1. اطلاعات ما نشان میدهد که شما عضو انجمن نیستید، لطفا برای استفاده کامل از انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید.
  2. 1- لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید !
    2-بعد از ثبت نام,ایمیلی برای شما ارسال خواهد شد, که باید بر روی لینک داده شده کلیک نمایید تا اکانت شما فعال شود.

عكس:زنان حرمسراي ناصرالدين شاه

شروع موضوع توسط محسن* ‏Aug 16, 2012 در انجمن تصاویر و مطالب جالب و خواندنی

  1. محسن*
    آفلاین

    محسن* داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏Apr 20, 2011
    ارسال ها:
    1,971
    تشکر شده:
    5
    امتیاز:
    38
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    اصفهان
  2. ghazal**
    آفلاین

    ghazal** داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏Jun 21, 2012
    ارسال ها:
    318
    تشکر شده:
    2
    امتیاز:
    18
    محل سکونت:
    زیر چتر خدا
    ناصر الدین شاه 300 تا زن داشته ......درسته این موضوع؟؟؟
  3. محسن*
    آفلاین

    محسن* داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏Apr 20, 2011
    ارسال ها:
    1,971
    تشکر شده:
    5
    امتیاز:
    38
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    اصفهان
    زنان عقدی ناصراالدین شاه: گلین خانم اولین زنی بود که ناصرالدین شاه در زمان ولیعهدی گرفت و از او سه فرزند داشت. یک پسر موسوم به سلطان محمود میرزا که ولیعهد بود و در سن دو سالگی درگذشت و دو دختر مسماة به افسرالدوله و فخرالملوک.

    خجسته خانم تاج‌الدوله، دختر سیف‌الله میرزا پسر فتحعلی شاه نخستین زنی بود که پس از استقرار سلطنت اختیار نمود. مشارالیها یک دختر و یک پسر آورد. دخترش عصمت‌الدوله بود و پسرش سلطان معین الدین میرزا که او نیز ولیعهد خوانده شد و در ۹ سالگی درگذشت.

    شکوه‌السلطنه دختر شعاع السلطنه پسر فتحعلی، شاه یک پسر آورد که مظفرالدین شاه باشد. سرورالسلطنه دختر عمادالدوله پسر خاقان اولادی نیاورد.



    جیران ملقبه به فروغ‌‌السلطنه دو پسر آورد موسوم به ملک قاسم میرزا و ملکشاه که هر دو را ولیعهد خواندند و یکی پس از دیگری درگذشت.



    از زنان عقدی ناصرالدین شاه، فروغ‌السلطنه (جیران) و سرورالسلطنه و شکوه‌السلطنه به ترتیب در حیات شاه فوت نمودند.



    زنان صیغه‌ای ناصرالدین شاه: زینت‌السلطنه دختر سالار معروف که چند سال در خراسان با شاه جنگید. مشارالیها یک پسر آورد موسوم به سالار السلطنه که در تاریخ تحریر این کتاب در فرنگستان زندگی می‌کند.

    بدرالسلطنه از شاهزاده خانم بزرگ بود. یک پسر آورد موسوم به رکن‌السلطنه که او نیز سال‌هاست در اروپا عمر می‌گذراند.

    اخترالسلطنه خواهر اوکتای قاآن میرزا که اولاد نیاورد.

    شمس‌الدوله دختر عضدالدوله پسر فتحعلی شاه که برادرهایش عین‌الدوله صدراعظم مظفرالدین شاه و وجیه‌الله میرزای سپهسالار بودند. مشارالیها هم فرزندی نیاورد.

    صیغه‌های محترمه دیگر که از شاهزاده خانم‌ها نبودند: انیس‌الدوله که در واقع ملکه بود، ولی فرزند نیاورد. شاه او را بسیار دوست داشت، و چندین بار خواست وی را عقد نماید، ولی او نپذیرفت و اظهار نمود که به اصطلاح ساعت اولیه زناشوئی خود را برهم نخواهد زد. پس از کشته شدن شاه روزی برایش مبلغی پول آوردند و چون تمثال شوهر را بر روی اسکناس‌ها دید آنقدر به سر و سینه کوفت که سخت بیمار شد و پس از چند ماه بدرود زندگی گفت.

    امینه اقدس عمه عزیزالسلطان سردار محترم فرزندی نیاورد.

    عفت‌السلطنه مادر سلطان مسعود میرزای ظل‌السلطان پسر ارشد ناصرالدین شاه و بانو عظمی زن صارم الدوله.



    منیرالسلطنه مادر ضیاءالسلطنه زن سید زین‌العابدین امام جمعه. والی زاده مادر والیه که زن اعتضادالملک شد و پس از فوت وی به عقد مهدیقلی خان مجدالدوله درآمد.

