهم می‌کند.
    جارویس می‌گوید وقتی این امکان وجود دارد که «در صورت تقاضا چاپ خواهد شد» دیگر هیچ کتابی در قفسه‌ها خاک نخواهد خورد. با این حال خود این جناب پروفسور که این همه کباده اینترنت را می‌کشد، کتاب خودش را به شیوه‌ای کاملا سنتی منتشر کرده، یعنی به کمک یک واسطه و یک ناشر. از سوی دیگر او می‌کوشد خریدارانش را هم خود انتخاب کند به این ترتیب که او در وبلاگ شخصی خویش روزانه گزیده‌ای از کتابش را منتشر کرده و با کاربران درباره تئوری‌هایش بحث می‌کند و آنها را برای چهره‌گشایی کتابش به جلسات و میهمانی‌ها دعوت می‌کند. جارویس به گفته کارشناسان حد اعتدال را نگه داشته است. شاید نکته قابل توجه این باشد که بسیاری از منتقدان از کیفیت کتاب‌های اینترنتی ناراضی هستند. از چند سال پیش تاکنون ناشران با تحقیر به نویسندگانی می‌نگرند که کتاب‌هایشان را خود منتشر می‌کنند زیرا در این صورت دیگر همه آثار از مرحله دشوار گلچین کتاب از سوی واسطه‌ها عبور نمی‌کنند. به گفته مدیر یکی از شرکت‌های «چاپ در صورت تقاضا» مدت مدیدی است که ما بزرگ‌ترین مجموعه شعر‌هایی را منتشر کرده‌ایم که اصلا ارزش خواندن ندارند. به لیزا گنووا هم توصیه شده بود که این کار را انجام ندهد، اما او منصرف نشد که هیچ، قرارداد دومین کتابش را هم امضا کرده است.
    · · مترجم:‌ زهرا صابری ​
  4. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    فرهنگ‌های‌ کتابداری
    ·
    فرهنگ‌های‌ کتابداری

    فرهنگ‌های کتابداری. فرهنگ‌های کتابداری فهرست الفبایی اصطلاحات حوزه کتابداری و اطلاع‌رسانی است که معمولا دارای تعریف و توصیف کافی هستند.


    · فرهنگ‌های کتابداری. فرهنگ‌های کتابداری فهرست الفبایی اصطلاحات حوزه کتابداری و اطلاع‌رسانی است که معمولا دارای تعریف و توصیف کافی هستند.
    در حوزه کتابداری در جهان، فرهنگ‌های یک زبانه و دو زبانه بسیاری منتشر شده، یکی از فرهنگ‌های قدیمی، حوزه واژه‌نامه‌ای است که هارود در ۱۹۳۸ با عنوان Librarian&#۰۳۹;s Glossary منتشر کرد، این اثر بارها با ویرایش‌های مختلف منتشر شده و دهمین ویرایش آن در سال ۲۰۰۵ با عنوان Harrod&#۰۳۹;s Librarian Glossary and Reference Book شامل راهنمای ۲۰۰,۱۰ واژه و سازمان و پروژه و کوتاه‌نوشت در حوزه علوم کتابداری، مدیریت اطلاعات، نشر، و مدیریت آرشیو در ۷۳۵ صفحه منتشر شد. انجمن کتابداران امریکا هم با انتشار A.L.A Glossary library Terminology در سال ۱۹۴۳ از پیشگامان این حوزه محسوب می‌شود، این واژه‌نامه بار دیگر در ۱۹۸۳ توسط این انجمن در ۲۴۵ صفحه منتشر شد.
    یکی از واژه‌نامه‌های دو زبانه کتابداری که در سال ۲۰۰۳ توسطK.G. Saur در ۵۲۴ صفحه منتشر شد واژه‌نامه‌ای انگلیسی ـ آلمانی، آلمانی ـ انگلیسی است و واژه‌های مربوط به اطلاع‌رسانی، کتابشناسی، و جز آن را دربردارد.
    دیگر، Elseviers Dictionary of Library Science است که ضمن تعریف واژگان این حوزه به انگلیسی، معادل‌ها را به فرانسوی، اسپانیولی، ایتالیایی، آلمانی، و عربی هم آورده است، ویرایش سوم آن در سال ۱۹۷۳ منتشر شد و بالغ بر ۷۱۸ صفحه است.
    در سال‌های اخیر فرهنگ‌های کتابداری رشد و توسعه یافته و هم‌اکنون بسیاری از آنها به‌صورت پیوسته در اینترنت قابل دسترسی‌اند. از جمله آنها می‌توان به فرهنگ >اُدلیس< اشاره کرد که هم‌اکنون تعداد ۴۲۰۰ شناسه پذیرفته شده و ارجاعی را در خود جای داده است (۴). فرهنگ فوق در سال ۲۰۰۴، در ۷۸۸ صفحه توسط Libraries Unlimitedبه‌صورت چاپی هم منتشر شد.
    کتابداری نوین در ایران، میانه دهه ۱۳۴۰ و با تأسیس گروه کتابداری در دانشگاه تهران آغاز و از همان ابتدا، همراه با تدریس کتابداری، فرهنگ‌های کوچکی نیز تدوین شد. در ۱۳۴۴، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، تهیه اصطلاحات کتابداری را لازم دانست. به ابتکار ایرج افشار، رئیس کتابخانه، و با همکاری انجمن کتابداران ایران که در آن ایام به تازگی ایجاد شده بود، "فرهنگ اصطلاحات کتابداری" تهیه شد که چاپ مقدماتی آن مشتمل بر ۳۶۶ شناسه در دفتر سوم نشریه کتابداری (۱۳۴۹) به چاپ رسید. در ۱۳۵۰ همین فرهنگ به‌صورت مستقل در مرکز خدمات کتابداری* منتشر شد. این فرهنگ با استفاده از "فرهنگ اصطلاحات کتابداری انجمن کتابداران امریکا" (چاپ ۱۹۶۶) و "اصطلاحات کتابداری چهار زبانه یونسکو" (۱۹۶۲) تهیه شده بود.
    در ۱۳۵۲ دو واژه‌نامه کوچک منتشر شد. واژه‌های کتابداری تألیف هوشنگ اعلم، و واژه‌نامه کوچک کتابداری تألیف مهدی مجتبوی نائینی، که اولی را "فرهنگستان زبان ایران" و دومی را انجمن کتابداران ایران منتشر کردند و هر دو شامل واژه‌های انگلیسی همراه با معانی فارسی آنها بودند.
    اصطلاحنامه علم اطلاع‌رسانی و دکومانتاسیون (۱۳۵۷)، از آثار مشترک اتحادیه بین‌المللی مراکز مدارک (فید) و یونسکو را محمدحسین دانشی و عبدالحسین آذرنگ ترجمه کردند که در مرکز اسناد فرهنگی آسیا چاپ شد. این فرهنگ سه زبانه (انگلیسی ـ فرانسه ـ فارسی) نخستین فرهنگی بود که تمامآ از یک متن اصلی ترجمه شد. در همین سال، پوری سلطانی با همکاری مهدی مجتبوی نائینی، اصطلاحنامه کتابداری را تدوین کردند که انجمن کتابداران ایران آن را منتشر ساخت. این کتاب دارای ۸۴۵ شناسه بود که ۲۵۰ مورد آن را شناسه‌های ارجاعی تشکیل می‌دادند.
    ویرایش دوم اصطلاحنامه کتابداری و اطلاع‌رسانی (۱۳۶۵)، تدوین پوری سلطانی و فروردین راستین، دارای ۲۳۳۸ شناسه است که ۱۲۰۷ مورد از آنها اصلی هستند. ویرایش سوم همین اثر با عنوان دانشنامه کتابداری و اطلاع‌رسانی (۱۳۷۹) را انتشارات فرهنگ معاصر منتشر کرده است :)۱ ۱۷۴-۱۷۵).
    در فاصله ویرایش اول تا سوم اثر فوق، واژه‌نامه‌های دیگری در زمینه علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی منتشر شدند. فرهنگ اصطلاحات دکومانتاسیون (۱۳۵۹) تألیف عبدالحسین آذرنگ، و واژه‌نامه کتابداری و دکومانتاسیون تألیف محمدنقی مهدوی و عباس اسلامیه (۱۳۶۲) از جمله این واژه‌نامه‌ها بودند که توسط مرکز اسناد و مدارک علمی منتشر شدند.
    ویرایش دوم واژه‌نامه کتابداری و دکومانتاسیون در ۱۳۶۶ منتشر شد و مشتمل بر ۳۲۸۳ واژه در زمینه موضوعی کتابداری و اطلاع‌رسانی است.
    واژگان کتابداری و اطلاع‌رسانی (۱۳۷۶) گرد آورده ابوالفضل هاشمی و ملیحه ناظم، شامل برابر نهاده‌های مؤلفان و مترجمان ایرانی برای واژه‌های غیرفارسی است و نوعی واژه‌نامه استنادی محسوب می‌شود. این فرهنگ ۰۰۰,۱۳ مدخل فارسی به انگلیسی و ۰۰۰,۱۰ مدخل انگلیسی به فارسی دارد. این واژه‌ها از پانویس‌ها، واژه‌نامه‌های آخر کتاب‌ها، و معادل‌های متن کتاب‌ها و مقالات تخصصی استخراج شده‌اند و به‌گونه‌ای تنظیم شده که استفاده‌کننده می‌تواند از میان برابر نهاده‌های موجود، آنچه را که مناسب می‌یابد، برگزیند. در بخش انگلیسی این واژه‌نامه، تمامی معانی واژه‌ها به همراه نام شخص و اثری که واژه در آن به‌کار رفته، آورده شده است :)۲ مقدمه).
    ویرایش دوم واژگان کتابداری و اطلاع‌رسانی (۱۳۷۹)، شامل ۰۰۰,۱۵ واژه در بخش انگلیسی و ۰۰۰,۲۲ واژه در بخش فارسی است که از ۸۷۱ منبع (کتاب و مقاله) کتابداری و اطلاع‌رسانی استخراج شده‌اند :)۳ ۳۸).
    تولید و تهیه واژه‌نامه‌های کتابداری در سال‌های اخیر رونق بیشتری گرفته است. فرهنگ جامع مرجع‌شناسی تألیف محمدرضا محمدی‌فر (۱۳۷۶) و فرهنگ فشرده کتابداری و اطلاع‌رسانی ترجمه اثری از استلا کینن توسط فاطمه اسدی کرگانی (۱۳۷۸) از آن جمله‌اند.
    فرهنگ چندزبانه ویژه حفاظت و نگهداری مواد کتابخانه‌ای، با عنوان فرهنگ حفظ و نگهداری مواد کتابخانه و بایگانی انگلیسی ـ فارسی در ۱۳۸۱ با ترجمه حسن هاشمی میناباد منتشر شد. در این فرهنگ علاوه بر واژه انگلیسی و معانی فارسی آن، معادل‌های اسپانیولی، آلمانی، ایتالیایی، فرانسوی، و روسی نیز آورده شده است. اثر دیگر در این سال، اصطلاحنامه اطلاع‌رسانی و کتابداری (۱۳۸۱) است که علی حسین قاسمی آن را ترجمه کرده است. این اثر مشتمل بر سرعنوان‌های موضوعی است.
    فرهنگ‌های اختصارات نیز در سال‌های اخیر به سبب استفاده زیاد از کوتاه‌نوشت کلمات به‌جای کلمات اصلی رایج شده است :)۱ ۱۷۵). در موضوعات خاص مانند علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی نیز فرهنگ اختصارات علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی (۱۳۸۳) از جمله فرهنگ‌های اختصاری است که به‌فارسی توسط محمد کاردان نشاطی، عرفان لطفی، و شیرین اکبری ترجمه و توسط نشر چاپار منتشر شده است. در این فرهنگ، کلیه واژه‌های اختصاری به‌صورت الفبایی آورده شده و واژه کامل به همراه معنی فارسی آن نیز آمده است.
    · · مسعود بهمن آبادی
    مآخذ:
    ۱) مرادی، نورالله. مرجع‌شناسی: شناخت خدمات و کتاب‌های مرجع. تهران: فرهنگ معاصر، ۱۳۷۶؛
    ۲) هاشمی، ابوالفضل. واژگان کتابداری و اطلاع‌رسانی. تهران: هیأت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور، دبیرخانه، ؛۱۳۷۶
    ۳ ) واژگان کتابداری و اطلاع‌رسانی یک واژگان استنادی است: نقد و بررسی واژگان کتابداری و اطلاع‌رسانی در گفت‌وگو با ابوالفضل هاشمی". کتاب ماه (کلیات). س. پنجم، ۲ (بهمن ۱۳۸۰): ۳۸-؛۴۱
    ۴) Reitz, Joan M. "Online Dictionary of Library and Information Science (ODLIS)". [On-line​
  5. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    همه چیز راجع isi
    ·
    همه چیز راجع ISI

    موسسه اطلاعات علمی ( Institute for Scientific Information ) بانک اطلاعاتISI مرکزی برای فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترین مجلات علمی منتشره در دنیا به منظور تبادل اطلاعات میان پژوهشگران مختلف می باشد. شمار مجلات ISI ثابت نیست.


    · ● ISI چیست؟
    موسسه اطلاعات علمی ( Institute for Scientific Information ) بانک اطلاعاتISI مرکزی برای فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترین مجلات علمی منتشره در دنیا به منظور تبادل اطلاعات میان پژوهشگران مختلف می باشد. شمار مجلات ISI ثابت نیست. یک مجله ممکن است در یک زماناز مجلات ISI محسوب شود? اما به دلیل کاهش بار علمی بعدا از لیست مجلات ISI کنار گذاشته شود. در حال حاضر بیش ازمجله در لیست ISI قرار دارند. هر ساله ۴۵۸۷ مجله جدید مورد ارزیابی قرار می گیرد و حدود ده درصد آنها به لیست ISI اضافه می شوند.
    هر مجله علمی قبل از انتخاب شدن و فهرست شدن در ISIیکسری مراحل ارزیابی را پشت سر می گذارد. ازجمله عوامل مورد ارزیابی و رعایت استانداردهای بانک اطلاعاتی ISI ، کمیته علمی منتخب مجله، تنوع بین المللی مقالات چاپ شده در آن، نشر به موقع مجله و جایگاه نشرآن می باشد. لازم به ذکر است که هیچ یک از این عوامل به تنهایی مورد بررسی و ارزیابی قرار نمی گیرد بلکه با بررسی مجموع عوامل یک امتیاز کلی داده خواهد شد. از جمله مواردی که در ارزیابی مجله مورد توجه قرار دارد این است که عنوان مقالات، چکیده و کلمات کلیدی باید به زبان انگلیسی باشد همچنین توصیه می شود که منابع نیز به زبان انگلیسی نوشته شوند. اگر چه اطلاعات علمی مهم به تمامی زبانها به چاپ می رسد اما موارد ذکر شده باید به زبان انگلیسی باشد تا تحت داوری و ارزیابی ISI قرار گیرد زیرا ارزیابی کنندگان مجلات علمی در ISIنمی توانند عناوین و منابع بکاررفته در مقالات را به زبان انگلیسی ترجمه کنند. داوری علمی و تخصصی مقالات چاپ شده در مجله توسط داوران نام آشنای علمی از جمله عمده ترین موارد مورد توجه ارزیابی کنندگان می باشد که گویای اعتبار و غنای علمی مجله است.
    ● ارجاع به خود یا self citation چیست؟
    اگر منابع ذکر شده در مقاله? پژوهش نویسندگان خود مقاله باشد? این کار از ارزش مقاله می کاهد زیرا جنبه بین المللی بودن آن را ضعیف می کند. درجه ارجاع به خود مجلات ISI معمولا کمتر از ??? است.
    ● ضریب تاثیر یا درجه تاثیر یا Impact factor چیست؟
    این عامل همه ساله توسط ISI برمبنای ارجاعات به هر یک از مجلات علمی آن محاسبه می شود و نتیجه در گزارشات ارجاع مجله یا Journal Citation Reports یا به اختصار JCR ? منتشر می شود. این ضریب نه برای مقاله یا نویسنده بلکه برای مجله محاسبه می شود. محاسبه برمبنای یک دوره سه ساله صورت می گیرد. فرضا اگر در سال ?? جمعا ?? ارجاع به یک مجله صورت گرفته باشد و در آن مجله در سال ?? تعداد ?? مقاله و در سال ?? تعداد ?? مقاله چاپ شده باشد? ضریب ارجاع آن مجله? از تقسیم ?? بر ?? به دست می آید که ?/? است. یعنی به طور متوسط? هر مقاله آن نشریه ?/? مرتبه مورد استناد مقالات دیگر قرار گرفته است.
    ● ISI بودن یک مجله را چگونه تعیین کنیم؟
    بهترین راه? مراجعه به سایت هایی نظیر تامسون است. زیرا همچنان که گفته شد? هم تعداد مجلات زیاد است و هم ISI محسوب شدن یک مجله ممکن است همیشگی نباشد.هر نشریه با هر امتیاز علمی در کشور چاپ شود اگر ضریب تأثیرش صفر باشد، در این پایگاه قرار نمی گیرد. متأسفانه، در حال حاضر تمامی نشریات ایرانی دارای ضریب تأثیر صفر بوده و جایی در این پایگاه ندارند.
    ● ISC چیست؟
    ISC یا همان پایگاه استنادی علوم جدید و تکنولوژی که همانند ISI دارای مقالات دانشمندان است که خوشبختانه در ایران نیز چنین پایگاهی تاسیس شده است وهم اکنون به فعالیت می پردازد.
    ● معیار اصلی ورود مجلات به نمایه های سه گانه ISI چیست؟
    بر اساس قانون تجمع گارفیلد متون هسته برای تمامی رشته های علمی بیش از ۱۰۰۰ مجله نیست. همچنین مطالعه ای از سوی گارفیلد بر روی پایگاه اطلاعاتی اِس.سی.آی (Science Citation Index) نشان داده است که ۷۵% ارجاعات در کمتر از ۱۰۰۰ عنوان مجله شناسایی شدند.
    حال اگر لازم نباشد که یک نمایه استنادی چند رشته ای جامع بیشتر از چندهزار مجله را پوشش دهد، این مجلات را چگونه باید برگزید؟
    هر چند برخی شائبه تاثیر پذیری این امر از ---------- و ... را مطرح می کنند ولی نظر ISI Thomson چیز دیگری است. یعنی هزینه- کارآیی. گارفیلد خود می گوید: چون مساله پوشش، وجهی عملا اقتصادی دارد، معیار برای آنچه انتخاب می شود، هزینه-کارایی است. هدف هزینه – کارآمدی یک نمایه به حداقل رسانیدن هزینه در ازای شناسایی یک مدرک مفید و به حداکثر رسانیدن احتمال دستیابی به یک مدرک مفید منتشره است. یک نمایه هزینه- کارآمد باید پوشش دهی خود را تا حد امکان محدود به آن مدارکی نماید که ممکن است افراد مفیدشان بدانند. به زبان ساده ISI Thomson مجلاتی را نمایه می کند که احتمال استناد به آنها بیشتر باشد.ولی چه شاخصی می تواند صلاحیت ورود دیگر مجلات به جمع مجلات منبع ISI Thomson را تایید کند. جواب بسیار ساده است: فراوانی استناد به مجلات در منابعی که پیشتر در این نمایه وارد شده اند.اگر دانشگاهها می خواهند مجلات خود را در نمایه های سه گانه ISI Thomson وارد کنند، علاوه بر رعایت ضوابط عمومی مانند وضعیت نشر، کیفیت مقالات، ترکیب سردبیری و تحریریه و ... باید در جستجوی راهکارهایی باشند که به مجلات آنها از سوی مجلات منبع ISI Thomson، استناد شود. شاید یکی از راهها تشویق محققان دانشگاه در استناد به مدارک مجلات داخلی، در مقالات ارسالی به مجلات تحت پوشش نمایه های سه گانه ISI Thomson باشد.
    ● پیوستن پایگاه استنادی علوم ایران به ISI :
    رئیس کتابخانه منطقه ای علوم و تکنولوژی گفت: پیوستن ISC به ISI با هدف افزایش سهم تولیدات علمی ایران در جهان در نشستی با حضور مسئولین ISI در کتابخانه منطقه ای بررسی شد.با توجه به اینکه تمامی خصیصه های ISI در ISC نیز وجود دارد، کتابخانه منطقه ای علوم و تکنولوژی شیراز که متولی ایجاد ISC ( پایگاه استنادی علوم و تکنولوژی ) در کشور است، برای درج شدن مجلات بیشتری به زبان فارسی در ISI و ایجاد ارتباط بیشترISC با ISI تلاش می کند .
    با برقراری پیوند علمی میان ISI و ISC شناسایی علم به زبان فارسی در سطح بین المللی بیشترمی شود و سهم ایران از تولیدات علمی دنیا بیشتر خواهد شد . هم اکنون بیش از ۶ هزار مقاله توسط مجلات معتبر در ISC تولید می شود اما انعکاس این تولیدات علمی در سطح بین المللی کم است که با درج تعدادی از مجلات در ISI بازتاب علمی ایران در جهان بیشتر می شود .
    وی با بیان اینکه هم اکنون ۲۵ مجله ایرانی توسط ISI شناسایی شده و نمایه می شود، افزود: در حال حاضر تلاش می شود این تعداد به ۵۰۰ مجله افزایش یابد . مسئول راه اندازی ISC در ایران با بیان اینکه ایران چهارمین کشور دارای مطالعات استنادی علوم بر پایه ISI است، گفت: کشورهای ژاپن و چین نیز توانسته اند مجلات خود را به همین روش در ISI درج کنند .
    گفتنی است کتابخانه منطقه ای علوم و تکنولوژی شیراز چندی پیش مأمور راه اندازی پایگاه استنادی علوم ایران و جهان اسلام شد و این مرکز هم کانون در تلاش برای سنجش تولیدات علمی در کشورهای اسلامی، رتبه بندی نشریات کشورهای اسلامی، تولید نمایه استنادی علوم کشورهای اسلامی به منظور توسعه ISC در میان تمامی کشورهای اسلامی و پیوند دادن ISC به IS I است .
    ● دردسرهای علم وارداتی
    دکتر محمد قدسی استاد دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف است. وی که از دانشیاری به مرتبه استادی ارتقا یافت هم اکنون رئیس گروه نرم افزار این دانشکده است. در میان مباحثاتی که این روز ها درباره خوب و بد قوانین ارتقای استادان درگرفته است به سراغ ایشان رفتیم. دکتر قدسی نظرات قابل توجهی در این باره دارند که در ادامه تقدیم می کنیم.
    ● استانداردهای لازم برای مقاله نویسی در ISI:
    گارگاه مقاله‌نویسی مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی (سمت) کارگاه مقاله‌نویسی با هدف عرضه معیارهای آکادمیک نگارش مقاله پژوهشی بر اساس استانداردهای مؤسسه ISI برگزار شد.
    مهم‌ترین بخشهای کارگاه عبارت بودند از:
    ـ چرا یک مقاله پژوهشی می‌نویسم؛
    ـ یک مقاله پژوهشی چیست؟
    ـ انتخاب موضوع
    ـ جستجوی منابع
    ـ یادداشت برداری
    ـ روند نگارش
    ـ طرح و پیش‌نویس
    ـ ساختار مقاله
    ـ الگوی بخشهای مختلف مقاله
    ـ ویژگیهای بخشهای مختلف مقاله
    ـ شیوه‌های ارجاع دهنده
    ـ ذکرمنابع
    ● میزگرد نقش ISI در رشد علمی ایران:
    عصر روز جمعه ۱۶ آذر ماه ۱۳۸۶میزگردی در کتابخانه ملی ایران برگزار شد تحت عنوان «ارتباط پیشرفت علمی جامعه و نمایه سازی بین المللی مقالات» . مباحث عمدتا حول و حوش ISI و ISC دور می زد .
    گزارشی از این میزگرد:
    فقط ۲ درصد مقالات علمی چاپ شده توسط محققان ایرانی در ISI (مکانیسم نمایه سازی مقالات علمی در سطح بین المللی)، در داخل کشور قابل استفاده است.
    دکتر محمد یلپانی، استاد رشته شیمی، در همایش و میزگرد «ارتباط پیشرفت علمی جامعه و نمایه سازی بین المللی مقالات» که با حضور معاون پژوهشی وزیر علوم و جمعی از متخصصان رشته های مختلف شیمی، مهندسی، کتابداری، علوم اجتماعی و فنی از دانشگاه های مختلف ایران و مسئولان پژوهشگاه اسناد و اطلاعات علمی ایران در محل کتابخانه ملی ایران برگزار شد، ضمن اعلام این مطلب که مورد تایید حاضران نیز قرار گرفت، خاطرنشان کرد: باید دید که آیا مقالات علمی ما در داخل کشور نیز قادر به حل مشکلات می باشد یا خیر. این در حالی است که طبق آمارهای موجود تنها ۲ درصد مقالات ISI ایران در داخل کشور قابل استفاده است.
    دکتر منصور کبکانیان، معاون پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در این گردهمایی ۶ ساعته اظهار داشت: با موضوع سیستم های نمایه سازی بین المللی و از جمله ISI، برخوردهای رسانه ای صورت گرفته، در حالی که موضوع مذکور بسیار حساس و مهم است و نمی توان به سادگی از آن گذر کرد. ۲ سال پیش هم گردهمایی در این زمینه در دانشگاه تهران برگزار کردیم.
    همچنین در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی هم بحث تندی در این باره مطرح شد.شورا حتی درباره رتبه بندی دانشگاه های جهان و دلایل قرار نگرفتن دانشگاه های ایران در فهرست ۵۰۰ دانشگاه برتر جهان انتقادهایی به ما وارد کرد، حتی رهبر معظم انقلاب طی مکتوبی در قالب ۱۳ تا ۱۴ سوال دقیق از ما پرسیده اند که چرا چنین شده است، حتی شاخص ها را پرسیده اند و این سوال که آیا برخورد ---------- شده است یا نه لذا می بینید موضوع از حساسیت بالایی برخوردار است.در همین راستا نتایج رتبه بندی دانشگاه های جهان اسلام تا پایان بهمن ماه سال جاری منتشر می شود.
    دکتر کبکانیان گفت: من علاقه ای به رتبه بندی دانشگاه ها در داخل کشور ندارم، چون ابزارش را نداریم و نظر غیر کارشناسانه دردی را دوا نمی کند. اما وقتی قضیه در سطح جهانی مطرح می شود فرق می کند براین اساس کشورهای اسلامی نیز نسبت به قرار نداشتن نام دانشگاه های جهان اسلام در فهرست جهانی گله مند هستند، بانک اسلامی در جده قول داده است به ۲۰ دانشگاه برتر جهان اسلام بودجه خوبی برای رقابت بین المللی اختصاص دهد.
    معاون پژوهشی وزارت علوم اضافه کرد: وقتی به مسئله ورود پیدا کردیم، دریافتیم که در خیلی از شاخص ها عقب هستیم. به عنوان مثال در رتبه بندی شانگهای، ۹۰ درصد شاخص ها همان شاخص های ISI است، به همین دلیل در ۲ همایش که با شرکت نمایندگان ۵۷ کشور اسلامی برگزار شد، درصدد برآمدیم تا شاخص های جدیدی مانند «معیارهای آموزشی و تاثیر دانشگاه ها بر صنعت» را در رتبه بندی ها وارد کنیم، ولی ۷۵ درصد ملاک های ارزیابی دانشگاه های جهان اسلام همان ملاک های بین المللی است.
    وی از مسئولان میزگرد به طور اکید خواست تا به صورت شفاف به موضوع ISI و مسائل مرتبط با آن بپردازند و راهکار عملی ارائه دهند، چرا که روسای قوای سه گانه نیز در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی در این مورد از وی سوال می کنند و او نمی خواهد نظر فردی خود را اعلام کند.دکتر کبکانیان اضافه کرد: مجله ها و نشریات علمی- پژوهشی در ایران طی سال های اخیر از رشد کمی و کیفی خوبی برخوردار بوده است، حتی در حوزه علمیه قم نیز تحرک مثبتی در این زمینه صورت گرفته است که باید از این فرصت ها برای تولید دانش استفاده شود.
    در ادامه، اعضای میزگرد که شامل متخصصان مختلف بودند، به اظهارنظر و تبادل نظر پرداختند.از جمله اعضای میزگرد می توان به دکتر فاطمی، مدیر کل پشتیبانی و خدمات پژوهشی وزارت علوم، دکتر محمد علی زلفی گل عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا، دکتر حسین غریبی از پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران و دکتر عبدالرضا نوروزی چاکلی مدیر گروه علم سنجی مرکز تحقیقات ---------- علمی کشور اشاره کرد.
    ● محتوای مقاله های ارائه شده در ارتباط با نیازهای جامعه نیست
    دکتر یلپانی، استاد رشته شیمی، با اشاره به این که متاسفانه محتوای مقاله های ارائه شده ایرانیان و اندیکس شده در ISI، در ارتباط با نیازهای جامعه نیست، گفت: «اخلاق علمی در چاپ مقاله ها رعایت نمی شود. گاهی اسم مقاله عوض و دوباره در جای دیگری چاپ می شود. هیچ یک از مقاله های تولید شده قابلیت تبدیل به صنعت را ندارد، مثلا بیشتر مقاله های شیمی ایران، نه در ایران و نه در خارج، استفاده صنعتی ندارد. ما در واقع فقط در آمار و عدد و رقم رشد کرده ایم.»
    ▪ برای تولید ثروت از دانش راهکاری نداریم
    دکتر زلفی گل، عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا در ادامه این گردهمایی تاکید کرد: «برای تولید ثروت از دانش هیچ راهکاری نداریم، تولید مقاله فقط یکی از شاخص های توسعه است، دانشگاه ها علاوه بر آموزش و پژوهش، باید مشکل گشای جامعه هم باشند بدون بودجه پژوهشی مناسب، مقاله تولید نمی شود. چرا اکثر پایان نامه های ما به چاپ مقاله یا کتاب منجر نمی شود در زمینه آموزش استاندارد داریم، اما در زمینه پژوهش خیر. ایجاد پایگاه های اطلاعات علمی ضرورتی انکارناپذیر است، هزار میلیارد تومان صرف بودجه پژوهش در یک سال می شود، اما مقاله های تولیدی به نحو صحیح نمایه سازی نمی شود، ISI یک شاخص است نباید آن را انکار کنیم. باید به فکر حل مشکلاتمان باشیم تا کار تکراری انجام ندهیم. تولید علم وابسته به تحصیلات تکمیلی است ۱۸ سال تا تحقق سند چشم انداز وقت داریم، ما می توانیم در منطقه اول شویم.»
    ▪ برای تولید علم باید پایه زبان انگلیسی تقویت شود
    دکتر غریبی، از پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران با اشاره به این نکته مهم که ۹۰ درصد مقاله های علمی ISI به زبان انگلیسی است، تاکید کرد: «پس باید برای تولید علم، به تقویت پایه زبان انگلیسی در دانشگاه ها و نظام آموزشی بپردازیم. برای ارتقای ارتباطات علمی، باید سیستم «به اشتراک گذاری منابع» را راه اندازی کنیم. در واقع دانش و مهارت انسانی، ---------- های پژوهش و پشتیبانی از پژوهش ۳ رکن اصلی پیشرفت علمی است».
    ▪ برای رشد علمی باید زمینه همکاری بین المللی را فراهم کرد
    دکتر عصاره، از دانشگاه شهید چمران اهواز معتقد است:«برای رشد علمی، باید زمینه همکاری اندیشمندان ایرانی را با دیگر متفکران رشته های مرتبط در خارج از کشور فراهم کرد چرا که یکی از ملاک های ISI، همکاری بین المللی در تالیف و تدوین مقاله های علمی است. همچنین آثار نویسندگان مختلفی که در مقالات علمی مورد استناد قرار گرفته است شاخص مهمی در ISI محسوب می شود، هر قدر استناد مقاله های علمی به مجله های علمی بیشتر باشد، اعتبار یا ضریب تاثیر آن مجله ها بیشتر خواهد بود در حالی که بررسی نشان می دهد، بیشتر منابع و مآخذ مقاله های علمی تولید شده در ایران، کتاب ها و مقاله های داخلی است».
    ● ملاک های علم سنجی
    به گفته دکتر نوروزی، مدیر گروه علم سنجی مرکز تحقیقات ---------- های علمی کشور، به مولفه های اطلاعاتی رشد و توسعه علم، علم سنجی گفته می شود که شامل این موارد است: تعداد مقاله ها، پروانه های ثبت اختراع، نشریات علمی، قوانین مربوط به مرور زمان، انتشارات علمی، ساختار جریان گردش مدارک علمی و فرآیندهای استنادی.به تازگی فاکتور جدیدی به نام «پرستیژ فاکتور» جایگزین «فاکتور تاثیر» شده است.
    درباره مجله های «دسترسی آزاد» باید گفت هر مقاله بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ یورو برای ناشر هزینه دارد و بین ۳ تا ۵ هزار دلار از آن سود می برد بنابراین اگر قرار باشد «دسترسی آزاد و رایگان» به آن مقاله ها ایجاد شود، این پرسش ایجاد می شود که هزینه ناشر از کجا باید تامین شود. یکی از راهکارها، اخذ هزینه از خود نویسنده است که از او مطالبه ۱۵ هزار یورو برای هر مقاله می کنند، اما راه دیگری هم وجود دارد و آن انتشار ۵۰۰ کلمه از مقاله به صورت رایگان است.
    در ادامه گردهمایی دکتر غریبی در نقد عملکرد ISC، پایگاه نمایه سازی مقاله های جهان اسلام گفت:« من با ISC مخالفم، جهان اسلام زبان های متفاوتی دارد، مالایی، عربی، فارسی، روسی و انگلیسی، چرا مقاله باید به زبان انگلیسی نمایه شود، در حالی که حتی در خود ISI هم زبان فارسی قابلیت ایندکس شدن دارد.»
    در همین رابطه دکتر حری، استاد رشته کتابداری و علوم اطلاع رسانی، اظهار داشت:« اگر چکیده مقاله های نشریات علمی به انگلیسی تبدیل نشود و انتشار عمومی نیابد، قابل استناد و ردیابی نیست. در این صورت، مقالات ژورنال های علمی به مطالب روزنامه رسمی تبدیل می شود که فقط برای درج در پرونده پرسنلی استادان در بایگانی دانشگاه ها به درد می خورد»
    ▪ اظهارات برخی از شرکت کنندگان در همایش
    -«وب سایت نشریات علمی ایران دارای آرشیو قوی نیست».
    -«اسامی ژورنال های فارسی مشکل دارد مثلا در دانشگاه تهران «journal of scienc» داریم که با مجلات مشابه خارجی همنام است».
    - چین، بهترین آثار فیزیک دانان خود را انتخاب و بعد از ترجمه در مجله دیگری به نام «فیزیک در چین» منتشر می کند، می توان این تجربه را در ایران نیز استفاده کرد.
    - «مقاله های همین «journal of science» دانشگاه تهران در کدام ژورنال یا پایگاه استنادی ایران، مورد استناد قرار گرفته است»
    - «مسئله میلادی کردن تاریخ ما هم یک مشکل است که باید در تبدیل مقاله های علمی به زبان انگلیسی به آن توجه شود.»
    - «از ۱۵۰۰ نشریه منتشر شده در ایران ۳۸۰ نشریه علمی- پژوهشی یا علمی- ترویجی است و از این میان ۲۷۰ نشریه تحت نظر وزارت علوم و ۱۰۸ نشریه تحت نظر وزارت بهداشت است.»
    -«طبق تحقیقی که در دانشکده فنی دانشگاه تهران شده است، تا ۲ سال پیش کمتر از ۲۰ درصد دانشجویان ISI را می شناختند، هم اکنون این رقم به ۵۰ درصد رسیده است ولی باز هم فقط ۱۰ درصد از آن ها روش استفاده از ابزار ISI را بلدند».
    - «ISIابزاری است برای این که نسبت به تحقیقات دیگران اطلاع پیدا کنیم و چرخ چاه را دوباره اختراع نکنیم»
    -«وزارت علوم هر ساله مبلغ سنگینی بابت عضویت در سیستم استفاده از ابزار ISI پرداخت می کند، ولی استفاده مناسب از این ابزار در دانشگاه ها نمی شود.»
    -« باید دید آیا مقاله های علمی ما، در ساختار مشکلات کشور هم حل مشکل می کند. برخی استادان رشته های برق و شیمی می گویند فقط ۲ درصد این مقاله ها در ایران قابل استفاده است، یعنی ما با تولید مقاله های شیمی و انتشار در ISI به رشد علمی غرب کمک می کنیم».
    - «ایجاد یک سیستم نمایه سازی مقاله های علمی ایران و انتشار عمومی و رایگان اطلاعات در سطح ملی ضروری است».
    · · محمد شهرتی فر ​
  6. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    کتابخانه ملی یا قرائت‌خانه ملی
    ·
    کتابخانه ملی یا قرائت‌خانه ملی

    یادم می‌آید زمانی که به عضویت کتابخانه ملی در آمدم و با شگفتی این سازه عظیم سیمانی را تماشا می‌کردم و می‌شد گفت محو آن شده بودم، به خودم گفتم، ظاهرا این بار فرهنگ از گوشه مظلومیت به‌در آمده و گوشه‌چشمی به آن شده است.


    · بعد از گذشت یک‌سالی که قید کتابخانه ملی را زده بودم، چند روز پیش وسوسه شدم که دوباره سری به آن کتابخانه مدرن بزنم به این امید که در این مدت یک‌سال، مشکلا‌ت گذشته مرتفع شده باشد و مگر نه آنکه شعار دولت نهم مهربانی و خدمت است، گفتم شاید این کتابخانه پرت ملی هم با محبت دولتمردان گره از کارش گشوده شده باشد. یادم می‌آید زمانی که به عضویت کتابخانه ملی در آمدم و با شگفتی این سازه عظیم سیمانی را تماشا می‌کردم و می‌شد گفت محو آن شده بودم، به خودم گفتم، ظاهرا این بار فرهنگ از گوشه مظلومیت به‌در آمده و گوشه‌چشمی به آن شده است.
    اما با دو سه بار مراجعه اولیه به کتابخانه، همه آن توهمات ساده‌دلا‌نه از میان رفت. وقتی با هزار ذوق و شوق به کتابخانه ملی می‌رفتی تا در فضایی آرام کتاب‌های مورد نظرت را به امانت بگیری و پژوهش و مطالعه‌ات را آغاز کنی با این جمله معروف کتابداران عزیز روبه‌رو می‌شدی که <کتاب‌ها را هنوز نچیده‌اند.> البته این جمله را یکهو نمی‌گفتند که قلبت بایستد بلکه ده دقیقه، یک ربعی تو را محترمانه به نشستن روی مبل چرمی شیک سبزرنگ دعوت می‌کردند و بعد از آنکه حسابی در این مدت دلت را صابون می‌زدی، با دستانی خالی برمی‌گشتند و این جمله زیبا را ادا می‌کردند. خب دیگر، چاره‌ای نبود. دفتر و دستکت را با خودت آورده بودی، صبح زود از آن سر شهر راه افتاده بودی تا برسی اینجا، ۲۰ دقیقه منتظر مینی‌بوس کتابخانه زیر سایه پل عابر دم زده بودی و همه اینها را به یاد می‌آوردی تا به نحوی ماندنت را در کتابخانه توجیه کنی. خب، چه باید کرد؟ بهتر است بروی سراغ کتاب‌های مرجع که در قفسه‌های کناری چیده شده‌اند و یک‌جوری سرت را با خواندن آنها گرم کنی.
    خدا را چه دیدی شاید مطلب به دردخوری هم گیرت آمد. این ماجرا یک‌ سال تمام ادامه داشت و کتاب‌ها در این یک‌ سال چیده نشد! گاهی وقت‌ها سبک و سنگین می‌کردم که به کتابداران بگویم من و همسرم و اگر بخواهید چند نفر از دوستانم آماده‌ایم مانند کارگر روزمزد البته به صورت رایگان این کتاب‌های تمام‌نشدنی را بچینیم. اما هر بار که می‌آمدم این جمله را بگویم پشیمان می‌شدم چون احساس می‌کردم مشکل جای دیگری است. مگر می‌شود چیدمان کتاب آن هم با این همه کارگر و کارمند و کتابدار اینقدر طول بکشد؟ اگر کتابخانه بادلیان هم بود تا الا‌ن تمام شده بود. البته دل کندن از کتابخانه کار راحتی نبود. نامه‌ای به جناب آقای اشعری، رئیس محترم کتابخانه نوشتم و به دفترش فاکس کردم و همه مشکلا‌ت را گفتم. چند روز بعد آقایی که الا‌ن نامش در خاطرم نیست تماس گرفت و گفت شما هر کتابی بخواهید تقدیم می‌کنیم! به ایشان گفتم این مشکل من نیست و من از طرف همه نوشته‌ام. چند باری رفتم و دیگر نرفتم. ‌
    اینها را گفتم تا بدانید چرا در این یک‌ساله قید کتابخانه ملی را با آن همه زیبایی و مدرنیتش - به قول داریوش آشوری - زدم. اما این بار بعد از یک‌سال دوری از کتابخانه، به این امید که کتاب‌ها چیده شده‌اند، با چیزهای جالب‌تری روبه‌رو شدم. اول آنکه نیم‌ساعت پای کامپیوترها ایستادم تا برق بیاید! دیگر آنکه درخواست کتاب الکترونیکی شده است و از کاغذ و قلم برای نوشتن مشخصات کتاب خبری نیست - خدا اجرشان بدهد. اما، اما نوشته‌ای کنار مانیتور‌ها خودنمایی می‌کرد.
    هشدار می‌داد یا نمی‌دانم آگاهی می‌داد تا اطلا‌ع ثانوی به دلیل مشکلا‌ت سیستم کتاب‌بر، امانت کتاب از مخازن بسته میسر نیست! خب مثل همیشه. این بار فقط شکلش عوض شده یا بهتر است بگویم واقعیت عیان شده است. پس مشکل چیدن کتاب نبود، سیستم ریل کتاب بوده است. یعنی یک‌سال به هزاران نفر دروغ گفته‌اند! البته مهم نیست. به نظر شما مهم است؟ مهم آن است کتابی که می‌خواستی، نبود یا نیست. سه کتاب در بخش علوم انسانی مدنظرم بود. دعا می‌کردم که در مخازن بسته نباشند. یکی از سه کتاب در مخازن بسته بود. کتابی که برایم مهم بود اما می‌شد یک جوری با آن دوتای دیگر فعلا‌ کار کرد. آن یکی را از جای دیگری جور می‌کردم. شاید از یک کتابخانه عمومی! خیلی خوشحال به طبقه بالا‌ رفتم، کارتم را تقدیم کتابدار محترم کردم، ایشان پرینت درخواست‌ها را گرفتند و روانه مخزن شدند. من در این فاصله روی مبل چرمی سبزرنگ معروف نشسته‌ام. دقایقی بعد خانم کتابدار با یک کتاب، بله تنها یک کتاب از دو کتاب می‌آید و می‌گوید: ‌
    <یکی‌اش هم نبود.> ‌
    <چرا؟> ‌
    <سر جایش نبود.>
    <در مخازن بسته نبود.>
    <بله. اما نبود.>
    <مگر سیستم اصولا‌ برای کتابی که امانت باشد، پیام نمی‌دهد؟ یعنی این کتاب امانت است؟> ‌
    <بله. این امانت نیست. شما دوباره انتخاب کنید.>
    <یعنی بروم پایین و دوباره همین کتاب را سفارش امانت بدهم؟>
    <نه! یک کتاب دیگر را سفارش بدهید>! ‌
    <نه! خیلی ممنون.>
    همان یک کتاب را گرفتم و آمدم نشستم. کمی عصبانی بودم اما پیش خودم گفتم الا‌ن می‌روم سراغ کتاب‌های مرجع و یک جوری به هر حال از وقتم استفاده خواهم کرد. اما از کتاب‌های مرجع تاریخ، خبری نبود! بخش اعظم کتاب‌ها جمع شده بود. حالا‌ دیگر اگر کارد می‌زدی خونم درنمی‌آمد. آمدم نشستم. در این فاصله به اطرافم نگاهی کردم. کتابخانه بیش از پیش شلوغ بود. می‌شد گفت تک و توک جای خالی پیدا می‌کردی. پیش خودم گفتم، اگر مخازن - البته نه همه آنها ولی بخش عمده‌ای - بسته است، پس چرا کتابخانه اینقدر شلوغ است؟ حس کنجکاوی وادارم کرد بلند شوم و چند قدمی بالا‌ی سر میزها بزنم و با بعضی از اعضا صحبت کنم. در یک ارزیابی شتابزده در طبقه دوم بخش علوم انسانی به چند نکته جالب پی بردم. اول: بیشتر کسانی که مشغول مطالعه بودند، دانشجوی لیسانس بودند. دوم: حدود هشتاد درصد در حال مطالعه جزوه‌های دانشگاهی و نه کتاب بودند! سوم: از آنجا که در آستانه امتحانات فوق‌لیسانس هستیم کتابخانه شلوغتر از همیشه است چون همگی مشغول خواندن درس‌های کنکور هستند. بعد از این ارزیابی، لپ‌‌تاپ را خاموش کردم، کتاب را خیلی محترمانه پس دادم، به خانه آمدم، ناهار خوردم و بعد گفتم که به کتابخانه ملی نروم تا... تا کی؟ نمی‌دانم. ‌
    · · بهزاد کریمی ​
  7. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    تحول در کتابخوانی و جایگاه نشر اینترنتی
    ·
    [COLOR=#005b7f][FONT=arial]تحول در کتابخوانی و جایگاه نشر اینترنتی[/FONT][/COLOR]

    سرعت نشر اینترنتی و استقبال عمومی از آن فوق العاده زیاد شده است اگر در سالهای گذشته پر طرفدارترین سایت های اینترنتی سایت های ارایه دهنده موزیک و نرم افزار بوده اند امروز باید به صراحت گفت سایتهای ارایه دهنده کتاب گوی سبقت را از آن ها ربوده اند.


