باز و یسته کردن سایدبار
  1. اطلاعات ما نشان میدهد که شما عضو انجمن نیستید، لطفا برای استفاده کامل از انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید.
  2. 1- لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید !
    2-بعد از ثبت نام,ایمیلی برای شما ارسال خواهد شد, که باید بر روی لینک داده شده کلیک نمایید تا اکانت شما فعال شود.

شعر درد دل

شروع موضوع توسط !Negarin! ‏Jan 29, 2012 در انجمن شعر

  1. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    کاش وقتی زندگی فرصت دهد
    گاهی از پروانه ها یادی کنیم
    کاش بخشی از زمان خویش را
    وقف قسمت کردن شادی کنیم
    کاش گاهی در مسیر زندگی
    باری از دوش نگاهی کم کنیم
    فاصله های میان خویش را
    با خطوط دوستی مبهم کنیم
    کاش وقتی آرزویی میکنیم
    از دل شفاف مان هم رد شود
    مرغ آمین هم از آنجا بگذرد
    حرف های قلبمان را بشنود
    @};-
     
  2. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    اين لحظه هاي يخزده ارزاني شما
    ما را شکست خاطر طوفاني شما
    يک تکه آسمان به پر و بال من دهيد!
    قلبش گرفت مرغک زنداني شما!
    آيا پس از گذشتن شبهاي تلخ درد
    خواهد رسيد روز پشيماني شما؟...
    يا اينکه تا هميشه بمانم صبور و سرد
    چشم انتظار لحظه ي ويراني شما ؟
    دارم ميان آتشتان آب مي شوم
    پس کو؟ کجاست روح مسلماني شما؟!
    من خواب ديده ام که شبي مي رسد ز راه
    فصل غريب و سرد غزلخواني شما...

     
  3. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    اگه فاصله افتاده ، اگه من با خودم سردم
    تو کاری با دلم کردی که فکرشم نمیکردم
    چه آسون دل بریدی از دلی که پای تو گیره
    که از این بدترم باشی واسه تو نفسش میره
    نمیترسم اگه گاهی دعامون بی اثر میشه
    همیشه لحظه آخر خدا نزدیکتر میشه
    تورو دست خودش دادم که از حالم خبر داره
    که حتی از تو چشماشو یه لحظه بر نمیداره

    تو امید منی اما داری از دست من میری
    با دستای خودت داری همه هستیمو میگیری
    دعا کردم تورو بازم با چشمی که نخوابیده
    مگه میزاره دلتنگی ، مگه گریه امون میده
    مریضم کرده تنهائی ببین حالم پریشونه
    من اونقدر اشک میریزم که برگردی به این خونه
    حسابش رفته از دستم شبایی رو که بیدارم
    شاید از گریه خوابم برد
    درها رو باز... درها رو باز میزارم..

    نمیترسم اگه گاهی دعامون بی اثر میشه
    همیشه لحظه آخر خدا نزدیکتر میشه
    تورو دست خودش دادم که از حالم خبر داره
    که حتی از تو چشماشو یه لحظه بر نمیداره

     
  4. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    نمیدانم چه میخواهم بگویم
    زبانم در دهان باز بسته است
    در تنگ قفس باز است وافسوس
    که بال مرغ آوازم شکسته است

    نمیدانم چه میخواهم بگویم
    غمی در استخوانم می گدازد
    خیال نا شناسی آشنا رنگ
    گهی می سوزدم گه می نوازد

    پریشان سایه ای آشفته آهنگ
    ز مغزم می تراود گیج وگمراه
    چو روح خوابگردی مات و مدهوش
    که بی سامان به ره افتد شبانگاه

    درون سینه ام دردیست خونبار
    که همچون گریه میگیرد گلویم
    غمی آشفته دردی گریه آلود
    نمیدانم چه می خواهم بگویم

    نمیدانم چه می خواهم بگویم

     
  5. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    شيشه ای می شکند...

    يک نفر می پرسد...چرا شيشه شکست؟

    مادر می گويد...شايد اين رفع بلاست.

