به "یک پارس" خوش آمدید.

کاربران تگ شده

صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 35
Like Tree28پسند شده

موضوع: عكس:زنان حرمسراي ناصرالدين شاه

  1. #1
    محسن* آنلاین نیست.
    کاربر ویژه

    اشک زن ، دل را می سوزاند ولی‌ اشک مرد ، کوه را آب می کند!!
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    2,096
    پسند شده های دریافتی
    1675
    پسند شده های ارسالی
    579
    نوشته های وبلاگ
    3

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :6229


    ویترین مدال ها

    پیش فرض عكس:زنان حرمسراي ناصرالدين شاه

    تبلیغات


    Tara! and `GoLnAz` like this.


  2. 4 کاربر از پست مفید محسن* سپاس کرده اند .


  3. #2
    ghazal** آنلاین نیست.
    کاربر فعال

    روی هر پله که باشی خدا یک پله بالاتره،نه به خاطر این که
    تاریخ عضویت
    Jun 2012
    محل سکونت
    زیر چتر خدا
    نوشته ها
    324
    پسند شده های دریافتی
    363
    پسند شده های ارسالی
    32
    نوشته های وبلاگ
    69

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                 شهرت :826

    پیش فرض

    ناصر الدین شاه 300 تا زن داشته ......درسته این موضوع؟؟؟
    محسن*, Tara! and `GoLnAz` like this.

  4. 4 کاربر از پست مفید ghazal** سپاس کرده اند .


  5. #3
    محسن* آنلاین نیست.
    کاربر ویژه

    اشک زن ، دل را می سوزاند ولی‌ اشک مرد ، کوه را آب می کند!!
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    2,096
    پسند شده های دریافتی
    1675
    پسند شده های ارسالی
    579
    نوشته های وبلاگ
    3

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :6229


    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghazal** نمایش پست ها
    ناصر الدین شاه 300 تا زن داشته ......درسته این موضوع؟؟؟
    زنان عقدی ناصراالدین شاه: گلین خانم اولین زنی بود که ناصرالدین شاه در زمان ولیعهدی گرفت و از او سه فرزند داشت. یک پسر موسوم به سلطان محمود میرزا که ولیعهد بود و در سن دو سالگی درگذشت و دو دختر مسماة به افسرالدوله و فخرالملوک.

    خجسته خانم تاج‌الدوله، دختر سیف‌الله میرزا پسر فتحعلی شاه نخستین زنی بود که پس از استقرار سلطنت اختیار نمود. مشارالیها یک دختر و یک پسر آورد. دخترش عصمت‌الدوله بود و پسرش سلطان معین الدین میرزا که او نیز ولیعهد خوانده شد و در ۹ سالگی درگذشت.

    شکوه‌السلطنه دختر شعاع السلطنه پسر فتحعلی، شاه یک پسر آورد که مظفرالدین شاه باشد. سرورالسلطنه دختر عمادالدوله پسر خاقان اولادی نیاورد.



    جیران ملقبه به فروغ‌‌السلطنه دو پسر آورد موسوم به ملک قاسم میرزا و ملکشاه که هر دو را ولیعهد خواندند و یکی پس از دیگری درگذشت.



    از زنان عقدی ناصرالدین شاه، فروغ‌السلطنه (جیران) و سرورالسلطنه و شکوه‌السلطنه به ترتیب در حیات شاه فوت نمودند.



    زنان صیغه‌ای ناصرالدین شاه: زینت‌السلطنه دختر سالار معروف که چند سال در خراسان با شاه جنگید. مشارالیها یک پسر آورد موسوم به سالار السلطنه که در تاریخ تحریر این کتاب در فرنگستان زندگی می‌کند.

    بدرالسلطنه از شاهزاده خانم بزرگ بود. یک پسر آورد موسوم به رکن‌السلطنه که او نیز سال‌هاست در اروپا عمر می‌گذراند.

    اخترالسلطنه خواهر اوکتای قاآن میرزا که اولاد نیاورد.