    · سرعت نشر اینترنتی و استقبال عمومی از آن فوق العاده زیاد شده است اگر در سالهای گذشته پر طرفدارترین سایت های اینترنتی سایت های ارایه دهنده موزیک و نرم افزار بوده اند امروز باید به صراحت گفت سایتهای ارایه دهنده کتاب گوی سبقت را از آن ها ربوده اند. این نشان می دهد نسل جویای آموختن و فراگیریست یک بخش جدید هم به دایره نشر اینترنتی افزوده شده است و آن فرمت های جدید کتاب است که برای موبایل آماده می شوند در واقع هم پایه رشد تکنولوژی، طریقه آموزش همگانی نیز تغییر می کند به خاطر داریم تا همین چندی پیش اغلب روزنامه های ما مانند ناشران و هفته نامه ها و مجلات امروز ما دارای سایتی اختصاصی نبودند اما امروز می بینیم سایتهای آنها هوداران بسیار یافته اند که البته این خود هنوز هم جای کار بسیار دارد.
    می دانیم که بزرگترین روزنامه های جهان میلیونها نویسنده دارند یعنی مخاطبین آن ها در نگارش مقالات و مطالب نقش دارند که این در بعضی از روزنامه ها تا ۶۰ درصد کل مطالب را تشکیل می دهد. البته روزنامه های ما از این بابت همچنان در گیر گروههای پنهان هیئت تحریریه خود هستند و به همان نسبت مطالبشان دارای تنوع و زیبای خاصی نیست گویا مدیران مسئول و سردبیران ما هنوز این شهامت را ندارند که با کسانی کار کنند که به شکل مجازی مطالب را در اختیارشان می گذارند.
    نویسندگان امروز ایران هم با یک پارادوکس مواجه هستند پرادکسی بین انتخاب نشر کلاسیک و نشر اینترنتی. برای نویسندگانی که به دنبال درآمد خاصی نیستند نشر اینترنتی بسیار جذابتر و سهل و الوصول تر است و نیاز به گذشتن از گذرگاه های صعب العبور نیست دیگر کمبود کاغذ و اداهای بعضی از ناشرین ن و صفحه بندی گرافیست و هزار دردسر دیگر نیست به راحتی می توان در ظرف چند ثانیه با مخاطب کتاب خود ارتباط برقرار نمود و نتیجه عمل را نیز دید.
    بسیاری از ناشران جوان ما امروز از اینترنت به عنوان ویترین کتابهای خود استفاده می کنند و آنهایی که کمی جامعه شناسی و روانشناسی می دانند مختصر و یا گزیده ایی از مطالب و یا زندگینامه نویسنده کتاب خویش را در کنار و گوشه سایت خود می گذارند تا بدین شکل مخاطب خویش را برای خرید کتابها ترغیب کنند.
    می دانیم سال گذشته پر فروش ترین کتاب ایران حاوی جملات برگزیده بود در جامعه امروزی ایران استقبال از جملات و سخنان قصار بسیار زیاد شده است میلیونها کاربر در صدها هزار صفحه اینترنتی بدنبال خواندن این جملات هستند.
    می دانید که وب سایت تخصصی من رتبه نخست گوگل در هنگام سرچ دانلود کتاب و رتبه دوم سرچ کلمه کتاب را داراست در این مدت سعی کرده ام برآورد آماری از استقبال عمومی نسبت به کتاب ها بدست آورم. این داده ها شاید برای آنهایی که بدنبال تالیف و چاپ کتاب هستند می تواند مفید واقع شود. بطور مثال سه هفته پیش کتاب آرمان نامه، که مجموعه ایی است از اندیشه های متفکر و مصلح برجسته کشورمان ارد بزرگ، توسط آقای امیر همدانی در روزهای پایانی دی ماه (۱۳۸۷) کار تالیف ش به پایان رسیده و در سایتشان گذاشتند من هم آن را با چند لینک ساده در سایتم قرار دادم امروز در کمتر از سه هفته می بینم بیش از هفت هزار دانلود مستقیم داشته و سایت هایی که اختصاصا مطالب آن را در مجموعه های خود قرار داده اند بیش از ۳۰ هزار بازدید داشته اند که فقط در یک مورد آن که وب سایت خانم مهرناز کریمی است ۱۵ هزار بازدید را ما شاهدیم حتی اگر یک سوم بازدیدهای مستقیم را در نظر بگیریم یعنی ده هزار مطالعه مستقیم را بهمراه ۷ هزار دانلود غیر مستقیم کتاب، می بینیم این کتاب در کمتر از سه هفته ۱۷ هزار بار توسط ایرانیان مورد استفاده قرار گرفته است.
    در طی سال های اخیر من سراغ ندارم هیچ کتابی در این مدت اندک به چنین رکوردی دست یافته باشد یعنی فاصله پایان نگارش و رسیدن به مخاطب در ظرف کمتر از ۲۱ روز و آن هم هفده هزار مخاطب نشانه تحولی اساسی در انتشار کتاب است.
    کتاب هایی دیگری که استقبال بسیار از آنها شده است کتابهایست که حاوی داستان های کوتاه هستند و پس از آن کتابهایی که بخش هایی از شاهنامه و یا در مورد شاهنامه می باشند.
    کتابهای دیکشنری فارسی به انگلیسی هم فوق العاده هوادار دارد در بین آدمهای مشهور هم کتابهای جلال آل احمد، خواجه عبدالله انصاری، نادر ابراهیمی، قیصر امین پور با استقبال زیادی مواجه شده است.
    دیگر مواردی که مورد خواست عمومی است کتابهایی است که اینترنت را به زبانی ساده آموزش می دهند. رشد و سرعت آی تی سبب شده است که اشتیاق خاصی در این بخش حس شود.
    باید به بزرگترین مشکل حال حاضر مباحث اینترنتی اشاره کنم و آن نداشتن امکان خرید و فروش اینترنتی به شکل آنلاین است اکنون کشورهایی نظیر هند چندین برابر درآمد ما از نفت، از طریق تجارت الکترونیک کسب درآمد می کنند و متاسفانه ما در این راه با موانع بسیار بزرگ و جدی مواجه هستیم.
    به نظر من با برطرف شدن این مشکلات تغییر بسیار بزرگی در امر مبادلات رخ میدهد در کوتاه مدت بزرگترین مشکل ناشران را که همان سیستم توزیع و پخش کتاب است و در این راه گاهی تا ۵۰ درصد قیمت پشت جلد را نیز نصیب خود می کنند را برطرف می سازد.
    فکر می کنم اینترنت کاری را که دولت ها طبق قوانین اساسی خود موظف به انجام آن هستند و نتوانستند انجام دهند یعنی آموزش رایگان همگانی را در حال انجام دادن است و درصد تاثیر گذاریش هر روز بیشتر هم می شود.
    در هیچ کجای تاریخ شما شاهد این نبوده اید که دانش آموزان از آموزگاران خود نسبت به خیلی از مسائل بیناتر باشند و امروز دانش آموزان ما به آموزگاران خود اینترنت و عرصه های آن را آموزش می دهند.
    نکته بسیار مهمی که در حال رخ دادن است و ندیدم کسی به آن اشاره کند آنست که با توسعه نشر اینترنتی مصرف کاغذ به شدت در حال کاهش است روزنامه، کتاب، دفتر و حتی مداد و لوازم التحریر مانند خط کش نقاله، گونیا و مدادهای رنگی، پاستل، گواش و حتی قلم نی کم کم آنقدر استفاده از آنها محدود می شود که شاید هزاران هزار کارخانه ی تولید آنها بسته و به شغل دیگری روی آورند.
    این اندوهناک و غم انگیز نیست دنیای جدید حتی یک سی دی ساده را هم تحمل نکرد و امروز می شنویم کارخانجات تولید سی دی به خاطر تکثیر و ازدیاد کارت های حافظه کوچک در حال ورشکستگی هستند.
    فکر می کنم مدیران فرهنگی باید دیدگاه خویش را تغییر دهند و بیش از آن که به فکر نمایشگاه سالانه کتاب باشند باید مشکل خرید و فروش اینترنتی را حل کنند که اگر این اتفاق رخ دهد ناشرین ما به جای چند روز تحمل هزار مشقت در یک مکان محدود به اسم نمایشگاه کتاب!، در یک سایت مجازی نمایشگاهی جهانی خواهند داشت و طرف حساب آنها هم تنها مشتری و اداره پست خواهد بود اداره ایی که اگر دولتی نبود تا کنون بارها ورشکست شده بود. این تحرک و پویایی مثبت شغل های کاذب و خدماتی بسیاری را از بین می برد و آن نیروها را به بخشهای تولیدی و ارزشمندتری هدایت می کند.
    · · نویسنده: آرزو کردی ​
  8. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    کارگزار
    ·
    کارگزار

    این اصطلاح، به شخص یا سازمانی اطلاق می‌شود که عامل فروش تولیدات ناشران به کتابخانه‌هاست. گرچه کارگزاری برای انواع مواد کتابخانه‌ای می‌تواند صورت پذیرد، اما موضوع آن بیشتر نشریات ادواری است.


    · ● کارگزار[۱]
    این اصطلاح، به شخص یا سازمانی اطلاق می‌شود که عامل فروش تولیدات ناشران به کتابخانه‌هاست. گرچه کارگزاری برای انواع مواد کتابخانه‌ای می‌تواند صورت پذیرد، اما موضوع آن بیشتر نشریات ادواری است. در کتابخانه‌های دانشگاهی و پژوهشی که سهم نشریات ادواری از بودجه خرید گاه به بیش از ۵۰ درصد می‌رسد، نقش کارگزاران اهمیت می‌یابد (۱۳: ج ۴، ص ۲۶۰۵).
    نمونه کارگزاران بزرگ، دو شرکت خدمات کتابخانه‌ای ابسکو[۲] و فاکسون هستند. دو سوم اشتراک نشریات ادواری را این دو شرکت به کتابخانه‌ها می‌فروشند. ابسکو و فاکسون دارای قدرت مالی زیادی هستند و در ماشینی کردن خدمات اشتراک پیشرو بودند. بسیاری از شرکت‌های کارگزاری متوسط و کوچک را کارگزاران بزرگ خریداری کرده و به غول‌هایی تبدیل شده‌اند که قادرند به انواع کتابخانه‌ها و مراکز اطلاعاتی با مهارت و تخصص بسیار ارائه خدمت کنند (۱۲: ۳۶).
    انواع. کارگزاران را می‌توان از جهات مختلف تقسیم‌بندی کرد مانند:
    ۱) دامنه. حیطه عمل برخی کارگزاران فراتر از مرزهای ملی بوده و منابع را از کشورهای مختلف گرد می‌آورند. از این لحاظ کارگزاران اروپایی شهرت بسیار دارند. کتابخانه‌های بزرگ به‌دلیل نیاز به انتشارات خارجی، کارگزاران بین‌المللی را به‌کار می‌گیرند؛ و به این ترتیب می‌توانند هم منابع داخلی و هم منابع خارجی را تهیه کنند. سوئتز، بلک‌ول، و مک‌گروهیل از این‌گونه هستند؛
    ۲) موضوع. برخی کارگزاران تخصصی هستند، یعنی در زمینه موضوعی خاصی کار می‌کنند. بیشتر اینها به کتابخانه‌های دانشگاهی و تحقیقاتی وابسته‌اند. شرکت برنان، متخصص تأمین نشریات ادواری و اسناد دولتی است. شرکت کرواس در کار تهیه منابع تجدید چاپ شده و شماره‌های گذشته نشریات تخصص دارد (۲: ۸۲). برخی کارگزاران از شرکت‌های کوچک یا افرادی تشکیل می‌شوند که به هرجا، از جمله کتابخانه‌های عمومی، مراجعه می‌کنند و کتاب و نشریه می‌فروشند. این کارگزاران عامل ناشران هستند (۱۰: ۳۴-۳۵؛ ۱۲: ۳۸). در ایران، پکا (پخش کتاب ایران) به‌عنوان کارگزار فروش محلی به ناشران خدمت می‌کند؛
    ۳) نوع مواد. کارگزاران منابع غیرکتابی نیز در سال‌های اخیر فعال‌تر شده‌اند. شرکت‌های بیکر و تیلور در کنار توزیع کتاب، حدود ۱۲۰۰۰۰ عنوان نرم‌افزار تولید شده توسط ۷۰۰ شرکت را توزیع می‌کنند. خدمات عمده مربوط به مواد غیرکتابی در بریتانیا توسط شرکت تی.سی. فریز ارائه می‌گردد، شرکت خدمات شنیداری مورلی[۳] نیز تعداد زیادی مواد ضبط شده شنیداری فراهم آورده است. مرکز اسلاید در زمینه اسلاید و فیلم‌استریپ، و شرکت چیورز در زمینه نوارهای ویدئویی کتابخانه‌ای نمونه‌هایی از این نوع کارگزاران هستند (۶: ۲۷۸-۲۷۹)؛ و
    ۴) کارگزاران کتاب‌های دست دوم و قدیمی. این کارگزاران در جمع‌آوری کتاب‌های کهنه و دست دوم تخصص دارند. کتابخانه‌ها معمولا کتاب‌های نایاب را از این کارگزاران تهیه می‌کنند (۴: ذیل "کارگزار کتاب‌های دست دوم"). اغلب در انبار این کارگزاران منابع نایاب و بسیار ارزشمند وجود دارد. این کارگزاران آنچه را خود ندارند از جای دیگر برای مشتری تهیه می‌کنند. برخی از آنها فقط کتاب‌هایی در یک موضوع، یا فقط آثار یک نویسنده یا گروهی از نویسندگان را جمع‌آوری می‌کنند (۹: ۱۲-۱۳). کارگزارانِ کتاب‌های دست دوم سابقه عمل طولانی دارند و از قرن نوزدهم به‌کار انتشار فهرست‌های خود اقدام می‌کرده‌اند.
    مزایا و معایب استفاده کتابخانه‌ها از خدمات کارگزاران. در استفاده از کارگزار برای تهیه منابع و مواد کتابخانه‌ای، مزایای متعددی را برمی‌شمارند. کاهش کارهای دفتری و حسابداری در بخش فراهم‌آوری از آن جمله است. با استفاده از خدمات کارگزار با یک فقره سفارش می‌توان منابع بسیاری از ناشران گوناگون را تهیه کرد و زحمت برقرار کردن ارتباط با ناشران متعدد را بر خود هموار کرد؛ احتیاجی به نظارت بر اشتراک‌ها نیست، زیرا کارگزار در این مورد خود اقدام می‌کند؛ پیگیری‌ها، تجدید سفارشات، اطلاعات راجع به نشریات جدید، و دیگر جزئیات به‌وسیله کارگزار انجام می‌گیرد؛ همچنین کارگزاران انعطاف‌پذیرترند و بهتر از ناشران می‌توان با آنها مذاکره کرد و چانه زد؛ کارگزاران به‌دلیل تجربه و تخصصی که دارند مشکلات و مسائل سفارش و پیگیری‌ها را سریع‌تر حل و فصل می‌کنند (۳: ۲۲۳-۲۲۴؛ ۷: ۷۷؛ ۱۱: ۵۰-۵۱؛ ۱۴: ۹۵-۹۷).
    اما معایبی نیز برای خدمات کارگزاران برشمرده‌اند. مثلا اینکه اینان در ازای خدمات خود بر قیمت‌های اشتراک می‌افزایند؛ تأخیر در امر تهیه توسط کارگزار نیز می‌تواند باعث بالا رفتن مبلغ صورتحساب‌ها شود. سفارش ندادن به موقع، شماره‌های تکراری و گم شده، و همچنین سفارشات تهیه نشده کتابخانه را با مشکل روبه‌رو خواهد کرد؛ در صورتی که کارگزار به وعده‌های خود عمل نکند کتابخانه دچار مشکل می‌شود. برقراری ارتباطات نیز در برخی کشورهای در حال توسعه، در انتشار و توزیع به موقع منابع درخواست شده اشکال ایجاد می‌کند (۱: ۹۲؛ ۳: ۲۲۵-۲۲۶؛ ۱۲: ۴۲-۴۳؛ ۱۴: ۹۹).
    انتخاب کارگزار. برای انتخاب کارگزار باید سابقه کار و اعتبار او را کاملا مدنظر داشت، هزینه‌ها و کارمزدها را به دقت بررسی کرد، و از میزان تخفیف‌هایی که برای سفارشات درنظر می‌گیرد کاملا مطلع شد. برخی کارگزاران خدمات اضافی مانند درج مُهر مالکیت، علائم امنیتی، و یا پوشاندن کتاب‌های جلد نازک با پوشش پلاستیک چسب‌دار را به مشتریان خود عرضه می‌کنند. حتی فراتر از آن، برخی کارگزاران خدمات فهرستنویسی و رده‌بندی نیز ارائه می‌کنند؛ بنابراین، در انتخاب کارگزار باید خدماتی را که ارائه می‌کند کاملا درنظر گرفت (۱۰: ۳۴-۳۵).
    مهارت و سرعت در تهیه منابع اطلاعاتی و ارائه خدمات و پیگیری سفارش‌ها از ویژگی‌هایی است که باید مورد توجه قرار گیرد. کارگزار توانا باید قادر به تهیه منابع از همه جهان، بدون محدودیت زبانی، موضوعی، و ارزی باشد؛ مهارت لازم برای تهیه منابع خاص مانند مواد سمعی و بصری را داشته باشد؛ در حیطه موضوعی باید بتواند منابع تخصصی کتابخانه را تهیه کند؛ و انعطاف‌پذیری لازم برای پذیرش انواع سفارشات و حل مشکلات را داشته باشد. همچنین باید میزان بهره‌مندی کارگزار از فناوری‌های نوین اطلاعاتی درنظر گرفته شود، زیرا در تسریع کار سفارش و پیگیری مهم است (۷۲:۵؛۷۸:۷-۸۵).
    تحولات جاری و آینده کارگزاری منابع کتابخانه‌ای. امروزه به‌علت رشد صنعت چاپ و نشر و تولید روزافزون مواد غیرکتابی، کتابخانه‌ها برای سفارش و پیگیری، بایگانی داده‌ها، و حفاظت مواد به همکاری کارگزاران متکی هستند. با رواج منابع الکترونیکی، کارگزاران پیایندها از استاندارد ای.دی.آی.ایکس۱۲ [۴] برای پردازش صورتحساب‌ها و انتقال آن به کتابخانه‌ها استفاده می‌کنند. این امر برای کتابداران و ناشران صرفه‌جویی مالی و زمانی را به همراه دارد (۸: ۲۲۷).
    بعضی از ناشران علمی، فنی، و پزشکی مجلات خود را فقط به‌طور مستقیم به کتابخانه عرضه می‌کنند و بدین‌ترتیب، دست کارگزاران را برای ایفای نقش قدیمی آنان در این مدت کوتاه می‌کنند (۱۳: ج ۴، ص ۲۶۰۹).
    امروزه، بیشتر ناشران و کارگزاران برای تسهیل در ارتباطات، وب سایت خود را طراحی کرده‌اند. آنان امکان جست‌وجوی همزمان در چندین مجله را فراهم ساخته‌اند؛ به‌طوری که در برخی موارد شمار این مجلات به چندین هزار عنوان می‌رسد. در چنین شرایطی کتابخانه با پرداخت حق اشتراک به کارگزار، به متن تمام مجلات دسترسی پیدا می‌کند. شرکت مهندسی رُز سیستم در ایران، کارگزار نشریات الکترونیک است که از ۱۳۷۷ امکان دسترسی پیوسته به پایگاه‌ها و بانک‌های اطلاعاتی، و همچنین چندین مجموعه بزرگ نشریات ادواری الکترونیکی را فراهم آورده است (۵: ۶۰، ۱۳۹ و ۱۴۵).
    · · مسعود بهمن آبادی
    مآخذ:
    ۱) پورسیا، ستر؛ برادوی، ریتا. "مجلات کتابداری در کشورهای در حال توسعه: مشکلات و دسترسی به آنها از دیدگاه کارگزاران نشریات". ترجمه سیمین هژبریان. پیام کتابخانه. س. نهم، ۴ (زمستان ۱۳۷۸): ۹۰-۶۴؛ ۲) چاپمن، لیز. خرید کتاب برای کتابخانه. برگردانندگان جلال رحیمیان و عبدالرسول جوکار. شیراز: دانشگاه شیراز، ۱۳۷۹؛ ۳) دیانی، محمدحسین. مجموعه‌سازی و فراهم‌آوری در کتابخانه‌ها. اهواز: دانشگاه شهید چمران، ۱۳۷۷؛ ۴) سلطانی، پوری؛ راستین، فروردین. دانشنامه کتابداری و اطلاع‌رسانی. ذیل "کارگزار کتاب‌های دست دوم"؛ ۵) فتاحی، رحمت‌الله؛ منصوریان، یزدان. مدیریت نشریه‌های ادواری: جنبه‌های نظری و کاربردی گزینش، فراهم‌آوری، سازماندهی و ارائه خدمات ادواری‌ها (چاپی و الکترونیکی). تهران: دبیزش، ۱۳۸۱؛ ۶) فوترگیل، ریچارد؛ بوچارت، یان. مواد غیرکتابی در کتابخانه‌ها. ترجمه کاظم خادمیان. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۷۹؛ ۷) محسنی، حمید. سفارش و خدمات تحویل مدرک. ویراستار رزیتا بهزادی. تهران: کتابدار، ۱۳۷۷؛ ۸) والاس، فیلیپ. "نشر الکترونیکی و توسعه مجموعه: دیدگاه یک کارگزار مشترک". در فراگام‌هایی در اطلاع‌رسانی (۳): گزیده مقالات بیستمین کنفرانس بین‌المللی اطلاع‌رسانی پیوسته (۳ـ۵ دسامبر ۱۹۹۶: لندن). تهران: مرکز اطلاع‌رسانی و خدمات علمی جهاد سازندگی، ۱۳۷۹، ص ۲۱۹-۲۲۷؛
    ۹) A Directory of Dealers in Secondhand and Antiquarian Books in the British Isles ۱۹۷۸-۱۹۸۰. London: Sheppard Press, ۱۹۷۷; ۱۰) Feather, John. "Book Trade". International Encyclopedia of Information and Library Science. PP.۳۴-۳۵; ۱۱) Katz, Bill. Magazine Selection: How to Build a Community-Oriented Collection. New York: R.R. Bowker, ۱۹۷۷; ۱۲) Katz, Bill; Gellatly, Peter. Guide to Magazine and Serial Agents. New York: R.R. Bowker, ۱۹۷۵; ۱۳) Kavanaugh, Karalyn. "Serials Vendor". Encyclopedia of Library and Information Science. (Dekker). Vol.۴, PP. ۲۶۰۵-۲۶۱۲; ۱۴) Osborn, Andrew D. Serial Publications: Their Place and Treatment in Libraries. Chicago: American Library Association, ۱۹۷۳.
    [۱]. Agent
    [۲]. EBSCO
    [۳]. Morley Audio Services
    [۴]. EDIX۱۲ (Electronic Data Interchange X۱۲​
  9. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    کتابخانه
    ·
    کتابخانه

    در معنای متعارف مجموعه‌ای از کتاب‌ها که در یک محل، به‌منظور بهره‌گیری سامان یافته باشد، کتابخانه نامیده می‌شود. اما این معنا همواره تحت‌تأثیر تحولات فناوری اطلاعات دگرگون شده است. در دوران باستان و پیش از آنکه کتاب فناوری اصلی انتقال پیام مضبوط باشد، لوح‌های گلی، طومار، و کدکس مکان‌هایی را می‌انباشتند که امروزه ما آنها را کتابخانه می‌نامیم.


    · ● کتابخانه
    در معنای متعارف مجموعه‌ای از کتاب‌ها که در یک محل، به‌منظور بهره‌گیری سامان یافته باشد، کتابخانه نامیده می‌شود. اما این معنا همواره تحت‌تأثیر تحولات فناوری اطلاعات دگرگون شده است. در دوران باستان و پیش از آنکه کتاب فناوری اصلی انتقال پیام مضبوط باشد، لوح‌های گلی، طومار، و کدکس مکان‌هایی را می‌انباشتند که امروزه ما آنها را کتابخانه می‌نامیم. بعدها صنعت چاپ و سپس فناوری‌های قرن بیستم محتوای مادی کتابخانه‌ها را گسترده و چندگانه کرده‌اند و موجب شده‌اند طیف وسیعی از منابع غیرکتابی به کتابخانه‌ها وارد شوند و انحصار شکل کتاب را در هم شکنند. نشریات ادواری در قرن نوزدهم و به‌دنبال آن مواد دیداری و شنیداری، ریزشکل‌ها و بعد از آنها مواد دیجیتالی موارد عمده این تحولات بودند. در نتیجه ترکیب فناوری جدید مخابراتی با نظام‌های ذخیره و بازیابی الکترونیکی، مفهوم کتابخانه بیشتر دگرگون شده است. مفهوم‌هایی نظیر کتابخانه الکترونیکی، کتابخانه ترکیبی[۱] ، و کتابخانه مجازی، صرف‌نظر از سودمندی و اعتبارشان، حاصل این تحولات هستند.
    تحولات حاصل از رواج نشریات ادواری و مواد دیداری - شنیداری و ریزشکل‌ها هر چند به موجودی کتابخانه‌ها تنوع بخشیدند، اما پرسشی در مورد ماهیت آنها مطرح نکردند. برعکس، معرفی فناوری‌های نوین مخابراتی و نظام‌های ذخیره و بازیابی الکترونیکی، چون و چراهای بسیاری را در مورد ادامه اعتبار مفهوم کتابخانه مطرح ساخته است. در نتیجه غلبه تولید نشریات ادواری و سایر شکل‌های غیر از کتاب در میانه‌های سده بیستم، مراکز اسناد و مراکز اطلاع‌رسانی در کنار کتابخانه‌ها پدید آمدند. در دهه‌های اخیر رواج سایر رسانه‌ها سبب آن شده که دست کم یک نوع کتابخانه ــ کتابخانه آموزشگاهی ــ در مواردی تغییر نام یابد و "مرکز رسانه‌ها"[۲] نامیده شود.
    اما پیش‌بینی‌های ساده‌انگارانه در مورد "مرگ کتاب" و "پایان کتابخانه‌ها" نظیر آنچه که لنکستر به آنها اشاره می‌کند (۱: ۱۹)، اینک در دهه نخست سده بیست و یکم بطلان خود را نشان داده است. انتشارات کاغذی، حتی به شکل کتاب، در سال‌های پس از انقلاب الکترونیکی نه تنها کاهش نیافته، بلکه با نرخ رشدی بیش از گذشته افزایش یافته است.
    ـ آمار انتشار کتاب در چند کشور نمونه
    نام کشور / انتشارات
    / ۱۹۸۵ / ۱۹۹۶
    ایران/ ۵۵۶۸ / ۱۵۰۷۳
    امریکا (ایالات متحده) / ۵۰۰۷۰/ ۶۸۱۷۵
    انگلستان/ ۵۲۸۶۱/ ۱۰۷۲۶۳
    (۲: ۸۱-۸۷)
    فناوری مخابرات و پردازش الکترونیکی نه تنها جلو انتشار منابع چاپی را نگرفته، بلکه آن را بسیار نیز تسهیل کرده‌اند. پدیده نشر رومیزی، صاحبان این فناوری ارزان را به ناشران بالقوه‌ای تبدیل کرده است که در مقایسه با چاپخانه‌های سنتی، توان کمّی و کیفی بالاتری برای تولید دارند.
    فناوری مخابرات دیجیتالی نیز امکان انتقال سریع و ساده و کم هزینه فایل‌ها را در سطح کره زمین میسر ساخته است. بدین ترتیب در جوار و به موازات انفجار اطلاعات الکترونیکی در فضای سایبر، جامعه بشری امروز با رشد سریع انتشارات کاغذی نیز مواجه است. در عین حال همین عوامل فناورانه با افزودن به شمار خوانندگان و گیرندگان پیام، بر میزان تولیدکنندگان بالقوه پیام‌های مضبوط ــ از جمله کتاب و سایر منابع چاپی ــ افزوده است.
    بدین ترتیب می‌توان پیش‌بینی کرد که آنچه که چند هزار سال پیش با عنوان کتابخانه یا عناوین مشابه آن در جوامع بشری ایجاد شد، تا آینده نامشخصی به حیات خود ادامه خواهد داد. در نتیجه، عملیات بنیادینی که حرفه کتابداری بدان شناخته شده نیز ادامه خواهد یافت.
    علاوه بر تحولات فناورانه، تحولات فرهنگی و اجتماعی و ---------- نیز بر ویژگی‌ها و کاربردهای کتابخانه، اثرات عمیقی نهاده‌اند. طی سده‌های بسیار، کتابخانه‌ها با باریکه نازکی از جوامع انسانی ــ اشراف و متمولان و متولیان دین ــ سروکار داشتند. اما در سده‌های اخیر، به‌دنبال صدها سال تحول تدریجی اندیشه بشری و تغییرات اجتماعی و پیدایش نظام‌های ---------- دموکراتیک، به‌تدریج طیف وسیع‌تری از جمعیت جوامع انسانی با کتابخانه‌ها سروکار پیدا کرده‌اند. توسعه آموزش و پرورش همگانی و دسترس‌پذیر شدن آموزش عالی برای طیف وسیعی از جامعه موجب تکثیر و تعدد کتابخانه‌های دانشگاهی شده است. جنبش کتابخانه‌های عمومی (از نیمه دوم سده نوزدهم در کشورهای ایالات متحده امریکا و انگلستان، و در طول سده بیستم در اغلب کشورهای جهان) بخشی از توده‌های مردم ــ و چه بسا محروم‌ترین آنها را ــ به مشتریان کتابخانه‌ها تبدیل کرده است.دولت‌های ملی به موازات تصدی آموزش و پرورش همگانی، به سرمایه‌گذاری در ایجاد کتابخانه‌های عمومی نیز پرداخته‌اند و به آن اهمیت می‌دهند، به‌گونه‌ای که از چند دهه قبل و در حال حاضر، کمیت و کیفیت خدمات کتابخانه‌های عمومی از شاخص‌های توسعه‌یافتگی به‌شمار می‌رفته است.
    بُعد دیگر توسعه نهاد کتابخانه، افزایش کتابخانه‌های تخصصی است. این امر در اثر و به موازات رشد و توسعه بی‌سابقه علوم و فناوری و تأسیس نهادهای رسمی برای تصدی امورِ اجتماعی رو به پیچیدگی رخ داده است. امروزه، شمار کتابخانه‌های تخصصی که خدمات خود را به سازمان‌های متبوع خود چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی ارائه می‌دهند، بسیار رشد کرده است. انجمن‌های کتابخانه‌های تخصصی دیرگاهی است ایجاد شده‌اند و حتی انجمن‌های کتابخانه‌های تخصصی در رشته‌های خاص، نظیر حقوق، و هنر ایجاد شده و دارای نشریات پژوهشی و خبری خاص خود هستند. از لحاظ تنوع خدمات نیز کتابخانه‌ها در اثر تحولات فناورانه و هم به سبب تحولات اجتماعی و ---------- در دهه‌های گذشته شاهد تغییرات مهمی بوده‌اند. جهت این تحولات به‌گونه‌ای بوده است که کتابخانه‌ها از نهادهای منفعل به نهادهای فعال تبدیل شده‌اند. اینک نگاه قرون وسطایی به کتابخانه، به‌عنوان "گنجینه آثار ارزشمند" که تنها "خواص" و "اهل" باید بدان راه داشته باشند، در اکثر جوامع بشری جای خود را به نگاهی داده است که کتابخانه را نهادی در خدمت علایق شهروندان، فارغ از تبعیض‌های طبقاتی، صنفی، جنسی، سنی، اعتقادی، و قومی و نژادی می‌داند. کتابخانه‌های سیار، خدمت‌رسانی به مردم خانه‌نشین[۳] ، تهیه منابع به زبان‌های اقلیت‌های قومی در محل، و جلب آنها به کتابخانه‌های عمومی و مطالعات محلی[۴] ، ادامه روندی بوده است که از نیمه دوم قرن نوزدهم در کشورهای انگلستان و امریکا آغاز شد و اینک به وضعی کم و بیش عادی در جهان تبدیل شده است.
    در کتابخانه‌های پژوهشی و دانشگاهی نیز به برکت تحولات فناورانه و توسعه آموزش و پرورش، خدمات و فعالیت‌های کتابخانه‌ها، دست‌کم در کشورهای توسعه یافته، گوناگون و سهل‌الوصول‌تر شده است. آموزش استفاده‌کننده، خدمات مرجع در محل و از راه دور، اشاعه گزینشی اطلاعات (= آگاهی‌رسانی درخصوص انتشارات و اطلاعات جدید منطبق با نیازهای اعلام شده افراد)، از جمله عرصه‌های تنوع خدمات و فعالیت‌های کتابخانه‌های اخیر است.
    کتابخانه‌ها در جوامع و نظام‌های ---------- غیردموکراتیک معاصر در موقعیت متناقضی گرفتار هستند: کتابخانه‌ها در این‌گونه جوامع و کشورها، به‌ویژه کتابخانه‌های عمومی، با اقتباس اندیشه آزادی دسترسی همگان به اطلاعات، دانش، و فرهنگ تأسیس شده‌اند، اما اعمال کنترل و سانسور بر محتوای پیام‌هایی که استفاده‌کننده از آنها دریافت می‌کند، از مطلوبیت، و به تبع آن، از توفیق آنها برای داشتن کارکرد اجتماعی مشابه با همتاهایشان در جوامع دمکراتیک به‌شدت می‌کاهد.
    در عین حال رشد و توسعه کتابخانه‌ها در کشورهای توسعه یافته با سختی‌های عمده‌ای نیز روبه‌رو بوده است. بحران‌ها و کسادی‌های اقتصادیِ ادواری در این کشورها به کاهش بودجه، و به تَبَع آن، کاهش خدمات کتابخانه‌ها منجر شده است و کتابداران را مجبور کرده است برای دوام این نهادها به توجیه وجود آنها بپردازند. حاصلِ افزایش هزینه اداره کتابخانه‌ها و گرایش سازمان‌های مادر به فرار از این هزینه‌ها موجب شده کتابخانه‌ها تحت فشار قرار گرفته و برای خدمات خود از مراجعان پول دریافت کنند. این امر، به‌ویژه در کتابخانه عمومی، با اصل دسترسی همگانی به خدمات تناقض دارد.
    انتظار می‌رود کتابخانه به‌عنوان یک نهاد رسمی تا آینده نامعلومی دوام یابد و در عین حال ویژگی‌های کارکرد آن همانند گذشته تغییر کند و مرتبآ شکل‌های نو به خود گیرد.
    · · مسعود بهمن آبادی
    مآخذ:۱
    ) لنکستر، فردریک ویلفرید. کتابخانه‌ها و کتابداران در عصر الکترونیک. ترجمه اسدالله آزاد. مشهد: آستان قدس رضوی، معاونت فرهنگی، ۱۳۶۶؛
    ۲) Unesco Statistical Yearbook. Paris: Unesco, ۱۹۹۴.
    [۱]. Hybrid
    [۲]. Media Center
    [۳]. Outreach Services
    [۴]. Local Studies​
  10. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    آموزش کتابداری و اطلاع رسانی
    ·
    آموزش کتابداری و اطلاع رسانی

    آموزش کتابداری و اطلاع‌رسانی. از آنجا که دو اصطلاح "کتابداری" و "اطلاع‌رسانی" به‌طور همزمان وارد نظام آموزش دانشگاهی نشده است، در اینجا به‌طور جداگانه مورد اشاره قرار خواهند گرفت.


