1. اطلاعات ما نشان میدهد که شما عضو انجمن نیستید، لطفا برای استفاده کامل از انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید.
  2. 1- لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید !
    2-بعد از ثبت نام,ایمیلی برای شما ارسال خواهد شد, که باید بر روی لینک داده شده کلیک نمایید تا اکانت شما فعال شود.

عناصر بصري ( نقطه، خط، سطح و حجم)::هنر های تجسمی::

شروع موضوع توسط A.m@.S ‏Feb 2, 2011 در انجمن فرهنگ

  1. A.m@.S
    آفلاین

    A.m@.S دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Jan 22, 2011
    ارسال ها:
    549
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0

    نقطه :

    در هنر تجسمي وقتي از نقطه نام برده مي شود، منظور چيزي است که داراي تيرگي يا روشني، اندازه و گاهي جرم است و در عين حال ملموس و قابل ديدن است. از اين نظر در ظاهر تشابهي ميان اين مفهوم از نقطه با آن چه که در رياضيات به نقطه گفته مي شود، وجود ندارد. در رياضيات موضوعي ذهني است که در فضا يا بر صفحه تصور مي شود، بدون اينکه قابل ديدن و لمس شدن باشد. نقطه در زبان هنر تجسمي چيزي است کاملاً ملموس و بصري که بخشي از اثر تجسمي را تشکيل مي دهد و داراي شکل و اندازه نسبي است. به عنوان مثال وقتي از فاصله ي دور به يک تک درخت در دشت نگاه مي کنيم. به صورت يک نقطه تجسمي ديده مي شود. اما وقتي به آن نزديک مي شويم يک حجم بزرگ مي بينيم که از نقاط متعدد ( برگ ها) و خطوط ( شاخه ها) شکل گرفته است. بنابراين محدوده ي فضا يا سطح که همان کادر است نقش تعيين کننده اي در تشخيص دادن نقطه ي تجسمي و معنا پيدا کردن آن دارد. در صورتي که اندازه لکه يا عنصر بصري نسبت به کادر به قدري کوچک باشد که به طور معمول نتوانيم جزئيات آن ها را به صورت سطح يا حجم تشخيص بدهيم، مي توانيم به آن نقطه تجسمي يا بصري بگوييم


    موقعيت هاي مختلف نقطه

    بسته به اين که نقطه ي بصري در کجاي کادر قرار گرفته باشد، موقعيت هاي متفاوتي را به وجود مي آورد. يک نقطه روابط محدود ساده اي با اطراف خود دارد و به همان نسبت توجه مخاطب را به خود جلب مي کند. اما چنانچه نقاط بصري متعددي در يک کادر وجود داشته باشند، بر اساس روابطي که از نظر شکل، اندازه ، تيرگي ، روشني ، رنگ ، بافت ، دوري و نزديکي با يکديگر دارند تأثيرات بصري متفاوتي به وجود خواهند آورد.
    گاهي ممکن است نقطه به عنوان کوچک ترين بخش تصوير تلقي شود. در اين صورت در اثر تراکم نقطه هاي تيره تيرگي حاصل مي شود و در اثر پراکندگي آنها روشني ديده مي شود.



    نقطه در طبيعت

    بايد توجه داشت که اندازه نقطه به نسبت محيط و فضاي اطراف متغير است . مراجعه به طبيعت به ما کمک مي کند تا مفهوم تناسب را بهتر درک کنيم . مثلا پنجره روشن يک ساختمان در شب از فاصله دور يک نقطه محسوب مي شود زيرا محيط اطراف آن بسيار وسيع است و در آن محيط ، پنجره يک عنصر کوچک است و بدين لحاظ ما آنرا در فضا به صورت يک نقطه مي بينيم . حال اگر به ساختمان نزديک شويم و در کنار پنجره قرار بگيريم ديگرآن پنجره نقطه به حساب نمي آيد. بنا بر اين يک نقطه ممکن است ، سر يک سوزن ، يک سيب ، ستاره اي در آسمان ، قايقي در دريا ، ساختماني در مجموعه يک شهر و يا جاي پايي روي برف باشد

  2. A.m@.S
    آفلاین

    A.m@.S دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Jan 22, 2011
    ارسال ها:
    549
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    خط:

    در زندگي روزمره و در طبيعت، خط حضور چشمگيري دارد. در اين زمينه مي توان مثال هاي متفاوتي ذکر کرد. نقوش خطي روي لباس ها، رديف صندلي ها در سالن امتحانات، خطوط آجرهاي چيده شده، سيم ها و تيرهاي برق، تنه درختان در کنار خيابان ها ، شيارهاي شخم و ..
    تنوع مثال ها و نمونه ها به خودي خود نشان مي دهد که منظور از خط تجسمي معنايي نسبي از خط است و آن نشان دادن يک حرکت ممتد و پيوسته بر سطح يا در فضاست. بنابراين خط مي تواند دو بعدي يا سه بعدي باشد



    خط

    يکي ديگر از عناصربصري که در شکل گيري تصوير نقش مهمي دارد ، خط مي باشد. خط داراي مفاهيم و تعاريف گوناگوني در رياضي مي باشد که اين مفهوم در هنرهاي تجسمي متفاوت است. خط عنصري است يک بعدي و مهمترين خصيصه آن ويژگي طول آن است. خط ، يکي از عناصر بنيادي هنرهاي تجسمي است. از بهم پيوستن تعداد بيشماري نقطه خط به وجود مي آيد. ودر تعريف ديگري آمده است که: حد فاصل دو صفحه را خط مي نامند و همچنين فصل مشترک تاريکي و روشنايي را خط گويند. از جمله ويژگيهاي ديگر خط اين است که، خط داراي جهت وحرکت مي باشد



    خط در طبيعت

    همانگونه که در مبحث نقطه اشاره شد، عنصر خط نيز نسبت به زمان و مکان متغير است. به عنوان مثال، اگر به يک رديف درخت از فاصله دور نگاه کنيم، به صورت خطوطي منظم ديده ميشوند. در حالي که هر اندازه به اين درختها نزديک شويم، خطوط نيز در واقعيت درخت، حل شده و در نهايت تنه درخت ها را مي بينيم که خط نبوده و هر يک داراي حجمي استوانه اي هستند. همينطور است در باره خطوط راه آهن و خيابانها ، که اگر از پنجره هواپيما به آنها نگاه کنيم به شکل خطوطي متنوع ( راست، منحني و زاويه دار ) ديده مي شوند. ولي اگر در کنار ريل راه آهن ويا در همان خيابان به ايستيد، خطها مبدل به سطوح شده و نزديکترين قسمت آن به ما به صورت حجم ديده ميشود. بنا بر اين خط نسبت به زمان و مکان ميتواند از يک عنصر يک بعدي به سطح و سپس به حجم تبديل شود. خط داراي اشکال مختلفي است که عبارتند از: خط عمودي، افقي، مايل، منحني و شکسته.



    تاثير رواني انواع خط

    خط راست، از نظر رواني، احساس آرامش و سکون را تداعي کرده و شکل آدمي را دارد که در حال استراحت است خط راست عمودي، حالت انسان ايستاده اي را دارد که آماده فعاليت است و احساس ايستايي و انرژي را القاء مي کند خط مورب، خطي است متحرک و غير ايستا که هر اندازه به محور افقي نزديکتر شود کيفيت افقي آن نيز بيشتر مي شود و با نزديک شدن خط مورب به محور عمودي، داراي کيفيت خط عمودي مي گردد

    خط زاويه دار يا شکسته، حامل دو نيروي متحد است که در نقطه برخورد تقويت شده و چگونگي مجموع اين دو نيرو ، قدرت کشش و اثر گذاري متغيري دارد. خط شکسته داراي تحرک، فعاليت و جنبش است و در اشکال هندسي به همين علت، مثلث پر تحرک ترين حرکتها است. خط منحني، خطي است آرام که کاملترين شکل آن دايره و يا منحني مسدود است. در خط منحني، نيروهاي بيروني و دروني يکديگر را در نقطه به نقطه خط خنثي کرده و احساس بصري را القاء مي کنند



    خط در طراحي

    خط مي تواند براي بيان حالات مختلف، صورت هاي گوناگوني به خود بگيرد. خط مهمترين عامل در طراحي است. طراح بوسيله اين عامل شکلي را بوجود مي آورد که بيان کننده طرز ديد، احساس و شخصيت اوست و به همين دليل از روي طرح هنرمندان مي توان به انديشه، احساس و تفکرات ايشان پي