    شمس‌الدوله دختر عضدالدوله پسر فتحعلی شاه که برادرهایش عین‌الدوله صدراعظم مظفرالدین شاه و وجیه‌الله میرزای سپهسالار بودند. مشارالیها هم فرزندی نیاورد.

    صیغه‌های محترمه دیگر که از شاهزاده خانم‌ها نبودند: انیس‌الدوله که در واقع ملکه بود، ولی فرزند نیاورد. شاه او را بسیار دوست داشت، و چندین بار خواست وی را عقد نماید، ولی او نپذیرفت و اظهار نمود که به اصطلاح ساعت اولیه زناشوئی خود را برهم نخواهد زد. پس از کشته شدن شاه روزی برایش مبلغی پول آوردند و چون تمثال شوهر را بر روی اسکناس‌ها دید آنقدر به سر و سینه کوفت که سخت بیمار شد و پس از چند ماه بدرود زندگی گفت.

    امینه اقدس عمه عزیزالسلطان سردار محترم فرزندی نیاورد.

    عفت‌السلطنه مادر سلطان مسعود میرزای ظل‌السلطان پسر ارشد ناصرالدین شاه و بانو عظمی زن صارم الدوله.



    منیرالسلطنه مادر ضیاءالسلطنه زن سید زین‌العابدین امام جمعه. والی زاده مادر والیه که زن اعتضادالملک شد و پس از فوت وی به عقد مهدیقلی خان مجدالدوله درآمد.

    خازن‌الدوله دو دختر آورد مسماة به فخرالدوله و فروغ‌الدوله، فخرالدوله زنی بود بسیار زیبا و ادیبه و شاعره که سخن شیرین می‌گفت و خط خوش می‌نوشت، و فروغ‌الدوله که زن ظهیرالدوله شد و بعدها او را ملکه می‌نامیدند.

    وجیه‌الدوله یک دختر آورد مسماة به اخترالدوله که شاه او را برای عزیزالسلطان عروسی نمود. مرجان خانم مادر یمین الدوله و فرح‌السلطنه. توران السلطنه مادر عضدالسلطنه و تاج‌السلطنه. حرمت السلطنه مادر افتخار السلطنه. محبوب‌السلطنه مادر عزالسلطنه و عزیزالسلطنه. وقارالسلطنه مادر شرف‌السلطنه. قمرتاج خانم مادر قدرت‌السلطنه.

    به هر یک از زن‌های بزرگ یک دستگاه عمارت و حیاط داده شده بود. زن‌های دیگر به تفاوت از یک الی سه اطاق داشتند و صیغه‌های جزء به زن‌های محترمه سپرده شده و در دستگاه آنها می‌زیستند.

    Tara! and `GoLnAz` like this.


  6. 5 کاربر از پست مفید محسن* سپاس کرده اند .


  7. #4
    محسن* آنلاین نیست.
    کاربر ویژه

    اشک زن ، دل را می سوزاند ولی‌ اشک مرد ، کوه را آب می کند!!
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    2,096
    پسند شده های دریافتی
    1675
    پسند شده های ارسالی
    579
    نوشته های وبلاگ
    3

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :6229


    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    انتشار يك سفرنامه در قالب يك كتاب كه اطلاعاتي دقيق از دربار ناصري به دست مي‌دهد، بخش جديدي از عيش و عشرت‌هاي سلاطين قاجار را آشکار مي‌كند و حاكي از آن است كه بخش مهمي از وقت بالاترين مقام وقت ايران، به چشم‌چراني و خوشگذراني با ده‌ها زن صيغه‌اي او مي‌گذشته است.

    هرچند ناصرالدين‌شاه تحت تأثير نفوذ و اقتدار مذهب در جامعه، اجبارا به برخي ظواهر شرعي و حتي مراسم مذهبي احترام مي‌گذاشته، اما او گاه از مراسم تعزيه نيز براي يافتن دختركان معصوم بهره مي‌جسته است.

