1. اطلاعات ما نشان میدهد که شما عضو انجمن نیستید، لطفا برای استفاده کامل از انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید.
  2. 1- لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید !
    2-بعد از ثبت نام,ایمیلی برای شما ارسال خواهد شد, که باید بر روی لینک داده شده کلیک نمایید تا اکانت شما فعال شود.

علت قیام ستار خان

شروع موضوع توسط n@DER ‏May 4, 2011 در انجمن تاریخ و باستان شناسی

  1. n@DER
    آنلاین

    n@DER مدیر بخش ایران وجهان هیات مدیره مدیر انجمن

    • من از دست دیگران ناراحت نمیشوم فقط نظرم را درموردشان عوض میکنم
    تاریخ عضویت:
    ‏Apr 22, 2011
    ارسال ها:
    20,361
    تشکر شده:
    2,778
    امتیاز:
    113
    جنسیت:
    مرد
    شغل :
    ازاد
    محل سکونت:
    سردرود
    وب سایت:
    این بنده عاصی ستار ، برای اجرای احکام شریعت غراء احمدی ، مطابق احکام صادره علمای اعلام آ از جان و مال و اولاد و هستی خود صرف نظر کرده تا دولت جابره تبدیل به دولت عادله و قوانین حضرت سید المرسلین ، رویه و مسلک اهل اسلام شود



    عکس ستار خان


    [​IMG]
    [​IMG]
    [​IMG]
    طی یک قرن گذشته ، ملی گرایانی که کارنامه سیاهی در طول تاریخ مشروطه از خود باقی گذاشته اند ، تلاشی وافری نمودند تا نام و سابقه یکی از مجاهدان مسلمان و آزاده ایرانی را به نفع خود مصادره به مطلوب نمایند ، اما امروز آن چه سنگ گور این فدایی اسلام نقش بسته است ، بافته های ملی گرایان مذهب ستیز را نقش بر آب می نماید:

    این بنده عاصی ستار ، برای اجرای احکام شریعت غراء احمدی ، مطابق احکام صادره علمای اعلام آ از جان و مال و اولاد و هستی خود صرف نظر کرده تا دولت جابره تبدیل به دولت عادله و قوانین حضرت سید المرسلین ، رویه و مسلک اهل اسلام شود

    نویسنده این سطور ، یعنی « سردار ملی » ستار خان ، با جان و آبروی خود ، به پای این ادعایش ایستاد.

    ستار قره‌داغی سومین پسر حاج حسن قره داغی به سال ۱۲۸۵ ق (۱۸۶۶ میلادی) در تبریز به دنیا آمد. دو برادر او ، اسماعیل و غفار ، هر دو در جریان مخالفت هایشان با حکام قاجار و عمال آنان در آذربایجان ، به قتل رسیده بودند. او از اهالی قره‌داغ آذربایجان بود که در مقابل قشون عظیم محمد علی شاه پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی و تعطیلی آن که برای طرد و دستگیر کردن مشروطه خواهان تبریز به آذربایجان گسیل شده بود ایستادگی کرد و بنای مقاومت گذارد. وی مردم را بر ضد سپاه محمدعلی شاه قاجار فرا خواند و خود رهبری آن را بر عهده گرفت و به همراه سایر مجاهدین و باقرخان سالار ملی مدت یک سال در برابر قوای دولتی مقاومت نمود و اجازه نداد تبریز به دست طرفداران محمد علی شاه بیفتد.
    ستارخان در مدت یازده ماه از ۲۰ جمادی الاول ۱۳۲۶ ق تا هشتم ربیع الثانی ۱۳۲۷ ق رهبری ِ مجاهدین تبریزی را بر عهده داشت و مقاومت شدید و طاقت فرسای اهالی تبریز در مقابل سی و پنج الی چهل هزار نفر قشون دولتی ، با راهنمایی و رهبریت او انجام گرفت، به طوری که شهرت او به خارج از مرزهای کشور رسید و در غالب جراید اروپایی و آمریکایی هر روز نام او با خط درشت ذکر می‌شد و درباره مقاومت‌های سرسختانه وی مطالبی انتشار می‌یافت.

