1. اطلاعات ما نشان میدهد که شما عضو انجمن نیستید، لطفا برای استفاده کامل از انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید.
  2. 1- لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید !
    2-بعد از ثبت نام,ایمیلی برای شما ارسال خواهد شد, که باید بر روی لینک داده شده کلیک نمایید تا اکانت شما فعال شود.

فـــورد مــوستانـــگ

شروع موضوع توسط Amin ‏Nov 19, 2010 در انجمن ساخت آمریکا : فورد ، GM ، کرایسلر ،

  1. آفلاین

    Amin مدیر کل انجمن هیات مدیره مدیرکل

    تاریخ عضویت:
    ‏Jul 6, 2010
    ارسال ها:
    4,494
    تشکر شده:
    1,010
    امتیاز:
    113
    جنسیت:
    مرد
    شغل :
    معمار،Architect
    محل سکونت:
    تهران
    این ماشین در انواع ۶ و ۸ سیلندر تولید میشه ؛ که من مدل ۶ سیلندر رو برای بررسی انتخاب کردم . حتی مدل ۶ سیلندر هم در ۳ مدل : کانورتیبل ؛ کوپه پرمیوم و کوپه جی تی عرضه میشه . (منتظر نظرات شما هستم).

    [​IMG]
    طراحی خارجی:
    وقتی بحث جایگزینی این خودرو با مدل قدیمی تر مطرح شد ؛ تقریبا همه بر طرحی سنتی اتفاق داشتند . طرحی که بر مبنای مدل قدیمی و رویایی موستانگ باشد . این طرح با زیبایی هر چه تمام تر طراحی شد تا منعکس کننده ی طرح سنتی خود و اصالتی که دارد به همراه تکنولوژی روز مهندسان دیتروت باشد!
    طرح چراغ های گرد این خودرو همانند مدل ۱۹۶۷ طراحی شده و در قاب خمیده ی خود خشن و اسپرت جلوه میکند.
    طرح رینگ های اسپرت این خودرو هم به خودی خود زیباست . البته این فورد در انواع مدل های گوناگون عرضه میشود که از مدل ۱۷۰۰۰ دلاری آغاز و تا مدل ۱۷۰۰۰۰۰ دلاری ادامه دارد! که همگی تقریبا از یک نوع اتاق بهره میگیرند .
    [​IMG]
    طرح چراغ هلی عقب این خودرو هم بی شباهت به لامبورگینی نیست . البته مدل ۶ سیلندر از ظاهر معمولی تری نسبت به مدل ۸ سیلندر برخوردار است .
    طراحی داخلی:[​IMG]
    طراحی داخلی این خودرو علاوه بر طرح اسپرت (آلومینیومی) در مدل عادی (سیاه) نیز عرضه میشود . البته مدل مورد آزمایش از طرح اسپرت برخوردار است و علاوه بر طرح کلاسیک خود بسیار اسپرتی تر جلوه میکند .
    طرح نشان دهنده ها نیز واقعا زیبا طراحی شده و به همراه داشبورد آلومینیومی خود زیباتر است . کیفیت کلیدهای پلاستیکی این خودرو نیز برای یک اتومبیل ۱۷۰۰۰ دلاری کاملا مناسب است .
    شما در این خودرو اصلا احساس نمیکنید که در یک خودروی ۱۷ - ۱۸ هزار دلاری نشسته اید و اگر موتور ۶ سیلندر را به این کابین زیبا اضافه کنید تازه میفهمید که قیمت این خودرو چقدر ارزان است . طرح دسته دنده نیز کاملا مانند اهرم هواپیما طراحی شده و جذاب نشان میدهد .
    اما طراحان برای کاستن از هزینه های تولید ترمز ای بی اس را به طور استاندارد ب روی این خودرو نصب نمیکنند! البته این سیستم به صورت سفارشی وجود دارد ولی عدم وجود استاندارد این سیستم در یک خودروی ۶ سیلندر واقعا عجیب است .
    موتور و گیربکس: [​IMG]
    این خودرو از یک موتور ۶ سیلندر وی شکل به حجم ۴ لیتر که میتواند ۲۱۰ اسب بخار نیرو تولید کند را در اختیار دارد . حداکثر گشتاور این موتور هم ۳۵۰ پاوند بر فوت در ۳۵۰۰ دور در دقیقه است .
    قدرت این موتور برای این خودرو کاملا کافی بوده و این خودرو از شتاب مناسبی برخوردار است . البته این خودرو یک خودروی ۲+۲ است و حتی با وجود سرنشینان عقب هم کم نخواهد آورد .
    البته نباید این نکته را تکذیب کرد که قدرت موتور نسبت به حجم موتور کم است .

