به "یک پارس" خوش آمدید.

کاربران تگ شده

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14
  1. #1
    ~MelodY~ آنلاین نیست.
    کاربر فعال

    VAGHTI DELET MIGIREH MAN BE BODANAM SHAK MIKONAM
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    zire asemane abi
    سن
    23
    نوشته ها
    135
    پسند شده های دریافتی
    57
    پسند شده های ارسالی
    0

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

       شهرت :182

    پیش فرض عاشقانه های غزل

    تبلیغات


    حمید مصدق/معاصر

    مرا با سوز جان بگذار وبگذر/اسیر وناتوان بگذار وبگذر

    چو شمعی سوختم ازآتش عشق/مراآتش به جان بگذار وبگذر

    دلی چون لاله بی داغ غمت نیست/براین دل هم نشان بگذار وبگذر

    مرابا یک جهان اندوه جان سوز/تو ای نامهربان بگذار وبگذر

    دوچشمی را که مفتون رخت بود/کنون گوهرفشان بگذار وبگذر

    درافتادم به گرداب غم عشق/مرا در این میان بگذار وبگذر

    به او گفتم:حمید از هجر فرسود!/به من گفتا:جهان بگذار وبگذر



    وحشی بافقی/قرن ده

    روم به جای دگر دل دهم به یار دگر/هوای یار دگر دارم ودیار دگر

    به دیگران دهم این دل که خوار کرده ی توست/چرا که عاشق نو دارد اعتبار دگر

    میان ما وتو ناز ونیاز برطرف است/به خود تو نیز بده بعد از این قرار دگر

    خبر دهید به صیاد ما که ما رفتیم/به فکر صید دگر باشد وشکار دگر

    خموش وحشی از انکار عشق او کاین حرف/حکایتی است که گفتی هزار بار دگر
    ســرزده بـــیا ..کمـی آشفـتگی بــد نیـست !آن وقــت ،تکــانــدن ِ شــانـه هـای پُـرغــبا ر...و مــرتـب کــردن ِ مـوهــای ِ پـریشـانـت بهــانـه ای مـی شـود ،بــــرای ِ زنــــدگـی ...!

  2. #2
    ~MelodY~ آنلاین نیست.
    کاربر فعال

    VAGHTI DELET MIGIREH MAN BE BODANAM SHAK MIKONAM
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    zire asemane abi
    سن
    23
    نوشته ها
    135
    پسند شده های دریافتی
    57
    پسند شده های ارسالی
    0

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

       شهرت :182

    پیش فرض

    عماد خراسانی/معاصر

    گرچه مستیم وخرابیم چو شب های دگر/باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر

    امشبی را که درآنیم غنیمت شمریم/شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر

    مست مستم مشکن قدر خود ای پنجه ی غم/من به میخانه ام امشب تو برو جای دگر

    چه به میخانه چه محراب حرامم باشد/گر به جز عشق توام هست تمنای دگر

    تا روم از پی یار دگری می باید/جز دل من دلی وجز تو دل آرای دگر

    تو سیه چشم چو آیی به تماشای چمن/نگذاری به کسی چشم تماشای دگر

    گربهشتی است رخ توست نگارا که درآن/می توان کرد به هر لحظه تماشای دگر

    از تو زیبا صنم اینقدر جفا زیبا نیست/گیرم این دل نتوان داد به زیبای دگر



    محمد علی بهمنی/معاصر

    جواب سوالم تو باشی اگر/زدنیا ندارم سوالی دگر

    که من پاسخی چون تو می خواستم/مباد آرزویم از این بیشتر

    نشستم به بامی-ش نیست/شگفتا!دلم می زند باز پر

    نفس گیر گردیده آرامشم/خوشا بار دیگر هوای خطر

    برآن است شب تا به خوابم کشد/بزن باز بر زخم من نیشتر
    ســرزده بـــیا ..کمـی آشفـتگی بــد نیـست !آن وقــت ،تکــانــدن ِ شــانـه هـای پُـرغــبا ر...و مــرتـب کــردن ِ مـوهــای ِ پـریشـانـت بهــانـه ای مـی شـود ،بــــرای ِ زنــــدگـی ...!