    به گزارش خبرنگار «تابناك» به نقل از سايت [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]، کتاب حاضر سفرنامه يک خانم کرماني است که در سال 1309 از کرمان عازم بمبئي و از آنجا با کشتي عازم جده شده و پس از اعمال حج از راه جبل به عتبات عاليات برگشته و پس از زيارت مراقد اهل بيت عازم ايران شده است. در قم به جاي بازگشت به کرمان عازم تهران شده و در آنجا به دليل آشنايي با برخي از امراي کرمان به درون دربار ناصري راه پيدا مي کند. دو سوم سفرنامه مطالب مربوط به دربار ناصري است.

    اطلاعاتي كه اين حاجيه خانم كرماني از دربار ناصري داده جالب و خواندني است و براي كساني كه در پي دانستن تاريخ اجتماعي اين دوره آن هم بخش ويژه دربار ناصري هستند بسيار با ارزش خواهد بود.

    محل اقامت وي در تهران منزل حشمت الدوله بوده و چون دختر وي، همسر ناصرالدين شاه بوده، وي با شاه و زنان او آشنا شده است. وي در اين يك سال و اندي در مراسم عقد و ازدواج و عزاداري و تعزيه و ديگر مناسبت‌ها مشاركت داشته و از هر قسمت، نكاتي را در اين سفرنامه آورده كه خواندني است. در واقع اين سفرنامه، گذري بر زندگي زنانه در دربار ناصري است.

    نخستين پديده‌اي که او مي‌بيند و بسا از آن شگفت‌زده شده و آن را وصف مي‌کند، حضور هشتاد زن به عنوان همسر ناصرالدين شاه در دربار است: «روزها هي هي زن‌هاي شاه مي‌آمدند، تماشا مي‌كردم. عصرها مي‌رفتيم حياط شاه، هشتاد زن شاه همه بزك مي‌كنند، زرد، سرخ، سبز، همه رنگ چارقدها كارس نازك، مثل ملائكه‌هاي تعزيه. شاه خودش جلو مي‌افتد، زن‌ها دنبالش. دور حياط مي‌گردد، با تعجيل مثل اين‌كه كسي دنبالش كرده باشد. گاهي با غلام‌بچه‌ها گو بازي مي‌كند. گاهي با زن‌ها شوخي مي‌كند». واقعا اين شاه با کدام يک از زنانش به سر مي‌برد: «هر كدام سعي مي‌كنند كه بهتر از ديگري بشوند، شايد شاه امشب آن را ببرد. در سر شام شاه، انيس‌الدوله بايست بنشيند، ولي نمي‌خورد».

    سه ساعت شام خوردن طول مي‌کشد. اما داستان ادامه مي‌يابد: «سه ساعتي كه شام برداشته مي‌شود، زن‌ها مي‌روند بالا توي قصر. چند نفر از اين خدمتكارهاي خانم‌ها كه شاه صيغه كرده، آواز دارند، ساز هم مي‌زنند. شاه خودش پيانو مي‌زند. عزيز‌السلطان [مليجک] رقاصي مي‌كند، آن صيغه‌ها هم ساز مي‌زنند. زن‌هاي ديگر از شاهزاده و غيره همه حاضرند. بعضي‌ها مي‌نشينند، بعضي‌ها مي‌ايستند. تا شش از شب رفته آنها را مرخص مي‌كنند كه برويد، برويد. همه مي‌روند سر منزل‌هاشان. هر كدام كه شاه خواست، بعد غلام‌بچه مي‌آيد كه شاه شما را خواسته. آن شخص مي‌رود. عمل كه گذشت، خود برمي‌گردد، اگرچه انيس‌الدولة مقرّب باشد. آن وقت دو نفر از عمله‌جات قهوه‌خانه كه بيشتر آنها هم زن شاه هستند، مي‌نشينند تا صبح شاه را مي‌مالند».

