به "یک پارس" خوش آمدید.

کاربران تگ شده

صفحه 23 از 47 نخستنخست ... 13212223242533 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 221 تا 230 , از مجموع 470
Like Tree1پسند شده

موضوع: بررســی تاریـــخچه هــــنر ایــران و جهان در سایــت "یــــک پارس"

  1. #221
    ! Justice ! هم اکنون آنلاین است.
    مدیر بخش ورزش

    قضیه فرق کرده با قبلنا حرفامو دیگه نمیگم با کفترا
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    "یک پارس"
    نوشته ها
    100,338
    پسند شده های دریافتی
    9764
    پسند شده های ارسالی
    57
    نوشته های وبلاگ
    7

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :55338


    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    تبلیغات


    فرش ایرانی

    نقش پوست پلنگی و پوست ببری


    یكی از نقشه های مهم فرش ایران، فرشهایی است كه به فرشهای پوست پلنگی یا پوست ببری معروف شده است. با اینكه بیشترین كاربرد این فرشها در بین دراویش است، نباید آنها را مختص دراویش دانست. این مقاله به معرفی و کاربردهای این نوع خاص از فرش می پردازد.



    یكی از نقشه های مهم فرش ایران، فرشهایی است كه به فرشهای پوست پلنگی یا پوست ببری معروف شده است. با اینكه بیشترین كاربرد این فرشها در بین دراویش است، نباید آنها را مختص دراویش دانست، زیرا چنان كه خواهیم دید گروههای دیگری از مردم از جمله عشایر و چادرنشینان هم به این نقشه و این فرشها رغبت زیادی نشان می دهند. در آن دوران، پوست حیوانات نقش دار،(چون پلنگ و ببر)، بر پوست حیوانات بی نقش (چون شیر و آهو) برتری داشت. شاید وقتی بشر، بافتن را فراگرفت، یكی از نقشه هایی كه به آن تمایل پیدا كرد، نقشه پوست پلنگ و ببر بود. شواهدی باقی نمانده كه بتوان بر آنها صحه گذاشت، اما به نكته ای می توان تكیه نمود و آن شوق ویژه ای است كه دراویش و چادرنشینان به طبیعت و حیوان و خاك دارند. بخش عمده مایملك مختصر این مردم را طبیعت در اختیار آنها قرار داده است. كشكول دراویش كه ظرف آب و غذای آنهاست، چیزی جز یك نارگیل دریائی به نام coco de mer نیست. چوبدستی و وسیله دفاعی شان چوبی خاردار است به نام منتشاء mantasha .كشكول فلزی یا تبرزین فولادی، ابزار پیشرفته و جدیدتری هستند كه به الهام از كشكول و منتشاء گیاهی ساخته شده اند. در مورد تن پوش و زیرانداز و روانداز نیز باید گفت دراویش به حداقل قانع بوده اند و از تكه پوست حیوانی و یا در صورت عدم دسترسی به آن، از پلاس پاره ای برای پوشاندن خود و به عنوان زیراندازشان به هنگام نشستن و خواب استفاده كرده اند. با این وجود و به رغم این همه فقر و قناعت، دراویش خود را كمتر از سلاطین نمی دانند و اگر شاهان مالك و حاكم ملك وثروت اند، دراویش خود را پادشاهان ملك فقر می شمرند و طاقیه یا كلاه درویشی شان را تاج شاهی، و پوستی را كه بر آن می نشینند «تخت شاهی» می دانند و اغلب نام خود را با لقب شاه عجین می كنند. شاه نعمت الله و یا نورعلیشاه و مشتاق علیشاه نمونه هائی از این القاب هستند.
    پیوند پوست پلنگ و ببر با شاهان و پهلوانان در اساطیر ایران مبحثی طولانی است. فردوسی در توصیف رستم از تن پوش «ببر بیان» وی نام می برد.

    رابطه ابزار شاهی و درویشی با یكدیگر بحث مفصلی است كه امیدوارم روزی در همین مجله به آن بپردازم. اما در این مقاله به یكی از این ابزار(یعنی پوست پلنگ و پوست ببر) بسنده می كنم.
    پیوند پوست پلنگ و ببر با شاهان و پهلوانان در اساطیر ایران مبحثی طولانی است. فردوسی در توصیف رستم از تن پوش «ببر بیان» وی نام می برد. در نقاشیهایی كه از قرن هشتم هجری به بعد باقی مانده است، برخی از شاهان و پهلوانان تن پوشی از این دو حیوان دارند. یكی از قدیمی ترین این نقاشیها كه قدمت آن به اوایل قرن هشتم هجری می رسد و اكنون در freer gallery واشنگتن است، كیومرث اولین پادشاه اساطیری ایران را با تن پوشی از پوست پلنگ و زیراندازی از پوست ببر نشان میدهد.

    صحنه ای دیگر كه از كیومرث قابل ذكر است، نقاشی منتسب به سلطان محمد است. این نقاشی كه بی شك یكی از شاهكارهای نقاشی اوایل عصرصفوی است، كیومرث و دیگر درباریان را با قبای پوست پلنگی و یكی از آنها را هم را با قبای پوست ببری تصویر كرده است.
    وجوه مشترك شاهان و دراویش زیاد است. علت اصلی این مسأله، ظواهر و ابزار مشترك این دو قوم است. هر دو دسته به بی نیازی رسیده اند یكی در ثروت و دیگری در فقر و هر دو دسته حاكم ملك خویش اند. شاهان حاكم بر سرزمینی محدود به مرز و دروازه اند، اما ملك دراویش را در و دروازه ای نیست. در مورد پلنگ و ببر و همچنین شیر باید گفت كه شاهان، قدرت خود را در صحنه هایی كه از جنگ با این حیوانات كه به نوبه خود سلطان جنگل و بیشه اند با پیروزی بر آنها و مصور كردن این صحنه ها بر صخره و كوه و كتاب به رخ دیگران می كشند و با زبان بی زبانی به مردمان می گویند: «شاهی كه بر شما فرمان می راند، مافوق همه قدرتهاست». دراویش هم كه پهنه زمین را ملك طلق خود می دانند، با بر تن كردن پوست حیوانات و یا نشستن بر آنها، وابستگی خود را به زمین و تسلط خود را بر عوامل آن به نمایش می گذارند.
    پوست پلنگ و پوست ببری كه زنان عشایری می بافند، تقلید موبه مو از پوست ببر و پلنگ نیست. این زنان كه هم تبحر زیادی در بافتن انواع طرحها دارند و هم صاحب اندیشه خلاق و نامحدودی هستند، از طرح پلنگ و ببر بس فراتر می روند و این طرحها را به قالبهای مختلف درمی آورند

    سبك زندگی چادرنشینان و عشایر هم از دروایش و شاهان چندان دورنیست. راه ورود به دشتها، كوهها و دره ها به روی عشایر باز است. اینان هر كجا كه عزم كنند چادر خود را بنا می نهند و چندی بر آن منطقه حكم میرانند. و محیط زیست خود را از آن خود می دانند. ارتباط این قوم با زمین و طبیعت و حیوانات همان ارتباط تنگاتنگی است كه دراویش دارند. به علاوه، این قوم صاحب گوسفند و ابزار بافندگی و مسلط به فنون آنند. پس اگر زنان عشایر نقشه پوست پلنگ و ببر را بر فرشهای خود ببافند، كار عجیبی نكرده اند.

    فرشهای پوست پلنگی و ببری (همچنین شیری) علاوه بر اینها، نمادی از شجاعت و شهامت برای عشایر نیز هست. زن عشایری با بافتن این فرشها و انداختن آنها بركف چادر، افسانه هائی از شكار این حیوانات نیرومند و خطرناك را به دست اجداد خود برای فرزندانش بازمی گوید و با زبان بی زبانی شوهر و پسرانش را به پیروی از گذشتگان در شهامت و بی باكی ترغیب می كند.
    پوست پلنگ و پوست ببری كه زنان عشایری می بافند، تقلید موبه مو از پوست ببر و پلنگ نیست. این زنان كه هم تبحر زیادی در بافتن انواع طرحها دارند و هم صاحب اندیشه خلاق و نامحدودی هستند، از طرح پلنگ و ببر بس فراتر می روند و این طرحها را به قالبهای مختلف درمی آورند. گاه تمام سطح یك فرش را از نقشه پوست پلنگ و ببر می پوشانند و گاه با اضافه كردن چند رنگ، این نقشهها را از حالت دورنگ به چندرنگ درمی آورند و گاهی چنان پیش می روند كه بیننده ای را كه به ریشه این نقشه ها آشنائی ندارد، سردرگم می كنند و آثار مدرن و امروزی را به یاد می آورند. اگر فرشهای پوست پلنگی را ویژه ایران و ریشه های آنها را برآمده از ایران بدانیم، برای فرشهای پوست ببری باید سرزمین بس گسترده تری در نظر بگیریم. یك طرف این سرزمین، چین و ماچین و جهت دیگرش هند است. تبت، بیشترین فرشهای پوست ببری را بافته است. در آسیای غربی، ایران و تركیه بیشترین سهم را در این زمینه داشته اند. سهم تركیه بیشتر در منسوجات و سهم ایران هم در منسوجات و هم در فرش است.
    فراوری:یاسمن پیشوایی
    بخش هنری تبیان

    منبع: نویسنده: پرویز تناولی / فصلنامه طاووس - 4&3 - بهار و تابستان79
    شيشه ي پنجره را باران شست
    از دل من اما
    چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید ! Justice ! سپاس کرده است .


  3. #222
    ! Justice ! هم اکنون آنلاین است.
    مدیر بخش ورزش

    قضیه فرق کرده با قبلنا حرفامو دیگه نمیگم با کفترا
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    "یک پارس"
    نوشته ها
    100,338
    پسند شده های دریافتی
    9764
    پسند شده های ارسالی
    57
    نوشته های وبلاگ
    7

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :55338


    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    خوشنویسی و تبلیغات


    متن حاضر به جایگاه خوشنوسی در ایران پرداخته و سپس به صورت اجمالی تاریخ تحول آن را در ایران بررسی می کند. سپس به تکیه بر هنر گرافیک معاصر به کاربرد هر کدام از انواع خط در هنر گرافیک و تبلیغات می پردازد.



    از دیر باز، ایرانیان به هنر خوشنویسی توجهی خاص داشته اند ومردم این سرزمین همواره کوشیده اند تا از این هنر در جهت زندگی بهتر استفاده کنند. کنده کاریهای زیبا بر روی ظرف و به کارگیری خط و خوشنویسی، در معماری و زیباسازی بناها و... نمایانگر آن است که ایرانیان، این هنر تزئینی را جزئی از زندگی خود به شمار می آورند و در همه امور به نحو شایسته ای از آن بهره می گیرند. در کشور ما خوشنویسی همواره با مکاتب و شیوه های هنری در مراکز و شهرهای عمده فرهنگی و هنری چون شیراز، تبریز، اصفهان و هرات در ارتباط با رونق هنرهای تجسمی مانند نقاشی، میناتور، تذهیب و سایر صنایع ظریفه همگام بوده و رشد قابل ملاحظه ای یافته است.
    اما تحول بنیادی خوشنویسی در ایران با مدد از ذوق و خلاقیت هنرمندان خطاط ایرانی از نیمه دوم قرن هشتم هجری به بعد صورت گرفته است. خوشنویسی بخصوص پس از پذیرفتن اسلام به وسیله ایرانیان رو به تکامل نهاد و پس از گذشت قرنها این میراث گرانبها که شناسنامه مردم ایران باستان است، همچنان مورد استفاده قرار می گیرد. خطاطی در دنیای سنتی، پیوسته با تحول و نو آوری همراه بوده است.
    امروزه در نیازهای جامعه، در مقطع زمانی مذکور نیز خوشنویسی مورد بررسی است. رقابتهای تجاری، تبلیغات، اعم از آگهی ها و پوستر ها و همچنین روزنامه ها و کتب و سایر نشریات، به هنرمندان فرصتی بخشیدند که با هوشیاری خاص خود این هنر را در روندی جدید به کار گیرند.
    نیازهای تبلیغاتی، تجاری، سینماها، کتابها، روزنامه ها و مسابقات، بیان جدید بصری را طلب می کردند. خط و خوشنویسی می تواند این نیازها را برآورده نماید. این بار وظیفه بصری خط بر وظیفه مراسلاتی و مکاتباتی رجحان یافت و به معنای دیگر تا حدودی نیز انتقال دانش و اطلاعات راسرعت و سهولت بخشید. در روند رقابت زیبایی و سودمندی (در زمینه مراسلات)، زیبایی گوی سبقت را ربود.
    در دنیای سنتی، خط وظیفه داشت که مفهوم را به آسانترین، سهلترین، سریعترین و خواناترین وجهی بیان نماید تا در نگاه اول فرم و محتوا و شکل و مفهوم یک مکان به بیننده و خواننده القاء شود. اما اینک وظیفه مهم خط ، زیبایی و تبلیغ است. پس استفاده از خط نوشتار در گرافیک، امری اجناب ناپذیر وجدا نشدنی است. تصاویر و نوشتار در کنار هم نقش خبری و پپام دهنده را ایفا می کنند. در کنار تصویر هر کالا یا فن یا نماد هر موضوع فرهنگی عامل نوشتار به عنوان تکمیل کننده ومتمم خبر یا تبلیغ نقش مهمی را دارد.
    تحول بنیادی خوشنویسی در ایران با مدد از ذوق و خلاقیت هنرمندان خطاط ایرانی از نیمه دوم قرن هشتم هجری به بعد صورت گرفته است

    نوشتن، تبیین گفتار است و نوشته را شکل بصری سخن و احساس می توان شمرد. از اولین آثار چاپی تا اولین پوستر، نوشته در پیوند با کلام و حلقه واسطه میان محتوای پیام و گیرنده است. نوشته اگر چه در قالب خوشنویسی و یا تایپوگرافی ارائه شود در آثار گرافیکی حائز اهمیت است. پوستر از دو بخش مهم تصویر و نوشته شکل می گیرد. در تحولات پوستر همواره نوشته نقش و جایگاه ویژه ای داشته و تغییر آن در تغییر سبکهای طراحی گرافیک موثر است. در آن زمان که گرافیک نو پا بود، احتیاج به استفاده از چند کلمه و حرف بوده تا موضوع پوسترها را بیان کند. اگر از آن نقطه ابتدایی، گذر صد سال تاریخ گرافیک را بررسی کنیم، در حال حاضر این روند چنان دچار تغییر شده که در یک اثر گرافیکی و به طور اخص پوستر، اگر پیش از این90 درصد فیگور و تصویر اهمیت داشته و10 درصد نوشته، روند به صورت معکوس درآمده و هم اکنون نوشته، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. حتی بعضی از گرافیستهای حر فه ای از خط به تنهایی آثار غنی چشمگیری را خلق کرده اند. برای به باور رسیدن این امر می شود آثار گرافیک بسیاری را مثال آورد که تنها از خط و تایپوگرافی در آنها استفاده شده است اما به ندرت می توان آثار گرافیکی را پیدا کرد که به هیچ وجه از خط یا نوشته در آنها استفاده نشده است. این روندی است که در جهان شکل گرفته است.
    یکی از بخشهای مهم گرافیک ایران، لحاظ کردن هویت ایرانی در گرافیک است و زمانی شکل می گیرد که خط و خوشنویسی وارد عرصه طراحی گرافیک می شود و در تقابل با تفکری قرار می گیرد که معتقد بود نمی شود از خط ایرانی در طراحی گرافیکی استفاده کرد، و در حال حاضر، به شکل کاملا پذیرفته شده ای این اتفاق در گرافیک ایران باعث استفاده از خط شده است. حال باید دید نقطه شروع و ابتدای این اتفاق از کجاست؟ گرافیک معاصر از اروپا وارد ایران شد، چون اساسا تکنیک چاپ از آنجا به ایران منتقل گردید.

