1. اطلاعات ما نشان میدهد که شما عضو انجمن نیستید، لطفا برای استفاده کامل از انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید.
  2. 1- لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید !
    2-بعد از ثبت نام,ایمیلی برای شما ارسال خواهد شد, که باید بر روی لینک داده شده کلیک نمایید تا اکانت شما فعال شود.

علوم و ریاضیات را چگونه بخوانیم؟

شروع موضوع توسط ! Justice ! ‏Oct 17, 2011 در انجمن تصاویر و مطالب جالب و خواندنی

  1. آفلاین

    ! Justice ! مدیر بخش ورزش هیات مدیره مدیر انجمن

    • دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
    تاریخ عضویت:
    ‏Feb 2, 2011
    ارسال ها:
    67,699
    تشکر شده:
    1,045
    امتیاز:
    113
    جنسیت:
    مرد
    «بسم الله الرحمن الرحیم»


    • فهرست


    1. علوم و ریاضیات را چگونه بخوانیم ؟
    2. چند پیشنهاد برای خواندن کتابهای کلاسیک علمی .
    3. مشکل اصلی برای خواندن کتابهای علمی .
    4. طریقه مواجه شدن با مشکل ریاضیات .
    5. استفاده از ریاضیات در کتابهای علمی .
    6. قضایا در هندسه ریضی و مقدماتی .
    7. نتیجه .




    • علوم و ریاضیات را چگونه بخوانیم؟
    یکی از رشته های دانشگاهی که از رشد سریعی برخوردار بوده است «تاریخ علوم »می باشد .در این چند سال گذشته ،شاهد تغییرات محسوسی در این زمینه بوده اید . از آن زمان که دانشمندان «واقعی » ،نویسندگان تاریخ علوم و ریاضی را به دیده حقارت می نگریستند ،دیری نمی گذرد . این افراد در زمره کسانی به حساب می آمدند که چون قادر به توسعه مرزهای علمی نبودند به مطالعه تاریخ آن علم ها پرداختند . نگرش دانشمندان را نسبت به نویسندگان تاریخ علوم و ریاضی در این گفته مشهور جرج برنارد شاو می توان خلاصه کرد :« آنها افرادی به درد بخور هستند ولی از عهده تعلیم بر نمی آید . »
    این نگرش نسبت به این افراد امروزه کمتر دیده می شود ، بخشهای تاریخ ریاضی اعتبار و احترام یافته اند و دانشمندان برجسته ای در مرد تاریخ علم مورد نظرشان به مطالعه می پردازند و مطلب می نویسند ، برای مثال از آنچه به « Newton Industry » معروف شده است می توان نام برد .امروزه در بسیاری از کشورها تحقیقاتی وسیع و متمرکزی روی آثار و شخصیت عجیب سر ایزاک نیوتن در حال انجام است . اخیراً شش کتاب در این مورد چاپ شده است . دلیل آن این است که دانشمندان بیش از هر زمان دیگر به ماهیت اقدامات وفعالیتهای مهم علمی راه پیدا کرده اند ، بنابراین بی هیچ تردیدی توصیه می کنیم که سعی کنید حداقل چند اثر مهم کلاسیک علمی را بخوانید در حقیقت هیچ عذری برای نخواندن این آثار پذیرفته نیست .اگر همت کنید هیچ کدام از آنها در اصل بسیار مشکل نیست ، حتی کتابی چون اصول ریاضی فلسفه طبیعی اثر نیوتن .
    بهترین توصیه ای که ما برای شما داریم این است : طبق یکی از قواعدی که برای خواندن آثار تشریحی بیان شد ، شما ملزم هستید تا آنجا که می توانید مساله ای را که نویسنده در پی حل آن بوده ،بروشنی بیان کنید . این قاعده خواندن تحلیلی ، مربوط به تمام آثار تشریحی می شود ولی رابطه مخصوصی با آثاری که در زمینه علوم و ریاضیات هستند ، دارد . این گفته را به شکل دیگری نیز می توان بیان کرد، به عنوان یک شخص عادی شما کتابهای کلاسیک علمی را نمی خواهید تا در موضوعات آنها به اصطلاح امروز صاحب نظر شوید ، بلکه منظورتان از خواندن آنها فهم تاریخ وظیفه علوم است ، در حقیقت این کار وظیفه خواننده عادی در خصوص آثار علمی است. کار مهمی که شما میتوانید انجام دهید این است که از مسائلی که دانشمندان بزرگ می کوشیدند آنها را حل کنند ،آگاه شوید ،از مسائل و از زمینه آنها.
    برای دنبال کردن جریان پیشرفت علوم و برای پیگیری روش هایی که در آنها حقایق ،فرضیه ها،اصول و دلائل با یکد یگر روابط متقابل پیدا می کنند باید فعالیت ذهنی بشر در مواردی که احتمالاً با موفقیتهای زیادی رویرو بوده است توجه کرد . شاید این مطلب بتنهایی برای توجه مطالعهٴ تاریخی علوم کافی نیست بعلاوه چنین مطالعاتی تا حدی به رفع نامفهومی ظاهری علوم کمک می کند . مهمتر از همه ، این نوعی فعالیت ذهنی است که لازمهٴ تعلیم و تربیت به شمار می آید و هدف اصلی آن که رهانیدن ذهن از قید مجهولات از طریق شک و کنجکاوی در مسائل است ، از زمان سقراط تا روزگار معاصر پیوسته مورد نظر بوده است .


    • چند پیشنهاد برای خواندن کتابهای کلاسیک علمی :
    منظور ما از کتاب علمی ، گزارش یافته ها و یا نتایجی است که از یک رشته ٴ تخصصی به دست آمده باشد ، حال این گزارش ها می تواند از طریق مطالعاتی تجربی در آزمایشگاه و یا از طریق مشاهدات صرف طبیعت ،کسب شده باشد . مساله کتاب علمی این است که همواره سعی دارد پدیده ها را دنبال کند .در کتابهای بزرگ علمی ، خبری از تعریف و تمجید نیست ، گر چه ممکن است نویسنده در پیش فرضهایش به نوعی غرض ورزی کرده باشد .
    این موضوع را با پیدا کردن تفاوت میان فرضیه ٴ نویسنده وآنچه را که او با دلیل اثبات می کند می توان تشخیص داد .
    هر قدر یک نویسنده علمی «عینی تر »باشد،به همان اندازه صریحتر می تواند از شما بخواهد که این یا آن مطلب را مسلم فرض کنید ؛ عاری بودن از تعصب و جهت گیری نشانه عینیت علمی نیست ، عینیت علمی فقط از طریق اقرار صریح به این جهت گیری و غرض ورزی به دست می آید .
    اصطلاحات اصلی را در آثار علمی معمولاً با واژه های تکنیکی و غیر عادی بیان می کنند تشخیص آنها نسبتاً ساده است و با کمک آنها بسادگی می توان به رأی و نظر نویسنده پی برد . نظرات اصلی همواره نظراتی کلی هستند . بنابراین علوم مقید به زمان نیستند . دانشمند درست بر خلاف تاریخ نویس می کوشد تا خود را از محدودیت زمان و مکان رهایی دهد ، و می کوشد تا بگوید که عموماً پدیده ها چگونه هستند و چگونه عمل می کنند .

    • مشکل اصلی برای خواندن کتابهای علمی :
    احتمالاً دو مشکل اصلی برای خواندن کتابهای علمی وجود دارد : یکی از این دو درباره استدلال است . اصولاً علوم قیاسی هستند یعنی استدلالهای آنها براساس مورد خاصی که با آزمایش ثابت شده ، قرار دارد .
    بعد از طی این مراحل است که از نظر کلی ارئه می شود . استدلال ، مطلبی را با کمک مطالب دیگری که قبلاً به شکلی اثبات شده اند ثابت می کنند . تا جایی که این استدلال مورد نظر باشد ، علوم وریاضی و فلسفه زیاد با هم تفاوتی ندارند ، ولی استدلال قیاسی صفت مشخصه همه علم است .
    دلیل اولین مشکل این است که برای فهم استدلالهایی قیاسی کتاب علمی ،باید بتوان شاهد یا شواهد و مدارک یا مدارکی را که ارائه می شود به عنوان مأخذ آن استدلالها پیگیری کرد . اگر اتکای ما صرفاً به کتابی که در دست داریم باشد ، متأسفانه این کار همیشه ممکن نیست ، اگر کتاب به تنهایی نتواند خواننده را روشن کند وی فقط یک راه دارد وآن این است که تجارب لازم و مخصوص خودش را مستقیماً کسب کند ، او ممکن است مجبور شود که برای اثبات موضوعی به آزمایشگاه برود ، یا ناچار شود به بازدید و بررسی قطعات وسایل مشابه با آنچه که در کتاب به آنها اشاره شده است بپردازد ، شاید مجبور شود که برای اثبات موضوعی به آزمایشگاه برود ، یا ناچار شود به بازدید وبررسی قطعات وسایل مشابه با آنچه که در کتاب به آنها اشاره شده است بپردازد ،شاید مجبور شود برای مشاهدهٴ نمونه ها و الگوها به مزه ها برود .
    هرشاخه علوم تجربی و ریاضی باید شامل سه چیز باشد :

    1. سلسله حقایقی که موضوع علوم هستند .
    2. عقایدی که این حقایق را ارئه می دهند .
    3. واژه هایی که این حقایق را بیان می کنند و ...
    چون افکار و عقاید به وسیله واژه ها نگهداری و اشاعه داده می شوند ، ناگزیر نتیجه میگیریم که نمی توان زبان علمی را بدون اینکه همزمان خود آن علم ترقی داده شود ، توسعه داد . از طرف دیگر نمی توان علم را بدون اینکه زبان یا واژه های مربوط به آن را توسعه داد ترقی بخشید .
    این کار بودن که زاویه دقیقاً انجام داد ، او علم شیمی را با توسعه زبان آن ترقی داد . درست مانند کاری که نیوتن یک قرن قبل انجام داده بود . وی فیزیک را با سیستماتیک کردن زبان - همان طور که ممکن است به خاطر داشته باشید – در روند حساب دیفرانسیل و انتگرال ترقی داد . ذکر واژه حساب سبب می شود که به دومین مشکل اصلی خواندن کتاب علمی توجه کنیم . این مشکل اساسی مساله ریاضیات است .