    مراسم تعزيه يکي از جاهايي است که شاه براي ديدن زن‌ها و دخترها از آن استفاده کرده افرادي را گزينش مي‌کند. کساني تعمدا دخترانشان را مي‌آورند تا مقبول شاه واقع شوند: «امروز که شنبه بيستم است، باز ظهر از خواب برخاسته، به طريق ديروز رفتم تعزيه. ولي شاه اينجا شب [و] روز پهلوي زن‌هايش مي‌نشيند. منزل خاصي ندارد. گاهي اين اطاق، گاهي آن اطاق، گاهي پشت زنبوري با زن‌ها صحبت مي‌كند. دخترهاي مردم را تماشا مي‌كند، پول مي‌دهد. مردم بي‌عار هم دخترها را مي‌آورند نشان مي‌دهند. ديروز تا حال شش هفت دختر سراغ دادند، پسند نكرده».

    و در جاي ديگر: «امروز كه شنبه هجدهم است، باز هم اندران بودم. يك خدمتكاري امين اقدس دارد، زينب نام. او را مدتي است شاه مي‌خواهد. امروز او را صيغه كردند. عصري او را بزك كردند، بردند پيش شاه. امشب هم شاه او را برد».
    اتفاق مي‌افتاد که شاه دختري را مي‌گرفت و به خواهر او هم علاقمند مي‌شد و مشکلاتي پديد مي‌آمد.

    و در جاي ديگر از يک محفل عروسي که زنان و دختران نشسته‌اند سخن به ميان مي‌آيد: «بعد از ظهر كه شد، شاه آمد اين اطاق آن اطاق گردش كرد. با زن‌هاي فرنگي خيلي محبّت كرد. رفت آن اطاقي كه عصرانه برايش گذارده بودند و پيشكش، آنجا نشست، عصرانه خورد. زن‌هاي نايب‌السلطنه را تماشا كرد. بعد آمد در آن اطاقي كه عروس آوردند نشاندند، عروس را تماشا كرد. آن وقت افتاد توي زن‌هاي مردم و دخترهاي مردم. يك دختري هم پسند كرد، گفت فردا بياورند اندران».

    و در جاي ديگر: «امروز كه پنجشنبه بيست و دوم است، اوّل مي‌روند مسجد... در حياط آقاباشي كه اعتماد الحرم است، تعزيه است. شاه هم مي‌آيد. در يك اطاق پيش زن‌ها مي‌نشيند. دوره اطاق است. هر اطاقي مال خانمي است و كلفتش. بعضي خانم‌ها كه پيش شاه مي‌نشينند. شاه از پشت زنبوري با زن‌ها صحبت مي‌كند، پول مي‌دهد به زن‌ها. امروز كه جمعه بيست و سوم است، رفتيم تعزيه. اين خانم‌ها هر كدام دوست [و] رفيقي دارند، وعده مي‌گيرند. دايه‌ها، دختر دايه‌ها، امروز سه دختر از توي آدم‌هاي خانم‌ها پسند كرد. تعزيه كه تمام شد، اينها را بردند حياط امين اقدس. خوب زير [و] روي اينها را ديد. گفت امشب اينها را نگاه داريد، فردا صبح من مي‌خواهم عكس اينها را بيندازم. امروز كه شنبه بيست و چهارم است، شاه صبح از خواب برخاست. دخترها را بردند حياط امين اقدس. جواهر زيادي آوردند، اينها را جواهر زدند. روي صندلي نشستند. شاه خودش عكس اينها را انداخت. ما هم رفتيم تماشا. يكي از اينها را پسند كرد. سپرد به دست همان خانمي كه بسته‌بان بود». «امروز كه پنج‌شنبه بيست و نهم است، دختره‌اي كه شاه سپرده بود، آوردند، صيغه خواندند. شب بزك كردند، بردند براي شاه».
    Tara! and `GoLnAz` like this.


  8. 4 کاربر از پست مفید محسن* سپاس کرده اند .