    البته نصب گیربکس ۵ دنده دستی بر روی خودروی ۱۸۰۰۰ دلاری امری عادی است ولی اگر سازنده از گیربکس ۶ سرعته استفاده میکرد قطعا در قابلیت های موستانگ بی تاثیر نیست .
    پایان سخن: [​IMG]
    در پایان باید گفت که علت این که نشان اسب به جای علامت فورد بر روی این خودرو است آن است که این خودرویی متمایز از مدل های عادی فورد است !
    اما آیا باید دید فورد موستانگ و شورلت کوروت که هر دو از نام های قدیمی هستند و در این بازار حضور دارند (فروش موستانگ ۱۶۰۰۰۰ دستگاه در سال ۲۰۰۵) آیا از پس شورلت کامارو و دوج چلنجر که قرار است در سال ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ وارد بازار شوند موفق خواهند بود؟
    [​IMG]
  2. آفلاین

    Azar Noosh مدیر باز نشسته خودرو

    تاریخ عضویت:
    ‏Jan 5, 2011
    ارسال ها:
    2,627
    تشکر شده:
    3
    امتیاز:
    0
    شغل :
    Masool-e-khadamat > saipa group
    محل سکونت:
    baam-e-iran
    فورد موستانگ با ان چهار چراغ جدا از هم و بدنه ای عضلانی و ram air قرار گرفته روی کاپوت که فقط در گونه 8 سیلندر نصب می شود دارای چهره ای زیبا و دلنشین است .
    موستانگ با 3 نوع پیشرانه بنزین سوز قابل سفارش است.6 سیلندر v شکل با حجم 4 لیتر و 8 سیلندر v شکل با حجم 4.6 لیتر و پیشرانه سوم و قدرتمند موستانگ از نوع v8 به حجم 5.4 لیتر با توربو شارژر می باشد.
    اما موستانگ مورد نظراز پیشرانه دوم سود می برد یعنی پیشرانه 8 سیلندر v شکل به حجم 4.6 لیتر که توان تولید قدرتی معادل 300 اسب بخار در 5750 دور در دقیقه و حداکثر گشتاور 433 نیوتن متر در 4500 دور در دقیقه را داراست.موستانگ با لاستیک های پیرلی به ابعاد 235.55zr17 اسفالت را لمس می کند و می تواند در مدت زمان 4.9 ثانیه با وزن 1778 کیلوگرمی سرعت خود را به 100 کیلومتر درساعت برساند
  3. آفلاین

    Potter دوست تازه وارد اخراج شده

    تاریخ عضویت:
    ‏Apr 10, 2011
    ارسال ها:
    10,534
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    تاریخ "" سازنده دیوارهای بتنی و تزئینی
    محل سکونت:
    مشهـــــد
    ولی فکر کنم این فورد جیتیه :olz
  4. آفلاین

    Azar Noosh مدیر باز نشسته خودرو

    تاریخ عضویت:
    ‏Jan 5, 2011
    ارسال ها:
    2,627
    تشکر شده:
    3
    امتیاز:
    0
    شغل :
    Masool-e-khadamat > saipa group
    محل سکونت:
    baam-e-iran
    نه عزیز فورد موستانگ هست .
    با تشکر از پست مفیدتون @};-
  5. آفلاین

    Farzad.1111 دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Mar 19, 2010
    ارسال ها:
    814
    تشکر شده:
    1
    امتیاز:
    0
    شغل :
    student
    من بهتون یه خورده حق میدم که این فکر رو بکنید چون فورد جی تی دو مدل داره که یکیش واقعا شبیه به این مدل موستانگه،ولی خانم آذرنوش مثل اینکه فقط یه مدل جی تی رو در نظر گرفتن.

    حالا بازم خدا رو شکر که با مدلهای وایپر اشتباه نگرفتی

    اینم دوتا عکس از دو مدل جی تی:

    [​IMG]

    [​IMG]


    هر دو مدل بالا مجی تی هستن که همونطور که گفتم اون عکس اولیه واقعا شبیه به مسوتانگه.ولی جی تی رو باید از لوگوی اسبش تشخص داد :ssq
  6. آفلاین

    Azar Noosh مدیر باز نشسته خودرو

    تاریخ عضویت:
    ‏Jan 5, 2011
    ارسال ها:
    2,627
    تشکر شده:
    3
    امتیاز:
    0
    شغل :
    Masool-e-khadamat > saipa group
    محل سکونت:
    baam-e-iran
  7. آفلاین

    baba bozorg دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏May 9, 2011
    ارسال ها:
    106
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    daneshju
    محل سکونت:
    0631 OBODAN
    چند عکس از انواع موستانگ ها.............

    [​IMG][​IMG][​IMG][​IMG][​IMG][​IMG][​IMG][​IMG][​IMG][​IMG]
  8. آفلاین

    ! ! _ - RAMIN - _ ! ! دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Jun 2, 2011
    ارسال ها:
    33
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    Singer & studing
    چند هزار دلار برای بازی با مرگ !! Ford moustong !!