    • طریقه مواجه شدن با مشکل ریاضیات:
    افراد بسیاری هستند که از ریاضیات می ترسند و تصور می کنند که اصلاً نمی توان آن را خواند ، دلیل این را هیچ کس دقیقاً نمیداند ،بعضی از روانشناسان فکر می کنند که چیزی مثل «کور رمزی » وجود دارد .
    کور رمزی یعنی این که شخص نمی تواند اتکای خود را از محسوسات ببرد و نمی تواند تغییرات حساب شده ٴ نماد ها را دنبال کند . این گفته تا حدی درست است ولی البته باید افزود که واژه ها نیز تغییر می کنند و چون تغییر آنها کم وبیش غیر قابل کنترل است ، شاید حتی این کار از پیگیری علایم ریاضی دشوار تر باشد .
    عده ٴ دیگری معتقدند که این مشکل را نحوه ٴ آموزش ریاضیات به وجود آورده است . اگر این طور باشد می توان بسیار خرسند بود چون اخیراً تحقیقات زیادی در مورد یهتر شدن تدریس ریاضیات به عمل آمده است .

    • استفاده از ریاضیات در کتابهای علمی :
    با پرداختن به اقلیدس کمی از بحث خود منحرف شدیم ، به تجربه دریافته ایم که وجود ریاضی در کتابهای علمی ، به یکی از موانع اصلی خواندن این گونه کتابها است . به دو موضوع در این باره اشاره می کنیم :
    اولاً ، احتمالاً ریاضیات مقدماتی را لااقل بهتر از آنچه که تصور می شود می توان خواند . قبلاً گفتیم که این کار را با اقلیدس می توان شروع کرد .مطمئن هستیم که اگر چند شبی را صرف خواندن اصول هندسه کنید به ترسی که از ریاضیات دارید ، غلبه خواهید یافت ، با مقداری کار روی اقلیدس شاید بخواهید به آثار ریاضیدانان دیگر یونانی چون ارشمیدس ، آپولونیوس دنیکوماکیوس نگاهی بیندازید . این آثار خیلی مشکل نیستند بعلاوه به طور اجمالی هم می توان آنها را خواند .
    کتاب optics اثر نیوتن یک اثر علمی قدیمی دیگری است که شاید بخواهید آن را بخوانید . چون این کتاب نمودارهای فراوانی دارد ،در اولین نگاه جنین به نظر می رسد که مسائل ریاضی زیادی در آن مطرح شده است ولی در واقع چنین نیست و از ریاضیات در این کتاب بسیار کم استفاده شده است .
    این نمودارها صرفاً تصاویری هستند که چگونگی آزمایش های نیوتن را شرح می دهند مشکل تا حدی این است که به ما گفته نشده یا به موقع گفته نشده است تا تفهیم شود که ریاضیات زبان است و ما می توانیم آن را مانند هر زبان دیگراز جمله زبان خودمان یاد بگیریم ، اولین دفعه موقعی است که یاد بگیریم ،اولین دفعه موقعی است که یاد می گیریم صحبت کنیم و دفعه دوم موقعی است که یاد می گیریم آن را بخوانیم ؛ خوشبختانه ریاضیات را فقط یک دفعه باید یاد گرفت چون تقریباً به طور کلی زبان آن نوشتاری است .
    همان طور که قبلاً دیدیم ، یادگیری یک زبان جدید نوشتاری همیشه ما را درگیر مسائل مقدماتی خواندن می کند ، وقتی در دبستان ابتدایی آموزشهای اولیه را در مرد خواندن فرا می گرفتیم ، مساله ما یادگیری تشخیص علائم معین مطلقی بود که روی کاغذ نوشته شده بود ، حتی بهترین خوانندگان حداقل گاهگاهی خواندنشان در مرحله مقدماتی قرار دارد .
    مثلاًموقعی که با واژه ای برخورد می کنیم که معنی آن را نمی دانیم و مجبور می شویم از فرنگ لغت استفاده کنیم این نوع خواندن در حد خواندن مقدماتی است؛ اگر نحوهٴ جمله نیز برای ما ایجاد اشکال کند باز هم جزو خونندگان ابتدایی محسوب می شویم تنها موقعی که این مشکلات را پشت سر بگذاریم ، خواهیم توانست خواندن خود را به مراحل بالاتر ارتقاء دهیم چون ریاضیات زبان است پس واژه ها ، دستور ونحو مخصوص به خودش را دارد و خواننده مبتدی باید این چیزها را یاد بگیرد ، علائم خاص و روابط بین آنها را باید به خاطربسپارد ، چون زبان متفاوت است مشکل نیز فرق می کند و الا به لحاظ تئوری یادگیری ریاضیات از یادگیری خواندن انگلیسی و فرانسه و آلمانی مشکلتر نیست ، حتی در مراحل مقدماتی ریاضیات ساده تر است .
    زبان وسیله ای برای ارتباط افراد بشر در مورد موضوعهایی است که طرفین به طور متقابل می توانند درک کنند .
    اساساً موضوع صحبتهای معمولی روابط و حقایق عاطفی است . چنین موضوعهایی برای دو شخص نا آشنا بطور کامل قابل درک نیست . اما دو شخص نا آشنا موضوع ثالثی را که جنبه عاطفی ندارد مانند مدار الکتریکی ، مثلث متساوی الساقین و قیاس ، می توانند درک کنند .اساساً وقتی این گونه چیز ها را با بار معنایی عاطفی پیگیری کنیم در فهم آنها دچار اشکال می شویم ، ریاضیات به ما این امکان را می دهد که از این اجتناب کنیم ، وقتی از واژه ها ، قضایا و معادلات ریاضی به شکل درستی استفاده شود ، بار معنایی عاطفی در آنها وجود نخواهد داشت همچنین به ما نگفته اند یا حداقل به موقع نگفته اند که ریاضیات چقدر زیبا و تا چه حدی از نظر فکری می تواند مورد قبول قرار گیرد . یا تحمل کمی سختی به فهم این موضوع احتمالاً برای هیچ کس چندان دیر نیست ، این کار را می توان با اقلیدس شروع کرد که کتاب اصول هندسهٴ وی از روشنترین و با ارزشترین آثاری است که در این زمینه تا کنون نوشته شده است .

    • قضایا در هندسه و ریاضی مقدماتی :

    1. بیان مسائل راجع به ترسیم اشکال .
    2. بیان مسائل در مورد روابط اشکال یا معادله آنها .
    مسائل ترسیمی مستلزم عمل هستند ، فرضیه ها احتیاج به اثبات دارند . در پایان مساله ترسیمی اقلیدس از حروف اختصاری« Q.E.F» استفاده می شود به معنی «این است آنچه باید اثبات می شد » استفاده می شود .
    سه مساله مقدماتی جلد اول اصول هندسه ، مسائل ترسیمی هستند .چرا این طور است ؟ یک جواب این است که ترسیم اشکال احتیاج به اثبات فرضیه ها دارد این موضوع در چهار قضیه اول نمایان نیست ولی آن را در قضیه پنجم که یک فرضیه است می توان مشاهده کرد .
    می گوید که در مثلث متساوی الساقین ،زوایای قاعده با هم برابرند این قضیه مستلزم استفاده از قضیه سوم است زیرا خط کوتاهتر بوسیله خط بزرگتر قطع می شود . چون مساله سوم نیز به نوبه خود بستگی دارد به استفاده از شکل قضیه دوم . و قضیه دوم مستلزم استفاده از قضیه اول است ، بنابراین متوجه می شویم که این سه شکل برای قضیه پنجم ضروری است .
    می توان گفت که اشکال هندسی در خدمت هدف دیگری نیز هستند ، آنها شباهت زیادی به اصول مسلم دارند ، هم اشکال هندسی و هم اصول مسلم بر این امر تاکید دارند که اعمال هندسی را می توان انجام داد .
    در مورد اصول مسلم ، امکان چیزی فرض می شود و در مورد قضایا، به اثبات می رسد .البته برای اثبات از اصول مسلم استفاده می شود بنابراین ممکن است تعجب کنیم که آیا به عنوان مثال ،حقیقتاً چیزی مانند مثلث متوازی الضلاع که در قرن بیستم بیان شده است وجود دارد یا نه ؟ بدون اینکه خودمان را درباره مشکلی که در مورد وجود شیء ریاضی هست بخواهیم گیج کنیم ، حداقل باید به این نکته توجه کنیم که قضیه ٴ اول نشان می دهد که بنا به فرضیات خطوط منحنی و مستقیم وجود دارند ، پس می توان نتیجه گرفت که به طریقی مثلث متساوی الاضلاع نیز باید وجود داشته باشد .
    اجازه دهید که به قضیه پنجم برگردیم ،فرضیه ای که در موردبرابری زوایای قاعدهٴ مثلث متساوی الساقین؛ وقتی نتیجه با مراجعه به چند قضیه قبلی و اصول مسلم به دست آید ، در آن صورت قضیه ثابت شده است و سپس مشخص می شود که اگر چیزی حقیقت داشته باشد و اگر مطالب الحاقی آن نیز صحت داشته باشد تعاریف اصول مسلم و قضایای قبلی ، بنابریان ،مطلب دیگر یعنی نتیجه نیز حقیقت خواهد داشت . قضایا بازگوکننده روابط این «اگرها»و «پس ها » هستند آنها مدعی صحت فرض و نتیجه صحیح تلقی نمی شود . چیزی که دقیقاً اثبات می شود ، حقیقت این رابطه است و لا غیر .
    خواندن آثار عامه پسند علمی هرگزبه سادگی کتابهای داستان نیست یا به نظر نمی رسد که این طور باشد . حتی خواندن مقاله ای سه صفحه ای که پیرامون DNA است و در آن نیز هیچ در مورد آزمایشها ، نمودارها و یا مسائل ریاضی نوشته نشده است و به کوشش فراوان خواننده احتیاج دارد . بدون متمرکز کردن کامل حواس نمی توان آن را خواند و فهمید .