    خازن‌الدوله دو دختر آورد مسماة به فخرالدوله و فروغ‌الدوله، فخرالدوله زنی بود بسیار زیبا و ادیبه و شاعره که سخن شیرین می‌گفت و خط خوش می‌نوشت، و فروغ‌الدوله که زن ظهیرالدوله شد و بعدها او را ملکه می‌نامیدند.

    وجیه‌الدوله یک دختر آورد مسماة به اخترالدوله که شاه او را برای عزیزالسلطان عروسی نمود. مرجان خانم مادر یمین الدوله و فرح‌السلطنه. توران السلطنه مادر عضدالسلطنه و تاج‌السلطنه. حرمت السلطنه مادر افتخار السلطنه. محبوب‌السلطنه مادر عزالسلطنه و عزیزالسلطنه. وقارالسلطنه مادر شرف‌السلطنه. قمرتاج خانم مادر قدرت‌السلطنه.

    به هر یک از زن‌های بزرگ یک دستگاه عمارت و حیاط داده شده بود. زن‌های دیگر به تفاوت از یک الی سه اطاق داشتند و صیغه‌های جزء به زن‌های محترمه سپرده شده و در دستگاه آنها می‌زیستند.

  4. محسن*
    آفلاین

    محسن* داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏Apr 20, 2011
    ارسال ها:
    1,971
    تشکر شده:
    5
    امتیاز:
    38
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    اصفهان
    انتشار يك سفرنامه در قالب يك كتاب كه اطلاعاتي دقيق از دربار ناصري به دست مي‌دهد، بخش جديدي از عيش و عشرت‌هاي سلاطين قاجار را آشکار مي‌كند و حاكي از آن است كه بخش مهمي از وقت بالاترين مقام وقت ايران، به چشم‌چراني و خوشگذراني با ده‌ها زن صيغه‌اي او مي‌گذشته است.

    هرچند ناصرالدين‌شاه تحت تأثير نفوذ و اقتدار مذهب در جامعه، اجبارا به برخي ظواهر شرعي و حتي مراسم مذهبي احترام مي‌گذاشته، اما او گاه از مراسم تعزيه نيز براي يافتن دختركان معصوم بهره مي‌جسته است.

    به گزارش خبرنگار «تابناك» به نقل از سايت كتابخانه تاريخ اسلام و ايران، کتاب حاضر سفرنامه يک خانم کرماني است که در سال 1309 از کرمان عازم بمبئي و از آنجا با کشتي عازم جده شده و پس از اعمال حج از راه جبل به عتبات عاليات برگشته و پس از زيارت مراقد اهل بيت عازم ايران شده است. در قم به جاي بازگشت به کرمان عازم تهران شده و در آنجا به دليل آشنايي با برخي از امراي کرمان به درون دربار ناصري راه پيدا مي کند. دو سوم سفرنامه مطالب مربوط به دربار ناصري است.

    اطلاعاتي كه اين حاجيه خانم كرماني از دربار ناصري داده جالب و خواندني است و براي كساني كه در پي دانستن تاريخ اجتماعي اين دوره آن هم بخش ويژه دربار ناصري هستند بسيار با ارزش خواهد بود.

    [​IMG]محل اقامت وي در تهران منزل حشمت الدوله بوده و چون دختر وي، همسر ناصرالدين شاه بوده، وي با شاه و زنان او آشنا شده است. وي در اين يك سال و اندي در مراسم عقد و ازدواج و عزاداري و تعزيه و ديگر مناسبت‌ها مشاركت داشته و از هر قسمت، نكاتي را در اين سفرنامه آورده كه خواندني است. در واقع اين سفرنامه، گذري بر زندگي زنانه در دربار ناصري است.

    نخستين پديده‌اي که او مي‌بيند و بسا از آن شگفت‌زده شده و آن را وصف مي‌کند، حضور هشتاد زن به عنوان همسر ناصرالدين شاه در دربار است: «روزها هي هي زن‌هاي شاه مي‌آمدند، تماشا مي‌كردم. عصرها مي‌رفتيم حياط شاه، هشتاد زن شاه همه بزك مي‌كنند، زرد، سرخ، سبز، همه رنگ چارقدها كارس نازك، مثل ملائكه‌هاي تعزيه. شاه خودش جلو مي‌افتد، زن‌ها دنبالش. دور حياط مي‌گردد، با تعجيل مثل اين‌كه كسي دنبالش كرده باشد. گاهي با غلام‌بچه‌ها گو بازي مي‌كند. گاهي با زن‌ها شوخي مي‌كند». واقعا اين شاه با کدام يک از زنانش به سر مي‌برد: «هر كدام سعي مي‌كنند كه بهتر از ديگري بشوند، شايد شاه امشب آن را ببرد. در سر شام شاه، انيس‌الدوله بايست بنشيند، ولي نمي‌خورد».