    پس از ماهها محاصره تبریز قوای روسیه با موافقت دولت انگلیس و محمد علی شاه،از مرز گذشتند به سوی تبریز حرکت کردند و راه جلفا را باز کرد.ستارخان و دیگران مجاهدین تبریز که به شدت از روسها متنفر بودند، برای رفع بهانهٔ تجاوز روسها تلگرافی به این مضمون به محمد علی شاه فرستادند :
    « شاه به جای پدر و توده به جای فرزندان است . اگر رنجشی میان پدر و فرزندان رخ دهد نباید همسایگان پا به میان گزارند . ما هرچه می خواستیم از آن در می گذریم و شهر را به اعلی حضرت می سپاریم . هر رفتاری که با ما می خواهند بکنند و اعلی حضرت بیدرنگ دستور دهند که راه خوار و بار باز شود و جایی برای گذشتن سپاهیان روس به ایران باز نماند.»
    .محمد علی شاه پس از دریافت این تلگراف به نیروهای دولتی دستور ترک محاصره داد اما روسها به پیشروی ادامه دادند و وارد تبریز شدند، ستارخان حاضر به اطاعت از دولت کافر روس نشد . در منابع ذکر شده‌است که ستارخان به کنسول روس (پاختیانوف) که می‌خواست بیرقی از کنسول خانه خود به سر در خانه ستارخان زند و او را در زینهار دولت روس قرار دهد گفت: «ژنرال کنسول، من می‌خواهم که هفت دولت به زیر بیرق دولت ایران بیایند. من زیر بیرق بیگانه نمی‌روم.»
    پس از عقب نشینی روس ها از تبریز ، ستار خان به دنبال تلگراف مرجع عالیقدر تشیع ، حضرت آیت الله العظمی ملامحمدکاظم خراسانی برای ساقط کردن محمدعلی شاه قاجار ، به همراه « باقر خان » به سمت تهران حرکت کرد. در همین ایام بود که از سوی دولت مشروطه به او لقب «سردار ملی» داده شد همان دولتی که چندی بعد کمر به قتل وی بست.ستار خان و یارانش هنگام ورود به تهران با استقبال گسترده مردم مواجه شد. نیمی از شهر برای استقبال به مهرآباد شتافتند و در طول مسیر چادرهای پذیرایی آراسته با انواع تزیینات، و طاق نصرت‌های زیبا و قالی‌های گران قیمت و چلچراغ‌های رنگارنگ گستردند. در سرتاسر خیابان‌های ورودی شهر، تابلوهای زنده باد ستارخان و زنده باد باقرخان مشاهده می‌شد. تهران آن روز سرتاسر جشن و سرور بود. او مدت یک ماه مهمان دولت مشروطه بود اما حقیقت این بود که وجود هزاران مجاهد مسلمان تبریزی ، آن هم تحت رهبری آزاده مردی که وفاداری خود را به مرجعیت و روحانیت شیعه آشکارا ابراز می کرد ، برای مشروطه خواهانی که قصد مبارزه با اساس مذهب و شریعت را داشتند و در این مسیر تا ترور آیت الله بهبهانی هم پیش رفتند مانعی بزرگ و خطر آفرین به شمار می رفت. ستار خان به شدت از فضای رعب و وحشتی که از سوی مشروطه خواهان سکولار بر تهران حاکم شده بود گله داشت و مصرانه بر تعقیب عوامل ترور و ارعاب پافشاری می نمود و همین برای صدور فرمان اسقاطش از سوی محافل فراماسونری وابسته به سفارتخانه های روس و انگلیس کفایت می کرد.
    سرانجام نااهلان و منافقان ، با تحریک عوامل بیگانه دست به کار تدارک توطئه ای دردناک شدند و با هماهنگی مشروطه خواهان سکولار ، تصمیم به خرد کرده «اسطوره مسلمان آذربایجانی» گرفتند.
    بعدازظهر اول شعبان ۱۳۲۸ه ق قوای دولتی، که جمعا سه هزار نفر می‌شدند به فرماندهی یپرم خان ارمنی (قاتل شیخ فضل الله نوری) ، «باغ اتابک» (محل استقرار ستار خان و یارانش ) را محاصره کردند و جنگ بین مزدوران دولتی و مجاهدین مسلمان آذربایجانی آغاز گشت. پس از ۴ ساعت، ۳۰۰ نفر از همرزمان ستار خان کشته شدند و خود وی نیز از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفت. به این ترتیب ، بزرگ ترین مانع برای قلع و قمع مشروطه خواهان مدافع اجرای شریعت از سر راه برداشته شد و عملا میدان برای جولان مذهب ستیزان خالی گردید.
    بعد از این وقایع، ستارخان خانه نشین شد و تلاش برای درمان زخم پای او به به جایی نرسید و سرانجام ، عفونت این زخم در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۳۲هـ. ق (۲۵ آبان ۱۲۹۳ش/ ۱۶ نوامبر ۱۹۱۴م) باعث شهادت ستار خان گردید. جنازه او با تشییع هزاران نفر از اهالی تهران در باغ طوطی در جوار بقعه حضرت عبدالعظیم حسنی در شهرری به خاک سپرده شد. ستار خان به هنگام شهادت حدود ۵۳ سال داشت.
    بر روی سنگ مزار «ستار خان » بخشی از نامه او به دولت مشروطه که در آن گلایه های خود و دلایل قیامش را ذکر کرده بود ، حک شده است:

    [​IMG]

    [​IMG]

    [​IMG]


    [​IMG]
  2. n@DER
    آنلاین

    n@DER مدیر بخش ایران وجهان هیات مدیره مدیر انجمن

    • من از دست دیگران ناراحت نمیشوم فقط نظرم را درموردشان عوض میکنم
    تاریخ عضویت:
    ‏Apr 22, 2011
    ارسال ها:
    20,361
    تشکر شده:
    2,778
    امتیاز:
    113
    جنسیت:
    مرد
    شغل :
    ازاد
    محل سکونت:
    سردرود
    وب سایت:
    [​IMG]

    خانه مشروطه توسط يک معمار تبريزی به نام حاج ولی معمار در سال ۱۲۴۷ شمسی در تبريز بنا شده است
    [​IMG]
    اين بنا در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی ايران به ثبت رسيد و در سال ۱۳۶۶ توسط سازمان ميراث فرهنگی خريداری، مرمت و از سال ۱۳۷۵ تبديل به موزه يا خانه مشروطه شد.
    [​IMG]
    حاج مهدی کوزه کنانی در دوران مشروطه صاحب اين خانه بود و پس از به توپ بسته شدن مجلس در سال ۱۲۸۷ خورشيدی، آن را در اختيار انجمن ايالتی آذربايجان قرار داد
    [​IMG]
    پيکره های تمام قد از ستارخان و باقرخان، دو مبارز دوران مشروطه در محوطه بيرونی موزه قرار گرفته است
    [​IMG]
    مجسمه ای از هوارد باسکرويل، آموزگار امريکايی که در جريان محاصره تبريز توسط نيروهای محمد علی شاه به مشروطه خواهان ايرانی پيوست و در جنگ کشته شد
    [​IMG]
    يادگارهای شخصی ميرزاعلی ثقة الاسلام تبريزی شامل عکس و لوازم التحرير، عينک، نامه او به مظفرالدين شاه در موزه به نمايش درآمده است
    [​IMG]
    نيم تنه ای از ستارخان از مجموعه به نمايش درآمده داخل موزه
    [​IMG]
    نيم تنه ای از حسين خان باغبان، از مبارزان دوران مشروطه تبريز
    [​IMG]
    مجسمه حاج علی دواچی
    [​IMG]
    اسلحه کمری ستارخان هم در خانه مشروطه تبريز نگهداری می شود
  3. n@DER
    آنلاین

    n@DER مدیر بخش ایران وجهان هیات مدیره مدیر انجمن

    • من از دست دیگران ناراحت نمیشوم فقط نظرم را درموردشان عوض میکنم
    تاریخ عضویت:
    ‏Apr 22, 2011
    ارسال ها:
    20,361
    تشکر شده:
    2,778
    امتیاز:
    113
    جنسیت:
    مرد
    شغل :
    ازاد
    محل سکونت:
    سردرود
    وب سایت:
    [​IMG]

    باقر خان سالار ملّی قبل از مشروطیت بنّا بود. پس از مشروطیت مجاهد شد. ریاست مجاهدین محله خیابان (خیابان یکی از محلات قدیمی تبریز است مشتمل بر بخش های واقع در جنوب رودخانه آجی در شرق شهر که تا جنوب شرقی نیز میرسید)، تبریز به دست او افتاد. پس از به توپ بستن مجلس، به دستور انجمن ایالتی مانند ستارخان دست به اسلحه برد و با قشون دولتی که تبریز را در محاصره داشت جنگ کرد. امّا پس از اوّلین شکست که از قشون دولتی خورد، سست شده در صدد تسلیم برآمد. تا کار ستّارخان که در امیرخیز، محله دیگر تبریز با دولتیان جنگ می کرد قوت گرفت، وی نیز سستی را از خود دور ساخته بار دیگر به جنگ با قشون دولتی پرداخت. در اثر همکاری او با ستّارخان کار مشروطه طلبان پیشرفت کرد و تبریز از فشار محاصره راحت شد. انجمن ایالتی تبریز باقرخان را به لقب سالار ملی ملقب ساخت، و از او تقدیر کرد و آوازه اشتهارش در سراسر ایران پیچید.