    · آموزش کتابداری و اطلاع‌رسانی. از آنجا که دو اصطلاح "کتابداری" و "اطلاع‌رسانی" به‌طور همزمان وارد نظام آموزش دانشگاهی نشده است، در اینجا به‌طور جداگانه مورد اشاره قرار خواهند گرفت.
    الف) آموزش کتابداری[۱] .
    آموزش رسمی کتابداری در نیمه دوم قرن نوزدهم در امریکای شمالی آغاز شد و اندیشه‌ها و روش‌های مربوط در این زمینه به‌تدریج به سایر نقاط جهان انتقال یافت. این آموزش با برگزاری نخستین دوره در سال ۱۸۸۷ در مدرسه تدبیر کتابخانه[۲] در دانشگاه کلمبیا با سرپرستی دیویی، ملویل آغاز گردید. وی طرفدار آموزش تمام‌وقت و چندساله با استفاده از امکانات انجمن کتابداران امریکا به‌عنوان عرصه‌ای برای دستیابی به حمایت‌هایی در جهت این هدف جدید بود.
    انتصاب دیویی به‌عنوان کتابدار دانشگاه کلمبیا در سال ۱۸۸۳ فرصتی را که به دنبال آن بود در اختیار وی قرار داد. دیویی، با وجود مخالفت تعدادی از اعضای سرشناس انجمن، نظیر ویلیام فردریک پول[۳]، جان شاو بیلینگز[۴]، و جاستین وینسور[۵]، همایش سالانه انجمن کتابداران امریکا را بر آن داشت که پشتیبانی خود را از طرح وی اعلام کنند. این افراد مدافع این نظریه بودند که کسب تجربه در یک کتابخانه خوب تمام شرایطی را که لازمه یک کتابدار است فراهم خواهد آورد و موجب دستیابی وی به آموزشی عمومی و مناسب می‌گردد.
    دیویی در جهت دفاع از نظریات خود، از سال ۱۸۸۴ تا ۱۸۸۶، کلاس‌های مقدماتی را در دانشگاه کلمبیا برگزار کرد. در ژانویه ۱۸۸۷ مدرسه به‌طور رسمی به تأسیس یک کلاس بیست نفره شامل ۱۷ زن و ۳ مرد و نیز ۷ نفر مدرّس و کارمند از جمله خود دیویی اقدام کرد. با وجود مخالفت هیأت امنای دانشگاه کلمبیا، فردریک ای. پی. بارنارد (۱۸۰۹-۱۸۸۹) از پذیرش زنان در کلاس‌ها حمایت کرد. اعضای هیأت امنا زمانی دست از مخالفت برداشتند که در ژانویه ۱۸۸۹ دیویی به‌عنوان کتابداری از ایالت نیویورک به آلبانی منتقل گردید و مدرسه کتابداری را نیز به آنجا انتقال داد. این مدرسه تا سال ۱۹۲۶ به دانشگاه ملحق نشد و در آن زمان در مدرسه عمومی کتابداری نیویورک ادغام گردید.
    بر اساس برنامه‌ریزی‌های اولیه در دانشگاه کلمبیا و آلبانی توجه و تأکید زیاد بر موارد عملی کتابداری، امکان آموزشی نظام‌مند، و فرصتی برای پرداختن به دورنمای نظام کتابداری فراهم آمد. تأثیر و نفوذ آنها در هشت مدرسه کتابداری که در سال‌های بعد توسط فارغ‌التحصیلان مدرسه دیویی تأسیس شده بود بسیار چشمگیر بود. به‌جز کلمبیا، نخستین مدارس کتابداری به دانشگاه وابسته نبودند، بلکه به مؤسساتی فنی نظیر پرات[۶]، درکسل[۷]، و آرمور[۸]، که بعدها به دانشگاه ایلی‌نویز منتقل شدند، و نیز به کتابخانه‌های عمومی بزرگ از جمله کتابخانه عمومی لوس‌آنجلس تعلق داشتند. انجمن کتابداران امریکا، با تأسیس کمیته‌ها و بخش‌ها، علاقه وافر خود را به این مدارس جدید نشان می‌داد. نخستین کمیته در سال ۱۸۸۳ به‌عنوان رابط مدرسه کلمبیا درنظر گرفته شد که، به دنبال آن، کمیته‌های دیگری نظیر کمیته امتحانات و گواهینامه‌های کتابداری (۱۹۰۰)، کمیته راهنمایی فنی و کتابشناسی (۱۹۰۱)، کمیته آموزش کتابخانه‌ای (۱۹۰۳)، کمیته آموزش حرفه‌ای کتابداری (۱۹۰۹)، و میزگردی با شرکت مدرّسان کتابداری (۱۹۱۱) آغاز به کار کردند. چهار سال بعد، این میزگرد، به‌منظور تبدیل به انجمن مدارس کتابداری امریکا (اِی.اِی.ال.اس.)[۹]، از انجمن کتابداران امریکا جدا شد و در سال ۱۹۸۳ به انجمن آموزش کتابداری و اطلاع‌رسانی (اِی.ال.آی.اس.ای.)[۱۰] تغییر نام داد.
    پس از سپری شدن نخستین سال‌های آموزش کتابداری، سه نظریه پدید آمد که تأثیر فراوانی بر آموزش کتابداری امریکا در قرن بیستم داشت:
    ۱) مدارس کتابداری وابسته به دانشگاه‌ها باشند؛
    ۲) فارغ‌التحصیلی از کالج، یکی از شرایط پذیرش باشد؛
    ۳) هیأت ویژه امتحانات با مسئولیتی تعریف‌شده و روشن ایجاد شود.
    در حالی که این نظرهای سه‌گانه هنوز توسط مدارس کتابداری، انجمن کتابداران امریکا، و انجمن مدارس کتابداری امریکا مورد بحث بود، تأثیر سازمانی بیرونی سبب ایجاد حرکت‌هایی در این زمینه گردید. در سال ۱۹۱۶ هیأت امنای مؤسسه کارنگی در نیویورک مأموریت یافت که درباره گزارش آلوین جانسون، اقتصاددانی که در مورد تدارک بودجه لازم برای ساختمان کتابخانه‌های عمومی کار کرده بود، مطالعه کند. گزارش جانسون تأکید بسیاری بر پایین بودن کیفیت کارکنان کتابخانه‌های عمومی داشت، ضمن اینکه به استاندارد نازل مدارس کتابداری نیز انتقاد می‌کرد. این هیأت امنا همچنین پی‌گیری گزارش ویلیامسون را، که او نیز اقتصاددان بود و در مدرسه عمومی کتابداری نیویورک تدریس می‌کرد، خواستار شد. وی در پیشنهادهای خود همواره بر گسترش طرح‌هایی در جهت آموزش کتابداری ابراز علاقه می‌کرد. سپس هیأت امنای شرکت کارنگی، ویلیامسون را برای انجام تحقیقاتی در زمینه آموزش کتابداری که وی از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۱ انجام داده بود به استخدام درآورد.
    گزارش بعدی ویلیامسون، به‌عنوان مهم‌ترین سندی که در تاریخ آموزش کتابداری تهیه شده بود، مورد توجه قرار گرفت. وی همواره از نظام جاری آموزش کتابداری انتقاد می‌کرد و معتقد بود که مدارس کتابداری باید امور اداری و تخصصی را از یکدیگر جدا کنند و فقط به آموزش فنی و تخصصی بپردازند؛ مدارس کتابداری باید در دانشگاه‌ها مستقر شوند و اعضای هیأت علمی و دانشجویان از حمایت‌های مالی بیشتری برخوردار گردند؛ دوره‌های آموزشی به‌صورت دوساله شامل یک سال مباحث عمومی و کلی و یک سال مباحث تخصصی برگزار شود؛ نظام ملی صدور گواهینامه مورد پذیرش قرار گیرد؛ و مدارس به‌صورت معتبر و تأییدشده درآیند. پیش از انتشار گزارش ویلیامسون، انجمن کتابداران امریکا به ایجاد هیأت موقت آموزش کتابداری متشکل از اعضایی از کلّیه بخش‌ها دست زد تا درباره استانداردها و طرح اعتبار مدارس کتابداری مطالعه کنند. در سال ۱۹۲۴، انجمن کتابداران امریکا هیأت آموزشی برای کتابداران و بعدها کمیته اعتبار و تأیید را جایگزین هیأت موقت قبلی کرد. طرح پیشنهادی ویلیامسون برای ایجاد نظام ملی صدور گواهینامه پذیرفته نشد، اما تعیین اعتبار و به‌رسمیت شناختن مدارس کتابداری مورد تأیید قرار گرفت.
    برنامه پیشنهادی ده‌ساله خدمات کتابخانه‌ای معرفی‌شده از سوی مؤسسه کارنگی، به‌عنوان پی‌گیری گزارش ویلیامسون، حمایت‌های جدّی را برای انجمن کتابداران امریکا و مدارس کتابداری به‌دنبال داشت. عمده‌ترین فایده مؤسسه کارنگی این بود که توانست در سال ۱۹۲۶ دانشگاه شیکاگو را در جهت طراحی و تأسیس مدرسه عالی کتابداری (جی.ال.اس.)[۱۱]، مطابق با آنچه در مدرسه کتابداری پزشکی جان هاپکینز و مدرسه حقوق هاروارد وجود داشت، یاری دهد. اعضای هیأت علمی آن متشکل از کسانی بود که همگی در دوره‌ای مشترک که به مدرک دکتری منجر می‌شد مشغول به تحصیل بودند و در سال ۱۹۲۸ دانشگاه شیکاگو نخستین برنامه دکتری را در این رشته معرفی کرد. تأکید مدرسه عالی کتابداری بر انجام تحقیقات و انتشارات، تأثیر فراوانی بر دوره و فارغ‌التحصیلان آن در آموزش کتابداری داشت.
    چند سال پس از گزارش ویلیامسون، آموزش کتابداری قابلیت پیوستن به دانشگاه‌ها را کسب کرد و مدارس کتابداری وابسته به کتابخانه‌های بزرگ تعطیل شد. در این زمان، پذیرش دانشجو برای دوره‌های کارشناسی درنظر گرفته شد، در حالی که قبل از سال ۱۹۲۴ مدرسه کتابداری ایالت نیویورک و مدرسه‌ای دیگر در دانشگاه ایلی‌نویز پذیرش دانشجویان خود را مشروط به دارا بودن مدرک کارشناسی کرده بودند. در این زمان، کیفیت آموزشی اعضای هیأت علمی بهبود یافت و کتب درسی بیشتر و بهتری در دسترس قرار گرفت.
    گزارش‌های بعدی در مورد آموزش کتابداری در سال‌های ۱۹۲۵ و ۱۹۲۶ توسط مؤلفان مختلف انتشار یافت و ضمن عرضه چشم‌اندازهای گوناگون از این آموزش، تمایل و تأکید مؤلفان بیشتر بر نواقص برنامه‌های درسی معطوف گردیده بود. تمرکز همه همایش‌های تخصصی، به‌ویژه آنهایی که در فاصله سال‌های ۱۹۴۰-۱۹۴۸ برگزار شده بود، بر آموزش کتابداری و مباحث مرتبط با این زمینه بود. در هر حال، حرفه کتابداری به این مسئله توجه کرد که تنوع کتابخانه‌ها نیاز به آموزش کتابداران شاغل در آنها را در حد کارشناسی توجیه می‌کند.
    در سال ۱۹۵۱، پذیرفتن استانداردهای جدیدی برای به‌رسمیت شناختن و اعتبارسنجی از سوی انجمن کتابداران امریکا مسائلی را پدید آورد. این مسائل تأثیر فراوانی بر تضمین این نظریه داشت که کتابدار متخصص به کسی اطلاق می‌شود که سال پنجم از یک دوره ـ مشتمل بر چهار سال تحصیلات کارشناسی و یک سال مطالعات تخصصی ـ را در آن دسته از مدارس کتابداری که برنامه‌هایشان توسط انجمن کتابداران امریکا تأیید شده بود گذرانده باشد. در اوایل دهه ۱۹۵۰ تحولاتی غیرقابل پیش‌بینی و انتظار به‌وقوع پیوست و سال پنجم از این آموزش به‌صورت یک دوره کارشناسی ارشد (ام.ال.اس.)[۱۲] جایگزین درجه کارشناسی قبلی (بی.ال.اس.)[۱۳]گردید.
    ▪ کانادا
    دوره کارشناسی به‌عنوان نخستین مقطع کتابداری تخصصی از مدت‌ها قبل در کانادا، یعنی جایی که آموزش کتابداری با تفاوت‌های اندکی در آن توسعه یافته بود، وجود داشته است. تأثیر دیویی از همان نخستین دوره‌های آموزش رسمی کتابداری، یعنی زمانی که دوست وی چارلز گولد، کتابدار دانشگاه مک‌گیل کانادا، دوره‌های سه‌هفته‌ای تابستانی را در سال ۱۹۰۴ ارائه کرد مشهود بود. دوره‌های کوتاه‌مدت در سال‌های بعدی نیز عرضه شد و بعدها توسط گروه علوم تربیتی دانشگاه انتاریو که در سال ۱۹۱۹ اقدام به تأسیس مدرسه کتابداری کرده بود ادامه یافت. نخستین دوره یک‌ساله در سال ۱۹۲۷ در دانشگاه مک‌گیل و سپس در سال ۱۹۲۸ در دانشگاه تورنتو بنیان نهاده شد. هر دو مدرسه بعدها برنامه‌های خود را به تأیید انجمن کتابداران امریکا رساندند. بدین ترتیب، تهیه مقدمات لازم برای تأسیس مدارس بعدی کتابداری در کانادا فراهم گردید.
    انجمن کتابداری کانادا در سال ۱۹۴۶ تأسیس شد. در اواخر دهه ۱۹۶۰، یکی از مدارس کتابداری کانادا موافقت کرد که مدرک کارشناسی ارشد را نخستین مدرک تخصصی که پس از طی چهار نیمسال تحصیلی اعطا می‌گردد تلقی کند. این دوره طولانی برای کلیه هفت مدرسه کتابداری کانادا به‌عنوان یک اصل مورد قبول قرار گرفت. از سال ۱۹۵۵، انجمن کتابداری کانادا توجه خود را به تعیین اعتبار و به‌رسمیت شناختن مدارس معطوف داشت.
    ▪ ایالات متحده
    گسترش‌های بعدی، آموزش کتابداری را در امریکا در دهه ۱۹۵۰ تحت تأثیر قرار داد. در سال ۱۹۵۶ کمیته اعتبارسنجی جایگزین هیأت آموزش کتابداری گردید و از بخش آموزش کتابداری به‌عنوان عرصه‌ای برای مشارکت بیشتر اعضای انجمن کتابداری امریکا از جمله مدرّسان کتابداری بهره برد. در سال ۱۹۵۹، شورای انجمن کتابداری امریکا استانداردهایی را برای آموزش در مقطع کارشناسی در جهت هدایت برنامه‌هایی که برای مؤسسه‌های آموزشی تربیت مربی کتابداری تهیه شده بود به تصویب رساند. علاوه بر این، در همین سال، چندین مدرسه در ارائه برنامه‌های مقطع دکتری به دانشگاه شیکاگو پیوستند.
    دهه ۱۹۶۰ شاهد پیشرفتی سریع در آموزش کتابداری ایالات متحده مشتمل بر رشد در میزان ثبت نام دانشجویان و افزایش تعداد مدارس در جهت پاسخگویی به تقاضاهای ورود به رشته بوده است. چهار مدرسه از هفت مدرسه کتابداری کانادا در این دهه گشایش یافتند. بخش اعظم رشد و توسعه این رشته در ایالات متحده نتیجه افزایش بودجه ایالتی برای انواع کتابخانه‌ها بوده است. بودجه پیش‌بینی‌شده عاملی در جهت حمایت از امکانات بالقوه استادان در ارائه برنامه‌های مقطع دکتری، و انتخاب و پذیرش تعدادی دانشجو نیز عاملی جهت توجه بیشتر محسوب می‌شد. اداره آموزش و شعبه خدمات کتابخانه‌ای در ایالات متحده تجربه‌هایی را در جهت انجام امور به‌عنوان واسطه کسب کردند؛ مؤسسه‌ای در دانشگاه کیس وسترن متعهد به انجام فعالیت‌هایی شد که در سال ۱۹۶۳ منجر به تأسیس کمیسیونی از سوی انجمن کتابداران امریکا برای اجرای طرحی ملی در آموزش کتابداری گردید. این کمیسیون در سال ۱۹۶۶ با استفاده از بودجه تعیین‌شده از سوی مؤسسه اچ. دبلیو. ویلسون، و به‌منظور آموزش کتابداری، اقدام به ایجاد دفتری در انجمن کتابداری امریکا کرد. این دفتر تحت نظارت لستر اشایم[۱۴]، به‌منظور پاسخ به نیازهای نیروی انسانی در انواع کتابخانه‌ها اطلاعیه‌ای در مورد آموزش کتابداری و نیروی انسانی تهیه کرد، که منجر به توسعه برنامه‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد، و دکتری، و نیز اعطای گواهینامه به آنها گردید.
    از سال ۱۹۷۰، تصویر آموزش کتابداری به‌تدریج روشن‌تر شد. در سال ۱۹۷۱، انجمن کتابداران امریکا دفتر خود را برای آموزش کتابداری تعطیل کرد. بخش آموزش کتابداری وابسته به این انجمن نیز چون قادر به جذب کافی اعضا به‌منظور بقا و خودکفایی مالی نبود، به همین سرنوشت دچار شد. به جای این بخش، واحد کوچک‌تری به نام کمیته دائمی آموزش کتابداری، با استفاده از خدمات تعدادی از کارکنان قبلی، ایجاد شد که از طریق دفتر منابع نیروی انسانی کتابخانه تجهیز می‌شد.
    در خلال سال‌های ۱۹۷۲-۱۹۷۷، انجمن کتابداران امریکا به‌عنوان آغازگر، و مؤسسه اچ. دبلیو. ویلسون در مرحله بعدی، توسط یک نفر سرمایه‌گذار به نام رالف دبلیو کُنانت[۱۵] به مطالعاتی در زمینه آموزش کتابداری دست زدند. زمانی که انجمن کتابداران امریکا پیش‌نویس گزارش طرح مربوط به انتشارات را رد کرد، وضعیتی حاکم بود که انجمن و حتی کمیته مشورتی آن نیز ضمانت اجرایی آن طرح را تصویب نکرد. توصیه‌های کنانت به‌عنوان طرحی مشارکتی در زمینه آموزش کتابداری مورد توجه قرار نگرفت و به روش تحقیقی وی شدیداً انتقاد شد.
    در سال‌های اخیر، شور و شوق بسیاری، هم در ایالات متحده و هم در کانادا، در جهت تغییر نام مدارس کتابداری که منتهی به مدرک تحصیلی می‌شود پدید آمده و درخواست‌هایی مبنی بر افزوده شدن یا جایگزینی کلماتی نظیر "علم اطلاع‌رسانی "یا "مطالعات اطلاع‌رسانی "به عبارت "علم کتابداری "یا "خدمات کتابداری " مطرح گردیده است. این مسئله منعکس‌کننده تغییر در ماهیت آن چیزی است که در حال حاضر در این مدارس ارائه می‌شود؛ به‌علاوه، تعدادی از این مدارس دوره‌هایی را در مقطع کارشناسی اطلاع‌رسانی ارائه کرده‌اند. این دوره‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده که به‌نظر نمی‌رسد برای کسانی که بعداً به دنبال مدرک کارشناسی ارشد هستند مفید باشد. در حال حاضر، تعداد زیادی از مدارس به دنبال رشته‌هایی هستند که مدارک آنها کتابداری را با زمینه‌های دیگری چون حقوق، اطلاع‌رسانی، یا آرشیو در مقطع کارشناسی ارشد مربوط سازد. البته تنوع مدارجی که به‌صورت آموزش‌های تکمیلی ارائه شده مدارس را با مسائل تازه‌ای روبه‌رو کرده است. همایش سال ۱۹۸۰ در دانشگاه کلمبیا مسئله طولانی شدن دوره کارشناسی ارشد و درخواست‌هایی در این زمینه را بررسی کرد. فقط مدارس کانادایی و تعدادی از مدارس ایالات متحده در اواسط دهه ۱۹۸۰ خواهان برقراری دوره‌ای بیش از یک سال برای مدرک کارشناسی ارشد بودند.
    در اکتبر ۱۹۸۵ فهرستی از برنامه‌های آموزشی معتبر و تأییدشده مربوط به ۶۳ مدرسه کتابداری (مشتمل بر ۷ مدرسه کانادایی) توسط کمیته اعتبارسنجی منتشر گردید، برنامه‌های دوره دکتری در ۲۳ مدرسه (مشتمل بر ۲ مدرسه کانادایی) ارائه شد، تعداد زیادی از مدارس تعطیل گردید، و بقیه نیز تحت تأثیر شرایط بسیار بد اقتصادی بعد از دهه ۱۹۷۰ و پیش از دهه ۱۹۹۰ مورد تهدید بودند. گزارش‌های آماری سالانه که توسط انجمن آموزش کتابداری و اطلاع‌رسانی منتشر شده بود، نشان‌دهنده کاهش کلی در ثبت نام، تعداد اعضای هیأت علمی، و حمایت‌های مالی بود. مدارس کانادایی، به‌صورتی وسیع، تابع وابستگی‌های منطقه‌ای بودند که همین امر سبب کمک به بقای آنها گردید.
    ▪ بریتانیا
    آموزش کتابداری در بریتانیا دوران متفاوتی را با آنچه در امریکای شمالی وجود داشته طی کرده است. به‌علاوه، این آموزش تحت تأثیر جامعه‌ای قرار داشت که کتابخانه‌های آن وادار به فعالیت شده بودند؛ در حالی که الگوی آموزش عالی در چنین جامعه‌ای نیز با دیگران متفاوت بود. پس از جنگ جهانی دوم، یعنی زمانی که تعداد دانشگاه‌ها به‌طور محسوس افزایش می‌یافت، مسئولیت آموزش حرفه‌ای گروه‌های تخصصی نظیر کتابداران، آرشیوداران، و حسابداران بیشتر به انجمن‌های ملی تخصصی واگذار شده بود تا دانشگاه‌ها. علاوه بر این، بخش بیشتری از آموزش عالی در بریتانیا هنوز توسط کالج‌ها و پلی‌تکنیک‌ها، که سازمان‌های آموزشی سطح سوم هستند و مدارک آنها دارای ساختاری متفاوت با مراکز آموزش عالی است، صورت می‌گرفت. زمانی که آموزش کتابداری در بریتانیا در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد، تعداد اندکی از دانشگاه‌ها که بعدها تأسیس گردیدند با آنکه امکاناتی را برای متقاضیان فراهم آوردند، به‌عنوان سازمان‌های آموزشی مناسب مورد توجه نبودند.
    سه سال پس از تأسیس دوره آموزش کتابداری در سال ۱۸۷۷، انجمن کتابداری بریتانیا عهده‌دار حرکتی بود که طی آن شورای انجمن می‌بایست به این نکته توجه می‌داشت که چگونه می‌توان همکاران کتابخانه را در آموزش اصول کلی حرفه آنان یاری داد. آنچه از این حرکت حاصل شد ایجاد نظام برگزاری امتحانات در سطح ملی بود که در لندن و ناتینگهام، در سال ۱۸۸۵، توسط این انجمن کنترل و اداره می‌شد. در آغاز، امتحاناتی برای آزمایش اطلاعات عمومی و کتابداری داوطلبان گرفته می‌شد که در سطح بالایی نبود، اما به‌تدریج تأکید بیشتری بر جنبه‌های عملی کتابداری صورت گرفت.
    در سال ۱۸۹۸، انجمن کتابداری بریتانیا فرمانی سلطنتی مبنی بر انتقال امتیازها و توانایی‌های خود به هیأتی از افراد در جهت تحقّق اهدافی خاص دریافت کرد. در این فرمان دو شرط مهم وجود داشت که، بر اساس آن، انجمن می‌بایست "به توسعه و تشویق آنچه منجر به بهبود موقعیت و مهارت کتابداران می‌شد، بپردازد و به برگزاری امتحانات کتابداری و صدور گواهینامه‌های مهارتی اقدام کند". این امر در سال ۱۹۰۹ از طریق ثبت نام تعدادی کتابدار خبره از طرف انجمن پی‌گیری شد. برای کسب شرایط لازم جهت ثبت نام، هر کارمند کتابخانه می‌بایست عضو انجمن کتابداری باشد، از عهده امتحانات برآید، و حق عضویت سالانه خود را بپردازد.
    به‌سبب فقدان نظام آموزش کتابداری تمام‌وقت، انجمن کتابداری بر تشکیل کلاس‌های تابستانی و کلاس‌های شبانه در کتابخانه‌های عمومی یا کالج‌های مستقر در مراکز بزرگ جمعیتی، و نیز آگاهی‌رسانی از طریق انتشارات کتابداری و دوره‌های مکاتبه‌ای تأکید داشت. در کتابخانه‌های عمومی بزرگ شهری که کارکنان آنها به‌عنوان کارآموز بالقوه مسئول انجام وظیفه بودند، نظام امتحانات انجمن کتابداری در شرایطی توسعه و گسترش یافت که کتابداران عضو این انجمن به دنبال رعایت کیفیت در ثبت نام و پذیرش بودند.
    ـ گزارش دبلیو. جی. اس
    آدامز در مورد خط‌مشی تهیه و تدارک کتابخانه‌ها که در سال ۱۹۱۵ به هیأت امنای مؤسسه کارنگی در بریتانیا ارائه شد، منجر به تخصیص بودجه اولیه برای شروع فعالیت یک مدرسه کتابداری تمام‌وقت در دانشگاه لندن گردید. به‌عنوان یک مدرسه دانشگاهی، لندن پس از ثبت نام و پذیرش، نخستین دوره خود را که توسط انجمن کتابداری نیز تأیید شده بود ارائه کرد. واگذاری مسئولیت انحصاری انجمن کتابداری به‌عنوان هیأت برگزارکننده امتحانات، سبب رنجش بسیاری از کتابداران کتابخانه‌های عمومی مستقر در شهرها گردید، زیرا آنان مجبور بودند ساعت‌های طولانی از روز را در کتابخانه‌ها بگذرانند و سپس در جهت کسب مهارت‌های تخصصی، به‌صورت پاره‌وقت، به تحصیل نیز بپردازند. در دهه ۱۹۳۰ نیز نظام امتحانات انجمن کتابداری موجب ایجاد نوعی نارضایتی در میان تعداد زیادی از کتابداران خبره گردید. مدرسه لندن، در هر دو سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد، دست به پذیرش دانشجو زد و بسیاری از کسانی که دوره خود را به پایان رسانده بودند شغلی در کتابخانه‌های دانشگاهی و تخصصی و همچنین در کتابخانه‌های عمومی کشورهای در حال توسعه به‌دست آوردند. گروهی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها که در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم وارد حرفه کتابداری شده بودند توجه خود را به امر استخدام در تعداد کمی از کتابخانه‌های دانشگاهی و کتابخانه‌های ملی که مهارت‌های تخصصی در آنها ضروری بود معطوف داشتند. تأثیر شدیدی که مدرسه لندن با دارا بودن تعداد زیادی نیروی انسانی آموزش‌دیده پاره‌وقت بر مدارس انگلیسی داشت، هرگز به اندازه تأثیر مدرسه شیکاگو در ایالات متحده نبود. تا پیش از تعطیل شدن مدرسه لندن که در سال ۱۹۳۹ به‌سبب وقوع جنگ صورت گرفت، وجود این مدرسه نشان داد که امکان تأسیس مدرسه تمام‌وقت کتابداری در محیط دانشگاهی انگلستان وجود دارد.
    ـ گسترش و توسعه در دوران پس از جنگ
    در خلال سال‌های ۱۹۳۹-۱۹۴۵، طرح‌های بسیاری در بریتانیا به‌انجام رسید که با مراکز آموزشی و انجمن‌های تخصصی گوناگون در ارتباط بودند. در سال ۱۹۴۲ که انجمن کتابداری گزارش لئونل آر. مک‌کالوین[۱۶]، دبیر افتخاری انجمن، را مورد توجه قرار داد، نظام کتابخانه‌های عمومی در بریتانیا از طرف هیأت امنای مؤسسه کارنگی بریتانیا مورد حمایت مالی قرار داشت. در این گزارش، نوعی نظام ملی مدارس کتابداری پیشنهاد شده بود که، بر آن اساس، آموزش تمام‌وقت را برای مردان و زنانی که شغل خود را ترک کرده بودند میسّر می‌ساخت. اگرچه این مدارس کوچک بودند، مک کالوین از قبل می‌دانست که آنها در جهت فراهم آوردن امکانات آموزش تمام‌وقت برای کارکنان جدید باقی خواهند ماند. مک کالوین که از طرف شورای انجمن کتابداری مورد حمایت قرار داشت احساس می‌کرد که کنترل نظام امتحانات در حد رعایت استانداردهای ملی از طرف انجمن ضرورت دارد. با وجود فشارهای فراوانی که بلافاصله پس از جنگ، برای برگزاری آموزش‌های دانشگاهی وارد می‌شد، بعید به‌نظر می‌رسید که، به‌جز در لندن، سایر مسئولان دانشگاهی ورود دوره‌های جدید کتابداری را بپذیرند، ولی اصرار انجمن کتابداری بر اِعمال نظارت لازم بر شرح درس‌ها به این مسئله خاتمه داد. با این همه، انجمن کتابداری با در اختیار گرفتن هفت مدرسه تمام‌وقت که تا سال ۱۹۴۷ در کالج‌های بازرگانی و سایر مؤسسات مشابه از نوع آموزشی در سطح سوم ایجاد شده بود، به موقعیت بزرگی دست یافت. کلیه مدارس کتابداری دانشجویان خود را آماده شرکت در امتحانات انجمن کتابداری در دو جهت و رده مختلف، یکی پذیرفتن به‌عنوان عضو انجمن و دیگری استفاده از بورس تحصیلی می‌کردند. مدارس کتابداری دانشجویان خود را از میان کارشناسان و کارشناسان ارشد و بر اساس نمرات آنها انتخاب می‌کردند؛ و با آنکه میزان موفقیت کسانی که به این مدارس وارد می‌شدند به‌روشنی توجیه‌پذیر و مشخص بود، این امر به‌معنای حذف دوره‌های پاره‌وقت و مکاتبه‌ای نبود.
    بعد از سال ۱۹۵۵، انجمن کتابداری و مدارس کتابداری دریافتند که نظام آموزشی در این رشته به یک سلسله تغییرات اساسی، بر اساس برنامه‌های طراحی‌شده در دوران بعد از جنگ که به روزآمد کردن کتابداران توجه داشت، نیازمند است. مدارس کتابداری در حالی که به‌صورت دائم ناظر بر امتحانات دانشجویان خود و ایجاد مهارت‌های شغلی برای کارکنان جدید کتابخانه‌ها و تجدید نظر در شرح درس‌هایی بودند که توسط انجمن کتابداری به‌عمل می‌آمد، به‌تدریج به‌صورت ثابت و دائمی در می‌آمدند. تقریباً ده سال طول کشید تا تقسیم‌بندی‌های گوناگون در رشته کتابداری که مدارس کتابداری انگلستان و سازمان اسلیب[۱۷] با آن مواجه بودند، مورد موافقت قرار گیرد. در این زمان، عوامل دیگری نیز پدید آمد که موجب دگرگونی‌های بسیاری در آموزش کتابداری انگلستان گردید.
    سال ۱۹۶۴ سال بسیار سختی بود؛ انجمن کتابداری درس‌های جدیدی را برای گنجانیدن در یک دوره دوساله، و ایجاد یک دوره یک‌ساله برای کسانی که به‌تازگی به کسب اولین تجربه‌های فنی کتابداری از طریق اخذ مدرک دانشگاهی نائل شده بودند، و به‌عنوان کمک‌کتابدار شناخته می‌شدند، در نظر گرفت. در این زمان، اعطای بورس تحصیلی بدون گرفتن امتحان و فقط از طریق نوشتن پایان‌نامه تحصیلی امکان‌پذیر بود.
    با حذف دوره‌های پاره‌وقت امکان استفاده از تعداد بیشتری از مدرّسان در مدارس کتابداری و در جهت توسعه این برنامه‌های زیربنایی فراهم آمد. در همین زمان، یعنی ،۱۹۶۴ شورای ملی مدارک دانشگاهی بر اساس فرمانی سلطنتی مأموریت یافت تا به کسانی که دوره‌های تأییدشده کالج‌ها و مدارس پلی‌تکنیک را، که دانشگاه نبودند، گذرانده باشند مدرک اعطا کند. مدارس کتابداری نیز ضمن افزایش کارکنان خود، در این زمینه کوتاهی نکردند و خیلی سریع به سمت توسعه و گسترش برنامه‌های منتهی به مدارک اولیه کتابداری که مورد تأیید شورا و یکی از دانشگاه‌های نزدیک نیز قرار داشت گام برداشتند. تعدادی از این مدارس به ارائه برنامه‌های کارشناسی ارشد و دکتری پرداختند. در همین ایّام، علاوه بر مدرسه کتابداری در دانشگاه لندن، پنج مدرسه دیگر در سایر دانشگاه‌ها مستقر بودند که همگی برای کسب کیفیت مطلوب تلاش می‌کردند. در نتیجه، انجمن کتابداری از حالت یک ارگان مسئول امتحانات به سازمانی تبدیل شد که نقش مهمی را در تعیین صفات و خصوصیات تخصصی برای ثبت نام و ورود به حرفه کتابداری ایفا کرد.
    وضعیت کنونی. در اواخر دهه ۱۹۸۰، هفده مدرسه کتابداری در بریتانیا وجود داشته است که بیشتر آنها دوره‌های کتابداری سه یا چهارساله‌ای را برگزار می‌کردند. گواهینامه دوره‌های کارشناسی ارشد که عموماً پس از یک سال تحصیل تمام‌وقت داده می‌شد توسط اکثر این مدارس اعطا می‌گردید، در حالی که ادامه تحصیل به‌صورت پاره‌وقت نیز تحت شرایطی خاص امکان‌پذیر بود. برخی مدارس نیز دوره‌های تحقیقاتی را در سطح کارشناسی ارشد و دکتری ارائه می‌کردند. قسمت اعظم درسی که گذرانده می‌شد به‌عنوان پیش‌نیاز ثبت نام در انجمن کتابداری مورد پذیرش واقع می‌گردید. به هر حال، انجمن کتابداری علاوه بر موفقیت در امتحانات برگزارشده توسط خود یا سازمان‌های دیگر، کسب تجارب عملی را نیز به‌عنوان یکی از شرایط در نظر داشت. انجمن بعدها به معرفی شیوه عضویت سه‌مرحله‌ای دست زد. داوطلبان در مرحله اول پس از گذراندن دروس تأییدشده و موفقیت در آنها به‌عنوان مرحله دوم، و در جهت پذیرش و ثبت نام، ناگزیر بودند که تحت نظارت یک کتابدار خبره مدت یک سال آموزش ببینند، و پس از آن می‌توانستند تقاضای خود را برای دریافت درجه کارشناسی از انجمن کتابداری مطرح کنند.
    دریافت مدرک کمک‌کتابداری پس از دریافت مدرک کارشناسی منوط به فعالیت داوطلب به مدت دو سال تحت نظارت یک کتابدار خبره بود. پنج سال کار در قسمت‌های مختلف کتابخانه امکان تغییر کمک‌کتابدار را به کتابدار ارشد فراهم می‌آورد.
    در آغاز سال ۱۹۸۶، انجمن کتابداری موافقت کرد که دوره‌های برگزارشده‌ای را که توسط انجمن کتابداران امریکا به‌تأیید رسیده باشد، در جهت همطرازی با دوره‌های انجمن کتابداری انگلستان مورد قبول قرار دهد. از شرایط دیگر مورد درخواست برای عضویت در انجمن کتابداری برنامه اعطای مدرک کارشناسی است که هنوز هم به قوّت خود باقی است. گذراندن دوره طولانی کارشناسی پیش از پذیرفته شدن به‌عنوان یک کتابدار خبره بحث‌های فراوانی را در انجمن کتابداری پدید آورد.
    انجمن کتابداری در دهه ۱۹۸۰ موضوع تغییر نام خود را به انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی مورد توجه قرار داد. در همان زمان، دولت مرکزی در بریتانیا، که تأمین پشتوانه‌های واقعی برای دانشجویان کتابداری را دنبال می‌کرد، تا مدت‌ها نگران تعداد فارغ‌التحصیلان این نظام آموزشی بود. در سال ۱۹۸۵، انجمن اقدام به تأسیس گروه دوگرایشی مطالعات کتابداری و اطلاع‌رسانی کرد که برای نخستین بار این گروه به مسئله آموزش کتابداری بریتانیا که توسط بخش عمومی (کالج‌ها و پلی‌تکنیک) و بخش مستقلی نظیر دانشگاه‌ها تدریس می‌شود توجه کرد. تعهدات انجمن نه تنها در جهت محتوای آموزش کتابداری بود، بلکه عرضه و تقاضا را نیز در نظر داشت. مدارس کتابداری در بریتانیا، همانند امریکای شمالی، برنامه‌هایی را ارائه می‌دادند که نشان‌دهنده تحولات ناشی از ماهیت این رشته بود. به‌طور مثال، دانشگاه لیدز در دهه ۱۹۸۰ یک دوره کارشناسی در رشته کتابداری و یک دوره کارشناسی در رشته اطلاع‌رسانی ارائه کرد، دانشگاه شفیلد نام مدرسه خود را به گروه آموزشی مطالعات اطلاع‌رسانی تغییر داد، و دانشگاه استراتکلاید[۱۸] به‌عنوان گروه اطلاع‌رسانی به‌صورت قسمتی از مدرسه بازرگانی استراتکلاید در آمد.
    ●مدرسه کتابداری
    به‌طور کلی، هم مدارس کتابداری امریکای شمالی و هم مدارس انگلستان در پی تدارک نظام عمومی یا جامع برای آموزش کلیه کارهای کتابخانه‌ای و زمینه‌های وابسته به آن برای کتابداران بودند. به‌جز این مورد، مدارس کتابداری در این دو منطقه گام‌های موفقیت‌آمیزی را در راه آموزش تجربی به کسانی که متقاضی استخدام به‌صورت کتابدار یا کتابدار - معلم بودند برداشتند. این کار به‌منظور شناخت بیشتر هر دو حرفه یعنی معلمی و کتابداری بود؛ و با وجود تمام تلاش‌های به‌عمل‌آمده در سال‌های طولانی، به‌نظر می‌رسد که ادغام این دو حرفه هنوز به مرحله عمل در نیامده است.
    این‌طور به‌نظر می‌رسد که در بسیاری از مناطق ایالات متحده، به گواهینامه‌های کالج‌های ایالتی، به‌عنوان قسمتی از شرایط استخدام خود، نسبت به دوره‌های تأییدشده انجمن کتابداران امریکا اهمیت بیشتری می‌دادند. در کانادا انجمن مدارس کتابداری کانادایی به دنبال برقراری شرایط کیفی در سطح ملی بودند، در حالی که، در اینجا نیز نیازمندی‌های خاص استانی مسئله را پیچیده می‌کرد. در بریتانیا مدارس کتابداری به‌صورت موروثی در شناسایی رشته با مشکلات جدّی‌تری مواجه بودند.
    وقایع اصلی و بین‌المللی جاری. جنبه دیگری از موضوع تأثیر بین‌المللی نظام ارزشیابی انجمن کتابداری بریتانیاست که در نهایت موجب عدم حضور دانشجو در مدارس کتابداری تمام‌وقت می‌شود. از زمان‌های گذشته، انجمن کتابداری از طریق برگزاری امتحانات اقدام به پذیرش دانشجویان خارجی کرده و ترتیبی داده است که کتابدارانی که در کشور خود مدرسه کتابداری یا در پاره‌ای جهات انجمن کتابداری ندارند بتوانند به کسب مهارت‌های لازم در زمینه کتابداری بپردازند. تصمیم‌های سال ۱۹۶۱ که دانشجویان را ملزم به حضور تمام‌وقت به مدت دو سال در مدارس کتابداری می‌کرد سبب توقف نظام پذیرش دانشجوی خارجی از طریق امتحانات گردید.
    تعدادی از مدارس کتابداری نیز که برای نخستین بار در کشورهای مشترک‌المنافع تأسیس شده بودند دانشجویان خود را آماده شرکت در امتحانات انجمن کتابداری، پیش از هرگونه حرکتی در جهت نظام‌های آموزش بومی خود، کردند. در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، بسیاری از کشورهای مشترک‌المنافع دانشجویان خود را به‌منظور کسب مهارت‌های تخصصی کتابداری به بریتانیا فرستادند. کسب این مهارت‌ها که در سطح نخستین درجه تحصیلی کتابداری عرضه می‌شد دارای جاذبه بیشتری نسبت به مدارسی بود که فاقد مدارک تحصیلی اولیه کتابداری به‌عنوان یکی از شرایط ورود به مدارس کتابداری امریکای شمالی بودند. لذا حدود ده درصد اعضای انجمن کتابداری را کتابداران خبره مقیم خارج از کشور تشکیل می‌دادند، گرچه بخشی از آنها کتابداران انگلیسی بودند که به سایر کشورها مهاجرت کرده بودند. در هر حال، این میزان به‌مرور رو به کاهش نهاد.
    ● تأثیر ایالات متحده
    این تأثیر در خارج از مرزها هم دارای سابقه‌ای طولانی است. زمانی که انجمن کتابداران امریکا با مسائل عدیده‌ای روبه‌رو بود تصمیم‌های اتخاذشده در جهت شناسایی و تأیید برنامه‌های آموزشی تخصصی بر اساس استانداردهای تعیین‌شده از سوی آن باعث شد که این انجمن نتواند نقشی را که انجمن کتابداری در انگلستان داشت ایفا کند، لذا قسمت اعظم کمک‌های ایالات متحده از طریق مؤسسه‌هایی چون بنیاد کارنگی در نیویورک، مؤسسه راکفلر و فورد، بخش‌های دولتی نظیر آژانس اطلاعاتی ایالات متحده، و مدرّسان بنیاد فولبرایت تأمین می‌گردید.
    رابرت اس. بورگس [۱۹]در سال ۱۹۷۲ در مجله >گرایش‌های کتابداری[۲۰]> اظهار داشت که: تأسیس مدارس کتابداری جدید در کشورهای خارجی نظیر کلمبیا، ژاپن، کره، مکزیک، نیجریه، پورتوریکو، فیلیپین ،تایلند، ایران، ترکیه، و اروگوئه با همکاری ایالات متحده صورت گرفته است. ایجاد مدرسه کتابداری بون[۲۱] در چین که در سال ۱۹۲۰ توسط ماری الیزابت وود[۲۲] صورت گرفت یکی از نمونه‌های قدیمی‌تر است.
    اگرچه در دهه ۱۹۸۰ کمک مؤسسات و دولت برای آموزش کتابداری در کشورهای خارجی رو به کاهش نهاد، به‌سبب وجود مدرّسانی که مدارک تحصیلی خود را از مدارس کتابداری ایالات متحده گرفته بودند تأثیر و نفوذ آن هنوز باقی مانده است. در دهه ۱۹۸۰ بازدید اساتید امریکایی از مدارس کتابداری کشورهای خارجی به‌علل گوناگون از جمله فقدان کمک‌های خارجی و عدم گسترش آموزش عمومی نیروی انسانی رو به کاهش نهاد.
    ● همکاری بین‌المللی
    بحث درباره مدارس بین‌المللی کتابداری نخستین بار در سال ۱۹۰۴ توسط گوئیدو بیاجی[۲۳] در >مجله کتابداری <مطرح گردید و گرچه اخیراً بحث‌های بیشتری در این زمینه در فدراسیون بین‌المللی انجمن‌های کتابداری، و فدراسیون بین‌المللی اسناد و مدارک (فید) صورت گرفته است، تا سال ۱۹۹۳ هیچ‌گونه پیشرفت جدّی در این زمینه روی نداد. یونسکو به‌عنوان سازمانی مسئول، توصیه‌هایی در این زمینه مطرح کرده است، اما مواردی نظیر موقعیت جغرافیایی مدارس مورد نظر، زبان، برنامه‌های درسی، و مسئله مربوط به استخدام اعضای هیأت علمی که وجود داشته و در آینده نیز وجود خواهد داشت از جمله مسائلی هستند که به‌نظر حل نشدنی می‌آیند.
    نمونه همکاری‌های بین‌المللی در زمینه آموزش رسمی کتابداری را می‌توان در تأسیس مدارس منطقه‌ای با پوشش خدماتی بیش از یک کشور ملاحظه کرد. به‌نظر می‌آید که این مدارس باید توصیه‌هایی را، به‌ویژه در جاهایی که امکانات آنها محدود است، به‌کار بندند. این مدارس این امکان را فراهم می‌آورند که پیوندهای لازم میان کادر آموزشی و انواع حمایت‌های سازمانی در جهت پاسخ به نیازهای اساسی دانشجویان برقرار گردد، در حالی که بسیار شایسته است منطقه میزبان به‌صورت انحصاری به مسائل نگاه نکند. زبان به‌کاررفته نیز می‌تواند عاملی برای وحدت باشد؛ همان‌طوری که مدرسه بین‌المللی کتابداری مدلین در کلمبیا که در سال ۱۹۵۶ برای کشورهای اسپانیایی‌زبان تأسیس شد، یا مدرسه وابسته به دانشگاه داکار که مخصوص کتابداران، آرشیوداران، و متخصصان اسناد و مدارک بود، و در سال ۱۹۶۳ در جهت پاسخ به نیازهای کشورهای فرانسوی‌زبان در افریقا ایجاد گردید. این دانشگاه از حمایت قوی دولت فرانسه و سازمان یونسکو برخوردار بود و مدیر مؤسس آن از فرانسه اعزام شده بود.
    سایر مدارس منطقه‌ای مشتمل بر آنهایی است که در اوگاندا و جزایر هند غربی مستقر هستند. مدرسه کتابداری افریقای غربی از سال ۱۹۶۳ با هدف آموزش کتابداران از کنیا، تانزانیا، و اوگاندا در کالج دانشگاهی مکریر، کامپالا، و اوگاندا تأسیس یافت. این مدرسه از طرف یونسکو، مؤسسه‌های گوناگون، و اسکاندیناوی حمایت می‌شود. شرایط سخت ---------- حاکم بر اوگاندا که در دهه ۱۹۷۰ آغاز شده بود بر توسعه این کشور تأثیر نامطلوبی نداشت.
    مدرسه هند غربی کار خود را در سال ۱۹۷۱ در موناکمپوس (ناحیه مونا)، کینگستون، و جامائیکا و در جهت خدمت به دولت‌های متحد با انگلستان، یعنی جامائیکا، ترینیداد، توباگو، بارابادوس، گرانادا، گویان، و مجمع‌الجزایر کارائیب آغاز کرد. در حالی که دو تن از نخستین مدیران این مدرسه مورد حمایت یونسکو قرار داشتند، حمایت‌های بیشتری از سوی مؤسسات دولتی کانادا با همکاری مدارس کتابداری مستقر در اونتاریوی غربی و دالهازی[۲۴] به‌عمل می‌آمد که بر آن اساس، مدرّسانی جهت تدریس به این مدرسه اعزام می‌شدند.
    ● نمونه‌های اروپایی
    بیشتر کشورهای جهان هر دو نمونه آموزش عالی امریکای شمالی و آموزش چندسطحی منطبق با الگوی انگلستان را پذیرفته‌اند. قاره اروپا تنها منطقه‌ای است که ضمن داشتن آموزش کتابداری طبقه‌بندی‌شده، خود را کاملاً از این قاعده مستثنی کرده است.
    بیشتر کشورهای اروپایی آموزش را در سطوح گوناگون نظیر آموزش آکادمیک در سطح دانشگاه؛ آموزش در سطحی پایین‌تر برای کسانی که به‌منظور تصدّی مشاغل نیمه‌تخصصی به استخدام در می‌آیند؛ و آموزش کارکنان مؤسسات از نوع سوم ارائه می‌دهند.
    آن‌طوری که دونالد دیوینسون[۲۵] در تحقیق منتشرشده خود در سال ۱۹۷۶ بیان می‌دارد کار دسته‌بندی در مورد بعضی از کشورها به‌اندازه دانمارک که دارای یک مدرسه درباری دانمارکی‌زبان با برنامه‌های متنوعی از سطوح عالی تا آموزش پاره‌وقت برای کمک‌کتابداران است یا کشور پهناوری چون روسیه که دارای نظام کنترل‌شده و هماهنگ با طرح‌های نیروی انسانی است امری مشکل است.
    گرچه مدارس کتابداری در سطح جهان برنامه‌های یکسان و استانداردی را برای آموزش فهرستنویسی دنبال می‌کنند، در سایر برنامه‌های درسی آموزش کتابداری، استاندارد چندانی وجود ندارد. بخش مدارس کتابداری ایفلا در سال ۱۹۷۴ مقرّر داشت تا کارهای مقدماتی در جهت تهیه و تنظیم استانداردهای جهانی برای برنامه‌های آموزش کتابداری به‌صورت جدّی پی‌گیری شود.
    ب) آموزش اطلاع‌رسانی[۱]
    برنامه‌های آموزشی اطلاع‌رسانی را جمعی جزو، رایانه دانسته و گاه حتی در مواردی از آن به‌عنوان برنامه‌های "علوم رایانه و اطلاع‌رسانی" یاد کرده‌اند. برخی بر استفاده از رایانه در کتابخانه‌ها برای عملیات داخلی یا خدمات مبتنی بر رایانه تأکید ورزیده‌اند، و در موارد بسیاری، برنامه‌های خود را "کتابداری و اطلاع‌رسانی" نامیده‌اند. گروهی علم اطلاع‌رسانی را مترادف "اطلاعات علمی" دانسته و سندپردازی، نمایه‌سازی، چکیده‌نویسی، و بازیابی خودکار اطلاعات را کانون توجه خود قرار داده‌اند. برخی نیز بر کاربردهای رایانه برای رفع نیازهای اطلاعاتی در تجارت و صنعت تأکید کرده‌اند و برنامه‌های خود را "مدیریت اطلاعات" نامیده‌اند.
    ● تاریخچه
    قدیمی‌ترین محلی که اطلاع‌رسانی را رسماً (نه اسماً) به‌عنوان بخشی از رشته کتابداری به رسمیت شناخت دانشگاه کیس وسترن ریزرو[۲]، تحت رهبری رئیس این دانشگاه، یعنی جس شرا[۳] بود. در اواسط دهه ۱۹۵۰، جیمز پری[۴] و آلن کنت[۵] "مرکز تحقیقات ارتباطات و سندپردازی" را به‌صورت سازمانی وابسته به مدرسه کتابداری پایه‌گذاری کردند.
    طی پنج تا ده سال بعد، دوره‌های کوتاه‌مدت، کارگاه‌ها، همایش‌ها، و سایر تدابیر تخصصی مشابه برای آموزش اطلاع‌رسانی در تعدادی از دانشگاه‌ها، مانند یو.سی.ال.اِی.[۶]، دانشگاه امریکایی "درکسل"[۷]، "مؤسسه فن‌آوری جورجیا"[۸]، و دانشگاه واشنگتن برپا گردید. در این دوره‌ها متون رشته‌های مورد اشاره کاملاً در هم آمیخته بود. متخصصان نظام‌های رایانه‌ای، کتابداران، سندپردازان، و متخصصان نظام‌های پردازش اطلاعات بازرگانی در آنجا گرد آمده بودند. نتیجه این امر ادامه سردرگمی در میان رشته‌های مرتبط، یعنی اطلاعات علمی، علوم رایانه، طراحی نظام‌های اطلاع‌رسانی، و علم اطلاع‌رسانی بود. با این همه، تعداد رو به افزایش برنامه‌های تخصصی، حکایت از نیاز به آموزش رسمی در این زمینه داشت. در سال‌های ۱۹۶۱ و ۱۹۶۲، دو همایش در مؤسسه فن‌آوری جورجیا برگزار شد که در آنها، برای نخستین بار، جنبه‌های مختلف این رشته مشخص و ترسیم شد و اهداف دوره آموزش رسمی نیز تعیین گردید.
    از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۷، مدارس مختلف اجرای برنامه‌های رسمی آموزش اطلاع‌رسانی را آغاز کردند که بر ارائه جنبه‌های متفاوت این رشته تأکید داشت. دوره‌هایی که در مؤسسه فن‌آوری جورجیا (به سرپرستی ولادیمیر اسلامکا)[۹]، در ایالت اوهایو (به سرپرستی مارشال یوویتس)[۱۰]، و در دانشگاه "لی‌های"[۱۱] (به سرپرستی رابرت تیلور [۱۲] و دونالد هیلمن[۱۳]) آغاز گردید، بر جنبه‌های فنی و نظری تکیه داشت.
    دوره‌های دانشگاه شیکاگو (به سرپرستی دان سوانسون[۱۴])، دانشگاه کیس وسترن ریزرو (به سرپرستی پری، کنت، و بعداً آلن گلدوین[۱۵])، دانشگاه یو.سی.ال.اِی. (به سرپرستی رابرت هیز و هارولد بورکو)، و دانشگاه پیتسبورگ (به سرپرستی آلن کنت) جزء لاینفک مدارس کتابداری شد.
    در سال‌های بعد، برنامه‌ها به شکل‌های مختلفی توسعه یافت، و به‌تدریج، تفکیک برنامه‌های دارای جهت‌گیری فنی و نظری از برنامه‌های علوم رایانه دشوار شد.
    سرانجام، همه مدارس کتابداری ایالات متحده دوره‌هایی را برای یکی از مباحث مربوط به علم اطلاع‌رسانی، یعنی بازیابی اطلاعات، کاربردهای رایانه در کتابخانه‌ها، نمایه‌سازی، چکیده‌نویسی، و جز آن ارائه کردند. بسیاری از مدارس، نام خود را تغییر دادند تا نام جدیدشان دربرگیرنده علوم رایانه نیز باشد. برخی "علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی" و برخی دیگر نام "مطالعات کتابداری و اطلاع‌رسانی" را پذیرفتند، اما قصد همه آنها گسترش تعریف این رشته بود.
    تا اواسط دهه ۱۹۷۰، اهمیت استفاده از رایانه در خدمات اطلاع‌رسانی در تجارت و صنعت، بسیاری از دانشکده‌ها را به اتخاذ روش نوینی در زمینه علم اطلاع‌رسانی و ارائه یکی از مهم‌ترین حوزه‌ها، یعنی مدیریت اطلاعات، یا مدیریت منابع اطلاعاتی، سوق داد. این برنامه (از جمله در سیراکیوز[۱۶] و دانشگاه کالیفرنیای جنوبی) شاهد نیاز فزاینده به توسعه، مدیریت، و خدمات اطلاع‌رسانی در نظام‌های اطلاع‌رسانی تعاونی بود.
    تا اواسط دهه ۱۹۸۰، تعداد زیادی از برنامه‌های اطلاع‌رسانی با رشته علوم رایانه در زمینه‌های اساسی مشترک بود، اما از لحاظ دوره تحصیلی و تمرکز تفاوت‌های فراوان داشت.
    ساختار برنامه. برنامه تحصیلی تحت شش مقوله اصلی قرار می‌گیرد که عبارتند از:
    ۱) دروس اصلی مقدماتی؛
    ۲) مباحث نظری، مانند ریاضیات و زبان‌شناسی؛
    ۳) مباحث کاربردی، مانند آمار و تحقیق در عملیات؛
    ۴) دروس مبتنی بر رایانه، مانند مدیریت پایگاه‌ها و بازیابی رایانه‌ای؛
    ۵) دروس مدیریتی، مانند حسابداری و نظریه سازمان؛
    و ۶) دروس سازماندهی و خدمات اطلاع‌رسانی، مانند فهرست‌نویسی و مرجع‌شناسی (اکثراً با عناوین دیگر).
    این موارد جملگی حاکی از نیاز به برنامه آموزشی اطلاع‌رسانی به‌منظور جهت‌دهی ذهنی به دانشجویان و ارائه ابزارهای فنی لازم برای کار حرفه‌ای و تحقیقاتی در این زمینه است. دانشجویان باید مطالبی را درباره شیوه استفاده از اطلاعات، چگونگی طراحی و اجرای نظام‌ها، و روش استفاده از ابزارهای فنی لازم برای کار اطلاع‌رسانی بیاموزند.
    هر برنامه آموزشی اطلاع‌رسانی کارآمد باید جواز قابل قبولی از دانش فنی را در چارچوب رشته اصلی ارائه کند. چنین برنامه‌ای باید اساس تخصص را در هریک از اجزای اصلی، از جمله متخصص اطلاعات در حوزه کاربردی، مدیر اطلاعات در زمینه اجرا، طراح نظام در زمینه مشکلات فنی به هنگام کاربرد، و نظریه‌پرداز در زمینه پژوهش‌های آتی در این رشته، فراهم سازد. در حالی که هریک از برنامه‌های آموزشی ممکن است بر یکی از این زمینه‌ها تأکید ورزد، مجموع آنها باید به‌روشنی بیانگر برنامه آموزشی اطلاع‌رسانی باشد.
    ● اطلاع‌رسانی در آموزش کتابداری
    بیشتر مدارس کتابداری، اطلاع‌رسانی را، با درجات مختلف، جزئی از برنامه مقطع کارشناسی ارشد قرار داده‌اند. با اینکه می‌توان طیف گسترده‌ای از تخصص‌های پیشگفته را ارائه کرد، تأکید عمده مدارس بر جنبه‌های عملی و حرفه‌ای است و به دیگر اجزاء توجه چندانی مبذول نمی‌گردد. یکی از دشواری‌های اساسی که هر مدرسه کتابداری پیوسته با آن روبه‌رو بوده است، چگونگی تلفیق اطلاع‌رسانی با اجزای سنتی‌تر برنامه‌های آموزشی کارشناسی ارشد است. اگر این‌گونه برنامه‌های اطلاع‌رسانی به‌درستی اجرا نشود، ممکن است به بخش مجزّایی تبدیل گردد که کوچک‌ترین ارتباطی با سایر دروس ندارد و نتیجه در هر دو زمینه ـ کتابداری و اطلاع‌رسانی ـ خسرانی برای مدرسه و دانشجو است.
    ● استانداردها
    از اواخر دهه ۱۹۸۰، استانداردهای مشخصی برای آموزش اطلاع‌رسانی یا نهادی برای ارزشیابی این رشته وجود نداشته است. البته، انجمن کتابداران امریکا در سال ۱۹۷۲ در اثری به نام >استانداردهای اعتبارسنجی> [۱۷] اطلاع‌رسانی را به‌وضوح به‌رسمیت شناخت و آن را یکی از اجزای ضروری برنامه‌های آموزشی کارشناسی ارشد محسوب داشت. در سال‌های ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶ کمیته اعتبارسنجی انجمن کتابداران امریکا کار انجمن آموزش کتابداری و اطلاع‌رسانی امریکا را ادامه داد و هدفش کشف روش مناسب برای تعیین نیازهای اطلاع‌رسانی و دیگر تخصص‌های این رشته در فرایند اعتبارسنجی آن بود.
    ج) آموزش کتابداری و اطلاع‌رسانی در ایران
    تعیین نقطه آغاز برای آموزش کتابداری در ایران امر دشواری است (۳:۷)، اما آموزش کتابداری نوین در ایران با تشکیل دوره‌های کوتاه‌مدت آغاز شد. نخستین دوره کوتاه‌مدت آموزش کتابداری در ایران به‌همت مهدی بیانی (۹: ۳۶) و محسن صبا (نخستین متخصص کتابداری در ایران) (۸۵:۳؛ ۱۲: ۱۸) در دانشسرای عالی تهران برگزار گردید و برحسب ضرورت و نیازهای خاص آن زمان در سایر مراکز آموزش عالی ادامه یافت (۹: ۳۶). در ۳۱ خرداد ۱۳۱۷ ش. شورای عالی فرهنگ، آیین‌نامه دوره موقت کتابداری را تصویب کرد (۷۱:۸). برخی درس‌های این دوره عبارت بوده است از: روش الفبایی کتابداری و سایر روش‌ها (۳۰ ساعت)، کلیات کتابداری (۳۰ ساعت)، تاریخ مختصر کتاب و کتابخانه‌های ایران و جهان (۱۰ ساعت)، شناساندن کتاب‌های خطی (۱۰ ساعت)، تاریخ خط و خطاطان معروف (۱۰ ساعت)، و اقسام مقدمه‌نویسی و سبک نگارش (۲۰ ساعت). مدت این دوره جمعاً ۱۲۰ ساعت بوده است (۲۸:۴؛ ۲۱:۱۲، پانویس ۳)). در این دوره گواهی‌نامه پایان تحصیل (تصویر ۱) نیز داده می‌شده است. البته، چندی نگذشت که آغاز جنگ جهانی دوم سبب کندی فعالیت‌های آموزشی گردید. در سال ۱۳۲۰ ش. دانشگاه تهران نخستین دوره‌کوتاه‌مدت خود را تشکیل داد (۵: ۳۴)، اما از سال ۱۳۳۰ ش. برگزاری دوره‌های کوتاه‌مدت کتابداری با جدّیت بیشتری دنبال شد. در سال ۱۳۳۱ ش. از دو مدرّس خارجی به نام‌های جوزف اشتوم‌فُل[۱] (از اتریش) و مارگارت گیور[۲] (از ایالات متحده) دعوت شد تا برای تدریس کتابداری در دوره‌ای پنج‌ماهه به ایران سفر کنند. این دوره‌ها از اول آبان ۱۳۳۱ تا پایان فروردین ۱۳۳۲ در محل سابق دانشکده ادبیات و دانشسرای عالی دایر گردید. در سال ۱۳۳۳ نیز از سوزان ایکرز[۳] (از ایالات متحده) برای تدریس دعوت شد و تا اردیبهشت ۱۳۳۴ دوره‌هایی در همان محل تشکیل گردید که، طی آن، هدف‌های اساسی و خط‌مشی کلی کتابخانه‌ها در دنیای جدید صنعت و اقتصاد و تحقیق به کتابداران آموخته می‌شد. "دوره عملی کتابداری و جمع‌آوری مدارک" نام دوره‌هایی بود که در سال ۱۳۳۵ زیر نظر فراون دورفر[۴] (از اتریش)، که از طریق برنامه کمک‌های فنی یونسکو برای ایران به تهران آمده بود، برگزار شد (۱: ۳۷-۳۸).
    نخستین درس دانشگاهی کتابداری در سال ۱۳۳۶ در دانشسرای عالی - که در آن زمان جزئی از دانشگاه تهران بود - به‌صورت اختیاری ایجاد گردید و تا سال ۱۳۴۱ نیز ادامه داشت که تدریس آن برعهده ایرج افشار بود (۳: ۸۶). ناصر شریفی، نخستین دکتر ایرانی در کتابداری، در سال ۱۳۳۸ ش. دوره‌های کوتاه‌مدتی را در ایران برگزار کرد (۹: ۳۶). در تابستان ۱۳۳۹، برنامه "اصول جدید علم کتابداری برای تربیت کتابداران مدارس" زیر نظر وی، همراه با دین فارنزورث[۵]، ایرج افشار، و چند تن دیگر در محل دانشسرای عالی برگزار شد. برنامه دیگری که برخی کتابداران متخصص ایرانی در سال ۱۳۴۳ در آن تدریس داشتند "جلسات مشورتی و آموزشی کتابداری برای کتابداران کتابخانه‌های دانشگاهی" بود که در محل دانشکده علوم دانشگاه تهران برگزار گردید (۱: ۳۸). "دوره آموزش کتابداری برای آموزش کتابداران مدارس عمومی و شهرداری‌ها" نیز به‌همت ایرج افشار و مهین تفضلی در سال ۱۳۴۳ در محل کتابخانه ملی برپا شد. دوره‌های دیگری نیز در سال ۱۳۴۴ به مدت دو نیمسال توسط دانشکده علوم اداری تشکیل گردید (۱: ۴۲، ۴۴).
    این دوره‌ها با اینکه برای جامعه کتابداری بسیار ضروری می‌نمود، به‌سبب کوتاه بودنش کافی به‌نظر نمی‌رسید. کتابخانه‌های دانشگاهی نیاز به تحرک بیشتری داشتند؛ بدین سبب، در فاصله سال‌های ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۴ گام‌هایی برداشته شد تا مارگارت هاپکینز[۶] از طرف بنیاد فولبرایت به سمت مشاور کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران در آید (۳: ۸۵؛ ۱: ۳۸). وی در سال اول اقامتش در ایران، با سایر کتابداران متخصص ایرانی آن زمان؛ از جمله مهین تفضلی، فرنگیس امید، ایران دقیق، شهلا سپهری، اولین وارطانی، علی سینایی، هوشنگ ابرامی، خورشید مفتاح، و فرخنده سعیدی آشنا شد و، برای پیشبرد امور کتابداری، با آنان جلساتی نیز تشکیل می‌داد و درباره مسائل مربوط به این رشته به بحث و تبادل نظر می‌پرداخت. در همین ملاقات‌ها بود که پایه‌های انجمن کتابداران ایران و نیز تأسیس رشته کتابداری در دانشگاه تهران نهاده شد. به دنبال آن، آلیس لورر[۷]، استاد مدرسه کتابداری دانشگاه ایلی‌نویز (ایالات متحده)، برای تأسیس دوره کارشناسی ارشد رشته کتابداری به دعوت دانشگاه تهران به ایران آمد. در سال ۱۳۴۵ رشته کتابداری در مقطع کارشناسی ارشد، تحت نظر و در نتیجه کوشش‌های ایرج افشار (رئیس وقت کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران)، منوچهر افضل (رئیس وقت دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران)، و با همکاری مارگارت هاپکینز و جان اف. هاروی[۸]، رسمآ تأسیس گردید (۱: ۳۸-۳۹؛ ۳: ۸۵؛ ۵: ۳۴-۳۵؛ ۱۱: ۵۱۵-۵۲۵). اهداف این اقدام عبارت بود از: ۱) آموزش نیروی انسانی متخصص که توانایی مدیریت کتابخانه‌های بزرگ ایران را دارا باشند؛ و ۲) آموزش افراد متخصص که عهده‌دار راه‌اندازی دوره‌های کتابداری در بخش علوم کتابداری دانشگاه‌های ایران شوند. دوره آموزش کتابداری در این مقطع دو سال به طول می‌انجامید (۷: ۳). پس از افتتاح این دوره و استقبال شایان توجه از آن، دانشکده علوم تربیتی به پیشنهاد مدرسان گروه کتابداری تصمیم گرفت دوره کهاد کتابداری را نیز در سطح کارشناسی دایر کند. این دوره در سال ۱۳۴۷ آغاز گردید. کهاد کتابداری بدین قرار بود که دانشجویان دوره کارشناسی علوم تربیتی، یا هر رشته دیگر، بتوانند پس از پایان نیمسال سوم تحصیلی واحدهای دروس غیرتخصصی خود را از درس‌های کتابداری انتخاب کنند و برای اخذ کهاد کتابداری حداقل ۳۰ واحد کتابداری را (که شامل ۳ واحد کارآموزی به مدت ۱۲۰ ساعت نیز می‌شد) بگذرانند. در همان سال، یعنی ،۱۳۴۷ دانشگاه تبریز دوره چهارساله کارشناسی کتابداری را با همکاری پ. ب. مانگالا (کتابدار هندی) تأسیس کرد که شرایط ورود به آن مطابق شرایط عمومی ورود به دانشگاه‌ها، یعنی موفقیت در آزمون ورودی، بود (۱: ۴۰-۴۱). مقطع کاردانی کتابداری نیز نخستین بار در سال ۱۳۴۸ در مدرسه عالی ایران‌زمین به مدیریت ناصر مظاهری، مدیر وقت کتابخانه ملی، افتتاح گردید (۱: ۴۲).
    با آنکه از سال ۱۳۴۵ با تأسیس کارشناسی ارشد کتابداری در دانشگاه تهران گام‌های مؤثر و مهمی در عرصه آموزش کتابداری برداشته شده و با تأسیس انجمن کتابداران ایران (۱۳۴۶)، مرکز خدمات کتابداری (۱۳۴۷)، و مرکز اسناد و مدارک علمی سابق (۱۳۴۷) پایه‌های کتابداری نوین در ایران استحکام یافته بود، هنوز فارغ‌التحصیلان جوابگوی نیاز کتابخانه‌های ایران نبودند (۵: ۳۵). بدین سبب، امر تشکیل دوره‌های کوتاه‌مدت آموزش کتابداری متوقف نگردید و هر چند وقت یک‌بار دوره‌هایی به‌همت مراکز آموزشی و فرهنگی سراسر کشور تشکیل می‌گردید (۱: ۴۳-۴۴؛ ۵: ۳۴)، که از آن جمله است: ۱) سه دوره آموزش کتابداری زیر نظر اداره کل نگارش وزارت آموزش و پرورش، به‌ترتیب در سال‌های ۱۳۴۴، ۱۳۴۵، و ۱۳۴۶ در محل سازمان تربیت معلم و تحقیقات تربیتی (دانشسرای عالی) که دوره سوم با همکاری انجمن کتابداران ایران تشکیل شد؛
    ۲) دوره‌های یک‌ماهه کارآموزی کتابداران کتابخانه‌های عمومی شهرستان‌ها، زیر نظر وزارت فرهنگ و هنر از سال ۱۳۴۶ تا چند سال متمادی، در محل تالار موزه در تهران؛
    ۳) دوره کارآموزی برای کتابداران کتابخانه‌های دانشگاهی مشهد، به‌همت مرکز آماده‌سازی کتاب در دانشکده پزشکی دانشگاه مشهد، به مدت یک ماه در تابستان ۱۳۴۸؛ ۴) دوره‌های دانشکده علوم اداری در سال ۱۳۴۸ به مدت سه ماه؛ ۵) دوره کارآموزی برای کتابداران کتابخانه‌های نمونه "طرح ترویج کتاب و توسعه کتابخانه‌ها" در شهریور ۱۳۴۹؛ ۶) دوره کارآموزی کاخ جوانان؛ و ۷) دوره‌های کوتاه‌مدت شورای کتاب کودک.
    از سال ۱۳۵۰، دوره‌های کتابداری یک‌ماهه مرکز خدمات کتابداری آغاز شد. تأکید این دوره‌ها بیشتر بر خدمات فنی بود و صرفآ به‌منظور پاسخ به نیاز فوری جامعه کتابداران ایران تشکیل گردید. دوره‌های این مرکز با استقبال بسیار مواجه شد؛ به‌گونه‌ای که نام‌نویسی برای شرکت در آن غالبآ تا سه سال بعد تکمیل بود (۵: ۳۲-۳۳).
    در سال ۱۳۵۳، به‌همت هوشنگ ابرامی و با همکاری دو نفر از مدرسان هندی و امریکایی، دوره کارشناسی ارشد کتابداری در دانشگاه شیراز نیز تأسیس شد و این دانشگاه در سال ۱۳۵۶ برنامه کارشناسی کتابداری را هم به آن افزود. دانشگاه جندی‌شاپور اهواز (شهید چمران کنونی) که آموزش کتابداری را به‌صورت کهاد در برنامه خود داشت، در این سال (۱۳۵۶) یک دوره کارشناسی ارشد کتابداری برای کارکنان کتابخانه مرکزی برگزار کرد که این اقدام به‌سبب مصادف شدن با ایام پیروزی انقلاب، متوقف ماند. در همین اثنا، دانشگاه متحدین (الزهراء کنونی) به‌کمک جان هاروی، تأسیس دوره کارشناسی ارشد کتابداری را اعلام کرد و نخستین دانشجویان خود را در این مقطع در مهر ۱۳۵۷ پذیرفت (۹: ۳۶-۳۷). دانشگاه‌های پهلوی سابق و آذرآبادگان نیز به‌ترتیب مقاطع کارشناسی ارشد و کارشناسی را در این سال‌ها ارائه می‌کردند (۶: ۲۶۳). دانشگاه علوم پزشکی ایران (مرکز پزشکی شاهنشاهی سابق) نیز نخستین دوره کارشناسی ارشد کتابداری پزشکی را در سال تحصیلی ۱۳۵۶-۱۳۵۷ برگزار کرد. این دانشگاه هنوز هم به کار خود ادامه می‌دهد و دوره کارشناسی این رشته را نیز به برنامه خود افزوده است (۹: ۳۷، ۴۱).
    ● پس از انقلاب اسلامی
    پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، مدرسان خارجی در رشته کتابداری کشور را ترک کردند و به جای آنان تعدادی از کتابداران ایرانی که در خارج از کشور تحصیل کرده بودند به وطن بازگشتند و فعالیت‌های آموزشی را برعهده گرفتند. نخستین وظیفه محوّل‌شده به دست‌اندرکاران آموزش کتابداری تجدیدنظر در متن درس‌ها و ایجاد دگرگونی‌های لازم بر اساس وضعیت جدید کشور بود. بر اساس مصوّبه‌های کمیته تخصصی شورای عالی انقلاب فرهنگی، در بازگشایی جدید دانشگاه‌ها که تا سال ۱۳۶۵ به طول انجامید، مقطع کارشناسی در بسیاری از رشته‌ها، از جمله رشته کتابداری، به دوره کاردانی تبدیل گردید. در چنین سال‌هایی با توجه به نیازی که به توسعه و تجهیز کتابخانه‌های کشور احساس می‌شد و نیز با تأسیس دانشگاه‌ها و مراکز علمی و پژوهشی جدید، به‌نظر می‌رسید که نیروی انسانی شاغل در کتابخانه‌ها از لحاظ کمّی و کیفی پاسخگوی نیازهای مراجعان نیست و تربیت تعداد بیشتری کتابدار متخصص به‌صورت جدّی ضروری است. بدین سبب، دانشگاه‌های دیگری چون دانشگاه فردوسی مشهد، اصفهان، آزاد اسلامی، تربیت مدرس، علامه طباطبایی، شاهد، و نیز مرکز آموزش کتابخانه ملی به تأسیس دوره‌های کتابداری در مقاطع مختلف همت گماشتند و تا سال ۱۳۷۰ تعداد مراکز آموزش عالی کشور که به تربیت کتابداران متخصص مشغول بودند به رقمی بالغ بر پانزده رسید. تعدادی از دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور نیز، نظیر دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال ،۱۳۶۹ دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال ۱۳۷۰، و دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال ۱۳۷۲ اقدام به پذیرش دانشجو در مقاطع کارشناسی کتابداری پزشکی کردند. دانشگاه‌های بیرجند و یزد در سال ۱۳۷۱ و دانشگاه‌های تربیت معلم تهران و خلیج فارس (بوشهر) در سال ۱۳۷۲ نخستین دوره آموزش کتابداری خود را در مقطع کاردانی تأسیس کردند و در پی آن، دانشگاه‌های شهید باهنر (کرمان) و بوعلی سینا (همدان) در سال ۱۳۷۵ و دانشگاه رازی (کرمانشاه) در سال ۱۳۷۶ آموزش کتابداری را آغاز کردند. دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (تهران) نیز اقدام به تأسیس دوره کارشناسی کتابداری پزشکی کرد و در سال ۱۳۷۷ دانشجو پذیرفت.
    در نتیجه در ابتدای سال ۱۳۷۸، تعداد ۲۴ گروه آموزش کتابداری مشتمل بر ۱۹ گروه کتابداری عمومی و ۵ گروه کتابداری پزشکی در دانشگاه‌ها و سایر مراکز آموزش عالی کشور به تربیت دانشجویان کتابداری در چهار مقطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد، و دکتری مشغول بوده‌اند.
    در دهه ۱۳۷۰ دوره‌های آموزش ضمن خدمت کتابداری نیز در برخی مراکز برگزار شد که دوره‌های آموزش ضمن خدمت کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران؛ سازمان‌ اسناد ملی‌ ایران‌؛ صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران؛ معاونت پژوهشی وزارت بهداشت، درمان، و آموزش پزشکی؛ وزارت کشاورزی؛ سازمان برنامه و بودجه؛مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران ؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از آن جمله‌اند. همه این مراکز دولتی بوده و هریک مستقلا اقدام به طراحی و تدوین دوره‌های آموزش ضمن خدمت برای کتابداران و اطلاع‌رسانان کرده است (۱۱۱:۲). نوع دیگر آموزش کتابداری در ایران، آموزش از راه دور است که نخستین واحدهای آموزشی آن در ایران در دهه ۱۳۵۰ شکل گرفت. امروزه دانشگاه پیام نور در مقیاس گسترده در سطح آموزش عالی از این روش استفاده می‌کند؛ هرچند که استفاده از این روش در برگزاری دوره‌های کوتاه‌مدت آموزشی در ایران، امری رایج و معمول نیست (۱۰: ۷۰).
    · · مسعود بهمن آبادی
    مآخذ:
    ۱) Burgess, Roberts. "Education for Librarianship: U.S. Assistance". Library Trends, ۱۹۷۲; ۲) Conant, Ralph. The Conant Report: A Study of the Education of Librarians, ۱۹۸۰; ۳) Danton, J. Periam. "Between M.L.S. and Ph.D.: A Study of Sixth-year Specialist Programs" in Accredited Library Schools, ۱۹۷۰; ۴) Darling, Richard L.; Belanger, Terry. editors. "Extended Library Education Programs; Proceedings of Conference Held at the School of Library Service" (Columbia University, March ۱۳-۱۴, ۱۹۸۰); ۵) Davinson, Donald E. "Trends in Library Education Europe". Advances in Libraranship, ۱۹۷۶; ۶) Davis, Donald G.; "Education for Librarianship". Library Trends, ۱۹۷۶; ۷) Johnson, Alvin S. A Report to the Carnegie Corporation of NewYork on the Policy of Donations to Free Public Libraries, ۱۹۱۷; ۸) Learned, William A. The American Public Library and the Deffusion of Knowledge, ۱۹۲۴; ۹) Richardson, John. The Spirit of Inquiry: The Graduate Library School at Chicago. ۱۹۲۱-۱۹۵۱, ۱۹۸۲; ۱۰) Vann, Sarah K. The Williamson Reports of ۱۹۲۱ and ۱۹۲۳: A Study, ۱۹۷۱.