    يک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشی مثل يک کودک شيطان آمد.

    شيشه ی پنجره را زود شکست.

    کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ی مغرور شکست، عابری خنده کنان می آمد...

    تکه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد...

    اما امشب ديدم...

    هيچ کس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد...

    از خودم می پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ی پنجره هم کمتر است؟

    دل من سخت شکست اما، هيچ کس هيچ نگفت و نپرسيد چرا ؟

     
  6. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    بخواب گل شکستنی که شب داره سر میرسه


    مهلت عاشقی هامون داره به اخر میرسه


    نگاه نکن به آسمون خورشید خانم رفته دیگه


    اینجا کسی از قدیما قصه و شعری نمی گه


    بخواب قشنگ و موندنی که دنیا دیدن نداره


    گلای خشک کاغذی که دیگه چیدن نداره


    ضریح عشقمون دیگه هیچی کبوتر نداره


    شب میره اما تو کوچه تاریکی شو جا میذاره

     
  7. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
    محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
    از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت
    که در این وصف زبان دگری گویا نیست
    بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما
    غزل توست که در قولی از آن ما نیست
    تو چه رازی که بهر شیوه تو را می جویم
    تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست
    شب که آرام تر از پلک تو را می بندم
    در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست
    این که پیوست به هر رود که دریا باشد
    از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست
    من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم
    این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست

     
  8. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    بمان که بودنت معنی زنده بودن است!
    بمان که طرز نگاه مبهمت مرا به آسمان ها می برد!
    بمان که بی تو این قلب رو به خموشی می رود!
    بمان که بی تو من با هر برگ پاییزی می افتم!
    بمان که بی تو من صدایی خسته در بادم!
    بمان که بی تو در آسمان زندگیم مهر و ماه نیست!
    بمان که بی تو من غریب ترین واژه ام!
    بمان که بی تو این فاصله ها آتش به جانم میزند

     
  9. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    بی تو از داغ و درد لبريزم
    سخت افسرده ام ٬غم انگيزم
    اندکی آن طرف تر از هيچم
    وای من ٬ من چقدر ناچيزم
    بی تو خاکسترم ولی با تو
    دشت آيش خودم٬ غزلخيزم
    تو شکوفاترين درخت بهار
    من عقيم از شکوفه ٬ پاييزم
    از چه سمت است کوچه احساس
    تا چراغ غزل بياويزم
    مهربانم بگير دستم را
    دوستدارم دوباره برخيزم

     
  10. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    خیال دیدن تو نشسته باز تو چشمام
    هوای خواستنت باز جاری شده تو رگهام

    هنوز نگاه گرمت معنی عشق نابه
    بی تو برام زندگی تلخی یک سرابه

    شیشه ی قلب من رو با رفتنت شکستی
    اخ که چه زود یادت رفت اون عهدیو که بستی

    هنوز غم گذشته نشسته تو چشمام
    جای دیگس حواست گوش نمیدی به حرفام

    تو این هجوم تردید از خونه میگریزی
    غمو شبیه اوار رو شونه هام میریزی

    خیال دیدن تو نشسته باز تو چشمام
    هوای خواستن تو جاری شده تو رگهام

     
  11. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    میخواهم که ازدل نویسم برایت
    و یا ، آ شکارا بگویم فدایت
    میخواهم نگاهت کنم بی بهانه
    همه جان فدایت کنم عاشقانه
    دلا دوست دارم که توشمعم شوی با وجودت
    من بی بال و پر پروانه می گردم برایت
    دلم میخواهداین بارهم بگویم
    ولی بغضی گرفته در گلویم
    دگر بس است قلم افتاد ازدستم
    ولی با اشک مینویسم که هستم

     
  12. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    چه رازي در اعماق چشمت نهفته
    چه كس با شب از چشم تو قصه گفته


    كه من چون شهابي كه مثل حبابي
    چنين در هوايت رها شده ام فنا شده ام


    كدامين پرنده در اين صبح روشن
    ز من گفته با تو ز تو گفته با من

    [

    که من چون ستاره كه مثل شراره
    چنين در هوايت فنا شده ام رها شده ام
    بهار دل من قرار دل من