    [​IMG]
    فکر می‌کنم دیدن صحنه‌هایی چون ماشینی که آتش هولناکی از اگزوز آن بیرون می‌آید و یا خودرویی که فقط بر روی دوچرخ عقب خود بیش از یك کیلومتر با سرعت 200 کیلومتر بر ساعت راه می‌رود و یا ماشین‌هایی که صفحه کیلومتر بسیار عجیب و نورانی دارند و برای 10 ثانیه می‌توانند سرعتشان را از 160 کیلومتر به 340 کیلومتر در ساعت برسانند برای ما که در قاره کهن زندگی می‌کنیم یا برای کسانی که در اروپا و آفریقا زندگی می‌کنند صحنه عجیب و خارق‌العاده‌ای باشد اما این وقایع امروزه برای مردم ایالت‌های مختلف آمریکا از آریزونا گرفته تا تگزاس و ویرجینیا نه تنها صحنه‌های عادی است بلکه به نوعی به تفریح و منبع درآمد تبدیل شده است .

    فرنگی‌ها به چنین مراسمی که امروزه در آمریکا رسمیت خاصی به خود گرفته و دارای قاموس و قانون شده است Street Racing می‌گویند، مسابقاتی خیابانی در حوزه خودرو که حتماً صحنه‌های بسیار بی‌نظیری را برای تماشاگرانش خلق می‌کند و اگر شما هم دوست دارید برای یک شب شریک هیجانات این مردم و دوست‌داران مسابقات خودرو خیابانی شوید از شما دعوت می‌کنیم تا پایان این گزارش ما را همراهی کنید.

    در ساعت 11:20 یک شب خوب پاییزی در ایالت ویرجینا و در اطراف خیابان «مک برایان» که در این ساعت کاملاً خلوت بود شلوغی‌های عجیب و غریب توجه‌ام را به خودش جلب کرد، به زعم اینکه اتفاقی افتاده و از روی فضولی به سمت تقاطع خیابان برایان با خیابان اصلی «نوادا» رفتم و صحنه‌ای که دیدم برای دقایقی مرا در جایم میخکوب کرد، در محوطه پارکینگ مانندی که در مقابل فروشگاه «ویکتور» قرار داشت تعداد زیادی ماشین‌های کورسی و بسیار زیبا جمع شده بودند؛ میتسوبیشی، فورد، جاگوار، کادیلاک، شورولت، فراری، هیوندای و حتی تویوتا که با رنگ‌های خاصی تزیین شده بودند و نورهای عجیبی از آنها ساطع می‌شد هیاهوی عجیبی در محل بود، مردم حاضر پول‌هایی را كه اکثراً 50 دلاری و 100 دلاری بود را به مرد سیاه‌پوست بلند قدی که کلاه لبه‌دار سفیدی را با کت کرم رنگش ست کرده بود و بلندگویی از نوع بلندگوی سبزی‌فروش‌های ما داشت تحویل می‌دادند متوجه شدم که داستان شرط‌بندی و مسابقه است در گوشه‌ای ایستادم تا نظاره‌گر باشم، از پسر جوانی که کنارم ایستاده بود پرسیدم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ جواب داد: خودروهایی که هیچ طبقه‌بندی از لحاظ وزن و قدرت ندارند باید مسیری 5 کیلومتری را تا آخر خیابان نوادا طی کنند و از علامتی که در آنجا قرار دارد دور بزنند و باز گردند، پسرک آنقدر هیجان داشت که نگذاشت بپرسم چرا به جای پیست در خیابان مسابقه می‌دهند.

    یک ماشین میتسوبیشی، یک فورد و یک هیوندا در یک خط قرار گرفتند، در خیابانی که همین سه ماشین به زحمت در عرض همدیگر قرار می‌گرفتند اما هیچکدام از این ماشین‌ها معمولی نبودند از اگزوز هرسه آنها به جای دود آتش زبانه می‌کشید و صدای وحشتناکی داشتند؛ مرد سیاه‌پوست بلندگودار جلو آمد و جایزه برنده را 7 هزار دلار اعلام کرد؛ صدای سوت همه جا را گرفت و با ندای «GO» ماشین‌ها حرکت کردند، فکر کنم 10 ثانیه طول نکشید که ماشین‌ها از دیدمان محو شدند، می‌دانید مشکل اینجا بود که 3 چهارراه بر سر این مسیر بود که هیچ هماهنگی برای توقف خودروهای آنها نشده بود و اگر تصادفی می‌شد از بدشانسی دو طرف بود.

