1. اطلاعات ما نشان میدهد که شما عضو انجمن نیستید، لطفا برای استفاده کامل از انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید.
  2. 1- لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید !
    2-بعد از ثبت نام,ایمیلی برای شما ارسال خواهد شد, که باید بر روی لینک داده شده کلیک نمایید تا اکانت شما فعال شود.

هنر پیکر تراشی یا مجسمه سازی

شروع موضوع توسط !!!!*MOHSEN*!!!! ‏May 31, 2011 در انجمن مجسمه‌سازی

  1. آفلاین

    !!!!*MOHSEN*!!!! دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏May 29, 2011
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    پیکر تراشی یا به انگلیسی Sculpture خوانده می شود که از کلمه Sculper به معنی تراشیدن مشتق شده است . در حالیکه مجسمه سازی فقط تراشیدن نیست بلکه فرم دادن و بهر نوع ماده بی شکل هم مجسمه سازی است که ماده اولیه آن سنگ – موم ویا فلز باشد .
    پیکر تراشی حتی قبل از پیدایش قدیمی ترین تمدنها وجود داشته که حتی شواهدی از این ساخته شدن هنر بدست غارنشینان بدست آمده . مثلا یکی از حجاریهای بسیار زیبای قبایل مایاها در پرو .
    و این نشاندهنده آن است که مجسمه سازی و بطورکلی هنر ریشه در فطرت ، نیاز و طبیعت انسان است و در همه اعصار و قرون بنحوی از انحاء و بعلت مواد اولیه فراوان آن که اکثرا سنگ و چوب است مجسمه هایی باشکوه و با اصالت و در برخی موارد شناسنامه ای برای هویت و طرز زندگی تمدنها بوجود آمده است .
    در اعصار قدیم پیکر تراشی با مذهب ارتباط مستقیم داشت چنانکه پیکره هایی که از تمدنهای باستانی ، مصر ، هند ، چین و مایاها مانده نشان می دهد مذهب در تحول و تکامل این هنر نقش اساسی دارد .
    شاهان آشوری پیکر تراشی را برای وسیله ای برای بزرگ جلوه دادن اعمال خود قرار دادند . فراعنه مصر نیز برای رساندن فراعنه به مقام الوهیت از پیکر تراشی سودجوئی کردند. و کم کم بت و بت پرستی به شکل پرستش پیکره هایی گاها عجیب و غریب بوجود آمد . در ایران بخصوص در دوران هخامنشی پیکر تراشی وسیله ای بود برای ثبت وقایع و نشان دادن شوکت ایرانیان و در این دوران بود که پیکر تراشی مفهوم هنری هم یافت . بصورت هدایایی زیبا مرصع به انواع آلات قیمتی .
    در یونان باستان مجسمه سازان بیشتر سعی داشتند نمونه کامل یک شکل ایده آل را مجسم کنند. البته این اولین بار نبود که از پیکرتراشی بدین منظور استفاده می شد زیرا مردمی که در غارها زندگی می کردند نیز از عاج ماموتها ، مجسمه هایی از زنان میساختند که بنظرشان نمونه کامل یک زن زیبا و ایده آل بود . این ایده آلیسم در مجسمه سازی در یونان باستان تحول و تکامل فراوان یافت وچنان پیشرفت کرد که مایه بهت و حیرت جهانیان شد .
    در زمان رومی ها این هنر زیبا به اوج تکامل و شکوه رسید و جنبه های عملی هم علاوه بر موارد گفته شده پیدا کرد ولی به پیکرتراشی یونانیان باستان در مقام نرسید .
    چند نمونه از مجسمه های دنیای باستان :
    مجسمه شاپور دوم ، شاپور اول ساسانی ، مجسمه عظیم بودا در بامیان افغانستان ، مجسمه ابوالهول مصر ، مجسمه های غول پیکر رامسس دوم و نفر تی تی ، اخناتون ، توت عنخ آمون در مصر ، مجسمه عظیم آتنه ( اثر فیدیاس ) در پانتئون ، لااوکون و پرتاب کننده دیسک ، ارابه ران و پیروزی ساموتراس و ونوسدومیلو ، و مجسمه های شیوا را نام برد . پیکره های بصورت صخره تراشی و سنگ تراشی ایرانیان و کتیبه های سنگی بیستون و آپادانا هم از حیث زیبایی و ظرافت در صدر قرار دارند که در مقاله ای جداگانه به آن خواهم پرداخت .