    • نتیجه :
    خواندن ریاضیات ترسی ندارد . ریاضیات را باید به صورت مفهومی خواند . مثلاً یک معادله چند مجهولی را باید آنقدر برای خود تفکیک کرد که مفهوم واقعی معادله را درک کنیم بعد حل کنیم . در ضمن توجه به مطالبی که دبیر در حین درس دادن بیان می کند در یاد گیری ، تاثیر فراوانی دارد .تکرار و تمرین بعد از یادگیری در مدرسه تأثیر 100% دارد . امتحان کنید .


    « پایان »
  2. آفلاین

    ! Justice ! مدیر بخش ورزش هیات مدیره مدیر انجمن

    • دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
    تاریخ عضویت:
    ‏Feb 2, 2011
    ارسال ها:
    67,699
    تشکر شده:
    1,045
    امتیاز:
    113
    جنسیت:
    مرد
    طرز صحیح خواندن ریاضیات
    فراگیری ریاضیات را می توان به دو بخش کلی تقسیم کرد . این دو بخش عبارتند از :
    1) درک مفاهیم و نحوه استدلال ریاضی
    2) تمرین و بکار بردن این مفاهیم
    [FONT=&quot] [/FONT][​IMG]


    ریاضیات مجموعه ای از مفاهیم است که همگی در ذهن ما بوده و به صورت اشیاء مادی وجود خارجی ندارند . به عنوان مثال صفحه و نقطه خود اشیاء مادی نیستند بلکه تصوراتی هستند از اشیایی که مانند یک تکه کاغذ ، پهن و یا مانند سر سوزن یا نوک مداد ، تیز می باشند .
    یک معلم باتجربه ، شرایط یادگیری را طوری فراهم می کند که دانش آموز بتواند مفاهیم ریاضی را عمیقاً دریابد و به کار ببرد ، با این وجود این دانش آموز است که باید بیاموزد و تا زمانی که خود او برای آموختن فعال نباشد و با علاقه و انگیزه تلاش نکند ، هیچ معلمی تمی تواند ، نه تنها ریاضیات بلکه هیچ علمی دیگر را در مغز او فرو کند .
    اولین مانعی که بر سر راه شما در فراگیری ریاضیات وجود دارد و باید برای برداشتن آن اقدام کنید ذهنیت منفی است که در اغلب دانش آموزان نسبت به ریاضیات وجود دارد . بسیاری از دانش آموزان معتقدند که فراگیری ریاضیات به صورت گسترده ای که در دبیرستان های ما تدریس می شود کاری بیهوده و غیرضروری است .
    توجه داشته باشید که اگر موضوعی از دید فراگیرنده سودبخش و کاربردی باشد ، یادگیری آن آسانتر و سریعتر خواهد بود . بنابراین بیندیشید و تا جائیکه می توانید کاربردهای ریاضیاتی را که می آموزید پیدا کنید به این منظور از کتابهای مختلف و معلمینتان کمک بگیرید ( لازم نیست وارد جزئیات بشوید ، همان کاربردهای کلی کافیست ) .
    مشکل بعدی دانش آموزان در فراگیری ریاضایت این است که اکثراً خود را متقاعد کرده اند که توانایی فراگیری ریاضیات را ندارند .
    برای این دوستان بهتر آن است که ابتدا با ریاضیاتی شروع کنند که اموختن آن برایشان ساده تر است و بعد به تدریج به سراغ مفاهیم پیچیده تر بروند . این شیوه موجب می شود که تجربیات موفقیت آمیزی در ریاضی کسب کنند و به ادامه کار تشویق شوند . چرا که به تجربه ثابت شده هیچ چیز به اندازه موفقیت لذت بخش و دلگرم کننده نیست .