    در مدت زمانی که خودروها از چشمان ما دور بودند هیچ اطلاعی از اینکه چه کسی جلوتر است وجود نداشت اما هنگام حرکت هیوندای سیویک جلوتر بود، چند دقیقه بیشتر طول نکشید که ماشین‌ها دیده شدند تقریباً هر سه در یک ردیف بودند یک‌چهارم راه بیشتر به پایان نمانده بود که آتشی از اگزوز میتسوبیشی زبانه کشید و دو چرخ جلوی آن به وضوح از روی زمین بلند شد و ماشین 200 متری از بقیه جلوتر افتاد و تا خط پایان نیز همین فاصله را حفظ کرد و عرقش خشک نشده و پیاده نشده از پنجره بازش 7 هزار دلار را نقداً دریافت کرد.

    نامش «جک بوئر» بود، راننده برنده را می‌گویم پس از خوش و بش با دوستانش کناری ایستاد و کاپوت ماشینش را بالا زد. نزدیک‌تر شدم و خودم را معرفی کردم و گفتم که ماشین زیبایی دارد، سر صحبت باز شد، از سن و سال و حرفه‌اش پرسیدم. گفت: 27 سال دارد و فارغ‌التحصیل رشته مهندسی مکانیک دانشگاه تگزاس است و در شرکت تولید لوازم ترمزهای ABS کار می‌کند، فهمیدم که این ریسک ها فقط مربوط به بیکارها نیست او گفت که ماهی یک بار در این مسابقات شرکت می‌کند و در مدت 2 سالی که این کار را شروع کرده فقط 3 بار برنده شده است.

    از قانونی و یا غیرقانونی‌بودن کارش پرسیدم. گفت که این کارشان کاملاً غیرقانونی است و فقط یک بار در سال به صورت قانونی و با مشارکت پلیس در یک از ایالت‌ها و در شاخه‌های مختلف برگزار می‌شود اما لذت غیرقانونی‌بودنش بیشتر است!

    گفتم اما خطرات کار چی؟ نه بیمه‌ای، نه ایمنی پس جان بقیه مردم چی؟

    گفت: مردم این منطقه به این شرایط عادت کرده‌اند و می‌دانند که در فاصله ساعت 12 تا یك شب نباید در این مسیرها تردد کنند اما اگر غریبه بیاید دیگر کاری نمی‌توان کرد مثل سال پیش که «بیل مک» در تصادف با یک کامیونت کشته شد البته اگه پلیس پیدایش بشه هر کدام از ما حتماً یك سال آب خنک می‌خوریم.

    از موتور ماشینش مشخص بود که چیزی بیشتر از یک موتور معمولی است راجع به موتورش پرسیدم و اینکه چطور دوچرخ جلوی ماشینش را از زمین بلند می کند ؟

    گفت: خوب کاملاً مشخص است که این یک موتور معمولی نیست و کار زیادی بر روی آن شده است این یک لانسر ساخت سال 2005 است که 20 هزار دلار قیمت دارد اما من چیزی حدود 36 هزار دلار برای موتورش سرمایه‌گذاری کرده‌ام؛ فیول اینجکشن، موتور توروبی مکمل، سیستم ضدحریق، پیستون‌های گشاد شده، محفظه سوخت تقویت شده، صفحه کیلومتر هوشمند و گیربکس حرفه‌ای چیزهایی هستند که بر روی این ماشین سوار شده‌اند و اگر شما آتشی در اگزوز می‌بینید و یا می‌بینید که دوچرخ ماشین از زمین بلند شده کار همین سیستم تزریق سوخت است که در چند صدم ثانیه حجم زیادی از بنزین را وارد محفظه سوخت می‌کند.

    از او پرسیدم هنگامی که داشت به خط پایان نزدیک می‌شد شتابی مخصوص گرفت چقدر سرعت داشت؟

    جواب داد: دقیقاً خاطرم نیست اما باید حدود 320 تا 345 كیلومتر سرعت می‌داشتم که چرخ‌های جلو از زمین کنده شد.

    پدال‌هایی از جنس طلا، نقره و برنز

    پس از این گپ دوستانه، فراری قرمز رنگ مدل 344 سال 1998خارق‌العاده‌ای که به رنگ‌های زرد و آبی که آتش را در ذهن تداعی می‌کرد منقوش شده بود توجه‌ام را به خودش جلب کرد، دستگیره سمت راننده‌اش طلاکوب شده بود «متعلق به کریس کلیتز همیشه قهرمان.» مرد 40 یا 45 ساله کنارش ایستاده بود و در حالی که به ماشین تکیه داده بود و دستش را روی سقف ماشین گذاشته بود متفکرانه سیگار می‌کشید.

    گفتم همیشه قهرمان شمایید؟

    گفت: معلومه که غریبه‌ای، این ایالت همیشه یك قهرمان داره که اون هم منم.

    چرا امروز مسابقه ندادید؟

    من سال‌هاست که عرصه رو برای جوان‌ترها تنگ نمی‌کنم، 10 سال تمام قهرمان بودم فکر می‌کنم کافی باشه.