    به گوشه ي غم صفاي تو بود

    به خلوت شب نواي تو بود



    تو نور خدايي كجايي كجايي ؟؟؟
    نويد رهايي به گوش دلم صداي تو بود


    ز رنج زمانه رهايم كن اي دوست
    شبي عاشقانه صدايم كن اي دوست

     
  13. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    خدايا تو را دوست دارم

    تو را دوست دارم

    كه آسمان تنهايي مرا

    با مهرباني و لطافتت

    پر مهر و آرام ميكني

    خداوندا تو ميداني

    كه جز تو عشق بي نام و نشان است

    تو خود خالق عشقي

    پس مرا نيز عاشق گردان

    به لطافت ستارگان تنهاي آسمان شب،

    به قرائت آرام كلامت،

    به نجابت اشكهاي غلطان

    بر گونه هاي گريان بنده سراپا گناهت،

    و به تمام خوبيهايت تو را سوگند ميدهم

    كه مرا تنها مگذار

    مرا تنها مگذار

    تا با آرامش حضورت بي نياز شوم

    مرا تنها مگذار كه مبادا نگاهم

    به نگاه بنده اي از جنس خاك محتاج شود

    دستان نحيفم را در غايت نياز

    به سويت ميكشانم

    چشمان گريانم را ملتمسانه

    به درگاه بي شائبه ات ميدوزم

    و از مناعت ذاتت ميخواهم كه مرا

    آرام گرداني تا در آرامش تو

    عاشق شوم

     
  14. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    به اینجا که میرسم.

    ناامید میشوم.

    آن قدر که می خواهم همه ی سرازیری جهنم را یکریز بدوم...

    اما فرشته ای دستم را می گیرد و میگوید:

    هنوز فرصت هست، به آسمان نگاه کن.

    خدا چلچراغی از آسمان آویخته است.

    دلت را روشن کن.

    تا چلچراغ خدا را بیفروزی.

    فرشته شمعی به من می دهد و می رود.

    راستی امشب به آسمان نگاه کن،ببین چقدر دل در چراغ خدا روشن است...

     
  15. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    تـو مگـو مـا را بـدان شـه بـــار نیست
    بــا کــریمـان کــارهـا دشوار نیست

    چون در این دل برق مهر دوست جست
    اندر آن دل دوستی می دان که هست

    هیــچ عــاشق خود نبــاشد وصـل جـو
    کــه نــه معشوقش بــود جـویـای او

    در دل تــو مهــر حـق چون گشته نـو
    هست حــق را بی گمان مهـری به تو

    ای همـه هستـی زتــو پـیــــدا شده
    خــاک ضعیف از تـــو تــوانـــا شده

    آنـچــه تغیــــر نپـذیـــرد تـویـــی
    وانکـــــه نـمردست ونمیــرد تــویی

    تــا کــرمـت راه جـهــان بــرگرفت
    پشت زمیــن بــار گــران بــرگـرفت

    هــرکــه نــه گـویای تو خاموش بـه
    هــرچـــه نــه یـــاد تــو فراموش به

    غنچــه کمــر بستـه کـه مـا بنده ایم
    گــل همه تـن جـان که به تو زنده ایم

    دست از این پیـش کـه دارد کــه مـا
    زاری از ایــن بیش کــه دارد کـه مــا

    چــاره مــا ســاز کــه بــی یـاوریـم
    گـــر تـــو بـرانــی بـه که روی آوریم

     
  16. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    اي خفته شب تيره هنگام دعا آمد
    وي نفس جفاپيشه هنگام وفا آمد

    بنگر به سوي روزن بگشاي در توبه
    پرداخته کن خانه هين نوبت ما آمد

    از جرم و جفاجويي چون دست نمي‌شويي
    بر روي بزن آبي ميقات صلا آمد

    زين قبله به ياد آري چون رو به لحد آري
    سودت نکند حسرت آنگه که قضا آمد

    زين قبله بجو نوري تا شمع لحد باشد
    آن نور شود گلشن چون نور خدا آمد

     
  17. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    تا اول عشق است من ،مشق جدایی میکنم

