به "یک پارس" خوش آمدید.

کاربران تگ شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    TaRa Goli آنلاین نیست.
    مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    شهر آفتاب (بندرعباس)
    سن
    30
    نوشته ها
    2,803
    پسند شده های دریافتی
    60
    پسند شده های ارسالی
    0

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                 شهرت :875

    Cool مضرات پیش داوری یا قضاوت زود هنگام در زندگی

    تبلیغات


    مضرات پیش داوری یا قضاوت زود هنگام در زندگی
    هر یک از ما در زندگی خود به ارزش هایی احساس دل بستگی داریم و آن ها را گرامی می شماریم. نیک و بد، درست و نادرست، راستی و ناراستی، انسانی وغیر انسانی و مانند این ها نمادهایی برای ارزش گذاری ما بر کاری یا رفتاری است. درحقیقت بخش عمده ای از واژه های به کار برده شده به وسیله ی ما دارای بار ارزشی است. اما این واژه های ارزشی از کجا آمده اند؟
    آیا ما ارزش و بی ارزش را تعیین می کنیم؟
    آیا ما می توانیم نسبت به ارزش ها بی تفاوت باشیم؟
    آیا ما می توانیم بدون واژه های ارزشی زندگی و فکر و
    گفت و گو کنیم؟
    آیا ما می توانیم ارزش ها را دگرگون کنیم؟
    ارزش ها برساخته ی ما هستند یا ما دل باخته ی آن ها؟
    به گمان من این ما نیستیم که بر مفاهیم ارزش گذاری می کنیم بلکه ما همیشه در دام ارزش ها اسیریم. اگر چه بسیاری از ما دوست داریم که بدون داوری ارزشی زندگی کنیم ولی درعمل همه ی ما اگر چه با ذهنی خالی از هر ارزش به دنیا می آییم ولی با کوله باری آکنده از مفاهیم ارزشی پا در جای پای پیشینیان می گذاریم. ما بدون آن که خود بخواهیم با ذهنی ارزش مدار زندگی می کنیم.
    اصلا چرا ما قضاوت می کنیم ؟ چرا در مورد آدم ها داوری می کنیم ؟ چرا ما قبل از اینکه یک آدم را کامل بشناسیم در باره اش پیش داوری می کنیم ؟ چرا بعضی از ما افتخار می کنیم که در همان برخورد اول دستمان می آید که طرف چطور و چگونه آدمی است ؟ چرا با وجود این همه شعار .. جمله داستان و فیلم که دارند به ما توصیه می کنند " زود قضاوت نکن " بازهم دست از این عادت همیشگی بر نمی داریم و سوت هایمان همچنان به صدا در می آیند ؟ اصلا" سوت ها برای چه کسی به صدا در می آیند ؟
    درست مانند این است که داور یک مسابقه ورزشی باشی و قبل از اینکه خودت ببینی چه اتفاقی افتاده است و قبل از اینکه از کمک داورها بپرسی سوت کر کننده ات را به صدا در بیاوری و خطای یکی از بازیکن ها را اعلام کنی ..پیش داوری دقیقا " به همین معناست ...حتما شما دیده اید و شنیده اید که همین زود سوت زدنها و همین قضاوت های عجولانه چطور نتیجه یک بازی یا زندگی یک نفر را به هم ریخته است . اصلا" برای بعضی ها این قضیه آن قدر سنگین بوده که رفته اند در باره اش فیلم ساخته اند ....
    علت مقاومت قالب های پیشداوری در برابر تغییر این است که: هنگامی که فرد درباره ی دیگران باورهایی داشته باشد، ذهن فرد برای ایجاد امنیت روانی اطمینان و حصاری به وجود می آورد که موجب به این می شود که فرد واقعیت اجتماعی را همسو با انتظاراتش خلق کند. حتی هنگامی که فرد آن اندازه روشنفکر است که صحت باورهایش را بیازماید، ناخودآگاه چنان راهبردهایی را برای آزمودن باورهایش به کار می برد که علی رغم نادرست بودن آن باورها، آن ها را مورد تایید قرار دهند.
    "پیشداوری" نگرشی منفی و خصمانه نسبت به گروهی مشخص،یا شخصی مشخص بر اساس تعمیم های ناشی از اطلاعات نارسا یا نادرست می باشد….اگر دقت کنیم خواهیم دید که در جامعه ای مملو از پیش داوری، تمایل به این است که سرسختی در پیش داوری به عنوان پایداری و ثابت قدمی تلقی می شود و متداولا بار مثبت به خود می گیرد.
    هنگامی که فرد در جامعه ای متعصب پرورش می یابد، اغلب، پیش دواری ها را بدون نقد و بررسی می پذیرد. بدین سان، تمایل فرد بر آن است که به داده های علمی موید با دیدی انتقادی نگاه نکند و بدون این که تشخیص دهد چنین داده هایی را به عنوان تایید علمی پیش داوری خویش به کار ببرد.
    درواقع ماعادت داریم در برخورد باافراد در ابتدا از روی ظاهر همه قضاوت ها را انجام بدهیم.بنابر این ظاهر و چهره هر احساسی را در ما تداعی کند،ما هم نسبت به آن فرد همیشه همان احساس را داریم ..اگر از ظاهر بگذریم،یکی دو بار هم که با یک فرد صحبت کنیم،دیگر برداشت های کاملی ازاو خواهیم داشت و در واقع باشنیدن یک عقیده از او تمام عقایدش را به میل خودمان به دست می آوریم. به دلیل همین برداشت ها ریاکاری درچنین جامعه ای افزایش می یابد. تمام موارد و وظایف تنها به صورت ظاهری و نه قلبی و تنها برای منافع انجام می شود. زیرادیگران بادیدن یک عمل تمام قضاوت خود را انجام داده و باقی اعمال افراد دیگر مهم نیست.
    نمی دانم شنیده اید که می گویند امیرکبیر را تنها مهدعلیا و میرزاآقاخان نوری نکشتند.بلکه تمام ملت ایران با رفتارهایشان سند مرگ امیرکبیر و در واقع سند نابودی خودشان را امضاکردند. آیاواقعا" ظاهرباید تااین حد مهم باشد؟
    به قول شاعر:
    درسته گفته ام عبادت کنید نگفته ام به خلق خدمت کنید؟

