فهرست تعدادی از ارتشبدهای ارتش ایران

1-ارتشبد عبدالله هدایت

2-ارتشبد عبدالحسین حجازی

3-ارتشبد بهرام آریانا (حسین منوچهری)

4-ارتشبد نعمت الله نصیری

5-ارتشبد حسین فردوست

6-ارتشبد فتح الله مین باشیان

7-ارتشبد فریدون جم

8-ارتشبد غلامرضا ازهاری

9-ارتشبد غلامعلی اویسی

10-ارتشبد محمد خاتمی (ارتشبد) (فرمانده نیروی هوایی شاهنشاهی)

11-ارتشبد فضائل تدین (نیروی هوایی شاهنشاهی)

12-ارتشبد حسن طوفانیان (نیروی هوایی شاهنشاهی)

13-ارتشبد سعید اعزازی (نیروی هوایی شاهنشاهی)

14-دریابد فرج الله رسائی (نیروی دریایی شاهنشاهی)

15-ارتشبد جعفر شفقت

16-ارتشبد رضا عظیمی

17-ارتشبد عزت الله ضرغامی

18-ارتشبد عباس قره باغی

19-ارتشبد م. هوشیار


بالاترین درجه نظامی درایران قبل وبعد از انقلاب همین درجه بوده است . گرچه پس از انقلاب درجه ارتشبدی به کسی اعطا نگردیده است.ضمناًبالاترین درجه نظامی در بسیاری ازکشورهای جهان همین درجه می باشد. ازجمله درارتش آمریکا که ژنرال چهار ستاره نامیده میشود وبالاترین درجه نظامی درزمان صلح است.البته دراین کشور در زمان جنگ درجه بالاتری تحت عنوان ژنرال پنج ستاره وجود دارد که صرفاً در طی جنگ جهانی دوم یه 10 نفر ازژنرالهای آمریکایی داده شده است .



تاریخچه نیروی هوایی در ایران :

در ۲۵ فوريه ۱۹۲۵( ۵ اسفند ۱۳۰۴) اولين خلبان ايراني كه كلنل احمدخان نخجوان نام داشت يك هواپيماي برژت -۱۹ را با پرچم و نشان ايران از فرانسه به پايگاه قلعه مرغي تهران پرواز داد. كلنل نخجوان در فرانسه دوره ديده بود و فقط ۲۰۰ ساعت پرواز داشت. بدين ترتيب در اين تاريخ اولين هواپيماي نيروي هوايي ايران با خلباني يك ايراني مرزهاي بين المللي را درنورديد و به فضاي پروازي ايران رسيد. در اين زمان ديگر خلبانان ايراني تحت نظارت يك استاد خلبان آلماني به نام «شفر» در ايران دوره مي ديدند.

خريد هواپيما قسمت آسان كار بود. آموزش خلبانان براي پرواز كردن با آنها، نفرات پشتيباني زميني براي نگهداري و تعمير آنها و ساختن فرودگاه ها قسمت سخت كار بود كه زمان هم مي برد. در همين دوره زماني نيروي هوايي ايران از قالب يك اداره كوچك در ستاد فرماندهي ارتش خارج شده و به يك نيروي جداگانه تبديل شده بود كه «نيروي هوايي ارتش شاهنشاهي ايران» نام گرفته بود؛ اولين فرمانده نيروي هوايي ايران هم كسي نبود به جز كلنل احمدخان نخجوان.

در سال ۱۹۲۴ (۱۳۰۳) اولين گروه از دانشجويان دوره خلباني و تكنسين پرواز به روسيه و فرانسه فرستاده شدند. بعدها در سال ۱۹۲۹ (۱۳۰۸) ايران ۱۵ خلبان داشت كه شش نفر از آنها در مدرسه پرواز ايستر فرانسه و ۹ نفر ديگر در مدرسه پرواز سباستوپول روسيه آموزش خلباني ديده بودند. در اين سال IIAF مخفف Imprial Iranian Air Force داراي ۳۳ فروند هواپيما از ۹ مدل مختلف بود. طي ۱۵ سال به يعني تا آغاز جنگ جهاني دوم بيش از ۳۰۰ هواپيما از ۱۸ مدل مختلف در اختيارنيروي هوايي ايران بود. در همان زمان هشت پايگاه هوايي كه مدارس آموزش خلباني و يك مركز آموزش تعميرات و نگهداري را شامل مي شدند ساخته شده بود. يك كارخانه مونتاژ هواپيما به نام «شهباز» هم ساخته شده بود كه قادر بود سه مدل مختلف هواپيما را مونتاژ كند. در سال ۱۹۴۱ (سوم شهريور ۱۳۲۰) بي طرفي ايران در جنگ جهاني دوم نقض شد و نيروهاي هوايي و دريايي انگليس و روسيه از شمال و جنوب به ايران حمله كردند. نيروي هوايي جوان ايران كه به تازگي به ساختن ساختارهاي اساسي خود مشغول شده بود، تحت هيچ شرايطي توانايي رويارويي با اين نيروي عظيم و توانمند را نداشت. با اين وجود تعدادي از پرسنل جوان اين نيرو تصميم به مقابله با بيگانه گرفتند و با كنترل پادگان قلعه مرغي دو هواپيما از اين پادگان به خلباني سروان وثيق و استوار شوشتري كه با شليك ضدهوايي مواجه شده و به ناچار آسمان تهران را ترك كردند. نيروهاي ائتلاف انگليس و روسيه كنترل دو پايگاه هوايي ايران را در دست گرفتند. آنها به ترتيب در مهرآباد و قلعه مرغي مستقر شدند. از نيروي هوايي جوان ايران تقريباً هيچ چيز باقي نماند.