    (WELIS) [۲۶] نورمن هورکس
    ترجمه حسن کیانی
    .[۱] Library education
    .[۲] School of Library Economy
    .[۳] William Frederick Poole
    .[۴] John Show Billings
    .[۵] Justin Winsor
    .[۶] Pratt
    .[۷] Drexel
    .[۸] Armour
    .[۹] Association of American Library Schools (AALS)
    .[۱۰] Association for Library and Information ScienceEducation )ALISE(
    .[۱۱] Graduate Library School (GLS(
    .[۱۲] MLS
    .[۱۳] BLS
    .[۱۴] Lester Asheim
    .[۱۵] Ralf W. Conant
    .[۱۶] Lionel R. McColvin
    .[۱۷] ASLIB
    .[۱۸] Strathclyde
    .[۱۹] Robert S. Burgess
    .[۲۰] Library Trends
    .[۲۱] Boone
    .[۲۲] Mary Elizabeth Wood
    .[۲۳] Guido Biagi
    .[۲۴] Dalhousie
    .[۲۵] Donald E. Davinson
    .[۲۶] Norman Horrocks
    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــ
    (WELIS) [۱۸] رابرت ام. هیز
    ترجمه زهرا اباذری
    .[۱] Information Seience education
    .[۲] Case Western Reserve
    .[۳] Jesse Shera
    .[۴] James W. Perry
    .[۵] Allen Kent
    .[۶] UCLA
    .[۷] Drexel
    .[۸] Georgia Institute for Technology
    .[۹] Vladimir Slamecka
    .[۱۰] Marshall Yovits
    .[۱۱] Lehigh
    .[۱۲] Robert Taylor
    .[۱۳] Donald Hillman
    .[۱۴] Don Swanson
    .[۱۵] Alan Goldwyn
    .[۱۶] Syracuse
    .[۱۷] Standards for Accreditation
    .[۱۸] Robert M. Hayes
    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــ
    مآخذ:
    ۱) "آموزش کتابداری جدید در ایران". خبرنامه انجمن کتابداران ایران. دوره سوم، ۴ (زمستان ۱۳۴۹): ۳۷-۴۴؛ ۲) اسدی‌کیا، فرناز. "آموزش ضمن خدمت کتابداری در تهران (در سال‌های ۴-۱۳۷۳)". فصلنامه کتاب. دوره هشتم، ۱ و ۲ (بهار و تابستان ۱۳۷۶): ۱۰۹-۱۲۳؛ ۳) ایرج افشار به خبرنامه انجمن کتابداران ایران. نامه. زمستان ۱۳۴۹؛ ۴) سجادی، ضیاءالدین. "نخستین کلاس کتابداری در ایران". خبرنامه انجمن کتابداران ایران. دوره پنجم، ۱ (بهار ۱۳۵۱): ۲۷-۳۰؛ ۵) سلطانی، پوری. "شکل‌گیری کتابداری نوین در ایران". پیام کتابخانه. س. اول، ۱ (تابستان ۱۳۷۰): ۳۰- ۳۷؛ ۶) سینایی، علی. "نکاتی چند پیرامون برنامه‌های آموزشی کتابداری در دانشگاه‌های ایران". نامه انجمن کتابداران ایران. دوره نهم، ۲ (تابستان ۱۳۵۵): ۲۶۱-۲۷۱؛ ۷) فرج‌پهلو، عبدالحسین. "مروری بر زیرساخت تکنولوژی اطلاعات در ایران". ترجمه عباس گیلوری. اطلاع‌رسانی. دوره دهم (جدید)، ۴ (بهار ۱۳۷۳): ۱-۹؛ ۸) قاسمی، فرید. "نخستین کلاس آموزش کتابداری در ایران". فصلنامه کتاب. دوره هشتم، ۳ (پاییز ۱۳۷۶): ۷۰-۷۳؛ ۹) کیانی خوزستانی، حسن. "نظام آموزش کتابداری در دانشگاه‌های ایران، در دو دوره قبل و بعد از انقلاب اسلامی و نکات لازم در اصلاح و بهبود وضعیت موجود". پیام کتابخانه. س. هفتم، ۲ (تابستان ۱۳۷۶): ۳۵-۴۹؛ ۱۰)نیازی، سیمین. "آموزش راه دور کتابداری و اطلاع‌رسانی: سنجش نیازها و امکانات داوطلبان دوره‌ها". پیام کتابخانه. س. هشتم، ۴ (زمستان ۱۳۷۷): ۷۰-۷۹؛ ۱۱) هاپکینز، مارگریت لیل. "ده سال پیش در ایران". ترجمه مهرداد نیکنام. نامه انجمن کتابداران ایران. دوره هشتم، ۴ (زمستان ۱۳۵۴): ۵۱۵-۵۲۵؛ ۱۲) هدایی، محمد. "برگی از تاریخ کتابداری در ایران". آینه پژوهش. س. دوازدهم، ۱ (فروردین ـ اردیبهشت ۱۳۸۰): ۱۸-.۲۱
    .[۱] Josef Stummvoll
    .[۲] Mary Gaver
    .[۳] Susan Akers
    .[۴] Fraune Dorfer
    .[۵] Dean Farnsworth
    .[۶] Margaret Hopkins
    .[۷] Alice Lohrer
    .[۸] John F. Harvey ​
  11. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    آرشیو
    ·
    آرشیو

    واژه آرشیو از کلمه یونانی آرشیون مشتق شده و در فارسی به معنای بایگانی یا محل نگهداری اسناد، اوراق، تصاویر، پرونده‌ها، صفحات موسیقی، و جز آن آمده است . آرشیویست نیز به بایگان، ضبّاط، و مأمور نگهداری آرشیو تعبیر شده است. در ایران، بایگانی، آرشیو، مرکز اسناد، مرکز مدارک، و مرکز مدارک و اسناد به جای هم یا در کنار هم به‌کار رفته‌اند.


    · ● آرشیو
    واژه آرشیو از کلمه یونانی آرشیون [۱](به معنای دفتر یا ساختمان اداری) مشتق شده (۱۷: ج ۲، ص ۱۸۶؛ ۵:۵) و در فارسی به معنای بایگانی یا محل نگهداری اسناد، اوراق، تصاویر، پرونده‌ها، صفحات موسیقی، و جز آن آمده است (۱۱: ذیل "آرشیو"؛ ۱۲: ذیل "آرشیو"). آرشیویست نیز به بایگان، ضبّاط، و مأمور نگهداری آرشیو تعبیر شده است (۱۲: ذیل "آرشیویست"). در ایران، بایگانی، آرشیو، مرکز اسناد، مرکز مدارک، و مرکز مدارک و اسناد به جای هم یا در کنار هم به‌کار رفته‌اند.
    آرشیو در اصطلاح به مجموعه نوشته‌ها و اسنادی گفته می‌شود که خود حاصل فعالیت‌های روزمره و مستمر دیوان‌های سابق و ادارات کنونی است و معمولاً شامل نوشته‌ها و اسنادی نظیر شرح وظایف، دستورات، خط‌مشی‌ها، تشکیلات، فعالیت‌های اجرایی، و نیز مسائل حقوقی، فرهنگی، اجتماعی، نظامی، و هر نوع اوراق مهم دیگر نظیر قباله‌های فروش، رقبات، و پیش‌نویس مکاتبات است که به سبب ارزش دائمی‌شان در محلی به همین نام نگهداری می‌شوند (۱۳:۱۰).
    در تعریفی دیگر، آرشیو مجموعه سازمان یافته‌ای از اسناد شامل نامه‌ها، کتاب‌ها، نقشه‌ها، نوارهای صوتی، مواد دیداری و شنیداری، و سایر مواد ارزشمندی است که در جریان مسائل حقوقی یا معاملات تجاری تولید و دریافت و به سبب ارزش دائمی‌شان حفظ شده‌اند (۱۷: ج ۲، ص ۱۸۶). آرشیوها از مهم‌ترین مراکز اطلاعاتی هستند که منحصراً بر اثر فعالیت‌های سازمانی واحد، خانواده‌ای واحد، و یا حتی فردی واحد ایجاد می‌شوند و گسترش می‌یابند (۱:۱۳).
    تاریخچه. از زمانی که بشر توانست مدارک مربوط به زندگانی و فعالیت‌های اقتصادی و نیز جزئیاتی از زندگی شخصی خود را بر روی مواد و اجسام بادوام ثبت کند و آنها را در مکانی گردآورد، نخستین آرشیوها در جهان شکل گرفت (۱۵:۱۰-۱۶). در حفاری‌هایی که در نقاط مختلف جهان انجام گرفته هزاران لوح کشف شده وجود سه نوع آرشیو را نشان می‌دهد: آرشیوهای سلطنتی، آرشیوهای معابد، و آرشیوهای خصوصی (۶: ج ۳، ص ۳۸۲).
    آرشیو پادشاهان آشور که توسط لایارد [۲]در کاخ "اشوربانیپال" در شهر نینوا کشف شد شامل الواح گلین بسیاری بود که با خط میخی آشوری (مربوط به میانه سده هفتم پیش از میلاد) نوشته شده و شامل فرمان‌های دولتی، احکام قضایی، قراردادها، و اسناد خصوصی بود. این اسناد بخشی از مجموعه "کتابخانه آشور بانیپال" را تشکیل می‌داد. در کاخ شمشی اَداد[۳]، پادشاه ماری، واقع در تل هریری نیز بیست هزار لوح به خط میخی به‌دست آمده که قسمت اعظم آن در موزه لوور پاریس نگهداری می‌شود و مطالعات انجام گرفته نشان می‌دهد که این مجموعه، در واقع، آرشیو ---------- و اقتصادی سلسله ماری بوده است. اسناد قوم بنی‌اسرائیل نیز در معبد اورشلیم نگهداری می‌شده است (۱۰: ۱۶-۱۸).
    یونان قدیم برای نگهداری اسناد خود مراکزی به نام آرشیون یا آرکئون داشته و بسیاری از احکام و فرمان‌ها بر دیوار معبد دلف [۴]یا بر لوح‌ها نوشته می‌شده است. در آتن نیز هر دادگاه و معبد برای خود آرشیوی داشته است. سرانجام در حدود سده سوم پیش از میلاد در یونان آرشیو مرکزی دولتی پدید آمد و حق استفاده و روبرداری از اسناد موجود در آرشیوها به کلیه افراد داده شد (۸: ۵۴؛ ۱۹:۱۰).
    در روم باستان، آرشیو برای نخستین بار در اواخر سده چهارم پیش از میلاد در یکی از زیرزمین‌های معبد ساتورن [۵] تأسیس شد و سپس در برخی شهرهای روم نیز مخازن اسناد تشکیل گردید و خانواده‌های اشراف و اعیان نیز آرشیوهای خصوصی و خانوادگی برای خود تشکیل دادند و پس از مدتی امپراتورهای روم، برای سهولت دسترسی به اسناد سیاسی، در کاخ‌های خود آرشیو سلطنتی ایجاد کردند.
    مصر نیز آرشیوهایی غنی مانند آرشیو مرکزی، آرشیو منطقه‌ای، و آرشیو محلی داشته است. پس از تصرف مصر به دست مسلمانان، اسناد و مدارک مصری که بر روی پاپیروس نوشته شده بود در معابد حفظ می‌شد و پاپیروس‌های بسیاری درباره مسائل اداری، مالی، اقتصادی، قضایی، و نامه‌های خصوصی پادشاهان در معابد آفرودیت [۶]و ادفو [۷] موجود بود (۶: ج ۳، ص ۳۸۶؛ ۱۰: ۱۹-۲۰).
    در فرانسه اسنادی از قرون وسطی بر جای مانده که متعلق به پاپ‌ها و کلیساها و صومعه‌هاست (۱۰: ۱۹-۲۰). نمونه‌ای از آنها پاپیروس‌های بسیار ارزشمند کلیسای راونا [۸]، آثار و بقایای اسکرینیوم [۹](اسناد رسمی اداری پاپ) در قصر لاتران[۱۰]، و احکام سلاطین سلسله مرو وینژین [۱۱]است که سی و سه مورد آن نسخه اصلی بوده و اغلب بر پاپیروس نوشته شده است و پیش از آنکه به آرشیو ملی پاریس انتقال یابد توسط ضبّاط فرامین در صومعه‌های پاریس نگهداری می‌شده است. در قرن دوازدهم، بایگانی مفهوم تازه‌ای یافت و آرشیوهای نوین به‌وجود آمد. در این آرشیوها تنها اسنادی که ارزش دائمی داشت، به شیوه‌ای اصولی تنظیم، طبقه‌بندی، و نگهداری می‌شد و اسناد کم‌ارزش و موقتی از میان می‌رفت.
    در قرن چهاردهم، به حفظ و نگهداری اسناد مربوط به صورت‌حساب‌ها و مدارک مربوط به هزینه‌ها و حتی مکاتبات توجهی خاص نشان داده شد و با توسعه و افزایش قدرت مقامات مرکزی و تفکیک سازمان‌های اداری، مخازن فراوانی به وجود آمد و فهرست‌هایی برای آنها تهیه گردید (۶: ج۳، ص ۳۸۷-۳۹۱).
    آرشیودولتی عثمانی در ترکیه، محل کنونی نگهداری دفترهای رسمی، سوابق، و اسناد عثمانی است. فکر تدارک آرشیو به منظور حفظ اسناد، از بدو تأسیس دولت عثمانی (۶۹۹-۱۳۴۲ ق.) وجود داشته و گردآوری منظم و انبوه اسناد بایگانی از عهد سلیمان قانونی (۹۲۷-۹۴۷ ق.) آغاز شده است.
    در اواسط نیمه دوم قرن شانزدهم، آرشیوهای دولتی شکل گرفت که نخستین تجربه در این زمینه در اتریش صورت گرفت. آرشیوهای دولتی همچنان تا اواخر قرن هجدهم توسعه یافت. در آن زمان آرشیو جنبه محرمانه داشت و منحصراً در اختیار پادشاهان بود و اسناد بدون اجازه شخصی پادشاه در اختیار فرد دیگری حتی وزیران قرار نمی‌گرفت (۶: ج ۳، ص ۳۹۲).
    در قرن هفدهم، دو تن از محققان فرانسوی به نام‌های تئودور گودفروا [۱۲]و پی‌یر دوپوئی [۱۳]برای اسناد موجود در گنجینه پادشاهی فرانسه فهرستی الفبایی تهیه کردند. اندکی بعد کلبر[۱۴]، صدراعظم لوئی چهاردهم (۱۶۴۳-۱۷۱۵ م.)، مجمع تحقیقات تاریخی را تأسیس کرد و به دستور او کتابدار سلطنتی تمام اسناد و مدارک و نسخ خطی را مرتب و طبقه‌بندی کرد و رفته‌رفته مفهوم واقعی آرشیو به اذهان عمومی راه یافت و مورد توجه محققان قرار گرفت. چند سال بعد، در ایتالیا نیز مجموعه‌ای از اسناد، شامل ۲۵ جلد، توسط موراتوری [۱۵]انتشار یافت و آرشیوهای انگلیس، روم، هلند، و فرانسه نیز در همین ایّام بنیان نهاده شد؛ و بدین ترتیب، دولت‌های اروپایی یکی پس از دیگری به تأسیس و تشکیل آرشیو دولتی و ملی اقدام کردند (۲۳:۱۰).
    آرشیو در ایران. نگهداری اسناد و مدارک در ایران از دیرباز معمول بوده است، چنان که در چند جای تورات به وجود خزانه پادشاه ایران که در آن اسناد نگهداری می‌شده، اشاره گردیده است. در کتاب عزرا از زبان یهودیان به داریوش گفته شده است که: "پس اگر پادشاه مصلحت داند، در خزانه پادشاه که در بابل است تفحص کنند که آیا چنین است یا نه که فرمانی از کوروش پادشاه صادر شده بود ...". و نیز در همان کتاب آمده است که: "آنگاه داریوش پادشاه فرمان داد تا در کتابخانه بابل، که خزانه‌ها در آن موضوع بود، تفحص کردند. در قصر احمتا که در ولایت مادیان است طوماری یافت شد و تذکره در آن بدین مضمون مکتوب بود ..." (۳۳:۴؛ ۶۲:۹).
    اسناد پادشاهی و دولتی هخامنشیان در کتابخانه بابل و خزانه قصر احمتا (همدان فعلی) واقع در ایالت ماد و احتمالاً در جاهای دیگر نیز نگهداری می‌شده است و کشف دو مخزن اسناد اداری و مالی در تخت جمشید که یکی حاوی حدود سی هزار و دیگری شامل ۷۵۰ لوح گلی به خط میخی بوده، این نظر را تأیید می‌کند. کتزیاس [۱۶] که مدت هفده سال پزشک مخصوص داریوش دوم هخامنشی بود در تألیف خود از "بابلیکای دیفترای"، که مدارک دولتی و رسمی بوده، استفاده کرده است و درباره این دفاتر می‌نویسد "موافق قانون حفظ می‌شده است" (۳۳:۴-۳۴).
    در دوره اشکانیان، احکام مرکزی برای ولایات ارسال می‌شد و ولایات هم گزارش‌های کتبی به مرکز ارسال می‌داشتند که به احتمال قوی این گزارش‌های مکتوب در جایی به صورت متمرکز نگهداری می‌شده است. آرشیو سلطنتی اشکانی با دو هزار و پانصد سند که در کاوش‌های سال‌های ۱۹۴۶- ۱۹۵۰ م. توسط ماسون[۱۷]، باستان‌شناس روسی، در شهر نسا واقع در ۱۸ کیلومتری شمال غربی عشق‌آباد کشف شد، مؤید این نظر است. کتیبه‌ها و الواح این آرشیو که غالباً درباره حساب‌ها و اسناد خرید و احکام معاملات و اسناد کارپردازی شاهان اشکانی است با هزوارش مخصوص پارتی نوشته شده است (۴: ۳۴؛ ۹: ۶۲-۶۳).
    ساسانیان نیز اسناد و مدارک ---------- و اقتصادی و اداری خود را نگهداری می‌کرده‌اند، چنان که آرشیو اسناد سغدی کوه مغ که شامل نامه‌های سیاسی، گزارش‌ها، اسناد قضایی، صورت حساب‌های مالیاتی، و نامه‌های اداری است در سغدیان کشف گردیده و آرشیو پادشاهی ساسانیان است. شاهان ساسانی وقایع دوران پادشاهی خود و گزارش‌های مهم کشور را به صورت مجموعه‌هایی با نام سالنامه‌ و کتاب‌ سال‌ ثبت می‌کردند و برای نگهداری آنها نگهبانانی می‌گماردند (۳۴:۴؛ ۶۳:۹).
    پس از رواج اسلام در ایران، به راهنمایی وزیران و دبیران ایرانی اسناد و مدارک در محلی با عنوان "خزانه" نگهداری می‌شد. به‌طور مثال، در دوره غزنویان، اسناد در محلی که "خزانه حجت" نامیده می‌شد، نگهداری می‌گردید. غزنویان اسناد و مدارک خویش را در سفرها با خود حمل می‌کردند. این نکته درباره سلجوقیان و خوارزمشاهیان و سلسله‌های فارسی‌نژاد فارس و عراق و گرگان نیز صادق بوده است (۴: ۳۴-۳۵؛ ۳۱:۱۰).
    در دوره ایلخانان، مراکز متعددی برای نگهداری مدارک و اسناد وجود داشته است و سوادی از هر فرمان برداشته و در دفتری مخصوص می‌نوشتند و دفاتر را در خزانه نگهداری می‌کردند (۳۵:۴) و در دوره جلایریان، قسمت دفاتر و اسناد خود یکی از تشکیلات مهم دیوان بزرگ بود که به سرپرستی یک دفتردار و چندین منشی و کاتب اداره می‌شد (۳۲:۱۰). در عهد صفویه، رونوشت تمام ارقام مربوط به امور مالی و احکام و نشانه‌ها و نامه‌ها و اسناد در دفاتر مخصوصی ثبت می‌شد. محل نگهداری این دفترها، که اسناد دفترخانه دیوان اعلا نام داشت، ظاهراً عمارت چهلستون بود (۶۳:۹). در دوره ناصرالدین شاه، با توسعه نظام اداری کشور و اعزام سفیرانی به کشورهای دیگر، وظایف وزارت امور خارجه گسترش یافت و آرشیو مالی و اداری تفکیک گردید. در سال ۱۳۱۷ ق. وزارت امور خارجه، به تقلید از روش بایگانی کشورهای اروپایی، بایگانی خود را سامان بخشید. اما سفارتخانه‌های ایران در کشورهای اروپایی بایگانی مشخصی نداشتند و به همین سبب، هر گاه سفیری تعویض می‌شد یا مأموریتش در سفارتخانه‌ای به پایان می‌رسید، اسناد دوران خود را همراه می‌برد و ضرورت داشت که وزارت امور خارجه اسناد مورد نیاز سفیر بعدی را تهیه و ارسال کند.
    پس از برقراری حکومت مشروطه، امور کشور میان چندین وزارتخانه تقسیم شد و هر وزارتخانه اسناد و مدارک خود را نگه می‌داشت. در سال ۱۳۴۸ ش. دولت قانونی برای تشکیل آرشیو ملی و مرکز اسناد به تصویب مجلس شورای ملی و سنا رساند تا کلیه اسناد و مدارک اداری و اقتصادی و فرهنگی کشور در یک جا تمرکز یابد و از پراکنده شدن و از بین رفتن آنها جلوگیری شود (۴: ۳۶؛۱۰: ۳۶-۳۷).
    انواع آرشیو. آرشیوها را، از لحاظ شکل و مواد اطلاعاتی، می‌توان به سه گروه تقسیم کرد:
    ۱) آرشیو مکتوب که مهم‌ترین، متداول‌ترین، و قدیمی‌ترین نوع آرشیو است. این اسناد از لحاظ شکل نگهداری و ارائه خدمات، وضعیتی خاص دارند. مراکز و سازمان‌های آرشیوی، به‌ویژه آرشیوهای دولتی، حاوی اسناد مکتوب هستند؛
    ۲) آرشیو مواد دیداری و شنیداری که شامل نوار صوتی، انواع فیلم، عکس، صفحه فشرده، پوستر، و جز آن است؛ و
    ۳) آرشیو نقشه که شامل نقشه‌های جغرافیایی، زمین‌شناسی، هوایی، و مهندسی در ابعاد مختلف است و برای نگهداری آنها مراکز ویژه‌ای ایجاد می‌شود (۴: ۱۷-۱۸؛ ۱۱۲:۹-۱۱۴).
    آرشیوها از لحاظ گستره مکانی ممکن است آرشیو منطقه‌ای، آرشیو ملی، آرشیو استانی یا ایالتی، آرشیو شهری، و آرشیو بخش یا دهستان باشند. از لحاظ موضوعی نیز به آرشیو تاریخی، جغرافیایی، قضایی، سیاسی، اقتصادی، جهانگردی، و مانند آن تقسیم می‌شوند (۴: ۱۹؛ ۱۱۵:۹؛ ۱۴:۱۰).
    در داخل یک سازمان آرشیوی، بسته به نوع و کمیت موادی که در آن گرد آمده تقسیم‌بندی‌های متفاوتی رایج است، که
    ۱) تقسیم بر اساس دوره تاریخی و
    ۲) تقسیم بر اساس محتوای اسناد از مهم‌ترین آنهاست.
    انواع مواد آرشیوی. مواد آرشیوی به موادی گفته می‌شود که در توصیفی که برای کتاب و جزوه شده است نگنجد و نیز استفاده از بعضی از آنها نیازمند وسایل بخصوصی باشد؛ نظیر مواد دیداری و شنیداری، و موادی که دارای ارزش تاریخی هستند (۲۹۲:۷). بعضی از مواد آرشیوی عبارتند از: استاندارد، اسلاید، اطلس، اعلامیه دیواری، بروشور، پوستر، تقویم، تمبر، صفحه، صورتجلسه، طرح، عکس، گزارش، فیلم، میکروفرم، نقشه، نوار، صفحه فشرده، حکم، فرمان، نامه، مهر، طغری، اجاره‌نامه، قباله، وقفنامه، و مانند آن.
    ● اصول آرشیو
    با توجه به ماهیت اسناد آرشیوی، اصولی را بر آرشیو حاکم دانسته‌اند که مهم‌ترین آنها به قرار زیر است: ۱) اصل منشاء یا خاستگاه، که به عنوان نخستین اصل همگانی آرشیو تلقی می‌شود و به این معناست که اسناد یک سازمان معین چون به یک کلّ مرتبط تعلق دارند نباید با اسناد سازمان دیگر درهم آمیخته شوند (۱: ۶-۷)؛ و ۲) اصل نظم اولیه، که از اصل نخست سرچشمه می‌گیرد و بدین معناست که پدیدآورنده یا پدیدآورندگان بر اساس مقصود خاصی اسناد را کنار هم چیده‌اند و فرض بر این است که ترتیب تاریخی، موضوعی، الفبایی، یا هر روش دیگر آن دارای منطق بوده و نباید آن منطق را برهم زد (۷۱:۱۳).
    برخی صاحب‌نظران اصول آرشیوی را به سه یا چهار گروه تقسیم کرده‌اند که عبارتند از: اصل حفظ حرمت منشاء اولیه؛ اصل نظم و ترتیب نخستین؛ اصل توصیف مجموعه‌ای اسناد؛ و اصل سطوح کنترل. سه اصل اول از قرن نوزدهم در اروپا رایج شد و اصل چهارم را هم آرشیوداران امریکایی ابداع کردند (۱:۱۲).
    تنظیم و طبقه‌بندی. تنظیم و تهیه شرح و توصیف مواد آرشیوی، از لحاظ نظری و عملی، امری نسبتاً متأخر است. از نظر تاریخی، کمیت و پیچیدگی اسناد آرشیوی و نیز استفاده از آنها در گذشته دشواری‌هایی را برای مسئولان آرشیو و استفاده‌کنندگان از اسناد ایجاد نمی‌کرد. با این حال، در قرن هجدهم موجودی گنجینه‌های آرشیوی با روش‌های گوناگونی تنظیم می‌شد.
    در نیمه دوم قرن نوزدهم نتایج زیان‌بار تنظیم موضوعی به طور تصنّعی و نیز درک کامل‌تر ماهیت و ویژگی اسناد آرشیوی منجر به پیدایش اصل مبداء (منشاء) و اصل احترام به نظم اولیه گردید.
    تنظیم و تهیه شرح و توصیف اسناد آرشیوی با ساخت اداری و روش‌ها و نظام‌های بایگانی سازمان‌های منشاء آنها ارتباط بسیار دارد. بنابراین، اداره مواد آرشیوی ایجاب می‌کند که مواد موجود در یک مرکز آرشیوی طبق قاعده توصیف چند سطحی مواد آرشیوی تنظیم شود. روش طبقه‌بندی و تنظیم و تهیه شرح اسناد شامل موارد زیر است:
    ۱) گروه سند
    تنظیم در سطح گروه سند عبارت از اختصاص شماره‌های بازیابی به اسناد اضافه شده و جدید بر اساس منشاء اسناد یا ارتباط آنها با یکدیگر است. اما در تعیین یک گروه سند، مفهوم منشاء هرچند اساسی است، ممکن است به‌سبب ملاحظات عملی دیگر، به ویژه سابقه اداری، پیچیدگی، و کمیت اسناد تعدیل شود.
    تعدیل دیگر در مفهوم گروه سند مربوط به گروه سندهای "مجموعه‌ای" است. به‌منظور پرهیز از ایجاد گروه‌های سندی متعدد غیرقابل کنترل، اسناد تعدادی از مؤسسات کوچک یا مجزا، سازمان‌هایی که عمر کوتاهی داشته‌اند، اما بر اساس وظیفه یا از نظر اداری با یکدیگر ارتباط دارند (نظیر اسناد دادگاه‌های بخش یا کمیسیون‌های دعاوی)، گروه سند واحد تلقی می‌شوند. در داخل این گروه، مدارک هر مؤسسه، گروه فرعی مشخص و جداگانه‌ای را تشکیل می‌دهند. هر مجموعه اسناد می‌تواند تنها به یک گروه سند تعلق داشته باشد و کوشش می‌شود مدارک مربوط به یک گروه سند در محل واحدی نگهداری شوند (۲۳:۱-۲۵؛ ۱۴: ۶۳-۶۵).
    ۲) گنجینه
    تنظیم در سطح گنجینه هنگامی است که اسنادی که تشکیل یک گروه می‌دهند در گنجینه واحدی قرار گیرند، که بنا به نوع گنجینه و رشد کمی و کیفی موجودی هر گنجینه متفاوت است. قراردادن گروه‌های سند در واحدهای آرشیوی ممکن است اساساً بر مبنای تمایز میان اسناد دولتی و نسخه‌های خطی خصوصی (از جمله اسناد شخصی) صورت گیرد و یا در گنجینه دولتی ممکن است بر اساس تقسیمات سلسله مراتبی یا کاری انجام پذیرد.
    بسیاری از آرشیوهای قضایی و حقوقی جدا از بنگاه‌های اجرایی (اداری) و بسیاری از آرشیوهای نظامی به عنوان واحد مجزا نگهداری می‌شوند و گروه‌های سندی استانی و شهری عموماً از اسناد بنگاه‌های ایالتی در مخزن آرشیوی ایالتی جدا هستند. معمولاً برای مجموعه‌های مهم اسناد نقشه‌کشی و مواد دیداری و شنیداری و ماشین‌خوان نیز واحدهای آرشیوی جداگانه تشکیل می‌دهند (۲۵:۱-۲۶؛ :۱۴ ۶۵).
    ۳) زیرگروه‌ها
    سطح سوم تنظیم مربوط به زیرگروه‌ها در داخل هر گروه سندی است. منظور از تشکیل زیرگروه این است که میان اسناد تمام ادارات یا واحدهای اداری آنها که یک گروه سند را تشکیل داده‌اند از جمله اسناد مربوط به مؤسسات پیشین، تمایز ایجاد شود. هر زیرگروهی به نوبه خود به سطوح دیگری تقسیم می‌شود تا واحدهای سازمانی تابع را که تشکیل زیر گروه داده‌اند، دربرگیرد. تنظیم هر یک از زیرگروه‌ها بر اساس ساختار اداری، سلسله مراتب ادارات، و منشاء پیدایش سند صورت می‌گیرد. اما در جایی که سازماندهی پیاپی یا ادغام مجموعه اسناد میان ادارات منشاء تشخیص سلسله مراتب را دشوار ساخته باشد، تنظیم بر اساس ارتباط وظایف، موقعیت جغرافیایی، ارتباط تاریخی، و در صورت لزوم بر مبنای شکل فیزیکی اسناد صورت می‌گیرد (۲۶:۱؛ ۶۵:۱۴).
    ۴) سری‌ها (رده‌ها)
    سری در مفهوم آرشیوی مشتمل بر اسناد پرونده‌هایی است که اداره تولیدکننده، نگهدارنده، و استفاده‌کننده، آنها را بر اساس نظام بایگانی واحدی تنظیم کند یا به سبب ارتباط با نوعی وظیفه یا موضوع خاص، نتیجه فعالیتی خاص بوده یا شکل خاصی دارند. معمولاً منشاء این سری‌ها، از لحاظ سلسله مراتب مشخص‌کننده زیرگروه‌های خاصی است که در داخل آن سری‌ها قرار دارند، اما در مواردی که زیرگروه‌ها بر مبنای سلسله مراتب تشکیل نشده‌اند، موقعیت زیرگروه سری‌های مربوط تغییر می‌کند.
    آرشیوداران بر اساس مطالعه پیشینه اداری، ساختار و وظایف مؤسسه ذیربط، و نیز بر مبنای مطالعه خود اسناد باید در داخل هر زیرگروه تنظیم فیزیکی مناسبی برای سری‌ها در نظر بگیرند. هدف از تنظیم در سطح سری‌ها تسهیل استفاده از اسناد و در عین حال نگهداری منسجم آنها در مضمون سازمانی و کاری است (۶۵:۱۴).
    ۵) واحد پرونده
    زمانی که سری‌ها در داخل ساختار زیر گروهی یک گروه سندی خاص تنظیم شد، کار تنظیم به سطح واحد پرونده می‌رسد. بیشتر سری‌ها بر اساس نظام بایگانی مورد استفاده مؤسسه منشاء اسناد تنظیم می‌شود.
    ۶) اسناد
    مرحله نهایی، تنظیم سطح سند است که شامل کنترل و در صورت لزوم تصحیح محل اسناد منفرد، پیوست‌ها، ضمائم، و یکایک اوراقی است که تشکیل اسناد چندبرگی را می‌دهند و مجموعاً یک واحد پرونده هستند. در اغلب گنجینه‌های مهم اسناد، تنظیم در این سطوح به سبب کمیت اسناد جدید آرشیوی کاری عملی، و به‌ویژه برای سری‌هایی که از طریق تهیه میکروفیلم یا سایر روش‌های نسخه‌برداری از طریق عکسبرداری، تکثیر می‌شوند امری ضروری است (۶۵:۱۴-۶۶).
    گنجینه‌های آرشیوی، علاوه بر راهنماهایی که ادارات منشاء اسناد برای استفاده خود تهیه کرده‌اند، انواع مختلف ابزارهای چاپی و غیرچاپی بازیابی تهیه می‌کنند. سه نوع عمده ابزار بازیابی چاپی اخیر عبارت است از: سیاهه‌های موجودی، راهنماها، و سیاهه‌های تفصیلی (۱: ۲۹؛ ۶۶:۱۴).
    سازمان‌های آرشیوی در دنیا. برخی آرشیوهای مهم کشورهای مختلف عبارتند از:
    الف) آرشیو فرانسه
    این آرشیو در قصر "سوبیز" مستقر است و با آنکه در دوران سلطنتی به آرشیو توجه شده و دولت‌های پادشاهی و ادارات، هریک به نوبه خود آرشیوهایی مانند آرشیو مجلس، آرشیو دیوان محاسبات، آرشیو سلطنتی، آرشیو دفتر شاه، آرشیو دریانوردی، و آرشیو آبها را به‌وجود آورده بودند، در دوره جمهوری در سال ۱۷۸۹ مجلس ملی مؤسسان، سازمان آرشیوی ویژه‌ای را به نام آرشیو ملی بنا نهاد و، بر اساس قانون، مجموعه‌های دیگر به آرشیو ملی ملحق شد (۱:۳-۳).
    در این آرشیو، بعضی از اسناد حساس و با ارزش را فقط به شکل میکروفیلم می‌توان دید. نظارت بر تالار مطالعه به‌طور خودکار است. بخش مهرها، به سبب آنکه در قرون وسطی مهر در حکم امضای فرد بود و اسناد شخصی یا دولتی را تأیید می‌کرد، از اهمیتی خاص برخوردار است. بخش نقشه‌ها، تصاویر، و میکروفیلم‌ها از بخش‌های مهم آرشیو ملی فرانسه هستند (۱۶۰:۹-۱۶۲).
    ب) آرشیو انگلیس
    این آرشیو به نام مرکز اسناد عمومی یا اداره اسناد دولتی در سال ۱۸۳۸ تأسیس شد. در سال ۱۹۵۴ کمیته‌ای اداری تحت ریاست سر جیمز گریگ که بعداً به کمیته گریگ شهرت یافت باعث تصویب قوانینی در مورد اسناد دولتی و تعیین حدود وظایف و مسئولیت‌های اداره اسناد دولتی شد (۱:۲-۲). اسناد دولتی برای سه منظور نگهداری می‌شوند: به‌عنوان سابقه، جهت پاسخگویی برای مطالعات تاریخی، و وظیفه استنادی. در حال حاضر اسناد آرشیو در دو ساختمان اصلی نگهداری می‌شوند. اسناد حقوقی و آنچه مربوط به قرون وسطی و اوایل عصر جدید است در ساختمانی واقع در چنسری لین [۱۸]در مرکز لندن و اسناد ادارات و سازمان‌های دولتی جدید و سایر اسناد مشابه در ساختمانی جدید قرار دارند که اختصاصاً برای آرشیو ساخته شده است (۱۵۹:۹).
    ج) آرشیو امریکا
    هنگامی که در سال ۱۹۳۵ آرشیو ملی ایالات متحده تأسیس شد علاوه بر اداره‌کنندگان و مشاوران آرشیو، افرادی که دارای صلاحیت ارزشیابی اسناد برای نگهداری دائم بودند نیز به خدمت درآمدند. این افراد با تخصص‌های متفاوت به ارزشیابی اسناد پرداختند و اسناد ارزشمند را در ساختمان آرشیو ملی نگهداری کردند و به امحای اسناد زائد و اسنادی که میان کلیه سازمان‌ها یا چند سازمان مشترک بود پرداختند (۱: ۱۶-۱۷؛ ۱۵: ۶۰-۶۱).
    آرشیو ملی امریکا گنجینه‌ای برای گردآوری اسناد ارزشمند اولیه دولت امریکاست که دارای مواد آرشیوی بسیاری است. تنها یک آرشیو آن در واشنگتن، دارای بیش از ۴ بیلیون سند مکتوب و ۷ بیلیون عکس، ۱۱۸,۰۰۰ حلقه فیلم سینمایی، و ۲۰۰,۰۰۰ نوار صوتی و ویدئویی است. در حال حاضر، آرشیو ملی امریکا شامل ۹ کتابخانه ریاست جمهوری، ۱۳ آرشیو منطقه‌ای، و ۱۶ مرکز اسناد است (۱۶).
    سازمان‌های آرشیوی در ایران. مهم‌ترین مراکز آرشیوی ایران عبارتند از:
    الف) اداره کل آرشیو وزارت امور خارجه
    در پی تشکیل کنگره وین در سال ۱۸۱۵ م./ ۱۲۳۲ ق. و وضع اصول و قواعد روابط سیاسی، مرجع مخصوصی به نام "دفترخانه امور غرب" در وزارت امور خارجه وقت تأسیس، و تنظیم روابط خارجی با دول بیگانه به آن سپرده شد و میرزا رضا قلی‌خان نوایی منشی‌الممالک متصدی امور خارجه گردید.
    وجود سفرنامه ابوالحسن‌خان شیرازی معروف به ایلچی کبیر و برخی گزارش‌ها و وسایل موجود در آرشیو وزارت امور خارجه بیانگر آن است که از زمان فتحعلی‌شاه و عبدالوهاب نشاط، کار گردآوری اسناد روابط خارجی با نظم و ترتیب بیشتری انجام پذیرفته و در دوره‌های بعد، این نظم رویّه مشخصی یافته است؛ به طوری که از آن زمان تاکنون مجموعاً حدود سی میلیون برگ سند در آرشیو وزارت امور خارجه جمع‌آوری شده است. از اسناد قدیمی نیز حدود ۹۰۰ حلقه میکروفیلم شامل ۱,۲۰۰,۰۰۰ سند تهیه شده و از این مجموعه تاکنون ۲۶ عنوان کتاب چاپ و منتشر گردیده است.
    حدود ۵۰۰ جلد کتاب خطی و چاپی نفیس و مجموعه دستنویس شامل اصل مکاتبات، سفرنامه‌ها، سواد مکاتبات، رسایل، و گزارش‌ها در وزارت امور خارجه نگهداری می‌شود که بعضی از آنها منحصر به فرد است. این آرشیو از مجهزترین آرشیوهای کشور است و دارای بخش‌های رایانه و میکروفیلم و دستگاه ضدعفونی و مرمت اسناد است و نیز به دستگاه‌های بازخوان، چاپگر، و پویشگر (اسکنر) مجهز است (۴: ۴۷-۴۹؛ ۹: ۱۷۱-۱۷۲).
    ب) خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
    این خبرگزاری نخستین مؤسسه خبری ایران است که در سال ۱۳۱۲ با نام آژانس پارس آغاز به‌کار کرد و از سال ۱۳۶۰ خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران نامیده شد. این سازمان یکی از سازمان‌های تابعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و دارای ۴۰ دفتر نمایندگی در داخل و ۳۰ دفتر نمایندگی در خارج کشور است. این دفاتر مسئولیت گردآوری، تدوین، و انتشار اخبار و گزارش‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، ورزشی، فرهنگی، علمی، و پژوهشی داخلی و خارجی را برعهده دارند. این مؤسسه دارای آرشیو عکس و آرشیو میکروفیلم و میکروفیش است. بانک اطلاعات خبرگزاری در سال ۱۳۶۲ تأسیس شده است که در حال حاضر بیش از پنج هزار عنوان خلاصه خبر را در رایانه خود ذخیره کرده است (۴: ۴۶-۴۷؛ ۱۷۰:۹-۱۷۱).
    ج) مرکز آرشیو و اسناد صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
    این مرکز در محل سازمان صدا و سیما قرار دارد. مرکز آرشیو فیلم، ویدئو، و ویدئو کاست نیز در محل سازمان و در نزدیکی مرکز تولید برنامه‌ها قرار دارد. این مرکز پس از انقلاب اسلامی بر فعالیت خود افزوده است و برای آن ساختمانی مطابق با اصول علمی و رعایت ضوابط ایمنی ساخته شده است. هدف اصلی این مرکز، گردآوری و نگهداری برنامه‌ها و اسناد و مدارکی است که توسط واحدهای تولید سازمان تهیه شده است.
    گردآوری مواد آرشیوی از دو طریق تولید داخلی و خرید یا اجاره از شرکت‌های خارج از سازمان فراهم می‌شود. محل آرشیو به دستگاه‌های ایمنی، ضد رطوبت، و ضد نور مجهز است (۴: ۵۱-۵۲؛ ۹: ۱۷۴-۱۷۵).
    د) سازمان‌ اسناد ملی‌ ایران‌
    این سازمان تنها سازمان قانونی آرشیوی است که با هدف جمع‌آوری اسناد ارزشمند و حفظ و نگهداری و ارائه آنها به پژوهشگران ایجاد شده است. این سازمان زیر نظر سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و ریاست آن برعهده معاون رئیس‌جمهور است. سازمان اسناد ملی از سال ۱۳۴۹ با تصویب مجلس شورای ملی با این وظایف تأسیس گردید: جمع‌آوری و حفظ اسناد ملی ایران از دستگاه‌های دولتی و اشخاص و خانواده‌هایی که این‌گونه اسناد را در اختیار دارند؛ تمرکز پرونده‌های راکد از طریق اجرای طرح مرکز بایگانی راکد کشور؛ و امحای اوراق زائد.
    از سال ۱۳۷۲، پژوهشکده اسناد برای تحقق اهداف پژوهشی سازمان به‌وجود آمده است که دارای سه گروه پژوهشی: تاریخ، اطلاع‌رسانی، و مرمّت است. این پژوهشکده دارای یک شورای عالی مرکب از رئیس و معاونان سازمان و سه نفر از خبرگان کشور است (۴: ۳۹-۴۶؛ ۹: ۱۶۳-۱۶۸).
    ه ) مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی
    این مرکز که در سال ۱۳۶۵ با توجه به اسناد قابل توجّهی که بنیاد مستضعفان وقت و دیگر نهادهای انقلابی به حکم دادسرای انقلاب اسلامی از منازل مصادره‌ای به دست آورده بودند شکل گرفت و وظیفه آن سازماندهی این اسناد برای بهره‌برداری است. این مؤسسه به سرعت رشد کرد و هم اکنون دارای واحدهای آرشیو، پژوهش، کتابخانه، واحد فنی، رایانه، ارتباطات، انتشارات، و ترجمه است. اسناد موجود در آن بیشتر اسناد شخصی، نامه‌های خصوصی خانوادگی، یادداشت‌ها و نوشته‌ها، و اسناد فرهنگی، نظامی، اقتصادی، حقوقی، و ---------- است که در منازل رجال پیشین گردآوری شده است. بیشتر این اسناد مربوط به عصر قاجار و دوران پهلوی است که قسمتی از تاریخ معاصر ایران را دربرمی‌گیرد.
    سازماندهی اسناد این مرکز بر اساس تقسیم‌بندی موضوعی و نمایه عنوان و چکیده است. این مرکز دارای دو بخش حفاظت و میکروفیش است. خدمات این مرکز با رایانه و بیشتر به واحد پژوهش خود سازمان ارائه می‌شود، ولی سایر علاقه‌مندان نیز می‌توانند از اسناد آن استفاده کنند. از میان بانک‌های اطلاعاتی این مؤسسه، می‌توان از بانک سنگ مزارات؛ بانک شجره رجال قاجار و پهلوی؛ بانک اسناد تاریخ معاصر ایران؛ بانک اسناد چاپی تاریخ معاصر ایران؛ بانک عکس‌های تاریخی چاپی؛ بانک مرقّعات؛ و بانک اَعلام تاریخ معاصر ایران نام برد (۴: ۵۰-۵۱؛ ۹: ۱۷۳-۱۷۴).
    و) آرشیو سازمان میراث فرهنگی کشور
    این سازمان در سال ۱۳۶۶ با ادغام مراکز اسناد فرهنگی و سازمان‌های قبلی شکل گرفت و هدف آن حفظ آثار و فعالیت‌های فرهنگی بود. منابع موجود در این مرکز به سبب ماهیت کاری سازمان بیشتر مجسمه، لباس، انواع سرامیک، و جز آن است و به همین دلیل، نگهداری آنها با آرشیوهای اسناد مکتوب تفاوت دارد. این سازمان با توجه به نوع مدارک موجود در آن، استانداردهای حفاظتی خاص خود را رعایت می‌کند و پاسخگوی کلیه مراجعان است. این مرکز از متخصصان و کارشناسان تاریخ، حقوق، رایانه، جغرافیا، جامعه‌شناسی، باستان‌شناسی، مردم‌شناسی، هنرهای سنتی ایران، معماری، و اطلاع‌رسانی بهره می‌گیرد (۴۹:۴-۵۰؛ ۱۷۳:۹).
    ● قوانین و مقررات آرشیوی
    مقررات آرشیوی احتمالاً به قدمت و جهان شمولی خود آرشیو است. در زمان‌های گذشته، نگهداری و استفاده از اسناد طبق مقررات خاصی انجام می‌گرفت. در اروپای قرون وسطی پاپ‌ها و شوراهای آنها مقرراتی را برای آرشیو کلیساها وضع کرده بودند و نقض‌کنندگان این مقررات را تهدید به تکفیر می‌کردند، اما فکر وضع مقرراتی جامع و نظام‌یافته جهت حفظ و استفاده از آرشیو، نخستین بار در فرانسه مطرح شد. در حال حاضر، کشورهای بسیاری (به‌ویژه کشورهای در حال توسعه) فاقد مقررات عمومی آرشیوی هستند و تنها مقرراتی ویژه و در مقیاس محدود دارند.
    · · مسعود بهمن آبادی
    مآخذ: ۱) ۱رشیو ـ اهداف، وظایف و تشکیلات. تهران: سازمان اسناد ملی ایران، ۱۳۶۹؛ ۲) "اداره اسناد دولتی انگلستان". ترجمه شهلا اشرف. در سازمان اسناد ملی ایران، مدیریت روابط عمومی و امور بین‌الملل. مجموعه مقالات آرشیوی، ج ۲. تهران: سازمان اسناد ملی ایران، روابط عمومی و امور بین‌الملل، ۱۳۷۲؛ ۳) دوشن، میشل. "آرشیو فرانسه". ترجمه مجتبی ترکاشوند. در سازمان اسناد ملی ایران. مدیریت روابط عمومی و امور بین‌الملل. مجموعه مقالات آرشیوی، ج ۱. تهران: سازمان اسناد ملی ایران، روابط عمومی و امور بین‌الملل، ۱۳۷۱؛ ۴) دیانی، محمدحسین. مقدمه‌ای بر آرشیو. مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۷۷؛ ۵) رحمان، عفیفه. "ارتباط بین کتابخانه و آرشیو". ترجمه حسین میری گرجی. اطلاع‌رسانی. دوره دهم، ۱ (بهار ۱۳۷۲): ۵-۷؛ ۶) روش‌های پژوهش در تاریخ، ج .۳ زیر نظر شارل ساماران و... [دیگران[. ترجمه ابوالقاسم بیگناه و... ]دیگران[. مشهد: آستان قدس رضوی، معاونت فرهنگی، ۱۳۷۱؛ ۷) سلطانی، پوری؛ راستین، فروردین. اصطلاحنامه کتابداری. ذیل "آرشیو"؛ ۸) عمید، حسن. فرهنگ فارسی عمید. ج ۱، ذیل "آرشیویست"؛ ۹) فدایی عراقی، غلامرضا. مقدمه‌ای بر شناخت اسناد آرشیوی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، ۱۳۷۷؛ ۱۰) قائم مقامی، جهانگیر. مقدمه‌ای بر شناخت اسناد تاریخی. تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۵۰؛ ۱۱) مشیری، مهشید. فرهنگ فارسی (الفبایی ـ قیاسی)، ج ۱، ذیل "آرشیو"؛ ۱۲) معین، محمد. فرهنگ فارسی، ج ۱، ذیل "آرشیو" و "آرشیویست"؛
    ۱۳) Burke, Frank G. "Archives: Nature, Goals, Principles" . World Encyclopedia of Library and Information Services. PP. ۵۵-۵۷; ۱۴) Idem. "Organization and Description". Ibid. PP. ۶۳-۶۸; ۱۵) Fishb Bein, Meyer H. "Records Management and Records Appraisal". Ibid. PP. ۶۰-۶۳; ۱۶) "History: U.S. National Archives Exhibits". ۲۰۰۰ [on-line]. Avaliable: http:// www. infoset.com; ۱۷) Pasner, Ernest. "Archives". The Encyclopedia Americana. Vol. ۲, P.۱۸۶.
    [۱] . Archeion
    [۲] . Layard
    [۳] . Samshi - Adad
    [۴] . Delphes
    [۵] . Saturne
    [۶] . Aphrodito
    [۷] . Edfou
    [۸] . Ravenne
    [۹] . Scrinium
    [۱۰] . Latran
    [۱۱] . MÅrovingiens
    [۱۲] . Theodore Godefroy
    [۱۳] . Pierre Dupuy
    [۱۴] . Colbert
    [۱۵] . Muratori
    [۱۶] . Ctesias
    [۱۷] . M.E. Masson
    [۱۸] . Chancery Lane
    ·
  12. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    کاتر، چارلز اَمی
    ·
    کاتر، چارلز اَمی