    در قرن نوزدهم با گسترش صنعت چاپ در آلمان و کشورهای دیگر اروپایی اولین روزنامه منتشر شد.
    در ایران در زمان محمد شاه قاجار با فرمان او به همت میرزا صالح شیرازی، اولین روزنامه پا به عرصه گذاشت که سنگی تکثیر می شد. متن اخبار آن با خط نستعلیق وعناوین با خط ثلث بود. بعد از ورود صنعت چاپ به ایران، خط نوشتاری در روزنامه ها همان خط دست نویس سنتی خطاطان آن دوره بود. هنوز هم این روزنامه ها حتی با وجود تاثیرپذیری از روزنامه های غربی (که از زمان اوخر صفوی بسیار بیشتر شده بود) تحت تاثیر صحفه آرایی و کتاب آرایی ایرانی بود. نشریات به خطهای سنتی نسخ، ثلث، نستعلیق، تعلیق و... به چاپ می رسید.
    شاخصترین حرکت در این زمینه را می توان به تلاشهای مکتب سقا خانه نسبت داد. در اوخر دهه30 در نقاشی نوگرای ایران، جریانی ظهور کرد که به مکتب سقا خانه ای معروف شد. هنرمندان این مکتب با مراجعه به هنر عامیه انه ای مذهبی به سرچشمه ای دست یا فتند که امکان هر گونه ترکیب و تجزیه را به هنرمند می دهد. آثار این هنر مندان باعث تکامل و بسط خوشنویسی در هنر نوین ایران گردید. کسانی نظیر حسین زنده رودی، پرویز تناولی، فرامرزپیلارآم، گلپایگانی و... حرکتی را آغاز کردند که چند سال طول کشید. هم اکنون در روند خلاقیتهای نوآورانه خط در ایران، هنرمندان به چنان ابداعاتی در خط دست یافته اند که می توان آن را مجموعه ای از سنت شکنیها نام نهاد.
    در دوره کنونی، هنرمندان و گرافیستهای جوان ایرانی با شور و حال بیشتری در زمینه تاپیوگرافی مشغول فعالیت هستند وعموما از ابزارهای قدرتمند کامپیوتری بهره می برند. مقوله تاپیوگرافی به راستی طی چند سال اخیر در ایران رشد کمی و کیفی خوبی داشته است. همان طور که قبلا اشاره شد تاپیوگرافی نیز همراه گرافیک از فرنگ وارد ایران شد اما در ایران روند رشد دیگری دارد. هنوز اتمسفر هوای غربی با رنگ و لعاب ایرانی بر اغلب فعالیتها حاکم است. این نظر ناشی از بی تجربگی و بی اطلاعی و جذب فرهنگ اروپایی شدن است.
    • کاربرد خط کوفی در گرافیک

    خط کوفی اولین خطی است که برای کتابت و تزئین کلام وحی به کار رفته است. اما این بار پس از تحول گوناگون هزار و چهارصد ساله به سوی زبان و بیان معاصر حرکت نموده است. امروزه در کشور ما به دلیل چند نوع خوشنویسی خواناتر وروانتر مانند نستعلیق و نسخ، خط کوفی مورد استفاده زیادی ندارد. به سبب اینکه جنبه های تزئینی در انواع کوفی بسیار فراوان است، می توان به عنوان پایه ای برای طراحی جدید حروف الفبا، در رشته گرافیک مورد استفاده قرار گیرد.
    • کاربرد گرافیکی خط نسخ

    این خط از نظر گرافیکی بسیار کاربردی و فراگیر است و در پوسترها، آگهی ها و کلیه کارهای گرافیکی از آن استفاده می شود، بخصوص که تنها خطی است که با تکنولوژی چاپ، خود را همراه کرده و به خط روزنامه ای شهرت یافته است
    نیازهای تبلیغاتی، تجاری، سینماها، کتابها، روزنامه ها و مسابقات، بیان جدید بصری را طلب می کردند. خط و خوشنویسی می تواند این نیازها را برآورده نماید.

    • کاربرد گرافیکی خط ثلث

    خط رفیعی است که ارتفاع الف در آن هفت نقطه می باشد. بنابر این نسبت به خطوطی نظیر نسخ و نستعلیق و رقعه، بلندتر است. خطی است ایستا و ریتمی که در اثر تکرار، ضربه های عمودی و بلند حروف در این خط ایجاد می شود. القاء کننده قدرت و عظمت است. این احساس خصوصا در برخورد با کتیبه های زیبای ابنیه مذهبی روشنتر است. خط ثلث که در ایران مهمترین کاربرد آن کتیبه نویسی است، دارای بار مذهبی نیرومندی است و برای نوشتن آیات قرآن استفاده می شود. همچنین در مجله ها، پشت جلد کتابها، سرلوحه ها و طرح تمبر، برگذاشتها و... مورد استفاده قرار می گیرد.
    • کاربرد گرافیکی خط نستعلیق

    خط نستعلیق که به حق آن را (عروس خطوط اسلامی) خوانده اند از مبدعات خاص ایرانیان است که در آن ذوق و سلیقه لطیف طبع ایرانی کاملا نمودار است. با توجه به اینکه نستعلیق، خط ملی ایرانی هاست و ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ این سرزمین دارد. امروزه الفبا و ترکیبات آن در برنامه های گرافیکی مورد مصرف زیادی پیدا کرده و در بسیاری از نشانه نوشته ها (آرمهای نوشتاری) استفاده می شود.

    • کاربرد گرافیکی خط شکسته


    آنچه در این خط از نظر قواعد و اصول خوشنویسی حائز اهمیت است حسن ترکیب وهماهنگی زیاد است. از آنجا که در این نوشته شدن، بعضی از حروف به یگدیگر پیوسته می شوند، شکل کاملتری را تشکیل می دهند. همچنین ضربه های کشیده و منحنی، حروف کوچکتر را در میان گرفته و از نظر گرافیکی، لکه های قویتری را ایجاد می نماید وتکرار لکه های خاکستری را تا انتهای سطر ایجاد می کند و بعد در آنجا به طرف بالا اوج می گیرد تا نگاه را از نو به صحفه بازگرداند.
    در زمینه گرافیک، این خط به خاطر شیدایی خاصش و بیان شعر گونه ای که دارد، می تواند در زمینه های ادبی، شاعرانه فارسی برای طراحی جلد کتابهای عارفانه و پیامهای شادی آفرین کارتهای تبریک و ساختن آرم و پوستر و طراحی نشانه استفاده شود.
    • کاربرد گرافیکی خط معلی

    خط معلی برگرفته از اندوخته های ذهنی و خیالی کاتب از خطوط مختلف موجود بوده و از آن به طور مستقیم ازهیچ خطی استفاده نگردیده است. این خط ، دلنشینی نستعلیق و استحکام نسخ، ثلث را داراست. فرم و حرکتهای انتهایی حروف دراین خط که آن را تیز و باریک کرده، از سایر خطوط متمایز نموده است. این خط قابل استفاده در پوسترها و سرلوحه هاست.

    فرآوری:ی. پیشوایی
    بخش هنری تبیان

    منبع: نویسنده: صادق نیازی/ روزنامه رسالت
    شيشه ي پنجره را باران شست
    از دل من اما
    چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟

  4. کاربر روبرو از پست مفید ! Justice ! سپاس کرده است .


  5. #223
    ! Justice ! هم اکنون آنلاین است.
    مدیر بخش ورزش

    قضیه فرق کرده با قبلنا حرفامو دیگه نمیگم با کفترا
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    "یک پارس"
    نوشته ها
    100,338
    پسند شده های دریافتی
    9764
    پسند شده های ارسالی
    57
    نوشته های وبلاگ
    7

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :55338


    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    هنر اسلامی و سیاست

    سیر تحولات سیاسی و تأثیر آن بر هنر دنیای اسلامی



    هنر اسلامی از دوران شکل گیری خود در بدو اسلام همواره متأثر از سلیقه و نگرش های دول حاکم بر سرزمین های اسلامی بوده است. این مقاله به طور کاملا اجمالی این تحولات را بیان می کند.

    حضرت محمد(ص) و صحابه نخستین او در مدینه زندگی ساده و بی آلایشی داشتند و هیچ وقت در پی آن نبودند تا با ساختن ابنیه با شکوه و عظیم، جلوه های هنر خود را به رخ بکشند. در زمان خلفای نخستین اموی، در سال 661م (41هـ.ق) و انتقال پایتخت به دمشق بود که ضرورت رقابت با معابد موجود مشرکان و کلیساهای مسیحی این ایده را در دنیای اسلام بوجود آورد که اگر می خواهید از نظر شکوه و شوکت کم از حکام زیردست خود، خصوصا امپراتوری بیزانس نباشید، باید درباری باشکوه و اماکن مذهبی مجلل و در خور توجهی داشته باشید. به همین دلیل در اواخر قرن هفتم میلادی (قرن اول هجری) ضرورت ایجاد یک دربار منظم که آداب و رسوم خود را بر سرزمین های تحت سیطره خود اعمال و تحمیل می کرد پیش کشیده شد. در دوران امویان، تولید هنر های ساختمانی و معماری و تزیینی با شکوه سرلوحه کار دولت قرار گرفت. هنری که به ظاهر تحت تأثیر هنر بیزانسی و ساسانی و قبطی، ولی در باطن با اهداف اصیل و مستقل شکل گرفت.اولین فعالیت هنر معماری ساخت سنجیده پلان و طرحی ثابت و شکیل برای مساجد اسلامی بود و بلافاصله در همه سرزمین های تحت نفوذ اسلام، مانند سوریه، فلسطین، عراق، ایران، مصر و شمال آفریقا به اجرا درآمد.
    این هنر از همان ابتدا ، مُهر سلسله حاکم را خورد و تکامل و تطور بعدی آن کاملا در ارتباط با تحولات سیاسی جامعه اسلامی قرار گرفت.
    سلسله عباسی در سال 750م (133هـ.ق) قدرت را به دست گرفت و مرکز خلافت را به بغداد منتقل کرد. نتیجه بلافصل این تحولات ایجاد شکاف در وحدت هنر اسلامی بود چرا که تنها عضو باقیمانده خاندان اموی مناطق مسلمان نشین اندلس در اسپانیا را متصرف شد و پایتخت خود را شهر قرطبه ( کردوبا) قرار داد. اهمیت این حادثه از آن حیث است که بقایای هنر اموی تا پایان قرن 11م (قرن 5هـ.ق) در سراتاسر سرزمین های غرب اسلامی باقی ماند و حال آنکه در دول شرقی که تحت حکومت عباسیان بود، سبک جدیدی تحت نفوذ هنر ایرانی و ترکی سربرآورد و به تکامل رسید. با به قدرت رسیدن حکومت های نوظهور ایرانی، مانند آل سامان، آل بویه، و آل زیار مقاومتی در برابر فرهنگ و هنر عربی و احیای هنر کهن ایرانی شکل گرفت. کم کم قدرت عباسی در دول ایرانی روبه ضعف گذاشت و این تمایلات با گسترش دین شیعه در ایران انگیزه ای مضاعف یافت.
    . در زمان خلفای نخستین اموی، در سال 661م (41هـ.ق) و انتقال پایتخت به دمشق بود که ضرورت رقابت با معابد موجود مشرکان و کلیساهای مسیحی این ایده را در دنیای اسلام بوجود آورد

    از طرفی در شمال آفریقا ، در قرن10م ( قرن 4هـ.ق) تفکرات شیعی توسط فاطمیان پیش رفت. ایشان در سال 970م (360هـ.ق) پایتخت خود را از مهدیه در تونس به شهر قاهره منتقل کردند و عباسیان را از مصر، سوریه و صقلیه (سیسیل) راندند.
    بدین ترتیب قاهره به یکی از کانون های برجسته هنر در جهان غرب اسلام شد و نه تنها تأثیر شگرف و عمیقی بر هنر دنیای اسلام باقی گذاشت، بلکه بر هنر سرزمینهای مسیحیت غربی نیز کارگر افتاد.
    حکومت فاطمیان در مغرب توسط نهضت اصلاحی بربرهای سنی مرابطون ، که مرکزشان مراکش بود و پیروانشان موحدون بودند پایان یافت. در زمان خلافت مرابطون و موحدون در اسپانیا و مراکش ، شیوه آراسته و بسیار پیچیده هنر اموی جای خود را به سبک ملایم مغربی می دهد که امروزه می توان نمونه های والای آن را در مراکش و اشبیلیه ( سیویل) مشاهده کرد.
    در مناطق شرقی با روی کار آمدن ترکان سلجوقی، الگوی سیاسی جدیدی شکل گرفت. سلجوقیان که ریشه در ترکستان داشتند، آناتولی را فتح کردند. بدین ترتیب هنر بیزانس در هنر سلجوقی راه یافت. ایشان که سنی مذهب بودند سلایق هنری ویژه خود را وارد هنر ایران کردند. از تأثیرات مهم سلجوقیان بر هنر ایرانی می توان به رجعتی که ایشان به عناصر معماری قبل اسلام ایران خصوصا دوران اشکانی و ساسانی داشتند اشاره کرد. رهاورد این رجعت، ایجاد گنبد، مناره، زوج مناره و ایوان در مساجد بود، ساختاری که تا زمان حال جزء جدایی ناپذیر پلان مسجد ایرانی باقی مانده است.