    نگاهی به ماشینش انداختم آپشن‌هایی که داشت، تیونینگی که کرده بود و لوازم داخل ماشینش بی‌نظیر بود، گفت اگه دوست دارم می‌توانم درش رو باز کنم، گویا منتظر شنیدن این کلام بودم بلافاصله در را باز کردم و با دنیایی از تجهیزات و کلید و آپشن مواجه شدم.

    اولین سوالی که به ذهنم رسید و پرسیدم این بود که چقدر برای ماشینش خرج کرده؟

    گفت که تا به حال دقیقاً حساب نکرده اما مطمئن است که این مبلغ بیش از 22، 23 هزار دلار است.

    یک فرمان بسیار عجیب و غریب، صفحه کیلومتری که عقربه‌های آن از باگت‌های گران‌بهایی که بر روی جواهرات می‌زنند پوشیده بود، سیستم GPRS که در‌LCD پانزده اینچی بر روی داشبورد تعبیه شده بود، سر دنده‌ای شبیه جمجمه از جنس نقره، پدال گازی که جنسش از طلای 18 عیار بود، پدال ترمزی که از برنز بود و پدال کلاچی که از نقره خالص بود از جمله چیزهایی بودند که این فراری را زیبا نشان می‌دادند.

    ‌پرسیدم که چرا از طلا، نقره و برنز برای پدال‌هایش استفاده کرده؟

    پاسخ داد: در روزگاری که مسابقه می‌دادم جنس طلای پدال گاز قدرت خاصی به وجودم می‌داد و احساس خوبی داشتم، اعتماد به نفسم را تقویت می‌کرد اما کلاچ نقره‌ای به خاطر این است که پس از پدال گاز برای برنده شدن کلاچ بسیار مهم است و لیاقت نقره بودن را دارد.

    او می‌گفت مجموع جوایزی که در طول 10 ساله برنده شده شاید به میلیون ها دلار برسد اما برابر با همین میزان را نیز خرج ماشینش کرده و در تمام این مدت این ماشین بهترین دوستش بوده.

    سوال کردم که آیا در طول این مدت گیر پلیس هم افتاده؟

    گفت دو بار توسط پلیس دستگیر شده و زندان هم رفته، اوایل پلیس با این قضیه خیلی مشکل داشت اما پس از آنکه قوانینی در بعضی از ایالت‌ها برای این مسابقات تصویب شد پلیس هم از حساسیتش کم کرداما لذت این کار به این است که پلیس بر رویش حساس باشد و وقتی پاتک می‌زند با سرعت زیاد فرار کنی.

    مسابقات خیابانی با وحشی‌ترین ماشین‌ها

    جان فرانسو نیز صاحب یکی از زیباترین و وحشی‌ترین ماشین‌های این ریسینگ‌هاست او راننده همان هیوندای سویک است که با بدشانسی و شاید هم کم تجربگی 7 هزار دلار را به جک بوئر واگذار کرد و خودش دوم شد. او هم ماشین سیاه رنگ بی‌نظیری دارد که به قول خودش 7، 8 هزار دلار برای مسابقه‌ ای شدنش خرج کرده است او مردی 32 ساله است که بیش از 7 سال است به مسابقه خیابانی می‌پردازد و هنگامی که از او در مورد تلخ‌ترین باختش پرسیدم گفت: در سال 2004 جاگوار زیبایی داشتم که برای دو سال در مسابقات سرعتی رسمی ایالتی با هم اول شده بودیم در همان سال به خاطر جوانی و لج‌بازی با عده‌ای دیگر با فوردی قرار کورس گذاشتیم جایزه برنده ماشین طرف مقابل بود و من در این مسابقه احمقانه فقط به خاطر چندصدم ثانیه جاگوار زیبایم را تقدیم شورولت سواری که اصلاً نمی‌شناختمش کردم و مطمئن هستم دردناکی این اتفاق تا روز مرگ با من خواهد بود.

    او می‌گوید که کاری جز این ندارد و مسابقات خیابانی منبع درآمدش است و از کارش نیز بسیار راضی است، برای مسابقات به ایالت‌ها و شهر‌های دیگر نیز سفر می‌کند و با این کار روزگار می‌گذراند.