    فکر کنید. چرا عادت کردیم همیشه در نگاه اول همه چیز رو فدای تحلیل‌های شخصی خودمون بکنیم و بعد هم عقیده داشته باشیم که ما عقل کل هستیم..... راستی هیچ میدونید به قول یکی از بزرگان: هیچ چیز تو دنیا به اندازه‌ی عقل و درایت بطور عادلانه تقسیم نشده چون هر کسی ادعا دارد که بیش از دیگران می‌فهمد(شما چطور؟؟؟! هیچ وقت حس کرده‌اید که شاید فلانی یه ذره بیشتر از شما بفهمد؟؟)
    بیایید همین الان بشینیم یه چرتکه بندازیم ببینیم چقدر در زندگی پیش ‌داوری کردیم و چقدر این پیش‌داوری‌های ما غلط از آب درآمده...فکر کنیم با پیش‌ داوری‌های غلطمون چقدر با آبرو و شخصیت انسان‌ها بازی کردیم؟؟؟
    فلانی چون در نگاه اول نظرمون رو جلب نکرد پس تا آخر دیگه اصلا هرکاری بکنه فایده نداره... (متاسفانه در مملکت ما برخورد اول خیلی مهمه چون تمام شخصیتت رو در همون لحظه‌ی اول مورد نقد و بررسی قرار می‌دهند و بدون اینکه چیز زیادی ازت بدانند طبقه‌بندی می‌شوید
    شاید بتوان از این نوشتار این درس را گرفت که:
    پیش داوری خوراک روزمره ما انسانها...
    از بزرگترین اشتباهات بشر است!
    اینها چند حدس عالمانه هستند که روان شناس ها در باره اش تحقیق کرده اند و دستشان آمده که در پیش داور بودن انسان ها موثرند و راهکارهایی که می تواند ما را از قضاوت زود هنگام نجات دهد .....
    1 - ذهن ما طبقه بندی را دوست دارد
    اولین دلیلی که میشود برای پیش داوری مخصوصاً درباره شخصیت آدمها آورد ، همین سیستم طبقه بندی شده ذهن است . برای ما خیلی راحتتر است بجای اینکه بی نهایت آدم دور و برمان را با بی نهایت شخصیت یگانه و منحصر بشناسیم . آنها در چند طبقه جمع و جور و انگشت شمار قرار دهیم . در واقع ما با این طبقه بندی سیستم پیچیده ، جهان اطرافمان را ساده و قابل فهم می کنیم ، فلانی آدم سردی است ، فلانی آدم گرمی است . فلانی مال فلان قومیت است پس فلان شخصیت را دارد ، فلانی مال فلان قومیت دیگر است پس فلان شخصیت دیگر را دارد . کافی است همین اطلاعات اولیه را در برخورد اول با یک نفر داشته باشیم تا او را در همین طبقه بندی های تائید نشده قرار دهیم . حالا اگر این قضاوت را بعنوان یک حدس در ذهنمان داشته باشیم باز هم عادلانه تر است ، اما وقتی که یک نفر را فقط به صرف اینکه جزو فلان قومیت است ، دارای فلان ویژگی ها بدانیم و اصلاً هم کوتاه نیاییم ، خیلی در حق شعور خودمان ظلم کرده ایم . حالا شعور خودمان به کنار ، رفتاری که ما با یک طبقه خاص از آدم های ذهنمان می کنیم دقیقاً با رفتاری که با آدم های طبقه دیگر می کنیم متفاوت است . وقتی این طبقه ها خیالی باشند ، رفتار تبعیض آمیز ما هم نسبت به آن آدمها غیر عادلانه است .
    2 – به پیش داوری افتخار می کنیم
    بعضی ها یکی دوبار درباره شخصیت دیگران بر اساس همان رفتارهای اول قضاوت کرده اند و بعدش اتفاقی ، قضاوتشان درست از آب درآمده و حالا هی پشت سر هم در همان اولین دیدار ، قضاوت خودشان را کرده و بدبختانه آن قضاوت را نیز با افتخار بـه دیگران اعلام می کننـد . در ایـن آدم ها این باور غلط به وجود آمده است که قضاوت زود هنگام درباره دیگران نشانه << تجربه بیشتر >> ، << خردمندی >> ، << آدم شناسی >> و << شخصیت شناسی >> است .