    در سال 1250 م (648هـ.ق) دول مسیحی غربی توانستند اسپانیا را از مسلمین باز پس گیرند و فقط شهر قرناطه در اختیار مسلمانان باقی ماند. بدین ترتیب هنر مغربی توانست در این منطقه و در شهرهای شمال آفریقا نظیر فاس، تلسمان و تونس به نقطه اوج شکوفایی خود برسد.
    با تهاجم مغملان به مناطق مسلملن نشین سیاست هنری و تفکر زیبایی شناسی تغییر دیگری کرد. ایلخانان مغول پس از تثبیت حکومت خود در ایران توانستند حکومت عباسیان را، که چیزی قریب به 600سال از حکومتشان می گذشت، شکست دهند. با روی کار آمدن ایلخانان و انتقال پایتخت به تبریز فصل جدیدی در هنر اسلامی شکل گرفت. از رهاوردهای هنری ایشان می توان به ورود عناصر چینی به هنر ایرانی اشاره کرد. در هنر معماری نیز رواج انواع کاشیکاری به عنوان عنصر تزیینی بنا، از ابداعات هنر ایلخانی است.
    با روی کار آمدن سلسه تیموریان در دنیای اسلام، جانی دوباره به هنر اسلامی دمیده شد. پایتخت به سمرقند منتقل گشت و در همانجا بود که یکی از درخشان ترین مکتبهای نگارگری، یعنی مکتب هرات به معرض ظهور رسید. مکتبی که سردمدار ان استاد کمال الدین بهزاد بود. در همین دوران عناصر هنر چینی از هنر ایرانی رخت بربست.
    از تأثیرات مهم سلجوقیان بر هنر ایرانی می توان به رجعتی که ایشان به عناصر معماری قبل اسلام ایران خصوصا دوران اشکانی و ساسانی داشتند اشاره کرد.

    دوره میانی هنر اسلامی در حوالی 1500م خاتمه یافت. هنر مغربی پس از سقوط قرناطه (1492م برابر با 897هـ.ق) از ایده و عقاید خلاقه خود باز ماند و محدود به مراکش شد. کشورهای اسلامی اطراف مدیترانه توسط ترکان عثمانی خلع ید شدند و عثمانیان توانستند در سال 1453م (857هـ.ق) قسطنطنیه را تصرف کنند و به حکومت بیزانس در این ممالک خاتمه دهند.بدین ترتیب واقعگرایی هنر غربی با تجرید هنر اسلامی درهم آمیخت. عثمانیان سپس توانستند مصر، سوریه، عربستان، تونس و الجزایر را تصرف کنند بدین ترتیب سلایق خاص هنری ایشان در سراسر دنیای اسلام مغربی نسوخ کرد.

    همزمان با حکومت عثمانیان، در ایران صفویان به قدرت رسیدند. در زمان صفویان ، نوزایی ملی در ایرن چهره نمود. بیشترین تأثیرات تفکر شیعی صفویان را می توان امروزه در دو پایتخت اصلی ایشان، یعنی تبریز و اصفهان باز جست. هنر ایرانی اسلامی در دوران صفوی به بالاترین حد اعتلای خود رسید و امروزه نیز می توان کورسوی آن دستاورد را در انواع هنرهای ایرانی از قبیل معماری، خوشنویسی، نساجی، فلزکاری و صنایع دستی مشاهده کرد.اقدامات عظیم ایشان در معماری منظره ای و باغسازی نمجید و تحسین اروپاییان را برانگیخت . با ورور هنر اوروپایی در اواخر دوران صفوی و سپس قاجار، دوران افول هنر آغاز گشت. در واقع دوران قرن 18م ( 12هـ.ق) اخرین عصر شکوفایی هنر اسلامی است. صنایع دستی اصالت خود را از دست داد و تابع شد و صرفا برای رفع نیاز روزمره تولید شد. هنر معماری نیز به همین سرنوشت دچار گشت. عناصر هنر غربی با ورود به معماری ایرانی اسلامی از اصالت بنا که بر اساس مناطق بومی شکل یافته بود این هنر کاربردی و زیبا را به انحطاط کشاند. هر چند در دوران پهلوی دوم تلاش شد عناصر معماری کهن ایرانی مجددا در هنر معماری پررنگ گردد اما هنوز هنر اسلامی با ان شکوفایی که در دوران گذشته ذکر شد هیچ گاه احیا نشد.
    س.رمضان ماهی
    بخش هنری تبیان

    منابع: تاریخ هنر ایران: هنر اسلامی/ ارنست کونل/ ترجمه یعقوب آژند/ انتشارات مولی
    تاریخ کامل ایران/ حسن پیرنیا و امین اقبال آشتیانی/ انتشارات اروند
    شيشه ي پنجره را باران شست
    از دل من اما
    چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟

  6. کاربر روبرو از پست مفید ! Justice ! سپاس کرده است .


  7. #224
    ! Justice ! هم اکنون آنلاین است.
    مدیر بخش ورزش

    قضیه فرق کرده با قبلنا حرفامو دیگه نمیگم با کفترا
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    "یک پارس"
    نوشته ها
    100,338
    پسند شده های دریافتی
    9764
    پسند شده های ارسالی
    57
    نوشته های وبلاگ
    7

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :55338


    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    محسن وزیری مقدم در یک قاب


    محسن وزیری مقدم از هنرمندان نامی ایرانی است متن حاضر شرحی بر زندگینامه وی است.

    تولد: مرداد 1303 تهران


    اصل ونسب محسن وزیری‌مقدم از ثروتمندان و بزرگان تفرش بودند كه در دوران قاجار به دربار راه یافتند. پدربزرگ و پدر او نیز ارتشی و از افسران زمان قاجار و پهلوی بودند. بنابراین ایام كودكی و نوجوانی وی در محیطی مرفه سپری می‌‌شود. به واسطه‌ی شغل پدر كه نظامی بود, از سن چهارسالگی به اتفاق خانواده تهران را ترك و در شهرهای بهبهان, اهواز, مریوان و رضائیه زندگی می‌كند. خیلی زود و قبل از رفتن به مدرسه خواندن و نوشتن را فرامی‌گیرد و وقتی هم كه وارد مدرسه می‌شود, از شاگردان ممتاز می‌شود. حافظه‌ی بسیار قوی و حضور ذهنی عالی داشت.
    در كلاس سوم دبستان، معلم سرود او متوجه توانایی دیگری در وی می‌شود؛ او گوشی بسیار حساس داشت. امتیازی بزرگ كه به عقیده‌ی معلمش می‌توانست او را موسیقیدان قابلی كند. این موضوع را به اطلاع پدرش می‌رساند. ولی پدر, ذهنیتی كه از موسیقی و نوازندگی دارد مطربی است و این را برای خانواده و اصل و نسب خود حقیر می‌شمارد و كاملاً مخالفت می‌كند.
    دوران دبستان و سال‌های اول دبیرستان بی‌هیچ اتفاق خاصی سپری می‌شود. محسن هم مانند صدها كودك مثل خودش، بی‌آن‌كه فضای مناسبی برای بروز استعدادهایش داشته باشد, روزگار را سپری می‌كند. وقتی محسن پانزده سال داشت به رضاییه منتقل وبه اتفاق خانواده در آن‌جا ساكن می‌شوند. در آن‌جا پدر به دختر جوانی دل می‌بندد و مادرش را طلاق می‌دهد تا با آن دختر ازدواج كند. هوسی كه بنیان خانواده‌ی او را از هم می‌پاشد و این آغاز سرگشتگی - سرگشتگی‌های بی‌پایان او - می‌شود. زن بابای جوان با بی‌مهری عجیبی آن‌ها را از خود می‌راند و این بی‌مهری را هم رفته‌رفته به پدر منتقل می‌كند و سرانجام پدرش از او می‌خواهد كه به تهران برود. اما به كجا؟ آغار تعطیلات تابستانی است و او تازه كلاس دهم را به پایان رسانده است.
    در تهران پیش مادربزرگ مادری‌اش می‌رود. پیرزن بسیار محترم و اصیلی كه با مقرری اندكی روزگار خود را سپری می‌كرد. به پیشنهاد یكی از فامیل‌ها به‌ناچار در هنرستان كشاورزی كرج كه به صورت شبانه‌روزی و با هزینه‌ی دولت اداره می‌شد, ثبت نام می‌كند. دوسال دوره‌ی هنرستان را با تنگ‌دستی سپری می‌كند.
    در هنرستان شرایطی فراهم می‌شود تا با نقاشی و موسیقی به شكل بهتری آشنا شود. «پروفسور آلمانی كه رییس جنگل‌بانی بود در هنرستان و در دفتر كارش, كلاس نقاشی دایر كرد و روش طراحی و نقاشی از گیاهان را آموخت. من به گیاه‌شناسی و جانورشناسی بسیار علاقه‌مند شده بودم.
    در كلاس سوم دبستان، معلم سرود او متوجه توانایی دیگری در وی می‌شود؛ او گوشی بسیار حساس داشت. امتیازی بزرگ كه به عقیده‌ی معلمش می‌توانست او را موسیقیدان قابلی كند.

    این آقا كه متوجه علاقه‌ی من شده بود از من خواست تا به كلاس او بروم. "
    سالهای هنرستان بهرسختی اما به هر طریقی كه بود سپری ‌شد. درسش تمام شد و مستاصل به خانه‌ی پدر كه به تهران آمده بود می‌رود.اما این‌بار برای همیشه از خانه‌ی پدری رانده می‌شود. درمانده پیش مادرش كه نزد یكی از فامیل‌هایش زندگی می‌كرد, می‌رود. خوشبختانه آن‌جا با آغوش باز پذیرفته می‌شود. كاری هم برای او فراهم می‌كنند و موفق می‌شود اندكی پول پس‌انداز كند.
    یکی از دوستانش به او توصیه می‌كند كه در دانشكده‌ی هنرهای زیبا برای رشته نقاشی ثبت نام ‌كند. به هر تقدیر وزیری در سال 1322 در دانشكده‌ی هنرهای زیبا دانشگاه تهران پذیرفته می‌شود و فصل تازه‌ای در زندگی پر تب و تاب او آغاز می شود.
    سال 1322 مصادف با اوج فعالیت احزاب كمونیست از جمله حزب توده در ایران است و حكومت شوروی (سابق) از طریق این احزاب و عوامل خود فعالیت فرهنگی وسیعی در ایران به راه می‌اندازد. وفور كتاب‌های نقاشی از آثار نقاشان رئالیست روسی در این سال‌ها گوشه‌ای از آن فعالیت‌ها است و تأثیر آن‌ها را به راحتی می‌توان در تمایل نقاشان جوان و حتی آموزش حاكم بر دانشكده‌ی هنرهای زیبا به شیوه ی نقاشان روسی شاهد بود. نوع قلم‌زنی دانشجویان، انتخاب مضامین اجتماعی و كلاً برخورد شبه امپرسیونیستی حاكم بر آثار، گوشه‌هایی از این تأثیرات می تواند باشد.
    به هر جهت وزیری در این شرایط پا به دانشكده هنرهای زیبا كه مكان آن كماكان زیرزمین دانشكده فنی است، می گذارد. علی‌محمد حیدریان و خانم امین‌فر اساتید دانشكده هستند و با هنرمندانی نظیر منوچهر شیبانی، منصوره حسینی و سودابه گنجی هم‌كلاس می‌شود. ضمن این‌كه هنوز كسی از دانشكده فارغ‌التحصیل نشده است و افرادی نظیر حمیدی، كاظمی، جوادی‌پور، ضیاءپور و... هنوز در دانشكده حضور دارند. بنابراین او در این‌جا با نقاشی از منظر دیگری آشنا می شود. خیلی زود عالم نقاشی برای او وسیع‌تر می‌شود، و كتابخانه مكان مهمی می‌‌شود تا روح وی را تشنه‌تر كند. او كه صرفاً برای گرفتن مدرك لیسانس وارد دانشكده شده، حالا گویی گمشده‌ای را یافته است. برای تأمین مخارج خود به كارهایی نظیر نظارت بر آشپزخانه، تقسیم غذا، طراحی دكور در یكی از تماشاخانه‌های تهران، مدل دانشجویان و... مشغول می‌شود و با پول اندكی كه از این راه به دست می‌آورد، روزگار می‌گذراند. ولی این پول هرگز كفاف مخارج او را نمی‌داد.
    محسن وزیری‌مقدم با همه‌ی فراز و فرودهایی كه در دوره‌ی دانشجویی با آن مواجه می‌شود. بالاخره در سال 1327 پروژه‌ی دیپلم خود را تحویل می دهد و با نمره‌ی عالی فارغ‌التحصیل می‌شود. موضوع كار عملی او «ملاقات شیخ صنعان و دختر ترسا» است.
    بعد از پایان درس و تحویل خوابگاه، اگرچه به علت بیكاری و فقدان درآمد، مدتی را در سرگشتگی می‌گذراند ولی به تدریج اوضاع بهتر می‌شود.