  3. #3
    ~MelodY~ آنلاین نیست.
    کاربر فعال

    VAGHTI DELET MIGIREH MAN BE BODANAM SHAK MIKONAM
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    zire asemane abi
    سن
    23
    نوشته ها
    135
    پسند شده های دریافتی
    57
    پسند شده های ارسالی
    0

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

       شهرت :182

    پیش فرض

    عبید زاکانی/معاصر

    با من نکرد آن بت سرکش وفا هنوز/آخر نشد میانهی ما ماجرا هنوز

    ما خستگان درآتش شوقش بسوختیم/وان شوخ دیده سیر نگشت از جفا هنوز

    بعد از هزار درد که بر جان ما نهاد/رحمت نکرد بر دل مسکین ما هنوز

    از کوی دوست بی خود وسرگشته می رویم/دل خسته باز مانده وچشم از قفا هنوز

    بوسیست خون بهای من ولعل او مرا/صد بار کشت ومی ندهد خون بها هنوز

    دل در شکنج طره ی پرپیچ وتاب او/مانده است در کشاکش دام بلا هنوز

    مسکین عبید در غم عشقش زجان ودل/بیگانه گشت ویار نشد آشنا هنوز



    عماد خراسانی/معاصر

    دلم آشفته ی آن مایه ی ناز است هنوز/مرغ پرسوخته در پنجه ی باز است هنوز

    جان به لب آمد ولب بر لب جانان نرسید/دل به جان آمد واو بر سر ناز است هنوز

    گرچه بیگانه زخود گشتم ودیوانه زعشق/یار،عاشق کش وبیگانه نواز است هنوز

    گرچه هر لحظه مدد می دهدم چشم پرآب/دل سودازده در سوز وگداز است هنوز

    همه خفتند به غیر از من وپروانه وشمع/قصه ی ما دو سه دیوانه دراز است هنوز

    گرچه رفتی،ز دلم حسرت روی تو نرفت/در این خانه به امید تو باز است هنوز

    این چه سودا است عمادا که تو در سر داری/وین چه سوزی است که در پرده ی ساز است هنوز
    ســرزده بـــیا ..کمـی آشفـتگی بــد نیـست !آن وقــت ،تکــانــدن ِ شــانـه هـای پُـرغــبا ر...و مــرتـب کــردن ِ مـوهــای ِ پـریشـانـت بهــانـه ای مـی شـود ،بــــرای ِ زنــــدگـی ...!

  4. #4
    ~MelodY~ آنلاین نیست.
    کاربر فعال

    VAGHTI DELET MIGIREH MAN BE BODANAM SHAK MIKONAM
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    zire asemane abi
    سن
    23
    نوشته ها
    135
    پسند شده های دریافتی
    57
    پسند شده های ارسالی
    0

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

       شهرت :182

    پیش فرض

    سیمین بهبهانی/معاصر

    رفتم اما دل من مانده بر دوست هنوز!/می برم جسمی وجان در گرو اوست هنوز!

    بگذارید به آغوش غم خویش روم/بهتر از غم به جهان نیست مرا دوست هنوز!

    گرچه با دوری او زندگی ام نیست ولی/یاد او میدمدم جان به رگ وپوست هنوز!

    هم چو گل یک نفسم جان به سر سینه گرفت/سینه ی غمزده زان خاطره خوشبو است هنوز!

    رشته ی مهر ووفا شکر که از دست نرفت/بر سر شانه ی من تاری ازآن موست هنوز!

    بعد یک عمر که با او به وفا سر کردم/با که این درد بگویم که جفاجوست هنوز!

    تا ز دل ناله ی جانسوز برآرم همه عمر/همچو چنگم سرغم بر سر زانوست هنوز!