    جالب این است که خیلی از آدمها به غلط فکر می کنند اصلاً کار روانشناسها این است که در برخورد اول ، شخصیت آدمها را مشخص کنند . شاید خود شما هم از کسانی باشید که تا می فهمید طرف مقابلتان روان شناسی خوانده است ، خودتان را جمع و جور می کنید تا یک وقت شخصیت تان لو نرود اما حقیقت این است که قضاوت زود هنگام درباره شخصیت دیگران نه تنها قابل افتخار نیست بلکه نشان دهنده بی انصافی و عجول بودن فرد قضاوت کننده است
    3 – مشکل خودمان را به دیگران فرافکنی می کنیم
    بعضی وقتها واقعاً دیگر شورش را در می آوریم ،یعنی همیشه و همه جا درباره مردم و رفتارهایشان قضاوت منفی و بدگمانانه انجام می دهیم . این جور مواقع بهتر است ابتدا کنکاشی در وجود خودمان بکنیم و بعد ببینیم آیا چیزهائی که به دیگران نسبت می دهیم در خودمان وجود ندارد ؟ شاید واقعاً ما دچار یک مشکل روانی شده ایم و خودمان خبر نداریم . شاید در گذشته ما اتفاقی افتاده که حالا در نظر اول به همه بدگمانیم و به نظرمان همه گناهکار ، بی سواد ، بی فرهنگ و کلاً << بد >> هستند ، مگر اینکه خلافش ثابت شود . در این موارد سر زدن به یک روان شناس بهترین کاری است که می شود انجام داد .
    4 – گروه خودمان را از همه بالاتر فرض می کنیم
    یکی دیگر از دلایلی که باعث می شود ما دست از پیش داوری خودمان بر نداریم ، این است که معمولاً پیش داوری ما درباره گروهی که خودمان عضو آن هستیم کاملاً مثبت و درباره گروه های دیگران کاملاً منفی است .
    مثلاً پیش داورها ، خانواده خودشان را از همه خانواده ها بهتر و شهر خودشان را از همه شهرها بهتر می دانند و در مقابل درباره همه خانواده ها و شهر های دیگر پیش داوری منفی دارند .
    روان شناس ها این << گروه – خودمحوری >> ( ! ) را در تحقیق جالبی مشاهده کرده اند . آنها 22 نفر پسر را کـه هیچ ربطی به هم نداشتند دعوت کردند و به یک اردوی تابستانی سپس آنها را تقسیم کردند به 2 گروه << مارها >> و << عقاب ها >>
    بعدش بین این دو گروه ، انواع و اقسام مسابقات رقابتی را اجرا کردند . جالب اینجا بود که بعد از مدت کوتاهی اعضای هر گروه درباره گروه مقابل ، نگرش های منفی پیدا کردند ، آنها می گفتند که << تمام مارها متقلب هستند >> یا << همه عقاب ها ورزش شان ضعیف است >> این گروه ها با این کارشان همه ویژگیهای مثبت را به خودشان نسبت دادند و تمام ویژگیهای منفی را نیز به دیگران ! یعنی هم در مورد خودشان پیش داوری می کنند و هم درباره دیگران ! نفع این نگرش ها برای هر گروه این است که هم برای خودشان نوشابه باز می کنند و بدین ترتیب روحیه گروهشان میرود بالا و هم احساسات تنفر بر انگیزانه نسبت به گروه مقابل ، توهم برتر بودن را در آنها تقویت می کند .
    شش فرمان برای پیشگیری از پیش داوری
    قضاوت نکردن کار خیلی سختی است . پذیرفتن دیگران بدون هیچ قید و شرطی کار خیلی سختی است ، خیلی سخت تر از آنکه فکرش را بکنید . کافی است امتحان کنید و یک روز فقط یک روز درباره هیچ کس هیچ قضاوتیانجام ندهید . اگر بتوانید این کار را انجام دهید . جزو معدود آدمهایی هستید که به این سطح از رشد اخلاقی رسیده اند . اما زود قضاوت نکردن کار راحتی است . برای اینکه زود قضاوت نکنید چند تمرین ذهنی به شما پیشنهاد می کنیم که هر وقت خواستید در اولین دیدار در مورد یک نفر قضاوت کنید ، آنها را انجام دهید و خیری به خودتان و دیگران برسانید .
    1 – همراه شو عزیز !