    سه ساعت شام خوردن طول مي‌کشد. اما داستان ادامه مي‌يابد: «سه ساعتي كه شام برداشته مي‌شود، زن‌ها مي‌روند بالا توي قصر. چند نفر از اين خدمتكارهاي خانم‌ها كه شاه صيغه كرده، آواز دارند، ساز هم مي‌زنند. شاه خودش پيانو مي‌زند. عزيز‌السلطان [مليجک] رقاصي مي‌كند، آن صيغه‌ها هم ساز مي‌زنند. زن‌هاي ديگر از شاهزاده و غيره همه حاضرند. بعضي‌ها مي‌نشينند، بعضي‌ها مي‌ايستند. تا شش از شب رفته آنها را مرخص مي‌كنند كه برويد، برويد. همه مي‌روند سر منزل‌هاشان. هر كدام كه شاه خواست، بعد غلام‌بچه مي‌آيد كه شاه شما را خواسته. آن شخص مي‌رود. عمل كه گذشت، خود برمي‌گردد، اگرچه انيس‌الدولة مقرّب باشد. آن وقت دو نفر از عمله‌جات قهوه‌خانه كه بيشتر آنها هم زن شاه هستند، مي‌نشينند تا صبح شاه را مي‌مالند».

    مراسم تعزيه يکي از جاهايي است که شاه براي ديدن زن‌ها و دخترها از آن استفاده کرده افرادي را گزينش مي‌کند. کساني تعمدا دخترانشان را مي‌آورند تا مقبول شاه واقع شوند: «امروز که شنبه بيستم است، باز ظهر از خواب برخاسته، به طريق ديروز رفتم تعزيه. ولي شاه اينجا شب [و] روز پهلوي زن‌هايش مي‌نشيند. منزل خاصي ندارد. گاهي اين اطاق، گاهي آن اطاق، گاهي پشت زنبوري با زن‌ها صحبت مي‌كند. دخترهاي مردم را تماشا مي‌كند، پول مي‌دهد. مردم بي‌عار هم دخترها را مي‌آورند نشان مي‌دهند. ديروز تا حال شش هفت دختر سراغ دادند، پسند نكرده».

    [​IMG]و در جاي ديگر: «امروز كه شنبه هجدهم است، باز هم اندران بودم. يك خدمتكاري امين اقدس دارد، زينب نام. او را مدتي است شاه مي‌خواهد. امروز او را صيغه كردند. عصري او را بزك كردند، بردند پيش شاه. امشب هم شاه او را برد».
    اتفاق مي‌افتاد که شاه دختري را مي‌گرفت و به خواهر او هم علاقمند مي‌شد و مشکلاتي پديد مي‌آمد.

    و در جاي ديگر از يک محفل عروسي که زنان و دختران نشسته‌اند سخن به ميان مي‌آيد: «بعد از ظهر كه شد، شاه آمد اين اطاق آن اطاق گردش كرد. با زن‌هاي فرنگي خيلي محبّت كرد. رفت آن اطاقي كه عصرانه برايش گذارده بودند و پيشكش، آنجا نشست، عصرانه خورد. زن‌هاي نايب‌السلطنه را تماشا كرد. بعد آمد در آن اطاقي كه عروس آوردند نشاندند، عروس را تماشا كرد. آن وقت افتاد توي زن‌هاي مردم و دخترهاي مردم. يك دختري هم پسند كرد، گفت فردا بياورند اندران».

    و در جاي ديگر: «امروز كه پنجشنبه بيست و دوم است، اوّل مي‌روند مسجد... در حياط آقاباشي كه اعتماد الحرم است، تعزيه است. شاه هم مي‌آيد. در يك اطاق پيش زن‌ها مي‌نشيند. دوره اطاق است. هر اطاقي مال خانمي است و كلفتش. بعضي خانم‌ها كه پيش شاه مي‌نشينند. شاه از پشت زنبوري با زن‌ها صحبت مي‌كند، پول مي‌دهد به زن‌ها. امروز كه جمعه بيست و سوم است، رفتيم تعزيه. اين خانم‌ها هر كدام دوست [و] رفيقي دارند، وعده مي‌گيرند. دايه‌ها، دختر دايه‌ها، امروز سه دختر از توي آدم‌هاي خانم‌ها پسند كرد. تعزيه كه تمام شد، اينها را بردند حياط امين اقدس. خوب زير [و] روي اينها را ديد. گفت امشب اينها را نگاه داريد، فردا صبح من مي‌خواهم عكس اينها را بيندازم. امروز كه شنبه بيست و چهارم است، شاه صبح از خواب برخاست. دخترها را بردند حياط امين اقدس. جواهر زيادي آوردند، اينها را جواهر زدند. روي صندلي نشستند. شاه خودش عكس اينها را انداخت. ما هم رفتيم تماشا. يكي از اينها را پسند كرد. سپرد به دست همان خانمي كه بسته‌بان بود». «امروز كه پنج‌شنبه بيست و نهم است، دختره‌اي كه شاه سپرده بود، آوردند، صيغه خواندند. شب بزك كردند، بردند براي شاه».
  5. ghazal**
    آفلاین

    ghazal** داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏Jun 21, 2012
    ارسال ها:
    318
    تشکر شده:
    2
    امتیاز:
    18
    محل سکونت:
    زیر چتر خدا
    جواب منو ندادید.....ممنون جالب بودن.
  6. `GoLnAz`
    آفلاین

