1. اطلاعات ما نشان میدهد که شما عضو انجمن نیستید، لطفا برای استفاده کامل از انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید.
  2. 1- لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید !
    2-بعد از ثبت نام,ایمیلی برای شما ارسال خواهد شد, که باید بر روی لینک داده شده کلیک نمایید تا اکانت شما فعال شود.

عاشقانه های غزل

شروع موضوع توسط ~MelodY~ ‏Apr 18, 2012 در انجمن شعر

  1. آفلاین

    ~MelodY~ دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Nov 3, 2011
    ارسال ها:
    132
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    daneshjo civil
    محل سکونت:
    zire asemane abi
    حمید مصدق/معاصر

    مرا با سوز جان بگذار وبگذر/اسیر وناتوان بگذار وبگذر

    چو شمعی سوختم ازآتش عشق/مراآتش به جان بگذار وبگذر

    دلی چون لاله بی داغ غمت نیست/براین دل هم نشان بگذار وبگذر

    مرابا یک جهان اندوه جان سوز/تو ای نامهربان بگذار وبگذر

    دوچشمی را که مفتون رخت بود/کنون گوهرفشان بگذار وبگذر

    درافتادم به گرداب غم عشق/مرا در این میان بگذار وبگذر

    به او گفتم:حمید از هجر فرسود!/به من گفتا:جهان بگذار وبگذر



    وحشی بافقی/قرن ده

    روم به جای دگر دل دهم به یار دگر/هوای یار دگر دارم ودیار دگر

    به دیگران دهم این دل که خوار کرده ی توست/چرا که عاشق نو دارد اعتبار دگر

    میان ما وتو ناز ونیاز برطرف است/به خود تو نیز بده بعد از این قرار دگر

    خبر دهید به صیاد ما که ما رفتیم/به فکر صید دگر باشد وشکار دگر

    خموش وحشی از انکار عشق او کاین حرف/حکایتی است که گفتی هزار بار دگر
  2. آفلاین

    ~MelodY~ دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Nov 3, 2011
    ارسال ها:
    132
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    daneshjo civil
    محل سکونت:
    zire asemane abi
    عماد خراسانی/معاصر

    گرچه مستیم وخرابیم چو شب های دگر/باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر

    امشبی را که درآنیم غنیمت شمریم/شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر

    مست مستم مشکن قدر خود ای پنجه ی غم/من به میخانه ام امشب تو برو جای دگر

    چه به میخانه چه محراب حرامم باشد/گر به جز عشق توام هست تمنای دگر

    تا روم از پی یار دگری می باید/جز دل من دلی وجز تو دل آرای دگر

    تو سیه چشم چو آیی به تماشای چمن/نگذاری به کسی چشم تماشای دگر

    گربهشتی است رخ توست نگارا که درآن/می توان کرد به هر لحظه تماشای دگر

    از تو زیبا صنم اینقدر جفا زیبا نیست/گیرم این دل نتوان داد به زیبای دگر



    محمد علی بهمنی/معاصر

    جواب سوالم تو باشی اگر/زدنیا ندارم سوالی دگر

    که من پاسخی چون تو می خواستم/مباد آرزویم از این بیشتر

    نشستم به بامی-ش نیست/شگفتا!دلم می زند باز پر

    نفس گیر گردیده آرامشم/خوشا بار دیگر هوای خطر

    برآن است شب تا به خوابم کشد/بزن باز بر زخم من نیشتر
  3. آفلاین

    ~MelodY~ دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Nov 3, 2011
    ارسال ها:
    132
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    daneshjo civil
    محل سکونت:
    zire asemane abi
    عبید زاکانی/معاصر