پس از پايان جنگ ارتش بريتانيا ايران را ترك گفت اما ارتش روسيه از ترك ايران سر باز مي زد و كنترل شمال ايران را در اختيار داشت. سه ماه پس از اين اتفاق نيروهاي سرخ روسيه ايران را ترك گفتند. پس از اين نيروي هوايي ايران هميشه به عنوان نيروي برتر در خاورميانه شناخته مي شود. موقعيت استراتژيك ايران توسط آمريكا ناديده گرفته نشد و آمريكا از اوايل دهه ۱۹۶۰ شروع به فروش تعداد زيادي از هواپيماهاي پيشرفته خود به ايران كرد. در سال ۱۹۶۵ ميلادي ايران اولين هواپيماجت خود با نام اف - ۸۴ جي جت ثاندر دريافت كرد. در سال ۱۹۶۵ هواپيماهاي اف-۵ فريدم توسط ايران خريداري شدند و به دنبال آن در سال ۱۹۶۸ اف-۴ فانتوم هم به ايران فروخته شد. در سال ۱۹۷۰ ايران داراي قوي ترين نيروي نظامي در منطقه بود. قبول فروش هواپيماهاي فوق پيشرفته اف-۱۴ اي تام كت به همراه موشك هاي پيشرفته اي آي ام - ۵۴ فينيكس از سوي آمريكا به ايران نشان دهنده روابط بسيار گرم بين ايران و آمريكا بود. در پي وقوع انقلاب اسلامي در سال ۱۹۷۹ دكترين و استراتژي نظامي ايران تغيير يافت و ايران ديگر به خريد تسليحات پيشرفته و گرانقيمت علاقه نشان نداد و همين باعث ايجاد نوعي تغيير قدرت در منطقه شد. ايران ديگر نه تنها دوست صميمي آمريكا نبود، كه به خاطر سياست هاي امپرياليستي و ضد انساني آمريكايي به دشمن اصلي آن تبديل شد. آمريكا و ديگر كشورهاي غربي تحريمي نظامي عليه ايران اتخاذ كردند. كمك هاي آمريكا قطع شده بود و نيروي هوايي ايران از فرار و بركناري افسران زمان شاه رنج مي برد كه همين امر به پايين آمدن سطح سرويس دهي در نيروي هوايي منجر شده بود. به دليل تحريم تسليحاتي ايران و نرسيدن قطعات مورد نياز، آمار عملياتي نيروي هوايي ايران سريعاً رو به كاهش بود. پس از انقلاب نيروي هوايي به «نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران» كه خود ارتشيان به آن «نهاجا» مي گويند تغيير نام داد. نام انگليسي آن هم Islamic RepubLic of Iran Air Force است كه به اختصار IRIAF خوانده مي شود. در همين اوضاع و احوال عراق با مناسب يافتن فرصت درصدد برآمد تا با حمله به ايران قسمت هاي وسيعي از خاك ايران را ضميمه قلمرو خود كند؛ به همين خاطر در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (۳۱ شهريور ۱۳۵۹) با يورشي عظيم به خاك ايران از طريق هوا، زمين و دريا جنگ تحميلي هشت ساله را عليه ايران آغاز كرد. جنگ با حمله هوايي نيروهاي عراقي به شش پايگاه نيروي هوايي ايران و چهار پادگان آغاز شد و همزمان چند لشكر و تيپ مستقل عراق در چهار محور از طول ۷۰۰ كيلومتر مرز مشترك با ايران به عمق خاك ايران يورش بردند. اولين حمله هوايي عراق چندان موفقيت آميز نبود. دلايل آن را مي توان به برنامه ريزي ناكافي و نادرست عمليات، نداشتن اطلاعات كافي از اهداف و استفاده نامناسب از بمب هاي جي پي(بمب هايي كه هدف خاصي ندارند و براي انهدام كلي به كار مي روند) برشمرد. در مهرآباد يك هواپيماي اف-۴ اي در هنگام جابه جايي براي در امان ماندن از حملات دشمن دچار سانحه شد و از همدان هم گزارش هايي در مورد خسارت يك فروند اف-۴ رسيد.

اولين عمليات هوايي ايران در پاسخ اين حمله و بلافاصله پس از آن در خاك عراق موفقيت آميز بود. در اين عمليات چهار فروند هواپيماي اف-۴ به پايگاه دريايي الشعبيه در نزديكي بندر ام القصر حمله بردند. اين چهار فروند هواپيما كه ۴۵۰ كيلوگرم بمب بر سر اين پايگاه ريختند عمليات خود را از پايگاه بوشهر شروع كردند. در ميان اهداف چندباطري موشك ضد كشتي وجود داشت. اين عمليات تلافي جويانه نيروي هوايي ايران به قدري سريع بود كه خط پدافند عراق در طول مسير پرواز دچار غافلگيري شده بود. روز بعد در عملياتي غيرقابل باور ۱۴۰ فروند از جنگنده ها و جنگنده بمب افكن هاي ايران به ويژه اف-۴ و اف-۵هاي پايگاه هاي بوشهر، همدان و تبريز توانستند با نفوذ خود به خاك عراق تلفات سنگيني به پايگاه ها و تاسيسات نظامي عراق وارد كنند. در اولين روزهاي جنگ چندين حمله هوايي ديگر به تاسيسات نظامي عراق از قبيل ام القصر انجام شد. در يكي از اين حملات دو فروند اف-۴ كه هر كدام شش بمب جي پي ۳۴۰ كيلوگرمي حمل مي كردند به تاسيسات نظامي دريايي و كشتي هاي موشك انداز عراق حمله بردند. در حدود ۲۰ دقيقه بعد يك فروند هواپيماي آر اف-۴ اي عكس هاي شناسايي از منطقه گرفت كه نشان مي داد كشتي ها و تاسيسات بندري دچار صدمات و خسارات سنگيني شده اند.