    سعی کنید با کسی که میخواهید درباره اش قضاوت کنید وقت بیشتری بگذرانید ، یعنی بجای اینکه به خاطر پیش داوری های ذهنی تان در مورد رفتار یا شخصیت یک نفر از او دوری کنید ، بروید با او صحبت کنید ، حرفهایش را بشنوید و رفتارهایش را ببینید . وقتی که با یک نفر اوقات بیشتری را می گذرانید معمولاً نگاهتان به او انعطاف پذیرتر می شود و بیشتر او را می پذیرید . گاهی هم بر عکس ، قضاوت اولتان ثابت و معلوم میشود که شما درست گفته اید . فقط به خاطر خودتان هم که شده با خودتان شرط نبندید و فقط به دنبال نشانه هایی نباشید که فرضیه تان را تائید کند .
    2 – انعطاف پذیر باش !
    حالا اگر عادت هم داری که هوش شخصیت شناسی خودت را امتحان کنی ، لااقل مثل دانشمندها عمل کن یعنی اینکه اولین چیزی که به ذهنت میرسد بعنوان فرضیه بپذیر ، نه قانون . به این فرضیه تعصب نداشته باش و ببین در طول زمان ، تجربه در مورد فرضیه تو چه می گوید . یکی از روش هایی که این انعطاف پذیری را آسان تر می کند این است که قضاوت خودتان را همان اول به دیگران نگوئید تا بعداً بخواهید پایش بایستید .
    3 – وجدان داشته باش !
    وقتی که دارید درباره یک آدم پیش داوری و این پیش داوری را به همه اعلام می کنید فقط یک درصد احتمال دهید که یک نفر حرف شما را قبول کند و دقیقاً بر اساس حرف شما با آن آدم رفتار کند . یا اینکه همان یک نفر این پیش داوری شما را به دیگران هم بگوید و یک کلاغ چهل کلاغی به راه بیفتد که کلاغ اول و علت العللش خود شما بوده اید . می دانید دارید چه فاجعه ای را رقم می زنید ؟لطفاً غرور و خودخواهی خودتان را کنار بگذارید و زندگی دیگران را با قضاوت های کوچکتان به گند نکشید . لطفاً !
    4 – تحقیق کن
    کارآگاه های سریالهای پلیسی تلویزیون یادتان هست ؟ همان ها که همیشه به شما رو دست می زدند ؟ همان ها که همیشه با همین پیش داوری شما بازی می کردند و قاتل های احتمالی زیادی را می آوردند جلوی چشمتان ؟ اما ویژگی این کارآگاه ها چه بود که قاتل واقعی را پیدا می کردند ؟ آنها تحقیق می کردند .
    و قتی که شما با افتخار ، اولین متهم را مجرم می پنداشتید آنها داشتند مدارک بیشتری جمع می کردند تا اصل حقیقت را کشف کنند . شما هم باید کارآگاه خودتان باشید ، یعنی به جای اینکه با همان اولین رفتارها ، یک قضاوت منفی یا حتی مثبت درباره یک نفر انجام دهید ، درباره آن آدم ز حرف های دور و بری هایش ، از گذشته اش و از رفتارهایش در موقعیت های دیگر اطلاعات بگیرید و با جمع بندی این اطلاعات به یک قضاوت منصفانه تر برسید .
    5– تعمیم نده !
    حالا گیرم کـه تـو یکی دو بار چند تا آدم از فلان محله شهر را دیده ای که رفتارهای منفی و مشخصی کرده اند . حالا دیگر هر وقت که آدمهایی از آن محل را دیدی باید فوری به شان برچسب بزنی و همان رفتارها را به آنها هم نسبت بدهی ؟ می گویید << آدم از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود >> عزیز من مگر این دو تا آدمی که دیده ای یک نفر هستند که می گویی آدم از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود . آدم ها ممکن است زمین تا آسمان با هم فرق کنند . قضاوت زود هنگامتان یک روز شما را پشیمان می کند .
    6 – فیلسوف باش
    اصلاً اگر همه توصیه های بالا را هم رعایت نکنید این توصیه را رعایت کنید کفایت می کند . همیشه چند تا سئوال را گوشه ذهنتان ذخیره کنیـد و وقتـی داریـد درباره یک نفر قضاوت می کنید آنها را مثـل یک زنگ بـه صدا در آورید << آیا نگرش من به این آدم کلاً درست است ؟ >> << آیا همه واقعیت ها را درباره این آدم می دانم ؟ >> و << آیا به جای در نظر گرفتن تصویر کامل این آدم روی چند ویژگی منفی تمرکز نکرده ام ؟ >>