    نحوه آموختن ریاضیات
    به عنوان اولین قدم در آموختن ریاضیات سعی کنید مفاهیم هر درس کتاب خود را به خوبی درک کنید . برای درک بهتر مفاهیم حضور با تمرکز شما در کلاس و توجه کامل به توضیحات معلم ضروری است .
    چنانچه در ریاضیات پایه ضعفی دارید و مفاهیم کتابهای ریاضی سالهای قبل خود را به خوبی در نیافته و یا کاربرد آنها را نیاموخته اید ، پیشنهاد ما این است که یک بار دیگر کتابهای ریاضی سالهای قبل خود را به دقت مطالعه نموده و تمرینهای آنها را حل کنید .
    نکته مهم بعدی آن است کسی که می خواهد ریاضیات را به خوبی فرا بگیرد باید یک فراگیرنده فعال باشد نه اینکه با حالت تسلیم و منفعل اطلاعاتی راجع به آن کسب کند ، بدون آنکه برای کسب این اطلاعات هیچ فعالیتی نشان داده باشد .
    یک فراگیرنده ریاضی نباید یک شنونده محض باشد . بلکه در موقعیتهای مناسب سؤالهایی را که به ذهنش می رسد بپرسد ، در بحثهایی که در کلاس مطرح می شود شرکت داشته باشد ، و به سؤالهایی که مطرح می شود پاسخ بدهد ، حتی اگر به پاسخهای خود اطمینان صد در صد و کامل نداشته باشد .
    برای آموختن ریاضیات خود را تنها به حضور در کلاس و آموختن از طریق معلم محدود نکنید . بلکه از روشهای دیگر که در اختیار دارید مانند استفاده از کتاب ، فیلم و سایر ابزارهای آموزشی نیز بهره بگیرید .
    * کار یادداشت برداری در دفترچه یادداشت و یا نوشتن مطالب مهم در حواشی کتاب در اینجا بسیار لازمتر و مهم تر از کتابهای دیگر است .
    در یادداشت برداری از کتابهای ریاضی سعی کنید مطالب را آنگونه نظم ببخشید که خودتان فهمیده اید و بر ارتباط بین مطالب در یادداشت هایتان دقت و توجه خاص داشته باشید . چنانچه مطلبی که مطالعه می کنید شکلی خاص داشت ، می توانید نمونه شکل را در کنار یادداشت هایتان بکشید .
    پس از یادداشت برداری ، کل مطلب را یکبار به طور کامل و دقیق با همه جزئیات برای دیگران تعریف کنید . برای تعریف می توانید از یادداشت هایتان استفاده کنید.
    اهميت خواندن در يادگيري:
    “براي جبران کمبود وقت، سرعت خواندن را افزايش دهيم”.
    يکي از علتهاي بي ميلي به مطالعه، ناتواني در خواندن، به ويژه با سرعت نامناسب خواندن و در واقع خيلي کند خواندن است. بيشتر دانش آموزان مهارت کافي براي خواندن ندارند، کند مي خوانند و هنگام مطالعه از روش فعال بهره نمي گيرند و در نتيجه به اندازه کافي مطالب را درک نمي کنند. اين گروه از دانش آموزان نمي دانند براي خواندن مطالب مختلف از چه روشهايي بايد استفاده کند. اين مشکل يعني ضعف خواندن، يکي از علتهاي مهم فرار از مطالعه است. به طور کلي، مشکلات دانش آموزان را در خواندن مي توان در موارد زير خلاصه کرد؛
    توانايي- فهم و درک مطلب- زمان مطالعه و مقدار مطلب خواندني- وضعيت محيط اطراف براي خواندن- نحوه يادداشت برداري- قدرت فراگيري فردي- سن دانش آموز- بيم و هراس از محيط- خستگي- تنبلي فردي- ملالت و کسالت- ميزان علاقه به موضوع- نوع انگيزه و محرک فرد براي يادگيري- درک ارزش مطلب- يکي از دلايل ناتواني دانش آموزان براي درک مطالب- ندانستن مهارت کافي در خواندن است. اين گروه از دانش آموزان نمي توانند مطالب درسي را با سرعت مناسب بخوانند و در نتيجه براي خواندن مطالب وقت کافي ندارند. در اين گروه موارد، يکي از راه حلها افزايش سرعت خواندن است تا بتوان انبوه مطالب درسي را در فرصت محدود مورد مطالعه قرار داد.
    چرا دانش آموزان از تلاش خود نتيجه نمي گيرند؟
    در چنين زماني، دانش آموز از خود مي پرسد معناي لغت windows چه مي تواند باشد؟ از ديروز اين لغت را در ذهن دارم، اما معناي آن را نمي دانم، ولي حدس مي زنم که معناي آن... يا... و يا... باشد ولي نه، اين معاني فرضي با جمله اي که کلمه windows در آن بکار رفته است، نمي خواند. اين دانش آموز، اگر پس از طي اين مراحل، دنبال معناي لغت مبهمي که در ذهن دارد، برود لغت و مفهوم آن براي هميشه در ذهنش باقي خواند ماند و به همين ترتيب معناي همه لغتهاي جديد که مي آموزد براي هميشه در ذهن او باقي خواهد ماند.
    مسلما اگر اين دانش آموز در اولين برخورد با لغت جديد به سراغ معناي آن مي رفت، به همان سرعتي که معناي آن را مي فهميد، به همان سرعت نيز از ذهن وي، مي رفت. اما با اين روش پيشنهادي لغت براي هميشه در ذهن او باقي است و هنگام برخورد با متني و يا شنيدن سخني دچار مشکل نمي شود.
    اما مشکل دانش آموزان تنها به درس زبان منحصر نمي شود و در اغلب درسهاي خواندني نيز چنين مشکلاتي براي دانش آموزان به وجود مي آيد. فرض کنيم دانش آموز براي تاريخ جزوه اي فراهم کرده است که در آن جزوه تعداد زيادي سئوال از کتاب درسي تاريخ طرح شده و پاسخهاي صحيح نيز به آن سئوالات داده شده. اگر اين دانش آموز اين جزوه را صد بار بخواند ما نبايد توقع داشته باشيم که او بتواند به نتيجه مطلوب برسد چرا؟
    در مورد درسهاي خواندني، مهم اين است که در ابتدا موضوع درس به صورت کلي در ذهن جاي گيرد و به ترتيب موارد ريزتر وارد ذهن شود. فرض کنيم مي خواهيم دوران سلطنت ناصرالدين شاه قاجار را مطالعه کنيم. ابتدا يک مدت زمان پنجاه ساله را در ذهن مجسم مي کنيم و تا تاريخ دقيق آن را به ذهن مي سپاريم اين مدت زماني به صورت کلي وارد ذهن مي شود و دانش آموز به راحتي مي تواند آن را حفظ کند و سپس مرحله به مرحله موارد جزئي تر سوانح ايام سلطنت ناصر الدين شاه را وارد ذهن مي کند و مطالب براي هميشه در ذهن باقي خواهد ماند. حال فرض کنيم که دانش آموز، کتاب درسي را بسته و کنار گذاشته و کتابي حاوي سئوال و جوابهاي مربوط به آن درس را تهيه کرده است و سئوالات را همراه با پاسخ آنها مطالعه مي کند. اما اين سئوالهاي بي ربط (گرچه پاسخ همه آنها درست است) ذهن را آزار مي دهد و در نهايت چنين دانش آموزي نه از درس لذتي مي برد و نه از آن نمره مطلوبي به دست مي آورد و اگر هم نتيجه اي داشته باشد، آني و زودگذر است. در حالي که وارد مسائل به صورت منطقي به ذهن نتيجه بهتر و ماندني تر مي دهد.
    براي درک اين نکته که داشتن روش درست مطالعه، چه مقدار، دانش آموزان را در فراگيري درس کمک مي کند، مثال ديگري مي زنيم.
    فرض مي کنيم به دانش آموزاني گفته شده است، که در يک فرصت زماني مشخص شماره هاي (11- 27-42-6-7-12-21-1-0-9-33-22-2) را حفظ کنند. بسياري از دانش آموزان سعي مي کنند که با همين ترتيب نامنظم شماره ها را حفظ کنند. اما دانش آموزي که روشهاي صحيح را در امر آموزش به کار مي بندد، به اين ترتيب عمل نمي کند. بلکه او در ابتدا، اعداد را بر اساس ترتيب منطقي از کوچک به بزرگ رديف مي کند و سپس آنها را به حافظه مي سپارد. مسلما اين دانش آموز راحت تر و بهتر مي تواند لغات را حفظ کند، چرا که ذهن آدمي، نظم و قاعده اي دارد و موارد و مطالب با قاعده و منظم را بهتر از موارد پراکنده و نامنسجم، حفظ مي کند.
    با اين مثالها و مطالب به خوبي معلوم مي شود که گره کار امر آموزش در کشور ما کجاست. تنها، زماني کيفيت تحصيلات در کشور ارتقاء خواهد يافت که قبل از آموختن مطالب درسي به دانش آموزان آنها را با روشهاي درست درس خواندن آشنا کنيم، در غير اين صورت براي هميشه وقت، سرمايه، خلاقيتها و ابتکارات معلمان و دانش آموزان و مسئولين آموزش و پرورش تلف خواهد شد، به ويژه اکنون جهان، با شتاب فراوان به سوي گشودن مرزهاي جديد دانش مي تازد و اگر لحظه اي غفلت کنيم، از قافله تمدن عقب خواهيم ماند.
    روش صحيح يادگيري مقدم بر آموزش
    ریاضیات به دلیل استفاده از منطق ، تفکر ،قوه استدلال و ارتباطات بین اجزاء بسیار خوش آیند و دلپذیر است . علاوه بر آن در هنگام حل مسائل رسیدن به پاسخ به منزله یک فتح برای حل کننده به شمار می آید و شوق دریافت های بعدی را درفرد ایجاد می نماید .
    در عین حال گاهی افراد از مسیر و جواب اصلی فاصله می گیرند ودر نتیجه به بن بست می رسند و یا جواب های انحرافی را پیش رو خواهند دید.که منجر به دلسردی و بیزاری آنان از بحث ریاضیات می شود .
    در دوره ابتدایی عوامل دیگری وجود دارد که موجبات دوری از درس ریاضی در دانش آموزان می شود این عوامل عبارتند از :
    الف)حجم زیاد مفاهیم که در زمان کوتاه آموزش داده می شود و خود باعث کاهش یادگیری می گردد .
    ب)استفاده از روش های غیر فعال و خشک درسی بدون بهره گیری از روشهای مجسم ونیمه مجسم و مجرد
    ج)ناتوانی در درک مفهوم مسئله و مسئله سازی
    د) به علت عدم دقت در خواندن صحیح و مناسب مسئله نارسایی در تشخیص مفهوم اصلی مسئله ایجاد می گردد .
    ه)افت نمرات دانش آموز در درس ریاضی با توجه به دلایل فوق
    در صورتی که بتوان قدرت صحیح خواندن مسئله را در دانش آموز افزایش داد متعاقب با آن درک مفهوم پرورش خواهد یافت .از سوی دیگر با کاستن حجم مفاهیم، علاقه به ریاضی ایجاد می گردد .همچنین با استفاده از روشهای خوشایند چون بازی و مسابقه و کارهای عملی در ریاضی این علاقه به درس دوچندان خواهد شد .
    اجرا :
    اولین قدم تغییر ذهنیت دانش آموز به سمت ریاضی است به طوری که به آن علاقمند شده و برایش خوش آیند باشد . ریاضی تنها مفاهیم خشک عددی و درسی صرف نیست . بلکه مجموعه ای از دانستنی های مفید و توانمندیهای روزانه زندگی است .ابتکارات معلم در کنار مفاهیم درسی می تواند عاملی در جهت افزایش علاقه بچه ها به مباحث ریاضی باشد مواردی چون :
    1- استفاده از تحقیقات کاربرد ریاضی در زندگی روزمره
    2- بیان لطایف ریاضیات
    3- بیان خاصیت های جالب اعداد
    4- استفاده از اشکال جادویی
    5- بیان سفسطه در ریاضی
    6- اجرای بازیها ، سرگرمی ها ی ریاضی
    7- بیان شوخی های ریاضی
    8- حدس زدنی ها ی ریاضی
    9- بیان دستگاه های محاسباتی در ریاضی
    10- بیان مسائل کم وبیش تاریخی در ریاضی
    روش مطالعه و يادگيري:
    فرار دانش آموز از درس خواندن ممکن است دو علت اساسي داشته باشد؛ يکي زيادي مطالبي که براي مطالعه انتخاب شده است و ديگري روش نامناسب مطالعه.
    ما انبوهي از مطالب گوناگون را با عنوانهاي رياضيات، علوم، تاريخ و... به دانش آموزان مي دهيم و از آنها مي خواهيم که اين اطلاعات را ياد بگيرند، حفظ کنند و به موقع آنها را به ياد بياورند.
    روش يادگيري و حفظ کردن معمولا براي همه درسها يکسان است. به همه دانش آموزان با تفاوتي که در استعداد دارند يک جور درس مي دهيم.
    دانش آموزان بسيار ناهماهنگ و مختلف الاخلاق را در يک کلاس جمع مي کنيم و به همه آنها يک چيز مي گوييم، يک چيز مي آموزيم و از همه يک چيز مي خواهيم و يک انتظار داريم.
    در حالي که مطالب ادبيات با مطالب رياضي و... تفاوت زيادي دارد.
    در هر حال، ما از درسي شروع مي کنيم و بعد به مسائل دانش آموزان مي رسيم، در حالي که بايد ابتدا موانع و مشکلات مربوط به يادگيري از پيش پاي آنها برداشته شود و سپس حل مسائل و مشکلات درسي شان آغاز گردد.
    ابتدا بايد دانش آموز از نظر رواني براي مطالعه آماده شود، سپس بايد روش يادگيري خود را اصلاح کند و مهارتهايش را در اين زمينه افزايش دهد تا به اين ترتيب براي مطالعه و درک مطلب آماده شود.
    براي شروع مطالعه، ابتدا خود را از جهت رواني آماده کند. خويشتن داري، تقويت اراده، اعتماد به نفس و تمرکز نيرو مقدماتي هستند براي فراگيري روشهاي مفيد و همه اين آمادگيها که با آموزش و تمرين به دست مي آيد دانش آموز را به مطالعه و يادگيري علاقه مندتر مي سازد.
    براي عده اي، وجود مشکلات مي تواند بهانه اي باشد براي فرار از حل مشکلات، اما مي توان وجود مشکلات را دليلي براي تلاش بيشتر به شمار آورد.
    فراگیری ریاضیات را می توان به دو بخش کلی تقسیم کرد . این دو بخش عبارتند از:
    1- درک مفاهیم و نحوه استدلال ریاضی
    2- تمرین و بکار بردن این مفاهیم
    ریاضیات مجموعه ای از مفاهیم است که همگی در ذهن ما بوده و به صورت اشیاء مادی وجود خارجی ندارند . به عنوان مثال صفحه و نقطه خود اشیاء مادی نیستند بلکه تصوراتی هستند از اشیایی که مانند یک تکه کاغذ ، پهن و یا مانند سر سوزن یا نوک مداد ، تیز می باشند.
    فراگیری ریاضیات را می توان به دو بخش کلی تقسیم کرد . این دو بخش عبارتند از :