تاكتيك كلي در طول انجام چنين عمليات هايي رسيدن به هدف از راههاي مختلف، انجام يك

پاپ -آپ بيش از رسيدن به هدف و شيرجه زدن روي هدف براي انهدام آن است. در هنگام بازگشت دو اف-۴ يكي از آنها توسط يك موشك سام مورد اصابت قرار گرفت كه باعث آسيب ديدن برخي از سيستم هاي آن شد اما همچنان مي توانست پرواز كند. اما آتش خاموش كن ها كار نكردند و بال راست - محل اصابت موشك - آتش گرفت. باند فرود نزديك ترين پايگاه هوايي هم به دليل هجوم اوليه ارتش عراق براي فرود مناسب نبود و به همين خاطر مجبور به فرود در يك باند ناآماده با سرعت بالا شد.

چرخ ها تركيدند و هواپيما در حالي كه سرنشينان آن اجكت كرده بودند از انتهاي باند خارج شد. بعدها اين هواپيما با تعويض بال و ديگر تعميرات دوباره به جنگنده هاي مورد استفاده در جنگ پيوست. اين تعويض بال كه اولين بار در ايران انجام مي شد را مي توان نقطه آغاز انجام كارهاي غيرممكن در نيروي هوايي دانست. در اولين ماههاي جنگ «نهاجا» تلاش هاي خود را به جلوگيري پيشرفت نيروي زميني ارتش عراق معطوف كرده بود. جنگنده هاي ايراني براي اين كار با استفاده از راكت هاي ضد زره دانه به دانه تانك ها و زره پوش هاي عراق را شكار مي كردند و حتي گاهي اوقات تا ارتفاع سه تا چهار متر زمين هم پايين مي آمدند. در مقابل عراق هم از هواپيماهاي ميگ-۲۱ و ميگ-۲۳ براي پوشش نيروي زميني خود استفاده مي كرد كه اين پوشش به ناچار منجر به درگيري هوايي بين ايران و عراق مي شد كه مي توان پيروزي هاي ايران در اين زمينه را بيشتر از عراق دانست. مخصوصاً در اوايل جنگ كه آنها در مقابل هواپيماهاي اف-۱۴ ايران توانايي انجام هيچ عملي را نداشتند كه در اواخر جنگ با خريد ميراژ اف-۱ از فرانسه توانستند كمي جنگ هاي هوايي را متعادل كنند.

جنگ تحميلي عليه ايران علاوه بر خسارات و تلفات جانبي بسيار، دستاوردهاي ارزنده اي براي نيروي هوايي ايران داشت. نيروي هوايي در اين هشت سال توانست به تكنولوژي ساخت بسياري از قطعات مورد نياز خود دست يابد و در برخي موارد به خودكفايي برسد. پس از انقلاب اسلامي در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) تنها خريدهاي ايران از غرب ۳۵ فروند پيلاتوس پي سي-۷ ، ۱۵ فروند پي سي-۶ و ۱۵ توكانوي آموزشي اي ام بي۳۱۲ ساخت برزيل بوده است. اين خريدها بين ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۰ انجام شده اند. مهم ترين خريدهاي غيرغربي ايران پس از انقلاب از چين با اف-۶ (ميگ -۱۹)، اف۷ ام (ميگ -۲۱) و هواپيماي ترابري و اي-۱۲ و از روسيه با ميگ-،۲۹ آنتونوف-،۷۴ چند فروند سوخو۲۴ ام كي واي ال-۷۶ تي دي بوده است .





خبرگزاري فارس: از اولين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي ايران، آمريكا تلاش گسترده‌اي را براي به سازش كشاندن انقلاب يا سقوط آن آغاز كرد.آمريكا به دليل اطلاعات و تحليل‌هاي غلط تصور مي‌كرد قادر است در اندك زماني رويدادهاي ايران را همچون دوران پهلوي در اختيار بگيرد؛ بنابراين به انواع حيله‌ها عليه جمهوري اسلامي متوسل شد كه يكي از اين توطئه‌ها‌‌، كودتاي پايگاه هوايي شهيد نوژه بود‌.


به گزارش خبرگزاري فارس از همدان، جمهوري اسلامي ايران در تاريخ پنجم فروردين سال 1358 با خروج از پيمان نظامي «سنتو» اعلام كرد كه ديگر حافظ منافع آمريكا در منطقه نيست.
آمريكا، به دليل اطلاعات و تحليل‌هاي غلط تصور مي‌كرد قادر است در اندك زماني رويدادهاي ايران را همچون دوران پهلوي در اختيار بگيرد؛ بنابراين به انواع حيله‌ها عليه جمهوري اسلامي متوسل شد كه يكي از اين توطئه‌ها‌‌، كودتاي پايگاه هوايي شهيد نوژه بود‌.
*برنامه ريزي براي كودتا
در دي 1358 يكي از هواداران شاپور بختيار، به نام مهندس قادسي‌، نمودار سازماني را تهيه كرد و نام آن را نقاب گذاشت، نام نقاب جمع حروف اول «نجات قيام انقلاب بزرگ» بود و سازمان داراي شورايي شامل مسئول تهران، مسئول امور شهرستان‌ها‌، مسئول امور وزارتخانه‌ها، مسئول امور دانشگاه‌ها، انتشارات و تبليغات‌، مسئول امور ايلات و مسئول امور چريكي بود‌.
از نظر مسئولان نقاب، فتح تهران مساوي با پيروزي در سراسر كشور بود و با تصوري كه از كودتاي 28 مرداد 1332 داشتند فكر مي‌كردند با سقوط تهران همه كشور تسليم آنها مي‌شوند.