    حکایتی آموزنده از قضاوت زود هنگام
    مرد مسنی به همراه پسر ۲۵ ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد. به محض شروع حرکت قطار پسر ۲۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد: “پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه ۵ ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.
    ناگهان پسر دوباره فریاد زد: ” پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند.” زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکیداو با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:” پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید."
    زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: “‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟"
    مرد مسن گفت: ” ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند!”



  2. #2
    TaRa Goli آنلاین نیست.
    مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    شهر آفتاب (بندرعباس)
    سن
    30
    نوشته ها
    2,803
    پسند شده های دریافتی
    60
    پسند شده های ارسالی
    0

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                 شهرت :875

    پیش فرض

    تبلیغات


    خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر
    این هبوط بی دلیل، این سقوط ناگزیر
    آسمانِ بی هدف، بادهای بی طرف
    ابرهای سر به راه، بیدهای سر به زیر
    ای نظارۀ شگفت، ای نگاه ناگهان!
    ای هماره در نظر، ای هنوز بی نظیر!
    آیه آیه ات صریح، سوره سوره ات فصیح!
    مثل خطی از هبوط، مثل سطری از کویر
    مثل شعر ناگهان، مثل گریه بی امان
    مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر
    ای مسافر غریب، در دیار خویشتن
    با تو آشنا شدم، با تو در همین مسیر
    از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی
    دیدمت ولی چه دور! دیدمت ولی چه دیر!
    این تویی در آن طرف، پشت میله ها رها!
    این منم در این طرف، پشت میله ها اسیر!
    دست خستۀ مرا، مثل کودکی بگیر
    با خودت مرا ببر، خسته ام از این کویر

    آرزوی توفیق ، سربلندی و سعادتمندی برای تمامی دوستان عزیز و گرامی را دارم ....در پناه حق باشید هر کجا باشید خدا با شما ست... .




 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. زندگی مجردی نشانه تعهد یا فرار ازتاهل؟
    توسط TaRa Goli در انجمن ازدواج
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 06-09-2010, 12:34 PM
  2. زندگی چیست؟؟!!
    توسط VenuS در انجمن خانواده و زندگی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 03-06-2010, 11:50 PM

کاربران خواننده این موضوع : 0

فعالیت :(نمایش - خوانندگان)

There are no names to display.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

اکنون ساعت 08:02 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 4.2.0
Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
SEO by vBSEO