    تعداد این ماشین‌بازهای حرفه‌ای در آمریکا کم نیست و هر ساله بیش از 5/1 میلیون نفر از آنها در یکی از شهرهای این قاره پهناور جمع می‌شوند و برای یک هفته مسابقات خود را بر پا می‌کنند. این مسابقات شاخه‌های گوناگونی دارد که پیست‌های کم مسافت، خط انداختن و دورزدن با ترمز دستی، حرکت بر روی دو چرخ عقب، کالسکه‌زدن و پرش درجا با ماشین‌ها از جمله این موارد است.تقریباً از سال 1990 و از زمانی که ماشین‌های پرشتاب بازار بیشتری پیدا کرد و مهندسان خودروسازی توانستند مکمل‌هایی برای سرعت هرچه بیشتر خودروها ابداع کنند این مسابقات رونق بیشتری گرفت و طرفداران زیادی حتی در بین مردم پیدا کرد. در اول کار این مسابقات در میان دسته‌های مختلف جوانان برپا می‌شد و هدف آن هم فقط پول بود اما اکنون شرارت و پول در رده‌های آخر قرار گرفته‌اند و جای خود را به تفریح و علاقه داده‌اند اگر چه این تفرح و علاقه در بعضی از موارد هم به قیمت جان شرکت‌کنندگان تمام می‌شود و در اثر چپ کردن و یا انفجار موتور در سرعت‌های بالا جوانان زیادی کشته می‌شوند اما هر روز که می‌‌گذرد و تکنولوژی‌های نوتری به کمک دوستداران این کار می‌آید ریسینگ‌های خیابانی هم رونق بیشتری می‌گیرد.
  9. آفلاین

    behzad.legend مدیر بخش خودرو هیات مدیره مدیر انجمن

    • www.1PARS.com
    تاریخ عضویت:
    ‏May 27, 2011
    ارسال ها:
    17,762
    تشکر شده:
    47
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    مرد
    شغل :
    مربی
    محل سکونت:
    (شهر شاعران)
    نقاط ضعف موستانگ را می دانید؟

    [​IMG]

    در 17 آپریل سال 1964، خودرویی متولد شد که از بسیاری جهات صنعت خودرو را متحول کرد: فورد موستانگ؛ فورد موستانگ با دماغه کشیده و بلند و قسمت کوچک عقب، کلاس جدیدی را به نام پونی pony car معرفی کرد که بعدها توسط دیگر خودروسازان مورد تقلید قرار گرفت. در حال حاضر نام موستانگ، سومین نام قدیمی این کمپانی است.

    نسل جدید در سال 2004 و در جریان نمایشگاه بین‌المللی خودروی آمریکای شمالی رونمایی شد. این اتفاق مهمی برای علاقه‌مندان به موستانگ بود، چرا که نسل قبلی این خودرو با سن بیش از 10 سال، گرد پیری را بر چهره‌اش حس می‌کرد و بیش از آنکه توانایی‌هایش باعث برتری آن بر رقبای تازه وارد ژاپنی و اروپایی شود، این اعتبار نامش بود که باعث فروشش می‌شد. اما در نسل جدید فورد تلاش کرده بود با حفظ بسیاری از المان‌های سنتی موستانگ خودرویی را به میدان بفرستد که در قرن بیست و یکم توانایی رقابت را داشته باشد و حاصل آن پنجمین نسل از موستانگ بود.

    چندی پیش موقعیتی پیش آمد تا یک دستگاه موستانگ GT مدل 2010 را در کنار برادر بزرگترش، یعنی موستانگ GT مدل 2007 در جزیره کیش تست کنیم که نوشتار زیر گزارش کاملی از این تست می‌باشد.

    فورد موستانگ که هم‌اکنون نسل پنجم آن در خیابان‌ها تردد دارد بین سال‌های 1974 تا 2004 تغییراتی را به خود دید که چندان دلچسب نبود! به خصوص نسل سوم آن که بین سال‌های 1979 تا 1993 تولید می‌شد نه تنها نمایانگر یک موستانگ اصیل نبود، بلکه ظاهر آن بیشتر خودروهای ژاپنی را در ذهن تداعی می‌کرد تا یک خودرو آمریکایی با بدنه عضلانی! در سال 2004، نسل پنجم فورد موستانگ با طراحی Hau Thai-Tang نگاهی به نسل اول موستانگ داشت و با الهام از موستانگ دهه 60 و تلفیق آن با عناصر مدرن، موستانگی زیباتر از همیشه تولید شد که به وضوح می‌توان به موستانگ بودن آن پی برد.

    اصلی‌ترین تفاوت موستانگ 2010 با مدل‌های قدیمش خط شکسته و پله مانند روی گلگیر عقب می‌باشد که از موستانگ دهه 60 الهام گرفته شده است. کاپوت برجسته و عضلانی، چراغ‌های باریک و کشیده‌تر جلو با قدرت نوردهی چند برابر مدل‌های گذشته، سپر و کاپوت که با نزدیک‌تر شدن به نوک دماغه تیز می‌شوند و چراغ‌های عقب، از جمله دیگر تغییرات صورت گرفته در موستانگ 2010 است. هر چند از دید بسیاری موستانگ 2010 زیباتر است اما گروهی نیز عقیده دارند موستانگ 2007، ظاهری اصیل‌تر و به قول معروف «موستانگ»تر داشته است!