    با من نکرد آن بت سرکش وفا هنوز/آخر نشد میانهی ما ماجرا هنوز

    ما خستگان درآتش شوقش بسوختیم/وان شوخ دیده سیر نگشت از جفا هنوز

    بعد از هزار درد که بر جان ما نهاد/رحمت نکرد بر دل مسکین ما هنوز

    از کوی دوست بی خود وسرگشته می رویم/دل خسته باز مانده وچشم از قفا هنوز

    بوسیست خون بهای من ولعل او مرا/صد بار کشت ومی ندهد خون بها هنوز

    دل در شکنج طره ی پرپیچ وتاب او/مانده است در کشاکش دام بلا هنوز

    مسکین عبید در غم عشقش زجان ودل/بیگانه گشت ویار نشد آشنا هنوز



    عماد خراسانی/معاصر

    دلم آشفته ی آن مایه ی ناز است هنوز/مرغ پرسوخته در پنجه ی باز است هنوز

    جان به لب آمد ولب بر لب جانان نرسید/دل به جان آمد واو بر سر ناز است هنوز

    گرچه بیگانه زخود گشتم ودیوانه زعشق/یار،عاشق کش وبیگانه نواز است هنوز

    گرچه هر لحظه مدد می دهدم چشم پرآب/دل سودازده در سوز وگداز است هنوز

    همه خفتند به غیر از من وپروانه وشمع/قصه ی ما دو سه دیوانه دراز است هنوز

    گرچه رفتی،ز دلم حسرت روی تو نرفت/در این خانه به امید تو باز است هنوز

    این چه سودا است عمادا که تو در سر داری/وین چه سوزی است که در پرده ی ساز است هنوز
  4. آفلاین

    ~MelodY~ دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Nov 3, 2011
    ارسال ها:
    132
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    daneshjo civil
    محل سکونت:
    zire asemane abi
    سیمین بهبهانی/معاصر

    رفتم اما دل من مانده بر دوست هنوز!/می برم جسمی وجان در گرو اوست هنوز!

    بگذارید به آغوش غم خویش روم/بهتر از غم به جهان نیست مرا دوست هنوز!

    گرچه با دوری او زندگی ام نیست ولی/یاد او میدمدم جان به رگ وپوست هنوز!

    هم چو گل یک نفسم جان به سر سینه گرفت/سینه ی غمزده زان خاطره خوشبو است هنوز!

    رشته ی مهر ووفا شکر که از دست نرفت/بر سر شانه ی من تاری ازآن موست هنوز!

    بعد یک عمر که با او به وفا سر کردم/با که این درد بگویم که جفاجوست هنوز!

    تا ز دل ناله ی جانسوز برآرم همه عمر/همچو چنگم سرغم بر سر زانوست هنوز!

    هم مگر عشق تو همت کند وتربیتی/طبع من لاله ی صحرایی خود روست هنوز!

    با همه زخم که سیمین به دل از او دارد/می کشد نعره که آرام دلم اوست هنوز



    ادیب نیشابوری/قرن سیزده وچهارده

    ما بدان قامت وبالا نگرانیم هنوز/وزغمت خون دل از دیده روانیم هنوز

    جز تو یاری نگرفتیم ونخواهیم گرفت/برهمان عهد که بودیم،برآنیم هنوز

    به امید تو شب خویشتن آریم به روز/آن جفا دیده که بودیم همانیم هنوز

    ای دریغا که پس از آن همه جان بازی ها/بر سر کوی تو بی نام ونشانیم هنوز

    دیگران وادی عشق تو به پایان بردند/ما به یاد در این دشت دوانیم هنوز

    آرمیدند همه در حرم حرمت وما-/ساکن کوی خرابات مغانیم هنوز

    نوبهار آمد وبگذشت ولیکن من ودل/همچنان در تب آسیب خزانیم هنوز

    نه گلت خار برآورد ونه از جورت کاست/باری از هستی خود ما به گمانیم هنوز

    بس شگفتست که با این همه تابش چون بخت/درپس پرده ی پندار،نهانیم هنوز

    ما از این چرخ کهن گرچه بسی پیرتریم/همچنان از مدد عشق،جوانیم هنوز

    اوستاد همه فن بوده وهستیم ادیب/با همان نام وهمان شوکت وشانیم هنوز
  5. آفلاین

    ~MelodY~ دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Nov 3, 2011
    ارسال ها:
    132
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    daneshjo civil
    محل سکونت:
    zire asemane abi
    شفیعی کدکنی/معاصر