    از مجسمه های معروف رومی مجسمه برنزی گرگ ماده ( سمبل شهر رم ) و مجسمه های نرون و مارک اورل را می توان نام برد .
    پیکر تراشی یا مجسمه سازی در عصر بیزانس و دنیای مسیحیت :
    در عصر بیزانس پیکر تراشی در خدمت کلیسا بود . و منحصر می شد به شمایل حضرت مسیح ، مریم پاک و حواریون . قسطنطنیه پایتخت بیزانس که پاریس قرون وسطی نام داشت پر بود از کلیساهای رنگارنگ . یکی از امپراطوران بیزانسی از ترس اینکه بت پرستی در امپراطوری او رواج یابد ساختن مجسمه را منع کرد . اما در امپراطوری غربی روم پیکرتراشی رواج کاملی داشت حتی سبک جدیدی در معماری بر اساس پیکرتراشی بنام رومانسک بوجود آمد . اکنون کلیساهای جالبی در هیلدسهایم ( آلمان ) و بسیاری از شهرهای ایتالیا وجود دارد .
    بعد از رنسانس سبک گوتیگ در فرانسه بوجود آمد که کلیساهای جالبی در این دوران در شهرهای میلان – لندن – شارتر و کلن با مجسمه هایی زیبا وجود دارند .
    مجسمه سازی دردوره بعد از قرون وسطی
    از سبکهای مهم اواخر قرون وسطی سبکهای رنسانس ، باروک و دو کوکو ست که در اروپا بوجود آمد . رنسانس به معنی احیا ( احیای هنری ، ادبی و علمی و اجتماعی دوره ایده آل روم و یونان باستان ) است .
    رنسانس با آثار هنری نیکولو پیزانو Nicolo Pisano که در قرن سیزدهم می زیست آغاز شد و درزمان دو نابغه بزرگ میکل آنژ ( میکله آنجلو ) و لئوناردو داوینچی به اوج کمال رسید . از آثار برجسته این دو مجسمه موسی بر تخت از میکل آنژ – شوالیه اسب سوار از لئوناردو داوینچی – مجسمه حضرت داود از میکل آنژ و دو اثر فوق انسانی از داوینچی پی یتا ( Pieta ) و پولین بناپارت خواهر ناپلئون را نام برد . البته مجسمه های زیادی هم برای کلیساهای شهرهای رم – میلان – واتیکان – ونیز هم توسط این دو نابغه در این زمان ساخته شد .
    از دیگر آثار این دوره درهای برنزی کلیسای فلورانس از بورنزو گیبرتی که به دروازه بهشت معروف است و آثاری از دوناتللو ، فرانچسکو جورجیو و بلانو و برتولدو را می توان نام برد . در اسپانیا هم سبک رنسانس توسط هنرمندی بنام آلونزو برگووتت ( Alonzo Berruguete ) رواج یافت . نمونه هایی از این سبک هم در آلمان و انگلیس هم دیده شد ه .
    سبک باروک دنباله رنسانس بوده در اصل سبک رنسانس را به اوج شکوفایی رساند اینکه چه کسی یا کسانی آنرا بوجود آوردند معلوم نیست ولی از دست نوشته های اواخر عمر داوینچی بر می آید که او بدنبال ایجاد همچنین سبکی البته با تفاوتهایی بوده است . اما واضح است که جیوانی لورنرنتو برنینی ( Giovanni Lorento Bernini ) چه آثار شگفتی در این سبک بوجود آورده . از جمله این آثار مجسمه های ناوونا و سه فواره ( Fontana di Trevi ) در رم می باشد . از کلاسیکهای او آپولو و دافنه ، پلوتو و پورسپنیا ، که در گالری بورگیز رم دیده می شود .از مجسمه سازان این سبک الکساندرو آلگاردی ( Alexanndro Algardi ) و جوزپه ماتزولی ( Giuseppe Mazzuolli ) هستند . از مجسمه سازان فرانسوی این سبک پیر پوژه ( Pierre Pugee) است که آثارش در کاخ ورسای دیده می شود .
    در آغاز قرن هیجدهم در آلمان و اتریش کاخها وکلیساهاى بسیارى بسک باروک ساخته شده که بسیار جالب میباشد.
    سبک روکوکو که بد نبال سبک باروک ظاهرشد متاخرتر ازهم رنسا نس وهم باروک و در کشور فرانسه تمرکز یافت و کارهاى کلود میشل کلودیون ( Clude-Michel Clodine )
    Nicolas Francois Gillet باین سبک است.
    این را هم باید افزود که اسلوب روکوکو سبکترتر و تزئینى تر از سبکهاى باروک و رنسانس بوده وهوسهاى درباریان سطحى شاهان بوربن را مجسم میکند.
    پیکر تراشی در قرن نوزدهم