    `GoLnAz` دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Jun 12, 2012
    ارسال ها:
    420
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    مهندس کشاورزی_تولیدات گیاهی ;تولید محصولات باغبانی
    محل سکونت:
    هر کجا باشم آسمان مال من است..
    میگم محسن امروز گیر دادی به ناصر الدین شاه ها.امشب میاد تو خوابت خووووووووووووووووو[​IMG]
  7. محسن*
    آفلاین

    محسن* داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏Apr 20, 2011
    ارسال ها:
    1,971
    تشکر شده:
    5
    امتیاز:
    38
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    اصفهان
    حدود 80تا زن داشته
  8. محسن*
    آفلاین

    محسن* داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏Apr 20, 2011
    ارسال ها:
    1,971
    تشکر شده:
    5
    امتیاز:
    38
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    اصفهان
    به گزارش مشرق به نقل از همشهری داستان؛ تنها زن فرنگ رفته از دربار، امین‌اقدس بود. ناصرالدین‌شاه با آن‌كه زن عقدی به تعداد شرع و صیغه به عددِ خوشامد داشت، زنی به اسم امین‌اقدس را در اندرونش بسیار خوش می‌داشت. امین‌اقدس زن بادرایتی بود كه بچه‌دار نشد اما هر از چندی دلمشغولی‌ای دست سلطان می‌داد. ببری‌خان گربه‌ معروف و ملیجك هر دو دست پرورده‌های امین‌اقدس بودند، برای سرگرمی شاه. امین‌اقدس به فرنگ رفت ولی در این سفر چیزی از مآثر فرنگ ندید، چون كور رفت و كور برگشت. داستان فرنگ رفتن امین‌اقدس و معالجه‌ چشم او داستان پراكنده‌ای است در یادداشت‌های میرزا حسن‌خان اعتمادالسلطنه كه ما در این‌جا آن را پیوسته كرده‌ایم تا بشود دنبالش كرد.

    دوشنبه ۲۸ جمادی‌الاول ۱۳۰۷
    دیشب شاه به ادیب‌الممالك فرموده بودند به من ابلاغ كند صبح زود در اندرون حاضر باشم كه با دكتر فوریه به جهت معالجه چشم امین‌اقدس اندرون برویم. ظاهرا میرزا سیدحسین‌خان كه دو سال فرنگ رفته و به اعتقاد خودش كحالی آموخته، مطالب دكتر فوریه را در باب معالجه چشم امین‌اقدس درست ترجمه نكرده بود. دكتر فوریه هم از زرنگی كه دارد درك این مطلب را نموده عرض كرده بود كه مترجم من باید كسی باشد كه بی‌طرف باشد. به مترجمی كه طبیب باشد اطمینان ندارم. به این جهت شاه مرا مامور فرموده بودند كه با حكیم به اندرون بروم.

    چشم چپ امین‌اقدس كه بی‌عیب بود مبتلا به مرض چشم دیگرش شده و یقین این هم كور خواهد شد. بالاخانه كثیفی ما را بردند. شاه هم تشریف آوردند. این ضعیفه درد خود را از شاه بلكه از طبیب پنهان می‌كند، قدری آن‌جا نشستیم. بعد حكیم لامپایی خواست كه با ذره‌بین چشم او را ببیند. یك لامپا در تمام حرم‌خانه نبود. من گفتم عصر با خودم می‌آورم. برخاستم از درب دیوانخانه بیرون رفتم.

    شنبه ۱۶ رجب ۱۳۰۷
    صبح دارالترجمه رفتم. بعد خدمت شاه رسیدم. خلق مبارك تنگ است. كسی نمی‌داند به واسطه كوری امین‌اقدس است یا به واسطه بی‌نظمی مملكت.

    چهارشنبه ۴ شعبان ۱۳۰۷
    منزل اعتمادالحرم، مجلسی از تمام اطباء به ریاست امین‌السلطان منعقد شده بود به‌جهت معالجه چشم امین‌اقدس، آخر قرار شده است امین‌اقدس را به جهت معالجه فرنگ ببرند.