    کاتر، چارلز امی[۱]. چارلز امی کاتر از پیش‌کسوتان نامدار کتابداری در ایالات متحده امریکاست که در ۱۸۳۷ در بوستون به دنیا آمد. وی در فاصله سال‌های ۱۸۶۹ تا ۱۸۹۳ رئیس کتابخانه عمومی بوستون بود و آثار برجسته‌ای در زمینه فهرستنویسی و رده‌بندی از خود به‌جا گذاشته است.


    · کاتر، چارلز امی[۱]. چارلز امی کاتر از پیش‌کسوتان نامدار کتابداری در ایالات متحده امریکاست که در ۱۸۳۷ در بوستون به دنیا آمد. وی در فاصله سال‌های ۱۸۶۹ تا ۱۸۹۳ رئیس کتابخانه عمومی بوستون بود و آثار برجسته‌ای در زمینه فهرستنویسی و رده‌بندی از خود به‌جا گذاشته است.
    کاتر در خانواده‌ای مذهبی بزرگ شد و دانش‌آموزی کوشا بود. در ۱۸۵۶ در مدرسه الهیات هاروارد آغاز به تحصیل کرد. قاعدتآ باید کشیش می‌شد، اما تجربه تصدی کتابخانه دانشجویی مدرسه الهیات در فاصله سال‌های ۱۸۵۷-۱۸۵۹ باعث شد به حرفه کتابداری جذب شود، به‌طوری که پس از فراغت از تحصیل (۱۸۶۰) در کتابخانه محل تحصیل خود وارد شغلی شد که تا آخر عمر به آن ادامه داد.
    کاتر، طی سال‌هایی که در کتابخانه کالج هاروارد بود، مشکلات توسعه و مدیریت یک کتابخانه دانشگاهی بزرگ را تجربه کرد. وی سازماندهی دانش در شکل فهرستنویسی را که متأثر از دیدگاه واقع‌گرایان اسکاتلندی بود، از اِزرا آبوت فرا گرفت، که پایه نظریه رده‌بندی او شد. کاتر در برنامه‌ریزی برگه فهرست الفبایی رده‌ای، که نام آبوت را بر خود داشت، او را همراهی کرد و کنترل آن طرح را نیز عهده‌دار شد و در جریان آن فهرستنویسی را آموخت.
    وی در ۱۸۶۳ ازدواج کرد و داشتن سه فرزند تا ۱۸۶۸ او را مجبور کرد تا با پرداختن به‌کارهای گوناگون حرفه‌ای و نوشتن مقاله برای مجلات، کمبود حقوق و دستمزد خود را جبران کند. سرانجام در ۱۸۶۹ رئیس کتابخانه معتبر بوستون شد و توانست بسیاری از این کارها را کنار بگذارد.
    سال‌های ۱۸۶۹ تا ۱۸۸۰ برای کاتر دوران موفقیت‌های بزرگ بود. کار او در کتابخانه بوستون با برنامه و پیشرفت تمام عیار همراه بود. آموزش علمی و فلسفی به او کمک کرد که تمام عناصر و فرایندهای کتابخانه را در کلیتی یکپارچه شکل دهد و با مؤثرترین و کم‌هزینه‌ترین روش به اهداف حرفه‌ای دست یابد. روش کار او نه‌تنها اعتماد هیئت امنا را جلب کرد، بلکه اهل حرفه کتابداری را نیز به تحسین واداشت.
    کاتر بین ۱۸۶۹ تا ۱۸۸۲ فهرست فرهنگی پنج جلدی مجموعه کتابخانه بوستون را انتشار داد که نه‌تنها گواه آرمان‌های او در نظم دادن و انسجام منابع کتابخانه‌ای بود، بلکه بسیار هنرمندانه و سهل‌الوصول از کار درآمده بود. این فهرست هم برای کاتر و هم برای کتابخانه ارج و حرمتی بزرگ به‌بار آورد. به‌علاوه، کاتر نظریه و روش‌هایی را که خود در ساختن فهرست به‌کار برده بود در مقاله "فهرست‌های کتابخانه‌ای"[۲] و >قوانین فهرست فرهنگی چاپی<[۳] ارائه کرد، همچنین قسمت‌های مهم گزارش اختصاصی اداره تعلیم و تربیت به‌نام >کتابخانه‌های عمومی در ایالات متحده امریکا: تاریخچه، وضعیت و مدیریت آنها<[۴] و >قوانین فهرست فرهنگی چاپی< طی سال‌ها در سه ویرایش منتشر شد که آخرین و قابل توجه‌ترین آنها پس از مرگ نویسنده در ۱۹۰۴ بود.
    دومین حوزه مهارت کاتر، رده‌بندی است. وی در ۱۸۸۰ نخستین نسخه‌های جدول نشانه‌های مؤلف را منتشر کرد، سپس آن را در سه قطع جداگانه: جدول مؤلف دو رقمی در ۱۸۸۷، >جدول مؤلف سه رقمی کاتر ـ سن‌بُرن< در ۱۸۹۶، و توسعه سه رقمی خود کاتر از جدول اولیه دو رقمی در ۱۹۰۱ انتشار داد. کاتر تا ۱۸۸۰ روی طرح عمومی "رده‌بندی کتابخانه عمومی بوستون"[۵] کار و آن را منتشر کرده بود.
    همزمان با فعالیت‌های تخصصی، کاتر به‌طور مستقیم در پا گرفتن رسمی حرفه کتابداری نقش داشت. او با ملویل دیویی و دیگران در برپایی انجمن کتابداران امریکا (۱۸۷۶) همکاری نزدیک داشت و درحالی‌که ترجیح می‌داد بیشتر در سایه باشد تا در کانون توجه، یکی از فعال‌ترین اعضای کمیته انجمن کتابداران امریکا، از آغاز فعالیت آن در ۱۸۷۷ شد.
    مقاله‌های او نیز افزایش یافت. اگرچه او در مجامع عمومی محتاط و تا حدی تودار بود، ولی دیدگاه‌های خود را در نوشته‌هایش با وضوح و منطق، و با صراحتی خاص بیان می‌کرد. نوشته‌های او شامل مقاله‌های عمده و اظهارنظر درباره مسائل کتابخانه‌ای در >مجله کتابداری<[۶] و قطعه‌های ادبی بسیار در مجله >ملت<[۷] بود که به‌خاطر ایجاز و طنز مورد توجه قرار می‌گرفت. وی ستون معرفی کتاب را در >مجله کتابداری <گردآوری و ویرایش می‌کرد. سرانجام در ۱۸۷۹ به ملویل دیویی و دیگران پیوست و با هم شرکتی ایجاد کردند تا از بازار جدید رو به رشد کتابخانه‌ای سود برند. اما آن شرکت عمری کوتاه داشت و اوضاع مالی آن ناجور شد و دوره پرتلاش و درخشان زندگی او را تا حدی تیره ساخت.
    یکی از نتایج مهم تنگناهای مالی ۱۸۸۰، تغییر بعضی از مسئولیت‌ها در رهبری انجمن کتابداران امریکا بود. برای مثال، دیویی ــ رهبر قدرتمند اما غیررسمی انجمن کتابداران امریکا ــ سردبیری >مجله کتابداری< را رها کرد و کاتر آن را تا اواخر ۱۸۹۳ ادامه داد. کاتر همچنین در طول دهه بعد در مهم‌ترین کمیته‌های جدید انجمن کار کرد. از ۱۸۸۷ تا ۱۸۸۹ نیز رئیس انجمن بود. اما در مقایسه با دیگران، رهبری محافظه‌کار برای حرفه کتابداری بود. او به گردهمایی‌های انجمن و صفحات مجله آن به‌عنوان مجلس گفت‌وگویی که در آن کتابداران دیدگاه‌های خود را مطرح کنند، اختلاف‌های خود را به بحث بگذارند و به دریافت کلی دست یابند، نگاه می‌کرد. از نظر او هر کس می‌توانست هر روشی را مناسب با وضعیت خود به‌کار برد. لکن دیویی نماینده روحیه بوروکراتیک در حال ظهوری بود که آینده حرفه را در قدرت سازماندهی آن می‌دانست؛ یعنی در تهیه استانداردهای مشخص، در کنترل متمرکز فرایندهای کتابداری و روش‌های آن، در رهبری در هرجا که ممکن باشد، و نیز در راه‌حل‌های ساده و عملی برای برنامه‌های کتابداری. دیویی از جایگاه مناسب خود در نیویورک رهبری از نوع دیگر را برای این حرفه ارائه می‌داد. ارائه پرقوت برنامه‌هایش موجب شد که نه تنها دوباره در آغاز دهه ۱۸۹۰ به ریاست انجمن برسد، بلکه شخصیت انجمن و اهداف عمومی آن را نیز تغییر دهد.
    پاسخ کاتر به این تغییرات، به‌ویژه بعد از ۱۸۸۵، تردیدآمیز بود. از یک طرف، او با دیویی در بسیاری از موارد موافق بود، به‌ویژه، در مواردی که با رده‌بندی و آموزش مرتبط بودند. به‌دلیل شوخ طبعی و صبوری، و به‌خاطر احترامی که دیگران به قضاوت او می‌گذاشتند وی قادر بود نقش میانجی ایفا کند، از کارهای دیویی دفاع کند، و میان دیویی و مخالفانش بایستد؛ از طرف دیگر، کاتر به‌طور فزاینده از گرایش دیویی در ساده کردن بیش از اندازه مسائل کتابخانه و راه‌حل‌های آن و تکیه او بر نیروی سازمانی برای رسیدن به اهداف خود، ناراضی بود. در اوایل دهه ۱۸۹۰، کاتر تصمیم گرفت تا در مقابل بعضی اقدامات دیویی بایستد و در هیئت تحریریه مجله انجمن هر چه بیشتر بر تفسیر محتاطانه‌تر در مورد نقش انجمن اصرار ورزد. اما کاتر تشخیص داد که انجمن به‌طور اساسی در حال تغییر است و به‌رغم حیرت‌آور بودن، این تغییرات را اجتناب‌ناپذیر می‌دید و به آنها گردن نهاد.
    طی آن دوره، تغییرات انجمن با تغییرات کتابخانه بوستون همگام شد. کاتر فهرست فرهنگی را تمام و وظیفه دشوار اجرای طرح رده‌بندی‌اش در مجموعه آتنائوم را آغاز کرده بود. این کار ده سال تمام طول کشید و هزینه و بی‌نظمی ناشی از آن موجب انتقاد اعضای آتنائوم شد. به‌علاوه، در اواسط دهه ۱۸۹۰، هیئت امنای کتابخانه دستخوش تغییر و تحولات مهمی شد. اعضای جدید که به‌سبب صیانت نفس در مقابل فشار خارجی سکوت کرده بودند، از مدیریت انتقادپذیر کاتر و از میل او به استفاده از کتابخانه بوستون برای انجام تجربیاتی در جهت مصالح جهان کتابداری، که به گمان ایشان پر هزینه بود، انتقاد کردند. در ۱۸۹۲، هنگامی که هیئت امنا به‌طور غیر رسمی او را مورد انتقاد قرار داد، اختلاف بر سر اولویت‌ها در مدیریت برملا شد. کاتر به جست‌وجوی کار در کتابخانه دیگری دست زد، اما موفق نشد. در آوریل ۱۸۹۳ از ریاست کتابخانه کناره‌گیری و برای استراحت به اروپا سفر کرد. در تابستان همان سال برای شرکت در گردهمایی کتابخانه نمایشگاه کلمبیا بازگشت، اما جست‌وجوی بعدی او برای کار جدید همچنان ناموفق بود. در اکتبر ۱۸۹۳ دوباره به اروپا برگشت و پیوندهای او با صحنه کتابداری امریکا تا تابستان سال بعد قطع شد.
    کاتر از ۱۸۹۴ تا پایان عمر، رئیس کتابخانه تازه تأسیس فوربز در نورتمپتن[۸] ماساچوست شد. او مجموعه فوربز را تا حدود ۹۰۰۰۰ جلد کتاب برگزیده افزایش داد، مجموعه‌های متعدد برای امانت برپا و شعب فرعی کتابخانه را در منطقه ایجاد کرد.
    در اواخر دهه ۱۸۹۰، کاتر دوباره رده‌بندی خود را در تالار مطالعه کتابخانه بوستون، در قالب رده‌بندی گسترش‌پذیر و شناخته‌شده‌تر، شکل داد. تا ۱۸۹۳ شش گسترش اول طرح را منتشر کرد؛ با این باور که بهترین ترتیب و قابل انطباق‌ترین رده‌بندی موجود است. او امیدوار بود که این رده‌بندی بتواند بر رده‌بندی دهدهی دیویی که از آن در تمام کتابخانه‌ها استفاده می‌شد، سبقت بگیرد.
    در ۱۸۹۷، کار خود را به همایش بین‌المللی کتابداران در لندن و مؤسسه بین‌المللی کتابشناسی در بروکسل برد، اما ناتوانی او در اجرای کامل آن در فوربز و کارهای متعدد و دست تنها بودنش مانع پیشرفت کار او شد. طرح او ناتمام ماند، اما نفوذ آن بر رده‌بندی کتابخانه کنگره باقی است.
    آخرین سال‌های عمر کاتر، آمیزه‌ای از ناکامی بود. درنتیجه، مرتبآ طرح‌های سخت و طاقت‌فرسا را برعهده می‌گرفت. بین ۱۹۰۱ تا اوایل ۱۹۰۳ به‌جز ریاست کتابخانه فوربز، بدون چون و چرا در کارهای سنگین کمیته تجدیدنظر در قواعد فهرستنویسی انجمن کتابداران امریکا، شرکت می‌کرد و برای گروه‌های کتابخانه‌های محلی سخنرانی می‌کرد و در مدارس کتابداری درس می‌داد. وی در ۶ سپتامبر ۱۹۰۳ درگذشت.
    · · مسعود بهمن آبادی
    مآخذ:
    ۱) Cutter, W.P. Charles Ammi Cutter.[sl:sn], ۱۹۳۱; ۲) Foster, W.E. "Charles Ammi Cutter: A Memorial Sketch." Library Journal, (۱۹۰۳); ۳) Miksa, Francis L, editor. Charles Ammi Cutter: Library Systematizer. [sl:sn], ۱۹۷۷; ۴)Idem. Dictionary of American Library Biography. .S.V. "Cutter, Charles Ammi"; ۵) Idem. The Subject in the Dictionary Catalog from Cutter to the Present. [sl:sn], ۱۹۸۳.
    .[۱]Cutter, Charles Ammi
    [۲]. Library Catalogues
    [۳]. Rules for a Printed Dictionary
    [۴]. Public Libraries in the United States of America: theirHistory, Conditions and Management
    [۵]. Boston Athenaeum Classification
    [۶]. Library Journal
    [۷]. Nation
    [۸]. Northampton
    [۹]. Francis L. Miksa
    · ·
  13. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    گسترشها در رده بندی کتابخانه کنگره آمریکا
    ·
    گسترشها در رده بندی کتابخانه کنگره آمریکا

    بررسی تدوین این رده بندی توسط هربرت پوتنام جهت نظم بخشیدن به کتابهای کتابخانه کنگره آمریکا در سال ۱۸۹۹ آغاز شد.با کوشش چارلز مارتل سرپرست رده بندی و جیمز هانسن سرپرست فهرست نویسی کتابخانه کنگره و دهها نفر دیگر کار تدوین آغاز گشت و دهها سال طول کشید تا به شکل امروزی در آمد.


    · بررسی تدوین این رده بندی توسط هربرت پوتنام جهت نظم بخشیدن به کتابهای کتابخانه کنگره آمریکا در سال ۱۸۹۹ آغاز شد.با کوشش چارلز مارتل سرپرست رده بندی و جیمز هانسن سرپرست فهرست نویسی کتابخانه کنگره و دهها نفر دیگر کار تدوین آغاز گشت و دهها سال طول کشید تا به شکل امروزی در آمد.
    ● هدف رده بندی
    در حقیقت این رده بندی به منظور تنظیم و رده بندی کتابهای موجود در کتابخانه کنگره آمریکا بوجود آمد. بنابراین این رده بندی نظام فلسفی نداشت.
    ● ساختار رده ها
    هر جلد از رده بندی از بخشهای زیر تشکیل شده است:
    ـ مقدمه ای کوتاه ( Introduction)
    ـ خلاصه رده بندی ( Synopsis )
    ـ فرانما یا متن اصلی رده بندی ( Schedule )
    ـ نمایه ( Index )
    ـ تغییرات و اضافات ( Additions and Changes)
    ـ نمایه تغییرات و اضافات (Additions and Changes Index of )
    ● گسترشهای رده بندی کنگره
    در میان رده بندی ها رده بندی دیویی و رده بندی کتابخانه کنگره از شهرت بیشتری برخوردارند و در کتابخانه های ایران مورد استفاده قرار می گیرند آن مقدار که در ایران به مسئله رده بندی ها
    وگسترش آنهاتوجه شده در سایر کشورهای اسلامی فعالیت چشمگیری صورت نگرفته است.
    دلایل ایجاد گسترش در رده های مربوط به ایران:
    به دلیل اینکه این دو نظام برای مجموعه کتابخانه های جوامع خاصی تدوین شده است و عدم آشنایی کتابداران آنها با فرهنگ وآداب ورسوم واعتقادات سایر جوامع .به همین دلیل در حوزه هایی مانند علوم اجتماعی وعلوم انسانی و دین گسترش های لازم انجام نگرفته است.
    متناسب کردن رده های کنگره با مباحث مربوط به ایران واسلام ازسال ۱۳۴۷همزمان با تاسیس
    مرکز خدمات کتابداری درایران مطرح گردیدواولویت های آن به ترتیب
    ۱)دین اسلام
    ۲)زبان وادبیات ایرانی
    ۳)تاریخ وجغرافیای ایران
    ۴) فلسفه اسلامی
    ۵)هنرها وصنایع ظریف ایران تعیین شد .
    ● گسترش زبانها و ادبیات ایرانی ( رده PIR )
    تدوین این گسترش مبتنی بر اصول رده بندی کنگره و گسترش آن است نه بر هم زدن نظام و دوباره سازی آن. کلیه اصول و چارچوب اصل رده بندی کنگره در اینجا رعایت شده است.
    ● اطلاعات کتابشناختی:
    صدیق بهزادی ، ماندانا . رده PIR ، زبانها و ادبیات ایرانی بر اساس نظم رده بندی کتابخانه کنگره / . ویرایش ۲ – تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران ، ۱۳۷۶ . ۵۹۷ ص
    در نظام رده بندی حروف PK برای زبان و ادبیات هند و ایرانی و شماره های PK۶۰۰۱-PK۶۵۹۹ اختصاصاً برای زبان و ادبیات ایرانی تعیین شده است.
    چون این شماره ها برای مبحث گسترده زبان و ادبیات ایرانی کافی نبود، با مشورت کتابخانه کنگره حروف PIR برای این منظور در نظر گرفته شد.
    رده بندی به ترتیب شامل قسمتهای زیر است:
    ۱) خلاصه فرانما (با شماره های اختصاص داده شده)
    ۲) زبانها و ادبیات ایرانی بطور کلی ۵۵ – ۱ PIR
    ۳) زبانها و ادبیات ایرانی پیش از اسلام ۲۵۸۳ – ۵۶ PIR
    ▪ زبانهای ایرانی نو:
    ـ کلیات: ۲۵۹۳-۲۵۸۵ PIR
    ▪ زبان فارسی: ۳۲۸۸ – ۲۵۹۵ PIR
    ▪ ادبیات فارسی: ۴۳۴۵ – ۳۳۰۲ PIR
    ـ نویسندگان و آثار انفرادی از قرن ۳ تا فرن ۱۴(۱۳۲۰ شمسی)
    ۷۹۱۹ – ۴۳۵۶ PIR
    ـ نویسندگان و آثار انفرادی ( از ۱۳۲۰ تاکنون )
    ۸۳۳۲ – ۷۹۲۹ PIR
    ▪ ادبیات استانها و مناطق ایران ۸۸۶۹ – ۸۴۰۰ PIR
    ▪ ادبیات فارسی برون مرزی ۹۱۸۲ – ۸۸۸۰ PIR
    ▪ ادبیات فارسی در کشورهای خارجی ۹۶۴۷ – ۹۱۹۲ PIR
    در پایان کتاب، جدولهای گوناگون برای تقسیمات فرعی زیر نام نویسندگان انفرادی با شماره های مختلف و جدولهای ادبیات منطقه ای و محلی و جدول ادبیات فارسی در کشورهای خارجی آمده است.
    برای نویسندگان انفرادی تا سال ۱۳۲۰ شماره ویژه ای در نظر گرفته شده است.
    اگر از نویسندگان تا ۱۳۲۰ کسی از قلم افتاده باشد، می توان از شماره خالی استفاده کرد.و در صورت نبود شماره خالی می توان با رعایت نسبت الفبا از شماره های اعشاری استفاده کرد.
    نویسندگاه از ۱۳۲۰ به بعد، برای هر حرف شماره ای در نظر گرفته شده است.
    در مورد آثار نویسندگان سه نظام به شرح زیر برگزیده شده است:
    ـ برای آثار شناخته شده نویسندگان مشهور
    ـ برای نویسندگان مشهور تک اثری
    ـ برای بقیه نویسندگان انفرادی
    تفاوت های مهمی که درطرح گسترش نسبت به طرح اصلی وجوددارد بدین قراراست :
    ▪ نشانه گذاری:
    به جای حروف PK ازنشانه PIRبرای زبان هاوادبیات ایرانی استفاده شده است این نظا م نشانه گذاری تعدادشماره ها رااز ۵۹۹به ۹۹۹۹شماره افزایش می دهدو این اشکال را داردکه موجب میشودتا ”زبان وادبیات سامی“PJمیان زبان وادبیات فارسی وزبان وادبیات هندوایرانیPKقرارگیرد.
    ▪ نثرفارسی:
    دررده بندی کنگره گرچه نثرجزوفرم های ادبی منظور شده درتقسیمات ذیل آن سایر فرم ها نیامده است.درطرح گسترش نثر به منزله نوعی فرم ادبی هم ارزش با شعروداستان قرارگرفته است وتقسیمات سایر فرم ها در مورد آن رعایت شده است.
    ▪ شعرفارسی:
    درطرح گسترش پنج سبک برجسته شعرفارسی شامل خراسانی _عراقی _هندی_بازگشت و آزاداضافه شده است.قالب های شعری مانندغزل _قصیده _رباعی _قطعه از افزودنیهای دیگر .
    ● گسترش تاریخ ایران ( رده DSR)
    در رده بندی کتابخانه کنگره رده های D و E و F ویژه تاریخ کشورهای جهان و شماره های ۳۲۶ – ۲۵۱ DS به تاریخ ایران اختصاص یافته است.
    ● مشخصات کتابشناختی :
    فانی ، کامران . رده بندی DSR تارین ایران : بازنویسی و گسترش تاریخ ایران در رده بندی کتابخانه کنگره / ویرایش ۳. تهران : کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران ، ۱۳۷۹ . ۱۹۸ ص .
    رده DSR با شماره های ۲۱۹۲ – ۱ و با مشورت کتابخانه کنگره برای رده تاریخ ایران در نظر گرفته شد.
    این رده نیز پس از مقدمه، خلاصه طرح و پس از آن متن رده بندی تاریخ ایران سپس نمایه در انتهای کتاب آمده است.
    ـ اسناد و مدارک ۱۵ – ۱
    ـ مسالک و ممالک ۲۵ – ۱۸
    ـ سفرنامه ها و سیر و سیاحت ۳۹ – ۳۰
    ـ باستان شناسی ۶۱ – ۴۱
    ـ تمدن و فرهنگ ، اوضاع اجتماعی ، آداب و رسوم ۶۵ – ۶۲
    ـ اقوام و نژادها ۷۲ – ۶۸
    ـ تاریخ کلی انواع موضوعها ۱۳۹ – ۷۵
    ـ گسترش اسلام ( رده BP )
    ۱۸سال پس ازانتشارویرایش اول طرح درسال۱۳۵۸ویرایش دوم آن با ویراستاری زهره علوی توسط انتشارات کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران درسال۱۳۷۶منتشرشد دراین ویرایش بیشترین تغییرهادرمباحث“ قرآن وعلو م قرآنی“و ”نهج البلاغه“رخ داده است.
    سرفصل های اسلام ونشانه های مربوط به آن درطرح عبارتست از:
    کلیات اسلام(BPR)_قرآن(BPS)_کلام وعقاید(BPT)_احکام وعبادات وآداب
    ورسوم(BPV)_مذاهب وفرق اسلامی(BPX)_فقه واصول اسلامی دربخش جداگانه ای
    درحقوق پیش بینی شده است(KBL)
    در رده بندی کتابخانه کنگره ۳۰۰ شماره برای دین اسلام اختصاص یافته است. در رده بندی گسترش اسلام از همان شماره ها منتها با گسترش بیشتر و منظم تر استفاده شده است.
    نظام درون رده ای طرح اسلام از کل به جزء است.
    ساختار این رده نیز همانند سایر رده ها می باشد.
    ● مشخصات کتابشناختی:
    طاهری عراقی ، احمد ، رده BP اسلام ( علوم دینی اسلام در نظام رده بندی کتابخانه کنگره ) / تنظیم و تدوین احمد طاهری عراقی ، به کوشش زهره علوی ... ویرایش ۲. تهران : کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران ، ۱۳۷۶ ، هشاد و یک + ۱۶۹ ص .
    موضوعهای اصلی یا خلاصه طرح رده بندی اسلام به شرح زیر آمده است :
    ـ کلیات ۱۹ – ۱
    ـ سرگذشت نامه ها ۵۷ – ۲۱
    ـ قرآن و علوم قرآنی ۸۹ – ۵۸
    ـ تفسیر ۱۰۴ – ۹۰
    ـ حدیث ۱۴۵ – ۱۰۶
    ـ فقه و اصول ۱۹۸ – ۱۴۷
    ـ کلام و عقاید ۲۳۳ – ۲۰۰
    ـ فرق اسلامی ۲۴۴ – ۲۳۵
    ـ اخلاقی اسلامی ۲۵۴ – ۲۴۶
    ـ آداب و رسوم ۲۷۲ – ۲۵۶
    ـ تصوف و عرفان ۲۹۵ - ۲۷۴
    ▪ گسترش ادبیات عربی ( رده PJA )
    در نظام رده بندی کتابخانه کنگره رده p برای ادبیات فارسی و رده PJ برای زبان ادبیات کشورهای خاورمیانه و شماره های ۸۵۱۸ – ۷۵۰۱ pj به ادبیات عرب اختصاص داده شده است.
    رده PJA با شماره های ۵۳۶۸ – ۲۰۰۱ برای ادبیات عرب اختصاص داده شده است.
    ساختار این گسترش نیز مثل سایر گسترش ها متشکل از مقدمه، خلاصه فرانما، متن اصلی فرانما و فهرست نسبی و جدولهای نه گانه می باشد.
    ● مشخصات کتابشناختی:
    رضایی ، باسمه . رده PJA ادبیات عربی بر اساس نظام رده بندی کتابخانه کنگره . تهران : کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران ، ۱۳۷۴ . ۳۵۴ ص .
    متن اصلی یا فرانما متشکل است از:
    ـ تاریخ ادبی و نقد
    ـ مجموعه ها و جنگها
    ـ نویسندگان و آثار انفرادی
    ـ ادبیات محلی
    شماره های موضوعها و رده های اصلی اختصاص یافته برای آنها به ترتیب زیرند :
    ـ تاریخ ادبی و نقد شماره های ۲۵۳۸ – ۲۰۰۱
    ـمجموعه ها ، جنگها شماره های ۲۸۰۲ – ۲۵۴۴
    ـ نویسندگان و آثار انفرادی شماره های ۴۹۰۲ – ۲۸۲۰
    ـ ادبیات محلی شماره های ۵۳۶۸ – ۴۹۹۸
    برای فائق آمدن بر محدودیت شماره های اختصاص یافته در طرح اصلی نشانه PJAبرای گسترش ادبیات عربی در نظر گرفته شده است.که در آن PJمربوط به طرح اصلی است وحرف Aکه حروف اول کلمه Arabاست به آن اضافه شده است. نخستین گسترشی است که در حوزه ادبیات عربی درنظام رده بندی کنگره تدوین شده و می تواند درکتابخانه های کشورهای عربی مورد استفاده قرار گیرد .
    ● گسترش زبانها و ادبیات فرانسه (رده PQ)
    در تنظیم این رده از همان رده اصلی کنگره یعنی PQ استفاده شده است.
    در واقع تنظیم نام نویسندگان به ترتیب الفبای فارسی شده است.
    ● مشخصات کتابشناختی:
    مولوی ، فرشته ، رده PQ : ادبیات فرانسه : نویسندگان انفرادی قرنهای ۱۸ و ۱۹ و ۲۰ بر اساس نظم رده بندی کتابخانه کنگره . تهران : کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران ، ۱۳۷۲ . ۱۸۲ ص .
    بازنویسی و تنظیم مجدد نامهای نویسندگان انفرادی قرنهای ۱۸ تا ۲۰ در دو مرحله انجام شد:
    ۱) برگردان نامها به فارسی و تنظیم آنها بر اساس الفبای فارسی
    ۲) شماره سازی برای نامها
    ساختار این گسترش نیز مانند سایر گسترشها می باشد.
    شماره ها به ترتیب زیر برای قرنهای مذکور اختصاص داده شده اند :
    ـ نویسندگان و آثار انفرادی قرن ۱۸ از ۱۹۴۷ تا ۲۱۴۷
    ـ نویسندگان و آثار انفرادی قرن ۱۹ از ۲۱۴۹ تا ۲۵۵۱
    ـ نویسندگان و آثار انفرادی قرن ۲۰ از ۲۶۰۰ تا
    ● گسترش هنرایران: NP
    برای نشان دادن هنرایران حرف pآغاز کلمه persia به معنای ایران درکنار حرف Nکه نشانه کلی برای رده هنرهادر نظام کنگره است مورد استفاده قرار می گیرد.
    ـ گسترش زبان و ادبیات روسیه PG
    ـ گسترش زبان وادبیات انگلیسی PR
    · · اصغر موسایی ​
  14. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    کتابخانه لزوما مکانی مختص کتاب و کتابخوانی نیست ! ؟
    ·
    کتابخانه لزوما مکانی مختص کتاب و کتابخوانی نیست ! ؟

    ساختمان موزه و کتابخانه شماره دو مجلس شورای اسلامی، هم اکنون در محل کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی واقع در میدان بهارستان قرار دارد....