    او برای كسب درآمد كارهای مختلفی انجام می‌دهد: مدتی را به كار تصویرسازی كتاب مشغول می‌شود، (تصویرسازی برای داستان‌های كودكان اثر صبحی مهتدی) كه این برای او درآمد كمی داشت. بنابراین به «وزارت فرهنگ و هنر» (سابق) و پیش «پهبُد» كه در آن زمان وزیر بود می‌رود، تا جایی برای استخدام در آن وزارت‌خانه پیدا كند. بدین ترتیب شش ماهی به عنوان دبیر هنرستان تجسمی دختران و پسران مشغول خدمت می‌شود، كه آن كار را نیز ناتمام رها می‌كند. بعد از آن رو به كارهای تبلیغاتی می‌آورد.
    این كار رفته‌رفته درآمد بیشتری برای او دارد. به همین ترتیب سه یا چهار سالی نیز در بخش امور فرهنگی «سازمان اصل چهار ترومن» به كار طراحی گرافیك می‌پردازد. (این سازمان در جهت اجرای برنامه كمك‌های اولیه‌ی فنی ایالات متحده آمریكا به كشورهای توسعه نیافته، به تازگی در ایران تأسیس شده بود.)
    تقریباً بعد از فارغ‌التحصیلی این تمایل را داشت كه برای ادامه‌ی تحصیل به خارج كشور برود و بالاخره در مرداد ماه 1334 برای ادامه تحصیل راهی ایتالیا می‌شود.
    در فاصله‌ی سال‌های 1327 تا 1334 او به طور پیگیری نقاشی را ادامه داده بود. بیشترین موضوعاتی كه نقاشی كرده بود، منظره و پرتره و به روش‌های امپرسیونیستی، پست امپرسیونیستی و كوبیستی بوده است. مجموعه‌ای از این آثار را ابتدا در سال 1331 در «انجمن فرهنگی ایران و آمریكا» به نمایش می‌گذارد.
    با سفر به ایتالیا برگ تازه‌ای در اندیشه و هنر او آغاز می‌شود. وزیری در اوایل پاییز همان سال در آكادمی هنر زیبای رم نام‌نویسی می‌كند. بدون این‌كه سوابق قبلی او در ایران در نظر گرفته شود، از كلاس اول شروع می‌كند. استاد او فرانكو جنتلینی F. Gentilini كه نقاشی طبیعت‌پرداز بود، می‌باشد. روال آموزش تقریباً مثل ایران، منتها با روشی آزادتر جریان داشت. به زودی پولی كه از ایران با خود برده بود تمام می‌شود، ولی با كمك استادش برای ترم دوم، بورس شش ماهه‌ای از طرف انستیتو خاورمیانه نصیبش می‌شود. سال دوم نیز با معرفی دانشكده هنرهای زیبای رم، به عنوان شاگرد ممتاز، به وزارت فرهنگ و هنر ایران معرفی می‌شود، و به صورت رسمی بورسیه دولت ایتالیا می‌شود، كه از این طریق پول خوبی دریافت، و با خیال آسوده‌تری تجربه‌های خود را دنبال می كند.
    از سال دوم تغییراتی در روش كارش به وجود می‌آورد. بدین طریق كه او با استفاده از سنت‌های تصویری ایران در زمان ساسانیان، تیموریان و قاجار، نقاشی‌های تازه‌ی خود را می‌كشید. او در این تجربه‌های تازه تا حدی متأثر از «ماتیس» است، و از سوی استادش جنتلینی بسیار مورد تشویق قرار می‌گیرد و با حمایت او نمایشگاهی انفرادی در یكی از گالری‌های رم برگزار می‌كند. (1335) در پس این تجربه او به ساده‌سازی و هندسی كردن نقشمایه‌های كهن و با توجه به آثار «پل كلی» می‌پردازد كه باز هم مورد تشویق قرار می‌گیرد.
    با همین آثار نیز در اولین بی‌ینال تهران (1337) شركت می‌كند. در همین ایام است كه با دختری ایتالیایی آشنا می‌شود كه این آشنایی بعد از مدتی به ازدواج آن‌ها منتهی می‌شود.

    وزیری به‌تدریج در سال 1337 به نوعی نقاشی آبستره‌ی تك‌فام با استفاده از ریتم خطوط و با حركات سریع دست می‌پردازد كه تداعی‌گر فضای كیهانی بود. با یكی از همین آثار در مسابقه‌ی بین‌المللی نقاشی شهر راونا شركت می‌كند و موفق به كسب دیپلم افتخار و جایزه‌ی نخست‌وزیر ایتالیا می‌شود.
    سال 1338 درسش را در آكادمی رم به پایان می‌رساند. پایان‌نامه‌ی او درباره موندریان و تأثیر او در هنر قرن بیستم و چگونگی روش كار او از طبیعت‌گرایی تا آبستره است. بورس او در این زمان قطع می‌گردد ولی در این مدت موفق شده تا ماشینی خریداری كند و با آن سفرهای زیادی به شهرهای مختلف ایتالیا، آلمان، هلند و دیدن موزه‌های آن‌ها داشته باشد. «در این سال اتفاق تازه‌ای در كار من روی داد. به اتفاق چند تن از دوستانم برای تفریح و شنا به كنار دریاچه آلبانو Albano كه ساحل آن پوشیده از ماسه‌های سیاه است، رفته بودیم. من برای این‌كه دوستانم را بخندانم، تنم را با استفاده از این شن‌ها سیاه كرده بودم. یك‌دفعه متوجه نكته‌ای شدم. تضاد رنگی خطوط ماسه‌های سیاه و پوست روشن بدن، ایده‌های تازه‌ای در من بیدار كرد.
    كیسه‌ای از آن ماسه‌ها را پر كرده به خانه بردم. آن‌ها را كف اتاق ریختم و با حركت انگشتانم شروع به بازی روی آن‌ها كردم. مدت‌ها تلاش كردم تا بالاخره اسلوب تثبیت كار را یافتم بدین ترتیب تعداد زیادی كار با این روش انجام دادم. از پروفسور توتی شالویا دعوت كردم كارهای مرا ببیند. بعد از دیدن كارها به من گفت: تو كاری كردی كه كسی تا به حال انجام نداده و این تو را در مقام یك هنرمند قرار می دهد. او مرا پیش پروفسور جولیو كارلو‌آرگان كه هنرشناس برجسته‌ای بود فرستاد. ایشان هم كارهای مرا تأیید كردند و به من پیشنهاد دادند تا از آن‌ها نمایشگاهی بگذارم و او هم درباره آن‌ها نقد بنویسد.
    و این آغاز زندگی وی به عنوان یک هنرمند بود.
    فراوری:س.رمضان ماهی
    بخش هنری تبیان

    منبع: حسن موریزی نژاد/ مجله تندیس
    شيشه ي پنجره را باران شست
    از دل من اما
    چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟

  8. کاربر روبرو از پست مفید ! Justice ! سپاس کرده است .


  9. #225
    ! Justice ! هم اکنون آنلاین است.
    مدیر بخش ورزش

    قضیه فرق کرده با قبلنا حرفامو دیگه نمیگم با کفترا
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    "یک پارس"
    نوشته ها
    100,338
    پسند شده های دریافتی
    9764
    پسند شده های ارسالی
    57
    نوشته های وبلاگ
    7

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :55338


    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    موسیقی ایرانی



    این نوشته به بررسی اجمالی تاریخ موسیقی ایرانی از دوران کهن تا ادوار اسلامی می پردازد و سپس به معرفی پر کاربردترین سازهای ایرانی ، دستگاه های موسیقی و ردیف های موسیقی پرداخته و جایگاه موسیقی فولکلور نیز تبیین می کند.



    استعداد هنری مردم سرزمین ایران علاوه بر خلق میراث درخشان ادبی، هنرهای تزئینی و صنایع دستی بدیع و معماری متعالی ، فرهنگ موسیقائی پالوده ای را نیز در بطن خود پرورید که تاثیرات آن تا دوردستهای اسپانیا و ژاپن را نیز درنوردیده است.
    پیشینه تاریخی

    تاریخ رشد و تکامل موسیقی در ایران (پارس) به دوران ماقبل تاریخی باز می گردد. "اختراع" موسیقی به شهریار بزرگ افسانه ای، جمشید، نسبت داده شده است. از اسناد و مدارک جداگانه ای که از دوره های مختلف تاریخی ایران به دست آمده چنین استنباط می شود که پارسیان دارای فرهنگ موسیقائی غنی و پیچیده ای بوده اند. علی الخصوص از دوران ساسانی (226 تا 651 م.) شواهد فراوانی به دست آمده که بر وجود حیات موسیقائی پویائی در سرزمین پارس دلالت دارد. از این دوره نام موسیقیدانان برجسته ای چون باربد، نکیسا و رامتین به همراه عنوان برخی از آثارشان از گزند زمان مصون مانده است.
    با ظهور اسلام در سده هفتم میلادی موسیقی ایرانی، همانند دیگر خصایص فرهنگی ایران، از عناصر اصلی سازنده چیزی شد که از آن پس تا به امروز به نام "فرهنگ اسلامی" شناخته می شود. موسیقی دانان و موسیقی شناسان ایرانی مقتدرانه بر حیات موسیقائی امپراطوری شرقی اسلامی تسلط یافتند. نام هائی چون فارابی (وفات 950 م.)، ابن سینا (وفات 1037 م.)، رازی (وفات 1209 م.)، ارموی (وفات 1294 م.)، شیرازی (وفات 1310 م.) و مراغی (وفات 1432 م.) تنها مشتی هستند از خروار، در میان پیشگامان موسیقی ایرانی دوره اسلامی. در قرن شانزدهم میلادی و در زمان سلطنت سلسله صفویه (1499 تا 1746 م.) "عصر طلائی" جدیدی در موسیقی ایرانی آغاز شد. با این حال از آن زمان تا دهه سوم قرن بیستم میلادی، این موسیقی به تدریج به هنری تزئینی و تفسیری صرف تنزل یافت که در آن نه مجالی برای رشد خلاق و نه میدانی برای تحقیقات علمی باقی مانده بود.
    از اوایل قرن بیستم بار دیگر موسیقی ایرانی تلاش برای دستیابی به ابعادی وسیع تر را آغاز کرد. انگیزه قدرتمندی برای خلاقیت، ورای سنت های دیرین و شناخته شده، و توجه به پژوهش در عناصر ساختاری در میان فعالان این رشته ظاهر گردید. با این همه، آن چه که امروز به عنوان موسیقی ملی ایران می شناسیم ادامه سنت گذشته است که مهر برجسته ای از شیوه های اجرای قرن نوزدهم را بر پیشانی خود دارد.
    این موسیقی سنتی یا به عبارتی کلاسیک، نماینده هنری بسیار آراسته و پیچیده است که قهرمانان آن، موسیقیدانان حرفه ای شهرنشین بوده اند. پیش از آغاز این قرن این هنرمندان تحت حمایت اشراف قرار داشتند. امروزه موسیقیدانان ایرانی در جامعه ای که با روندی تصاعدی به سوی مدرنیزه شدن پیش می رود، عموما درچنبره ضبط و پخش و رسانه تلویزیون گرفتار شده اند. به علاوه، این هنرمندان عمدتا به تدریس خصوصی و یا در مدارس موسیقی اشتغال دارند.
    "اختراع" موسیقی به شهریار بزرگ افسانه ای، جمشید، نسبت داده شده است


    ساختارها

    رپرتوار کلاسیک موسیقی ایرانی که در طول زمان با سنت سینه به سینه منتقل شده، شامل بدنه ای از قطعات قدیمی مدون است که "ردیف" موسیقی ایرانی نام دارد. این قطعات در دوازده دسته بندی قرار گرفته اند که هفت تا از آن ها ساختارهای مدال اصلی به حساب آمده و "دستگاه" (نظام یا سیستم) نامیده می شوند. این دستگاهها عبارتند از: شور، همایون، سه گاه، چهارگاه، ماهور، راست پنجگاه و نوا. پنج گروه باقی مانده را عموما به عنوان دستگاههای ثانویه یا مشتق شده از دستگاههای اصلی می شناسند. چهار گروه از آنها به عبارت ابوعطا، دشتی، بیات ترک و افشاری را مشتق از دستگاه شور و بیات اصفهان را زیر- دستگاه همایون می دانند. قطعات مفرد در هر یک از این دوازده گروه با نام عمومی "گوشه" نامیده می شود، اما هر گوشه برای خود عنوان خاصی دارد که اغلب عنوانی توصیفی است. یک گوشه را نمی توان یک اثر موسیقائی تعریف شده به حساب آورد؛ گوشه در واقع نمایانگر فرمول و قاعده ساختاری مدال، ملودیک و گاهی اوقات ریتمیک است که اجرا کننده باید بداهه نوازی خود را بر پایه آنها استوار کند. بنابراین ردیف منبعی نامتناهی از بیان موسیقائی به دست می دهد. قابلیت انعطاف مواد پایه و میزان آزادی در بداهه سازی به حدی است که قطعه ای که دوبار توسط یک نوازنده، در یک نشست، اجرا می گردد می تواند در ترکیب بندی ملودیک، فرم، مدت زمان اجرا و تاثیر احساسی متفاوت باشد.