*علت‌هاي انتخاب پايگاه نوژه
سران كودتا براي شروع كار در صدد به اختيار گرفتن يك پايگاه نظامي بر آمدند كه داراي هواپيما، به تهران نزديك، در خارج از شهر، عناصر آن قابل جذب و رهبران عمليات هوايي، با پرسنل و اماكن آن آشنايي داشته باشند.
به اين ترتيب پايگاه هوايي شهيد نوژه براي شروع كودتا انتخاب شد.
پايگاه هوايي شهيد نوژه در 50 كيلو‌متري شهر همدان و در كنار شهر كبودرآهنگ، دور دسترس مردم قرار داشت و تيمسار محققي، تيمسار سعيد مهديون، سروان حميد نعمتي، سروان ايرج ايران نژاد و چند تن ديگر از سران كودتا در آنجا خدمت كرده بودند و اماكن و پرسنل پايگاه را مي‌شناختند‌.
اين پايگاه قبل از انقلاب به نام «پايگاه شاهرخي» خوانده مي‌شد و بعد از انقلاب مدت كوتاهي به «پايگاه حر» نام گرفت، به دنبال شهادت سرهنگ دوم خلبان محمد نوژه از خلبانان فداكار اين پايگاه، كه در پاسخگويي به فرمان حضرت امام خميني (ره) براي كمك رساني به شهيد چمران و جلوگيري از سقوط پاوه در تاريخ 25/5/58 به شهادت رسيد نام اين پايگاه به پايگاه هوايي شهيد نوژه تغيير كرد.

*تركيب كودتا‌گران
براي تصرف پايگاه نوژه به عنوان كليد عمليات كودتا قرار بود 12 تيم مركب از يكصد تن از كلاه سبزهاي تيپ نوهد ،300 تا 400 نفر از فريب خوردگان ايل بختياري و 12 نفر راهنما از داخل پايگاه به فرماندهي سرگرد كوروش آذرتاش (فرمانده تيپ 23 نوهد پيش از انقلاب) جهت تصرف پايگاه نوژه وارد عمل شوند‌.
طبق نقشه پس از تصرف پايگاه تيمسار محققي براي رهبري عمليات هوايي در اتاق فرماندهي مستقر مي‌شد و همزمان سروان حميد نعمتي، سروان محمد ملك، سروان كيومرث آبتين و سروان فرخزاد جهانگيري كه هر كدام فرمانده يك تيم بودند اولين اسكادران هوايي را به پرواز در مي‌آوردند.
اين اسكاداران شامل 16 هواپيما از 53 فروند هواپيماي مجهز به سلاح سنگين بود كه براي عمليات در نظر گرفته شده بود‌.
در طرح كودتا، عمليات هوايي نقش محوري داشت بنابراين هواپيما‌ها بايد مسلح به سلاح سنگين و آماده پرواز مي شدند.

*چگونگي شروع كودتا
سران كودتا با ارتش بعثي عراق هماهنگ كردند ـ آن زمان جنگ تحميلي هنوز آغاز نشده بود اما بين ايران و عراق خصومت وجود داشت ـ كه در روز 19 تير 1359 و در ساعت مقرر وارد حريم هوايي منطقه شوند و در پي عمليات هوايي عراق، آژير قرمز پايگاه كه رمز شروع كودتا بود به صدا درآيد و پرسنل هواپيماها را مسلح و آماده پرواز كنند، به طور همزمان خلبانان وابسته به كودتا در ظاهر براي حركت به سمت مرزها و پاسخ به ارتش عراق و در واقع براي حركت به سوي تهران و بمباران اهداف از پيش تعيين شده پرواز كنند.

*اهداف بمباران
با رسيدن هواپيماها به تهران قرار بود بيت حضرت امام(ره)، فرودگاه مهرآباد، دفتر نخست وزيري، ستاد مركزي سپاه پاسداران، ستاد مركزي كميته‌هاي انقلاب، پادگان ولي عصر(عج)، پادگان امام حسين(ع) و چند نقطه مهم ديگر بمباران شود‌.
پس از بمباران‌هاي هوايي، هواپيماها باشكستن ديوار صوتي به نيروي زميني علامت مي‌دادند كه مرحله دوم كودتا را آغاز كند‌.
در اين مرحله بايد صدا وسيما، فرودگاه مهرآباد، ستاد ارتش جمهوري اسلامي، پادگان حر، پادگان قصر و پادگان جمشيديه تسخير شود و در سطح شهر تهران با اعمال خشونت و ارعاب حالت نظامي ايجاد شود، طبق برنامه اگر نيروي زميني موفق نمي‌شد صدا و سيما را تسخير كند، هواپيماها آنجا را بمباران مي‌كردند‌.