    خط با حالت ( اکسپرسيو) : اين نوع خطوط در طراحي بيشتر نشان دهنده حالت هاي عاطفي و روحي هنر مند است. خطوط با ضربه هايي سريع و مقطع بر روي کاغذ کشيده ميشوند، ضخامت خطوط به تندي کم و زياد شده و ظاهر کلي طرح داراي يک نوع خشونت خاصي است. خطوط با قاطعيت و صراحت به کار گرفته ميشود و با حرکات تند دست بر روي کاغذ جاري مي شوند و در حقيقت اين نوع طراحي بازگو کننده تصور و احساس آني هنرمند است و آنرا ( طراحي اکسپرسيو) مي نامند

    خط ساختماني ( کنسترا کتيو)
    : اين نوع خطوط همان طور که از نام آن پيداست هنگام ترکيب داراي انضباط و نظمي ساختماني هستند، يعني کليه خطوط با سازماني محکم و حساب شده در جهات مختلف در کنار هم قرار مي گيرند و بافت متشکل و منظمي را بوجود مي آورند. اين خطوط بر خلاف خطوط با حالت، بيشتر منطقي و تابع نظم و قاعده خاصي
    هستند که قبلا توسط هنرمند پيش بيني شده است، البته اين بدان معني نيست که در اين نوع خطوط هيچگونه احساس و شخصيت هنرمند وجود نداشته باشد. بلکه بايد گفت نوع احساس و شخصيت هنرمند در قالب خطوط منظم ارائه شده به خوبي به چشم مي خورد
    حالات خط در صفحه ( کادر) : همانطور که قبلا اشاره کرديم، خط در سه حالت عمودي، افقي و مايل، نسبت به فضا، وضعيت هاي متفاوتي را ايجاد مي کند، که مهمترين خصوصيت آن تقسيم فضا به دو قسمت مساوي و يا نا مساوي است توجه داشته باشيد که فاصله دو خط از يکديگر و نيز ضخامت و نازکي خطوط نيز مطرح شده و تغيير مي کند



    توازن به وسيله خط

    ريتم يا وزن ، خصيصه هرپديده اي است. تناوب روز و شب و چهار فصل سال و بطور کلي نظمي که در خلقت طبيعت، حتي در جزئي ترين قسمت آن وجود دارد، نمايانگر تاثير وزن است. بنا بر اين در مي يابيم که حرکت و ريتم يکي از کيفيتهاي وزن است



    تعادل به وسيله خط

    کيفيت تعادل را در مبحث نقطه بر رسي کرديم و با توجه به مطالب مذکور، ترکيب خطوط زماني در محدوده ايجاد تعادل مي کند که چشم به راحتي در قسمتهاي مختلف صفحه گردش کرده و در بخش خاصي از آن متمرکز نشود



    ايجاد ريتم با خطوط

    همان گونه که در بحث مربوط به نقطه ملاحظه کرديد، با تغيير اندازه و تعداد نقاط مي توانيم در صفحه يا کادر حرکت ايجاد کنيم. حرکت يکي از عوامل بسيار مهم در شکل گيري تصوير است. ايجاد ريتم درخطوط به اشکال گوناگوني صورت مي پذيرد. تغيير اندازه ها و طول خطوط ، تغيير فاصله ها و نهايتا تغيير ضخامت خطوط مي توانند عواملي باشند تا ريتم، بهتر ايجاد شود



    سايه روشن به وسيله خط

    از جمله حالات ديگري که با قرار گرفتن خطوط در کنار يکديگر ايجاد ميشود، تيرگي و روشني و يا سايه روشن است. به عبارت ديگر پديد آمدن حالت روشني و تاريکي با بهره گيري از خطوط ، ايجاد سايه روشن مي کند. اين حالت به چند طريق مي تواند بوجود آيد : ايجاد تاريکي و روشني با استفاده از خطوط يک اندازه که تنها از تغيير فواصل آنها بوجود مي آيد. بدين شکل که هر چقدر خطوط را به يکديگر نزديکتر کنيم از نظر بصري تيرگي بوجود خواهد آمد و بالعکس با افزايش فواصل آنها محيط ، روشن ديده خواهد شد
  3. A.m@.S
    آفلاین

    A.m@.S دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Jan 22, 2011
    ارسال ها:
    549
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    سطح

    [​IMG]


    شكلي كه داراي دو بعد (طول و عرض) باشد سطح ناميده مي شود. در طبيعت و در پيرامون ما سطوح به اشكال متنوع وجود دارند. سطح چيزها در طبيعت گاه به صورت هموار و گاه ناهموار و داراي بافت ها نقش هاي مختلف است.