    قاعده کلی ساختمان مدهای ایرانی بر پایه مفهوم تتراکوردهای متصل و منفصل بنا شده، که با نظام یونان باستان قابل انطباق است. کروماتیسیسم مورد استفاده قرار نمی گیرد و یک اکتاو هرگز بیشتر یا کمتر از هفت نت اصلی نیست.
    بر خلاف نظر متداولی که وجود دارد، چیزی به عنوان کوارترتون در موسیقی ایرانی مشاهده نمی شود. با این حال، یک نوع فاصله بسیارمشخص و معین وجود دارد که فاصله دوم و خنثی است. با این که این فاصله ای است بسیار انعطاف پذیر، اما در تمامی واریاسیونهای خود به نحو قابل توجهی از دوم کوچک (half-step) بزرگتر و از دوم بزرگ (whole-step) کوچکتر است. فاصله دیگری که مختص برخی از مدهای ایرانی است از دوم بزرگ بزرگتر است اما آن قدر بزرگ نیست که دوم افزوده به شمار آید. در موسیقی اصیل ایرانی فاصله دوم افزوده غربی اصولا استفاده نمی شود.
    از نقطه نظر ریتم، اکثریت گوشه ها انعطاف پذیر و آزادند و نمی توان آنها را به یک نظام ثابت متریک منسوب کرد. اما در هر دستگاهی، چند گوشه با قوانین متری وجود دارد که با هدف ایجاد تنوع مقطعی در تاثیرات وزنی، در بین قطعات با وزن آزاد نواخته می شوند. هر دو میزان دوتائی و سه تائی معمول است؛ و میزانهای لنگ هم در موسیقی فولکلوریک نواحی معینی دیده می شود، و در موسیقی کلاسیک ایرانی بسیار نادر است.
    همانند بسیاری از سنن موسیقائی غیرغربی، موسیقی ایرانی هم از یک نظام هارمونیک مدون بی بهره است. رشد و نمو این موسیقی عمدتا ملودیک بوده است و بدین گونه، میزان بسیار بالاتری از پالودگی ملودیک نسبت به موسیقی غربی در موسیقی ایرانی یافت می شود.
    سازها

    تعداد سازهای موسیقی که در تاریخ کهن سال ایران یا پارس شناخته شده بیش از آن است که مجال ذکر نام همه آنها در اینجا باشد. سازهائی که در ذیل ذکر آنها خواهد رفت، در زمان حال در گستره وسیعی مورد استفاده اند:
    تار: سازی است زهی و مضرابی با شش سیم و دامنه صدادهی دو اکتاو و یک پنجم.
    سه تار: سازی است هم خانواده با تار با همان دامنه صدادهی، اما دارای چهار سیم. سه تار با ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته می شود.
    عود: نامی است عربی برای یک ساز کهن ایرانی به نام بربط. این نیز سازی زهی و مضرابی است با نه یا یازده سیم. ساز اروپائی "لوت" از عود مشتق شده است.
    این موسیقی سنتی یا به عبارتی کلاسیک، نماینده هنری بسیار آراسته و پیچیده است که قهرمانان آن، موسیقیدانان حرفه ای شهرنشین بوده اند. پیش از آغاز این قرن این هنرمندان تحت حمایت اشراف قرار داشتند.

    کمانچه: سازی است آرشه ای با چهار سیم که مشابه ویلونسل نواخته می شود، با این تفاوت که اندازه و دامنه صدائی آن را می توان با ویلن مقایسه کرد.
    سنتور: نوعی "دولسیمر" که با مضرابهای ظریف چوبی نواخته می شود، و دامنه صدادهی آن فراتر از سه اکتاو است.
    نی: نام عمومی برای انواع متعددی از فلوت.
    تمبک: ساز کوبه ای اصلی در موسیقی کلاسیک ایرانی. شکل آن شبیه به گلدان است که در قسمت باریک باز بوده و انتهای آن با پوست کاملا کشیده بسته می شود.
    دایره: تمبورین.

    موسیقی فولکلوریک و پاپ


    مفاهیم مدال در موسیقی فولکلوریک ایرانی مستقیما به موسیقی کلاسیک ارتباط دارند. با این حال در اینجا بداهه سازی نقش کمتری را ایفا می کند، از آنجا که نغمات فولکلور با اجزای ملودیک و ریتمیک کمابیش معینی مشخص شده اند. کارکرد هر ملودی فولکلور حالت آن را مشخص می سازد. ملزومات متفاوت زیبائی شناختی آهنگهای عروسی، لالائی ها، آهنگهای عاشقانه، آهنگهای خرمن، قطعات رقص و غیره با سادگی و شفافیت به اندازه و مناسبی پاسخ داده می شوند.
    اکثریت سازهای کلاسیک برای نوازندگان فولکلور بیش از اندازه پیچیده و مشکل هستند. در عوض، عملا دهها ساز موسیقی از انواع مختلف در میان مردم غیرشهری رواج دارد. در واقع، هریک از نواحی ایران می تواند ادعا کند که سازی مخصوص به خود دارد. با این وجود، سه نوع ساز در تمامی صفحات کشور دیده می شود که عبارت است از نوعی شاوم (Shawm) به نام سرنا (یا زرنا)، انواع مختلف نی (فلوت) و دهل، نوعی طبل دوسره.
    هر بحثی در باب موسیقی ایرانی الزاما باید اشاره ای نیز به موسیقی تلفیقی جدید ایرانی – غربی داشته باشد که در حوزه موسیقی پاپ – تجاری کاربرد دارد. استفاده از ریتمهای پاپ غربی، هارمونی های ابتدائی روی آن و بهره گیری از گروههای نسبتا بزرگی که عمدتا از سازهای غربی استفاده می کنند از عوامل مشخصه این نوع موسیقی به شمار می آیند.
    جنبه های ملودیک و مدال این آثار بیشتر برپایه عناصر ایرانی استوار است. در کل، زیر سوال بردن ارزش هنری این آمیزه موسیقائی و دست کم گرفتن آن، می تواند قضاوت سهل انگارانه ای باشد.
    بخش هنری تبیان



    منبع: مترجم: هرمز فرهت/ برگرفته از کاتالوگ فستیوال موسیقی شرق دانشگاه دورهام انگلستان
    شيشه ي پنجره را باران شست
    از دل من اما
    چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟

  10. کاربر روبرو از پست مفید ! Justice ! سپاس کرده است .


  11. #226
    ! Justice ! هم اکنون آنلاین است.
    مدیر بخش ورزش

    قضیه فرق کرده با قبلنا حرفامو دیگه نمیگم با کفترا
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    "یک پارس"
    نوشته ها
    100,338
    پسند شده های دریافتی
    9764
    پسند شده های ارسالی
    57
    نوشته های وبلاگ
    7

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :55338


    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    سنگ نبشه های تاریخی

    دوران پیش از اسلام در ایران


    سنگ نبشته های دوران ایران باستان، زبان گویا و مستند گذشته این سرزمین هستند. مقاله زیر به شرح و تبیین برخی از مهمترین این کتیبه ها می پردازد.



    سنگ نبشته های دوران ایران باستان، زبان گویا و مستند گذشته این سرزمین هستند. برای پژوهش پیرامون فرهنگ و باورهای مردم این سرزمین و آنچه به گذشته تاریخی ایران تعلق دارد، این سنگ نبشته ها دربرگیرنده آموزه هایی ارزشمندند. بدون شک نقطه آغاز میراث کهن ایران، ریشه در این اسناد دارد.
    در تمامی نقوش برجسته و کنده کاری های ایران باستان صرف نظر از ارزش والای هنری و میزان دقت و مهارتی که در خلق این آثار به کار رفته، نام ایزدان آریایی ها همانند اهورامزدا، آناهیتا، مهر، ناهید و… به چشم می خورند. این وجه فرهنگی سنگ نبشته های قبل از اسلام، در عهد هخامنشی دارای وجه پررنگ تری است و در دوران اشکانی و ساسانی با اندکی تفاوت به چشم می خورد.
    در سنگ نبشته های باقیمانده از دوران هخامنشی، شهریاران این سلسله که به باورهای آسمانی، آیین های ملی و دینی و بویژه فرهنگ ایران بسیار اهمیت می دادند، پس از ستایش اهورا مزدا مردم را هم به پیروی از فرامین او سفارش می کردند. این موضوع در منشور کورش، سنگ نبشته های داریوش در نقش رستم، بیستون، شوش و تخت جمشید و خشایارشاه و اردشیر در تخت جمشید دیده می شود.در واقع شهریاران ایران، در این سنگ نبشته ها باورهای آسمانی و فرهنگی اقوام آریایی ایرانی را متناسب با زمان به آیندگان منتقل کرده اند.
    سنگ نبشته های باقیمانده از عهد اشکانیان بیانگر تنوع باورهای دینی ایرانیان آن دوران است. در این آثار، پادشاه در برابر مکانی که برای اهدای قربانی و نذورات تعبیه شده بود و در بالای آن مشعل و نماد بالدار فروهر حک شده، خودنمایی می کند که در دستانش چیزی به عنوان نذر و نیاز قرار دارد.
    به هر حال هنر ایران عهدباستان مانند ریشه سرسبزی، خرمی و جاودانگی درخت میراث فرهنگی و تمدن ایران است و باورها و آداب و رسوم اقوام ایرانی هم شاخ و برگ آن است.
    در سنگ نبشته های باقیمانده از دوران هخامنشی، شهریاران این سلسله که به باورهای آسمانی، آیین های ملی و دینی و بویژه فرهنگ ایران بسیار اهمیت می دادند، پس از ستایش اهورا مزدا مردم را هم به پیروی از فرامین او سفارش می کردند

    حال به برخی از مشهورترین این سنگ نوشته ها اشاره می شود:
    نقش رستم

    این اثر در دل کوه از دوران هخامنشیان که در نزدیکی تخت جمشید واقع شده، بر جای مانده است. برخی آثار هنری و پیکره ها و آرامگاه های شهریاران عهد هخامنشی، اشکانی و ساسانی، آتشگاه ها، پرستشگاه ها و بنایی معروف به کعبه زرتشت در روبه روی کوهی که نقش رستم بر آن خودنمایی می کند به چشم می خورند.
    نقش رستم نمایانگر علامت ها و نشانه هایی است که پادشاهان، خاندان ها، نجیب زادگان، بزرگان اشراف ایران و شخصیت های بزرگ دینی و سیاسی آن دوران با آن نشانه ها، قابل شناسایی هستند.
    قدیمی ترین نقش هایی که در نقش رستم کنده شده به نخستین پادشاهان هخامنشی از جمله کورش، کمبوجیه، داریوش و خشایارشاه تعلق دارد. الگوی معماری آنچه در نقش رستم و سایر آثار تاریخی کهن در تخت جمشید، استخر و بیشاپور بنا شدند در جنوب کازرون و نقاط دیگر را می توان در پاسارگاد پیدا کرد.
    به بیان دیگر، آثار باستانی پاسارگاد، الهام بخش معماری های بعدی ایرانیان از جمله نقش رستم، نقش رجب، سر مشهد (در جنوب کازرون)، استخر، تخت جمشید و مناطق دیگر بوده است.

    کتیبه ای از داریوش کبیر در نقش رستم وجود دارد که در آن از مطیع ساختن «سکا های آن سوی دریا» که احتمالا در جنوب غرب روسیه سکونت داشته اند نام برده می شود.
    کتیبه ای هم به خط آرامی در این آرامگاه وجود دارد که تقریبا تمامی قسمت های آن ناخوانا و از بین رفته است که به ظن قوی این کتیبه را سلوکیان از خود به جا گذاشته اند.
    اردشیر و پسرش شاهپور ساسانی نیز در نقش رستم و کعبه زرتشت آثار فراوانی که حاوی شرح جنگ ها، فتوحات و باورهای فرهنگی و دینی شان است، خلق کرده اند. شرح درهم شکستن امپراتور روم توسط شاهپور در یک نقش برجسته که در آن والریانوس در پای او افتاده از دیگر آثار مهم نقش رستم است.
    شاهپور کتیبه ای بر دیوار آتشگاه موجود در نقش رستم نوشته که در آن شرح کامل اقدامات حکومتی، سیاسی، نظامی و پیروزی ها و اعتقاداتش را توضیح می دهد.
    آثاری از اقوام عیلامی نیز در نقش رستم به چشم می خورد. زبان و خط عیلامی یکی از مواردی است که کتیبه های عهدباستان در کنار الفبا و زبان یونانی و بابلی مورد استفاده قرار می گرفت و این دلیل نفوذ و اهمیت اقوام عیلامی و تمدن آنها در دوره هخامنشی است. بعلاوه اطلاعاتی در زمینه فرهنگ تمدن آنشان در آثار عیلامی نقش رستم دیده می شود.
    کعبه زرتشت

    کعبه زرتشت، عمارتی مکعبی شکل است که در مقابل نقش رستم قد برافراشته است. از جنبه معماری، کعبه زرتشت بسیار دقیق و ظریف ساخته شده به طوری که در مقاطعی از عهد باستان برای تعیین ساعت روزانه از آن بهره برداری می شده است. این بنا متعلق به دوره ساسانی است.
    تابش آفتاب بر این عمارت و سایه آن روی زمین موجب تعیین دقیق ساعت در طول روز می شد. در کعبه زرتشت، آتش مقدس برای برگزاری آیین های تاج گذاری، اعیاد و جشن های ملی و دینی همانند نوروز و مهرگان نگهداری می شد و در آن، مکانی هم برای نذورات و قربانی کردن حیوانات در مراسم تعبیه شده بود.
    نقش رستم نمایانگر علامت ها و نشانه هایی است که پادشاهان، خاندان ها، نجیب زادگان، بزرگان اشراف ایران و شخصیت های بزرگ دینی و سیاسی آن دوران با آن نشانه ها، قابل شناسایی هستند.

    چنین مکانی در دیگر بناهای موجود در اطراف تخت جمشید از جمله نقش رجب و استخر هم وجود دارد.
    برخی از تاریخ شناسان ایرانی معتقدند که در کعبه زرتشت اسناد و مدارک مذهبی نگهداری می شده است از جمله مهمترین این مدارک، نگهداری کل متن کتاب اوستا ( کتاب مقدس زرتشتیان) بوده که بر روی 12000 پوست گاو با رنگ طلا نوشته شده است. این کتاب که 21 نسک ( فصل) داشته در حمله اعراب مسلمان به ایران آتش زده شد و کامل از بین رفت به طوری که هم اکنون تنها 5 نسک آن موجود است.