    سه‌شنبه ۱۰ شعبان ۱۳۰۷
    امروز صبح بسیار زود امین‌اقدس به حیاط آبدارخانه رفته بود. شاه هم به‌جهت وداع آن‌جا تشریف آوردند. امین‌السلطان هم بود. گریه زیادی شده بود. تا آخر باغ میدان‌شاه او را مشایعت نموده بودند. از میدان توپ‌خانه قدیم كالسكه نشستند رفتند. سرناهار شاه بودم. بعد خانه آمدم. بعد از ناهار، شاه به واسطه صبح خوابیدند. از رفت امین‌اقدس خیلی متالم بودند.

    دو‌شنبه ۸ رمضان ۱۳۰۷
    درب‌خانه رفتم. شنیدم تلگرافی نریمان‌خان از وین زده بود كه امین‌اقدس روشنایی چراغ را دیدند و این تلگراف را ساعت شش امین‌السلطان به توسط عزیزخان به حضور همایون فرستاده بودند. شاه را از خواب بیدار كرده بودند تلگراف را داده بودند و این مژده ناقص را عرض كرده بودند. همان شبانه موزیك زدند و خوشحالی‌ها نموده بودند.

    یكشنبه ۱۴ رمضان ۱۳۰۷
    صبح درب‌خانه رفتم. شنیدم تلگراف امین‌اقدس رسیده بود كه فرق میانه انگشتر الماس و... را می‌دهد.

    دوشنبه ۱۵ رمضان ۱۳۰۷
    شاه یافت‌آباد تشریف بردند. من وقت ظهر مسجد ملاعزیزالله كه در وسط شهر است و آقای نجفی كه از اصفهان او را مغضوبا به جهت فتوای قتل بابی‌ها آوردند آن‌جا نماز می‌خواند رفتم. جمعیت زیاد بود. بعد از نماز موعظه كرد. با پرده از شاه بد گفت و هیچ به شاه دعا نكرده از منبر پایین آمد و رفت. من هم خانه آمدم.

    شنیدم ملا فیض‌الله ترك هم كه در مسجد سقاباشی نماز می‌خواند و موعظه می‌كند گفته بود این ملیجك‌بازی چه است. اسلام را ضایع كردند. زن مسلمان را به فرنگ چرا می‌فرستند. امین‌اقدس را چرا فرستادند. كور شد به جهنم، شوكت اسلام را چرا می‌شكنند.

    دوشنبه ۱۳ شوال ۱۳۰۷
    ... امین‌اقدس پریشب از وین بیرون آمد. گویا شاه به‌كلی از خوبی چشم او مأیوس شده باشند اما بدرالسلطنه الحودالله فوریه عمل ید نمود و خوب شد. این هم یك غصه برای شاه شد كه با آن همه خرج، امین‌اقدس خوب نشد و بدرالسلطنه را كه چندان اهتمام نداشتند خوب شد.

    شنبه ۱۸ شوال ۱۳۰۷
    شاه سلطنت‌آباد تشریف آوردند. من هم رفتم. سرناهار بودم. تلگراف امین اقدس از ولاد قفقاز رسید كه چشمش بهتر است. شاه فرمودند تا امین‌اقدس نیامده ما شمران نخواهیم رفت.

    شنبه ۲۵ شوال ۱۳۰۷
    امروز صبح دارالترجمه رفتم. بعد كه خدمت شاه رسیدم خلق مبارك بد نبود. صحبت می‌كردند. ناهاری با كمال میل صرف می‌فرمودند. در این بین تلگراف میرزامحمدخان كه به استقبال خواهر خود امین‌اقدس رفته بود رسید. به عجله باز كردند. همین‌كه ملاحظه فرمودند متغیر شدند. ظرف خورش را پرت می‌كردند. معلوم شد میرزامحمدخان صریح خبر كوری امین‌اقدس را عرض كرده بودند. وزیر اعظم امروز دربخانه نیامده بودند، ظاهرا مسبوق به این خبر بود، طفره زده بود.

    شنبه ۳ ذی‌القعده ۱۳۰۷
    راپورتیِ دكتر فوركس كه معالج چشم امین‌اقدس از وین فرستاده، نوشته بود، اعلی‌حضرت ملكه ایران را عمل ید نمودم. چون دیر شده بود درست معالجه نشد. امیدوارم كه بعد از ورود به ایران بهبودی حاصل شود، اگر چنانچه در ایران درد چشم شدت كرد باید چشم را از حدقه بیرون آورد.

    دوشنبه ۵ ذی‌القعده ۱۳۰۷
    امروز عصر امین‌اقدس وارد شد. تمام عمله خلوت و امین‌السلطان استقبال رفتند. از همان دری كه رفته بود یعنی باغ میدان از همان در وارد شد اما بیچاره كور محض است.