    در هنر تجسمي سطح را به انحاي مختلف مي توان تجسم بخشيد و به وجود آورد، مانند شكل زير :


    سطح ممكن است مستوي باشد مانند يدوار يا كف اتاق، سطح زمين فوتبال يا سطح روي يك كتاب

    همچنين سطح ممكن است منحني باشد مانند سطح يك سقف گنبدي.
    همه ي سطح ها از سه شكل هندسي دايره، مربع، مثلث يا تركيبي از آن ها به وجود مي آيند. اين شكل ها هر يك خصوصيات قابل مطالعه اي دارند.

    دايره : دايره شكل كاملي است كه حركت جاودانه و مداومي را نشان مي دهد. همچنين دايره نماد نرمي، لطافت، سياليت، تكرار، درون گرايي، آرامش روحاني و آسماني، پاكي و صميميت به شمار مي آيد.


    مربع : مربع بر خلاف دايره نماد صلابت، استحكام و سكون است. اين شكل مظهر قدرت زمين و مادي و در عين حال از زيباترين اشكال هندسي است.


    مثلث : مثلث به واسطه زواياي تندي كه دارد سطحي مهاجم و شكلي ستيزنده به نظر مي رسد كه همواره در حال تحول و پويايي است. بر اساس تركيب هايي از مثلث مي توان تركيب هاي ساختاري بسياري به وجود آورد. استفاده از مثلث و شبكه هاي مثلثي يك اصل ساختاري در طبيعت و در معماري به شمار مي رود.
  4. A.m@.S
    آفلاین

    A.m@.S دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Jan 22, 2011
    ارسال ها:
    549
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    حجم


    به اجسامي كه داراي سه بعد : طول، عرض و ارتفاع يا عمق باشند، حجم گفته مي شود.
    معمولاً همه ي اشياي مادي در طبيعت داراي حجم هستند.
    در هنر تجسمي چنانچه يك نقطه را در سه بعد گسترش دهيم و يا يك پياژه خط را در جهت هاي مختلف حركت دهيم، تجسمي از حجم به وجود مي آيد. به همين جهت درهنر تجسمي حجم ممكن است هميشه ملموس و مادي باشد ولي از نظر بصري وجود داشته باشد كه در اين صورت مي توان به آن حجم مجازي گفت.

    همان طور كه سه شكل دايره، مربع و مثلث به عنوان اشكال پايه براي سطح نام برده شدند. كره ، مكعب و هرم را نيز مي توان به عنوان اجسام هندسي پايه نام برد. اين سه نوع حجم به طور كاملاً منظم به ندرت در طبيعت ديده مي شوند. اما به طور كلي همه ي حجم هاي طبيعت از تركيب يا تغيير شكل اين سه حجم پايه و هندسي به وجود مي آيند.
    حجم مي تواند تو خالي يا توپر باشد. به همين نسبت درون يا بيرون آن اهميت پيدا مي كند. معمولاً فضايي را كه حجم اشغال مي كند مثبت مي گويند و فضاي پيرامون آن يا ما بين دو حجم و يا حفره ي ميان يك حجم توخالي را فضاي منفي و گاه حجم منفي مي نامند مثل فضاي داخل يك لوله قطور.


    حجم نمايي در نقاشي
    در نقاشي و طراحي حجم با ترفند برجسته نمايي به وسيله سايه – روشن و رنگ و يا با تغيير شكل و اندازه ي اشكال در اثر عمق نمايي خطي القا مي شود. ثبت سه بعدي اشياء و طبيعت در عكاسي نيز به واسطه نور و سايه روشن صورت مي گيرد. در حالي كه با نوعي نورپردازي خاص مي توان برجستگي و فرورفتگي اجسام را از بين برد و يا در نشان دادن آنها اغراق كرد.