    یکی از نقاط ضعف موستانگ، کیفیت پایین قطعات و مونتاژ است که اندکی در موستانگ 2010 بهبود یافته است اما در شأن یک خودرو اسپرت نیست. فاصله زیاد بین قطعات بدنه، به خصوص کاپوت با بدنه موردی بود که در هردو مشاهده شد.

    در موستانگ 2010، اندکی از لبه کاپوت و بدنه روی چراغ‌های جلو را گرفته اند و از شیار کاپوت و بدنه هم نور چراغ بیرون می‌زند! چنین چیزی در خودروی تولیدی 2010 چندان قابل دفاع نیست و نشان از کیفیت پایین ساخت دارد ولی یکی از دوستان عقیده داشت چنین چیزی به دلیل کاهش در هزینه تولید اعمال شده است. این ضعف کیفیتی در کابین بیشتر مشهود است. در موستانگ نسل قدیم اگر ناخنتان را بر روی داشبورد بکشید، احساس می‌کنید روی دیوار سیمانی ناخن می‌کشید! پلاستیک بکار رفته برای کابین بسیار خشک است. حتی صندلی‌ها پارچه‌ای هستند. موستانگ را از حیث کیفیت کابین می توان در حد فیستا دانست که دور از انتظار خودرو اسپرتی چون موستانگ است ولی با در نظر گرفتن قیمت پایه 22 هزار دلاری می‌توان تا حدودی این امر را توجیه کرد. در موستانگ 2010، کیفیت قطعات پلاستیکی بیشتر شده و رگه‌هایی از چرم که برای پنل درها و روکش صندلی‌ها و فرمان بکار رفته، قطعاً راضی‌کننده‌تر از نسل قبل است.

    نشان‌دهنده‌های موستانگ برخلاف کوپه‌های اسپرت بازار، طراحی کلاسیکی دارد و فونت اعداد آن مشابه خودروهای دهه 60 تا 80 میلادی است. موستانگ 2010 هم همین طور است با این تفاوت که پس زمینه سفید، آن را خواناتر کرده است. در موستانگ 2010، برخلاف دیگر خودروها، دورشمار پیشرانه در سمت راست و سرعت‌سنج در سمت چپ قرار دارد که برای عادت کردن به آن به کمی زمان نیاز دارید. قابلیت انتخاب 7 رنگ برای پس زمینه نشان‌دهنده‌ها یکی از آپشن‌های قابل توجه بکار رفته در موستانگ 2010 است که رنگ نور رکاب در که نام موستانگ بر روی آن حک شده همراه با رنگ نور زیر داشبورد، متناسب با آن تغییر می‌کند.

    فضای پای صندلی‌های جلو در هردو خودرو عالی است ولی فضای پا سرنشینان عقب در موستانگ 2010 افزایش چشمگیری نسبت به مدل 2007 پیدا کرده است. در موستانگ قدیم فضای پا در بهترین حالت چیزی در حد پژو 206 است ولی در موستانگ 2010، در بهترین حالت نزدیک به دو برابر از فضای پای بیشتری برخوردار هستید. در هردو نسل، کاپوت از کابین دیده می‌شود و این نوید وجود پیشرانه‌ای نیرومند را زیر کاپوت می‌دهد.

    پیشرانه بکار رفته در موستانگ 2007 از نوع 8 سیلندر خورجینی با 4.6 لیتر حجم و 24 سوپاپ است که می‌تواند 300 اسب‌بخار (224 کیلووات) را به چرخ‌های عقب منتقل کند. پیشرانه مورد استفاده در موستانگ 2010 با تعداد سیلندرها و حجم مشابه، 315 اسب بخار (235 کیلووات) و 441 نیوتن‌متر (325 فوت پوند) گشتاور تولید می‌کند. اگر بخواهیم صدای خروجی موتور از دو پیشرانه را مقایسه کنیم باید گفت که صدای موستانگ 2007، اصیل‌تر و آمریکایی‌تر است در حالی که صدای پیشرانه موستانگ 2010 یکنواخت‌تر شده است. ضمن اینکه غرش موستانگ قدیم هر چه دور موتور بیشتر باشد، بالاتر می‌رود ولی در موستانگ جدید در تمامی دورها شاهد صدای گوشنواز پیشرانه هستیم. در هر صورت، فقط با شنیدن صدای پیشرانه می‌توانید دریابید که یک موستانگ در حال حرکت است. یکی از تکنولوژی‌های منحصر‌به‌فرد موستانگ 2010، «لوله مکش صدا» نام دارد که پیشرانه را به کابین متصل می‌کند. این سیستم، باعث می‌شود تا فرکانس صدای پیشرانه بدون دخالت صدای جریان باد یا دیگر صداها وارد کابین شود و صدایی صاف و تصفیه شده از پیشرانه را ارائه ‌دهد.

