گابريلا ميسترال Mistral
گابريلا ميسترال Mistral
(برگرفته از سنگ نبشته گور گابريلا ميسترال)لوسيلاگودوى د آلكاياگا معروف به گابريلا ميسترال بانوى شاعر كشور شيلى (۱۹۵۷ _ ۱۸۸۹) دوره كودكى خود را در آغوش طبيعت وحشى شيلى گذراند و مانند پدر به تدريس علاقه مند شد و مدت پانزده سال به معلمى و مديريت مدارس اين كشور اشتغال يافت.پابلو نرودا شاعر بزرگ شيلى نخستين تجربه هاى نوشتن را هنگامى آغاز مى كند كه محصل مدرسه متوسطه اى بود كه مديريت آن را گابريلا ميسترال بر عهده داشت. نروداى نوجوان از شاعر _ معلم خود بسيار آموخت. اين تاثير بعدها به طرز آشكارى در اشعار نرودا نمايان گشت و خود او نيز در مصاحبه هاى متعددش از تاثير دين عظيمى كه به ميسترال دارد ياد مى كند.
در اهميت و اعتبار گابريلا ميسترال همين نكته بس كه وى نخستين فردى است كه از آمريكاى لاتين مفتخر به دريافت جايزه نوبل ادبيات (۱۹۴۵) مى شود و همچنين تا به امروز تنها زنى است كه از اين ناحيه، اين افتخار جهانى (جايزه نوبل) را به خود اختصاص داده است.اولين كتاب ميسترال با عنوان ويرانى در سال ۱۹۲۲ به چاپ رسيد و نام وى را بر سر زبان ها انداخت. در همين سال گابريلا شيلى را ترك كرد و به دعوت حكومت مكزيك به اين كشور سفر كرد و در راه اصلاحات آموزش و پرورش مكزيك اقدامات سودمندى انجام داد. گابريلا ميسترال كه خود هيچ گاه لذت مادرى را تجربه نكرد از به سر بردن در كنار كودكان و تصوير كردن آنان در اشعارش تسكينى بر غم هاى خود مى يافت. او بيشتر وقت خود را در راه تربيت اطفال و امور فرهنگى و تاسيس كتابخانه هاى عمومى صرف مى كرد.
ميسترال در سال ۱۹۲۸ سردبير مجله معروف ال تمپو EL Tiempo (زمان) در بوگانا شد و در همين سال براى معرفى كشورش در كنگره همكارى هاى جهانى به مادريد سفر كرد، به مدت ۲۰ سال در خلال سال هاى ۱۹۳۳ تا ۱۹۵۳ در سمت كاردار شيلى در مادريد، ليسبون، ناپل و لس آنجلس خدمت كرد. در سال ۱۹۵۵ به شيلى بازگشت و در ۱۹۵۷ در نيويورك به بيمارى سرطان درگذشت. كمتر نويسنده اى در زمان حيات، شهرت و افتخارى نظير گابريلا ميسترال به دست آورد. مرگ او تاثير عظيمى در كشورهاى اسپانيايى زبان به جاى گذاشت. در مجمع عمومى سازمان ملل در نيويورك به مناسبت مرگ او كه سراسر عمر و سراسر آثارش سرشار از آرزوهاى صلح طلبانه بود مراسم يادبودى به مناسبت درگذشتش انجام گرفت و ديوان كامل اشعار او در سال ۱۹۵۸ در سانتياگو به چاپ رسيد.
پس از چاپ كتاب ويرانى در ۱۹۲۲، سه كتاب مهم ديگر نيز از ميسترال منتشر شد: ۱ _ نازكدلى (۱۹۳۲)، ۲ _ تالا (۱۹۳۸)، ۳ _ چرخشت (۱۹۵۴). متون شعرى ميسترال اكثراً بيانگر جغرافياى كشور شيلى، منطقه الكى ولى (زادگاه ميسترال) و طبيعت حاصلخيز كشورش است. هيجان هاى گوناگونى كه روح ميسترال را آشفته مى ساخت در شعرش تبلور خاصى پيدا كرده است براى مثال: هيجان ناشى از عشق مادرى (كه براى هميشه از آن محروم بود)، عشق به زادگاه و اندوه ناشى از مرگ (خصوصاً مرگ نامزدش در سال ۱۹۱۴) و (مرگ پسرخوانده اش در ۱۹۲۵) و همچنين احساساتى كه از ديدن فقرا و طبقات محروم جامعه به او دست مى داد همگى در اشعار ساده و در عين حال عميق وى نمود خاصى پيدا كرده است. تذكر اين نكته لازم به نظر مى رسد كه در اشعار گابريلا ميسترال مى توان ردپايى از اسطوره هاى كتاب مقدس و همچنين اساطير بوميان آمريكاى لاتين (آزتك ها و ماياها) ديد. همچنين بايد از تاثير نيرومند روبن داريو شاعر بزرگ نيكاراگوئه اى (۱۹۲۲ _ ۱۸۶۷) بر ميسترال ياد كرد.
يادآورى اين نكته شايد خالى از لطف نباشد كه گابريلا ميسترال را براى اولين بار زنده ياد دكتر حسينعلى هروى در كيهان ماه سال ۱۳۴۲ با ترجمه دو شعر از او به فارسى زبانان معرفى كرد. مجموعه كامل اشعار گابريلا ميسترال توسط خانم ماريا جاكت تى از مهمترين مترجمان ادبيات اسپانيايى زبان به انگليسى برگردانده شده و براساس همين ترجمه معتبر فواد نظيرى برگزيده اى از اين اشعار را در كتاب شب زنبيل سياهى ست به فارسى برگردانده كه توسط انتشارات مرواريد ارديبهشت ماه امسال و همزمان با نمايشگاه كتاب به چاپ رسيده است. از آنجايى كه تا به امروز مجموعه اى مستقل از اشعار گابريلا ميسترال به فارسى درنيامده بود، اين بى گمان فرصت مغتنمى است براى دوستداران شعر جهان، خصوصاً شعر آمريكاى لاتين تا به اين وسيله با يكى از بزرگ ترين و بهترين نمايندگان شعر اين قاره آشنا و مانوس گردند.در پايان اين يادداشت جا دارد اشاره اى به ترجمه كتاب شب زنبيل سياهى ست بشود:
فواد نظيرى در حوزه ترجمه شعر آمريكاى لاتين چهره آشنايى است. قبل از اين كتاب نيز، نظيرى شعرهاى اوكتاويو پاز و پابلو نرودا را به فارسى ترجمه كرده بود (هر چند از زبان انگليسى).ترجمه كتاب حاضر نيز از پاره اى سهوهاى جزيى (كه در هركارى طبيعى و اجتناب ناپذير است) كه بگذريم خوب و يكدست است و توانسته زبان ساده و در عين حال غنى ميسترال را به فارسى زبانان منتقل كند.
نمونه اى از شعر ميسترال:
غروب/ احساس مى كنم كه آب مى شود قلب ام/ به سان شمع هاى ميان شيرينى:/ روغنى از رخوت،/ نه شراب،
پر مى كند رگانم را./ و احساس مى كنم كه مى گريزند روزهايم،/ خاموش و نجيب، همچون يكى غزال