    نقش رجب


    این اثر نیز در نزدیکی تخت جمشید قرار دارد. آثاری از پیکره های دوران باستانی را در نقش رجب می توان مشاهده کرد که علائم بازشناسی خاندان های ایرانی را نشان می دهد. در نقش رجب، کرتیر، موبد موبدان ساسانی، کتیبه ای از خودش بر جای گذاشته که در آن انگشت خود را به نشانه احترام بلند کرده است.
    کرتیر به تنهایی آیین زرتشتی را تدوین، احیا و تفسیر و حتی حکم تکفیر و ارتداد برای پیروان آیین صادر می کرد. شاهپور، بزرگ ترین پادشاهی بود که از کرتیر و آموزه ها و برداشت های دینی او حمایت کرد. پیکره و سنگ نبشته کرتیر پشت سر شاهپور در نقش رجب، نشان از توجه شاهپور و دادن اجازه به او برای کندن این سنگ نبشته است، زیرا مجوز ایجاد تندیس یا سنگ نبشته (کتیبه) در انحصار و اختیار شاه بود. کرتیر در سنگ نبشته ای در نقش رجب منشوری دینی در باب آیین زرتشتی ارائه داده است.
    سنگ نبشته ای دیگر پشت نقش برجسته شاهپور ساسانی از کرتیر وجود دارد که 81 سطر است و تمام آن پیرامون آیین زرتشتی سخن گفته است. سنگ نبشته ای مشتمل بر 59 سطر که 25 سطر آن با آنچه در نقش رجب هست، در عمارت باستانی سر مشهد واقع در جنوب کازرون پیدا شده است.
    فرآوری:یاسمن پیشوایی
    بخش هنری تبیان

    منابع: قاسم آخته – روزنامه جام جم
    تاریخ ما/ نویسنده انی کاظمی
    شيشه ي پنجره را باران شست
    از دل من اما
    چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟

  12. کاربر روبرو از پست مفید ! Justice ! سپاس کرده است .


  13. #227
    ! Justice ! هم اکنون آنلاین است.
    مدیر بخش ورزش

    قضیه فرق کرده با قبلنا حرفامو دیگه نمیگم با کفترا
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    "یک پارس"
    نوشته ها
    100,338
    پسند شده های دریافتی
    9764
    پسند شده های ارسالی
    57
    نوشته های وبلاگ
    7

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :55338


    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    امپرسیونیسم

    هنر و مدرنیته


    در سال 1874 گروهی از نقاشان و مجسمه سازان، نمایشگاه گروهی را در پاریس برگزار کردند که باعث شکل گیری نهضتی با نام “امپرسیونیسم”‌ شد. در میان بنیان گذاران گروه هنرمندانی چون: کلود مونه، ادگار دگاس و کامیل پیسارو وجود داشتند.



    در سال 1874 گروهی از نقاشان و مجسمه سازان، نمایشگاه گروهی را در پاریس برگزار کردند که باعث شکل گیری نهضتی با نام “امپرسیونیسم”‌ شد. در میان بنیان گذاران گروه هنرمندانی چون: کلود مونه، ادگار دگاس و کامیل پیسارو وجود داشتند.
    اعضای گروه با مستقل شدن از مجمع رسمی سالیانه که شامل هیئت ژوری از هنرمندان منتخب آکادمی هنرهای زیبا بود، متحد شدند و با وجود شیوه متفاوتی که در ارائه نقاشی هایشان داشتند، در جامعه به عنوان یک گروه مستقل و جدید ظاهر شدند.
    درحالیکه منتقدان سنتی آثار آنان را طراحی های نیمه تمام خواندند و به باد انتقاد گرفتند، نویسندگان مترقی تر، آنها را بخاطر نحوه نمایش زندگی مدرن مورد ستایش قرار دادند. برای نمونه، ادموند دورانتی در مقاله ای به نام ”‌ نقاشی مدرن”‌ در سال 1876 نحوه نمایش آنان از یک موضوع معاصر را شیوه ای بدیع و مناسب و انقلابی در نقاشی عنوان کرد.
    افراد گروه از انتخاب نامی برای این شیوه که دلالت بر نوعی اتحاد یا سبک باشد دوری می کردند با این حال بعضی هایشان نامی را که در آخر برایشان در نظر گرفتند و به آن شناخته می شدند یعنی ”‌ امپرسیونیست ها”‌ را پذیرفتند. امروزه آثار آنها با ویژگی هایی چون مدرن بودن و محتوایی در جهت مخالف شیوه های سنتی، تلفیق تکنیک ها و ایده های جدید و نوع بیانشان از زندگی مدرن، شناخته شده اند.
    درحالیکه منتقدان سنتی آثار آنان را طراحی های نیمه تمام خواندند و به باد انتقاد گرفتند، نویسندگان مترقی تر، آنها را بخاطر نحوه نمایش زندگی مدرن مورد ستایش قرار دادند

    تابلویی از کلود مونه با نام “Impression, Sunrise”‌ که در سال 1874 به نمایش درآمد، باعث انتخاب نام امپرسیونیسم برای این آثار شد زیرا منتقدی به نام “لوییز لروی”‌ این اثر را یک طراحی نیمه تمام و یک “تاثیر”‌ خواند و نه یک نقاشی و از آن انتقاد کرد! این نام، شیوه ای را که اکثر نقاشان مستقل از آن استفاده می کرد، نشان می داد: ضربه های کوتاه و بریده قلم مو که اشکال و رنگهایی خالص و مخلوط نشده به دست می دهد و بر تاثیر نور در نقاشی تاکید می کند.

    آنها سایه روشن ها را با رنگ های دیگری غیر از سفید و خاکستری و سیاه نمایش می دادند. استفاده آزاد و رهای انها از قلمو اثری ناگهانی و بی قید و بند بر روی تابلو داشت که غالباً کل کار و ترکیب بندی را می پوشاند. مانند تابلوی “Allée of Chestnut Trees”‌ از آلفرد سیسلی در سال 1878. این شیوه ی به ظاهر اتفاقی با استقبال گسترده ای مواجه و حتی در مجمع سالیانه، به عنوانی زبانی جدید از نمایش زندگی مدرن شناخته شد.
    علاوه بر تکنیک افراطی آنها، رنگهای روشن پرده های نقاشی امپرسیونیسم چشمها را که تا آن زمان به رنگهای سنگین نقاشی های آکادمیک عادت داشت، می زد. آنها از لایه ضخیم رنگ طلایی که نقاشان برای ملایم کردن اثر خود روی بوم میکشند، نیز استفاده نمی کردند. نقاشی ها بخودی خود بسیار روشن بودند. قرن نوزدهم شاهد گسترش ترکیب رنگهای جدیدی در هنر نقاشی بود، سایه هایی با آبی روشن، سبز و زرد که نقاشان تا پیش از آن هرگز استفاده نکرده بودند. برای مثال ادوارد مانه در سال 1874 در تابلوی نقاشی “Boating ”‌ به طور وسیعی از آبی نیلگون و ترکیبی از آبی سیر استفاده کرده است. کادربندی عجیب، ترکیب بندی متاثر از ژاپنی ها، قایقرانی شیک پوش و دستیار او با فرمی مدرن، و استفاده از مواد متعدد در نقاشی از ویژگی های دیگر این تابلوست.
    تابلویی از کلود مونه با نام “Impression, Sunrise”‌ که در سال 1874 به نمایش درآمد، باعث انتخاب نام امپرسیونیسم برای این آثار شد زیرا منتقدی به نام “لوییز لروی”‌ این اثر را یک طراحی نیمه تمام و یک “تاثیر”‌ خواند و نه یک نقاشی و از آن انتقاد کرد!

    استفاده از محیط های روستایی و حومه شهر پاریس، موضوع مورد علاقه نقاشان امپرسیونیسم خصوصاً کلود مونه و پیرآگوست رنوار بود. خیلی از آنها برای نقاشی چند ماه یا یکسال را خارج از شهر می گذراندند. خطوط راه آهن که به تازگی در خارج از پاریس تاسیس شده بود، بسیاری از پاریسی ها را در آخر هفته ها به حومه شهر می کشاند. بعضی از انها ترجیح می دادند بر زندگی روزانه مردم بومی دهکده تمرکز کنند و بعضی دیگر به زندگی کسانی که برای تعطیلات به دهکده می آمدند و از زندگی مدرن فاصله می گرفتند.

    شاید پایگاه اولیه مدرنیته در اواخر قرن نوزده خود شهر پاریس بود، که در بین سالهای 1853 تا 1870 در زمان ناپلئون سوم نوسازی شد. فرمانده ارشد او به نام “بارون هوسمن”‌ پروژه ها را هدایت می کرد و دستور به تخریب ساختمانهای قدیمی داد تا فضایی بازتر، پاکیزه تر و ایمن تر برای پاریس ایجاد کند.
    یکی دیگر از اتفاقاتی که به چهره جدید پاریس کمک کرد، محاصره شهر در جنگ Franco-Prussian در سال 1870-1871 بود که باعث بازسازی شهر تخریب شده، گردید و در این زمانی هنرمندان امپرسیونیست چون پیسارو و گوستاو کایلبوت تابلوهایی از چهره جدید شهر خلق کردند. آنها از سبک خود برای به تصویر کشیدن بلوارهای عریض، باغهای عمومی و ساختمانهای بزرگ استفاده کردند. گروهی دیگر بر زندگی کارگران، خواننده ها، رقاص ها وگروهی برلحظه های کوتاه و گذرای زندگی شخصیت هایی که مشاهده می کردند، تمرکز می کردند.
    این جمع، در بین سالهای 1874 تا 1886 ،8 نمایشگاه گروهی برپا کردند، اما بعدها عواملی چون محاصره پاریس، اختلافات سیاسی و فلسفی، باعث جدایی تعدادی از اعضا شد و تغییرات زیادی بین افراد گروه به وجود آورد.
    تنوع زیاد و اشکال زیادی که در این نهضت به وجود آمد، ارائه تعریفی دقیق از امپرسیونیسم را مشکل می سازد. زندگی این مکتب مانند تاثیرات نوری که در تابلوهایشان خلق می کردند، کوتاه و گذرا بود اما حرکت این نهضت و نتایج آن و رویکرش به مدرنیته، بعدها مانند سکوی پرشی برای هنر پیشروی اروپا شد.
    بخش هنری تبیان



    منابع: سایت فریا
    metmuseum.org
    شيشه ي پنجره را باران شست
    از دل من اما
    چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟

  14. کاربر روبرو از پست مفید ! Justice ! سپاس کرده است .


  15. #228
    ! Justice ! هم اکنون آنلاین است.
    مدیر بخش ورزش

    قضیه فرق کرده با قبلنا حرفامو دیگه نمیگم با کفترا
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    "یک پارس"
    نوشته ها
    100,338
    پسند شده های دریافتی
    9764
    پسند شده های ارسالی
    57
    نوشته های وبلاگ
    7

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :55338


    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    پرتره هایی از مصر باستان


    پرتره های فیوم، نقاشی هایی به جای مانده از تمدن مصر تحت استیلای روم در حدور 200میلادی است. این نقاشی ها نمایانگر چهره فرد متوفی است که حالتی واقعگرا دارد.



    " خوشا آنکه تو را نقش می کند و خوشا آن مومی که خود را جذب در زیبایی تو می کند/کاش می توانستم , حتی , موریانه ای باشم در آن چوب تا بتوانم به تمامی در خود بگیرمت"
    ادبیات یونان جلد 12 و 90
    پرتره های فیوم تعداد بسیاری نقاشی؛ به جا مانده از قرن سوم پس از میلاد هستند , که در منطقه فیوم واقع در مصردر 60 کیلومتری جنوب غربی قاهره و در نزدیکی آرسینو و فیلادلفیا پیدا شده .
    این نقاشی ها با تکنیک “محرق نگاری [1]”‌ , با موم داغ بر روی تخته های چوب یا بوم کشیده می شده و بر روی مومیایی گذاشته می شده است. این تکنیک را هنر نقاشی انکاستیک یا نقاشی موم مذاب نیز می نامند.
    بیشتر این نقاشی ها مربوط به مردگان جوان و گاه کودکان اند .
    بنا بر عقیده آقای ”‌ واکر”‌ اسکن بر روی تمامی مومیایی ها مطابقت سن و جنسیت نقاشی مربوط به هر مومیایی را تصدیق می کند..”‌ واکر”‌ هم چنین می نویسد که پایین بودن سن مرگ در آن موقعیت زمانی , می توانسته منجر یه کاهش حس امید و آرزو در زندگی در آن دوره شده باشد. همچنین بر آنند که این پرتره ها در اصل نقاشی هایی بودند که روی دیوار ها یا حصار های چوبی نقاشی می شده اند و این نقاشی ها یا تکه هایی از همان ها هستند و یا نسخه دومی از آنها این پرتره های خیره و جوان ,قرن ها نادیده و تنها به سر بردند تا در قرن شانزدهم ”‌ پترو دل آ وال ”‌ , یکی از نجیب زادگان جوان رومی و جهانگردی باتجربه , برای اولین بار موفق به دیدن زیبایی مجذوب کننده آنها شد.او در راه سفر برای دیدن گورستان تاریخی”‌ ساخار”‌ موفق به خرید دو مومیایی از یکی از روستاییان آن منطقه شد… که هر دوی این آثار هم اکنون در گنجینه باستان شناسی موزه”‌ درسدن ”‌ نگهداری می شوند
    در قرن نوزدهم و در سال 1889 ”‌ تئودور ریتر ون گراف ”‌ , از بازرگانان حرفه ای موزه و نیز نمایشگاهی دوره ای در شهر های اروپا از جمله پاریس , لندن, مونیخ و بروکسل برگزار کرد
    پرتره های فیوم تعداد بسیاری نقاشی؛ به جا مانده از قرن سوم پس از میلاد هستند , که در منطقه فیوم واقع در مصردر 60 کیلومتری جنوب غربی قاهره و در نزدیکی آرسینو و فیلادلفیا پیدا شده .