  9. #5
    ghazal** آنلاین نیست.
    کاربر فعال

    روی هر پله که باشی خدا یک پله بالاتره،نه به خاطر این که
    تاریخ عضویت
    Jun 2012
    محل سکونت
    زیر چتر خدا
    نوشته ها
    324
    پسند شده های دریافتی
    363
    پسند شده های ارسالی
    32
    نوشته های وبلاگ
    69

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                 شهرت :826

    پیش فرض

    جواب منو ندادید.....ممنون جالب بودن.
    محسن* and Tara! like this.

  10. 3 کاربر از پست مفید ghazal** سپاس کرده اند .


  11. #6
    `GoLnAz` آنلاین نیست.
    کاربر فعال

    روز را خورشید میسازد ...روزگارش را ما....
    تاریخ عضویت
    Jun 2012
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است..
    نوشته ها
    440
    پسند شده های دریافتی
    573
    پسند شده های ارسالی
    481

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                       شهرت :1339

    پیش فرض

    میگم محسن امروز گیر دادی به ناصر الدین شاه ها.امشب میاد تو خوابت خووووووووووووووووو

    همیشه آخر همه چیز خوب میشه
    اگه نشد بدون هنوز آخرش نرسیده

  12. #7
    محسن* آنلاین نیست.
    کاربر ویژه

    اشک زن ، دل را می سوزاند ولی‌ اشک مرد ، کوه را آب می کند!!
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    2,096
    پسند شده های دریافتی
    1675
    پسند شده های ارسالی
    579
    نوشته های وبلاگ
    3

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :6229


    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghazal** نمایش پست ها
    جواب منو ندادید.....ممنون جالب بودن.
    حدود 80تا زن داشته


  13. 2 کاربر از پست مفید محسن* سپاس کرده اند .


  14. #8
    محسن* آنلاین نیست.
    کاربر ویژه

    اشک زن ، دل را می سوزاند ولی‌ اشک مرد ، کوه را آب می کند!!
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    2,096
    پسند شده های دریافتی
    1675
    پسند شده های ارسالی
    579
    نوشته های وبلاگ
    3

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :6229


    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    به گزارش مشرق به نقل از همشهری داستان؛ تنها زن فرنگ رفته از دربار، امین‌اقدس بود. ناصرالدین‌شاه با آن‌كه زن عقدی به تعداد شرع و صیغه به عددِ خوشامد داشت، زنی به اسم امین‌اقدس را در اندرونش بسیار خوش می‌داشت. امین‌اقدس زن بادرایتی بود كه بچه‌دار نشد اما هر از چندی دلمشغولی‌ای دست سلطان می‌داد. ببری‌خان گربه‌ معروف و ملیجك هر دو دست پرورده‌های امین‌اقدس بودند، برای سرگرمی شاه. امین‌اقدس به فرنگ رفت ولی در این سفر چیزی از مآثر فرنگ ندید، چون كور رفت و كور برگشت. داستان فرنگ رفتن امین‌اقدس و معالجه‌ چشم او داستان پراكنده‌ای است در یادداشت‌های میرزا حسن‌خان اعتمادالسلطنه كه ما در این‌جا آن را پیوسته كرده‌ایم تا بشود دنبالش كرد.

    دوشنبه ۲۸ جمادی‌الاول ۱۳۰۷
    دیشب شاه به ادیب‌الممالك فرموده بودند به من ابلاغ كند صبح زود در اندرون حاضر باشم كه با دكتر فوریه به جهت معالجه چشم امین‌اقدس اندرون برویم. ظاهرا میرزا سیدحسین‌خان كه دو سال فرنگ رفته و به اعتقاد خودش كحالی آموخته، مطالب دكتر فوریه را در باب معالجه چشم امین‌اقدس درست ترجمه نكرده بود. دكتر فوریه هم از زرنگی كه دارد درك این مطلب را نموده عرض كرده بود كه مترجم من باید كسی باشد كه بی‌طرف باشد. به مترجمی كه طبیب باشد اطمینان ندارم. به این جهت شاه مرا مامور فرموده بودند كه با حكیم به اندرون بروم.

