1. اطلاعات ما نشان میدهد که شما عضو انجمن نیستید، لطفا برای استفاده کامل از انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید.
  2. 1- لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید !
    2-بعد از ثبت نام,ایمیلی برای شما ارسال خواهد شد, که باید بر روی لینک داده شده کلیک نمایید تا اکانت شما فعال شود.

نام های عربی رایج با معنی آن

شروع موضوع توسط MoHaMaD710 ‏Jun 3, 2010 در انجمن فرهنگ

  1. MoHaMaD710
    آفلاین

    MoHaMaD710 داره خودمونی میشه!

    • این خیابونهای بی تو همه به چشام غریبند,هرکجا خاطره داریم تو نباشی یک فریبند
    تاریخ عضویت:
    ‏Apr 3, 2010
    ارسال ها:
    1,851
    تشکر شده:
    2
    امتیاز:
    38
    جنسیت:
    مرد
    شغل :
    PGI,Co
    محل سکونت:
    ̡ ̴ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡
    وب سایت:
    نام پسرانه عربی


    جعفر : جوي ، جوي كوچك ، جوي كلان ، جوي پر آب ، شتران ماده پر شير

    ذبيح : آنچه قربان كنند ، قرباني ، ذبح شده (اين صفت براي حضرت اسماعيل نيز به همين معنا استفاده شده) ، حيوان ذبح شده

    باقر : شكافنده ، گشاينده ، وسعت دهنده ، مرد بسيار عِلم ، وسعت دهند و متبحر در علم ، مرد بسيار مال ، شير كه چون بر شكار پيروز شود شكم او بدرد و بشكافد ، شير درنده ، گروه گاوان يا گاو چرانان ، رگي است در بيغوله چشم ، پرنده اي است ابلق يا خاكستر گون يا سپيد

    عباس : شيري كه شيران از او بگريزند ، بسيار ترش رو

    عثمان : بچه اژدها ، مار يا بچه مار

    كاظم : خاموش و فروخورنده خشم ، بردبار و صبور ، ساكت

    هاشم : آنكه نان در اشكنه براي بستگانش خرد مي كند ، دوشنده شير ، كوه نرم

    حيدر : شير ، اسد

    اصغر : خردتر ، كوچكتر ، كهتر (امام حسين (ع) سه پسر داشتند و بخاطر عشق وافري كه به امام علي داشتند نام علي را بر هر سه پسر خويش نهاده بودند: علي اكبر:علي بزرگتر ، علي اوسط: علي مياني ، علي اصغر : علي كوچكتر)

    غلام : كودك ، پسر از هنگام ولادت تا آمد ِ جواني و بلوغ ، غلام بزرگتر از صبي و خردتر از شاب است و آن سني است از چهارده سالگي تا بيست و يك سالگي ، فارسيان غلام به معني مطلق بنده و پسر استعمال كنند خواه كودك باشد ، خواه جوان و خواه پير. معني اصلي غلام ، پسر و امرد است ، ولي چون پادشاهان و امرا و شعرا و توانگران ، علاوه بر استفاده از غلامان خود در مورد خدمتگزاري و جنگاوري و تجمل ، با بعضي از بندگان خوبرو عشق مي ورزند ، ‌از اين رو غلام در ادبيات مفهوم معشوق به خود گرفته است.

    سعید : خوشبخت

    مسعود : سعادتمند

    صفی اله : جانشین خدا

    شمس اله : خورشید خدا

    بیت اله : خانه خدا

    روح اله : روح خدا





    نام دخترانه عربی


    ام كلثوم : شير ماده
    حفصه : شير ، اسد ، كفتار

    خديجه : ناقه اي كه پيش از مدت حمل زاده شده باشد

    بتول : پر آمدن دل از چيزي ، دلگيري

    سميه : براي اين كلمه در فرهنگ دهخدا از لحاظ معني معادلي نيامده ، فقط به دو نفر كه نامشان سميه بوده اشاره شده ، يكي مادر عمار بن ياسر و ديگري مادر زياد بن ابي سفيان.

    سكينه : آرامش ،‌ آرامش دل ،‌ آهستگي

    رقيه : به بالا بر شدن ، برآمدن ، (مترقي نيز از همين ريشه است) ، صعود كردن ،‌ تعويذ خواندن ، رقيت و بندگي كردن ،

    عذرا : دوشيزه ، باكره ، معذرت خواهي ، قبيله اي باشد در يمن وصف شده شديد به عشق و عفاف

    فاطمه : زني كه بچه دو ساله را از شير گرفته باشد ، شتر بچه ماده از شير باز شده