    چنانکه در تواریخ مشروطیت نوشته اند، در اثر مجاهدت ستّارخان و باقرخان مشروطیّت نجات یافت. اما خود تبریز دیری نگذشت که به دست قشون روس افتاد. سالار ملی و سردار ملی در تبریز نماندند و به تهران حرکت کردند. یک استقبال شاهانه از این دو مجاهد شجاع از طرف دولت مشروطه به عمل آمد.

    باقرخان در تهران منزوی میزیست تا قضیه مهاجرت پیش آمد. او دیگر در تهران درنگ نکرد و دنبال مهاجرین رفت. شبی در نزدیکی قصر شیرین عده ای از اکراد بر سر او و رفقایش ریختند و سرشان را بریدند. (مرگ باقرخان به همراه هجده نفر از یاران و همراهانش در محرم 1335 قمری / آبان 1295 خورشیدی به دست یکی از اشرار معروف اکراد قصرشیرین به نام محمد امین طالبانی به قصد تصاحب اسب و وسائل مهمانان خود، صورت گرفت.)

    باقرخان بر خلاف ستّارخان که شیخی بود، از متشرعه بود. از علمای مخالف مشروطیت که متشرعه بودند جانبداری می کرد و به آنها احترام می گذاشت. با ستارخان رقابت داشت و می گفت: مرد آن نیست که در امیرخیز جنگ کند. مرد منم که در ساری داغ با قشون دولتی جنگ کرده ام. (علی رغم این سخن این دو بزرگوار دو بازوی قوی و شکست ناپذیر انقلاب مشروطیت بودند)

    در هر حال سالار ملّی مردی جسور و ساده بود. حق بزرگی به گردن مشروطیت ایران دارد. او و ستارخان برای مشروطیت با قوای دولتی به جنگ برخواستند و موفق شدند. پس از آنکه مشروطیت بار دیگر مستقر گردید این دو نفر به عنوان قهرمان مشروطیت معرفی شدند؛ چه، مشروطیت برای خود قهرمان لازم داشت. این دو نفر از توده برخاسته بودند، در سخت ترین ایام با اتکاء به توده تبریز با شاه مستبد مبارزه کرده بودند؛ یک حرکت و نهضت ملی را رهبری کرده بودند، مسلمان بودند و به مشروطیت ایمان داشتند. این بود که به آسانی قهرمان ملت شناخته شدند.

    دمکراتهای آذربایجان که نهضت خود را در دنباله نهضت مشروطیت و مکمل آن و خود را وارث سنن مجاهدین آن دوره می دانستند، مجسمه باقر خان را در میدان شهرداری تبریز تصب کردند. در 24 آذر ماه 1325 پس از سقوط پیشه وری مردم در تحت تأثیر احساسات آن مجسمه را که اثر دمکراتها بود برانداختند. از این عمل معلوم می شود که نهضت پیشه وری چقدر به ضرر مشروطیت و آزادی و این قبیل معانی بوده است.

    داماد باقر خان سرتیپ هاشمی است که فرمانده قوای دولتی مأمور آذربایجان بود که در طی جنگی مختصر قوای دمکراتها را در قافلانکوه مغلوب کرد و در میدان جنگ به درجه سرتیپی نایل آمد.
موضوعات مشابه با: علت قیام
انجمن عنوان تاریخ
تاریخ و باستان شناسی علت تاریخی تنوع قومی ایران ‏Nov 1, 2012
تاریخ و باستان شناسی علت حمله مغول ها به ایران ‏Jan 4, 2012
تاریخ و باستان شناسی علت خودکشی در خاندان‌پهلوی چیست؟ ‏Dec 11, 2011
تاریخ و باستان شناسی علت جدایی بحرین از ایران ‏Sep 17, 2011
تاریخ و باستان شناسی كشف علت مرگ ملكه‌ مصر باستان بعد از ۳۵۰۰سال ‏Aug 21, 2011
تاریخ و باستان شناسی از علت ناپدید شدن امام موسی صدر تا شواهد زنده بودن ایشان ‏Aug 15, 2011
تاریخ و باستان شناسی مصدق فریاد زد: ملت ایران به علت‌العلل بدبختی‌های خود پی برده ‏Aug 15, 2011
تاریخ و باستان شناسی علت خودکشی های خاندان پهلوی چیست؟ ‏Aug 10, 2011
تاریخ و باستان شناسی علت مرگ توتان خامون ‏Jul 20, 2011