    این نقاشی ها از زیبا ترین آ ثار هنری دوران باستانند. سبک نقاشی آنها و مشخصه های زیبایی شناسی آن ها به نوعی نمایانگر تلاقی دوفرهنگ مصر باستان و روم است. هنر روم از جمله هنرهای دنیای باستان است که هنر نقاشی در آن دارای اهمیت خاصی است. نقاشی دیواری به عنوان جایگزینی بر هنر موزاییک کاری متداول در یونان در دوران استیلای روم نشأت یافت. زمانی که تمدن رومی توانست بر مصر استیلا یابد این هنر نیز به واسطه هنرمندان بیگانه در مصر اشاعه یافت. سرزمین مصر که از دیرباز با هنر تقدیس مردگان اجین شده بود توانست این هنر را به خدمت عقاید کهن در آورد. در واقع می توان گفت نقاشی های فیوم محل تلاقی تفکر مصری و واقع گرایی موجود در تفکر رومی است.
    پی نوشت:
    [1] نقاشی با رنگی که موم آب کرده بسازند. دراین نقاشی رنگ را بوسیله سوزاندن ثابت می کنند. موم را داغ کرده و رنگ دانه را به آن اضافه می کنند.مایع رنگین را بر سطح کار که معمولا چوب آماده شده است , می گذارند و با ابزاری فلزی قبل از بسته شدن موم نقش مورد نظر را بر آن طراحی می کنند .
    فراوری:س. رمضان ماهی
    بخش هنری تبیان

    منابع:
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    Fayum Portraits | By Berenice Geoffroy-Schneiter Thames and Hudson Press 1998 paris . ISBN 0-500-23763-8
    کلاه استودیو/ گرداوری و ترجمه : کارن رشاد
    شيشه ي پنجره را باران شست
    از دل من اما
    چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟

  16. کاربر روبرو از پست مفید ! Justice ! سپاس کرده است .


  17. #229
    ! Justice ! هم اکنون آنلاین است.
    مدیر بخش ورزش

    قضیه فرق کرده با قبلنا حرفامو دیگه نمیگم با کفترا
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    "یک پارس"
    نوشته ها
    100,338
    پسند شده های دریافتی
    9764
    پسند شده های ارسالی
    57
    نوشته های وبلاگ
    7

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :55338


    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    اسرار مونالیزا


    شاید بتوان گفت تابلوی مونالیزا ( لبخند ژوکند) اثر لئوناردو داوینچی، مشهورترین تابلوی هنری در تاریخ جهان است. این مقاله به برخی ار تحقیقاتی که بر روی این نقاشی انجام شده می پردازد.



    در سال 1969، پسربچه 11 ساله پاریسی با نام «پاسکال کوته» کارت متروی مادرش را قرض گرفت تا خود را به موزه لوور برساند و به گفته مادرش زیباترین نقاشی دنیا را به چشم ببیند. پسربچه آن‌قدر جلوی تابلوی نقاشی مونالیزا ایستاد تا مسوول موزه مجبور شد برایش یک صندلی ببرد.
    35 سال بعد کوته که دیگر یک مهندس شده بود باز هم سه ساعت را جلوی این شاهکار هنری سپری کرد، اما این بار با یک دوربین بزرگ و با کشف اسرار مهمی از این تابلوی پررمز و راز. بدین ترتیب و به کمک آن دوربین او توانست تصاویری مختلف از این تابلو را به انضمام چشم‌ها، دهان و دست‌های مونالیزا در ابعاد بزرگ بگیرد و در نمایشگاه مترئون سانفرانسیسکو در معرض دید بگذارد.
    مطالعات طولانی‌مدت روی تابلوی مونالیزا، کوته را به سمت طراحی و ساخت این دوربین سوق داد که با وضوح 250 مگاپیکسلی، از 13 طیف نوری برای تهیه عکس استفاده می‌کند.
    دوربین یاد شده با بهره‌برداری از فناوری مادون قرمز (Infrared) و همچنین روشن و واضح کردن تصاویر، تابلوی نقاشی را اسکن کرده و به‌صورت مجازی، لایه‌های روغن جلا را که در سال‌های متوالی روی آن زده شده، ورقه ورقه می‌کند و به عمق نقاشی نفوذ کرده و به سطح رنگ روغنی که لئوناردو داوینچی از آن استفاده کرده می‌رسد.
    در تصاویر گرفته شده توسط این دوربین، به طور مثال درخت‌ها سبزتر و آسمان آبی‌تر به نظر می‌آیند. به این ترتیب کوته با استفاده از تصاویر این دوربین، توانسته بدون صدمه‌زدن به تابلو و به صورت مجازی به عمق نقاشی نفوذ کرده و با رسیدن به سطح رنگ روغن آن به اسرار نقاشی این هنرمند بزرگ پی ببرد. کوته در نمایشگاه «اسرار مونالیزا منتشر شد» در سانفرانسیسکو و با حضور هزاران تماشاگر مشتاق، 25 مورد از رموز این نقاشی را که سال‌هاست در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، فاش کرد و به شرح مطالعات خود پرداخت.
    بسیاری از افراد که برای مشاهده این تابلو به موزه لوور می‌آیند چیز زیادی دستگیرشان نمی‌شود و حتی نمی‌فهمند که چرا مونالیزا بهترین تابلوی نقاشی جهان است.


    وی در افتتاحیه این نمایشگاه گفت: تابلوی مونالیزا همانند یک آهن‌ربا افراد را به خود جلب می‌کند و اکثر مردم دوست دارند این تابلو را به چشم خود ببینند.
    بسیاری از افراد که برای مشاهده این تابلو به موزه لوور می‌آیند چیز زیادی دستگیرشان نمی‌شود و حتی نمی‌فهمند که چرا مونالیزا بهترین تابلوی نقاشی جهان است. کوته در سال 2004، با دوربین 240 مگاپیکسلی خود از مونالیزا عکس‌های بسیاری گرفت. .
    وی پس از گرفتن عکس‌ها، برای آنالیز و مشاهده تصاویری که توسط امواج مادون قرمز و ماورای بنفشی گرفته شده و معمولا تنها توسط حشرات قابل رویت هستند، 3 هزار ساعت وقت گذاشت.
    کوته می‌گوید که 25 مورد از رمزهای مونالیزا را از زیر چندین لایه روغن جلا و پس از سال‌ها تعمیر و رفو کشف کرده است. تصاویری که توسط امواج مادون قرمز گرفته شده‌اند، لبخند صاحب تصویر این تابلوی نقاشی را بزرگ‌تر و واضح‌تر نشان می‌دهند. کوته حتی معتقد است که با کمک این دوربین می‌توان طرح مقدماتی لئوناردو داوینچی را نیز که قبل از تکمیل نقاشی توسط رنگ روغن روی تابلو کشیده است، مشاهده کرد، اما بزرگ‌ترین کشف کوته در مورد ابرو و مژه‌های شخصیت نقاشی شده در این تابلو است.

    وی می‌گوید: من یک مهندس هستم و همه‌چیز را به شکل منطقی خود می‌بینم. همیشه فکر می‌کردم که چرا ابرو و مژه در این نقاشی واضح نیست و چرا نقاشی با این مهارت و تبحر نباید به این جزئیات اهمیت بدهد؟! وی می‌افزاید: روزی با خودم گفتم اگر تنها یک تار ابرو یا یک مژه روی این تابلو پیدا کنم، در حقیقت مدرک بزرگی در دست خواهم داشت که ثابت می‌کند لئوناردو داوینچی برای شخصیت نقاشی خود مژه و ابرو کشیده است. این موردی است که تا آن موقع کسی کشف نکرده بود. سرانجام کوته در یکی از عکس‌هایی که از چشم‌های این نقاشی گرفته بود یک تار ابرو یافت. وی می‌گوید: اگر از نزدیک به چشمان مونالیزا نگاه کنید، ترک‌هایی را در اطراف چشم آن می‌بینید که بسیار ریز و تقریبا نامعلوم هستند و این نشان می‌دهد که قسمت چشم این نقاشی توسط مسوول یا مرمت‌گر آن پاک شده و مژه‌ها و ابروهای آن نیز به خاطر این دستکاری‌ها محو شده است. دوربین بسیار دقیق کوته وی را تشویق کرده تا در مورد جزئیات بیشتر این شاهکار هنری که همیشه اسراری در پس پرده داشته، بیشتر تحقیق کند.
    سطح مادون قرمز این تصویر نشان می‌دهد که انگشت‌های دست چپ مونالیزا، در ابتدا در یک جای دیگر، غیر از محل کنونی خود کشیده شده بودند. کوته می‌گوید: تغییر محل این انگشت‌ها روی تابلو به خاطر تغییر وضعیت لباس شخصی است که مدل نقاشی لئوناردو داوینچی شده است.
    وی می‌افزاید: بسیاری از افراد روی این نکته کار کرده‌اند و به نتیجه خاصی نرسیدند اما به نظر من دلیل موجه آن است که مکان قبلی مچ دست چپ روی پوششی قرار داشت که روی شکم مونالیزا بود و به نظر من این یک کشف بسیار بزرگ است.
    با استفاده از عکس‌ها دیده می‌شود که رنگ پوست مونالیزا صورتی کمرنگ و فضای پشت او آبی‌روشن است در حالی که وقتی به تابلو نگاه می‌کنید رنگ آن خاکستری-سبز دیده می‌شود. کوته گفت: لبخند ژکوند اصلی مونالیزا، بسیار عمیق‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد و در حقیقت این لبخند تمام صورت مونالیزا را گرفته بوده است. از دیگر اسراری که توسط این محقق کشف شده این است که قسمت آرنج مونالیزا دستکاری شده است. این قسمت در سال 1956 توسط شخصی که با سنگ به تابلو زده، مخدوش شده بود.
    همچنین همان پوششی که قسمت زانوی مونالیزا را پوشانده، قسمت شکم وی را نیز پوشانده است.
    بخش هنری تبیان



    منبع:روزنامه تهران امروز
    شيشه ي پنجره را باران شست
    از دل من اما
    چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟

  18. کاربر روبرو از پست مفید ! Justice ! سپاس کرده است .


  19. #230
    ! Justice ! هم اکنون آنلاین است.
    مدیر بخش ورزش

    قضیه فرق کرده با قبلنا حرفامو دیگه نمیگم با کفترا
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    "یک پارس"
    نوشته ها
    100,338
    پسند شده های دریافتی
    9764
    پسند شده های ارسالی
    57
    نوشته های وبلاگ
    7

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :55338


    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    تبلیغات


    تقدس خورشید

    در اساطیر مشترک هندی و ایرانی


    در این مقاله اشاره ای به تقدس خورشید در تفکر هندی شده است و نمادهای مشترک میان اساطیر هندی و ایرانی بیان شده است.



    اسطوره‌ها آئینه‌هایی هستندكه فرهنگ ملت‌ها را از زمان های گذشته تا به حال در دسترس ما قرار می‌دهند. در این میان هندیان و ایرانیان دارای میراث‌های مشتركی هستند كه تأثیر این میراث را بر اسطوره‌ها و آئین‌ها هم چنان می‌توان مشاهده كرد و در این قلمرو شباهت نقش مایه‌های مختلف تزئینی و نمادی و جنبه‌های متعدد اساطیر بخصوص اهمیت ستایش خورشید را نباید فراموش كرد. در این مقاله اشاره ای به تقدس خورشید در تفکر هندی شده است.
    قدیمی‌ترین اسطوره‌های خاورمیانه كه از آن مردم هند است بیشتر تصویرگر فرهنگ اقوام آریایی است كه در حدود هزارة دوم پیش از میلاد به هند مهاجرت كردند، و بعدها برخی از این اسطوره‌ها را هندوها اقتباس كرده و به رنگی دیگر درآوردند كه نمونة آن اسطورة خورشید و مهر است.
    از آنجایی كه مسائلی چون اتفاقات تاریخی، تجارت و اعتقادات مذهبی باعث ورود هنر ایران به ویژه هنر دورة هخامنشی، پارتی و ساسانی به هند شده است، از این رو عناصر هخامنشی در هنر باستان چهره نموده است. اسطوره‌های هندی همچون دین هند و مجموعه‌ای گوناگون از اعتقادات دینی می‌باشد،‌تركیبی از چند اسطوره را به نمایش می‌‌گذارد. بهترین منابع برای آشنایی هر چه بیشتر بااین ادیان و باورها، متن وداها خصوصاً كتب ریگ ودا می‌باشد.
    رابطه فرهنگی و مذهبی تمدن های باستانی ایران و هند سبب شده است كه شباهت‌هایی در نقش مایه‌های مختلف تزئینی و نمادین و جنبه‌های متعدد اساطیر و علی الخصوص اهمیت ستایش خورشید و آتش بوجود آید و این نقوش به صورت نقش برجسته‌هایی بر روی نمای زیارتگاههای هند دیده می شود،‌ نقش های تركیبی نظیر گردونة چهار اسبی خورشید و یا گردونة سوریا از انواع ایرانی به هند منتقل شده، اگر چه این نقش مایه‌ها اغلب متحول شده‌اند. كهن‌ترین خدایان و داها نیروها و عناصر خود طبیعت بودند، چون آسمان، زمین، آتش، نور، باد، آب و بالاخره خورشید.
    تقدیس خورشید در میان اقوام مختلف

    تقدس خورشید در اقوام متعددی بوده و در برخی از فرهنگ‌ها نشانه‌های این اعتقاد باقی مانده است.در بین النهرین «شمس یا شاماش» ایزد خورشید را می‌پرستیدند. در مصر خورشید، عنوان بزرگ‌ترین خدا را داشت و بنام رع (Re) مشهور بود. «قوم سلت EOL یعنی ستاره خورشید را پرستش می‌كردند و خدای خورشید فنیقیان همانند نام ستاره خورشید در لغت قوم سلت EL می‌باشد. قوم اینكا دارای معبد خورشید بوده كه دیوارهایش پوشیده از ورقه‌های طلا بوده و الان در سرزمین پرو واقع است. همچنین هرم خورشیدی بسیار با شكوهی از تمدن قوم از تك در مكزیك باقیمانده است.»1
    توجه به خورشید در نزد ایرانیان باستان امری معمول بود و تقدس خورشید به صورت آشكارا ظاهراً تا زمان روی كار آمدن ساسانیان ادامه داشت. این تقدیس به صورت وسیعی در ادبیات فارسی هم منعكس شده است. احترام به خورشید در قرآن مجید هم دیده می‌شود و حتی اسم یكی از سوره‌های مباركة قرآن به این نام است.
    از آنجایی كه مسائلی چون اتفاقات تاریخی، تجارت و اعتقادات مذهبی باعث ورود هنر ایران به ویژه هنر دورة هخامنشی، پارتی و ساسانی به هند شده است، از این رو عناصر هخامنشی در هنر باستان چهره نموده است