    1. درک مفاهیم و نحوه استدلال ریاضی
    2. 2)تمرین و بکار بردن این مفاهیم
    ریاضیات مجموعه ای از مفاهیم است که همگی در ذهن ما بوده و به صورت اشیاء مادی وجود خارجی ندارند . به عنوان مثال صفحه و نقطه خود اشیاء مادی نیستند بلکه تصوراتی هستند از اشیایی که مانند یک تکه کاغذ ، پهن و یا مانند سر سوزن یا نوک مداد ، تیز می باشند.
    یک معلم باتجربه ، شرایط یادگیری را طوری فراهم می کند که دانش آموز بتواند مفاهیم ریاضی را عمیقاً دریابد و به کار ببرد ، با این وجود این دانش آموز است که باید بیاموزد و تا زمانی که خود او برای آموختن فعال نباشد و با علاقه و انگیزه تلاش نکند ، هیچ معلمی تمی تواند ، نه تنها ریاضیات بلکه هیچ علمی دیگر را در مغز او فرو کند .
    اولین مانعی که بر سر راه شما در فراگیری ریاضیات وجود دارد و باید برای برداشتن آن اقدام کنید ذهنیت منفی است که در اغلب دانش آموزان نسبت به ریاضیات وجود دارد .
    بسیاری از دانش آموزان معتقدند که فراگیری ریاضیات به صورت گسترده ای که در دبیرستان های ما تدریس می شود کاری بیهوده و غیرضروری است توجه داشته باشید که اگر موضوعی از دید فراگیرنده سودبخش و کاربردی باشد ، یادگیری آن آسانتر و سریعتر خواهد بود . بنابراین بیندیشید و تا جائیکه می توانید کاربردهای ریاضیاتی را که می آموزید پیدا کنید به این منظور از کتابهای مختلف و معلمینتان کمک بگیرید ( لازم نیست وارد جزئیات بشوید ، همان کاربردهای کلی کافیست.)
    مشکل بعدی دانش آموزان در فراگیری ریاضایت این است که اکثراً خود را متقاعد کرده اند که توانایی فراگیری ریاضیات را ندارند.
    برای این دوستان بهتر آن است که ابتدا با ریاضیاتی شروع کنند که اموختن آن برایشان ساده تر است و بعد به تدریج به سراغ مفاهیم پیچیده تر بروند . این شیوه موجب می شود که تجربیات موفقیت آمیزی در ریاضی کسب کنند و به ادامه کار تشویق شوند . چرا که به تجربه ثابت شده هیچ چیز به اندازه موفقیت لذت بخش و دلگرم کننده نیست .
    نحوه آموختن ریاضیات
    به عنوان اولین قدم در آموختن ریاضیات سعی کنید مفاهیم هر درس کتاب خود را به خوبی درک کنید . برای درک بهتر مفاهیم حضور با تمرکز شما در کلاس و توجه کامل به توضیحات معلم ضروری است.
    چنانچه در ریاضیات پایه ضعفی دارید و مفاهیم کتابهای ریاضی سالهای قبل خود را به خوبی در نیافته و یا کاربرد آنها را نیاموخته اید ، پیشنهاد ما این است که یک بار دیگر کتابهای ریاضی سالهای قبل خود را به دقت مطالعه نموده و تمرینهای آنها را حل کنید
    نکته مهم بعدی آن است کسی که می خواهد ریاضیات را به خوبی فرا بگیرد باید یک فراگیرنده فعال باشد نه اینکه با حالت تسلیم و منفعل اطلاعاتی راجع به آن کسب کند ، بدون آنکه برای کسب این اطلاعات هیچ فعالیتی نشان داده باشد یک فراگیرنده ریاضی نباید یک شنونده محض باشد . بلکه در موقعیتهای مناسب سؤالهایی را که به ذهنش می رسد بپرسد ، در بحثهایی که در کلاس مطرح می شود شرکت داشته باشد ، و به سؤالهایی که مطرح می شود پاسخ بدهد ، حتی اگر به پاسخهای خود اطمینان صد در صد و کامل نداشته باشد برای آموختن ریاضیات خود را تنها به حضور در کلاس و آموختن از طریق معلم محدود نکنید . بلکه از روشهای دیگر که در اختیار دارید مانند استفاده از کتاب ، فیلم و سایر ابزارهای آموزشی نیز بهره بگیرید .
    کار یادداشت برداری در دفترچه یادداشت و یا نوشتن مطالب مهم در حواشی کتاب در اینجا بسیار لازمتر و مهم تر از کتابهای دیگر است.
    در یادداشت برداری از کتابهای ریاضی سعی کنید مطالب را آنگونه نظم ببخشید که خودتان فهمیده اید و بر ارتباط بین مطالب در یادداشت هایتان دقت و توجه خاص داشته باشید . چنانچه مطلبی که مطالعه می کنید شکلی خاص داشت ، می توانید نمونه شکل را در کنار یادداشت هایتان بکشید.پس از یادداشت برداری ، کل مطلب را یکبار به طور کامل و دقیق با همه جزئیات برای دیگران تعریف کنید . برای تعریف می توانید از یادداشت هایتان استفاده کنید .


    فراگیری جبر
    در فراگیری جبر در درجه اول باید با تعاریف و مفاهیم اساسی مانند تعریف مجموعه و خواص مختلف میان اعداد مانند جابجایی ، پخش پذیری ، انجمنی ، عنصر خنثی ، عنصر عکس و مانند آنها را فرا گرفت .
    ریاضیات
    [​IMG]
    مجسمه عدد پی
    ریاضیات
    را معمولاً دانش بررسی کمیت‌‌ها و ساختار‌ها و فضا و دگرگونی (تغییر) تعریف می‌کنند. دیدگاه دیگری ریاضی را دانشی می‌داند که در آن با استدلال منطقی از اصول و تعریف‌ها به نتایج دقیق و جدیدی می‌رسیم (دیدگاه‌های دیگری نیز در فلسفه ریاضیات بیان شده‌است).
    ریاضیات خود یکی از علوم ‌طبیعی به‌شمار نمی‌رود، ولی ساختارهای ویژه‌ای که ریاضیدانان می‌پژوهند بیشتر از دانشهای طبیعی به ویژه فیزیک سرچشمه می‌گیرند و در فضایی جدا از طبیعت و محض گونه گسترش پیدا می‌کند به طوری که علوم طبیعی برای حل مسائل خود به ریاضی باز می‌گردند تا جوابشان را با آن مقایسه و بررسی کنند.
    علوم طبیعی، مهندسی، اقتصاد و پزشکی بسیار به ریاضیات تکیه دارد ولی گاه ریاضیدانان به دلایل صرفاً ریاضی (و نه کاربردی) به تعریف و بررسی برخی ساختارها می‌پردازند.
    هرمیت فرانسوی نخستین کسی است که توابع بیضوی را برای حل معادلات درجة پنجم به کار برد و مطالعات بسیار مشکلی دربارة حساب عالی نمود. همچنین هرمیت اصم بودن عدد پی را که در ریاضیات اهمیت بسیار دارد ثابت کرد.
  3. آفلاین

    ! Justice ! مدیر بخش ورزش هیات مدیره مدیر انجمن

    • دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
    تاریخ عضویت:
    ‏Feb 2, 2011
    ارسال ها:
    67,699
    تشکر شده:
    1,045
    امتیاز:
    113
    جنسیت:
    مرد
    یکی از ویژگیهای معلم خوب