    چهارشنبه ۷ ذی‌القعده ۱۳۰۷
    صبح دارالترجمه رفتم. بعد خدمت شاه رسیدم. خلق همایون تنگ بود. امروز كه اهل خانه مبارك‌باد به جهت امین‌اقدس فرستاده بود حامل می‌گفت هر پارچه لباس را برمی‌داشت دست می‌كشید می‌پرسید چه است. خیلی دلم سوخت. به علاوه شنیدم آغابهرام خواجه هم بعد از كوری چندان اعتنا به خانم خود ندارد. از قرار گفته میرزا احمدخان، همه جهت مخارج سفر امین‌اقدس زیاده از ده‌هزار تومان نشده اما چیزی كه محل تعجب است این است پنجاه فرمان نشان سفید مهر بدون تعیین درجه كه همراه امین‌اقدس كرده بود سی‌وهشت طغرا از آنها را به طور انعام به میرزارضاخان قنسول تفلیس داده‌اند كه به هر كس می‌خواهد بفروشد. البته میرزارضاخان به ده‌هزار تومان فرامین را خواهد فروخت. بندگان همایون خوشحال بودند كه چشم امین‌اقدس قی كرده است و این دلیل بر حیات چشم است اما اطباء می‌گویند این خود چشم است كه به طور چرك و ریم بیرون می‌آید تا تمام شود.

    چهار شنبه ۵ ذی‌الحجه ۱۳۰۷
    شاه به قدری از مملكت خودشان بی‌اطمینان هستند كه امروز بعضی جواهرات دولتی كه سپرده امین‌اقدس بود، وقت رفتن او به فرنگ از او گرفته بودند، در مراجعت باز به خود امین‌اقدس سپردند. حالا كه امین‌اقدس به مشهد مقدس به جهت شفای چشم می‌رود از او گرفتند به خزانه شهر می‌برند. میرزامحمدخان را مامور فرمودند با ده تفنگدار با تفنگ‌های ته پر همراه او بروند. مبادا در این مسافت جزئی جواهرات را در راه تاراج نمایند.

    شنبه ۱۲ صفر ۱۳۰۸
    شاه امروز ناهار را دره‌بیدی میل فرمودند. سرناهار بودم. بعد منزل آمدم. دو تلگراف از خراسان رسید. یكی این‌كه امین‌اقدس چشمش خوب است و دیگری از سهام‌الدوله بجنوردی كه اسرائی كه تركمن برده بودند گرفتند، شاه هم امروز دو شكار زده بود. این سه فقره باعث مسرت خاطر مبارك بود.

    یكشنبه ۱۰ ربیع‌الثانی ۱۳۰۸
    امروز امین‌اقدس از مشهد مراجعت نموده وارد می‌شوند. عزیزالسلطان تا ایوان كیف، امین‌السلطان تا خاتون‌آباد. بعضی رجال دولت كه به این قبیل تملقات و عدم قابلیت و دادن رشوه و نمودن عشوه حالا به درجات عالی رسیدند و خانه دولت را خراب كردند تا حضرت عبدالعظیم رفتند. قزاق و سوار كشیك‌خانه و مهدیه قریب چهارهزار نفر استقبال رفته بودند. از دم درب‌اندرون تا دم اطاق امین‌اقدس را عزیزالسلطان به سبك فرنگ كه برای تشریفات سلاطین در توقفگاه‌های راه‌آهن ماهوت گلی فرش می‌كنند، شله فرش كرده بود. با موزیكان‌چی و دسته گوهرخماری، این بیچاره زوار كور را وارد خانه خود نموده بودند.

    جمعه ۵ جمادی‌الثانی ۱۳۰۸
    امروز شاه سوار شدند. من منزل ماندم. عصر خودم سوار شدم. قدری گردش نمودم. فخرالاطباء را دیدم. اشتلم می‌كرد كه چشمی را كه كحال‌های فرنگ معالجه نكردند، من و نور محمود معالجه كردیم. مقصود چشم امین‌اقدس بود. می‌گفت غره ماه كه ماه گذشته سلخ نداشت هلال ماه را امین‌اقدس رویت نمود و برای امین‌السلطان مژده فرستاد. آن هم صد اشرفی مژدگانی داد. ولی باز آغا بهرام اوقات خانم را تلخ نمود، امین اقدس گریه كرد، حالا چشم به هم خورده دیگر نمی‌بیند. من هم این مزخرفات را گوش دادم و حیرت كردم.
  9. SALY
    آفلاین

    SALY کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏Oct 3, 2010
    ارسال ها:
    2,664
    تشکر شده:
    845
    امتیاز:
    113
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    1PARS
    300تا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:eek:
    من میگم چرا چشاش گود رفتن !!:p
  10. محسن*
    آفلاین

    محسن* داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏Apr 20, 2011
    ارسال ها:
    1,971
    تشکر شده:
    5
    امتیاز:
    38
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    اصفهان
  11. SALY
    آفلاین