    هم مگر عشق تو همت کند وتربیتی/طبع من لاله ی صحرایی خود روست هنوز!

    با همه زخم که سیمین به دل از او دارد/می کشد نعره که آرام دلم اوست هنوز



    ادیب نیشابوری/قرن سیزده وچهارده

    ما بدان قامت وبالا نگرانیم هنوز/وزغمت خون دل از دیده روانیم هنوز

    جز تو یاری نگرفتیم ونخواهیم گرفت/برهمان عهد که بودیم،برآنیم هنوز

    به امید تو شب خویشتن آریم به روز/آن جفا دیده که بودیم همانیم هنوز

    ای دریغا که پس از آن همه جان بازی ها/بر سر کوی تو بی نام ونشانیم هنوز

    دیگران وادی عشق تو به پایان بردند/ما به یاد در این دشت دوانیم هنوز

    آرمیدند همه در حرم حرمت وما-/ساکن کوی خرابات مغانیم هنوز

    نوبهار آمد وبگذشت ولیکن من ودل/همچنان در تب آسیب خزانیم هنوز

    نه گلت خار برآورد ونه از جورت کاست/باری از هستی خود ما به گمانیم هنوز

    بس شگفتست که با این همه تابش چون بخت/درپس پرده ی پندار،نهانیم هنوز

    ما از این چرخ کهن گرچه بسی پیرتریم/همچنان از مدد عشق،جوانیم هنوز

    اوستاد همه فن بوده وهستیم ادیب/با همان نام وهمان شوکت وشانیم هنوز
    ســرزده بـــیا ..کمـی آشفـتگی بــد نیـست !آن وقــت ،تکــانــدن ِ شــانـه هـای پُـرغــبا ر...و مــرتـب کــردن ِ مـوهــای ِ پـریشـانـت بهــانـه ای مـی شـود ،بــــرای ِ زنــــدگـی ...!

  5. #5
    ~MelodY~ آنلاین نیست.
    کاربر فعال

    VAGHTI DELET MIGIREH MAN BE BODANAM SHAK MIKONAM
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    zire asemane abi
    سن
    23
    نوشته ها
    135
    پسند شده های دریافتی
    57
    پسند شده های ارسالی
    0

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

       شهرت :182

    پیش فرض

    شفیعی کدکنی/معاصر

    درنگاه من،بهارانی هنوز/پاک تر از چشمه سارانی هنوز

    روشنایی بخش چشم آرزو/خنده ی صبح بهارانی هنوز

    در مشام جان به دشت یادها/باد صبح وبوی بارانی هنوز

    در تموز تشنه کامی های من/برف پاک کوه سارانی هنوز

    درطلوع روشن صبح بهار/عطر پاک جو کنارانی هنوز

    کشت زار آرزوهای مرا/برق سوزانی وبارانی هنوز




    سهیل محمودی/معاصر

    ماییم وپرسه هلی شبانه:همین وبس/تا بانگ صبح شعر وترانه:همین وبس

    فرجام ماجرای بد روز را مپرس/خوش باد قصه های شبنه:همین وبس

    بعد از من وتو-از من وتو-یادگار چیست؟/یک مشت داستان وفسانه:همین وبس

    مشتاقم وبه خاطر یک لحظه دیدنت/آورده ام هزار بهانه:همین وبس

    -یک روح شرحه شرحه و،یک جسم چاک چاک-/از من جز ایمن مجوی نشانه:همین وبس

    -تنها-در این حوالی متروک،روح من/با یاد توست شانه به شانه:همین وبس

    چون عابری-خلاصه بگویم-دراین مسیر/ماندیم زیر چرخ زمانه:همین وبس
    ســرزده بـــیا ..کمـی آشفـتگی بــد نیـست !آن وقــت ،تکــانــدن ِ شــانـه هـای پُـرغــبا ر...و مــرتـب کــردن ِ مـوهــای ِ پـریشـانـت بهــانـه ای مـی شـود ،بــــرای ِ زنــــدگـی ...!