*افشاي كودتا
3 روز مانده به موعد كودتا يكي از خلبانان كه براي همكاري انتخاب شده بود، در تهران با سروان حميد نعمتي ملاقات مي‌كند، حميد نعمتي به او مي‌گويد مأموريت تو بمباران بيت امام (ره) است و ما مي‌توانيم تا 5 ميليون نفر را بكشيم .
گويا شگردحميد نعمتي اين بود كه در نخستين ديدار توجيهي كودتا به خلبانان عضوگيري شده چنين جمله‌اي را مي گفت تا از ميزان آمادگي آنها براي شركت در كودتا و كشتار ميليوني مردم اطلاع يابد.
خلبان ياد شده در مقابل نوع مأموريت و وسعت كشتار مردم غافلگير و مردد شد، اما به دليل ترس از سران كودتا نمي‌دانست چه بايد كند.
وي پس از خروج از خانه حميد نعمتي، تشويش و نگراني بر او مسلط شده و مي‌خواست موضوع را با كسي در ميان بگذارد.
آن شب در خانه موضوع كودتا را به برادر و مادرش در ميان مي‌گذارد و مادر كه به شدت ناراحت شده بود پاسخ داد: تو نه تنها نبايد اين كار را بكني، بلكه بايد به انقلابيون خبر دهي و جلوي اين كار را بگيري كه اگر غير از اين باشد شيرم حلالت نيست.
اين سخن مادر موجب شد در نخستين دقايق بامداد چهارشنبه خلبان ياد شده تصميم خود را بگيرد و با پذيرش احتمال كشته شدن توسط سران كودتا، ماجراي كودتا را افشا كند‌.
او از خانه خارج مي‌شود و پس از پرس و جوها و دوندگي‌هاي مختلف، حدود اذان صبح منزل حضرت آيت‌الله خامنه‌اي را يافته و خود را به آنجا مي‌رساند‌.
مقام معظم رهبري اين واقعه را چنين تعريف مي‌كنند: شبي حدود اذان صبح ديدم كه در منزل ما را به شدت مي‌زنند، من رفتم ديدم مي‌گويند يك ارتشي آمده و با شما كار واجب دارد، ديدم يك نفر تكيه داده به ديوار، با حال كسل و آشفته و خسته سرش را فرو برده، گفتم شما با من كار داريد، بلند شد و گفت: بله گفتم: چكار داريد، گفت: كار واجبي دارم و فقط به خودتان مي گويم... من به حرفش حساس شدم ... احتمال اين بود كه سوءنيتي داشته باشد اما ديدم نمي‌شود به حرفش گوش نداد ... يك جايي گوشه حياط نشستيم ... آثار بيخوابي و خيابانگردي و خستگي و هيجان در او پيدا بود. خلاصه آنچه گفت اين بود كه در پايگاه همدان اجتماعي تشكيل شده و تصميمي بر كودتايي گرفته و پولهايي به افراد زيادي داده‌اند، به خود من هم پول داده‌اند ... قرار است جماران و چند جاي ديگر را بمباران كنيم پرسيدم: كي قرار است اين كودتا انجام شود، گفت: امشب.
من ديدم مسئله خيلي جدي است و بايد آن را پيگيري كنم، در اين بين اين احتمال را مي‌دادم كه يك سياست باشد و بخواهند ما را سرگرم كنند، اما در عين حال اصل قضيه آنقدر مهم بود كه با وجود اين احتمالات، لازم بود آن را پيگيري كنيم.

*افشاگري دومين نفر
چند ساعت پس از افشاي كودتا به وسيله خلبان ياد شده، يكي از درجه داران تيپ 23 نوهد نيز به كميته مستقر در اداره دوم ستاد مشترك مراجعه مي‌كند و پس از افشاي كودتا و اعتراف به ابنكه قرار است به همراه عده‌اي ديگر در براندازي جمهوري اسلامي شركت كند، يك پاكت حاوي بخشي از طرح عمليات كودتا را در اختيار كميته فوق قرار مي‌دهد، به اين ترتيب به فاصله چند ساعت از سوي 2 عنصر جذب شده به كودتا، اقدام به ضد كودتا تبديل مي‌شود و انقلاب در برابر خطري كه در چند قدمي‌اش كمين كرده بود آگاه مي‌‌شود.
اين ضد كودتا، گرچه به وسيله 2 فرد كه از اقدام يكديگر بي اطلاع بودند صورت گرفت اما عمل اين 2 نفر در واقع ترجمان اراده يك ملت انقلابي براي دفاع از انقلابشان بود.

*آغاز عمليات خنثي سازي
از همان زمان كه احتمال وقوع كودتا احساس شده بود، ستادي مركب از واحدهاي اطلاعات سپاه همدان، گروه مهندسي سپاه همدان، انجمن اسلامي نيروي هوايي، تعدادي از پرسنل مؤمن نيروي زميني و تيپ نوهد به نام «ستاد خنثي سازي كودتا »تشكيل شد، اما اين ستاد اطلاعات مؤثر و دقيقي از كودتا در اختيار نداشت، ولي اطلاعات با افشاي كودتا توسط خلبان ياد شده و تا حدود كمتري توسط درجه دار تيپ 23 نوهد، در اختيار ستاد خنثي سازي كودتا قرار گرفت و عملاً از عمليات كودتا، توسط اين 2 نفر آگاه شدند.
با جمع بندي اطلاعات و تكميل آن و با اطلاعاتي كه از قبل جمع آوري شده بود عمليات مقابله با كودتاي قريب الوقوع، به سرعت در دو محور پارك لاله و پايگاه شهيد نوژه طرح ريزي شد.
پارك لاله محل تجمع 40 تن از خلباناني بود كه قرار بود با اتوبوس به پايگاه هوايي نوژه مي‌رفتند و به ديگر خلبانان كودتا مي‌پيوستند.
عمده نيروهاي به كار گرفته شده براي خنثي سازي كودتا، در پايگاه شهيد نوژه متمركز شد و عمليات مربوط به پايگاه نوژه در 2 قسمت داخل و خارج پايگاه به اجرا گذاشته شد.
به اين ترتيب همزمان با شروع كودتا، نيروهاي انقلاب متشكل از برادران سپاهي و پرسنل متعهد و فداكار نيروي هوايي، وارد عمل شدند و آنچنان درسي به خائنان و اربابان مستكبرشان دادند كه براي هميشه در تاريخ انقلاب خواهد درخشيد.
برگرفته از اسناد تاريخ شفاهي انقلاب، بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس استان همدان كتاب كودتاي نوژه نوشته محمدي ري شهري، موسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي.
گوشه اي از رشادت هاي نيروي هوايي در جنگ تحميلي
باسلام

بعداز انقلاب 1357 اقلب کشورهای منطقه در باور آن بودند که ایران قدرت خود را از دست داده است و هر کدام با این تصورات غلط به گونه ای بر میهن ما می تاختند.