    یکی از ویژگیهای معلم خوب داشتن تخصص در کار است و اگر معلم دبیر و یا استاد تخصص در کار نداشته باشند نه تنها خدمتی نمی توانند انجام دهند بلکه کارشان مضر و مصیبت زا خواهد بود . و اصولاً هر کار دیگری نیز بدون وجود تخصص چنین حالتی خواهد داشت .
    یک معلم باید دارای معلومات عمومی عالی باشد تحصیلات مناسب ، نحوه معاشرت اجتماعی و اطلاعات دینی جنبه های مختلف عموومی هستند همچنین خط زیبا از امتیازاتی است که معلمین باید به آن آراسته باشند.
    اسلام از همه خواسته که متقی و متعهد باشند و آن را از شروط اولیه مسلمان بودن است بنابراین معلم که از جایگاه والایی در جامعه برخودار است باید از تقوای بیشتری برخودار باشد همچنین باید سعی کند که افراد با تقوا تربیت و به جامعه تحویل دهد کار معلم خوب است به جامعه انقلاب و نسل آینده که ثواب بسیار دارد و بر عکس بی تفاوت نسبت به جامعه نمره بیجا دادن به فرزند رفیق خود که موجب تنبل شدن بچه می شود خنده و مزاح بی مورد و بالاخره خدمت نکردن به خلق خدا گناهی بسیار بزرگ است .
    روایتی در مورد اینکه بی تفاوتی گناه بزرگی است « یک نفر را به صف محشر می آورند که از بس ترسیده است چشمایش به گودی رفته و رویش سیاه و در غل و زنجیر است در پیشانی اش نوشته شده است « آیس من رحمه ا...» یعنی این فرد از رحمت خدا مایوس است و باید به جهنم برود بعد از این رسوایی خطاب می شود « این از طرف حق خیانتکار است ، خیانت به خدا و رسول خدا کرده است »چرا او خیانتکار است ؟
    زیرا گره را نگشود و می توانست خدمتی به جامعه بکند اما نکرد بعد خطاب می شود « اورا به جهنم بیندازید»
    این روایت به معلمین می گوید قبل از حضور در کلاس مطالعه کن ؛ اگر توانایی تدریس را نداری کنار برو . مواظب باش دیر به کلاس نروی ، بیشتر درس بده نسبت به بچه های دیگران بی تفاوت نباش و دلت برای آنها بتپد اگر می بینی دانش آموزی آینده روشن ندارد و مردود خواهد شد روی او کار کن او را به خانه ببر یا در خانه اش به او کمک کن این وظیفه است نظیر نماز خواندن که واجب است .
    اگر گفتی به من چه ؟ و روی دانش آموز ضعیف کار نکردی و بی تفاوت در کاری آمد و اگر فقط به دنبال این حقوق ناچیز بودن مصداق « خسر الدنیا و الاخره » خواهد بود معلم باید قدر ومنزلت خود را بداند با بچه ها خوب کار کند با کلماتی نظیر عزیزم . جانم و باقیافه ای سازنده برای بچه ها در حالیکه دانش آموز از معلم باید حساب ببرد طوری باید باشد که بتواند سوال کند و جواب بگیرد اگر مسأله را غلط حل کرد جواب صحیح را به او بیاموزد و او را تشویق کند نگذارد بین سایرین خجالت زده شود .
    گاهی گفتن « برو گمشو» از سوی معلم ضربه ای به احساسات شاگرد وارد می گردد و این ضربه از ضمیر آگاه به ضمیر نا آگاه او می رود و باعث عقده ای شدن وی می گردد و در این حالت خودش نمی داند دچار چه عارضه ای و به چه علت است.
    زمانی که روانشناسی آگاه با صفات روانشناسی خارهای ریز را از دل وی برگیرد ، در می یابد که ضربه روانی یک معلم علت بیماری است هر فرد اگر بخواهد معلم خوبی باشد باید علاوه بر عدم رکاکت زبان از مهربانی نیز برخوردار باشد و جملات او سرا پا عاطفه باشد خواه در کلاس خواه در جامعه همچنین معلم باید از نظر تن صدا و انتخاب لغات دقت کند.
    مطلب دیگر اینکه حرف باید جذاب باشد تا در دل اثر کند باید متوجه بود شنونده کیست و نحوه صحبت را مطابق با شخصیت و تفکر او شیوه ای ارایه نمودکه بیشترین و بهترین تاثیر را داشته باشد و همچنین کلام باید تفهیم و تفهم داشته باشد و دارای فصاحت و بلاغت . اتفاقا غالب افراد در مورد فصاحت و بلاغت مشکل دارند و این نقص بزرگی است و بر عهده معلمان عزیز است که آن را رفع نمایند .
    معلمین باید توجه داشته باشند که به هنگام ورود به کلاس نشاط رد چهره داشته باشند و متبسم باشند اگر گردوغبار بی حالی ، بی نشاطی ، کسلی و خواب آلودگی در چهره معلم باشد همین قیافه موجب بی نشاطی و کسلی شاگردان می شود و آنان را به با انحطاط می کشاند . معلم دل مرده و بی حال چگونه می تواند تدریس کند ؟ عوام می گویند دست شکسته به کار می آید ولی دل شکسته به کار نمی آید .
    مسأله دیگر آن است که نباید تنها شاگردان مستعد و با حافظه مورد تشویق قرار گیرند بلکه همه را باید تشویق کرد و آهسته و پیوسته روها را بیشتر باید امیدوار کرد .
    چند نکته که رعایت آنها از طرف معلمین باعث موفقیت بیشتر آنها می شود .
    خداوند در قرآن کریم بالاترین در جای را برای معلم منظور نموده است و نهج البلاغه بیشتر بهای معلم را با بهشت مقایسه کرده است .
    نباید معلم درجه والا و مقام رفیع خود را با مادیات دنیوی معاوضه کند .
    در راستای توفیق در عبادتی چنین ارزشمند ، ضروری است که معلمان عزیز با مطالعه با صرف وقت و. دقت کافی و با تعهد و تخصص لازم به امر ترتیب شاگردان بپردازد .
    ذهن کودکان به مثابه دوربین عکاسی ، تمامی حرکات و رفتار اطرافیان را ضبط می کند و از این رو در هیچ حالتی نباید در رفتار و گفتار حالاتی بروز کند که تاثیر منفی در ذهن کودکان پدید آورد .
    در نظر گرفتن شخصیت اجتماعی و اطلاعات مخاطب در تفهیم و تفهم مطالب نقش اساسی دارد.
    با رنگ خدایی گرفتن رفتار گاهی یک خدمت کوچک ثوابی بسیار بزرگ را موجب خواهد شد و اگر اکسیر خلوص به کارها نخورد هر چند عمل هم بسیار بزرگ باشد کوچکترین ارزشی نخواهد داشت .
    معلم است که زیر بنای شخصیت افراد را پایه ریزی می کند و به همین علت بایستی اهتمام کافی را زمینه مراعات ضخصیت شاگردان و تربیت مناسب به آنها بنماید .


    معرفی مدرسه

    این مدرسه دارای کتابخانه و نماز خانه است . همچنین دارای 10 کلاس که هر پایه دارای 2 کلاس می باشد . دارای امکانات ورزشی توپ و طناب یک دفتر همچنین دارای آبخوری ، آب سردکن ، دستشویی و فضای سبز می باشد .

    جلسه اول: ساعت 8 معلم وارد کلاس شد معلم از قبل امتحانی را از بچه ها گرفته بود که برگه های امتحانی را با خود اورده بود و برگه ها را تحویل شاگردان داد. نمرات بچه ها را به صورت خوب متوسط ضعیف مشخص کرده بود . ارتباط معلم با بچه ها خیلی خوب بود هر کدام از شاگردان در هر قسمتی که اشتباه پاسخ دادند پاسخ صحیح را به انها می گفت بعد معلم از بچه ها خواست که کتاب بخوانیم را باز کنند چون این ساعت را بخوانیم . وقتی که بچه ها کتاب هایشان را روی میز گذاشتند . معلم نام یکی از شمارهای دانش آموزان را می برد و سپس دانش اموز از روی متن خواند معلم از او می خواهد که کتاب را ببندد و از او سوالاتی را می پرسید و دانش آموز پاسخ می داد.
    البته معلم از همه بچه ها می خواست که مداد در دست بگیرند و به کلمات توجه کنند . به نظرم این کار معلم یکی از محاسن روشهای کاربردی در روشهای تدریس است چون باعث می شود که همه دانش اموزان به متن درس خوب توجه کنند ثانیاً کلمات برای نوشتن املا در ذهن آنهامی مانند . در این ساعت معلم فقط از دانش اموزان درس پرسید آن هم به شیوه پرسش و پاسخ .

    دراین ساعت معلم از بچه ها خواست که کتاب بنویسیم را باز کنند و بعد تمرین ها را حل کردند شیوه کار معلم این بود که همه شاگردان پاسخ هایی دادند را می خواندند.
    سپس معلم بهترین پاسخ را انتخاب می کرد و برای بچه ها می خواند و دانش اموزان نیز می نوشتند بچه ها برای اینکه پاسخ هایی را که نوشته بودند را بخوانند خیلی ذوق و شوق داشتند و دوست داشتند که حتماً پاسخ را بخوانند در این ساعت هم فقط تمرینات حل شوند با وجود اینکه در شیوه های جدید از گروه بندی استفاده می شودولی معلم پاسخ را از بچه ها به صورت فردی می خواست اصلاً از گروه استفاده نمی کرد.

    جلسه سوم: در این ساعت معلم با شاگردان ریاضی کار کرد ابتدا از تمرینات درس قبل با بچه ها کار کرد تا مطمِن شود که بچه ها درس را به خوبی یاد گرفته اند بعد درس جدید را به بچه ها آموزش داد باز هم درس جدید از تجربیات قبل شاگردان استفاده کرد و درس را اراِیه داد دانش آموزان درس جدید را سریع یاد گرفتند چون این درس مانند درس قبل بود و بچه ها درس قبل را هم به خوبی یاد گرفته بودند بعد از اینکه معلم درس ر ا کامل اریه داد از بچه ها خواست تا یکی یکی پای تابلو بیایند و تمرینها را حل کنند ولی چون آخر زنگ بود همه تمرینها را حل نکردند و بقیه برای جلسه دیگر ماند .

    جلسه چهارم : این ساعت قرآن داشتند ولی معلم مربوط نیامده بود معلم با بچه ها ریاضی کار کرد و تمرینها را حل کردند باز هم از جلسه قبل یکی دو نمونه تمرین به بچه ها می داد چون می خواست مطمن شود دانش آموزانی که مقدار کمی ضعیف بودند درس را یاد گرفته اند یا نه .

    جلسه پنجم: در این ساعت معلم درس جدید از کتاب بخوانیم را به بچه ها تدریس کرد باز هم معلم از بچه ها خواست که مداد در دست بگیرند و به کلمات خوب توجه کنند البته بیشتر بچه ها درس را از قبل خوانده بودند . در پایان درس چند سوال مطرح شده بود که معلم این سوالات را از دانش اموزان پرسید دانش آموزان هم از آنجا که درس را از قبل خوانده بودند و حالا درس را خوب گوش دادند به سوالات به خوبی پاسخ می دادند .
    در اینجا به نظر من اگر معلم از بچه ها می خواست که درس را خودشان دوباره بحوانند بهتر بود تا اگر احیاناً مشکلی داشتند و نمی توانستند کلمه ای را درست تلفظ کنند مشکلتشان حل می شد .