    درنگاه من،بهارانی هنوز/پاک تر از چشمه سارانی هنوز

    روشنایی بخش چشم آرزو/خنده ی صبح بهارانی هنوز

    در مشام جان به دشت یادها/باد صبح وبوی بارانی هنوز

    در تموز تشنه کامی های من/برف پاک کوه سارانی هنوز

    درطلوع روشن صبح بهار/عطر پاک جو کنارانی هنوز

    کشت زار آرزوهای مرا/برق سوزانی وبارانی هنوز




    سهیل محمودی/معاصر

    ماییم وپرسه هلی شبانه:همین وبس/تا بانگ صبح شعر وترانه:همین وبس

    فرجام ماجرای بد روز را مپرس/خوش باد قصه های شبنه:همین وبس

    بعد از من وتو-از من وتو-یادگار چیست؟/یک مشت داستان وفسانه:همین وبس

    مشتاقم وبه خاطر یک لحظه دیدنت/آورده ام هزار بهانه:همین وبس

    -یک روح شرحه شرحه و،یک جسم چاک چاک-/از من جز ایمن مجوی نشانه:همین وبس

    -تنها-در این حوالی متروک،روح من/با یاد توست شانه به شانه:همین وبس

    چون عابری-خلاصه بگویم-دراین مسیر/ماندیم زیر چرخ زمانه:همین وبس
  6. آفلاین

    ~MelodY~ دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Nov 3, 2011
    ارسال ها:
    132
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    daneshjo civil
    محل سکونت:
    zire asemane abi
    عارف قزوینی/معاصر

    آتش الهی آن که بیفتد میان دا/نابود همچو دود شود دودمان دل

    مانند خاندان گل از صرصر خزان/هستی به باد داده شود،خانمان دل

    احوال دل مپرس که خون ریزد قلم/وقتی که می رسم سرشرح وبیان دل

    با اینکه کرد خاک نشینم،سر درست/مشکل برم به گور،زدست زبان دل

    رسوا شدم زدست دل،آن سان که هر که را/بینی،حدیث من بود وداستان دل

    از من بریده الفت وبا سگ گرفته خوی/دل مهربان به سگ شده،سگ پاسبان دل

    چشمم ندیده روی خوشی در تمام عمر/بدبخت دیده ای که بود دیده بان دل

    افتاده در کمند خم طره ای به دام/ازآشیان،عقاب بلند آشیان دل

    دیگر به چشم خویش نیم مطمئن ازآنک/برداشت پرده از سر سر نهان دل

    گر لامکان وخانه به دوشم تو را چه غم/کاندر جوار جانی واندر مکان دل

    یار ار نشان عارف بی نام از تو خواست/برگو به آن نشان که گرفتی نشان دل



    جامی/قرن نه

    دوستان چند کنم ناله ز بیماری دل/کس گرفتار مبادا به گرفتاری دل

    مدت هجر زحد می گذرد صبر کجاست/که در این واقعه ی صعب کند یاری دل

    خوانده ام قصه ی عشاق بسی نیست درآن/جز جفاکاری دل دار ووفاداری دل

    ای که بر زاری دل می کنی انکار بیا/گوش بر سینه ی من نه،بشنو زاری دل

    گر به وصلت نرسم درد طلب نیز خوش است/نیست مطلوب جز اینم ز طلبکاری دل

    عمرها ش که دل جامی از این غم خون است/که کند با تو دمی شرح جگر خواری دل
  7. آفلاین