    SALY کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏Oct 3, 2010
    ارسال ها:
    2,664
    تشکر شده:
    845
    امتیاز:
    113
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    1PARS
    حالا اونی که وسط با عشوه و ناز (خیر سرش) خوابیده حتما سوگولشه :ssq
  12. Shervin
    آفلاین

    Shervin داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏Nov 2, 2011
    ارسال ها:
    4,683
    تشکر شده:
    14
    امتیاز:
    38
    خدا رو باید شکر کنیم
    ادم زنان امروزی میبینه
    باید هزار مرتبه شکر کنه:p:dsa
  13. ghazal**
    آفلاین

    ghazal** داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏Jun 21, 2012
    ارسال ها:
    318
    تشکر شده:
    2
    امتیاز:
    18
    محل سکونت:
    زیر چتر خدا
    یا ابوالفضل.......کشور دست این ادم بوده؟؟
  14. Tara!
    آفلاین

    Tara! داره خودمونی میشه!

    • Never regret something that once made you smile
    تاریخ عضویت:
    ‏Jun 10, 2012
    ارسال ها:
    1,387
    تشکر شده:
    488
    امتیاز:
    83
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    TaBriz
    [​IMG][​IMG][​IMG][​IMG][​IMG][​IMG]
    شما دیگه وارد مسائل خانوادگی ناصرالدین شاه نشو:d
  15. محسن*
    آفلاین

    محسن* داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏Apr 20, 2011
    ارسال ها:
    1,971
    تشکر شده:
    5
    امتیاز:
    38
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    اصفهان
    دربار شاهان قاجار- بجز اواخر حکومت اين سلسله- بويژه در عهد سلطنت فتحعلي شاه و ناصرالدين شاه، انباشته از زناني بود که وظيفه اصلي آنان ارضاي اميال حاکمان وقت بود. گرايش به گردآوري زنان در دربار، از زمان آغامحمدخان، اولين پادشاه اين سلسله، با وجود اينکه وي مقطوع النسل و فاقد تواناييهاي جنسي بود، شروع شد. حرص وي به جمع کردن زنان در حرمسرا کاملاً قابل توجيه است. او از يک سو مکرر از جانب نزديکترين کسان و سرسختترين دشمنانش، با لقب تحقيرآميز «اخته خان» مواجه مي گشت و از سوي ديگر سعي مي کرد تا طبق يکي از نمودهاي برجسته هر حاکم ايراني، صاحب حرمسراي وسيعي باشد. آغا محمدخان بنا به دلايل فوق و به خاطر تجديد ميثاق با اميال خام جنسي که در همان کودکي در دربار پر عشرت زنديان با آن آشنا شده بود و نيز براي بستن دهان معاندين و پرکردن چشم ظاهربينان، به ازدواجهايي با بيوه برادر خود، جهانسور، گلبخت خانم و مريم خانم نامي پرداخت. افزون بر اين وي در کنار زنان عقدي خود، زنان متعدد و بي نام و نشاني را در دربار خود گردآورد. در حکومت 38 ساله برادرزاده و جانشين او فتحعلي شاه، با تجمع زنان بي شماري در حرمسرا مواجه مي شويم که تخميناً پانصد نفر مي شوند.
    در زمان حکومت محمدشاه، از شلوغي حرمسراها کاسته مي شود؛ زيرا وي «برخلاف جدش، کاري و مطلع و قانع و خداترس و مهربان بود. او زن زياد نمي گرفت و به حقيقت و معني، بيشتر از لفظ و صورت ظاهر معتقد بود.”
    حرمسراي متروک محمدشاه، در دوران حکومت پنجاه ساله پسرش ناصرالدين شاه، دوباره غرق در همهمه هاي شادي و کامجويي از زنان مي شود. ميل او به گردآوري زنان در اندرون به حدي بود که بنا به گفته اي، هر هفته يک زن جديد صيغه مي کرد. اعتمادالسلطنه ذيل حوادث دوشنبه سلخ ربيع الثاني سال ۱۳۰۲ ه. ق، چنين گزارش مي دهد:
    «بندگان همايون بعد از ماه صفر تا کنون، سه دختر صيغه نمودند». با توجه به تنوع طلبي شاه و کنارزدن برخي از زنان به دلايل متعدد، ذکر تعداد زنان ناصرالدين شاه کار آساني نيست. در منابع حاضر، به وجود
    ۶۰تا ۵۰۰ زن در دربار او اشاره شده است که شامل زنان عقدي، صيغه و کنيزکان مي گرديد.
    عواملي چون پيدايش نهضت مشروطه، فقر اقتصادي کشور و ضعف مزاج مظفرالدين شاه - جانشين ناصرالدين شاه- سبب مي شود که حرمسراي او فارغ از دبدبه و کبکبه باشد.
    در افواه درباريان، شاه به داشتن شش تا و نصفي زن مشهور بود. چنين اعتقادي را اطرافيان شاه، به طعنه و سخريه و با اشاره به سست عنصري او عنوان مي کردند. با روي کارآمدن محمد علي شاه و با توجه به بحرانهاي اقتصادي و اجتماعي و روشنگريهاي روشنفکران در اعتراض به برپايي حرمسراها، ديگر وضع حرمسراهاي دربار فتحعلي شاه و ناصرالدين شاه تکرار نگشت.
    زنان حرمسراهاي قاجار، در بخش اعظم تاريخ حکومت اين سلسله، با دستاويزها و بهانه هاي چندي در دربار جا مي گرفتند. جمعي از اين زنان به خاطر مصالح سياسي، در زمره زنان پادشاهان وقت قرار مي گرفتند. ازدواج آغامحمدخان با گلبخت خانم، دختر يکي از سران قبايل ترکمن تا حد زيادي براي ايجاد وحدت و خويشاوندي با قبيله فوق صورت گرفته بود.
    ازدواجهاي مصلحتي، جزيي از سياستهاي دربار شاهان قاجار بود و در اين ميانه، زنان وجه المصالحه قرار مي گرفتند. شاهان قاجار براي تمرکز قدرت در دست خويش، با سران ايالات وصلت مي کردند و به اين منظور، يا دختران و خواهران خود را به رؤسا و پسران آنان مي دادند و يا اينکه دختري از آنها را به اندرون خود مي آوردند. هنگامي که آغامحمدخان بر قادرخان عرب، از حکام مقتدر بسطام که در سال ۱۱۹۵ ه. ق به دامغان تجاوز کرده بود، غالب مي آيد، به منظور ايجاد روابط حسنه سياسي با او، دختر وي را به عقد باباخان- فتحعلي شاه- که در آن هنگام بيش از يازده سال نداشت، درمي آورد.
    فتحعلي شاه به منظور ايجاد حسن فرمانبرداري در احمدخان، يکي از خوانهاي مراغه، ضمن واگذاري منصب بيگلربيگي تبريز به او، با يکي از دخترانش ازدواج مي کند و دختر ديگر خان را به عقد فرزند ارشدش، محمدعلي ميرزا حاکم کرمانشاه درمي آورد. در سال ۱۲۱۳ ه. ق ا... يار خان حاکم عصيانگر سبزوار به منظور رفع ملال خاطر شاه از گذشته ناخوشايند خود، دختر خويش را روانه دربار فتحعلي شاه مي کند.
    محمدشاه نيز با دختر يکي از سران طايفه قاجار به نام قاسم خان، که در تاريخ به مهد عليا (مادر ناصرالدين شاه) مشهور است، وصلت مي نمايد. دو تن از زنان ناصرالدين شاه از دختران با اصل و تبار قاجار بودند.
    البته کثرت زنان در دربار، همواره براساس مصالح سياسي يا ايجاد پيوند با قطبهاي کوچک و بزرگ قدرت نبود. بخش اعظمي از اين زنان رهاورد بلهوسيها و اميال سيري ناپذير سلاطين قاجار بودند.
    ناصرالدين شاه از لحاظ تفنن طلبي در گزينش زنان، در رأس شاهان قاجار قرارداشت.