مسائل و اختلاف نظر در مورد ادعاهای مرزی، مسائل ناسیونالیستی، و نگاهی متفاوت به ایرا ن بعد از انقلاب، همه مزید بر علت می شد که کشورهای عرب منطقه و حاشیه خلیج فارس از فرصت به دست آمده حداکثر استفاده را کرده و با پیش کشیدن بهانه های اختلاف مرزی قبل از انقلاب که آنها را به واسطه حکومت و ارتش مقتدر ایران نمی توانستند بیان کنند، مقدمات تجاوز به خاک کشور عزیزمان ایران را فراهم آورند.



حمله عراق عليه ايران در چنين موقعيتي صورت گرفت. كشوري با زير پا گذاشتن قواعد و مقرارت بين‌المللي، معاهده قانوني 1975 الجزاير را زير سئوال برد و به صورت يكجانبه و با حمايت شيخ نشين‌هاي حاشيه‌اي خليج فارس و سران عرب منطقه (که بعد ها غلاده صدام از دست خود ایشان نیز خارج شد) و بهره گيري از امكانات غرب عليه ايران وارد جنگ شد.

متاسفانه در فاصله انقلاب تا آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران یک توده فکری خیالبافی تشکیل شد و رشد کرد.با وجود خائنانی همانند سرهنگ احمد مدنی (شخصی که در زمان زمامداری در پست وزارت دفاع اعلام کرد ارتش ایران را نصف خواهد کرد)، که در کالبد جمهوری اسلامی تازه تاسیس نفوذ بسیار داشتند فکر حمله به ایران را از طرف دشمنان قوت بخشید و روز به روز بر شیرینی این رویای دست نیافتنی برای دشمنان اضافه شد.

ارتش ایران که قدرت سابق خود را از دست داده بود و بیشتر افسران ارتش و نیروی هوایی شاهنشاهی به واسطه وفاداری به آرمانهای کشور و شاهنشاهی ایران تیرباران شده بودند از نظر کشورهای همسایه ایران در منطقه کارایی خود را از دست داده و دیگر توان مقابله با هیچ نیروی نظامی خارجی را نداشت.

يكي از مهمترين اقدامات كشور متجاوز براي تخريب روحيه نظامي ايران، استفاده از امكانات پيشرفته نيروي هوايي در حمله به كشورمان بود.

استعداد هوايي عراق در اوايل جنگ بالغ بر 607 فروند هواپيماي شكاري و بمب افكن، 169 فروند هلي كوپتر، 775 دستگاه پرتابگر موشك‌هاي زمين به هوا (عمدتاً سام2، سام3 ، سام6 و رولند)، 713 عراده توپ هاي پدافند هوايي، 116 دستگاه رادارهاي اخطار اوليه، ارتفاع ياب و كنترل آتش بود و با اين امكانات، مغرورانه تصور مي‌كرد كه با يك اقدام غافلگير كننده آنچه از تتوان نظامي ايران باقی مانده را درهم خواهد كوبيد.

به همين منظور هواپيماهاي عراقي ساعت 5 بامداد 31 شهريور به طرف جزيره مينو حمله كردند و پس از آن در ساعت 13:45 با 6 فروند ميگ 23 به فرودگاه اهواز حمله كردند.

ساعت 14:40 سه فروند ميگ 23 به فرودگاه تهران حمله كردند كه تخريب چنداني به دنبال نداشت. به دنبال آن بلافاصله فانتوم هاي پايگاه يكه شكاري كه در شيفت آلرت بودند به پرواز درآمدند.

هدف بعدي شهر همدان و پايگاه سوم شكاري بودكه در ساعت 14:45 به وسيله چهار فروند ميگ 21 و شش فروند سوخو صورت گرفت . ميگ ها به باند پايگاه شاهرخي همدان آسيب رساندند و بمبي هم به درون انبار مهمات پرتاب كردند كه عمل نكرد . درست به هنگام بازگشت اين شش ميگ ، سه فروندآنها توسط پرسنل پدافند سرنگون شدند كه خلبان يكي از آنها به اسارت درآمد.

در ادامه هواپيماهاي عراقي به شهرهاي اسلام آباد ، كرمانشاه و بوشهر حمله كردند.پايگاه هوايي تبريز مورد حمله هشت ميگ عراقي قرار گرفت. خلبانان پايگاه تبريز يك فروند از شش فروند ميگ مهاجم به سنندج را مورد اصابت قرار دادند.

عراق در اين حملات با توجه به پيش بيني برنامه‌ريزان و استراتژيست‌هاي اين كشور و غربي‌ها كه توان عملياتي نيروي هوايي ايران را بيش از سي درصد برآورد نمي‌كردند، درنظر داشت ضمن پيشگيري ازهرگونه عمليات احتمالي انتقام‌جويانه، راه را براي مقاصد بعدي خود باز كند، اما نیروی هوایی غیور ایران با استفاده از آنچه که بعد آتش انقلاب باقی مانده بود در پاسخ به اين تجاوز بعد از دو ساعت اقدام به مقابله به مثل كردند.




نيروي هوايي ارتش ايران با انجام عملياتي بنام "انتقام" در قالب دو گروه پروازي "البرز" و "آلفارد" پاسخ قاطعي به استراتژيست‌هاي عرب و غربي دادند.

البرز" نخستين گروه پروازي بود كه از پايگاه ششم شكاري در بوشهر ساعت 16و 30دقيقه ، نخستين حملات هوايي خود را عليه عراق آغاز كرد و هواپيماي فانتوم " اف-4ئي" اين گروه، پايگاه هوايي "شعيبيه" در استان بصره و ام القصر را درهم كوبيد. اين حمله با حضور تيزپروازاني چون شهيد ياسيني، شهيد خلعتبري، شهيد طالب‌مهر، شهيد اكرادي، سپيد موي آذر صورت گرفت.