    چشم چپ امین‌اقدس كه بی‌عیب بود مبتلا به مرض چشم دیگرش شده و یقین این هم كور خواهد شد. بالاخانه كثیفی ما را بردند. شاه هم تشریف آوردند. این ضعیفه درد خود را از شاه بلكه از طبیب پنهان می‌كند، قدری آن‌جا نشستیم. بعد حكیم لامپایی خواست كه با ذره‌بین چشم او را ببیند. یك لامپا در تمام حرم‌خانه نبود. من گفتم عصر با خودم می‌آورم. برخاستم از درب دیوانخانه بیرون رفتم.

    شنبه ۱۶ رجب ۱۳۰۷
    صبح دارالترجمه رفتم. بعد خدمت شاه رسیدم. خلق مبارك تنگ است. كسی نمی‌داند به واسطه كوری امین‌اقدس است یا به واسطه بی‌نظمی مملكت.

    چهارشنبه ۴ شعبان ۱۳۰۷
    منزل اعتمادالحرم، مجلسی از تمام اطباء به ریاست امین‌السلطان منعقد شده بود به‌جهت معالجه چشم امین‌اقدس، آخر قرار شده است امین‌اقدس را به جهت معالجه فرنگ ببرند.

    سه‌شنبه ۱۰ شعبان ۱۳۰۷
    امروز صبح بسیار زود امین‌اقدس به حیاط آبدارخانه رفته بود. شاه هم به‌جهت وداع آن‌جا تشریف آوردند. امین‌السلطان هم بود. گریه زیادی شده بود. تا آخر باغ میدان‌شاه او را مشایعت نموده بودند. از میدان توپ‌خانه قدیم كالسكه نشستند رفتند. سرناهار شاه بودم. بعد خانه آمدم. بعد از ناهار، شاه به واسطه صبح خوابیدند. از رفت امین‌اقدس خیلی متالم بودند.

    دو‌شنبه ۸ رمضان ۱۳۰۷
    درب‌خانه رفتم. شنیدم تلگرافی نریمان‌خان از وین زده بود كه امین‌اقدس روشنایی چراغ را دیدند و این تلگراف را ساعت شش امین‌السلطان به توسط عزیزخان به حضور همایون فرستاده بودند. شاه را از خواب بیدار كرده بودند تلگراف را داده بودند و این مژده ناقص را عرض كرده بودند. همان شبانه موزیك زدند و خوشحالی‌ها نموده بودند.

    یكشنبه ۱۴ رمضان ۱۳۰۷
    صبح درب‌خانه رفتم. شنیدم تلگراف امین‌اقدس رسیده بود كه فرق میانه انگشتر الماس و... را می‌دهد.

    دوشنبه ۱۵ رمضان ۱۳۰۷
    شاه یافت‌آباد تشریف بردند. من وقت ظهر مسجد ملاعزیزالله كه در وسط شهر است و آقای نجفی كه از اصفهان او را مغضوبا به جهت فتوای قتل بابی‌ها آوردند آن‌جا نماز می‌خواند رفتم. جمعیت زیاد بود. بعد از نماز موعظه كرد. با پرده از شاه بد گفت و هیچ به شاه دعا نكرده از منبر پایین آمد و رفت. من هم خانه آمدم.

    شنیدم ملا فیض‌الله ترك هم كه در مسجد سقاباشی نماز می‌خواند و موعظه می‌كند گفته بود این ملیجك‌بازی چه است. اسلام را ضایع كردند. زن مسلمان را به فرنگ چرا می‌فرستند. امین‌اقدس را چرا فرستادند. كور شد به جهنم، شوكت اسلام را چرا می‌شكنند.

    دوشنبه ۱۳ شوال ۱۳۰۷
    ... امین‌اقدس پریشب از وین بیرون آمد. گویا شاه به‌كلی از خوبی چشم او مأیوس شده باشند اما بدرالسلطنه الحودالله فوریه عمل ید نمود و خوب شد. این هم یك غصه برای شاه شد كه با آن همه خرج، امین‌اقدس خوب نشد و بدرالسلطنه را كه چندان اهتمام نداشتند خوب شد.

