لب دريا، نسيم و آب و آهنگ،

شكسته ناله هاي موج بر سنگ.

مگر دريا دلي داند كه ما را،

چه توفان ها ست در اين سينه تنگ !

تب و تابي ست در موسيقي آب

كجا پنهان شده ست اين روح بي تاب






***

چراغي دور، در ساحل شكفته

من و باران ، دو همراز نخفته !