  16. Astiaj
    آفلاین

    Astiaj دوست تازه وارد اخراج شده

    تاریخ عضویت:
    ‏Feb 27, 2011
    ارسال ها:
    2,819
    تشکر شده:
    20
    امتیاز:
    0
    شغل :
    هیچ
    محل سکونت:
    جوانرود
    دنبه ی خالصن لا کردارا:d
    البته اینا اون زمان هر کدومشون چند دوره ملکه ی زیبایی رو به خودشون اختصاص دادن:d:d
  17. SALY
    آفلاین

    SALY کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏Oct 3, 2010
    ارسال ها:
    2,664
    تشکر شده:
    845
    امتیاز:
    113
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    1PARS
    زیر و بمش رو هواست خانومی
    :d
  18. SALY
    آفلاین

    SALY کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏Oct 3, 2010
    ارسال ها:
    2,664
    تشکر شده:
    845
    امتیاز:
    113
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    1PARS
    خدا میدونه چی بخوردشون میداد :p
    روزی ده تا گاو هم جواب نمیده :d
  19. محسن*
    آفلاین

    محسن* داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏Apr 20, 2011
    ارسال ها:
    1,971
    تشکر شده:
    5
    امتیاز:
    38
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    اصفهان
    اينم سوگلي ناصرالدين شاه
    [​IMG]
  20. ghazal**
    آفلاین

    ghazal** داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏Jun 21, 2012
    ارسال ها:
    318
    تشکر شده:
    2
    امتیاز:
    18
    محل سکونت:
    زیر چتر خدا
    این مطالب رو از کدوم سایت میگیرید؟؟