    ~MelodY~ دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Nov 3, 2011
    ارسال ها:
    132
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    daneshjo civil
    محل سکونت:
    zire asemane abi
    احمد رفیعی/معاصر

    امشب کنار پنجره ،تنها نشسته ام/تنها تر از همیشه در اینجا نشسته ام

    دور از منی ویاد عزیز تو با من است/دور از تو با خیال تو تنها نشسته ام

    با یاد حرف های تو در من ترانه ای است/باساز این ترانه به نجوا نشسته ام

    باغ است وتازیانه ی توفان ومرگ برگ/با دست بسته من به تماشا نشسته ام

    تاریکی وتباهی،بیداد می کند!/چون مرغ حق در این شب یلدا نشسته ام

    ماه وستارگان را،دستی ربود وبرد/من سوگ وار این همه یغما نشسته ام

    ای شب!مپای دیر،رها کن مرا که من/بیدارم وبه خاطر فردا نشسته ام



    هما میرافشار/معاصر

    نه از آشنایان وفا دیده ام/نه در باده نوشان،صفا دیده ام

    زنامردی ها نرنجد دلم/که از چشم خود هم خطا دیده ام

    به خاکستر دل نگیرد شرار/من از برق چشمی بلا دیده ام

    وفای تو را نازم ای اشک غم/که در دیده عمری تو را دیده ام

    دگر مسجدم خانه ی توبه نیست/که در اشک زاهد ریا دیده ام

    نه سودای نام ونه پروای ننگ/ازین خرقه پوشان چه ها دیده ام

    طبیبا،مکن منعم از جام می/که درد درون را دوا دیده ام

    حریم خدا شد چه شب ها دلم/که خود را زعالم جدا دیده ام

    ازآن رونریزد سرشکم زچشم/که در قطره هایش خدا دیده ام

    برو صاف شو تا خدابین شوی/ببین من خدا را کجا دیده ام
  8. آفلاین

    ~MelodY~ دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Nov 3, 2011
    ارسال ها:
    132
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    daneshjo civil
    محل سکونت:
    zire asemane abi
    سلمان ساوجی/قرن هشت

    من هر چه دیده ام ز دل ودیده دیده ام/گاهی ز دل بود گله،گاهی زدیده ام

    من هر چه دیده ام زدل ودیده تا کنون/از دل ندیده ام همه از دیده دیده ام

    اول کسی که ریخته است آب روی من/اشکست کش به خون جگر پروریده ام

    عمری بدان امید که روری رسم به کام/سودای خام می پزد ونارسیده ام

    گویند بوی زلف تو جان تازه می کند/سلمان قبول کن که من از جان شنیده ام



    محمد علی بهمنی/معاصر

    با همه بی سر وسامانی ام/باز به دنبال پریشانی ام

    طاقت فرسودگیم هیچ نیست/درپی ویران شدنی آنی ام

    آمده ام بل که نگاهم کنی/عاشق آن لحظه ی توفانی ام

    آمده ام با عطش سال ها/تا تو کمی عشق بنوشانی ام

    ماهی برگشته زدریا شدم/تا تو بگیری وبمیرانی ام

    خوب ترین حادثه می دانم ات/خوب ترین حادثه می دانی ام؟

    حرف بزن ابر مرا باز کن/دیر زمانی است که بارانی ام

    حرف بزن حرف بزن سال ها است/تشنه ی یک صحبت طولانی ام

    ها...به کجا می کشی ام خوب من؟/ها ...نکشانی به پیشانی ام!
  9. آفلاین

    ~MelodY~ دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Nov 3, 2011
    ارسال ها:
    132
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    daneshjo civil
    محل سکونت:
    zire asemane abi
    منصوره اتابکی(زهره)/معاصر