    با دیو نافرمان خود زور آزمایی میکنم

    .......................
    ای مه تو دانی و خدا گر بی وفا خوانی مرا

    گر بی وفا خوانی مرا مشق جدایی میکنم

     
  18. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    راه دور است و پر از خار بیا برگردیم
    سایه مان مانده به دیوار بیا برگردیم
    هر زمانی که تو قصد سفر از من کردی
    گریه ام را تو به یاد آر بیا برگردیم
    این کبوتر که تو اینسان پر و بالش بستی
    دل من بود وفادار بیا برگردیم
    ترسم اینجا که بسوزد پر و بال عشقم
    یا شود حاصل تکرار بیا برگردیم
    یک غزل نذر نمودم که برایت گویم
    گفتم آنرا شب دیدار بیا برگردیم
    باز گفتی که برایم غزل از عشق بگو
    یک غزل میخرم اینبار بیا برگردیم
    من که عشقم به دو چشم تو دخیلی
    بسته است عشق من را مکن انکار بیا برگردیم

     
  19. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    جز " دوستت دارم " ندارم هیچ رازی
    خیلی خرابم می شود با من بسازی ؟!

    وقتی که تو ... نه ! یاد تو در خانه باشد
    به شعر هم دیگر نمی بینم نیازی

    اما برای این که " من " مال تو باشد
    در پیش رو داریم ما راه درازی

    تو - فعل آینده - پر از تردید هستی
    من مطمئن به مرگ خود ، من – فعل ماضی –

    تو آسمانی هستی و شهرت قشنگ است
    اما زمین من ندارد امتیازی

    سهم من از تو ، از خدا تنها همین است
    درد حقیقی با کمی عشق مجازی

    تا عمر دارم تا ابد ممنونم از تو
    از من اگر یک آدم دیگر بسازی

     
  20. آفلاین

    !Negarin! کاربر ویژه

    • مثل ِ درد ِ من تــو دُنیـا هیــچ درد ِ مُــبهمی نیست تورو دارمُ نـَـــدارم این عـَــذاب درد ِ کمــی نیست!
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 12, 2011
    ارسال ها:
    6,075
    تشکر شده:
    1,704
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    dentist
    بی همگان بسر شود، بی تو بسر نمی شود
    داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمی شود
    دیدۀ عقل مست تو، چرخه چرخ پست تو
    گوش طرب بدست تو، بی تو بسر نمی شود
    جان ز تو جوش می کند، دل ز تو نوش می کند
    عقل خروش می کند، بی تو بسر نمی شود
    خمر من و خمار من، باغ من و بهار من
    خواب من و قرار من، بی تو بسر نمی شود
    جاه و جلال من تویی، ملکت و مال من تویی
    آب زلال من تویی، بی تو بسر نمی شود
    گاه سوی وفا روی، گاه سوی جفا روی
    آن منی کجا روی؟ بی تو بسر نمی شود
    دل بنهند، بر کنی، توبه کنند، بشکنی
    این همه خود تو می کنی، بی تو بسر نمی شود
    بی تو اگر بسر شدی زیر جهان زبر شدی
    باغ ارم سقر شدی، بی تو بسر نمی شود
    گر تو سری قدم شوم، ور تو کفی علم شوم
    ور بروی عدم شوم، بی تو بسر نمی شود
    خواب مرا ببسته ای نقش مرا بشسته ای
    وز همه ام گسسته ای بی تو بسر نمی شود
    گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من
    مونس و غمگسار من! بی تو بسر نمی شود
    بی تو نه زندگی خوشم، بی تو نه مردگی خوشم
    سر ز غم تو چون کشم؟! بی تو بسر نمی شود
    هر چه بگویم، ای سند، نیست جدا ز نیک و بد
    هم تو بگو به لطف خود بی تو بسر نمی شود