    خورشید و مهر

    «از زمانی كه بشر به زندگی كشاورزی روی آورد و دریافت كه نورو حرارت خورشید سبب باروری زمین و پرورش گیاهان و موجب گرم كردن و نیرو بخشیدن به انسان می‌شود. خورشید به جای ماه ستایش شد .خورشید باگرما و نور خود در روز باعث نابودی دیوها و پلیدی ها می‌شد خورشید مظهر گرما، نور،خشكی و تابستان بود. ازگل‌ها و گیاهان، نیلوفر آبی (لوتوس) و گل آفتابگردان، از درختان نخل و سرو و كاج نمادهای خورشید هستند. از عناصر، آتش و از رنگها سرخ و زرد و از فلزات طلا منصوب به خورشید هستند. شكل هندسی مربوط به خورشید دایره است.»2
    «سنت پرستش مهر به دوران‌های بسیار كهن برمی‌گردد. در هند دوران ودایی نام او بصورت «میتره» بامفهوم پیمان و دوستی ظاهر می‌شود و یكی از خدایان گروه فرمانروا است و با «ورونه» جفت جاویدانی را تشكیل می‌دهند كه از سوی مردم به یاری خوانده می‌شوند در سنت هندی نیز میترا گردونه‌ای درخشان و اقامتگاهی زرین دارد. میترا در سنت دینی زردتشتی در مقامی پایین تراز اهورامزدا قرار می‌گیرد و آفریدة اومحسوب می‌شود تا از آفرینش او پاسداری كند. او خدای پیمان است و وظیفة مهم او نظارت بر همة پیمان‌هاست. او ایزد فروغ و روشنایی و از بزرگترین ایزدان آیین زردتشتی محسوب می‌شود.»3
    «میتره ـ ورونه زوج خدایی جوان هستند كه چشمان آنها خورشید می‌باشد. منزلگاهشان زرین و در آسمان است. آنان شهریاران و فرمانروایان مطلق كیهان اند. این زوج خدا پدید آورندة آذرخش و باران‌اند.البته باید گفت كه مهرو خورشید متفاوت است، مهر یامیترا پیش از خورشید ظاهر می‌شود و همراهی او با خورشید باعث شده است كه بعدها مهر معنی خورشید پیداكند.»4

    خدای خورشید (سوریا)


    در هند خدای خورشید با نام سوریا شناخته می‌شود و یكی از مهم‌ترین خدایان ودایی محسوب می‌شود. این خدا از یكسو تجلی عظمت آتش الهی است و از دیگر سوی منبع و منشاء نور، گرما. حیات و معرفت است. اشراف سوریا به جهان با برج‌های دوازده گانة خورشید در طول سال نسبت دارد. سوریا مركز عالم خلقت است كه در مرز سپهرهای متفاوت قرار گرفته است. برفراز خورشید، افلاك غیر متجلی و غیر ظاهر قرار دارند كه حوزة حكمرانی حاكم اعظم كائنات است و تحت آن كرات و سپهرهای ظاهر (چون ماه و زمینو دیگر سیارات) واقع شده‌اند. خورشید برای انسان بدوی قوی‌ترین عنصر وجود و مهربان ترین قوای طبیعت بوده و قاعدتاً می‌بایست جزو اولین خدایان و معبودان برای او بوده باشد. حیات و بقای انسان بدوی به حضور خورشید متكی بوده و لذا خورشید كه منشاء نور، قدرت روحانی و قوای فكری و نیروهای طبیعی بوده نزدیك‌ترین پدیده به ذات جاودانی الهی شمرده می‌شد.»5
    «هر آنچه كه از آغاز تا انجام بوده و خواهد بود از خورشید نشأت گرفته .درجة تقدس خورشید گاه به مرتبة ‌فرد اولیه می‌رسد و با قربانی كیهانی یكی می‌شود. پروردگار تولید نسل‌ها به خورشید تبدیل می‌شود و همة موجودات زنده از او متولد می‌گردند، او توسط انوار تابناك خود به غذا و غلات جان می‌بخشد، وقتی كه خورشید طلوع می‌كند به ربع شرقی وارد می‌شود و بقای موجودات را به شعاع های خود تضمین می‌كند، آنگاه جهات غرب و جنوب و شمال و بالا و پایین را و هر آنچه كه در میان آنهاست منور می‌سازد.»6
    سوتیتر: «خورشید روح جهان است ،منور بودن خورشید به نیروها بینایی تشبیه شده و او را چشم میترا، وارونا، آگنی و دیگر خدایان دانسته‌اند. سوریای هندی (خدای خورشید) گاه با هورای ایرانی كه چشمان اهورامزدا است مطابقت دارد. البته خورشید حیات بخش گاه نیز با صفت نابودكننده بیان شده، «در آخرالزمان خورشید همة جهان را خشك و از هستی ساقط می‌كند.»7
    صفات ظاهری سوریا


    «در آئین هندو سه خورشید خدائی ودائی یعنی سوریا، سوینزی و یرسوت تبدیل به یك خدا و جذب سوریا می‌شوند.»1سوریا در آئین هندو خیرخواه انسان و نماد او صلیب شكسته‌ای است كه نشانة بخشندگی است. او را كشندة اهریمنان می‌دانند. در خصوص صفات ظاهری خدای خورشید اشارات زیادی است و اكثر شمایل‌ها و تصاویر آنان بر اساس تجویز همین متون شكل می‌یابند.
    «خدای خورشید گیسوان و ریشی طلایی دارد. تمام وجود او حتی نوك ناخن‌هایش مشعشع و تاباناس.تچشمانش قهوه‌ای رنگ است او مرتبه ای ورای تمام شیاطین دارد. پس هر كه وی را بشناسد و صفات او را دریابد خود به مرتبه‌ای رفیع تر از جایگاه كل شیاطین ارتقاء می‌یابد. گردن او به شكل صدف لاك‌پشت است او با دستبند و تاجی زرین خود را آراسته و ازتلألوی آن زوایای آسمان منور می‌گردد.»9
    خورشید دو بازوی بلند و یك بازوی كوتاه دارد (منظور شعاع‌های خورشید است) او چكمه‌های بلند به پا دارد و كمربند مرصع به كمر بسته. سوار برارابه ای از طلا در دل تاریكی سیر می‌كند و فانی و جاوید را در مكان‌های مناسب خویش قرار می‌دهد. ارابة سوریان یك چرخ دارد و توسط چهار یا هفت اسب مادیان كشیده می‌شود و گاهی نیز یك اسب هفت سر كه در شعاع های نور محصور گشته‌اند، ارابة سوریا را پیش می‌برند و سوریا برگل نیلوفری بر فراز این ارابة زرین می‌نشیند.
    رابطه فرهنگی و مذهبی تمدن های باستانی ایران و هند سبب شده است كه شباهت‌هایی در نقش مایه‌های مختلف تزئینی و نمادین و جنبه‌های متعدد اساطیر و علی الخصوص اهمیت ستایش خورشید و تش بوجود ید و این نقوش به صورت نقش برجسته‌هایی بر روی نمای زیارتگاههای هند دیده می شود،‌ نقش های تركیبی نظیر گردونة چهار اسبی خورشید و یا گردونة سوریا از انواع ایرانی به هند منتقل شده، اگر چه این نقش مایه‌ها اغلب متحول شده‌اند

    «ارابه ران خورشید آرونا به معنی سرخ فام نام دارد … او در جلوی سوریا بر روی ارابه می‌ایستد و جهان را از شدت خشم سوزندة خورشید در امان نگه می‌دارد. سوریا در معابدی كه به معابد خورشید شهرت دارند عبادت می‌شود وفور سنگ درهند و رواج هنر حجاری موجب گشته كه اكثر تندیس‌ها در سنگ‌های موجود در مناطق مختلف ساخته شوند و به همین خاطر اكثر تندیس‌های بجای مانده از سوریا از سنگ هستند.10»
    نام‌های خورشید

    «مشهورترین نام های خورشید عبارتند داز: سوریا یعنی درخشنده و از ریشة Surya كه آن هم از ریشه Sur یا Swar به معنی درخشش و تابش اخذ شده است و نام دیگر خورشید آدی تیا یعنی گسترة‌ازلی و نیز به مفهوم منبع و منشاء نیز آمده است».11
    نمادهای سوریا

    گردش نظام كائنات از دیرباز در نمادهای باستانی خاورمیانه رواج داشته است. یكی از نمادهای غیر شمایلی در هند چرخ دارما است كه به طور انتزاعی به معبود اشاره دارد. چرخ یا دیسك خورشیدی مظهری از خداوند است. «مادامی كه چرخ كائنات بر محوراصلی‌اش كه همان قانونمندی ازلی هستی است استوار باشد خللی در نظام هستی رخ نمی‌دهد».12 این صفحة مشعشع در هنگام مقابله با نیروهای تاریكی و ضد یزدانی به سلاحی مهلك تبدیل می‌شودو در این حالت چون تیغة برنده شمشیری جاودانی كه همان لبة تیز عقل مطلق است می‌درخشد و سر از تن نیروهای جهل جدا می‌كند.
    «در برخی موارد این آلت به چرخی با شش شعاع تبدیل می‌شود. این چرخ از گردش گردونة حیات، سپری شدن زمان، طی شدن روز، ماه و سال و ظهور و افول ادوار هستی حكایت می‌كند.»
    شش شعاع این چرخ اشاره به شش جهت (چپ، راست، پیش، پس،‌بالا و پایین) دارد كه همگی حول یك نقطه و محور كه همان نقطه اتكاء هستی است در گردش می‌باشند. اگر مركز چرخ جابجا شود و محور آن از جای خود حركت كند نظام كائنات فرو می‌ریزد. به اعتقاد بودائیان چرخ از پنج اصل تركیب شده است كه همان پنج عنصر (خاك، زمین، آب،‌آتش و باد) تلقی می‌شوند.»13
    پی نوشت:
    1ـ پیر بایار، ژان. رمز پردازی آتش. ترجمه جلال ستاری. تهران، نشر مركز، 1376، ص 104-103.
    2ـ افشار مهاجر، كامران.حضور نمادها در هنر هاب سنتی ایران.هنرنامه (فصل نامه عملی، پژوهشی دانشگاه هنر) ، بهار 1379، سال سوم، شماره 6، صص 63-51.
    3ـ همان منبع.
    4ـ اسماعیل پور،‌ابوالقاسم،‌اسطوره بیان نمادین،تهران، سروش، 1377، ص 80.
    5ـ ذكرگو، امیرحسین ،‌اسرار اساطیر هند (خدایان ودائی) . تهران، فكر روز، 1377، ص 61-60.
    6ـ همان منبع . ص 63
    7ـ همان منبع، ص 64.
    8 ـ ایونس، ورونیكا . شناخت اساطیر هند،‌ترجمة با جلال فرخی ـ تهران، اساطیر،‌چاپ اول، 1373، ص 141.
    9ـ ذكرگو، امیرحسین، اسرار اساطیر هند، ص 64.
    10ـ همان منبع،‌ص 65.
    11ـ همان منبع، ص 66
    12ـ ذكوگر، امیرحسین، تحول شمایل نگاری بودائی در امتداد جاده ابریشم.هنرنامه، پائیز 78، سال اول، شماره 2، ص 63-64.
    13ـ ذكرگو،‌امیرحسین،‌اساطیر هند، ص 88-87.
    بخش هنری تبیان



    منبع:پایگاه فرهنگی ایراس
    شيشه ي پنجره را باران شست
    از دل من اما
    چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟

  20. کاربر روبرو از پست مفید ! Justice ! سپاس کرده است .



 
صفحه 23 از 47 نخستنخست ... 13212223242533 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: 06-21-2012, 11:46 PM
  2. Bethesda : کیفیت بازی "Rage" در "PS3" فوق العاده خواهد بود .
    توسط SP!N در انجمن اخبار بازی های کامپیوتری وکنسول ها
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-22-2011, 07:39 PM
  3. اکران قطعی "اخراجي ها 3" و "جدايي نادر از سيمين" در نوروز 1390
    توسط Joyrex در انجمن سینما,تئاتر و تلویزیون
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 03-10-2011, 01:16 PM
  4. Globe Genie: تله‌پورت به یاری گوگل! ""دوس داری هر لحظه یه جا باشی""
    توسط Saman در انجمن اخبار فناوری اطلاعات IT
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 09-09-2010, 04:29 PM

کاربران خواننده این موضوع : 6

کلمات کلیدی این موضوع

آبشار, آثار نقاشی, آشپزخانه, اروپایی, ارگ, اسپانیا, اصفهان, المپیک, امام خمینی, امام علی, انا, ای ایران, ایران, ایرانی, ایمیل, بخش گرافیک, برای, برترین, بررسی, برق, برنامه ریزی, بهزاد, بیوگرافی, تاریخ, تاریخچه, تبدیل, تبلیغ دین, تحریف, تخصصی, تصاویر, تصویر, تفریحی, تفکر, تمامی مراحل, جادو, جاز, جالب, جاودانگی قرآن, جذب مشتری, جملات, حجاب, حدیث, خرید اینترنتی, خستگی, در ایران, درخت, دلتنگی, دهه فجر, دویدن, رودخانه, زاینده رود, زیارت, زیبایی, زیبایی آفرینش, سایت, سفید, سوخته, سکه, سی دی, شعبان, شهر, شگفت انگیز, شیمیایی, طبیعت, طول عمر, عشق راستین, عکس خبری, pdf, فروغ, لوکس, لویی شانزدهم, مبهم, مجله, مسابقه عکاسی, مسلمان, مشخصات فنی, معماری, مقدس, منتشر, مهاجم, موسی, موسیقی, موش, مولانا, مونالیزا, می دهد, می شود, می کند, میدان, میر عماد, مینیاتور, ناراحتی, نظرات, نقش و نگار, نوه, های, هنر خوشنویسی, هنر عکاسی, هنرنمایی, وطن, پاریس, پاییز, پرواز, پوستر, پیام, پیانو, چین, کتاب, کردن, کسالت, کسب درآمد, کشف حجاب, کشنده, کعبه, کیبورد, کیوان, گل و بوته

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

اکنون ساعت 02:17 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 4.2.0
Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
SEO by vBSEO