    تنها تویی،تنها تویی،در خلوت تنهای ام/تنها تو می خواهی مرا با این همه رسوایی ام

    ای یار بی همتای من،سرمایه ی سودای من/گربی تو مانم وای من،وای از دل سودایی ام

    جان گشته سر تا پاتنم،از ظلمت تو ایمنم/شدآفتاب روشنم پیدا به ناپیدایی ام

    من از هوس ها رسته ام،ازآرزوها جسته ام/مرغ قفس بشکسته ام،شادم زبی پروایی ام

    دانی که دل دارم تویی،دانم خریدارم تویی/یارم تویی،یارم تویی،شادی ازین شیدایی ام

    آن رشک ماه ومشتری ،آمد به صد افسون گری/گفتم به زهره ننگری ای دولت بینایی ام




    هادی پیشرفت/معاصر

    دوش از بی مهری آن ماه سیما سوختم/با کمال تشنه کامی پیش دریا سوختم

    آن که با هجران به امید وصالش ساختم/درکنارش زآتش شرم وتمنا سوختم

    سوختم اما نبودم شمع سان یک جا مقیم/چون چراغ کاروان هرشب به صد جا سوختم

    من که دانی زآتش قهرش دلم جایی نسوخت/با رقیبان گرم صحبت بود واین جا سوختم

    عشق بی پروا سبب شد تا میان انجمن/گرد شمع عارضش پروانه آسا سوختم

    با رهی همراه در این معنیم رنجی که گفت:/آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم
  10. آفلاین

    ~MelodY~ دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Nov 3, 2011
    ارسال ها:
    132
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    daneshjo civil
    محل سکونت:
    zire asemane abi
    رهی معیری/معاصر

    آن قدر با آتش دل ،ساختم تا سوختم/بی تو ای آرم جان،یا ساختم یا سوختم

    سردمهری بین،که کس برآتشم آبی نزد/گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم

    سوختم اما نه چون شمع طرب دربین جمع/لاله ام،کز داغ تنهایی به صحرا سوختم

    همچو آن شمعی که افروند پیش آفتاب/سوختم درپیش مهرویان وبی جا سوختم

    سوختم ازآتش دا،در میان موج اشک/شوربختی بین،که درآۀغوش دریا سوختم

    شمع وگل هم هر کدام از شعله ای درآتشند/درمیان پاک بازان،من نه تنها سوختم

    جان پاک من رهی خورشید عالم تاب بود/رفتم واز ماتم خود،عالمی را سوختم



    محمد علی بهمنی/معاصر

    من زنده بودم اما انگار مرده بودم/از بس که روزها را باشب شمرده بودم

    ده سال دور وتنها،تنها به جرم این که:/اوسرسپرده می خواست من دل سپرده بودم

    ده سال می شد آری در ذره ای بگنجم/از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم

    درآن هوای دلگیر وقتی غروب می شد/گویی به جای خورشید من زخم خورده بودم

    وقتی غروب می شد،وقتی غروب می شد:/کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم
  11. آفلاین

    ~MelodY~ دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Nov 3, 2011
    ارسال ها:
    132
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    daneshjo civil
    محل سکونت:
    zire asemane abi
    رهی معیری/معاصر

    یاد ایامی که درگلشن فغانی داشتم/درمیان لاله وگل آشیانی داشتم

    گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار/پای آن سرو روان اشک روانی داشتم

    آتشم برجان،ولی از شکوه لب خاموش بود/عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم

    چون سرشک از شوق بودم خاک بوس درگهی/چون غبار از شکر سربر آستانی داشتم

    درخران با سرو ونسرینم بهاری تازه بود/درزمین با ماه وپروین آسمانی داشتم

    درد بی عشقی زجانم برده طاقت ورنه من/داشتم آرام تا آرام جانی داشتم

    بلبل طبعم رهی باشد زتنهایی خموش/نغمه ها بودی مرا تا هم زبانی داشتم



    محمد علی حضرتی/معاصر

    ندارم شعر تازه..نه،هم رفته از یادم/تمام شعرهایم را به دست بادها دادم

    سرودن را نیازی نیست با تو-نازنین-زیرا/سپید بامدادی ای فروغ شعر آزادم

    چرا شعری بگویم؟تا که خواندم گوش سیطان کر/دوبیت ناب از دیوان چشمانت پری زادم

    مرا برداشتی از خاک-مثل نان-...وبوسیدی/ومن هر روز با این عشق در پای تو افتادم

    تو را لیلی نمی گویم که شیرین تر از او هستی/خو من هم خودم هستم،نه مجنونم،نه فرهادم