    جلسه ششم : این ساعت علوم داشتند . انگیزه بچه ها آنقدر زیاد بود که معلم احتیاجی به اینکه ایجاد انگیزه کند نداشت شاگردان از معلم می خواستند که زودتر درس بپرسد در اینجا معلم که دانش آموزان را گروه بندی کرده بود گروههای را یکی یکی پای تابلو می اورد و از انها درسی را که در جلسه قبل به آنها داده بود پرسید هر گروه 5 نفر داشت که تقریباً از هر گروه 10 دقیقه سوال می پرسید در هنگام پرسیدن سوالها اگر دانش آموزی پاسخ سوال را نمی توانست زود بیان کند
    معلم فرصت کافی را به او می داد و نمی گذاشت که دیگران پاسخ را بیان کنند این شیوه هم یکی از محاسن روشهای تدریس است چون نشان دهنده داشتن صبر و حوصله کافی معلم است و همچنین باعث می شود که دانش آموز اعتماد بنفس خود را زود از دست ندهد .
    معلم بعد از اینکه از گروهها درس را پرسید سر گروهها را تعویض کرد سرگروهها جدید کسانی بودند که در پرسش کلاس نمره بیشتری بدست آورند بعد هم سوالات درس همراه با پاسخ داد و دانش آموزان سوالات را با پاسخها یشان در دفتر می نوشتند .


    جلسه هفتم : این ساعت هدیه آسمانی داشتند
    موضوع درس راهنمایان زندگی بود . معلم قبل از اینکه تدریس را شروع کند به بجه ها گفت که کتاب را ببندند قبل از درس دادن از اطلاعات فبلی دانش آموزان استفاده کرد و اینگونه در دانش آموزان انگیزه ایجاد کرد و سپس درس را توضیح داد بعد از توضیحات معلم یکی از دانش آموزان از روی متن درس خواند سپس معلم و شاگردان به سراغ کتاب کار رفتند و تمرینات و فعالیتها را حل کردند البته بیشتر فعالیتها رنگ کردنی بودند در یکی از تمرینات فعالیت روزانه را نشان داده بود معلم از شاگردان خواست که یک برنامه ای برای خود تنظیم کنند و بیاورند . همچنین معلم دانش آموزان را تشویق می کرد که همیشه نمازهایشان را به موقع بخوانند و گفت که هر کس که نمازهایش را همیشه به موقع بخواند جایزه ای ویژه دارد ارتباط معلم با بچه ها بسیار صمیمانه است بچه ها با شوق و ذوق بسیار از فعالیت هایی که در روز جمعه انجام می دهند برای معلم صحبت می کردند در کتاب تصویر هایی وجود دارد که معلم مفهوم هر کدام را توضیح می داد به نظر من اگر معلم از شاگردان سوال می کرد که مفهوم هر تصویر چیستو دانش آموزان خودشان توضیح می دادند بهتر بود زیرا باعث یاد گیری بهتر فراگیران می شود .


    جلسه هشتم : در این ساعت بچه ها املا داشتند معلم بعد از ورود به کلاس از بچه ها خواست که دفتر های املا خود را روی میز بگذارند سپس معلم متن درس را تقریباً شد خواند البته نه آنقدر تند که بچه ها نتوانند املا را بنویسند همچنین معلم از شاگردان می خواهد که اگر در هنگام نوشتن املا اگر از نوشتن کلمه ای جا ماندند جای خالی بگذارند و بقیه املا را بنویسند بعد از اینکه معلم دیکته گفتن را تمام کرد دفتر ها را جمع کرد و شروع به تصحیح آنها کرد . در اینجا به نظر من اگر یکبار دیگر از روی متن می خواند ولی این دفعه کمی تندتر از دفعه قبل بهتر بود چون ممکن است که دانش آموزی یک یا چند کلمه را جا انداخته باشد و وقتی که معلم متن را دوباره می خواند می تواند کلمات را دوباره بنویسید .

    در موقع تصحیح کردن هر کس که املایش را 20 می گرفت از او می خواست که بیاید و یکی از دفترها را تصحیح کند و با این کار باعث می شد که بچه ها انگیزه بیشتری بدست اورند و املا را بهتر و بیشتر بخوانند چون بچه ها در این سنین بیشتر دوست دارند رفتارهایشان را مانند معلمشان انجام دهند و همچنین از اینکه دفتری را در دست بگیرند و آن را تصحیح کنند لذت زیادی می برند و تشویق دیگری که معلم برای بچه ها در نظر گرفته بود این است که هر کس 3 بیت پشت سر هم بدست آورد در تابلوی تشویقی که با روزنامه دیواری درست شده بود و در این تابلو نام همه شاگردان بود یک برچسب جلوی نامش چسبانده می شد این دو تشویقی که معلم برای بچه ها در نظر گرفته بود از محاسن کار معلم بود چون بچه ها انگیزه بیشتری برای بدست آوردن نمره 20 پیدا می کردند .

    جلسه دهم : درس قرآن
    مربی دیگری داردمعلم بعد از ورود به کلاس سلام و احوالپرسی . تمرینات درس قبل را با کمک بچه ها حل کرد معلم معنی کلمات را می پرسید و دانش آموزان یکی یکی پاسخ می دادند . معلم دانش آموزان را تشویق می کرد که پیام قرآنی هر درس را با معنی در هنگام اجرای برنامه صبحگاهی بخوانند تا همه از این پیام ها استفاده کنند .

    بچه ها سر کلاس قرآن هم انگیزه زیاد داشتند تقریباً بیشتر وقت کلاس را سر پا می ایستادند و معلم هم باید به طور مداوم به آنها تذکر می داد که بنشیند نه تنها در این کلاس بلکه در همه کلاسها اینگونه بودند و معلم هم آنقدر به آنها تذکر می داد که گاهی اوقات یک مقدار کمی عصبانی می شد .
    معلم از بچه ها خواست که جعبه اسما متبرکه درست کنند و هر گاه خواستند که برگه ای را پاره کنند ابتدا نام خدا یا نام اهل بیت را جدا کنند درون جعبه بیاندازند سپس برگه را در سطل بیاندازند سپس معلم درس را قبلاً به بچه ها آموزش داده بود از بچه ها سوال کرد دانش آموزان یکی یکی هر کدام یک آیه می خواندند .
    اگر دانش آموزان در خواندن کلمه ای با مشکل مواجه می شد معلم ابتدا فرصت می داد که کلمه را چند بار تلفظ کند و سپس آن را بلند تلفظ کند خلاصه در کارش عجله نمی کرد فرصت کافی را به بچه ها می داد . این کار معلم یعنی دادن فرصت کافی یکی از محاسن است.
    معلم در حین خواندن از بچه ها سوال می کرد که نام حرکات چیست و چگونه خوانده می شوند اگر دانش آموزی نمی توانست پاسخ را درست بیان کند معلم پاسخ را روی تخته برای همه توضیح می داد . این کار معلم یکی دیگر از شیوه های مناسب در آموزش است ممکن است مطلب را به صورت فردی سوال کرده باشد ولی در صورتی که شاگرد نتواند به آن پاسخ صحیح بدهد آن را برای همگان توضیح می دهد .
    یکی از معایبی که این مربی داشت این بود که بین شاگردان قدم نمی زد زیرا قدم زدن بین شاگردان خود به نوعی باعث برقراری ارتباط صمیمانه با شاگردان است و همچنین برای معلم روشن می شود که آیا همهشاگردان به درس توجه می کنند یا نه . عیب دوم هم این است که حضور و غیاب نکرد .
    جلسه دهم : در این ساعت تاریخ تدریس شد.
    ابتدا معلم که وارد کلاس شد اطلاعاتی راجع به موضوع درس در اختیار شاگردان قرار داد و سپس از مطالب خود استفاده کرد و بعد هم سوالات این درس را همراه با پاسخ برای بچه ها می خواند و دانش آموزان هم می نوشتند . ابتدا از درس قبل هم از چند نفری سوال کرد .

    جلسه یازدهم : در این ساعت بخوانیم
    معلم بعد از ورود به کلاس از یکی از دانش آموزان خواست که از روی متن درس بخواند بعد از اینکه دانش آموز از روی متن خواند معلم مانند گذشته از شیوه پرسش و پاسخ استفاده کرد و دانش آموزی تقریبا نصف متن درس را می خواند و بعد معلم از او سوال می کند .
    بقیه متن را شاگرد دیگری خواند و از او هم سوالات مختلفی پرسیده شد در این درس هم اگر دانش آموز پاسخ را نمی دانست معلم وقت کافی را به دانش آموز می داد تا خوب فکر کند و پاسخ را بدهد البته دانش آموزان اگر پاسخ را نمی دادند دلیل بر این نبود که نخوانده اند بلکه فراموش کرده اند که این مورد هم خیلی کم بین شاگردان اتفاق می افتد به هر حال معلم فرصت را به دانش آموزان می داد همچنین دانش آموزان را راهنمایی می کرد که مطلب را به یاد آورد .

    معلم در هنگام پرسیدن درس بین بچه ها قدم می زد که این کار معلم یکی از محاسن محسوب می شود در هنگام پرسش از اطلاعات قبلی دانش آموزان استفاده می کرد این کار معلم هم یکی دیگر از محاسن محسوب می شود . در ضمن هر دانش آموزی که درس را بهتر می خواند تشویق می شد این تشویق باعث می شد که دانش آموزان سعی کنند درس را از قبل با دقت بخوانند .