ساعت 17و 25دقيقه نيز تيم "آلفا رد" ازپايگاه سوم شكاري با حضور خلبانان گردانهاي 31 و 32 شكاري همدان (شهيد نوژه) وارد عمليات شد و پايگاه هوايي "كوت" در استان"ميسان" را آماج حملات خود قرار داد. در اين حمله دليرانه، نيروي هوايي ايران خلباناني چون سرلشكر خاليد حيدري و سرلشكر محمد صالحي را در حمله هوايي به منطقه كوت عراق از دست داد.

در ادامه اين روند دفاع قدرتمندانه براي نشان دادن قدرت نظامي ارتش ايران به فاصله چند ساعت بعد از تهاجم هوايي عراق، بزرگترين حمله هوايي تاريخ نظامي كشور توسط تيزپروازان ارتش به اجرا درآمد.



در آستانه طلوع صبحگاه سه شنبه اول مهر 1359، با ابلاغ رمز "كمان 99" هواپيماهاي شكاري و بمب افكن نيروي هوايي از هفت پايگاه هوايي تهران، تبريز، همدان، دزفول، بوشهر و شيراز به پرواز درآمدند.

عمليات هوايي ايران با رمز " كمان99" نمادي از پرتاب آتش خشم ملت ايران به سوي متجاوز و يادآور اسطوره "آرش كمانگير" در تعيين مرزهاي دو كشور ايران و توران بود، ضمن اينكه عدد 99از طرح 99صفحه‌اي نبرد البرز الهام گرفته شده بود.

همزمان با ابلاغ رمز "كمان 99 ، "140 فروند هواپيماهاي جنگنده بمب‌افكن با پشتيباني 60فروند هواپيماي رهگير شكاري و سوخت رسان از پايگاه‌هاي هوايي كشور به عمليات نظامي خود را شروع كردند

در اين پرواز بيش از 380خلبان شركت داشتند كه 140نفر از آنان وارد خاك عراق شدند و سراسر خاك عراق؛ پايگاههاي هوايي كركوك، موصل، الرشيد بغداد، حبانيه، ناصريه، شعبيه، كوت، المثني و اهداف ديگر در حد فاصل مدار 30 درجه شمالي يعني جنوبي ترين مدار در خاك عراق تا شمالي ترين مدار در كشور مذكور كه مدار 37 درجه شمالي اهداف عملياتي به حساب مي‌آمدند.

در اين رزم هوايي، كارخانجات هواپيماسازي ، پايگاه‌هاي هوايي، مخازن سوخت و مهمات ، پناهگاه‌هاي هواپيماها، تاسيسات و كارخانجات خدمات هواپيمايي، سوله‌ها و پناهگاه‌هاي اسكادران‌هاي تعمير و نگهداري، راه‌هاي خزش، انبارهاي مهمات، انبارهاي آمادي و قطعات پشتيباني كننده هواپيماها، رادارهاي هدايت‌كننده هواپيماهاي جنگي، برج‌هاي مراقبت و كنترل سامانه‌هاي فرماندهي، مراكزمخابراتي وانواع آنتن‌ها در تيررس خلبانان قرار گرفت تا با زمين‌گير شدن هواپيماهاي دشمن، احتمال حملات هوايي به كشور در آينده كاهش يابد.

ضمن اينكه، اجراي موفقيت آميز اين عمليات علاوه بر كسب برتري هوايي در مناطق نبرد و مناطق عملياتي به سيادت هوايي ايران منتهي مي‌شد و چنانچه خلبانان نمي‌توانستند به چنين هدف بزرگي دست يابند، دست كم به برتري و يا حداقل برابري هوايي مي‌رسيدند.

هر گروه با بهره‌گيري از سوختگيري هوايي براي انهدام هدف‌هاي دور دست و يا بدون عمليات سوختگيري در هوا براي هدف‌هاي در دسترس، فضاي كشور عراق را شكافتند و آسمان اين كشور را براي رسيدن به اهداف خود در نورديدند.



در اين عمليات هوايي نقاط زير مورد هدف قرار گرفتند:



الف) 48 فروند هواپيما جنگنده بمب افكن F-5E از پايگاه هوايي دوم تبريز، پايگاه هوايي موصل در شمال شرقي عراق را در استان نينوا در هم كوبيدند به طوري كه اين پايگاه تا ماهها قابل استفاده نبود.

ب) 16 فروند هواپيما جنگنده بمب افكن F-4E از پايگاه سوم شكاري همدان پايگاه هوايي كوت در استان العماره عراق را به خاك كشيدند و تقريبا اين پايگاه منهدم كردند.

ج) 40 فروند F-5E از پايگاه چهارم شكاري دزفول به پايگاه هوايي ناصريه در استان ذيقار عراق حمله كردند و خسارات بسيار سنگيني به آن پايگاه وارد كردند.

د) 12 فروند F-4E از پايگاه ششم شكاري بوشهر به پايگاه هوايي شعبيه عراق در استان بصره يورش بردند.

و) 12 فروند فانتوم از پايگاه سوم شكاري همدان به پايگاه هوايي الرشيد در نزديكي بغداد حمله ور شدند و اين پايگاه را تا 80 درصد تخريب كردند.(در اين حمله، گفته مي‏شود تعدادي زيادي از ميگهاي23 عراق، بر روي زمين، هدف قرار گرفتند)

ي) پايگاههاي هوايي حبانيه شامل تموز و هضبه در غرب بغداد، فرودگاه بين المللي بغداد، پايگاه هوايي كركوك در استان كركوك، فرودگاه المثني و برخي فرودگاههاي ديگر در امواج بعدي حملات هوايي به شدت بمباران شدند.

در موج دوم حملات هوايي، پايگاه يكم شكاري مهرآباد و پايگاه دوم شكاري تبريز، تنها با 50 درصد از هواپيماهاي آمادهء موجود حمله‌ور شدند.