    درپایان قرن هیجدهم نسبت به اسلوب سطحى و توخالى روکوکو عکس العمل شدیدى نشان داده شد وسبک کلاسیک احیاء گردید.
    درفرانسه این عکس العمل بصورت انقلاب اجتماعى نیز بروز کرد وبا انقلاب کبیرفرانسه نه تنها به عمر روکوکو خاتمه داده شد بلکه بناى اجتماعی فرا نسه نیز زیر و زبرگردید. ازجمله افرادى که علیه سبک روکوکوقیام کردند ، هنرمند معروف فرا نسوى ژاک لوئى دیوید بود.
    دررم آ نتونیو کانووا (Antonio Canovo) درین نهضت شرکت ویکى ازآثاربرجسته اوباین سبک مجسمه تسوتوس وقنطورس بود.
    در بین مجسمه سازان انگلیسى حجارانى نظیر جان فلاکسمان ( John Flaxmon) احیاءکننده اسلوب کلاسیک بودند . در بین حجاران اسکاندیناوى هم عده اى پیدا شدند که این اسلوب را احیاءکردند ومعروفترین آنها برتل توروا لدسن ( Bertel Thorwaldsen) بود.
    در بین حجاران دیگراروپا که باسلوب هاى دیگر آثارى برجاى گذاشتند ادگار دگاس ( ادگار دگا )
    (Edgar Degas) ( فرا نسوى) آلفرد استیونز (Alfred stevens ) انگلیسى و اوگست رودن (August Rodin )( فرانسوى) که مردمتفکر، اوشهرت جها نى دارد بودند. اوگست ورنوار (نقاش فرانسوى) دراواخرعمرچون بعلت ییرى خود نمیتوا نست نقاشی کند حجار جوا نى را استخدام کرد تا ایده هاى او را بصورت مجسمه در آورد. مجسمه ئى که باین صورت توسط این حجار ساخته میشد مطا بق با اسلوب کلاسیک بود.
    پیکرتراشی در عصر حاضر
    پیکرتراشی در عصر حاضر بعلت پیشرفت علم و تکنولژی و پدیدار شدن جوامع صنعتی دگرگونی زیادی پیدا کرد و از یک هنر صرف و تفننی به صنعتی عجین شده با سایر رشته ها مثل دکوراسیون و معماری در آمد . از پدیده های جالب هنری در قرن حاضر و قرن بیستم پیدایش ، گسترش و رخنه سبک کوبیسم در مجسمه سازی بود که اولین بار الکساندر آرچی پنکو بود که از سال ۱۹۱۱ آثار جالبی بوجود آورد . از دیگر پیکر تراشان این سبک می توان از Henri Laurens , Jacques Lipchitz , Ossip Zddakine , Raymond Duchamp را نام برد . از مجسمه های جالبی که به سبک ک.بیسم ساخته شده دو مونامان است که یکی در روتردام قرار دارد و به نام شهر ویران شده موسوم است و دیگری مونومان وان گوگ است .
    سبک دیگری که زیاد پیشرفت نکرد سبک فوتوریسم بود که دوچیونی آثار جالبی را در ایتالیای فاژیستی بر جای گذاشت .
    بهر حال در پیکرتراشی نوین عناصری مانند چوب ، آهن ، حلبی ، طلا ، جواهر ، شیشه ، نخ ، پارچه و … بکار میرود .