    · ساختمان موزه و کتابخانه شماره دو مجلس شورای اسلامی، هم اکنون در محل کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی واقع در میدان بهارستان قرار دارد. این ساختمان قبلاً در یک محوطه وسیع مشجر و سرسبز در جوار ساختمان کاخ مرمر وساختمان پارلمان ،در خیابان امام خمینی قرار داشت.
    این ساختمان که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به کاخ مادر شاه معروف بوده است، منزل مسکونی رضاخان و خانواده وی بوده وپس از آن تا اواسط دوره سلطنت پسرش، محل سکونت مادر وی بوده است و سپس برای تاسیس موزه نگارستان در نظر گرفته شده است. به همین منظور صنعتگرانی از کشور چکسلواکی که اغلب در کار شیشه استادی و مهارت داشتند به ایران آمدند و کار تغییر و تبدیل ساختمان کاخ را به نگارستان آغاز نمودند. این صنعتگران هنرمند از تمامی فضاها و زوایای این ساختمان سه طبقه استفاده کرده و موزه ای زیبا در طول مدت ۴ سال ایجاد نمودند.
    بخشی از نگارستان مذکور تابلوهای نگارگری ایرانی مربوط به دوره قاجار و قبل از آن، شامل نقاشی ایرانی از مجالس رزم و بزم، نقاشی قهوه‌خانه، تک چهره‌ها، گل و مرغ و تذهیب را در بر می‌گرفته و در بخش دیگر نگارستان صنایع دستی و آثار هنری هنرمندان و صنعتگران ایرانی شامل زیورآلات و جواهرات، آثار قلم‌زنی، مینا، خاتم، منبت، معرق، مشبک، زری، ترمه، فرش، درب‌های چوبی نقاشی شده و ارسی‌ها و پنجره‌های مشبک، شیشه‌های رنگی و … قرارگرفته بود. پس از انقلاب اسلامی و پس از استقرار مجلس شورای اسلامی در ساختمان مجلس سنا، آثار و اشیای مذکور به چندین موزه تهران منتقل شد و ساختمان آن به عنوان کتابخانه شماره دو مجلس تغییر کاربری یافت و از آن تاریخ به بعد تا پایان تابستان ۱۳۷۷ تمامی فضای داخلی ساختمان برای ارایه خدمات علمی به نمایندگان مجلس و محققین مورد استفاده قرار می‌گرفت. این کتابخانه دارای ۵۰ هزار جلد کتاب در موضوعات تخصصی شامل اسلام‌شناسی، شرق‌شناسی، ایران‌شناسی و نیز بخش نشریات و روزنامه‌ها بود و به طور کامل سازماندهی شده بود و در طبقه دوم همین ساختمان به فعالیت ادامه می‌داد. سرانجام در مهر ماه ۷۷ تصمیم به انتقال موزه از میدان بهارستان به این ساختمان گرفته شد.
    قبل از آن به علت کمبود فضا، تابلوها و اشیا در یک سالن محدود به صورت نامناسب و فشرده قرار گرفته بود و امکان بازدید از آثار و اشیای موزه برای عموم فراهم نبود و تنها میهمانان خارجی و خاص مجلس می‌توانستند از آنها دیدن کنند و در بقیه اوقات موزه تعطیل بود. پس از آماده‌سازی فضاهای ساختمان، کلیه آثار و اشیای موزه به آن منتقل و به تدریج درتالارهای مختلف جای گرفت. به این صورت دوباره ساختمان موزه راه‌اندازی شد.
    محوطه نسبتا وسیع گل‌کاری و چمن‌کاری شده با درختان قدیمی و مرتفع کاج و درختان میوه فضای دلپذیری را در بدو ورود پیش چشم بازدیدکنندگان به نمایش می گذارد.
    در قسمت راست محوطه موزه، مجموعه فرهنگی و موزه قرآن در سه طبقه در زیرزمین احداث شده و فضا سازی‌ها و نماهای متعدد با گل‌کاری‌ها و فضای سبز و آمفی تئاتر روباز مجموعه، چشم انداز خوشایندی را گسترده بود.
    برای ورود به فضای داخلی موزه باید از تعدادی پلکان سنگی عبور می کردید. در بدو ورود یک اثر هنری بزرگ و ثابت که کف موزه را به سقف آن متصل می‌کرد، جلب توجه می‌نمود. این اثر که بطور کامل از شیشه ساخته شده و داخل قاب آهنی قرار گرفته بود از روی هم قرار گرفتن هزاران لایه دقیق و ظریف شیشه سفید وسبز تشکیل شده بود.
    ارتفاع این اثر در حدود ۵/۴ و عرض کلی آن حدود ۲۰/۳ متر و کار دست هنرمندی از چکسلواکی بود. این سالن دارای دیوارهایی از شیشه طلایی رنگ بود که با قاب‌های ظریف طلایی رنگ به هم وصل شده بودند. غرفه‌های مخصوص نصب تابلو در فواصل منظم در داخل این دیوارها تعبیه شده بود که با پارچه مخصوص به رنگ قهوه‌ای روشن یا نقوش هندسی حاصل از تکرار لفظ مقدس محمد (ص) پوشانده شده بود. در این گالری تعداد ۱۲ تابلو رنگ و روغن از محمود اولیا (از شاگردان کمال‌الملک) قرار داده شده بود. تابلوها با توجه به اندازه آنها در داخل غرفه‌ها تنظیم و نصب شده بود. آثار مذکور در فاصله سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۰ (سال فوت نقاش) ترسیم شده‌اند. از محمود اولیا تعداد دیگری تابلو رنگ و روغن و نیز تعدادی طراحی با مداد و مداد رنگی در خزانه موزه موجود می‌باشد.
    ▪ گالری ۲ و ۳: این دو گالری که از نظر تزیینات و شکل بنا قدری متفاوت بودند توسط موکت آبی رنگی فرش شده بودند و پرده‌هایی منقوش با رنگ سبز زیتونی در جلو پنجره‌ها آویزان شده بود. ابتدا سه تابلو آبرنگ از آثار وارطانیان نقاش معروف ارمنی را می‌دیدیم. این تابلوها مناظری از دهکده‌های اطراف تهران را با روشنایی، لطافت و شادابی هر چه تمامتر نشان می‌داد.
    در قسمت روبروی تابلوهای آبرنگ، سه تابلوی مینیاتور اثر محمود فرشچیان قرار داده شده بود که مربوط به سال‌های ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۸ شمسی است. در قسمت دیگری از گالری شماره دو که به صورت دیواری قوس‌دار به سالن اصلی گالری متصل شده بود، تعداد ده تابلوی رنگ و روغن از آثار اسماعیل آشتیانی در دو طرف قرار گرفته بودند.
    اسماعیل آشتیانی از شاگردان کمال‌الملک بود و پس از استعفای او به ریاست مدرسه صنایع مستظرفه انتخاب گردید و سال‌ها این مدرسه را اداره می‌نمود. او که در جوانی در کسوت روحانیت بود از نظر استعداد و قدرت ساخت و ساز در نقاشی سر آمد شاگردان کمال‌الملک شد و کمال‌الملک بر او عنایت خاصی داشت.
    ▪ در گالری شماره ۳: پرده چند وجهی سینمای موزه قرارگرفته بود. در این سالن تعدادی تابلوی بزرگ دورنما اثر هنرمندان خارجی و داخلی قرار گرفته بود.
    یکی از تابلوها دورنمایی از جنگل و رودخانه اثر آیوازوفسکی بود. دو تابلوی دیگر از هنرمندان خارجی که یکی شهر ونیز و دیگری ساحل دریا را به تصویر کشیده‌اند، از نظر هنری ارزشمند می باشند.
    ▪ گالری شماره ۴: در قسمتی از سالن این گالری، تابلوهای بزرگی از چهره‌های سران مشروطیت مربوط به علی محمودی و جعفر چهره‌نگار بود. اینها نیز از شاگردان کمال‌الملک بوده‌اند. این تابلوها نیز با تکنیک رنگ و روغن و شیوه واقع گرایی کار شده اند. چهره‌ها شامل آیت‌الله طباطبایی، بهبهانی، ستارخان، باقرخان، سید جمال‌الدین واعظ، صور اسرافیل، قزوینی و ملک‌المتکلمین می‌باشد. در قسمت دیگر چهره میرزا آقا خان کرمانی و شیخ احمد روحی و رجال ---------- و روسای دوره‌های اول تا ششم مجلس شورای ملی و امام جمعه نصب گردیده بود.
    ▪ گالری ۵: این گالری شکل زیبایی شامل یک سرسرا و اتاقی دایره شکل داشت و در پای دیوار مدور، نهری از لایه‌های شیشه و سنگ‌های متنوع رودخانه‌ای و گل‌های تزیینی شیشه‌ای تعبیه شده بود که قبلاً آب نیز در آن جاری بوده است. در این گالری تعداد ۱۶تابلو از کمال‌الملک قرار داده شده بود. تابلوهای مذکور از نظر اهمیت در میان تمامی آثار او در خور توجه است. از کمال‌الملک تعداد دیگری تابلوی نقاشی از جمله سه تابلو از اولین نقاشی‌های او که با عنوان خانزاد نقاش باشی همایونی در التزام اردوی ناصرالدین شاه رقم زده است در موزه نگهداری می شد.
    ▪ گالری ۶: در این گالری بزرگترین تابلوهای موزه قرار گرفته بود. از جمله تابلوی قهوه خانه فتح هندوستان، که بدون رقم می‌باشد و منسوب به یکی از شاگردان محمد صادق، از نقاشان دوره قاجار است، صحنه جنگ نادر شاه را با شاه هند و لشکر فیل‌هایش به تصویر کشیده است.
    تابلوی دیگر، نقاشی بزرگ قهوه‌خانه‌ای با عنوان بهشت که آن هم بدون رقم می‌باشد و منسوب به محمد صادق است. در این گالری تابلوی مینیاتوری از فرشچیان و تابلوی بزرگ کمال‌الملک که کپی اثر به خاک‌سپاری مسیح از تیسین در موزه لوور می باشد و دو تابلوی دورنما اثر سجادی و نیز تابلو ـ فرش دورنما کار تبریز عرضه شده بود.
    در طبقه زیرین ساختمان، گالری‌های ۷، ۸ و ۹ هدایایی را که به روسای مجلس شورای اسلامی تقدیم شده، در خود جای داده بودند.
    ▪ گالری ۷: این گالری غرفه‌ای را با نام امام خمینی در بر گرفته بود. در این غرفه کتاب‌هایی از امام راحل و نیز کتاب‌هایی درباره ایشان به همراه تصاویر متنوعی از امام (ره) جمع‌آوری و عرضه شده بود. تابلوی بزرگ مسی به شیوه قلمزنی از دستخط ایشان از دیگر موارد عرضه شده در این گالری بود. در این گالری چهار ویترین شامل ظروف تشریفاتی نقره و چینی مربوط به مجلسین سنا و شورای ملی، و گلدان‌های بزرگ چوبی و چینی، مجسمه اهدایی مقامات روسیه به رییس مجلس شورای اسلامی و فرش دستباف با طرح نقشه ایران قرار داده شده بود.
    ▪ گالری ۸: ویترین‌های حاوی هدایای مقامات کشورهای آفریقایی، فرانسه، آلمان و ...، هدایای شخصیت‌ها و شرکت‌های داخلی، ویترین لوازم شخصی سید جمال‌الدین اسدآبادی، مجسمه مرمرین اولین رییس مجلس سنا (سید حسن تقی‌زاده) و لباس رسمی عبدالله ریاضی رییس مجلس شورا با نشان‌هایش، تعدادی مدل عروسکی با لباس‌های عشایر مختلف ایران و همچنین دست ساخته‌های ارزشمندی از جنس چوب، اهدایی کشورهای پاکستان، هندوستان، موزامبیک و غیره.
    ▪ گالری ۹: شامل تابلوهای نقاشی، لباس سنتی، ظروف، مجسمه‌ها، ماکت‌ها، تسلیحات سنتی، مدال‌ها، نشانه‌ها و… اهدایی مقامات کشورها به روسای مجلس شورای اسلامی.
    موزه دارای خزانه ویژه‌ی نگهداری تابلوها و اشیا با استفاده از امکانات قفسه‌های متحرک ریلی و قفسه‌های ثابت و دستگاه کنترل دما و رطوبت هوا بود. تعداد قابل توجهی از تابلوها و دیگر اشیای موزه‌ای در خزانه موزه نگهداری می شد.
    کارگاه مرمت موزه وظیفه مراقبت و نگهداری فنی و علمی آثار موجود در موزه را بر عهده داشت. ​
  15. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    مفاهیمی نو درباره‌ی رسانه جدید
    ·
    [COLOR=#005B7F][FONT=Arial]مفاهیمی نو درباره‌ی رسانه جدید[/FONT][/COLOR]

    باید گفت که روزنامه خود یک رسانه (medium) نیست و به جمع آن نیز نمی توان رسانه ها (media) گفت. این مسئله در مورد مجلات نیز صادق است.


    · با ایجاد تغییرات جدید در صنعت روزنامه، درک این مسئله که چرا تعداد خوانندگان روزنامه بعد از ظهور اینترنت تقلیل یافته است و چرا یک میلیارد نفر از مردم سراسر دنیا، جهت کسب اخبار به اینترنت روی آورده اند، پرسشی مهم و ضروری است. شاید ریشه این مشکلات را بتوان در عدم درک صحیح از رسانه های جدید دانست. عدم درکی که تقریباً تمامی شرکتهای مولد پخش برنامه و نیز روزنامه ها و مجلات درگیر آن هستند. در ادامه ی این نوشتار سعی می‌شود تا مفهوم صحیحی از رسانه که هم اکنون در چندین دانشگاه اروپا و امریکا ازآن استفاده می‌شود، مورد بررسی قرار گیرد.
    باید گفت که روزنامه خود یک رسانه (medium) نیست و به جمع آن نیز نمی توان رسانه ها (media) گفت. این مسئله در مورد مجلات نیز صادق است. از طرف دیگر تلویزیون و رادیو و هم چنین اینترنت و یا یک وب سایت نیز جزء رسانه ها نمی باشند. امروزه شرکت های پخش برنامه یا انتشار روزنامه ها و مجلات، در درک این مسئله که چرا و چگونه یک بیلیون مشتری و کاربر در حال استفاده از اینترنت جهت دریافت اخبار، اطلاعات و سرگرمی ها هستند، دچار مشکل شده اند. دلیل این مسئله هم این است که آن‌ها درک درستی از معنا و مفهوم رسانه ندارند. عدم درک صحیح این شرکت ها از عبارات فوق و تکنولوژی های جدیدی که امروزه جهت کسب اطلاعات استفاده می‌شود، را می توان ریشه ی این مشکلات دانست.
    اگر در این مورد سؤالی از مدیران اجرائی ای که در رسانه های جمعی کار می کنند، پرسیده شود، تقریباً همه ی آن‌ها روزنامه و مجله و برنامه های پخش شده را رسانه می دانند .اما سخنوران و زبان شناسان از آن‌ها به عنوان عبارات مجازی (metonymy) یاد می کنند که به مفهوم استفاده از یک مفهوم صحیح و ساده و یا ویژگیهای قابل درک از چیزی به جای یک جمله پیچیده تر از آن است. برای مثال، به کلمه ی کنایه ای و مجازی "هالیوود" برای توصیف صنعت پخش فیلم در امریکا می توان اشاره کرد.
    مسئله ی دیگری که مدیران پخش برنامه ها و نشریات در آن دچار اشتباه شده اند، استفاده از رسانه‌ی جمعی به عنوان مخزن (catchall) همه رسانه های موجود است. علاوه بر این، آن‌ها به اشتباه از رسانه، جهت پوشش دادن برنامه ها در پخش و نشریه ها نیز استفاده می کنند.
    درک اشتباه از مفهوم رسانه، باعث محدود شدن قابلیت های مدیران پخش و انتشارات در استفاده ی واقعی از رسانه ها در آنچه کار می کنند هم می‌شود. پس رسانه چیست؟
    اگر شما از شخصی در سال ۱۵۰۶ تا ۱۹۰۶ این سؤال را بپرسید، آن‌ها این سؤال را درک نمی کنند. در حقیقت ممکن است آن‌ها فکر کنند که شما با استفاده از یک کلمه ی جذاب در حال فریب آن‌ها هستید. اما ازنظر تاریخی گفته می‌شود که تاریخ شروع استفاده از این اصطلاح از حدود سال ۱۸۸۰ میلادی یعنی ربع میلیونیوم بعداز انتشار اولین روزنامه روزانه و ۱۵۰ سال بعد از انتشار اولین مجله است.
    امروزه از "مدیا" به عنوان جمع محاوره ای ی "مدیوم" استفاده می‌شود. ("اُاِد"OED) می گوید که تاریخ استفاده از آن به چند سال بعد از تشکیل اولین ایستگاه رادیویی تجاری می رسد. در واقع این کلمه از صنعت تبلیغات گرفته شده است. " Mass medi " نیز عبارت است، از یک رسانه‌ی جمعی که در دسترس تعداد زیادی از مردم باشد. جمع آن نیز "Mass media " است.
    در اینجا اگر گفته می‌شود که صنایع نشر و پخش خبر در گفتگوهای معمول از کلمات "مدیوم" و "مدیا" به صورت اشتباه استفاده می کنند، منظور این است که باید به معانی قبل از سال ۱۹۲۳ برگشت. چون کلید درک این مسئله که مدیوم جدید چیست، را در این معانی می توان یافت. یا حتی به درک این مطلب که رسانه جمعی چیست؟ هم کمک می کند.
    برای شروع بحث به مطلبی درباره ی تئوری نسبیت انیشتین اشاره می کنیم. در حقیقت آنچه که آن‌را برای بعضی از مردم مشکل می کند، همان سادگی آن است. یعنی اینکه شما نیاز به به‌دست آوردن اطلاعات بیشتر جهت درک آن ندارید. بلکه شما باید ابتدا عقاید قبلی‌ای که درک شما را از این فرضیه مشکل کرده بودند، دور بریزید. مانند تئوری کوانتوم . در مورد درک معنای "مدیوم" جدید هم این مسئله صدق می کند.
    برای درک صحیح مفهوم مدیوم جدید، باید معانی معمول آن را کنار بگذاریم و یک رسانه را با وسایل انتقال آن اشتباه نگیریم.
    همانطوریکه گفته شد: روزنامه ، مجله ،تلویزیون و رادیو ، رایانه و حتی یک وب سایت نیز مدیوم نیستند. بلکه همه اینها ابزار و وسایلی جهت انتقال اطلاعات در رسانه هستند. یعنی این وسایل خودشان مدیا یا مدیوم نیستند.
    برای اینکه تفاوت بین یک وسیله ی رساننده ی اطلاعات، یا ناقل (vehicle ) با خود رسانه مشخص شود، تنها نیازمند استفاده درست از کلمات مدیا یا مدیوم و نیز ناقلین اطلاعات در بحث ارتباطات هستیم.
    اگرچه ابزار و وسایل زیادی جهت انتقال وجود دارند، اما تنها به سه نوع مدیا ی انتقالی می توان اشاره کرد:
    ۱) زمین (land): که یک مدیوم انتقالی اصلی و اولین آن است. همواره بشر بر روی آن راه می رفته است و ما هم هنوز این کار را انجام می دهیم . ابزاری هم در این مدیوم برای کمک به انتقال ساخته شده است. مانند: ارابه، دوچرخه، اتومبیل، قطار و غیره.
    ۲) آب: آب نیز یک مدیوم انتقالی اولیه است. استفاده ی انسان از آن به عنوان یک مدیوم انتقالی، تقریباً به قدمت استفاده از زمین برمی گردد. استفاده از آن مربوط به زمانی است که بشر کوشیده است تا شنا و شناوری را تجربه کند و از آن زمان وسایلی برای استفاده در این مدیوم انتقالی، تولید شده است. مانند کلک - قایق - کرجی - کشتی - زیردریایی ها و غیره .
    قبل از اینکه سومین مدیوم انتقالی عنوان شود، باید به تعدادی از ویژگیهای مدیای انتقالی سنتی توجه شود. این به این دلیل است که شما خصوصیاتی پیدا خواهید کرد که مشابه آن را درمدیوم ارتباطی پیدا می کنید. در اینجا باید نکاتی را در رابطه با این مدیوم ها در نظر داشت.
    اول اینکه استفاده بشر از این دو مدیای انتقالی قدیمی، با شکار تکنولوژی همراه است. تکنولوژی می‌تواند سرعت و ظرفیت انتقال را افزایش دهد. نکته دوم این است که استفاده انسان از این مدیوم ها ضرورتاً وابسته به تکنولوژی نیست. مثلاً اکثر ما بدون استفاده از تکنولوژی میتوانیم راه برویم و یا شنا کنیم . در ضمن باید به این مسئله نیز توجه داشته باشیم که هر یک از این وسایل و ابزار انتقال، مختص به خود آن مدیوم است. برای مثال قطار نمی‌تواند در آب حرکت کند. و یا کشتی روی زمین حرکت نمی کند. در حقیقت زمین و آب ویژگیهای دوگانه اختصاصی ای دارند که شامل نوع واسطه ی انتقال و مقصد می باشند. برای مثال ابزار حمل و نقل در آب مسیری کروی شکل دارند و محصور در خشکی نیستند. و یا وسایل نقلیه ی آبی اکثراً گنجایش بیشتری از وسایل نقلیه زمینی دارند. اما از طرفی وسایل نقلیه ی زمینی می توانند، پیام ها را به تک تک افراد تحویل دهند. توانایی که وسایل نقلیه ی آبی نمی توانند فراهم کنند.
    تقریباً در اکثر زمان ها، بشر به مدیای انتقالی آب و وسایل نقلیه مربوطه برای اکثر فاصله های طولانی ی انتقال نیاز داشته است. اما در عین حال از واسطه ی زمین و وسائل حمل و نقل آن نیز برای اکثر انتقالات استفاده کرده است.
    اما سومین مدیای انتقالی، نامحسوس تر از انواع قبلی است. در سال ۱۷۸۳ وقتی دو برادر فرانسوی به نام "مونتگلفایر" برای ساختن یک ناقل از تکنولوژی استفاده کردند، همان باعث ایجاد یک مدیوم جدید انتقالی شد. این دو برادر یک کره بزرگ از پارچه و گونی ساختند و آن را با تور ماهیگیری پوشاندند. سپس هوای گرم را با برافروختن آتش، با فشار داخل کره کردند و دوستشان را با استفاده از سبد آویخته به آن به آسمان فرستادند. این زمان،زمان آغاز هوانوردی است. به این ترتیب آسمان نیز به یک واسطه ی انتقال تبدیل شد.
    امروزه وسایل انتقال در این مدیای انتقالی، شامل بالن ها - گلایدرها- هواپیما - هلیکوپتر و سفینه های فضایی می باشند.
    باید توجه داشت که این مدیا ی انتقالی جدید، به تکنولوژی وابسته است که این مسئله بر خلاف دونوع قبل است. در واقع آسمان یک مدیای طبیعی برای بشر نیست. یعنی مردم می توانند بدون تکنولوژی راه بروند و شنا کنند، اما نمی توانند پرواز کنند. از طرفی اگرچه آب و زمین مقاصد منحصر به خود را دارند، اما آسمان می‌تواند مقاصد هردو آن‌ها را در برگیرد.
    حال اجازه دهید، شباهت بین مدیوم ها را از نوع انتقالی به ارتباطات و اطلاعات برگردانیم.
    پس کمپانی هایی که از رسانه های قدیمی استفاده می کنند، با این مشکل مواجه می شوند که چرا و چگونه یک بیلیون از مشتری هایشان استفاده ازاینترنت را به استفاده از تکنولوژی جدید کسب خبر و اطلاعات و سرگرمی ها ترجیح می دهند؟
    باید بگوییم، همانطوریکه تنها سه مدیای انتقالی -که توضیح داده شد- وجود دارد، سه نوع مدیای ارتباطی (رسانه) نیز وجود دارد .
    همانند مدیای انتقالی، مدیای ارتباطی نیز دارای دو نوع قدیمی است و استفاده ی مردم از آن‌ها به تکنولوژی وابسته نیست. اما سومین مدیای ارتباطی جدید و وابسته به تکنولوژی می باشد.
    ۱) اولین مدیای ارتباطی (رسانه) نام مشخص و تائید شده ای ندارد. به همین دلیل آن را به نام "مدیوم بین اشخاص" (interpersonal medium) نامیده ایم. این مدیوم در ارتباطات بین حیوانات، یعنی پیش از انسان و تکنولوژی به کار می رفته است. در واقع اساس آن بر گفتگوی بین اشخاص است. این نوع مهمترین مدیای ارتباطی ی مورد استفاده می باشد که تکنولوژی تنها سرعت آن را بیشتر می کند. مانند ابزاری که بعدها بشر برای استفاده ی بهتر از آن درست کرد. مانند: نامه ی پستی و یا تلفن و اخیراً نامه های الکترونیکی .
    همانطوریکه زمین و آب به عنوان مدیای انتقالی خصوصیات و ویژگی های خاصی برای خود دارند، مدیای ارتباطی نیز بین اشخاص ویژگی مخصوص به خود را دارد. دو نشانه ی این مدیا را می توان چنین برشمرد:
    الف) در این مدیا هر یک از طرفین، کنترل دو طرفه و مساوی بر محتوای نقل شده دارند.
    ب) این محتوای نقل شده می‌تواند توسط هر یک از طرفین و بر اساس نیازها و علایق انحصاری باشد.
    اما این مسائل در ارتباطات، معایبی هم پیدا می کنند. برای مثال :
    - کنترل مساوی بر محتوا و یا انحصاری کردن آن از طرف یک شخص، با زیاد شدن تعداد افراد استفاده کننده از بین می رود.
    - شریک ها بیشتر در مکالمه باعث کنترل کمتر می شوند. و این مسئله از اینکه این محتوی با نیازها و علایق فردی طرفین نزدیک باشد، جلوگیری می کند.
    به این دلایل ، این رسانه به طور عموم تنها برای ارتباط بین دو فرد استفاده می‌شود. بعضی از آکادمیها به این مدیای ارتباطی ، مدیای( یک به یک) هم می گویند.
    ۲) مدیای ارتباط جمعی (رسانه جمعی) دومین نوع مدیای ارتباطی می باشد. اکثر مردم به اشتباه آن را محصول تکنولوژی جدید می دانند و به قدمت آن توجه ندارند. در واقع مانند مدیای ارتباط بین شخصی، شروع مدیای جمعی نیز به قبل از ورود تکنولوژی بر می گردد. در واقع این مدیا با اظهارات و سخنرانی رهبران قبایل و بعدها پادشاهان و بزرگان شروع شده است و تکنولوژی تنها باعث سرعت بخشیدن به آن و رساندن این سخنان در ابعاد جهانی شده است.
    سخنرانی ها و خطابه ها، نمایش ها، کتابها، روزنامه و مجله، سینما، رادیو و تلویزیون تعدادی از ناقلین این مدیا می باشند. در رسانه‌ی جمعی عموماً یک مطلب از یک شخص مثلاً یک رهبر، پادشاه و یا یک ناشر برای تعداد زیادی از مردم مانند حضار، شنوندگان، خوانندگان و بینندگان فرستاده می‌شود. به همین علت بعضی از آکادمی ها عنوان "یک به خیلی" را به این مدیا داده اند. اما اکثر مردم به آن رسانه جمعی می گویند. نشانه های رسانه جمعی چند چیز است:
    - تمام مفاد یک متن یا سخنرانی برای همه دریافت کنندگان ارسال می‌شود.
    - فرستنده ی متن بر محتوای آن کنترل کامل دارد.
    اما بهر حال در این نوع رسانه مشکلاتی هم وجود دارد که شامل این موارد است:
    - متن ارسالی را نمی توان منحصر به نیاز و علایق یک فرد دریافت کننده نمود.
    - دریافت کنند گان بر موضوع ارسالی کنترلی ندارند.
    رسانه‌ی جمعی همانند رسانه‌ی شخصی ضرورتاً وابسته به تکنولوژی نیست. برای مثال یک هنرپیشه یا سخنران می‌تواند بدون هیچ تکنولوژی ای، مطلب خود را ارسال کند.
    و اما قبل از اینکه سومین مدیای ارتباطی (رسانه) را معرفی کنیم، باید توجه داشته باشید که دو نوع قبل چه مزایا و معایبی دارند. این مدیا مشابه مدیای انتقالی زمین و آب است که خصوصیات ویژه خود را دارند. یعنی:
    - مدیای ارتباط شخصی یا رسانه‌ی شخصی، می‌تواند یک پیام ویژه و انحصاری را تحویل دهد.اما همیشه این پیام به یک شخص داده می‌شود. درحالیکه مدیای ارتباط جمعی (رسانه جمعی) می‌تواند به طور همزمان یک موضوع را به تعدادی از مردم ارائه دهد. اما در این رسانه، پیام ها را نمی توان برای هر دریافت کننده، انحصاری و ویژه نمود.
    - رسانه‌ی شخصی به هر طرف سهیم در آن اجازه می دهد تا به طور مساوی بر پیام کنترل داشته باشند اما، در رسانه‌ی جمعی تنها یک طرف بر موضوع کنترل دارد.
    ● رسانه‌ی جدید یا واسطه ی (media) جدید ارتباطی
    همانطوریکه گفته شد، یک قرن پیش از آسمان، به عنوان یک مدیای جدید انتقال استفاده می شد. امروزه از آن برای تولید یک مدیای جدید ارتباطی (رسانه) استفاده می‌شود.
    در میان تکنولوژی هایی که به خلق این واسطه ی جدید ارتباطی نیاز داشتند، می توان به ابداع انتقال پروتکل کنترل / اینترنت ( Tcp/IP) در اواخر دهه ی ۶۰ و به وجود آمدن "ARPANET" و تولید کامپیوتر شخصی در طی دهه ۷۰ و نوآوری پروتکل انتقال "Hyper Text" یا همان "Http" در اواخر دهه ی ۸۰ و باز شدن اینترنت، جهت استفاده ی عمومی در ۱۹۹۲ و نیز ابداع نرم افزار انتخاب گرافیکی در اواخر همان سال، اشاره کرد.
    ● نشانه های واسطه جدید ارتباطی ( رسانه جدید)
    ▪ اطلاعات انحصاری را می‌توان یکجا تحویل و یا نمایش داد، یا تنها برای تعدادی از مردم ارسال کرد.
    ▪ هریک از افراد دخیل در این ارتباط برای مثال : ناشر ، پخش کننده اطلاعات و یا مشتری به طور برابر در این مطالب شریکند و بر آن کنترل کامل دارند.
    به عبارت دیگر این واسطه ی ارتباطی جدید مزایای هر دو واسطه های ارتباطی شخصی و جمعی را بدون معایب آن‌ها داراست. یعنی:
    ▪ کسی که می خواهد به صورت فردی با یک گیرنده ارتباط برقرار کند، تنها با یک شخص و در یک زمان می‌تواند اقدام کند.
    ▪ کسی که می خواهد با ارسال پیام با جمعی از دریافت کنندگان ارتباط برقرار کند، قادر نیست محتوای پیام را برای هریک از گیرندگان اختصاصی کند.
    باید یادآور شد که مدیای جدید ارتباطی، همانند آسمان، به عنوان واسطه ی انتقال بطور کامل وابسته به تکنولوژی می باشد. در واقع این مدیای ارتباطی جدید یک نوع طبیعی برای انسان نیست و کاری را که انجام می دهد، انسان نمی‌تواند به طور طبیعی و بدون استفاده از تکنولوژی انجام دهد.
    به دلیل ویژگیهایی که مدیای جدید ارتباطی در بر دارد، به آسانی می‌تواند هر یک از توانائی های انواع قبلی را انجام دهد. این در حالیست که خیلی از مردم به اشتباه فکر می کنند که رسانه‌ی جدید تنها یک توسعه ی الکترونیکی در انواع قبلی است.
    این برداشت اشتباه مخصوصاً در میان ناشرین و مجریان پخش و یا دیگرانی که در رسانه های جمعی کار می کنند، بیشتر مشاهده می‌شود. این مسئله به این دلیل است که آن‌ها می بینند، از واسطه ی جدید ارتباطی و ناقلین آن، تنها به صورت یک شکل بدون کاغذ یا بدون آنتن در رسانه‌ی جمعی استفاده می‌شود. دیدگاهی که قدرت رسانه های جمعی را نادیده می گیرد.
    یک وب سایت می‌تواند وسیله ای جهت انتقال محتوای رسانه‌ی جمعی باشد که اکثر روزنامه ها و مجلات و نیز مراکز پخش اطلاعات از آن استفاده می کنند. این باعث می‌شود تا محدودیت های رسانه های جمعی در کسب خبر بر طرف شود. اما تأثیری در رفع نیاز های متفاوت مخاطبین ندارد.
    علاوه بر این، به دلیل اینکه هر مخاطب در رسانه‌ی جدید با استفاده از وب سایت انتخابی خود که مربوط به یک ناشر خاص است و یا بدون مشاهده سایت ناشرین مختلف، مجموعه ای از مطالب مورد نیاز خود را به دست می آورد. این سهولت استفاده باعث شده تا استفاده کنندگان از رسانه جدید کمتر از مجموعه اطلاعات سنتی استفاده کنند.
    رسانه‌ی جدید به مخاطب این امکان را می دهد تا موارد مورد نیاز و علاقه خود را دقیق تر پیدا کند و از آن استفاده کند.
    این مسائل باعث می‌شود تا ناشرین و پخش کنندگان رادیو تلویزیونی اطلاعات که از رسانه های جدید ارتباطی استفاده نمی‌کنند، در طی این قرن کنار گذارده شوند.
    · · مترجم: طوبی - منصوری
    منبع: سایت - مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه ای همشهری ​
  16. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    افزایش نمایانی و تزاید مقاله‌های کتابداری و اطلاع‌رسانی
    ·
    افزایش نمایانی و تزاید مقاله‌های کتابداری و اطلاع‌رسانی

    جامعة کتابداری و اطلاع رسانی ایران،‌ دارای انگیزه‌ها و ظرفیتهای بسیار زیاد در تولید و نشر بررسیها وگزارش تحقیقات خود است.


    · جامعة کتابداری و اطلاع رسانی ایران،‌ دارای انگیزه‌ها و ظرفیتهای بسیار زیاد در تولید و نشر بررسیها وگزارش تحقیقات خود است. چهار گروه موجود در این جامعه عبارتند از:
    ۱) اعضای هیئت علمی،
    ۲) دانشجویان تحصیلات تکمیلی،
    ۳) حرفه‌مندان کتابداری در سطوح علمی متفاوت
    ۴) دانشجویان دوره‌های کارشناسی کتابداری.
    هر یک از این گروه‌ها برای انتشار بررسیها و تحقیقات خود، انگیزه‌های ویژه‌ای دارند. اعضای هئیت علمی به همان درجه که مسئولیت آموزش را برعهده دارند،‌ خود را در پاسخ‌یابی برای مشکلات حرفه، یاری رسانی به تقویت بنیانهای رشته و هدایت آن به جلو، مسئول می‌دانند. مورد دوم، انگیزه‌های درونی و نیز بیرونی دارد. عضو هیئت علمی می‌خواهد نقش خود را در رشته بنمایاند و اطمینان دارد که پایگاه اجتماعی او با کمیّت و کیفیّت تأثیرگذاری این نقش در ارتباط است. مگر نه این که خودشکوفایی یکی از نیازهای اصلی هر انسانی است. یکی از معانی خودشکوفایی یک عضو هیئت علمی، دستیابی به پایگاه اجتماعی همسطح گره گشایان جامعة بشریت از طریق پژوهش و اشاعة یافته‌های پژوهشی است.
    انگیزة بیرونی عضو هیئت علمی، مسئولیت اداری در برابر دانشجو، ‌هدایت دانشجو به سوی پژوهشگری و مشارکت با دانشجو در تولید علم در قالب و خارج از قالب پایان‌نامة تحصیلات تکمیلی است. این مورد به سه گونة متفاوت، بر انگیزة پژوهشگری عضو هئیت علمی تأثیر دارد. مشارکت جدّی در تولید دانش که با انگیزة درونی بی ارتباط نیست، اجرای وظیفه آموزشی- پژوهشی و نیز ارتقا به درجات علمی دانشگاهی، دارای منزلت بوده و پشتوانة مالی بیشتری را برایش فراهم می‌آورد.
    گروه دوم دانشجویان تحصیلات تکمیلی هستند که تولید حداقل یک مقاله بر اساس پژوهش آنها برای دانش‌آموختگی ضرورت دارد. این نیاز در دوره های دکتری به اصلی رایج تبدیل شده است و برای دوره های کارشناسی ارشد رفته رفته الزام می‌یابد. در رقابتی که برای استخدام یا ارتقای افراد به درجات اداری یا آموزش بیش از پیش در جریان است، گزارش تحقیقات منتشر شده، اهمیت روزافزون می‌یابد. این مورد بویژه با افزایش دانشجویان در دوره‌های کارشناسی ارشد و نیز با افزایش در این سطوح، جدّی‌تر از گذشته مطرح است. واقعیت این است که انسانها به تحصیل می‌پردازند تا با دانش و تجربه‌ای که به دست می‌آورند، نقش و جایگاه خود را در جامعه ارتقا ‌بخشند. با روز‌افزونی دانش محور شدن جوامع، انسانهایی مطرح هستند که قابلیتهای علمی آنها بر تقویت دانش محوری جامعه تأثیر مثبت دارد. ظهور عینی این قابلیتها برای کسانی که در محدودة مکانی فرد حضور دارند ‌در عمل فرد، و برای کسانی که خارج از این محدوده‌اند،‌ پیامهای مکتوب (‌مقاله‌ها و کتابها و ...) یا شفاهی ( سخنرانیهای ضبط شده ) ‌است که بُرد محلی،‌ منطقه‌ای و جهانی دارد. برای اعضای هیئت علمی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی و همچنین دانش‌آموختگان این سطوح که به کتابداری اشتغال دارند،‌ پیام «منتشر کن و گرنه مرده‌ای» یا به بیانی مثبت که من می‌پسندم «منتشر می‌کنی، پس زنده‌ای» صادق است. روشن است که کیفیّت آنچه منتشر می‌شود،‌کیفیّت «بودن» نویسنده را نیز مشخص می‌کند. گرچه انگیزة ذاتی دستیابی به جایگاه اجتماعی مطلوب در دانشجویان دوره های کارشناسی نیز وجود دارد، ‌اما شرایط رقابتی برای استخدام و بویژه شرایط رقابتی برای بهره‌وری از امتیازهای دوره کارشناسی برای ورود بدون آزمون به دوره های کارشناسی ارشد،‌ انگیزة بیرونی قوی برای این دانشجویان فراهم آورده است تا به سوی نشر اندیشه ها و یا نشر پژوهشهای خود روی آورند. این مورد بویژه در گروه‌های آموزشی که مدرسان آنها بیشتر از گروه های دیگر پژوهش محور هستند،‌ روز به روز بیشتر رخ می نماید و دفاتر مجله‌های کتابداری اندک اندک شاهد آثار بیشتری از دانشجویان دوره کارشناسی هستند که برای نشر به دفتر مجله می‌رسد
    تجربیات روزانه حرفه مندان کتابداری در ترکیب با دانسته های ذهنی راه یافته از ادبیات نوشتاری و کلامی رشته، همسو با انگیزه خودشکوفایی ذاتی انسانی و موازی با درخواستهای محیط اداری برای ارتقای‌ پایه یا گروه، ‌ترکیبی از انگیزه‌هایی هستند که نوشتن و منتشر کردن را در کارکنان کتابخانه ها و مراکز اطلاع‌رسانی تقویت می‌کنند. زیستن و کارکردن با جامعة کتابخوان، پژوهشگر و دانشمند نیز به یقین ارزش این سه صفت را آشکار می‌سازد و زیست را به سوی یکسان شدن با الگوهایی که با آنها در ارتباط است یا در خدمات آنهاست، می‌کشاند.
    حضور در حال تقویت انگیزه های ذکر شده، برای چهار گروه موجود در جامعه کتابداری و اطلاع رسانی ایران، ‌حجم قابل توجهی از نوشته‌های علمی را در پی داشته است که به دلیل گنجایش محدود مجله‌های علمی کتابداری، شاهد سرگردانی نوشته از این دفتر مجله به دفتر مجله دیگر، ‌از این وب‌لاگ به آن وب‌لاگ و از این طرف میز به طرف دیگر میز در حال حرکت است و متأسفانه در بسیاری موارد با توجیه «نامرتبط بودن با هیئت تحریریه مجله» ‌یا «‌ناتوانی من نویسنده» ‌موجب دلسردی بازدارنده، و نه دلسردی به تحرک وادارانه، می‌شود. دلسردی اول دست از تلاش برداشتن و دلسردی دوم تلاش برای تقویت دانش و نگارش خود و حتی تلاش برای برقراری ارتباط مؤثر با هیئت تحریریه می‌شود. روشن است که هر آنچه توسط گروه های چهارگانه موجود در جامعه کتابداری به نگارش در می‌آید، ‌قابل نشر نیست. درعین حال، روشن است که توان بالفعل مقاله نویسان کتابداری بسیار بیشتر از آن است که در مجله‌های حرفه‌ای رشته رخ می‌نماید. دریافت ۳۲۰ مقاله برای نشر در مجله کتابداری و اطلاع‌رسانی و کنارگذاشته شدن ۲۷۰ مورد از آنها طی یک سال، هیچ‌گاه نباید به نامناسب بودن مقاله‌های کنارگذارده شده، تعبیر شود. بلکه به دلیل کمبود گنجایش سالانه مجله،‌۵۰ مقاله با ارزش‌تر،‌ آن‌گونه که هیئت تحریریه و داوران مجله تشخیص داده‌اند، ‌منتشر شده و بسیاری از مقاله‌های با ارزش کنار گذاشته شده‌اند. ناخرسندی نویسندگان این مقاله‌های با ارزش،‌ از هیئت تحریریه و داوران مجله قابل درک است. در عین حال، محدودة مالی مجله، ‌به ویژه با آزاد شدن قیمت کاغذ، هیئت تحریریه را به نشر تعداد اندکی مقالة با ارزش‌تر وادار ‌می‌کند. در عین حال، نمی‌توان در برابر این محدودیت تحمیل شده بر رشته بی‌تفاوت بود. تلاش برای افزایش تعداد مجله‌های علمی توسط مؤسسه‌های دارای پایگاه حقوقی و امکانات مالی،‌ ضروری است. شخصیتهای تأثیرگذار در رشته و کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی بزرگ کشور باید در فراهم آوری شرایط لازم بر‌ای نشر مجلة چاپی بکوشند. آنچه با سرعت بیشتر می‌تواند مجرای نشر یافته‌های تحقیقات کتابداران باشد، انتشار مجلة الکترونیکی توسط کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی بزرگ ایران است . موردی که توسط مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران انجام شده است و به ترغیب نویسندة این سطور در مرکز منطقه ای علوم و تکنولوژی ایران و کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی، در حال شکل‌گیری است.
    یادمان باشد، هر مقاله‌نویسی تنها به این دلیل نمی نویسد که برای فار‌غ‌التحصیل شدن، ارتقا ‌و یا استخدام، حتماً باید نوشته‌اش در مجله‌های علمی‌ ـ پژوهشی یا علمی ـ ترویجی منتشر شود. کمترین کاری که می‌توان انجام داد این است که مقاله‌های با ارزش این افراد در مجله‌های الکترونیکی رسمی رشته منتشر شود. گمان می‌کنم راه‌اندازی چند مورد از این‌گونه مجله‌های الکترونیکی توسط چند سازمان معتبر کتابدار،‌ از بار غیر قابل مدیریت تعداد مقاله‌هایی که اکنون برای تعداد انگشت شمار مجله رشته ارسال می‌شوند، خواهد کاست و افراد دیگری را که هم برای ادارة علمی و هم برای ویرایش ونشر مقاله الکترونیکی مستعد هستند، عملاً به حوزة نشر اندیشه‌های رشته وارد خواهد کرد. این هر دو،‌ تواناییهای بالقوة بسیاری را برای نشر و اشاعة اندیشه‌ها در رشته بالفعل خواهد کرد که باید پیش‌آمدی مبارک تلقی شود.
    · · ·
  17. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    گرفتن هزینة استفاده از کتابخانه‌ها: چرا و چگونه؟
    ·
    گرفتن هزینة استفاده از کتابخانه‌ها: چرا و چگونه؟

    گرفتن هزینة استفاده در ازای استفاده از برخی خدمات و منابع خاص کتابخانه، یکی از مسائل مناقشه­برانگیز در اقتصاد اطلاعات است و موافقان و مخالفان، در مورد آن نظرهای گوناگونی دارند.