    حجم در مجسمه سازي


    حجم ، عنصر اصلي كار مجسمه سازان است. نمايش حجم در فضا و روابط متقابل آن با فضاي پيرامونش اصل مهم مجسمه سازي است. اين روابط در نقش برجسته سازي كه از يك سو با نقاشي و از سوي ديگر با معماري در ارتباط است اهميتي به سزا دارد. نقش برجسته كه از يك سمت بسته و محدود است به حجمي گفته مي شود كه در آن اشيا به صورت كم و بيش برآمده از سطح به نمايش درآمده باشند. در مجموع نقش برجسته حالتي بينا بيني ميان نقاشي و مجسمه سازي دارد.


    نور و حجم
    نقش نور در بازنمايي حجم و خصوصيات آن نيز شايسته توجه است. اين نور است كه امكان رويت اجسام را در فضا براي ما به وجود مي آورد. بسياري از مجسمه ها و نقش برجسته ها بدون رنگ پردازي ساخته مي شوند. به همين دليل توجه به ميزان تيرگي و روشني برجستگي ها و فرورفتگي ها و ايجاد سايه هايي كه در اثر تابش نور به روي آن ها شكل مي گيرد قابل اهميت است.


    سؤالات
    1 – كاربرد خط را در آثار نقاشان طبيعت گرا، امپرسيونيست و اكسپرسيونيست، شرح دهيد:
    پاسخ :‌در آثار نقاشان طبيعت گرا كه شكل هاي اشيا به دقت ترسيم مي شوند، وجود خط به عنوان پايه ي اصلي طرح قابل مشاهده است اگر چه ممكن است تيرگي و روشني و يا رنگ هاي جاي خطوط را گرفته باشند. در آثار نقاشان امپرسيونيست ، خط فاقد صراحت است و از ثبات و پايداري برخوردار نيست. در آثار اكسپرسيونيستي خط با اغراق و صراحت بيشتري ديده مي شود و همه ي انرژي بصري خود را به نمايش مي گذارد. در آثار انتزاعي خطوط نمايشگرا اشيا نيستند. اما نقش آنها در ساختار بصري و هندسي آثار كاملاً مشهود است.


    2 – كداميك از سطح هاي اصلي هندسي نماد صلابت و استحكام است؟
    پاسخ : مربع نماد صلابت، استحكام و سكون است.


    3 – در كدام يك از كادرهاي زير، تمركز بصري ايجاد شده است؟ چرا؟


    پاسخ : در كادر (الف) به دليل نزديك بودن نقاط به يكديگر تمركز بصري ايجاد شده است.


    4 – كدام دسته از خطوط براي نمايش ملايمت و ملاطفت به كار مي روند؟ توضيح دهيد.
    پاسخ : خطوط منحني كه معمولاً در طبيعت به شكل تپه ماهور، انتشار امواج، پستي و بلندي زمين و حركت بعضي از جانوران ديده مي شود. اين خطوط در آثار تجسمي ممكن است براي نمايش حركت سيال و مداوم ، ملايمت و ملاطفت به كار گرفته شود.


    5 – منظور از حجم مثبت و حجم منفي چيست؟
    پاسخ : حجم مي تواند توخالي و يا توپر باشد. معمولاً فضايي را كه حجم اشغال مي كند حجم مثبت مي گويند و فضاي پيرامون آن يا ما بين دو حجم و يا حفره ي ميان يك حجم تو خالي را فضاي منفي و گاه حجم منفي مي نامند مثل فضاي داخل يك لوله قطور.


    6 – نقش برجسته چيست؟ توضيح دهيد.
    نقش برجسته كه از يك سمت بسته و محدود است به حجمي گفته مي شود كه در آن اشيا و پيكره ها به صورتي كم و بيش برآمده از سطح به نمايش درآمده باشند. نقش برجسته گاهي تزئيني براي سطوح معماري دارد. در مجموع نقش برجسته حالتي بينابيني ميان نقاشي و مجسمه سازي دارد. در هنر ايران معمولاً نقش برجسته سازي براي موضوعات تاريخي و افسانه اي رواج داشته است و بسياري از بناهاي مهم به وسيله نقش برجسته تزئين شده اند مثل نقش برجسته هاي تخت جمشيد و طاق بستان.
موضوعات مشابه با: عناصر بصري
انجمن عنوان تاریخ
فرهنگ نام عناصر و عدد اتمی آنها در سوره حدید ‏Aug 5, 2010