  6. #6
    ~MelodY~ آنلاین نیست.
    کاربر فعال

    VAGHTI DELET MIGIREH MAN BE BODANAM SHAK MIKONAM
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    zire asemane abi
    سن
    23
    نوشته ها
    135
    پسند شده های دریافتی
    57
    پسند شده های ارسالی
    0

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

       شهرت :182

    پیش فرض

    عارف قزوینی/معاصر

    آتش الهی آن که بیفتد میان دا/نابود همچو دود شود دودمان دل

    مانند خاندان گل از صرصر خزان/هستی به باد داده شود،خانمان دل

    احوال دل مپرس که خون ریزد قلم/وقتی که می رسم سرشرح وبیان دل

    با اینکه کرد خاک نشینم،سر درست/مشکل برم به گور،زدست زبان دل

    رسوا شدم زدست دل،آن سان که هر که را/بینی،حدیث من بود وداستان دل

    از من بریده الفت وبا سگ گرفته خوی/دل مهربان به سگ شده،سگ پاسبان دل

    چشمم ندیده روی خوشی در تمام عمر/بدبخت دیده ای که بود دیده بان دل

    افتاده در کمند خم طره ای به دام/ازآشیان،عقاب بلند آشیان دل

    دیگر به چشم خویش نیم مطمئن ازآنک/برداشت پرده از سر سر نهان دل

    گر لامکان وخانه به دوشم تو را چه غم/کاندر جوار جانی واندر مکان دل

    یار ار نشان عارف بی نام از تو خواست/برگو به آن نشان که گرفتی نشان دل



    جامی/قرن نه

    دوستان چند کنم ناله ز بیماری دل/کس گرفتار مبادا به گرفتاری دل

    مدت هجر زحد می گذرد صبر کجاست/که در این واقعه ی صعب کند یاری دل

    خوانده ام قصه ی عشاق بسی نیست درآن/جز جفاکاری دل دار ووفاداری دل

    ای که بر زاری دل می کنی انکار بیا/گوش بر سینه ی من نه،بشنو زاری دل

    گر به وصلت نرسم درد طلب نیز خوش است/نیست مطلوب جز اینم ز طلبکاری دل

    عمرها ش که دل جامی از این غم خون است/که کند با تو دمی شرح جگر خواری دل
    ســرزده بـــیا ..کمـی آشفـتگی بــد نیـست !آن وقــت ،تکــانــدن ِ شــانـه هـای پُـرغــبا ر...و مــرتـب کــردن ِ مـوهــای ِ پـریشـانـت بهــانـه ای مـی شـود ،بــــرای ِ زنــــدگـی ...!

  7. #7
    ~MelodY~ آنلاین نیست.
    کاربر فعال

    VAGHTI DELET MIGIREH MAN BE BODANAM SHAK MIKONAM
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    zire asemane abi
    سن
    23
    نوشته ها
    135
    پسند شده های دریافتی
    57
    پسند شده های ارسالی
    0