    بر روی جاده

    ابتدا به سراغ موستانگ 2007 می‌رویم. این موستانگ توانست در عرض 6.06 از سکون به سرعت یکصد کیلومتر بر ساعت برسد که چندان جالب توجه نبود و فاصله زیادی با زمان رسمی فورد که 5.2 است، داشت. قسمت عقب موستانگ 2007 به هنگام کنده شدن از زمین کمی بازی می‌کرد. این در حالی است که موستانگ 2010 زمان 5.52 ثانیه را برای رسیدن به سرعت یکصد کیلومتر بر ساعت ثبت کرد اگرچه زمان رسمی کمپانی 5 ثانیه بوده است. مالک موستانگ 2010 ادعا می‌کند که با دنده دستی توانسته کامارو را پشت‌سر بگذارد. بارها شنیده شده است که در کورس‌های خیابانی بین موستانگ 2010 و کامارو، موستانگ سریع‌تر بوده است که این امر را باید مدیون وزن پایین‌تر موستانگ دانست. چرا که 1680 کیلوگرم وزن دارد.

    یکی از ویژگی‌های موستانگ 2010 فرمان دقیق‌تر و واکنش‌پذیر‌تر آن نسبت به نسل قدیم است. به هنگام تعویض خطوط مسیر، موستانگ 2010 را تیز‌تر و زیرک‌تر از نسل قدیم می‌یابید. با در دست گرفتن فرمان موستانگ 2007، احساس می‌کنید که خودرو سنگین است و این در حالی است که حدود 20 کیلوگرم سبک‌تر از مدل 2010 است. دقت فرمان موستانگ 2010 سر پیچ‌ها نمایان می‌شود، زمانی که با هردو موستانگ با یک سرعت مشخص وارد می‌شوید آشکارا در‌می‌یابید که طی کردن پیچ با موستانگ 2010 بسیار راحت‌تر از موستانگ 2007 است.

    در عبور از پیچ‌ها، بیش فرمانی موستانگ 2007 محسوس است ولی این امر در موستانگ 2010 به حداقل رسیده است که آن را باید مدیون بازوهای کنترل کوتاه‌تر در عقب و کمک فنرهای خشک‌تر بود.

    در عبور از ناهمواری‌های سطح مسیر باید گفت که در موستانگ 2010 ضربات کمتر احساس می‌شد و کابین کمتر از موستانگ 2007 تکان می‌خورد اگرچه در موستانگ 2007 با وجود استفاده از رینگ‌های پهن 20 اینچی، ناهمواری‌های مسیر اندکی بیشتر از نسل جدیدش حس می‌شد.

    رانندگی با موستانگ 2010 را روان تر است و شاید بتوان آن را مدیون آیرودینامیک بهتر آن دانست چراکه به گفته فورد، موستانگ جدید 7‌درصد اصطکاک کمتر و 29‌درصد نیرو بالابرنده (lift) کمتر نسبت به مدل قبلی دارد. علاوه بر این، تایرهای 4 فصل پیرلی P-Zero با ابعاد 235/50ZR با رینگ‌های 18 اینچی نیز در عملکرد و پایداری بهتر آن بی‌تأثیر نبوده‌اند.

    رانندگی با موستانگ 2010 بسیار لذت‌بخش است. شاید نتوان با وجود شتاب 5.5 ثانیه، موستانگ را یک سوپراسپرت تلقی کرد اما وقتی به یاد می‌آورید که فقط 45 میلیون تومان (در جزیره کیش) برای آن پرداخته‌اید و در قبال مبلغ پرداختی مجموعه‌ای از هندلینگ خوب، قدرت و شتاب مناسب، صدای طنین‌انداز پیشرانه، فضای خوب برای یک کوپه 2+2 و ... دریافت کرده‌اید آن را با هیچ سوپراسپرتی عوض نخواهید کرد. چرا که با حداقل مبلغ، حداکثر کارایی را دریافت می‌کنید.

    نتیجه تست نیز مشخص است. نسل جدید موستانگ، تا حد ممکن ضعف‌های نسل پیشین را برطرف کرده است ولی از نظر کیفیتی از رقیب اصلی خود یعنی کامارو، عقب می‌ماند که اختلاف قیمت 20 میلیون تومانی (کامارو SS در جزیره کیش 63 میلیون تومان قیمت دارد) شاید این امر را توجیه کند.

    در پایان از برادران مهدی و محسن محسنی راد (مالکین موستانگ 2007) و آرمین و رامین طریقت (مالکین موستانگ 2010) که اتومبیل خود را برای مقایسه در اختیار ما قرار دادند و همچنین آقای محمد صالح ایرانمنش که هماهنگی‌های لازم را انجام دادند و تیرداد کیامنش برای تهیه عکس‌ها، تشکر و قدردانی می‌کنیم.

    منبع:خبر خودرو