    مرا از عاشقی راه گریزی نیست،چیزی نیست/به غیر از عشق- ای حوای من-میراثم از آدم

    مکن اصرار..بی هوده است،از اول حرفم این بوده است/ندارم شعر تازه...نه،غزل هم رفته از یادم
  12. آفلاین

    ~MelodY~ دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Nov 3, 2011
    ارسال ها:
    132
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    daneshjo civil
    محل سکونت:
    zire asemane abi
    فرخی یزدی/معاصر

    شب چو در بستم ومست از می نابش کردم/ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم

    دیدی آن ترک خطا دشمن جان بود مرا/گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم

    منزل مردم بیگانه چو شد خانه ی چشم/آن قدر گریه نمودم که خرابش کردم

    شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع/آتشی در دلش افکنده وآبش کردم

    غرق خون بود ونمی مرد زحسرت فرهاد/خواندم افسانه ی شیرین وبه خوابش کردم

    زندگی کردن من مردن تدریجی بود/هرچه جان کند تنم عمر حسابش کردم



    فروغی بسطامی/قرن سیزده

    جانی که خلاص از شب هجران تو کردم/در روز وصال تو به قربان تو کردم

    خون بود،شرابی که زمینای تو خوردم/غم بود،نشاطی که به دوران تو کردم

    آهی است کز آتشکده ی سینه برآمد/هرشمع که روشن به شبستان تو کردم

    اشکی است که ابر مژه بر دامن من ریخت/هر گوهر غلتان که به دامان تو کردم

    صد بار گزیده لب افسوس به داندن/هر بار که یاد لب ودندان تو کردم

    دل با همه آشفتگی از عهده برآمد/هر عهده که با زلف پریشان تو کردم

    در حلقه ی مرغان چمن ولوله انداخت/هر ناله که درصحن گلستان تو کردم

    یعقوب نکرد از غم نادیدن یوسف/این گریه که دور از لب خندان تو کردم

    داد از صف عشاق جگر خسته برآمد/هر گه سخن از صف زده مژگان تو کردم

    دوشینه به من این همه دشنام که دادای/پاداش دعایی است که بر جان تو کردم
  13. آفلاین

    ~MelodY~ دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Nov 3, 2011
    ارسال ها:
    132
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    daneshjo civil
    محل سکونت:
    zire asemane abi
    فروغی بسطامی/قرن سیزده

    امشب تو را به خوبی،نسبت به ماه کردم/تو خوب تر زماهی،من اشتباه کردم

    دوشینه پیش رویت آیینه را نهادم/روز سپید خود راآخر سیاه کردم

    هر صبح یاد رویت تا شامگه نموده/هر شام فکر مویت تا صبحگاه کردم

    توآنچه دوش کردی از نوک غمزه کردی/من هر چه کردم امشب،از تیر آه کردم

    صد گوشمال دیدم تا یک سخن شنیدم/صد ره به خون تپیدم تا یک نگاه کردم

    چون خواجه روز محشر جرم مرا ببخشد؟/کز وعده ی عطایش عمری گناه کردم



    خواجوی کرمانی/قرن هفت وهشت

    نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم/زمهر در تو نشانی نه دیدم ونه شنیدم