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

       شهرت :182

    پیش فرض

    احمد رفیعی/معاصر

    امشب کنار پنجره ،تنها نشسته ام/تنها تر از همیشه در اینجا نشسته ام

    دور از منی ویاد عزیز تو با من است/دور از تو با خیال تو تنها نشسته ام

    با یاد حرف های تو در من ترانه ای است/باساز این ترانه به نجوا نشسته ام

    باغ است وتازیانه ی توفان ومرگ برگ/با دست بسته من به تماشا نشسته ام

    تاریکی وتباهی،بیداد می کند!/چون مرغ حق در این شب یلدا نشسته ام

    ماه وستارگان را،دستی ربود وبرد/من سوگ وار این همه یغما نشسته ام

    ای شب!مپای دیر،رها کن مرا که من/بیدارم وبه خاطر فردا نشسته ام



    هما میرافشار/معاصر

    نه از آشنایان وفا دیده ام/نه در باده نوشان،صفا دیده ام

    زنامردی ها نرنجد دلم/که از چشم خود هم خطا دیده ام

    به خاکستر دل نگیرد شرار/من از برق چشمی بلا دیده ام

    وفای تو را نازم ای اشک غم/که در دیده عمری تو را دیده ام

    دگر مسجدم خانه ی توبه نیست/که در اشک زاهد ریا دیده ام

    نه سودای نام ونه پروای ننگ/ازین خرقه پوشان چه ها دیده ام

    طبیبا،مکن منعم از جام می/که درد درون را دوا دیده ام

    حریم خدا شد چه شب ها دلم/که خود را زعالم جدا دیده ام

    ازآن رونریزد سرشکم زچشم/که در قطره هایش خدا دیده ام

    برو صاف شو تا خدابین شوی/ببین من خدا را کجا دیده ام
    ســرزده بـــیا ..کمـی آشفـتگی بــد نیـست !آن وقــت ،تکــانــدن ِ شــانـه هـای پُـرغــبا ر...و مــرتـب کــردن ِ مـوهــای ِ پـریشـانـت بهــانـه ای مـی شـود ،بــــرای ِ زنــــدگـی ...!

  8. #8
    ~MelodY~ آنلاین نیست.
    کاربر فعال

    VAGHTI DELET MIGIREH MAN BE BODANAM SHAK MIKONAM
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    zire asemane abi
    سن
    23
    نوشته ها
    135
    پسند شده های دریافتی
    57
    پسند شده های ارسالی
    0

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

       شهرت :182

    پیش فرض

    سلمان ساوجی/قرن هشت

    من هر چه دیده ام ز دل ودیده دیده ام/گاهی ز دل بود گله،گاهی زدیده ام

    من هر چه دیده ام زدل ودیده تا کنون/از دل ندیده ام همه از دیده دیده ام

    اول کسی که ریخته است آب روی من/اشکست کش به خون جگر پروریده ام

    عمری بدان امید که روری رسم به کام/سودای خام می پزد ونارسیده ام

    گویند بوی زلف تو جان تازه می کند/سلمان قبول کن که من از جان شنیده ام



    محمد علی بهمنی/معاصر

    با همه بی سر وسامانی ام/باز به دنبال پریشانی ام

    طاقت فرسودگیم هیچ نیست/درپی ویران شدنی آنی ام

    آمده ام بل که نگاهم کنی/عاشق آن لحظه ی توفانی ام

    آمده ام با عطش سال ها/تا تو کمی عشق بنوشانی ام

    ماهی برگشته زدریا شدم/تا تو بگیری وبمیرانی ام

    خوب ترین حادثه می دانم ات/خوب ترین حادثه می دانی ام؟

    حرف بزن ابر مرا باز کن/دیر زمانی است که بارانی ام

    حرف بزن حرف بزن سال ها است/تشنه ی یک صحبت طولانی ام

    ها...به کجا می کشی ام خوب من؟/ها ...نکشانی به پیشانی ام!
    ســرزده بـــیا ..کمـی آشفـتگی بــد نیـست !آن وقــت ،تکــانــدن ِ شــانـه هـای پُـرغــبا ر...و مــرتـب کــردن ِ مـوهــای ِ پـریشـانـت بهــانـه ای مـی شـود ،بــــرای ِ زنــــدگـی ...!

  9. #9
    ~MelodY~ آنلاین نیست.
    کاربر فعال

    VAGHTI DELET MIGIREH MAN BE BODANAM SHAK MIKONAM
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    zire asemane abi
    سن
    23
    نوشته ها
    135
    پسند شده های دریافتی
    57
    پسند شده های ارسالی
    0