    شنبه ۱۸ شوال ۱۳۰۷
    شاه سلطنت‌آباد تشریف آوردند. من هم رفتم. سرناهار بودم. تلگراف امین اقدس از ولاد قفقاز رسید كه چشمش بهتر است. شاه فرمودند تا امین‌اقدس نیامده ما شمران نخواهیم رفت.

    شنبه ۲۵ شوال ۱۳۰۷
    امروز صبح دارالترجمه رفتم. بعد كه خدمت شاه رسیدم خلق مبارك بد نبود. صحبت می‌كردند. ناهاری با كمال میل صرف می‌فرمودند. در این بین تلگراف میرزامحمدخان كه به استقبال خواهر خود امین‌اقدس رفته بود رسید. به عجله باز كردند. همین‌كه ملاحظه فرمودند متغیر شدند. ظرف خورش را پرت می‌كردند. معلوم شد میرزامحمدخان صریح خبر كوری امین‌اقدس را عرض كرده بودند. وزیر اعظم امروز دربخانه نیامده بودند، ظاهرا مسبوق به این خبر بود، طفره زده بود.

    شنبه ۳ ذی‌القعده ۱۳۰۷
    راپورتیِ دكتر فوركس كه معالج چشم امین‌اقدس از وین فرستاده، نوشته بود، اعلی‌حضرت ملكه ایران را عمل ید نمودم. چون دیر شده بود درست معالجه نشد. امیدوارم كه بعد از ورود به ایران بهبودی حاصل شود، اگر چنانچه در ایران درد چشم شدت كرد باید چشم را از حدقه بیرون آورد.

    دوشنبه ۵ ذی‌القعده ۱۳۰۷
    امروز عصر امین‌اقدس وارد شد. تمام عمله خلوت و امین‌السلطان استقبال رفتند. از همان دری كه رفته بود یعنی باغ میدان از همان در وارد شد اما بیچاره كور محض است.

    چهارشنبه ۷ ذی‌القعده ۱۳۰۷
    صبح دارالترجمه رفتم. بعد خدمت شاه رسیدم. خلق همایون تنگ بود. امروز كه اهل خانه مبارك‌باد به جهت امین‌اقدس فرستاده بود حامل می‌گفت هر پارچه لباس را برمی‌داشت دست می‌كشید می‌پرسید چه است. خیلی دلم سوخت. به علاوه شنیدم آغابهرام خواجه هم بعد از كوری چندان اعتنا به خانم خود ندارد. از قرار گفته میرزا احمدخان، همه جهت مخارج سفر امین‌اقدس زیاده از ده‌هزار تومان نشده اما چیزی كه محل تعجب است این است پنجاه فرمان نشان سفید مهر بدون تعیین درجه كه همراه امین‌اقدس كرده بود سی‌وهشت طغرا از آنها را به طور انعام به میرزارضاخان قنسول تفلیس داده‌اند كه به هر كس می‌خواهد بفروشد. البته میرزارضاخان به ده‌هزار تومان فرامین را خواهد فروخت. بندگان همایون خوشحال بودند كه چشم امین‌اقدس قی كرده است و این دلیل بر حیات چشم است اما اطباء می‌گویند این خود چشم است كه به طور چرك و ریم بیرون می‌آید تا تمام شود.

    چهار شنبه ۵ ذی‌الحجه ۱۳۰۷
    شاه به قدری از مملكت خودشان بی‌اطمینان هستند كه امروز بعضی جواهرات دولتی كه سپرده امین‌اقدس بود، وقت رفتن او به فرنگ از او گرفته بودند، در مراجعت باز به خود امین‌اقدس سپردند. حالا كه امین‌اقدس به مشهد مقدس به جهت شفای چشم می‌رود از او گرفتند به خزانه شهر می‌برند. میرزامحمدخان را مامور فرمودند با ده تفنگدار با تفنگ‌های ته پر همراه او بروند. مبادا در این مسافت جزئی جواهرات را در راه تاراج نمایند.