    چه رنج ها که نیامد به رویم از غم رویت/چه جورها که ز دست تو در جهان نکشیدم

    هزار نیش جفا از تو نوش کردم ورفتم/هزار تیر بلا از توخوردم ونرمیدم

    تو را بدیدم وگفتم که مهر روز فروزی/ولی چه سود که یک ذره مهر از تو ندیدم

    به جای من تو اگر صد هزار دوست گزیدی/به دوستی که به جای تو دیگری نگزیدم

    بسی تو عهد شکستی که من رضای تو جستم/بسی تو مهر بریدی که از تو من نبریدم

    ازآن زمان که چو خواجو عنان دل به تو دادم/به جان رسیدم وهرگز به کام دل نرسیدم
  14. آفلاین

    ~MelodY~ دوست تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏Nov 3, 2011
    ارسال ها:
    132
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    daneshjo civil
    محل سکونت:
    zire asemane abi
    مهرداد اوستا/معاصر

    وفا نکردی وکردم،خطا ندیدی ودیدم/شکستی ونشکستم،بریدی ونبریدم

    اگر زخلق ملامت وگر زکرده ندامت/کشیدم از تو کشیدم،شنیدم از تو شنیدم

    کیم؟شکوفه ی اشکی که درهوای تو هرشب/زچشم ناله شکفتم به روی شکوه دویدم

    مرا نصیب غم آمد به شادی همه عالم/چرا؟که از همه عالم محبت تو گزیدم

    چوشمع،خنده نکردی مگر به روز سیاهم/چو بخت،جلوه نکردی،مگر به موی سپیدم

    به جز وفا وعنایت نماند از ستم تو/ندامتی که نبردم،ملامتی که ندیدم

    جوانی ام به سمند شتاب می شد واز پی/چوگرد درقدم او دویدم ونرسیدم

    نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل/زدست شکوه گرفتم به دوش ناله کشیدم

    چه عهدها که نبستی چه فتنه ها که نراندی/چه رنج ها نکشیدم،چه طعنه ها نشنیدم

    به روی بخت ز دیده،زچهر عمر به گردون/گهی چو اشک،نشستم گهی چو رنگ،پریدم

    وفا نکردی وکردم به سر نبردی وبردم/ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟



    علیرضا تبریزی/معاصر

    چه می پرسی زفریادی که پنهان در گلو دارم/که مهر خامشی بر لب زبیم آبرو دارم

    وفای اشک را نازم که در شب های تنهایی/گشاید عقده هایی را که پنهان در گلو دارم

    من آن پرورده ی دردم که در گهواره ی هستی/به خون خوردن زپستان غم ایام خو دارم

    من آن داغ جوانی دیده ام دیگر چه می پرسی/زشیون ها که شب ها بر مزار آرزو دارم

    میان خنده می گریم میان گریه می خندم/خدا را با خیال خویش اینسان گفت وگو دارم

    چه آفت زد به بستان امیدم کز سر حسرت/به عمری آرزوی یک گل خوش رنگ وبو دارم

    من آن مرغ پریشانم که در کنج قفس از دل/هزاران ناله ی شبگیر دور از های وهو دارم

    گر از سنگ جفا بال وپرم بشکست غم نبود/که با بشکسته بالی باز پای جست وجو دارم
موضوعات مشابه با: عاشقانه های
انجمن عنوان تاریخ
شعر عاشقانه های من^shim shim ^ ‏Aug 10, 2014
شعر متن وشعرهای عاشقانه به همراه عکس ‏Oct 1, 2013
شعر زیباترین شعر های عاشقانه ‏Jun 16, 2013
شعر ^^^ نجواهای عاشقانه ^^^ ‏Dec 15, 2012
شعر زیباترین شعرهای عاشقانه ‏Nov 10, 2012
شعر التماسهای عاشقانه ‏Nov 1, 2012
شعر *****شعر های کوتاه عاشقانه***** ‏Oct 28, 2012
شعر متن های عاشقانه و بسیار زیبا ‏Oct 25, 2012
شعر غمگین ترین شعر های عاشقانه ۲۰۱۲ ‏Aug 25, 2012