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

       شهرت :182

    پیش فرض

    منصوره اتابکی(زهره)/معاصر

    تنها تویی،تنها تویی،در خلوت تنهای ام/تنها تو می خواهی مرا با این همه رسوایی ام

    ای یار بی همتای من،سرمایه ی سودای من/گربی تو مانم وای من،وای از دل سودایی ام

    جان گشته سر تا پاتنم،از ظلمت تو ایمنم/شدآفتاب روشنم پیدا به ناپیدایی ام

    من از هوس ها رسته ام،ازآرزوها جسته ام/مرغ قفس بشکسته ام،شادم زبی پروایی ام

    دانی که دل دارم تویی،دانم خریدارم تویی/یارم تویی،یارم تویی،شادی ازین شیدایی ام

    آن رشک ماه ومشتری ،آمد به صد افسون گری/گفتم به زهره ننگری ای دولت بینایی ام




    هادی پیشرفت/معاصر

    دوش از بی مهری آن ماه سیما سوختم/با کمال تشنه کامی پیش دریا سوختم

    آن که با هجران به امید وصالش ساختم/درکنارش زآتش شرم وتمنا سوختم

    سوختم اما نبودم شمع سان یک جا مقیم/چون چراغ کاروان هرشب به صد جا سوختم

    من که دانی زآتش قهرش دلم جایی نسوخت/با رقیبان گرم صحبت بود واین جا سوختم

    عشق بی پروا سبب شد تا میان انجمن/گرد شمع عارضش پروانه آسا سوختم

    با رهی همراه در این معنیم رنجی که گفت:/آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم
    ســرزده بـــیا ..کمـی آشفـتگی بــد نیـست !آن وقــت ،تکــانــدن ِ شــانـه هـای پُـرغــبا ر...و مــرتـب کــردن ِ مـوهــای ِ پـریشـانـت بهــانـه ای مـی شـود ،بــــرای ِ زنــــدگـی ...!

  10. #10
    ~MelodY~ آنلاین نیست.
    کاربر فعال

    VAGHTI DELET MIGIREH MAN BE BODANAM SHAK MIKONAM
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    zire asemane abi
    سن
    23
    نوشته ها
    135
    پسند شده های دریافتی
    57
    پسند شده های ارسالی
    0

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

       شهرت :182

    پیش فرض

    تبلیغات


    رهی معیری/معاصر

    آن قدر با آتش دل ،ساختم تا سوختم/بی تو ای آرم جان،یا ساختم یا سوختم

    سردمهری بین،که کس برآتشم آبی نزد/گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم

    سوختم اما نه چون شمع طرب دربین جمع/لاله ام،کز داغ تنهایی به صحرا سوختم

    همچو آن شمعی که افروند پیش آفتاب/سوختم درپیش مهرویان وبی جا سوختم

    سوختم ازآتش دا،در میان موج اشک/شوربختی بین،که درآۀغوش دریا سوختم

    شمع وگل هم هر کدام از شعله ای درآتشند/درمیان پاک بازان،من نه تنها سوختم

    جان پاک من رهی خورشید عالم تاب بود/رفتم واز ماتم خود،عالمی را سوختم



    محمد علی بهمنی/معاصر

    من زنده بودم اما انگار مرده بودم/از بس که روزها را باشب شمرده بودم

    ده سال دور وتنها،تنها به جرم این که:/اوسرسپرده می خواست من دل سپرده بودم

    ده سال می شد آری در ذره ای بگنجم/از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم

    درآن هوای دلگیر وقتی غروب می شد/گویی به جای خورشید من زخم خورده بودم

    وقتی غروب می شد،وقتی غروب می شد:/کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم
    ســرزده بـــیا ..کمـی آشفـتگی بــد نیـست !آن وقــت ،تکــانــدن ِ شــانـه هـای پُـرغــبا ر...و مــرتـب کــردن ِ مـوهــای ِ پـریشـانـت بهــانـه ای مـی شـود ،بــــرای ِ زنــــدگـی ...!


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربران خواننده این موضوع : 0

فعالیت :(نمایش - خوانندگان)

There are no names to display.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

اکنون ساعت 06:23 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 4.2.0
Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
SEO by vBSEO