    شنبه ۱۲ صفر ۱۳۰۸
    شاه امروز ناهار را دره‌بیدی میل فرمودند. سرناهار بودم. بعد منزل آمدم. دو تلگراف از خراسان رسید. یكی این‌كه امین‌اقدس چشمش خوب است و دیگری از سهام‌الدوله بجنوردی كه اسرائی كه تركمن برده بودند گرفتند، شاه هم امروز دو شكار زده بود. این سه فقره باعث مسرت خاطر مبارك بود.

    یكشنبه ۱۰ ربیع‌الثانی ۱۳۰۸
    امروز امین‌اقدس از مشهد مراجعت نموده وارد می‌شوند. عزیزالسلطان تا ایوان كیف، امین‌السلطان تا خاتون‌آباد. بعضی رجال دولت كه به این قبیل تملقات و عدم قابلیت و دادن رشوه و نمودن عشوه حالا به درجات عالی رسیدند و خانه دولت را خراب كردند تا حضرت عبدالعظیم رفتند. قزاق و سوار كشیك‌خانه و مهدیه قریب چهارهزار نفر استقبال رفته بودند. از دم درب‌اندرون تا دم اطاق امین‌اقدس را عزیزالسلطان به سبك فرنگ كه برای تشریفات سلاطین در توقفگاه‌های راه‌آهن ماهوت گلی فرش می‌كنند، شله فرش كرده بود. با موزیكان‌چی و دسته گوهرخماری، این بیچاره زوار كور را وارد خانه خود نموده بودند.

    جمعه ۵ جمادی‌الثانی ۱۳۰۸
    امروز شاه سوار شدند. من منزل ماندم. عصر خودم سوار شدم. قدری گردش نمودم. فخرالاطباء را دیدم. اشتلم می‌كرد كه چشمی را كه كحال‌های فرنگ معالجه نكردند، من و نور محمود معالجه كردیم. مقصود چشم امین‌اقدس بود. می‌گفت غره ماه كه ماه گذشته سلخ نداشت هلال ماه را امین‌اقدس رویت نمود و برای امین‌السلطان مژده فرستاد. آن هم صد اشرفی مژدگانی داد. ولی باز آغا بهرام اوقات خانم را تلخ نمود، امین اقدس گریه كرد، حالا چشم به هم خورده دیگر نمی‌بیند. من هم این مزخرفات را گوش دادم و حیرت كردم.


  15. #9
    SALY آنلاین نیست.
    کاربر ویژه

    واســـم دیره،از این خلــــوت،به شهر عشــــق برگردم !
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    1PARS
    نوشته ها
    2,569
    پسند شده های دریافتی
    7479
    پسند شده های ارسالی
    9680
    نوشته های وبلاگ
    17

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :17366


    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghazal** نمایش پست ها
    ناصر الدین شاه 300 تا زن داشته ......درسته این موضوع؟؟؟
    300تا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من میگم چرا چشاش گود رفتن !!
    Tara! پسند کردها .


    غـمهـایـی کـه چشمـها را خیـس نمـیـکننـد
    بـه استخـوان رسیـده اند ...


  16. کاربر روبرو از پست مفید SALY سپاس کرده است .


  17. #10
    محسن* آنلاین نیست.
    کاربر ویژه

    اشک زن ، دل را می سوزاند ولی‌ اشک مرد ، کوه را آب می کند!!
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    2,096
    پسند شده های دریافتی
    1675
    پسند شده های ارسالی
    579
    نوشته های وبلاگ
    3

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :6229


    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    تبلیغات


    Tara! پسند کردها .


  18. 2 کاربر از پست مفید محسن* سپاس کرده اند .



 
صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

اکنون ساعت 04:36 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 4.2.0
Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
SEO by vBSEO