    · گرفتن هزینة استفاده در ازای استفاده از برخی خدمات و منابع خاص کتابخانه، یکی از مسائل مناقشه­برانگیز در اقتصاد اطلاعات است و موافقان و مخالفان، در مورد آن نظرهای گوناگونی دارند. تحلیل اقتصادی هزینة استفاده و بدیلهای پیش­روی کتابخانه برای گرفتن این هزینه می‌تواند روشنگر باشد و پاسخی علمی به مخالفان است و نشان می­دهد که گرفتن هزینة استفاده، نه تنها لازم است؛ بلکه به کارآیی خدمات پایة کتابخانه هم کمک می­کند. مقالة حاضر، عمدتاً در صدد تحلیل اقتصادی این بدیلهاست.
    ● مقدمه:
    قیمت­گذاری برای استفاده از برخی خدمات و منابع هزینه­بردار کتابخانه از مقوله‌های مطرح در حوزة اقتصاد اطلاعات است که برای جلوگیری از بحران قیمت و مقابله با افزایش بی‌دلیل هزینة تمام­شده در کتابخانه صورت می­گیرد (باب­الحوائجی، ۱۳۸۶: ۳۳). توسعه فناوری ارتباطات و اطلاعات در انواع کتابخانه، افزایش تعداد کاربران آنها و تنوع انتظارها و تقاضاهای آنان از کتابخانه، ثابت ماندن و حتی گاه کاهش بودجة اختصاص یافته به آنها و لزوم تأمین قسمتی از بودجة لازم برای کتابخانه از خودش و سرانجام، لزوم پویایی و پاسخگوبودن روزافزون کتابخانه به کاربران در محیط و بستر رقابتی امروزی، برای بقا و مشتری­مداری، کتابخانه‌ها را بر آن داشته تا برای بهبود عملکرد و جبران برخی هزینه‌ها به خدمات انتفاعی و گرفتن هزینة استفاده از برخی خدمات و کالاهای خود روی بیاورند؛ البته این خدمات و کالاها جزو خدمات و کالاهای پایه و اولیه نیستند و تهیه و تدارک آنها برای کتابخانه هزینه‌بر است؛ یعنی در مقایسه با خدمات و کالاهای پایه، هزینة نهایی بالایی دارند؛ مثل خدمات جستجوی پیوسته و یا خدمات تحویل مدارک.
    بحث گرفتن هزینة استفاده از کاربران کتابخانه مورد بررسی و محلّ مناقشة بسیار است. مخالفان، بیشتر خدمات اطلاعاتی و غیرانتفاعی را مستمسک قرار می‌دهند و مدعی‌اند که کتابخانه فی نفسه برای ارائه‌ خدمات به شهروندان، در جامعة مردم سالار بنانهاده شده و در چنین جامعه‌ای، اطلاعات، حق شهروندان است و باید دسترسی آزاد و بدون هزینه به آن داشته باشند و موافقان هم بیشتر برآنند که گرفتن هزینه، ناقض چنین کارکرد پسندیده‌ای نیست؛ بلکه خدمات را بهبود می‌بخشد و باعث کارایی اجتماعی نهاد کتابخانه می‌شود؛ وانگهی رفتار کاربران را هم در استفاده از کتابخانه اصلاح می‌کند.
    در این مقاله، برآنیم که ضمن تعریف و تبیین کارکردهای هزینة استفاده و کاربرد آن در کتابخانه ـ در کلّ آنها، نه فقط کتابخانه‌ای خاص ـ و مرور نظر مخالفان و موافقان این مسئله، به این نکته بپردازیم که آیا به لحاظ اقتصادی، گرفتن هزینة استفاده در کتابخانه کارآست و اگر چنین است، به چه صورت باید انجام گیرد و دلایل اقتصادی خود را در این مسائل، بیشتر با در نظر گرفتن هزینة زمان صرف­شدة کاربر و هزینة کلی کتابخانه ارائه دهیم؛ ضمناً دلایل ارائه­شده صرفاً چارچوب نظری دارند و شیوه و سیاق به‌کارگیری آنها را مدیران کتابخانه‌ها ـ برحسب هدف، نوع، کاربران و شرایط اقتصادی و امکانات کتابخانه ـ تعیین می­کنند.
    ● هزینة استفاده و کارکردهای آن
    هزینة استفاده[۲] با اصطلاحات دیگری همچون پرداختی استفاده‌کننده[۳] و هزینة بهره‌برداری[۴]، مترادف است. این اصطلاح، تعاریف مختلفی دارد؛ مثلاً هزینه‌ای است که فقط افرادی می‌پردازند که از کالا یا خدماتی بهره می‌برند (در مقابل هزینه‌ای که از همه گرفته می‌شود)؛ یا پرداختی است در ازای استفاده از کالاها و خدمات عمومی، مثل پارکهای ملّی، آثار باستانی و برخی از خدمات کتابخانه‌های عمومی.
    در بیشتر موارد، گرفتن هزینة استفاده برای تأمین مالی برخی خدمات و کالاهاست که در جهت رشد و توسعة خدمات و بهینه‌سازی کالاها صرف می‌شود؛ امّا این، یک روی سکّه است؛ چیزی که کمتر بدان پرداخته‌اند، نقش هزینة استفاده در اصلاح رفتار مصرف‌‌کننده است؛ مثلاً اگر قرار باشد بابت به­کارگیری کالایی عمومی، هزینه‌ای معیّن پرداخت شود، استفاده‌کننده با دقت و ظرافت بیشتری به استفاده یا عدم استفاده از آن می‌اندیشد و احتمالاً آن کالا را ضایع نمی‌کند. اگر قرار باشد از کارخانه‌هایی که آلاینده‌های کمتری تولید می‌کنند، نسبت به آنهایی که مواد آلاینده را بی‌محابا در محیط می‌پراکنند، هزینة استفاده کمتری دریافت­شود، کارخانه‌های اخیر هم به کاهش آلاینده‌های خود و اصلاح شیوة تولیدشان ترغیب می‌شوند. در این موارد، جرح و تعدیل در هزینة استفاده، باعث اصلاح رفتار است؛ برای اینکه کارایی اجتماعی ـ نه لزوماً اقتصادی ـ حاصل­آید (United States…, ۲۰۰۶).
    اگر هدف از گرفتن هزینة استفاده، تأمین نسبی برخی هزینه‌هاست، متغیرهای بسیاری را باید لحاظ کرد؛ از طیف درآمد گرفته تا هزینه‌ها ـ حتی خود هزینة اخذ و ثبت همین هزینه‌‌ها. سود نهایی، باید دست کم، برابر هزینة نهایی باشد تا گرفتن هزینه، کارا محسوب شود.
    پرداخت هزینة استفاده، نوعی مبادلة‌ اختیاری است. افراد، خودشان تعیین می‌کنند که در ازای پرداخت هزینه، از کالا یا خدمتی استفاده بکنند؛ یا نه؛ البته این هزینه را نباید با مواردی همچون مالیاتها ـ که پرداختشان اجباری است ـ یا جرایم -که هدفشان، تنبیه است ـ یکسان دانست. اگر هزینة استفاده‌ گرفته نشود، کارآیی و رفاه اجتماعی، تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و یا افرادی در جهت استفادة غیرمنصفانه یا ناکارآمد از برخی کالاها و خدمات برمی‌آیند. به علاوه، ارائة برخی کالاها و خدمات را نمی‌توان تنها بر عهدة بازار گذاشت تا در قالب کالای خصوصی (یا متاع) خرید و فروش شوند؛ زیرا از عواقب این کار، بالا رفتن کاذب قیمتها و انحصارگری است؛ بنابراین، از این دید هم گرفتن هزینة استفاده، لازم است.
    ● بهای استفاده در کتابخانه‌ها: تاریخچه و دید کلّی
    گرفتن پول در قبال استفاده از منابع کتابخانه‌ای ـ البته به شکلی دیگر ـ پیشینه‌ای طولانی دارد. وقتی فقط یک نسخة دستنویس از کتابی ارزشمند در قفسة کتابخانه‌ای مربوط به تاریخ باستان یا قرون وسطی وجود داشت، امانت بردن آن، مستلزم به ودیعه گذاشتن برخی داراییهای خصوصی امانت‌گیرنده بود. برخی کتابخانه‌های دانشگاهی در قرون اخیر هم هزینه‌هایی را غیرمستقیم دریافت می‌کردند. گرفتن هزینة استفاده در کتابخانه‌ها اولین بار پس از جنگ جهانی دوم و با دریافت بهای تکثیر مدارک (فتوکپی) معمول شد. هرچند با تأمین هزینة کتابخانه‌ها از محل مالیات، اعانات و بودجه‌های دولتی، گرفتن هزینة استفاده را در کتابخانه عجیب نشان می‌داد؛ امّا از آنجا که بیشتر کتابخانه‌ها قربانی کمبود بودجه‌های عمومی و دولتی بوده‌اند و بخصوص بحرانهای اقتصادی سالهای اخیر، آنها را در معرض تنگناهای اقتصادی قرار داده است، اخیراً مجبور به تأمین قسمتی از هزینه‌ها از طرق دیگر ـ از جمله از راه گرفتن هزینه از کاربر ـ شده‌‌اند. زمانی قوانین محکم و سختی در سطح ملی و منطقه‌ای وجود داشت که گرفتن هزینه را در کتابخانه‌ها ـ بویژه کتابخانه‌های عمومی ـ قویاً نفی می‌کرد؛ ولی کم‌کم برای مواردی چون دیرکرد منابع، آسیب‌رسانی و تخریب آنها، استفاده از فناوری اطلاعات و رایانه‌ها و... هزینه‌ای از کاربر دریافت شد. این تساهل آشکار، ناشی از تجدیدنظر و اصلاح همان قوانین محکم و سخت پیشین بود! (Mahmood et al, ۲۰۰۵: ۱۰۵). امروزه گرفتن هزینه در قبال استفاده از منابع اینترنتی و پایگاه‌های اطلاعاتی در کتابخانه‌ها، امری بسیار رایج و پذیرفته شده است.
    کتابخانه از گرفتن هزینة استفاده، چند هدف دارد: تأمین هزینة بخشی از خدمات و کسب عایدی (به شرطی که هزینة این کار، بیشتر از سودش نباشد!)، تکیة کمتر به مالیات و اعانات بیرونی، تهیة خدمات و کالاهای هزینه‌بر و پرکاربرد، ایجاد تساوی بین کاربران (یعنی داشتن سهمی در پرداخت هزینه در قبال و به نسبت خدمات مورد استفادة آنان)، ایجاد امکان تعیین کالاها و خدمات مورد اقبال و کم و کیف آنها (در بلندمدت) و تخصیص مناسب خدمات با کارایی اجتماعی (به طوری که هزینة‌ نهایی با سود نهایی، همتراز باشد) برای جلوگیری از عرضة بیش از حد یا کمتر از حدّ کالا و خدمات و ناکارآمدی اجتماعی (در کوتاه مدّت) و مانند آنها (Van House, ۱۹۸۳: ۱۰۶).
    در کنار این مزایا، یک عیب عمدة گرفتن هزینة استفاده در کتابخانه ـ و عموماً در همة کالاها و خدمات عمومی ـ آن است که همه از عهدة پرداخت آن برنمی‌آیند. با این‌حال، کتابخانه با کارکرد آرشیوی، سازماندهی و اشاعة اطلاعات و خدمات پایه و اولیة‌ رایگان، دین خود را به جامعه ادا می‌کند و این نمی‌تواند نافی حق آن برای گرفتن هزینة استفاده باشد. حتی امروزه کتابخانه‌ها بخشی از درآمدهای خود را با اجاره‌دادن سالن همایش، اجارة مواد و وسایل سمعی و بصری، رزرو کتاب، تکثیر و گرفتن پول از افراد غیرعضو و ... تأمین می‌کنند (Geng, ۲۰۰۴: ۲).
    یک نمونة موارد لزوم گرفتن هزینة استفاده، خدمات مرجع الکترونیکی است. توجیه امر، ساده است: جستجوی اطلاعات و بازیابی آن، هزینه دارد و حتی، برخی کارگزاران، برحسب تعداد تک جستجوهای انجام شده، از کتابخانه وجه اشتراک می‌گیرند. هر بار جستجو، عملی منحصر به فرد است و مثل امانت کتاب نیست که تکرار شدنی باشد و بنابراین، هزینه­بر است. از خدمات نمایه‌سازی و چکیده‌نویسی خودکار، هزینه دریافت می‌شود؛ زیرا این خدمات در مقایسه با خدمات سنتی و چاپی آن، در وقت کاربر (هزینة فرصت وی) صرفه‌جویی می‌کند و گزینه‌های اطلاعاتی بیشتری به دست می‌دهد؛ پس هزینه‌بر بودنش، منطقی است. حتی تکثیر مدارک هم در وقت صرفه‌جویی می‌کند. تصور کنید لازم بود کاربر به جای فتوکپی مدارک غیرامانی، از آنها رونویسی کند! به علاوه، چه ایرادی دارد که کتابخانه‌ها از کاربرانی که به قصد سود کردن و نفع مالی، از اطلاعات آن کتابخانه بهره می‌برند، مطالبة پول کنند؟
    به هر صورت، این‌گونه نیست که کتابخانه هزینة استفاده را کامل و تمام بگیرد؛ بلکه به کاربر یارانه می‌دهد؛ مثلاً در ارائة خدمات جستجوی پیوسته، هزینه دستگاه و کارمند اطلاع‌یاب، به شمار نمی‌آید. از طرفی، همان‌طور که گفته شد، کتابخانه­ها بنا به صبغة فرهنگی و اجتماعی خود، بابت خدمات پایه و عمومی، هیچ‌وجهی دریافت نمی‌کنند و این همان خدمات رایگان است که مخالفان اخذ بها به اشتباه، با دیگر خدمات مستلزم بها، یکسان تلقی می‌کنند و از این‌رو، با آن مخالفت می‌کنند؛ البته گرفتن هزینة استفاده در بهبود خدمات پایه هم مؤثر است.
    ● مخالفان و موافقان گرفتن هزینة استفاده
    از دهة ۱۹۷۰ بدین‌سو، در مورد لزوم یا عدم لزوم گرفتن هزینة استفاده، بحث و جدل فراوان بوده و بسیاری موافق و مخالف این ایده نظر داده‌اند. در ادامه به اختصار برخی توجیه‌های عمدة هر دو گروه می‌آید (Mahmood et al, ۲۰۰۵: ۱۰۷-۸):
    موافقان، مزایایی چون کم شدن اتلاف منابع کتابخانه، باور کاربر به ارزش کالاها و خدمات، سودآوری فردی و شخصی اطلاعات، کمک به تصمیم‌گیری بهتر کتابخانه برای عرضة کالاها و خدمات مطلوب، تعدیل نسبی افزایش هزینه‌ها و فتح باب برای خدمات جدید را مطرح می‌کنند و مخالفان هم در مورد دغدغه­هایی مانند سنت‌شکنی خدمات رایگان کتابخانه، استفادة دوباره کتابخانه از مالیات با گرفتن هزینه استفاده و نابرابری در دسترسی کاربران با میانگین درآمد کمتر، به اطلاعات، سخن می‌گویند.
    در اینجا فقط به چند انتقاد عمده‌ می‌پردازیم و آنها را به لحاظ اقتصادی رد می‌کنیم. (بحث اصلی مقاله، فراتر از این است). آنان که می‌گویند گرفتن هزینة استفاده، نافی حق دسترسی آزاد و برابر به اطلاعات است، به این توجه نمی‌کنند که کتابخانه خدمات عمومی و پایه را رایگان و یا با پرداخت حق عضویتی بسیار کم، ارائه می‌دهد و هزینة استفاده در قبال خدمات هزینه­بر و خاصّ غیرپایه دریافت می‌شود. ضمناً مالیات، فقط بخشی از درآمد کتابخانه را تأمین می‌کند. در پاسخ آنان که به نابرابری ناشی از هزینة استفاده خرده می‌گیرند، می‌توان گفت که شریک کردن کاربران در هزینة خدمات خاصّ به آنها عین برابری است و نیز هر کتابخانه‌ای ممکن است گروهی را ـ به هر دلیلی ـ بیشتر از گروه یا گروه‌های دیگر در اولویت قرار دهد؛ مثلاً یک کتابخانة دانشگاهی به استادان بیشتر خدمات بدهد تا به دانشجویان.
    ● تحلیل اقتصادی هزینه استفاده
    علم اقتصاد به بدیلها می‌پردازد. افراد، مؤسسه‌ها و گروه‌ها، منابع ـ پول، انرژی، زمان و ... ـ محدودی دارند. هر انتخابی، برابر است با از دست دادن گزینه‌های دیگر. تحلیل اقتصادی به هزینه و کارایی و پیش‌بینی رفتار افراد در مواجهه با این بدیلها نظر دارد. هر جا پای منابع کمیاب ـ همچون اطلاعات و منابع کتابخانه ـ در میان باشد، اقتصاد و تحلیل اقتصادی نیز مطرح می‌شود. اینکه بپذیریم هزینة استفاده باید گرفته شود یا نه و اگر بله، چگونه، مستلزم تحلیل اقتصادی بدیلهای پیش‌روست.
    کاربران، انسان هستند و از این‌رو، ترجیحات و هدفهای استفاده‌شان از کتابخانه در مجموعه‌ای از عوامل تنیده است که تجزیه و تحلیل همزمان آنها بسیار مشکل است. در این نوشتار، برای تحلیل بدیلها از سنجه (معیار اندازه­گیری) عینی «هزینة زمان یا فرصت» استفاده می‌کنیم. وقتی می‌توانیم به تساوی در استفاده دست یابیم که هزینة استفاده را به سمت و سوی افراد پردرآمد، سوق داده و استفادة کم درآمدها را از کتابخانه افزایش دهیم. هزینة زمان استفاده برای هر کاربر، عبارت است از مقدار دستمزد یا درآمدی که آن شخص بر اثر استفاده از کتابخانه از دست می‌دهد (که برای هر فرد، بسته به میزان دستمزد وی در واحد زمان، متفاوت است).
    بر این اساس، گزینه‌های ممکن برای کتابخانه را یکی‌یکی بررسی و به لحاظ اقتصادی تحلیل می‌کنیم.
    الف) بدون گرفتن هزینة استفاده
    فرض می‌کنیم کتابخانه­ای طی گذر زمان، بدون دریافت هزینة استفاده، با تمام امکانات، به همة کاربران، خدمات بدهد. به لحاظ نظری، دستمزد کاربران به مرور زمان و با افزایش اطلاعات و تجربة‌ آنان، افزایش می‌یابد و به موازات این امر، هزینة زمان استفاده نیز افزایش می‌یابد و کاربران، کمتر به کتابخانه مراجعه می‌کنند و درصدد رفع نیاز اطلاعاتی خود از مجاری دیگر برمی‌آیند تا در فرصت و زمان، صرفه‌جویی کنند (مثلاً ‌به جای امانت کتاب به خرید کتاب روی می‌آورند). حالا استفاده از کتابخانه کم و کمتر می‌شود؛ زیرا ارزشهای سودآورتری به وجود آمده و خدمات جایگزینی با زمان کمتر در دسترس کاربران است. کتابخانه در مواجهه با این امر، باید کاری کند که کاربر، نسبت به قبل، زمان کمتری صرف یافتن یک واحد اطلاعات کند تا به استفاده ترغیب شود؛ مثلاً با افزودن تعداد ایستگاه‌های کاری، استخدام کتابدار مرجع تازه ­نفس و تسریع خدمات جستجوی پیوسته. این کار برای کتابخانه هزینه‌بر است و چون این کتابخانه، عایدی دیگری ندارد و مثل بسیاری از کتابخانه‌های دیگر، وضعیت بودجة غیرثابت و ناهمگونی دارد؛ پس عملاً نمی‌تواند دست به این کار بزند و کم‌کم کاربران ـ بخصوص کاربران فرهیخته و آموزش دیده‌اش را که هزینة زمان بیشتری دارند ـ از دست می‌دهد. نتیجه می‌گیریم که اگر کتابخانه هزینة استفاده دریافت نکند، راه به جایی نمی‌برد؛ چون به خاطر رایگان بودن خدمات، تقاضا بالاست و امکانات، محدود و روز به روز بر زمان انتظار برای رفع نیاز اطلاعاتی، اضافه می‌شود و این امر بر میزان استفاده تأثیر منفی می‌گذارد؛ پس «گرفتن هزینة استفاده: آری»؛ ولی چگونه؟‌ برای پاسخ به این سؤال، به بدیلهای دیگر می‌پردازیم.
    ب) دریافت هزینة استفاده برای تمام خدمات
    این شق، درست، عکس بدیل قبلی و جالب توجه است. کتابخانة پیش‌گفته ناگهان تصمیم می‌گیرد که هزینة استفاده از تمام خدمات را از کاربران اخذ کند. این هزینه به هزینة‌ زمان ـ که پیشتر افزایش‌یافته است ـ اضافه می‌شود. کاربران معترض می‌شوند و ناگهان صحنه را خالی می‌کنند. استفاده از کتابخانه بسیار کاهش می‌یابد، امّا واقعیت، چیز دیگری است. حالا که متقاضیان کم شده‌اند و در قبال استفاده، بهایی پرداخت می‌کنند، خدمات بهتری هم دریافت می‌کنند؛ چون ایستگاه‌های کاری، خلوت­تر است، کتابداران فرصت بیشتری برای پرداختن به امور کاربران دارند و زمان استفاده، کم شده است و بالطبع، هزینة زمان استفاده هم کمتر. این خدمات، کاربران دیگر را هم که سابقة استفاده داشته‌اند، ترغیب می‌کند تا دوباره به استفاده از کتابخانه روی بیاورند؛ زیرا در مقایسه با بهایی که می‌پردازند، سود بیشتری (به خاطر کم شدن هزینة زمان) کسب می­کنند؛ بخصوص آنها که از اطلاعات، سودآوری دارند؛ مثل تجار و کسبه. باز هم این کتابخانه به مرور زمان پراستفاده می‌شود. حالا بیشتر، افرادی به کتابخانه می‌آیند که از اطلاعات برای تولید و سود استفاده می‌کنند و درآمد بالایی دارند و دیگر چندان خبری از افراد کم‌درآمد نیست؛ چون اینان فکر می‌کنند بهای استفاده از کتابخانه برای آنان بیشتر از سودش است. با این­حساب، انتظار می‌رود میزان استفاده، کمتر از زمانی باشد که اصلاً هزینه‌ای بابت استفاده گرفته نمی‌شد. ولی این بدیل، توصیه نمی‌شود؛ زیرا هم به لحاظ کارکرد سنتی کتابخانه، کاری غیرمردمی است و معلوم هم نیست که میزان استفاده در بلندمدت، چقدر باشد و هم اینکه این بدیل به حیثیت و جایگاه اجتماعی کتابخانه آسیب می‌زند؛ استقلال آن را کم می‌کند و حمایت مردمی را کاهش می‌دهد و رسیدن به نقطة تعادل جدید، درازمدت است. اما بدیل بعدی:
    ج) هزینة استفاده برای خدمات به صرفه
    اکنون کتابخانه به جای گرفتن هزینة استفاده از تمام خدمات، دست به گزینش می‌زند و ارائة خدمات و کالاهای جدید و یا خدمات و کالاهای به صرفه‌تر را مقیّد به گرفتن هزینه‌شان می‌کند. برای مثال، پایگاه‌های کتابشناختی پیوسته را هم به پایگاه‌های کتابشناختی چاپی اضافه می‌کند که در زمان و فرصتی کوتاه‌تر (به صرفه‌تر) عمل می‌کنند. کاربران، مختارند که از خدمات عادی (بدون بها) استفاده کنند؛ یا از خدمات سریع و به صرفه که مستلزم پرداخت هزینه است؛ چون این خدمات برای کتابخانه گران تمام می‌شوند و اگر هزینة استفاده از آنها گرفته نشود، به دیگر خدمات لطمه می‌زند. مثال دیگر، انجام جستجوهای بیشتر و صرف وقت بیش از حد تعیین شدة استاندارد، در قبال گرفتن پول از کاربر است. در این حالت، امکان انتخاب وجود دارد: انتخاب خدمات عمومی با همه محدودیتها و وقتگیر بودنش؛ یا انتخاب خدمات به صرفه و سریع با تمامی مزایا و هزینه‌هایش. در تمام این موارد، خدمات نوین و خاصی عرضه شده و گرفتن هزینه منطقی است. اگر کاربر، کاهش هزینة زمان اخذ اطلاعات را مقدم بر پرداخت هزینة مالی بداند، بهای استفاده را خواهد پرداخت.
    در ادامه، کاربرانی که خدمات جدید و هزینه‌بر را سودمند می‌دانند، به این خدمات روی می‌آورند و این امر، تراکم و احتباس درخواست خدمات عادی (بدون بها) را کم می‌کند و در نتیجه، این خدمات نیز ارتقا می‌یابند و به افراد کم‌درآمد بیشتری تعلق می‌گیرند و در وقت آنان هم صرفه‌جویی می‌شود. هر دو طرف، مشتری خاص خود را خواهندداشت.
    اما اعمال این بدیل، وجهة خوبی ندارد و کاربران نمی‌توانند بپذیرند که همزمان، دو شق خدمات همسان وجود دارد که یکی در قبال پرداخت هزینه (ولو سریع‌تر) ارائه می‌شود و آن دیگری عادی (اگرچه رایگان) است.
    پس باید چاره‌ای دیگر اندیشید: انجام کاری واحد (مثل جستجوی رایانه­ای) به صورتی متفاوت از هم ـ یا توسط خود کاربر و رایگان، یا به کمک یک کتابدار خبره و در قبال گرفتن هزینه. بسته به نیاز، عمق اطلاعات و فوریت امر، خود کاربر می‌تواند یکی از این دو خدمت متفاوت و هم­هدف را انتخاب کند. نتیجه در درازمدت، افزایش هزینة استفاده از فرد خبره و هجوم کاربران به سمت رایانه، برای انجام فردی جستجو خواهد شد. این بدان معناست که باید در فکر ارتقای نظامهای بازیابی نیز بود تا هم هزینة کاربران و هم هزینة کتابخانه کاهش یابد.
    د) هزینة استفاده برای خدمات ابتکاری
    و سرانجام، کتابخانه می‌تواند به موازات دریافت هزینه‌ای برای خدمات متنوع خود، دست به نوآوری بزند؛ مثلاً با قیمتی کمتر، خدمتی ارائه دهد که پیشتر، انحصاری و در دست بخش خصوصی بوده است. با این کار، افرادی که مجبور بودند برای دریافت این خدمت به بخش خصوصی مراجعه ‌کنند با درآمدهای ـ بالا یا متوسط ـ به کتابخانه مراجعه می‌کنند و افراد کم درآمد هم که به سراغ بخش خصوصی نمی­‌رفته­اند، برای اولین بار از این نوآوری در خود کتابخانه بهره می‌برند. کتابخانه مجموعاً از این گزینه‌ها برای ارتقای خدمات (در سطح پایه و سطح گرفتن هزینه) استفاده می‌کند تا هم خدمات عمومی و هم خدمات خاص خود را عرضه­ کند.
    ● نتیجه‌گیری
    هزینة استفاده، بحثی مطرح در انواع خدمات کتابخانه‌های مختلف است و در قبال استفاده از خدمات خاصّ و هزینه­بر کتابخانه گرفته می‌شود. برخلاف نظر مخالفان گرفتن هزینة این کار، نه تنها به کارایی کتابخانه کمک می‌کند، بلکه تداوم بخش و تسریع‌کنندة امور خدمات پایه و رایگان هم هست و این کج‌فهمی مخالفان، از آمیختگی کارایی اجتماعی و سود فردی و خصوصی ناشی شده است. ارائة‌ خدمات در قبال گرفتن هزینة استفاده، بدیلی برای عامل وقت و زمان کاربر است که خود وی انتخابش می­کند. به کارگیری بدیلهای مختلفی که امکان انتخاب به کاربر بدهند ـ از تغییر رویّه‌ها و خدمات فعلی گرفته تا فراهم‌آوری خدمات جدید ـ به کارایی اجتماعی می‌انجامد. تکیه بر هزینة استفاده به استقلال و بهبود خدمات کتابخانه منجر می‌شود؛ ضمناً نظر به افزایش میانگین درآمد کاربران در گذر زمان و تغییر هزینة زمانی آنان، کتابخانه باید مدام در برنامه‌ها و خط‌مشی خود تجدیدنظر کند و زمان را در طراحی خدمات و نظامها و مطالعة کاربران، عاملی مهم در نظر بگیرد.
    · · حیدر مختاری
    منابع
    ـ باب­الحوائی ، فهیمه (۱۳۸۶). اقتصاد اطلاعات در کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی. اطلاع­شناسی. دورة ۴، شمارة ۳ و ۴ (تابستان) : ۵۰-۲۹.
    - Geng, Tan Hooi (۲۰۰۷). "Implementing fee-based services for libraries". NationalLibrary Boards. Accessed via: کد:

    http://www.consal
    . org/webupload/resource/brief/attachments [۲۴ Jun۲۰۰۷].
    - Mahmood, K; Hameed,A; Haidar, S.J. (۲۰۰۵). "Fee vs free based library services: survey of library leaders in Pakistan". Malaysian Journal of Library and Information Science. Vol. ۱۰, No.۲ (Dec):۱۰۵-۱۱۵.
    - United States Department of Agriculture. Economic Research Service (۲۰۰۶). Economic analysis and user fees. [report]. Accessed: کد:

    Publications
    [۱۵ June ۲۰۰۷].
    - Van House, Nancy (۱۹۸۳). Public Library User fees. London: Greenwood Press.
    ۱. دانشجوی علوم کتابداری و اطلاع­رسانی دانشگاه فردوسی مشهد و مسئول اطلاع­رسانی پزشکی ​
  18. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    کاربرد «فولکسونومی» در بازنمون تصاویر دیجیتالی: رویکردی نوین در نمایه‌سازی کاربرمدار
    ·
    کاربرد «فولکسونومی» در بازنمون تصاویر دیجیتالی: رویکردی نوین در نمایه‌سازی کاربرمدار

    در این مقاله، روشهای نمایه‌سازی تصاویر که تا کنون مطرح بوده به اختصار بیان گردیده و نظری کلی از چالشهای مربوط به نمایه‌سازی تصویر مبتنی بر مفهوم، فراهم آمده است.


    · در این مقاله، روشهای نمایه‌سازی تصاویر که تا کنون مطرح بوده به اختصار بیان گردیده و نظری کلی از چالشهای مربوط به نمایه‌سازی تصویر مبتنی بر مفهوم، فراهم آمده است. از روشی نوین با عنوان «فولکسونومی» یا «رده‌بندی مردمی» که به میزان قابل ملاحظه‌ای در دنیای کتابخانه دیجیتالی مورد توجه قرار گرفته است یاد می‌شود که در آن، برچسب‌زنی اجتماعی ابزاری برای افزایش توصیف اشیای دیجیتالی،‌ فراهم کردن محملی برای درونداد کاربر و درگیری بیشتر کاربر، تلقی می‌گردد. این مقاله، به ارزیابی مزایا و معایب فراداده‌های ساخته شده توسط کاربر در محتوای مجموعه تصاویر رقومی می‌پردازد و آن را با قالب فراداده‌ای ساخته شده به‌ طور حرفه‌ای و ابزار کنترل واژگان، مقایسه می‌کند. همچنین، ضمن تحلیل ویژگیهای رده‌بندی مردمی، درمی‌یابد که برچسب‌زنی مردمی می‌تواند به عنوان مکملی برای پیشینه های فراداده‌ای ساخته شده به طور حرفه‌ای به مرحله عمل درآید تا فرصتی برای کاربر به ‌منظور اظهار نظر دربارة تصویر فراهم آید.
    ● مقدمه
    تا پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، مجموعه‌های عکس برای عموم قابل دسترس نبود و تنها پس از آن و در دوره بین سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰، شاهد افزایش مجموعه‌های تصاویر بودیم . در این زمان، به علت رشد مجموعه عکس، مشکل دسترسی موضوعی به تصاویر مطرح شد. در ابتدا مجموعه های عکس و بازیابی موضوعی آن مورد توجه افرادی غیر از کتابداران قرار گرفت. به طور مثال، «خن»[۲] [کوهن] از مؤسسه هنر شیکاگو، در مقاله‌ای پیشنهاد می‌کند برای اسلایدها صفحه عنوانی مشابه آنچه در تک نگاشت ها وجود دارد در نظر گرفته شود (کرمی، نقل در مجله الکترونیکی نما،۱۳۸۵).
    بعدها پیشنهاد شد یک تصویر باید در هر زمان از سه منظر «پیش پیکرنگاری»[۳]، «پیکرنگاری»[۴] و «شمایل‌شناسی»[۵] مورد توجه قرار گیرد. مثلاً در نمایه‌سازی تصویری از برج ایفل، پیش‌پیکرنگاری (برج، رودخانه، درخت) پیکرنگاری (برج ایفل، رودخانه سابن) واصطلاحات شمایل‌شناسی (خیال انگیزی، تعطیلات هیجان انگیز) را باید به این تصویر اختصاص داد (لنکستر[۶]، ۱۳۸۲ ،ص۱۹۲-۱۹۱).
    در سال ۱۹۷۸ کنفرانسی با نام «منابع بصری» برپا شد که موضوع این کنفرانس دسترسی موضوعی به تصاویر بود. این کنفرانس مورد توجه محققان برجسته و متخصصانی قرار گرفت که در زمینه تصاویر کار می‌کردند. هدفها این کنفرانس در کنفرانس دیگری با نام «کنفرانس بلمونت» تداوم یافت. موضوع کنفرانس دوم که در سال ۱۹۸۰ تشکیل شد، دسترسی هوشمند به منابع بصری بود. شرکت کنندگان در این کنفرانس، ۹ نیاز یک سیستم پیکرنگاری را مطرح کردند و اشاره داشتند که این سیستم باید همه اصطلاحات مربوط به محتوا و مفهوم یک تصویر را در برگیرد. شرکت‌کنندگان بر این باور بودند که نمایه‌سازی موضوعی تصاویر بر پایه دو عنصر «مفهوم» و «محتوا» باشد. نمایه‌سازی مفهومی مسلماً محدودیتهایی دارد، زیرا تاحد زیادی انتزاعی و ذهنی است؛ بنابراین به آسانی قابل دستیابی نیست. افزون بر این، پیش‌بینی اینکه از یک تصویر در چه مواردی می‌توان استفاده کرد، دشوار است (کرمی، نقل در مجله الکترونیکی نما، ۱۳۸۵).
    گسترش فناوری دیجیتالی، دسترسی وسیع به منابع دیداری، که توسط کتابخانه‌ها و موزه‌ها نگهداری می‌شوند، را ممکن ساخته است. در دهة اخیر، مؤسسه‌های فرهنگی پروژه‌های دیجیتالی کردن در مقیاس گسترده را بر عهده گرفته‌اند تا مجموعه‌هایشان از عکسهای تاریخی و اسلایدهای هنری را به قالب دیجیتالی تبدیل کنند. تصاویر دیجیتالی شده از طریق مجموعه‌های دیجیتالی، با امکان کنترل بیشتر روی تصاویر و گزینه‌های متعدد جستجو، به کاربران روی وب ارائه می‌شود. پیشرفتها در حوزة سیستمهای نمایه‌سازی، بازیابی تصاویر و دستاوردها برای تعامل کاربر، با پیشرفتها در زمینة فناوری دیجیتالی و افزایش شمار مجموعه‌های تصویری همگام نبوده است (ترانت[۷]،‌ ۲۰۰۳).
    اخیراً وب فرصتی جدید برای اشتراک تصاویر دیجیتال و رده‌بندی آنها به وسیلة کلیدواژه‌های ساخته شده توسط کاربر به وجود آورده است. سایتهای حاوی عکس مثل flickr ( کد:

    www.flickr.com)،‌
    این امکان را فراهم می‌سازد که کاربران با استفاده از دایره اصطلاحات خود، تصاویر را بارگذاری و طبقه‌بندی کنند. نمایه‌سازی توسط کاربر که اغلب از آن به عنوان «فولکسونومی» یا «رده‌بندی» مردمی یاد می‌شود،‌ توجه قابل ملاحظه‌ای به خود جلب کرد ه است تا آنجا که برخی از طرفدارانش آن‌ را «انقلابی در طبقه‌بندی علوم و علوم انسانی» می‌نامند (استرلینگ[۸]،‌ ۲۰۰۵ ص۲۱۳).
    صحبت از انقلاب و دست کشیدن از استانداردهای فهرست‌نویسی و ابزار کنترل واژگانی، ممکن است کمی عجولانه به نظر برسد. از طرفی‌، رده‌بندی مردمی موجب بحثی جدی در جامعه کتابخانة دیجیتالی دربارة استفاده از کارکردهای اجتماعی شبکه،‌ درگیر کردن کاربران و تشکیل انجمنهای مجازی گردیده است.
    این مقاله ضمن بازنگری در پیشینة مربوط به نمایه‌سازی تصویر، نظرهایی کلی درباره «رده‌بندی مردمی» را مطرح و چالشها و مزایای برچسب‌زنی مردمی و پیامدهای ضمنی بالقو‌ه‌ آن را برای فراهم کردن نمایه‌سازی کاربرمدار در مجموع تصاویر دیجیتالی بررسی می‌کند.
    ● رویکردها به نمایه‌سازی تصویر
    در حال حاضر، از الگوهای مختلفی برای نمایه‌سازی تصاویر استفاده می شود که عبارتند از:
    ▪ رویکرد مبتنی بر محتوا
    ▪ رویکرد مبتنی بر متن
    ▪ رویکرد مبتنی بر ساختار
    ▪ رویکرد مبتنی بر مفهوم
    رویکرد مبتنی بر محتوا، تصاویر را بر اساس ویژگیهای ذاتی و اولیة آنها نمایه‌سازی می‌کند، که به وسیلة الگوریتمهای تحلیل تصویر متعدد پردازش می‌شوند. این ویژگیها شامل ساختار رنگ، خواص شکلی، بافت و ... است.
    بر اساس نمایه‌سازی مبتنی بر متن، چند شیوه برای بازیابی تصاویر وجود دارد:
    - جستجوی کلیدواژه‌ای با واژگان آزاد
    - جستجوی کلیدواژه‌ای با واژگان محدود
    - جستجوی مبتنی بر اصطلاحنامه که در آن نه تنها واژگان محدود است، بلکه روابط سلسله مراتبی (اصطلاحات اعم و اخص) و سایر روابط می‌توانند در فرایند جستجو مورد استفاده قرار گیرند.
    ویژگی عمومی نمایه‌سازی مبتنی بر متن، این است که پرسش جستجو از مجموعه‌ای از اصطلاحات همراه با روابط بولی شکل می‌گیرد و نمایة آن معمولاً شامل مجموعه‌ای نامنظم از اصطلاحات است. دو فرایند «نمایه‌سازی» و «بازیابی» می‌توانند به وسیله ابزارهایی (نرم افزارهایی) برای تورّق و انتخاب اصطلاحات از بانک واژگان پشتیبانی شوند.
    رویکرد مبتنی بر ساختار، توصیفهای پیچیده‌تری از جمله «روابط» را امکان‌پذیر می‌سازد. برای مثال، توصیفی از یک شیء عتیقه می‌تواند شامل توصیفی از اجزای تشکیل‌دهنده آن (برای مثال، کشوی یک جعبه) گردد. اجزای تشکیل دهنده، اشیایی هستند که می توانند با استفاده از ویژگیهایی مانند ماده، اندازه و شکل، توصیف شوند. اجزای تشکیل دهنده حتی می‌توانند اجزایی تشکیل دهنده برای خود داشته باشند؛ مثلاً کشوها دستگیره دارند. رویکرد مبتنی بر ساختار، درجه گسترده‌ای از پیچیدگی را در فرایند نمایه‌سازی ارائه می‌کند. توصیفات رابطه‌ای میان طبقات مختلفی از اشیا، می‌توانند تنوع گسترده‌ای داشته باشند. یک راه حل برای مشکل پیچیدگی فرایند نمایه‌سازی، استفاده از اصطلاحات متنی (بافتی یا زمینه‌ای) برای محدود کردن روابط و اصطلاحات ارائه شده به نمایه‌ساز می‌باشد (ویلینگا[۹] ودیگران،۲۰۰۱).
    نمایه‌سازی مبتنی بر مفهوم، دسترسی منطقی به محتوای دیداری یک تصویر را فراهم می‌کند. این نمایه شامل تبدیل اطلاعات دیداری به توصیف متنی به منظور بیان آنچه تصویر درباره آن است و آنچه را که نشان می‌دهد، می‌باشد. علاوه بر توصیف موضوعی، فراداده‌های تخصیص داده شده به یک تصویر می‌تواند اطلاعاتی درباره مالک و منشأ تصویر را نیز دربر بگیرد. فراداده‌های توصیفی بر اساس قالب فراداده‌ای استاندارد شده‌ای مثل Dubline core یا VRACore[۱۰] که از ابزار کنترل واژگانی و زبان طبیعی برای ارزیابی فراداده‌ها استفاده می‌کنند، ساخته شده‌اند. نمایه‌سازی مبتنی بر مفهوم به جهت تفسیر معنایی عکس، تعیین سرعنوانهای موضوعی و بازنویسی حاشیه و برنوشتهای تصویر، همچون سه رویکرد فوق نیازمند نمایه‌ساز انسانی است (ماتوزیاک[۱۱]،۲۰۰۶ ص۲۸۵).
    فرایند تبدیل محتوای یک تصویر به عبارتهای زبانی، چالشهای* مهمی در نمایه‌سازی مبتنی بر مفهوم مطرح می کند که در ادامه بدانها می‌پردازیم.
    برخی چالشها که به دلیل پیچیدگی و غنای رسانه دیداری به وجود آمده‌اند، عبارتند از:
    ▪ تصاویر فراوانند و اغلب هر یک شامل اطلاعات مفیدی برای پژوهشگران در حوزه های مختلف می باشد .
    ▪ تصویر اغلب با هدفی استفاده می‌شود که توسط خالق آن پیش‌بینی نشده است.
    ▪ تصویر واحد می‌تواند معنای متفاوتی برای افراد متفاوت داشته باشد.
    ▪ تصاویر می‌توانند لایه‌های متفاوت معنایی از تخصصی تا سطحی داشته باشند.
    ▪ برخلاف سند متنی، تصویر اطلاعاتی درباره مؤلف و خالقش ارائه نمی‌دهد.
    ▪ چالشهای دیگر در ارتباط با ابهامهای زبانی و محدودیتهای نمایه‌سازی توسط انسان:
    ▪ نبودِ توافق در خصوص ویژگیهایی از تصویر که باید نمایه شوند.
    ▪ دشواری تعیین عمق مناسبی از نمایه‌سازی.
    ▪ ذهنیت و هماهنگ نبودن نمایه‌سازانی که نمی‌توانند اصطلاحات نمایه را با درجه واحدی از انسجام به کار ببرند.
    ▪ مشکل تطابق اصطلاحات استفاده شده توسط کاربران به منظور تشریح نیازهای اطلاعاتی آنان با واژگان کنترل شده در نمایه‌سازی.
    ▪ دشواری طراحی و تطابق مدل ذهنی کاربر از مفهوم تصویر با مدل ذهنی نمایه‌ساز (ماتوزیاک، ۲۰۰۶. ص ۲۸۶-۲۸۵).
    ● مطالعات دربارة کاربر
    موفقیت یک کاربر در پیدا کردن تصاویر مورد علاقه، به کیفیت نمایه‌سازی تصویر و تطابق واژگان نمایه‌ساز با زبان کاربر بستگی دارد؛ با وجود این، مطالعات بسیار اندکی در ارزیابی تأثیر نمایه‌سازی تصویر از منظر کاربر انجام گرفته است. مطالعات دربارة کاربر عمدتاً روی گروه‌های خاصی متمرکز است و پرسشها در مجموعه‌های ویژه یا حوزه‌های موضوعی خاص، بررسی می‌شود. «آرمیتاژ»[۱۲] و «انسر»[۱۳] (۱۹۹۷) درخواستهای اعلام شده از هفت مرکز آرشیو تصویری را تجزیه و تحلیل کردند و آنها را مطابق با یک ماتریس سطحی[۱۴] و سه سطح از فشردگی طبقه‌بندی نمودند. آنها شباهتهایی در فرمول پرسش تصویر در مجموعه‌ای از کتابخانه‌های مختلف مشاهده کردند (آرمیتاژ و انسر، ۱۹۹۷ ص۲۹۷).
    «چویی»[۱۵] و «راسموسن»[۱۶] ( ۲۰۰۳) پرسشهای فرمول بندی شده توسط اعضای هیئت علمی و دانش‌آموختگانی که اطلاعات تصویری دربارة تاریخ آمریکا را در مجموعه حافظه کتابخانه کنگره آمریکا جستجو می کردند، بررسی نمودند. مطالعه آنها نشان داد بیشتر نیازهای کاربر در زمره نیازهای عمومی قرار می‌گیرد، در حالی که تنها درصد کمی به مقوله‌های خاص تعلق دارد. پژوهشگران دریافتند توصیفگرهای موضوع، عنوان و تاریخ عوامل مهم در ارائه و جستجوی تصاویر هستند (چویی و راسموسن،۲۰۰۳ ص۵۰۹).
    مطالعات بسیار اندکی از مشارکت کاربر در فرایند نمایه‌سازی یا درگیری کاربران، در توصیف تصاویر به عنوان بخشی از ارزیابی سیستمهای نمایه‌سازی انجام گرفته است. «هستینگز»[۱۷] (۱۹۹۹) پرسشهای کاربر، اصطلاحات تهیه شده توسط کاربر و اعمال بازیابی در مجموعه پیوسته نقاشیهای کارائیب معاصر را مقایسه کرد. در این تحقیق، از کاربران خواسته شد علاوه بر تهیة کلیدواژه‌ها، اصطلاحات نمایه‌ای تخصیص داده شده را رتبه‌بندی کنند. مطالعه «هستینگز» مشخص کرد کاربران نیاز دارند تا توصیفگرهایشان را با اصطلاحات نمایه‌ای در فرایند جستجو ترکیب کنند (هستینگز، ۱۹۹۹، ص۴۵۰).
    «یورگن سن» نیز در پژوهش خود از کاربران غیر متخصص خواست به توصیف تصویر بپردازند. وی روی انواع ویژگیهای تصویری و سطوح نمایه‌سازی تصویر تمرکز کرد. «یورگن سن» در مطالعة خود در سال ۱۹۹۸، تفاوتی بین ویژگیهای تصویری که کاربران توصیف می‌کنند و ویژگیهای مدنظر در سیستمهای نمایه‌سازی سنتی، مشاهده کرد. او توصیه کرد فرضیه‌هایی در زمینه واژگان کنترل شده و ابزار توصیفی جدیدتر مانند قالب فراداده‌ای مطرح و مورد آزمون قرار گیرد (یورگن سن[۱۸]، ۱۹۹۸، ص۱۷۲).
    ● نیاز به رویکردی تازه
    بررسی پیشینة پژوهش، نظر «هستینگز» (۱۹۹۹) را که می‌گوید «مشکل دسترسی منطقی به تصاویر در مجموعه‌های دیجیتال به طور عمده لاینحل باقی مانده است» منعکس می‌کند. این مشکل نیز نیاز به درگیری بیشتر کاربر در فرایند نمایه‌سازی و ارزیابی مهارتهای نمایه‌سازی از دیدگاه کاربر را مورد اشاره قرار می‌دهد. درعمل، کتابداران با شمار فزاینده‌ای از تصاویر رقومی که برای بازیابی به صورت پیوسته به نمایه‌سازی نیازمندند، در کشمکش هستند. تسلط بر مهارتهای خاص نمایه‌سازی سنتی هزینه و نیروی انسانی زیادی می‌طلبد و حتی متخصصان نمایه‌ساز مطمئن نیستند که بتوانند تنها روش یا بهترین روش را برای برآوردن نیاز کاربر فراهم می‌کنند. «ترانت» (۲۰۰۳) یادآور می‌شود، تفکری در میان کتابداران وجود دارد که کارهای بسیاری می‌تواند صورت گیرد تا دسترسی به مجموعه‌های دیداری، هم با استفاده از نمایه‌سازی موجود و هم با کاربردهای فناوریهای جدید، بهبود یابد. وی همچنین تشخیص داد که «با صحبت نکردن به زبان کاربران ممکن است با جامعه آنها بیگانه شویم». بسیاری از متخصصان نمایه‌سازی بر این باورند که مهارتهای نمایه‌سازی سنتی سندمدار برای نمایه‌سازی تصویر در محیط وب ناکافی است؛ از این رو رویکرد جدیدی را جستجو می‌کنند (ترانت،۲۰۰۳).
    ● رده‌بندی مردمی
    «رده‌بندی مردمی» رویکردی جدید برای سازماندهی محتوایی محیط وب ارائه می‌کند که کاربران توصیفات متنی‌شان را با استفاده از اصطلاحات زبان طبیعی (tags) ساخته و آنها را با اجتماعی از کاربران به اشتراک می گذارند. این سیستمِ سازماندهی نوپا و در حال رشد که در آن کاربران کلیدواژه‌ها را با مفهوم شخصی یا اشتراکی تخصیص می‌دهند، با عنوانهایی مانند «رده‌بندی مردمی»، «رده‌بندی توزیعی»[۱۹]، «برچسب‌زنی اجتماعی»، «رده‌بندی قومی» و «فولکسونومی» نام‌گذاری شده است. اصطلاح folksonomy، مرکب از دو واژه folk و taxonomy، به «توماس واندروال»[۲۰] نسبت داده شده است. این رده‌بندی از اقبال قابل توجهی برخوردار شده است. اما افرادی مانند «مرهولز»[۲۱] (۲۰۰۴) در مقاله‌ای تحت عنوان «رده‌بندی محلی و واژگان بومی» خاطرنشان می‌کند که اصطلاح فولکسونومی رایج نیست. تاکسونومی به یک ارتباط سلسله مراتبی اشاره می‌کند، در حالی‌که فرایند برچسب‌زنی در نرم‌افزار شبکه اجتماعی، توسط ساختار غیرسلسله مراتبی و تک‌سطح توصیف می‌شود. اصطلاح رده‌بندی مردمی در اینجا به منظور تأکید بر طبیعت مشارکتی برچسبهای ساخته شده توسط کاربران و استفاده آنها در متن اجتماع، استفاده شده است.
    برچسب‌زنی مردمی در بسیاری از سرویسهای وبی معرفی شده‌اند. کاربران می‌توانند برچسبهای خود را در «جانمای»[۲۲] وب‌سایت ( کد:

    Diigo - Web Highlighter and Sticky Notes, Online Bookmarking and Annotation, Personal Learning Network.
    یا dil.icio.us)، «پیامهای وبلاگی»[۲۳] (Technorati.com)، و عکسها ( کد:

    Welcome to Flickr - Photo Sharing
    ) تعیین کنند. [۲۴]CiteULike و [۲۵]connotea فرصتی برای برچسب زنی انتشارات دانشکده ای فراهم کرده اند. هدف از این برچسب زنی در این محیط اشتراکی، نه تنها برای سازماندهی محتوای وب برای یک کاربر، بلکه به منظور به اشتراک گذاشتن مقوله‌ها با دیگر کاربران است، بنابراین آنها اطلاعات طبقه‌بندی شده توسط دیگران را می‌توانند به سادگی تورق و بازیابی کنند. برچسب‌زنی اشتراکی زمانی بیشترین فایده را در بر دارد که هیچ فردی در نقش «کتابدار» برای رده‌بندی اطلاعات وجود نداشته باشد، یا اینکه محتوای زیادی برای نمایه‌سازی موجود باشد (ماتوزیاک، ۲۰۰۶، ص۲۸۷).
    ● رده‌بندی مردمی تصاویر رقومی
    وب‌سایتهایی وجود دارند که برای کاربران، فضایی برای ذخیره عکسهای دیجیتالی فراهم می‌کنند. از جمله این سایتها Flickr می‌باشد. آنچه Flickr را منحصر به فرد و پرطرفدار ساخته رده‌بندی و بهره‌گیری شبکه‌ای آن است که تعیین کردن برچسبها، اظهار نظر کردن و به اشتراک گذاشتن تصاویر و برچسبهای مرتبط را با اجتماعی از کاربران امکان‌پذیر می‌سازد. این سایت در فوریه ۲۰۰۴ راه اندازی شد.
    تصاویر Flickr به دلیل اشتراکی که اخیراً با یاهو برقرار کرده است، به عنوان بخشی از جستجوی تصویر یاهو نیز می‌باشد. «اریک کاستلو»[۲۶]، یکی از توسعه دهندگان Flickr، طی مصاحبه‌ای اظهار داشت Flickr ابتدا به عنوان ابزاری برای یک فرد تصور می‌شد تا مجموعه تصاویرش را سازماندهی کند و آنها را با استفاده از برچسب‌زنی ساده که روی جانمای سایت del.icio.us ساخته شده بود، با دوستان و خانواده به اشتراک بگذارد. اما در مدتی کوتاه، فشار برای رده‌بندی و تعامل اجتماعی گسترده‌تر از سوی جامعه کاربران (کسانی که علاقه‌مند در به اشتراک گذاشتن عکسها و برچسبهایشان با جمعیت وسیعتری بودند نه فقط با مجموعه کوچکی از دوستان) وارد آمد.Flickr یک سیستم برچسب‌زنی ساده و بدون قید و شرط فراهم کرده است. کاربران می‌توانند هر میزان برچسب که مایل باشند، با استفاده از کلیدواژه‌هایی که معتقدند برای عکسها مناسب‌ترین است، تخصیص دهند. آنها نیز فرصت این را دارند که ببینند دیگر کاربران چگونه برچسبها را در بافتار دیگر تصاویر به کار می‌برند. این جنبه از بررسی جمعی یا بازخورد بی‌واسطه، آن چیزی است که رده‌بندی مردمی را از نمایه‌سازی سنتی که معمولاً توسط نمایه‌ساز و در نبود کاربر انجام می‌گیرد، متمایز می‌سازد. این حلقه بازخورد تنگاتنگ، به شکل‌گیری یک ارتباط نامتقارن بین کاربران از سوی فراداده‌ها منجر می‌شود. در کاربردهای شبکه اجتماعی، مثل Flickr معنی در همان بافتاری که مورد استفاده قرار گرفته، ساخته و دربار? آن توافق می‌شود (شاو[۲۷]،۲۰۰۶).
    ● عام‌ترین برچسبهای Flickr در دهم ژانویه ۲۰۰۶
    ▪ نامهای خاص که محل جغرافیایی (Boston) را نشان می‌دهند، در کنار اصطلاحات موضوعی متناسب دیگر قرار گرفته اند. مانند bridge و building.
    ▪ ارتباطهای سلسه مراتبی وجود ندارد. Europe با Italy یا Rome در یک سطح قرار دارد.
    ▪ اسامی مفرد مانند animal، flower و dog با معادلهای جمع animals، flowers و dogs همراه هستند.
    ▪ کنترلی روی مترادفها وجود ندارد. newyork، newyork city و nyc در یک مجموعه قرار می گیرند.
    ▪ اصطلاحاتی مانند river یا rock با اصطلاحات انتزاعی تر مثل reflection آمده است.
    ▪ چندین برچسب مرکب وجود دارد که دو یا چند واژه را ترکیب می‌کند؛ مثل geotagging، black and white، road trip
    ▪ توصیفگرها مثل blue یا urban یا ضمایر (me) به سرعت به فهرست برچسبها اضافه می شوند.
    برخی از این ویژگیها مانند عدم کنترل مترادفها یا استفاده از مفرد و جمع، محدودیتهای رده‌بندی مردمی با هدف بازیابی را نمایان می‌کند. برخی از پژوهشگران ماهیت به هم ریخته و درهم برهم برچسب زنی اجتماعی را بخصوص به هنگام مقایسه با سیستمهای رده‌بندی مرسوم، یادآور می‌شوند (ماتوزیاک،۲۰۰۶ ص۲۸۹-۲۸۸).
    «گای»[۲۸] و «تونکین»[۲۹] در مقاله‌ای تازه، معایب اصلی فولکسونومی شامل غلطهای املایی، گروه‌های واژه‌ای بد کدگذاری شده، قالب مفرد و جمع، برچسبهای شخصی و برچسبهای تک استفاده را تجزیه و تحلیل کردند. نویسندگان برخی استراتژیها را برای بهبود برچسبهای به هم ریخته پیشنهاد کردند، اما دریافتند که دشواری چنین عملیاتی ممکن است کاربران را دلسرد کند. برخی برچسب‌زنی را به عنوان روشی تدریجی از سازماندهی اطلاعات می دانند که مسیر خود را به سوی ناکامی طی می‌کند. اما همان‌طور که وب به ما نشان داده است، می‌توانید مقدار شگفت‌انگیزی مطلب ارزشمند را از مجموعه داده‌های درهم و برهم استخراج کنید (گای و تونکین، ۲۰۰۶ ص۱۷۳-۱۷۱).
    «رده‌بندی مردمی» دارای نقاط مثبت بویژه برای توصیف و بازیابی تصاویر می‌باشد. سیستم «هم ـ پیوندی»[۳۰] برچسبها، از فعالیتهای تورّقی و کشف اتفاقی تصاویر در محیط دیجیتالی حمایت می‌کند. مهم‌ترین توانایی برچسب زنی اجتماعی، ارتباط نزدیک آن با کاربران و زبانشان می باشد. «میسز»[۳۱] (۲۰۰۴) خاطر نشان کرد، که برچسب‌زنی اجتماعی اختیارات کاربر در ترکیب کلمات، کاربرد اصطلاحات و صراحت را منعکس می کند. واژگان جاری و انعطاف‌پذیر می‌باشند، ضمن اینکه سیستم، اصطلاحات و لغات ارائه شده توسط کاربران را به سرعت دربرمی‌گیرد. ترکیبات بی‌نظم مترادفها، اختصارها، مفرد و جمعها حاکی از زبان طبیعی کاربران می‌باشد و این اصطلاحات شامل آنهایی است که کاربران هم برای توصیف تصویرشان استفاده می‌کنند و هم کلماتی است که آنها به احتمال زیاد به هنگام جستجوی تصاویر در دیگر مجموعه‌های دیجیتالی به کار خواهند برد (میسز، ۲۰۰۴).
    ● مشکلات اجرایی شدن برچسب‌زنی اجتماعی در مجموعه‌های تصویر رقومی
    رده‌بندی مردمی، تغییر مسیر مهم و امکاناتی جدید در زمینة نمایه‌سازی تصویر به وجود آورده است. اما راه‌حلی خارق‌العاده یا ساده برای امور ذاتاً پیچیده در توصیف تصویر ارائه نمی‌کند. برعکس، گمان می‌رود چالشها و مشکلات دسترسی منطقی به تصاویر در محیط شبکه اجتماعی چندگانه باشد.
    در بحث انگیزش نیز تفاوتی بنیانی بین رده‌بندی مردمی و نمایه‌سازی سنتی وجود دارد. کاربران سایت Flickr محتویاتشان (مجموعه‌های عکس دیجیتالی شخصی که می‌خواهند مرتب کنند و با دوستان، خانواده و جامعه وسیع‌تری به اشتراک بگذارند) را برچسب‌گذاری می‌کنند. در محیط شبکه دیجیتالی، کاربران در راستای منافع خود اقدام به برچسب‌زنی می‌کنند. برخی افراد از این رویکرد در رده‌بندی به عنوان برچسب زنی «خودپسندانه» یاد می‌کنند. پیش‌بینی اینکه آیا کاربران تمایل خواهند داشت تا تلاش و وقت خود را برای توصیف تصاویر موجود در کتابخانه‌ها و موزه‌ها بگذارند، مشکل است. برخی محققان نیز امور انگیزشی و پاداش را مطرح کرده‌اند. بحث درباره رده‌بندی مردمی در مجموعه‌های دیجیتالی به سطح نظری باقی خواهد ماند، مگر اینکه اجرای کاربردهای شبکه اجتماعی را در سیستم کتابخانه دیجیتالی در مقیاس عظیمی شاهد باشیم. همچنین، کتابداران باید محیطی تشویق کننده ایجاد کنند تا کاربران به شرکت در فرایند نمایه‌سازی و در اختیار گذاشتن تخصص خود علاقه‌مند گردند (ماتوزیاک، ۲۰۰۶، ص۲۹۴).
    ● پیامدهای ضمنی برای مجموعه های تصویر دیجیتالی
    اگرچه رده‌بندی مردمی راه‌حلی جهانی نیست، امّا با طرح برخی چالشهای گذشته و جدید، فرصتهایی برای ارتقای نمایه‌سازی تصویر و درگیر کردن کاربران ارائه می‌کند. بسیاری از کتابداران احتمالاً نگرانند چنانچه نمایه‌سازی در اختیار کاربران قرار گیرد، نقش فهرستنویسان حرفه‌ای چه خواهد شد؟ به طور جالب توجه این‌که، وقتی طراحی محیط رابط به سوی یک رویکرد کاربرمدارتر در حرکت بود، سؤالهایی مشابه توسط طراحان سیستم مطرح شده بود. به هرحال، طراحی محیط رابط با مشارکت کاربر و آزمون قابلیت استفاده، طراحان سیستم را بی‌کار نکرد.
    الزاماً رده‌بندی مردمی به عنوان جانشین نمایه‌سازی سنتی انگاشته نمی‌شود، بلکه ترجیحاًً به عنوان عاملی برای بهبود و تقویت نمایه‌سازی است. این دو رویکرد می‌توانند مکمل یکدیگر باشند. با در نظر گرفتن مشکلات دسترسی منطقی به منابع دیداری، نمایه‌سازی سنتی، همسازی بیشتری در نمایه‌سازی و بطور نسبی سطح مشابهی از اخصّیت در توصیف ویژگیهای تصویر ارائه می‌کند. واژگان کنترل شده و استانداردها دسترسی یکنواخت و قابلیت درون کنشی[۳۲] را مقدور می‌سازند. در سوی دیگر، رده‌بندی مردمی، موجب فراهم‌آوری زبان، دیدگاه و تخصص کاربر می‌شود و سرانجام ممکن است به نمایه‌سازی کاربرمدارتر منجر شود. بخصوص، فرصتهای فراوانی را برای درگیر شدن کاربر فراهم می‌کند.
    در محیط کتابخانه رقومی کنونی، کاربران نه تنها مجاز به افزودن کلیدواژه در فرایند نمایه‌سازی نیستند، بلکه برای اظهارنظر کردن روی تصویر یا فراهم کردن بازخورد در نمایه‌سازی، فرصت اندکی، دارند. در نتیجه، مجموعه‌های تصویری دیجیتال در مقایسه با سایتهایی مثل Flickr تقریباً ایستا و یکدست ظاهر می‌شوند. «هیدورن»[۳۳] (۱۹۹۹) نمایه‌سازی را به عنوان شکلی از ارتباط بین نمایه‌ساز و اشخاصی که تصاویر را در یک مجموعه جستجو می‌کنند، تلقی می‌کند. وی از میراث شناختی مشترک و زبان به عنوان عوامل اصلی ارتباط بین نمایه‌ساز و پژوهشگر نام می‌برد. در نمایه‌سازی سنتی سندمدار، این ارتباط یک سویه است. فهرست‌نویسان تعیین کننده ساختار و زبان توصیف هستند و کاربران در نهایت غیرفعال و دریافت‌کننده باقی می‌مانند. کاربردهای شبکه اجتماعی، اگر در مجموعه های دیجیتالی اجرا شود، ممکن است فرصتی برای مدل ارتباطی دوسویه فراهم کند (هیدورن، ۱۹۹۹، ص ۳۱۸-۳۱۶).
    شکاف بین زبان کاربر و واژگان کنترل شده در نمایه‌سازی، مشکل اصلی در فراهم آوردن دسترسی منطقی به تصاویر، تشخیص داده شده است. واژگان کنترل شده، زبان کاربر را منعکس نمی کند و برای هدف نمایه‌سازی تصویر، ابزار انعطاف ناپذیر و منسوخ شده تلقی می‌گردد. برچسبهای ساخته شده توسط کاربر ـ گرچه بدون ساختار و بهم ریخته‌اند ـ غنی‌تر، رایج‌تر و چند زبانی می‌باشند. چندین راه برای یکپارچه کردن زبان کاربر در مجموعه‌های دیجیتال وجود دارد:
    ▪ کاربران می‌توانند برچسبهای خود را به فراداده‌ها در رکوردها اضافه کنند.
    ▪ کاربران می توانند روی اصطلاحات تعیین شده توسط نمایه سازان بازخورد فراهم کنند.
    ▪ برچسبهای کاربران می تواند به منظور توسعة «واژگان کنترل شده‌ای که دقیقاً زبان کاربران را ادا می‌کند» مورد استفاده قرار بگیرد.
    به علاوه، اجرا کردن کاربردهای شبکه اجتماعی در مجموعه‌های دیجیتالی می‌تواند طرح ایجاد دانش مشارکتی را در ذهن بپروراند.
    کاربران می‌توانند به عمق توصیف تصویر و افزایش محتوای منطقی مجموعه‌های دیجیتالی کمک کنند. درگیری کاربران می‌تواند موجب اقتباس شکلهای مختلفی از برچسب‌گذاریها، اظهار نظر کردن در مورد تصاویر و همچنین تفسیر آنها شود. تخصص در تاریخ و زبان محلی بویژه در مجموعه‌های میراث فرهنگی، می‌تواند ارزشمند باشد؛ جایی که کاربران می توانند با دانش و دیدگاه منحصر به فرد خود، به شناسایی تصاویر و افزایش توصیف کمک کنند. اظهار نظرهای کاربران نیز می‌تواند به عنوان داده‌های باارزشی باشد که ارتباط مجموعه‌ها با نیاز کاربران و فراهم‌آوری رهنمودهایی برای توسعه مجموعه‌های تصویر دیجیتالی در آینده را فراهم آورد (ماتوزیاک، ۲۰۰۶، ص۲۹۵).
    ● حاصل سخن
    پدیده رده‌بندی مردمی، پرسشهایی را درباره یک الگوی ثابت در فعالیت کتابخانه‌ای کنونی، ـ جایی که نمایه‌سازی تصویر بدون حضور کاربران انجام می‌گیرد ـ مطرح کرده است. طراحی محیط رابط کاربرمدار در کتابخانه‌های رقومی، میزان قابل ملاحظه‌ای از توجهات را به خود اختصاص داده است. اما نمایه‌سازی تصویر هنوز از اصول سنتی سندمدارانه پیروی می‌کند. صحبت از رده‌بندی مردمی و «فراداده برای عامه مردم» شاید به شناخت زبان کاربر و دیدگاه‌های او به مجموعه‌های رقومی کمک کند که این خود به تأثیر متقابل بیشتر بین نمایه‌ساز و کاربر و محیط کاربرمدار منتهی می شود. اگرچه رده‌بندی مردمی به خودی خود پاسخی به بسیاری از مشکلات ذاتی در توصیف تصویر نیست؛ با این حال، می‌تواند به نمایه‌سازی کاربرمدارتر منتهی شود. از منظر یک متخصص شاغل در ساخت مجموعه‌های تصویری دیجیتال، این پدیده فرصتی را برای درگیری بیشتر کاربر و کمک به ایجاد جوامع مجازی فراهم می‌کند.
    · · منابع
    ـ کرمی، افسانه (۱۳۸۵). «نمایه‌سازی تصویردرپایگاه‌های اطلاعاتی». مجله الکترونیکی نما. شمارة سوم،دورة ششم.
    ـ لنکستر، اف دبلیو (۱۳۸۲). نمایه‌سازی و چکیده‌نویسی. ترجمه عباس گیلوری. تهران: چاپار.
    - Armitage, L.H and Enser, P.G.B.(۱۹۹۷),"Analysis of user need in image archives",Journal of Information Science, Vol.۲۳ No.۴, pp.۲۸۷-۹۹.
    - Choi, Y and Rasmussen, E.M. (۲۰۰۳), "Searching for images: the analysis of users` queries for image retrieval in American history", Journal of the American Society for Information Science and Technology, Vol.۵۴ No.۶, pp.۴۹۸-۵۱۱.
    - Guy, M. and Tonkin, E. (۲۰۰۶)," Folksonomies: tidying-up tags?", D-Lib Magazine, Vol.۱۲ No.۱, [on-line] available: کد:

    www.dlib.org/dlib/january۰۶/guy/۰۱guy.html
    - Hastings, S.K. (۱۹۹۹), "Evaluation of image retrieval systems: rol of user feedback", Library Trends, Vol.۴۸ No.۲, pp. ۴۳۸-۵۲.
    - Heidorn, B.P. (۱۹۹۹),"Image retrieval as linguistic and nonlinguistic visual model matching", Library Trends, Vol.۴۸ No.۲, pp.۳۰۳-۲۶.
    - Jorgensen, C (۱۹۹۸), "Attributes of images in describing tasks", Information Processing & Management, Vol.۳۴ Nos۲/۳, pp.۱۶۱-۷۴.
    - Mathes, A. (۲۰۰۴), “Folksonomies – cooperative classification and communication through shared metadata”, [on-line] available: کد:

    Index of /academic/computer-mediated-communication
    /folksonomies. html (accessed October ۲۸,۲۰۰۵).
    - Matusiak K., Krystyna.(۲۰۰۶), "Towards user-centered indexing in digital image collections",OCLC Systems&Services: International digital library perspectives, Volume ۲۲ Number ۴ ۲۰۰۶ pp. ۲۸۳-۲۹۸.[on-line] available: کد:

    Emerald
    /۱۰۶۵-۰۷۵X.htm
    - Merholz, P. (۲۰۰۴a), "Ethnoclassification and vernacular vocabularies", Agust ۳۰, [on-line] available: کد:

    peterme.com
    archives/۰۰۰۳۸۷.html
    - Shaw,Blake.(۲۰۰۶),"Learning from a Visual Folksonmy: Automatically Annotating images from Flickr". [on-line] available: کد:

    http://www.metablake.com/vdb.final.pdf
    - Sterling, B. (۲۰۰۵), "Order out of chaos", Wired, Vol.۱۳ No.۲, p۲۰۰۵, [on-line] available: کد:

    www.wired.com/wired/archive/۱۳.۰۴/
    view.html?pg=۴ (accessed December ۲,۲۰۰۵).
    - Trant, J. (۲۰۰۳), “Image retrieval benchmark database service: a needs assessment and preliminary development plan”, [on-line] available: کد:

    CLIR Reports
    trant۰۴/tranttext.htm
    - Wielinga, B. J. et al. (۲۰۰۱): "From Thesaurus to Ontology". [on-line] available: کد:

    http://www.cs.vu.nl/guus/
    Papers/ Wielinga۰۱a. pdf
    مجید سبزی‌پور دانشجوی کارشناسی ارشد علوم کتابداری واطلاع رسانی دانشگاه تهران sabzipoor۱۸۶۶@yahoo.com
    ۱. Kohn.
    ۲. Pre iconographic.
    ۳. Iconographic.
    ۴. Iconology.
    ۵. Lancaster.
    ۱. Ttrant.
    ۲. Sterling.
    ۱. Wielinga.
    ۲. (VRA): Visual Resource Association
    ۳. Matusiak
    * این چالشها در مورد سه رویکرد دیگر نیز مطرح‌اند. اما به دلیل کاربرد بیشتر این رویکرد در حوزه نمایه سازی تصویر در این قسمت ذکر گردیده است.
    ۱. Armitage.
    [۱۳] . Enser.
    [۱۴] . Facet_based matrix.
    [۱۵] . Choi.
    [۱۶] . Rasmussen.
    [۱۷] . Hastings.
    ۱. Jorgensen.
    ۱. Distributed classification.
    ۲. Thomas Vander Wal.
    [۲۱]. Merholz.
    ۴. Bookmark.
    ۵. Weblog posts.
    [۲۴]. کد:

    CiteULike: Everyone's library
    .
    [۲۵]. کد:

    Connotea: free online reference management for clinicians and scientists
    .
    ۱. Eric Costello.
    [۲۷] . Shaw
    ۱. Guy.
    ۲. Tonkin.
    ۳. Interlinked system.
    ۴. Mathes.
    ۱. Interoperability.
    ۱. Heidorn. ​
  19. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    روند واژه‌گزینی در علم کتابداری و اطلاع‌رسانی در زبان فارسی
    ·
    روند واژه‌گزینی در علم کتابداری و اطلاع‌رسانی در زبان فارسی

    برخورد تمدن ایرانی با علوم و صنعت جدید در صد سال اخیر تأثیر گسترده‌ای در زندگی سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی مردم پدید آورده است.


    · برخورد تمدن ایرانی با علوم و صنعت جدید در صد سال اخیر تأثیر گسترده‌ای در زندگی سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی مردم پدید آورده است. این تأثیر در خصوص مبانی ارتباطات و بهره‌جوئی از واژگان نو در زبان علمی به میزان قابل توجهی ملموس است. علوم انسانی در برابر این تقابل واکنش دیر هنگام لیکن مناسبی در ساخت و استفاده از برابر نهاده‌ها و معادل لغات نشان داد.
    زایش لغات نو در شکل‌های مختلف فردی و اجتماعی فراهم شد و سپس به نحو وسیع‌تری در متون و مجامع علمی ـ پژوهشی مورد بهره‌برداری قرار گرفت.
    از زمان تأسیس دانشگاه تهران در ١٣١٣ هجری شمسی، و توجه به ترجمهٔ متون علمی غرب آثار و تألیفات متعددی در موضوعات علوم انسانی انتشار یافته و در زمینهٔ علوم کتابداری توجه به توسعهٔ این رشته و نیاز به متون و مواد علمی موجب شد تا بنیادهای این موضوع استحکام یابد، به نحوی که کوشش‌های درخور و شایست‌های در روند واژه‌گزینی حوزهٔ این علم فراهم آمد.
    · · احمد شعبانی ​
  20. آفلاین

    *SARA* کاربر فعال بخش دانشجویان

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 23, 2010
    ارسال ها:
    9,028
    تشکر شده:
    98
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Law Student
    محل سکونت:
    تهران
    معرفی پایگاه oclc و وب جهانگستر world cat

    معرفی پایگاه oclc و وب جهانگستر world cat

    OCLC سازمانی غیرانتفاعی است که ۶۹کتابخانه را در سطح ۱۲۰ کشور در سراسر جهان از خدمات خود بهره‌مند نموده است. مأموریت اصلی این سازمان «ایجاد امکان دسترسی بیشتر به اطلاعات جهان و کاهش هزینه‌های کتابخانه‌ها از طریق ارائه خدمات به کتابخانه‌ها و کاربران آنها» است.


    · ● درباره OCLC
    OCLC سازمانی غیرانتفاعی است که ۶۹کتابخانه را در سطح ۱۲۰ کشور در سراسر جهان از خدمات خود بهره‌مند نموده است. مأموریت اصلی این سازمان «ایجاد امکان دسترسی بیشتر به اطلاعات جهان و کاهش هزینه‌های کتابخانه‌ها از طریق ارائه خدمات به کتابخانه‌ها و کاربران آنها» است. OCLC با درنظرگرفتن این چشم‌انداز که رهبری همکاری جهانی بین کتابخانه‌ها را به دست خواهد گرفت، فعالیتهای خود را جهت می‌دهد و با فراهم‌ آوردن دسترسی اقتصادی به دانش از طریق نوآوری و مشارکت؛ کتابخانه‌ها را در ارائه خدمات به مردم یاری می‌رساند.
    ▪ تاریخچه
    این سازمان در سال ۱۹۶۷ برای به اشتراک گذاشتن منابع کتابخانه‌ها و کاهش هزینه‌های آنها، توسط رؤسای دانشگاهها پایه‌ریزی شد. در سال ۱۹۶۷ مسئولین دانشکده ها و مدارس عالی در اوهایو یک سیستم کامپیوتری به نام مرکز کتابخانه ای کالج اوهایو را ایجاد نمودند . که در آن کتابخانه های موسسات آکادمیک اوهایو می توانستند در منابع مشترک شده و هزینه ها را کاهش دهند . اولین دفاتر oclc در کتابخانه اصلی دانشگاه ایالتی اوهایو مستقر گردیدند و محل کنونی آن در فرانتس رود در دوبلین است oclc از یک سیستم کامپیوتری منطقه ای برای ۴۵ کالج اوهایو شروع شد و در نهایت به یک شبکه بین المللی تبدیل گردید . در سال ۱۹۷۷ اعضای oclc از اوهایو با عضویت کتابخانه های خارج از اوهایو موافقت کردند و امروزه حدود ۶۹هزار کتابخانه از ۱۲۰ کشور و حوزه جغرافیایی در سطح جهان در فعالیتهای oclc مشارکت داشته و از خدمات آن استفاده می نمایند. روزانه روزآمد می شود و هر سال حدود ۲ میلیون رکورد جدید به آن اضافه می شود. OCLC در سال ۱۹۷۱ یک سیستم فهرستنویسی پیوسته مشترک را برای کتابخانه‌ها وارد عرصه کتابداری نمود که امروزه توسط کتابخانه‌های سراسر جهان موردبهره‌برداری قرار می‌گیرد. خدمات امانت بین کتابخانه‌ای این سازمان در سال ۱۹۷۹ آغاز شدند و از آن زمان تاکنون بیش از ۱۲۷ میلیون خدمت امانی میان ۶۹۲۸ کتابخانه در سطح جهان رد و بدل شده است. در سال ۱۹۹۱ نیز خدمت FirstSearch به عنوان یک ابزار مرجع به خدمات این سازمان افزوده شد و در حال حاضر توسط ۲۰۰۳۵ کتابخانه مورد استفاده قرار می‌گیرد.
    ▪ عضویت
    عضویت در OCLC یک اقدام همکاری منحصربه‌فرد است چراکه کتابخانه‌های عضو از این طریق می‌توانند دسترسی جهانی به تمام خدمات و پایگاههای اطلاعات این سازمان شامل WorldCat را برای خود فراهم آورند.
    OCLC توسط اعضای خود اداره می‌شود و ساختار مدیریتی آن شامل اعضای عمومی، اتحادیه اعضا، و هیئت امنا می باشد.به دنبال تشکیل شورای استفاده کنندگان oclc امروزه انواع مختلف کتابخانه ها از خدمات oclc استفاده می نماید . این شورا متشکل از کتابداران و سایر شرکائی است که شایستگی و صلاحیت آنها برای عضویت منوط به میزان سهمی است که در فهرستگان آنلاین oclc دارند. کتابخانه ها با عضویت در oclc می توانند به همه اطلاعات جهانی و به تمامی خدمات و پایگاههای اطلاعاتی دسترسی یابند . این عضویت ، بزرگترین کنسر سیوم کتابخانه های جهانی را در بر می گیرد . تعداد اعضای آن تا سال ۱۹۹۱ بیش از ۷۰۰۰ کتابخانه در سراسر دنیا بود که اکثر آنها از امریکا وکانادا بودند.
    ▪ نحوه اداره oclc
    شبکه oclc توسط اعضای آن اداره می شود ساختار مدیریتی آن متشکل از اعضای عمومی ، شورای اعضاء و هیات امناء می باشد .
    ▪ اهداف OCLC
    هدف oclc طراحی و ایجاد یک نظام کامپیوتری بود به نحوی که مشارکت منابع و تقلیل هزینه برمبنای افزایش سهولت دستیابی و استفاده از پیکره روبه رشد دانش و اطلاعات علمی ، ادبی و آموزشی و افزایش قابلیت دسترسی به منابع کتابخانه برای مراجعین به کتابخانه ها و کاهش هزینه های هر واحد کتابخانه می باشد.
    ▪ خدمات و سرویس های oclc
    امروزه oclc به منظور تامین نیازهای انواع کتابخانه ها در سطح جهان ، طیف وسیعی از خدمات را ارائه می دهد که شامل خدمات فهرستنویسی ، امانت بین کتابخانه ای ، جستجو و فهرستگان ادواریها می باشد . به طور کلی می توان گفت که در سه زمینه: ۱_ خدمات مرجع و نشر الکترونیکی۲- توسعه فهرستنویسی ۳- خدمات اشتراک منابع و توسعه بین المللی فعالیت داشته است . یکی از مهترین خدمات و سرویسهای oclc سرویس امانت بین کتابخانه ای است که در سال ۱۹۷۹ معرفی. یکی دیگر از این سرویسها خدمات جستجوی اولیه می باشد که به عنوان یک ابزار مرجع در سال ۱۹۹۱ معرفی شد و اکنون در ۱۹۴۶ کتابخانه استفاده می شود . مقالات مجلات در oclc به طور الکترونیک ذخیره می شود . کتابخانه ها می توانند از طریق شبکه جهانی وب ، با استفاده از یک مرورگر وب اشتراکی و از طریق رابط پشتیبانی کننده از جستجو در مجلات به آنها دست یابند . از طریق خدمات جستجوی اولیه استفاده کنندگان می توانند به ۷۰ پایگاه اطلاعاتی مشهور و شناخته شده دسترسی پیدا کنند این بخش همچنین دارای پیوندهای (link) متعددی به منابع تمام متن ، مجلات تخصصی الکترونیکی ، منابع مرجع وب و پیوندهایی برای دستیابی به موجودی کتابخانه ها و امانت بین کتابخانه ای و خدمات تحویل مدرک می باشد .یکی دیگر از خدمات و سرویس های oclc سرویس همکاری کتابخانه ای مرکز خدمات غرب است . این سرویس به منظور استفاده از قدرت جمعی ۱۷۰۰ کتابخانه عضو بر سه نوع خدمات متمرکز است و فراهم آوری امکاناتی برای ایجاد پایگاه اطلاعاتی ، حفاظت و رقمی کردن منابع و ایجاد فرصت های آموزش می باشد.
    ▪ پژوهش
    موارد زیر از جمله اقداماتی هستند که OCLC در زمینه پژوهش انجام می‌دهد:
    ـ پژوهش را در سطح دانشگاهها و سایر مراکز پژوهشی ـ چه در داخل و چه در خارج ـ هدایت می‌کند،
    ـ «ابتکار عمل فرادادة هسته‌ای دوبلین»[۲] برای سهولت بازیابی منابع الکترونیکی، استانداردی جهانی را پیشنهاد می‌کند که متشکل از ۱۵ عنصر فراداده‌ای است،
    ـ سلسله سمینارهای ممتاز OCLC، برانگیزانندة تبادل عقاید در خصوص موانع زمانی، فضایی، و رشته‌های علمی هستند.
    خدمات و پایگاههای اطلاعات
    این سازمان برای پاسخگویی به نیازهای انواع کتابخانه‌ها خدماتی به شرح زیر ارائه می‌دهد:
    ـ ابزارهای فهرستنویسی؛
    ـ پایگاههای اطلاعات مرجع و خدمات جستجوی پیوسته؛
    ـ ابزارهای اشتراک منابع؛
    ـ خدمات حفاظت و نگهداری [مواد کتابخانه‌ای]؛
    ـ رده‌بندی دهدهی دیویی.
    oclc در راستای اهداف و فعالیتهای خود دارای پایگاههای اطلاعاتی متعددی است شامل موارد زیر می باشد . World cat , Articlefirst , Net first , Electonic collection online , paperfirst , pais interntional , proceedings first , oclc union lists of periodicalsدر این میان پایگاههای اطلاعاتی world cat بیشترین استفاده را در آموزش عالی دارد و سابقه دانش بشری را از ۴۰۰۰ سال گذشته تا کنون به ۴۰۰ زبان در برمی گیرد
    ● WorldCat دنیایی از اطلاعات
    WorldCat قلب همکاری OCLC است. این خدمت سمبل ایده‌آلی از همکاری بین کتابخانه‌هاست که دسترسی به مجموعه‌ای مجازی را فراهم می‌آورد که هیچ کتابخانه‌ای به تنهایی قادر به داشتن چنین مجموعه‌ای در خود نیست.این خدمت که در سال ۱۹۷۱ به جمع خدمات OCLC وارد شد، ۵۴ کتابخانه دانشگاهی و دانشکده‌ای را در «اوهایو» به هم پیوند می‌داد. در حال حاضر، این مجموعه دربرگیرندة فهرستهای ادغام شدة کتابخانه‌ها در سراسر جهان است و در واقع بزرگترین و غنی‌ترین پایگاه اطلاعات کتابشناختی به حساب می‌‌آید.
    لوگوی جدید WorldCat ـ که به‌عنوان طرح دو رنگ زمینه «اتفاق» استفاده شده است ـ نمادی است از مشارکت جهانگستر کتابخانه‌ها. پنج بازوی لوگو، بیانگر چیزهای بسیاری هستند: پنج قاره، پنج حس (بویایی، چشایی، بینایی، شنوایی، و لامسه)، پنج حوزه اصلی خدمات OCLC (فهرستنویسی، مدیریت مجموعه، دیجیتال‌سازی و حفاظت مواد کتابخانه‌ای، مرجع، و اشتراک منابع) میان سایر کتابخانه‌هاست. بالاخره این لوگو، نمایانگر دارایی منحصربه‌فردی است که به آنهایی تعلق دارد که به ساخت این مجموعه ادامه می‌دهند.
    WorldCat بیش از ۴۹ میلیون رکورد کتابشناختی را در خود جای داده است که هر رکورد ئربرگیرندة توصیف فیزیکی مدرک و اطلاعاتی از محتوای آن می‌باشد. همچنین OCLC محتوای ارزیابانه‌ای نظیر فهرست مندرجات، جلد اثر، خلاصه کتابها، و یادداشتهایی در خصوص نویسندگان به موارد یاد شده می‌افزاید.
    WorldCat کتابداران، دانشمندان، دانشجویان، محققان، و متقاضیان اطلاعات را به مجموعة ثبت‌ شده‌ ۴۰۰۰ ساله‌ای از منابع اطلاعات ـ از لوحهای گلی تا کتابهای الکترونیکی و از اطاعات ضبط شده روی موم تا MP۳ ها ـ متصل می‌نماید. به محض تعیین منبع دلخواه، لیستی از کتابخانه‌های عضو دارندة مواد درخواستی در WorldCat ضمیمه شده‌اند که جوینده اطلاعات را به محل نگهداری منبع رهنمون می‌کنند. بنابراین اگر فردی در جستجوی منبعی باشد، امکان دسترسی به آن از طریق WorldCat مهیا شده است.
    ▪ آمارهای WorldCat
    این خدمت بین جولای ۲۰۰۱ و جون ۲۰۰۲ به ۷/۲ میلیون رکورد رشدیافته است. کتابخانه‌ها برای فهرستنویسی و تنظیم موجودی خود، ۴/۴۹ میلیون مورد از موجودی این پایگاه را مورد استفاده قرار داده و ۹/۸ میلیون مورد امانت بین کتابخانه‌ای ترتیب داده‌اند. همچنین کارکنان و کاربران کتابخانه‌ها برای پژوهش، مرجع، و جایابی مواد، ۶/۳۵ میلیون جستجو در WorldCat را از طریق امکان FirstSearch به انجام ‌رسانده‌اند.
    ▪ ارزیابی WorldCat
    اعضای OCLC و مؤسسه‌های همکار از طریق خدماتی به WorldCat دسترسی پیدا می‌کنند که در زمان و منابع آنها صرفه‌جویی ایجاد می‌کند.
    ▪ ارزشهای افزوده کیفی
    OCLC در زمینه ادارة WorldCat با جدیت خاصی عمل می‌کند. بیش از ۴۳۵۵۹ کتابخانه در سراسر جهان به کیفیت رکوردهای موجود در این پایگاه متکی هستند، از اینرو OCLC نیاز سازمانی متقاضیان و استفاده‌کنندگان خدمات خود را درنظرگرفته و در روزآمدسازی آنها دقت ویژه‌ای دارد. خواه اطلاعات این پایگاه برای نیازهای مرجع استفاده شوند، اشتراک منابع، یا فهرستنویسی؛ تعهد OCLC در ارائه خدمات کیفی‌تر، دسترسی سریعتر، و رکوردهای کتابشناختی دقیقتر به قوت خود باقی است.این سازمان، کیفیت را از طریق مطابقت دادن با استانداردهای بین‌المللی و هدایت برنامه‌های کنترل کیفیت ایجاد و تضمین می‌نماید. برنامه‌های کنترل کیفیت در OCLC و مؤسسه‌های عضو، رکوردهای WorldCat را از طریق حذف موارد تکراری و اصلاح اشتباهات بهبود می‌بخشند. همچنین، برنامه‌های بهینه‌سازی بخش کنترل کیفیت OCLC، و برنامه حذف خودکار تکراریها و شفاف‌سازی رکوردها، کیفیت بالایی را تضمین می‌نمایند.
    ▪ فهرست‌نویسی
    فهرستنویسی مشترک با OCLC به صورت منحصربه‌فردی، سرمایه‌گذاری بلندمدت ارزشمندی در آینده کتابخانه‌‌ها به‌شمار می‌رود زیرا WorldCat:
    ـ دربرگیرندة بیش از ۴۹ میلیون رکورد فهرستویسی است که توسط کتابخانه‌های سراسر جهان ایجاد شده‌اند، البته با این توضیح که در هر ۱۲ ثانیه یک رکورد به این مجموعه افزوده می‌شود.
    ـ دانش ثبت شده‌ای را با ۴۰۰ زبان زنده دنیا را با گستره‌ای بالغ بر ۴۰۰۰ سال در خود جای داده است.
    ـ و بالاخره دربرگیرندة ۸۸۷۳۳۴۹۸۹ فهرست جایابی است.
    ـ پرمراجعه‌ترین پایگاه اطلاعات در حوزه آموزش عالی به شمار می‌رود.
    ● FirstSearch
    کتابخانه‌ها و مراجعان آنها می‌توانند از طریق این خدمت به جستجو در پایگاه اطلاعات WorldCat اقدام کنند. پایگاه WorldCat نیز برای جستجوی علاقه‌مندان در FirstSearch امکان سرعنوانهای موضوعی کتابخانه کنگره را به عنوان یک تزاروس قابل جستجو فراهم آورده است.همچنین فضاهایی (آیکونهایی) برای نمایش انواع مدارک درنظر گرفته شده است و رکوردهای بسیار زیادی دارای تصویر و فهرست مندرجات هستند. در صورت اشتراک و استفاده از این خدمت، می‌توان از خدمات شرکایی مانند باوکر((Bow ker، ابسکو(EBSCOhos)، و اکس لیبریس( (ExLibris بهره‌مند شد.
    ▪ امانت بین کتابخانه‌ای
    دسترسی به WorldCat از طریق خدمات امانت بین کتابخانه‌ای OCLC علاوه بر صرفه‌‌جویی در زمان، اجازة استفاده از امکانات زیر را نیز فراهم‌ می‌آورد:
    ـ کنکاش در زمینه صحت اطلاعات کتابشناختی؛
    ـ یافتن امانت‌دهندگان از طریق ارائه سیاهة کتابخانه‌هایی که مدرک موردنظر را نگهداری می‌کنند؛
    ـ جایابی سریع موادی که یافتن آنها دشوار یا ناممکن است.
    با توجه به اهمیت WorldCat به‌عنوان یکی از خدمات ارزندة OCLC و توجه خاص OCLC به تعهد و جایگاه خود در زمینه همکاریهای جهانی و بسط آنها، استراتژی سه ساله‌ای طراحی و تبیین شده است که در آن به توصیف استراتژی نوین WorldCat و چهار برنامه پشتیبان آن می‌پردازد. در شمارة قبل برای آشنایی خوانندگان با OCLC و خدمت WorldCat کلیاتی مطرح شد. بنابراین در این شماره خلاصه‌ای از این استراتژی سه ساله و برنامه‌های پشتیبان آن ارائه می‌شود.
    ▪ وب جهانگستر و کتابخانه‌ها
    وب جانگستر، کتابخانه‌ها و OCLC را با فرصتها و چالشهایی روبرو کرده است. استفاده مطلوب از این فرصتها حین رویارویی با چالشها نیازمند:
    ـ درک محیط وب شامل انتظارات افزایش یافته کاربران؛
    ـ نقش تغییر یافتة کتابخانه‌ها در این محیط؛ و
    ـ نقش OCLC،‌ شبکة منطقه‌ای ایالات متحده، و سهامداران بین‌المللی در کمک به موفقیت کتابخانه‌ها در این محیط است.OCLC ـ به‌ عنوان یک همکاری بین کتابخانه‌ای ـ نیازمند برنامه‌ای عملیاتی است تا رهبری شکل دادن به محیطی را فراهم آورد که کتابخانه‌ها در آن بتوانند به موفقیت دست یابند.
    این مدرک برنامة عملیاتی پیش‌ گفته و خدمات جدیدی را ارائه می‌کند که OCLC در سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ برای کمک به کتابخانه‌ها در استمرار همکاریشان جهت پاسخ به نیازهای کاربران در محیط وب، به انجام خواهد رساند.
    OCLC در پاسخ به ایده‌های مطرح شده از سوی مجمع کاربران OCLC، کمیته‌های مشاوره OCLC، و شبکه‌های منطقه‌ای الحاقی OCLC ایالات متحده که بیانگر نیازها و نقشهای در حال تغییر کتابخانه‌ها هستند، این استراتژی را دنبال می‌کند. به علاوه، دریافت ایده‌هایی از سوی این جامعه کتابخانه‌‌ها از طریق نشستهای متمرکز گروهی به شکل دادن این استراتژی کمک کرد.
    ● مروری بر گسترش WorldCat
    استراتژی سه سالة OCLC به گسترش WorldCat در حد یک منبع اطلاعات شبکه‌شده در سطح جهان برای تأمین دسترسی عمومی به محتوا و تخصص کتابخانه‌ها، موزه‌ها، و سایر مراکز واسپاری اطلاعات علمی، ادبی، و آموزشی جهان اختصاص دارد.تا به حال، WorldCat عمدتا" بر افزایش دسترسی کاربران به اطلاعات کتابشناختی و موجودی کتابخانه‌ها تمرکز داشته است. در حالی‌که استفادة کاربران نهایی از WorldCat مرتبا" در حال افزایش است، این پایگاه اطلاعات کتابشناختی همچنان به عنوان ابزاری در اختیار کتابداران است تا برای مدیریت مجموعه‌ها و اشتراک منابع خود از آن بهره جویند. نسخة توسعه یافتة WorldCat شامل یک پایگاه دانش مشترک و مجموعه‌ای یکپارچه از‌ ابزارها و خدمات مبتنی بر وب خواهد بود که تولید، بازیابی، تحویل، و نگهداری دانش و تخصص مشترک مؤسسه‌های همکار را پشتیبانی می‌کند.کتابداران و کاربران اطلاعات در سراسر جهان ـ شامل اعضای هیئت علمی، دانشجویان، دانشمندان، افراد شاغل در بخش بازار و تجارت، و فراگیران بزرگسال خودراهبر ـ از این منبع جدید استفاده خواهند کرد. این کاربران، نیازی مشترک به اطلاعات از منابع مورد اعتماد دارند که از طریق WorldCat توسعه یافته و خدمات کتابخانه‌ها بتوانند به جست‌وجو و جایابی این اطلاعات حتی در گوشه‌ای دیگر از جهان اقدام کنند. در نهایت، از طریق این خدمت، منابع اطلاعات در فرمت و چارچوب زمانی‌ای که به بهترین نحو پاسخگوی نیازهای کاربران خواهد بود، عرضه می‌شوند.این دسترسی توسعه یافته به اطلاعات به این دلیل امکان‌پذیر است که کتابخانه‌های سراسر جهان از طریق OCLC برای ساخت این منبع مشترک، با یکدیگر همکاری می‌کنند. در نتیجة این همکاری کتابخانه‌ها همگام با عرضه‌کنندگان اطلاعات تجاری، می‌توانند نقش خود را به ‌عنوان عنصری کلیدی در زیرساخت اطلاعاتی جهان حفظ کنند. از این منظر، کتابخانه‌ها می‌توانند حین حمایت از ارزشهای سنتی کتابخانه‌ها مانند دسترسی آزاد به اطلاعات؛ در شکل دادن به سیاستها و عملیات بازار اطلاعات نیز شرکت جویند. چند ویژگی بارز WorldCat توسعه یافته، آن را به طرز چشمگیری قوی‌تر از WorldCat امروزی ساخته‌اند. این موارد عبارت‌اند از:
    ـ پوشش بهبود یافته و جامع. کاربران می‌توانند به رکوردهای توصیفی طیف جامعی از فرمتها و رسانه‌ها ـ اغلب به عناصر تمام متن و دیجیتالی ـ دست یابند. هم‌چنین قادر خواهند شد به محتوا و اطلاعات از کشورها در سراسر جهان دست یابند و توصیفی از فهرست مندرجات، نقدها، پیشنهادات، عکسهای جلد، قطعات صوتی و ویدئویی،‌و سایر موارد مانند اولین فصل کتابها را مشاهده کنند.
    ـ دسترس‌پذیری آزاد. کاربران می‌توانند از مسیرهای مختلفی مانند درگاههای کتابخانه‌ها و درگاههای همکاران WorldCat توسعه یافته به ویرایشهای متنوعی از WorldCat دست یابند.
    ـ برهم‌کنش با کاربران نهایی. کاربران می‌توانند با افزودن استنادها یا پیشنهادهایی حین استفاده از WorldCat توسعه یافته به شکلی فعال در فرایند ایجاد آن مشارکت نمایند.
    ـ شخصی‌سازیWorldCatکاربران می‌توانند متناسب با نیاز خود حوزه‌های مناسبی از توسعه یافته را گزینش نمایند.
    ـ جست‌وجوWorldCatکاربران می‌توانند با بهره‌گیری از امکانات بازیابی آشنا، به جست‌وجو در توسعه یافته بپردازند و منابع موردعلاقة خود را بیابند.
    همچنین موارد زیر از دیگر محاسن و مزایای WorldCat توسعه یافته برای کتابخانه‌ها به شمار می‌آیند:
    ـ مشاهده‌پذیری بیشتر کتابخانه‌ها برای جست‌وجوگران اطلاعات.
    ـ افزایش استفاده از کتابخانه‌ها و دسترس‌پذیری به منابع آنها.
    ـ بهبود کارآیی در ارائه خدمات به کاربران.
    ـ کاهش هزینه‌ها از طریق افزایش بهره‌وری کارکنان کتابخانه‌ها.
    ▪ مروری بر استراتژی
    استراتژی نوین OCLC مشتمل بر توصیفی از WorldCat توسعه یافته و چهار برنامه پشتیبانی است که OCLC به اجرا درخواهد آورد:
    ـ برنامه فراداده‌ها. ایجاد فراداده‌های جامع و خدمات مدیریت برای کتابداران، کاربران کتابخانه‌ها، و همکاران.
    ـ برنامه مدیریت محتوا. ارائه خدماتی برای نگهداری و دیجیتال‌سازی منابع پژوهشی.
    ـ برنامه کاوش و بازیابی. تعاملات رابط کاربر مؤثر و مشتری پسند برای جست‌وجوی WorldCat توسعه یافته.
    ـ برنامه اجرا. ارائه خدمات سریع تحویل اطلاعات.
    برای تحقق این دورنما و پاسخگویی به چالشهای فراروی استراتژی، OCLC و شبکه‌های منطقه‌ای ایالات متحده متعهد شدند که واکنشی سریع در مقابل این فرصت نشان دهند. خدماتی که در این برنامة استراتژیک به آنها اشاره شد، نمایانگر بخش عمده‌ای از این فرصت هستند که OCLC با درنظرگرفتن شرایط و با توجه بسیار زیادی دنبال خواهد کرد.
    · · اصغر موسایی
    منابع و مأخذ
    ۱ـ دانشنامه کتابداری و اطلاع رسانی ، تالیف پوری سلطانی ، تهران ، فرهنگ معاصر ، ۱۳۷۹
    ۲ـ نطام نمایه سازی و ورداسمیت در شبکه کتابشناسی (او . سی . ال . سی) نوشته فاطمه معتمدی . فصلنامه علوم اطلاع رسانی ، دوره ۱۷ شماره سوم و چهارم و بهار و تابستان ۱۳۸۱ . ص ۱۲ - ۱۶ .
    ۳ - دایره المعارف کتابداری
    ۴ سایت کد:

    www.oclc.org
    ۵- کتابخانه کامپیوتری پیوسته oclc))،نوشته آذر افتخار.مجله الکترونیکی مرکز مدارک علمی ایران،شماره چهارم دوره اول .
    ۶- معرفی پایگاه oclc ، نوشته فاطمه دهنوی ؛ دانشگاه آزاد اسلامی _علوم و تحقیقات. ​
موضوعات مشابه با: بانک مقالات
انجمن عنوان تاریخ
علوم انسانی بانک مقالات جغرافیا ‏Sep 21, 2011
علوم انسانی بانک مقالات علوم ارتباطات ‏Sep 8, 2011
علوم انسانی بانک مقالات روانشناسی ‏Aug 6, 2011
علوم انسانی مقالات بانکداری ‏Jul 16, 2011
علوم انسانی بانک مقالات اقتصاد و علوم اقتصادی ‏Jul 13, 2011
علوم انسانی کاردانى امور بانکى ‏Sep 14, 2011
علوم انسانی *‌!!مقالات مدیریت راهبردی !!‌* ‏Dec 29, 2011
علوم انسانی *‌!! مقالات مدیریت دانش !!* ‏Dec 29, 2011
علوم انسانی !! مقالات مدیریت منابع انسانی !! ‏Dec 27, 2011