    جلسه دوازدهم: علوم
    در این ساعت قرار بود که یکی از گروه ها آزمایشی را انجام دهد ولی یکی از افراد گروه وسایل آزمایش را نیاورده بود و آزمایش انجام نشد . و مهم مانند جلسات قبل سوالات و پاسخ های درسی را که قبلا آموزش داده بود را برای بچه ها خواند البته بعضی از سوالات را داده بود ولی چون وقت نشده بود همه سوالات را نتوانست برای بچه ها بخواند خلاصه اینکه این جلسه هم بچه ها با آمادگی کامل در کلاس حاضر شده بودند و هر سوالی را که معلم می خواند دانش آموزان داوطلبانه دستهای خود را بالا برده و با اجازه معلم پاسخ سوال را بیان می کردند البته گاهی پیش می آمد که سوال را درست پاسخ نمی دادند و معلم طوری با آنها برخورد نمی کرد که آنها اعتماد به نفس خود را از دست بدهند بلکه پاسخ را برای شاگردان توضیح می داد چون تعداد سوالها زیاد بود معلم وقت نکرد که از شاگردان به صورت گروهی درس را سوال کند .

    جلسه سیزدهم : ریاضی

    این ساعت ریاضی معلم بعد از ورود به کلاس تمرینات قبلی را که مانده بودند حل کرد البته با کمک شاگردان یکی از دانش آموزان را پای تابلو آورده و دانش آموز هم تمرینات را حل کرد گویا دوباره درس جدیدی به بچه ها ارائه شده بود ولی معلم در هر جلسه که درس جدید ارائه می داد در هنگام حل تمرین های درس جدید از تمرینات درس قبلی هم استفاده می کرد اینطور مطمئن می شد که دانش آموزان هم درس قبل را خوب یاد گرفتند هم درس جدید را .

    که همین کار معلم یعنی استفاده از تجربیات قبل یکی از محاسن شیوه های تدریس او محسوب می شود تا پایان زنگ فقط تمرینات حل شدند .


    جلسه چهاردهم :

    در این ساعت شاگردان ورزش داشتند ولی معلم با آنها ریاضی کار کرد فقط در همین ساعت بود که بچه ها مقدار کمی ناراحت شدند و دوست داشتند که ورزش کنند معلم تمرین های درسی را که داده بود با بچه ها کار کرد و یکی از شاگردان را می آورد و تقریبا بیشتر تمرین ها را حل می کرد تا آنجایی که من در کلاس حضور داشتم و یک آگاهی نسبتا کمی نسبت به شاگردان کلاس پیدا کرده بودم که چه کسی ضعیف و چه کسی زرنگ است معلم شاگردان زرنگ را بیشتر می آورد در این جا بهتر بود از شاگردان ضعیف هم استفاده می کرد تا آنها احیانا اگر در جایی مشکل داشتند مشکلشان برطرف شود البته از شاگردان ضعیف استفاده می کرد ولی راه حل تمرین را به صورت شفاعی از شاگرد می خواست که باز هم اگر شاگرد را پای تابلو بیاورد بهتر است چون اولا خیلی از شاگردان ضعیف از آمدن پای تابلو ترس دارند و وقتی معلم این کار را انجام دهد ترس آنها بیشتر می شود ثانیا دیگر اعتماد به نفس در آنها ایجاد نمی شود و همیشه منتظر می مانند که جواب را به صورت شفاهی بدهند .

    جلسه پانزدهم :

    شیوه کار معلم در این کلاس هم مانند قبل بود تمرینات کتاب بنویسیم شاگردان حل می کردند هر کدام از شاگردان پاسخ های مختلفی را برای تمرینات نوشته بودند و هر کدام هم این پاسخ ها را می خواندند و سپس بهترین پاسخ از طرز معلم انتخاب می شد و بقیه هم می نوشتند در اینجا به نظر من کار معلم عیب خاصی ندارد . چون پاسخ را از همه شاگردان می گیرد بعد بهترین پاسخ را انتخاب می کند که این خود بیانگر دادن فرصت برای بیان پاسخ از طرف شاگردان است .


    تحلیل شیوه معلم در تدریس :

    معایب : حضور و غیاب را انجام نمی دهد ( شاید به خاطر اینکه با چهره شاگردان آشنا است ).
    ابتدای زنگ را احوالپرسی را با شاگردان انجام میدهد کمتر از گروه استفاده می کند .

    محاسن : فرصت کافی را برای گرفتن پاسخ از شاگردان می دهد . در هنگام تدریس یا حل تمرین بین شاگردان قدم می زند و نظاره گر انجام فعالیت شاگردان است و می بینند که آیا شاگردان تمرین ها را درست حل می کنند یا نه . ارتباط صمیمی با شاگردان . تا حدی به شاگردان محوری توجه دارد .

    حسن دیگر کار معلم این است که نام بچه ها را کمتر می برد و بیشتر با شماره ای که در دفتر کلاس دارند آنها را صدا می زند . برای انجام کارهای تحقیقاتی شاگردان را تشویق می کرد و این کار معلم خیلی عالی است چون کاری می کند که مطالعه شاگردان فقط به کتاب درسی محدود نشود .

    به طور مداوم از تجربیات قبلی شاگردان استفاده می کرد هر هفته نماینده کلاس را عوض می کرد هر کس که در درس ها پیشرفت بیشتری را نسبت به قبل کرده باشد به عنوان نماینده انتخاب می شود . در هنگام تدریس از تجارب قبلی شاگردان استفاده می کرد و کمتر از روش سخنرانی استفاده می کرد از روشهای مختلفی برای ایجاد انگیزه در شاگردان استفاده می شد که همه آنها در گزارش از روش تدریس ذکر شده است . ( هر کس در درس بخوانیم بهتر روخوانی کند تشویق می شود . هر کس نمازهایش را به موقع بخواند جایزه دارد . حفظ کردن آیۀ الکرسی جایزه دارد و ...







    تحلیل کار آموزشی معلم از نظر روانشناسی تربیتی :

    فضای کلاس فضایی است بسیار آرام رنگی که برای دیوارها در نظر گرفته شده است زرد ملایم است و باعث می شودکه کلاس نورانی تر شود در این کلاس 8 عدد لامپ مهتابی وجود دارد . و دو پنجره که رو به فضای آزاد باز می شود که معلم همیشه از شاگردان می خواهد که پنجره ها را باز کنند ( البته در صورتی که هوا سرد نباشد ) تا همیشه هوای کلاس تازه باشد روی دیوار کلاس برنامه هفتگی کلاس وجود دارد که روی یک مقوایی که به شکل یک خرس نقاشی شده است نوشته شده است و همچنین لغات جدید فارسی که باز هم روی یک خرس نوشته شده است
    برنامه صبحگاهی و برنامه روزهای استفاده از کتابخانه و همچنین برنامه روزهایی که باید نماز را در نمازخانه بخوانند آن را بخوانند . در این کلاس کولر و پنکه و بخاری وجود دارد . و اما نیمکت دانش آموزان ، هر نیمکت یک رومیزی دارد باز هم هر نیمکت یک جعبه دستمال کاغذی در ضمن روی هر نیمکت 2 دانش آموز می نشینند . به خاطر اینکه گروهها با نام گل ها نامگذاری شده بودند ، روی مقواهایی که به شکل گل نقاشی شده بودند نام افراد گروه روی آن نوشته شده بود ( نام گروهها : رز . یاس . محمدی . مریم . شقایق )
    ارتباط معلم با دانش آموزان صمیمانه است . معلم دانش آموزان را تشویق می کند که همیشه نمازشان را اول وقت بخوانند و هر دانش آموزی که نمازهایش را به موقع بخواند او را تشویق می کند و به او جایزه می دهد . هر دانش آموزی هم که نمره ای پایین بگیرد برای اینکه تنبیه شود نیمکت آخر می نشیند البته هر کس که در کلاس بی انضباطی کند هم به همین نحو تنبیه می شود
    یکی دیگر از شیوه تشویق معلم همان تابلوی تشویق است که هر دانش آموزی 3 20 پشت سرهم در درس املا بدست آورد یا اینکه نمره 19 یا 20 در امتحانات را بدست آورد برچسب در مقابل نامش چسبانده می شود .
    معلم وقتی که وارد کلاس می شد بعد از اینکه با بچه ها سلام کرد از آنها سوال می کند که آیا صبحانه خورده اند یا نه و اگر هم بعد از ظهر باشند از آنها سوال می کند که نهار را خورده اند یا نه در ضمن به دانش آموزان هم اجازه اینکه در زنگ تفریح پفک یا چیپس بخورند را نمی داد . در اینجا به نظر من عیب خاصی نداشت چون معلم با این کارها سعی می کرد که محیط کلاس را به یک محیط امن برای شاگردان تبدیل کند .







    منابع:
    ویژگی معلم خوب از آیت الله مظاهری
موضوعات مشابه با: علوم ریاضیات
انجمن عنوان تاریخ
تصاویر و مطالب جالب و خواندنی تلکیف منو معلوم کنین الان ‏Aug 12, 2014
تصاویر و مطالب جالب و خواندنی هیچ معلومه اینجا چه خبره ؟! ‏Jan 24, 2014
تصاویر و مطالب جالب و خواندنی کاربرد مداد سفید معلوم شد / عکس ‏Oct 14, 2013
تصاویر و مطالب جالب و خواندنی سرنوشت نامعلوم نماینده زن مجلس/عکس ‏Aug 16, 2013
تصاویر و مطالب جالب و خواندنی اقامت عجیب یک مرد ایرانی در فرودگاه استانبول +عکس طفلک تکلیفش با خودش معلوم نیست ‏Jul 20, 2013
تصاویر و مطالب جالب و خواندنی تصاویری شگفت انگیز از آزمایشگاه های علوم قدیمی ‏May 8, 2013
تصاویر و مطالب جالب و خواندنی معلوم نیست ناخنه یا جعبه ابزار !!! ‏Mar 3, 2013
تصاویر و مطالب جالب و خواندنی آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک ‏Mar 3, 2013
تصاویر و مطالب جالب و خواندنی فرش قرمز روزنامه ورزشی «گـل» برای بازیگر زن معلوم الحال/تصاوير ‏Sep 16, 2012