در پي اين عمليات رعد آسا ، نيروي هوايي عراق براي مدت طولاني نيمي از توان عملياتي خود را از دست داد و تا مدت‌ها پس از آن پايگاه‌هاي هوايي اين كشور قادر به استفاده از تمام و يا بخشي از توان رزمي خود نبودند،بطوريكه پايگاه هوايي الرشيد به عنوان يكي از مهمترين پايگاه‌هاي هوايي عراق تا سه ماه پس از اين رزم هوايي غيرعملياتي بود وموجب كاهش توان رزمي هوايي دشمن و كاهش فعاليت‌هاي هوايي بر فراز جبهه‌هاي زميني و كسب برتري هوايي براي دلاور مردان عرصه پيكار شد.

در اين عمليات كه عمده‌ترين عمليات تاكتيكي هوايي در عرف جهان هوانوردي نظامي محسوب مي‌شود و تنها 14 ساعت به طول انجاميد از دو نوع هواپيماي جنگنده بمب‌افكن" اف4يي" ملقب به " فانتوم2 "و " اف5يي" ملقب به " تايگر2 "براي بمباران اهداف خود بهره برد.

در همين روز، نيروي هوايي چند تن از بهترين خلبانان خود را از كف داد.

همايون شوقي" ، "غفار رامين فر" ، "غلامحسين عروجي" ، "مسيح ا... دين محمدي" ، "بهرام عشقي پور" ، "عباس اسلامي نيا" و ... از اين دسته بودند كه پيكر چهار خلبان اول تاكنون به دست نيامده و جزو مفقودين جنگ به شمار مي آيند.

سخنی با خواننده:

نیروی هوایی شاه بیش از 450 جنگندهء پیشرفته نظامی داشت که سرآمد آنها جنگنده اف14 تامکت و حدود 5000 خلبان بسیار ماهر بود. در آن زمان، شاه ایران، با خریدهای سنگین نظامی، اهدافی فراتر از منطقهء پرآشوب خاورمیانه را جستجو می کرد. نیروهای نظامی ایران، قرار بود به هنگام حملهء اتحاد شوروی، دوشادوش نیروهای ناتو در مقابل نفوذ کمونیسم پایداری کنند. طبق برنامه ریزی انجام شده، نیروی هوایی ایران تا پایان سال ۱۳۶۲ شمسی، به استعداد حدود ۱۰۰۰ فروند هواپیما دست می یافت. بدین ترتیب رژیم بعث عراقی که از دشمنان دیرین ایران بود، جرات تجاوز به ایران پیدا نمی کرد. ایران با داشتن چنین توانی، ژاندارم منطقهء خلیج فارس به شمار می رفت و به راحتی می توانست حکام یاغی منطقه را سرکوب کند

در سال 1979 (1357 خورشیدی) تعداد پرستل نیروی هوایی بالغ بر 100 هزار نفر بود که از نظر تعداد نفرات، مهارت و کارآزمودگی و استفاده از تکنولوژی روز، جزء سه نیروی هوایی برتر در جهان (پس از ایالات متحده آمریکا و روسیه) محسوب می شد.

متاسفانه بعد از انقلاب 1357 فرصتی به دست دشمنان داخلی و خارجی افتاد که ارتش شاهنشاهی ایران را تضعیف کنند و آنانی که در داخل کشور بر ضد منافع ایران فعالیت می کردند با دستور دول غربی و شرقی که در اختیار آنان بودند توانستند ، عده بسیاری از ماهرترین خلبانان، فرماندگان و کماندو های ارتش ایران را بنا بر ادعاهای پوچ و واهی تیرباران کنند.

شوربختانه آنچه كه بني‌صدر رئيس‌جمهور و سرهنگ مدني با ارتش و سران نظامي ما كردند با تجاوز عراق به ايران مقارن شد. مدني پايگاههاي دريايي ايران را از حيض انتفاع خارج كرد و سلاحهاي خريداري شده را تحويل نگرفت." پايگاه كنارك " يكي از بزرگترين مراكز نظامي هوا دريايي ايران را به پايگاه صيد ماهي تبديل كرد. او كه فقط بدرد معلمي و سخنراني ميخورد، با ارتش ايران آن كرد كه صدام و تمامي دشمنان ايران ميخواستند و آرزو ميكردند …. !


در زمان بني‌صدر، داستان كودتاي نوژه سبب شد تعدادي از بهترين خلبان‌هاي ما به جوخه آتش سپرده شوند و نيروي هوايي ايران از رديف پنجمين قدرت هوايي جهان خارج گردد و بالاخره آن كه همه شرايط براي حمله صدام به ايران فراهم گشت..... !!

با تجاوز صدام به سراسر غرب و جنوب كشور، ايران و خليج‌فارس به كانون خشم و نفرت مبدل گرديد، كشورهاي عربي كه تا قبل از انقلاب روزها در صف نوبت ديدار حتي نخست‌وزير ايران بودند و از حمايت صميمانه ايران برخوردار ميشدند، دفعتاً با هماهنگي كامل روبروي ايران و در كنار عراق قرار گرفتند حتي ياسر عرفات يار ديرين ملي مذهبي ها با همه نيرو هاي نظامي خود عليه فرزندان ايران مي جنگيدند. غرب و شرق، اروپا و آمريكا و همه ي كشورهاي عربي به صدام پول و اسلحه و اطلاعات دادند تا تيرخلاص را بر اقتدار ملت ايران شليك كند.

اما این ملت ایران بودند که با وجود فشارهای بسیار جهانیان که امروزه نیز دوباره با آن آلزایمر زودرس و درس نگرفتن از جنگ هشت ساله ایران و عراق در پی حمله دوباره به ایران هستند، به ایشان ثابت کردند که ایرانی می میرد ولی ذلت نمی پذیرد.

یاد تمامی شهدای هشت سال جنگ تحمیلی گرامی باد