به "یک پارس" خوش آمدید.
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 27 , از مجموع 27
Like Tree2پسند شده

موضوع: زيباترين نامه هاي عاشقانه ي بزرگان دنيا

  1. #21
    Marshal هم اکنون آنلاین است.
    مدیر چت فلش+مدیر بخش سخت افزار

    عشق سرنوشت را دوست دارد و سرنوشت جدایی را

    مدل گوشی

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :16265

    پسند شده های دریافتی
    2633
    پسند شده های ارسالی
    961
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    شلوغ ترین شهر پایتخت
    نوشته ها
    19,411
    سپاس ها
    9,505
    سپاس شده 17,897 در 8,054 پست
    نوشته های وبلاگ
    5

    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    تبلیغات

    (نامه عاشقانه امام به همسرش)

    متن کامل این گفتگو و گزارش که به قلم فرید مدرسی انتشار یافته است بشرح زیر است:
    «تصدقت شوم؛ الهي قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آينه قلبم منقوش است. عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشي در پناه خودش حفظ كند. [حال] من با هر شدتي باشد ميگذرد ولي به حمدالله تاكنون هرچه پيش آمد خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم. حقيقتا جاي شما خالي است. فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراهم نيست كه اين منظره عالي به دل بچسبد... ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روحالله.»
    گرچه خانم خديجه ثقفي؛ بانو قدس ايران، همسر گرامي امام خميني در همان ايام فروردينماه 1312 هجري شمسي نامه عاشقانه حضرت روحالله رهبر آينده انقلاب اسلامي ايران را از فرط شرم و حياي ايراني و اسلامي پاره كرده، اما چند سال پيش اين نامه از همه جا سردرآورده و نه فقط در صحيفه امام كه در مطبوعات و حتي راديو و تلويزيون خوانده شد.
    عاشقانهترين نامهاي كه از يك فقيه، مجتهد، مرجع تقليد شيعه و رهبر فرهمند ايران طي بيش از يك دهه بر جاي مانده و نه فقط در ميان روحانيان و سياستمداران كه در ميان روشنفكران و نويسندگان هم بينظير است.
    اما اين خانم كيست كه «روحالله» خميني با همه قدرت و عظمت سياسي و دينياش به قربانش ميرود، تصدقاش ميشود، نور چشم و قوت قلبش ميخواند و حتي در ساحل زيباي بيروت صد حيف ميخورد كه محبوب عزيزش همراهش نيست؟
    آموزش حذف لینک از کلمات و تصاویر لینک شده

    طریقه پاک کردن کش در مرورگرها






    من نمی‌گویم که ١٠٠٠ بار شکست خورده‌ام.

    من می‌گویم فهمیده‌ام ١٠٠٠ راه وجود دارد که می‌تواند باعث شکست شود . . .

    (توماس ادیسون)


  2. #22
    Marshal هم اکنون آنلاین است.
    مدیر چت فلش+مدیر بخش سخت افزار

    عشق سرنوشت را دوست دارد و سرنوشت جدایی را

    مدل گوشی

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :16265

    پسند شده های دریافتی
    2633
    پسند شده های ارسالی
    961
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    شلوغ ترین شهر پایتخت
    نوشته ها
    19,411
    سپاس ها
    9,505
    سپاس شده 17,897 در 8,054 پست
    نوشته های وبلاگ
    5

    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    آويد (پابليوس آويديوس ناسو) (17 ب.م - 43 ق.م.) شعرهاي نو، بي پروا و طنزآميز درباره هنر عشق ورزي مي سرود. و در سامونيا، شهري كوچك در ايتاليا، به دنيا آمد. پيش از اينكه جامعه روم را با اشعار خود شگفت زده كند و به نشاط آورد، در روم تحصيل كرده و در يونان به سفر پرداخته بود. اين اشعار عبارت بودند از "عشق ها" (نوشته شده پس از سال 20 ق.م.) و "هنر عشق" (سال 1 ق.م.). وي سه بار ازدواج كرد و ظاهرا تنها ازدواج اخر او از روي عشق و علاقه بود. به دليل آزردن امپراطور آگستوس به توميس در درياي سياه تبعيد شد و به همين علت تا زمان مرگ، يعني 9 سال بعد، از همسرش جدا ماند. آخرين و بهترين اثر وي "مسخ" كه مجموعه اي از اسطوره ها و افسانه هاست بر نويسندگان بعدي تاثير به سزايي گذاشت. او اين اثر را درست قبل از رفتن به تبعيد كامل كرد.

    آويد سفر دريايي خود به تبعيد را با سفر دريايي جيسون و يارانش در كشتي آرگونات كه به جستجوي چشم طلايي افسانه اي رفته بودند تشبيه مي كند. او گلايه مي كند كه مشكلاتش بسيار سخت تر و مشكل تر از مشكلات جيسون است.


    وسعت اقيانوس را بر تخته پاره اي شخم زدم حال آنكه كه كشتي فرزند جيسون مستحكم بود... هنرهاي پنهاني كيوپيد به مدد او آمد. هنرهايي كه اي كاش الهه عشق از من نياموخته بود. او به خانه برگشت اما من بايد در اين سرزمين بميرم اگر كه خشم سهمگين خداي آزرده خاطر هم چنان ادامه يابد.

    همسر باوفايم، زحمت من بسيار بيشتر از زحمتي است كه فرزند جيسون كشيد. تو نيز كه هنگام رفتن من جوان بودي، زير بار مشكلات پير شده اي. آه خدا كند يك بار ديگر تو را ببينم و بتوانم دوباره گونه هايت را ببوسم و جسم نحيف شده تو را در آغوش بگيرم و بگويم : "از غم و غصه من است كه تو اين چنين لاغر شده اي." و با چشمان گريان از سختي ها و ناراحتي هايم با تو سخن بگويم و بدين صورت از گفت و گويي كه هيچ گاه اميدي به آن ندارم لذت ببرم و كندر مخصوص را با دستاني سپاس گذار به سزار و همسري كه سزاوار سزار است تقديم كنم كه خدايان مجسمند!

    آه اي كاش مادر منون پس از آنكه شاهزاده بر سر لطف مي آمد، با لب لعلش شتابان آمدن آنروز را اعلام مي كرد.
    آموزش حذف لینک از کلمات و تصاویر لینک شده

    طریقه پاک کردن کش در مرورگرها






    من نمی‌گویم که ١٠٠٠ بار شکست خورده‌ام.

    من می‌گویم فهمیده‌ام ١٠٠٠ راه وجود دارد که می‌تواند باعث شکست شود . . .

    (توماس ادیسون)


  3. #23
    Marshal هم اکنون آنلاین است.
    مدیر چت فلش+مدیر بخش سخت افزار

    عشق سرنوشت را دوست دارد و سرنوشت جدایی را

    مدل گوشی

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :16265

    پسند شده های دریافتی
    2633
    پسند شده های ارسالی
    961
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    شلوغ ترین شهر پایتخت
    نوشته ها
    19,411
    سپاس ها
    9,505
    سپاس شده 17,897 در 8,054 پست
    نوشته های وبلاگ
    5

    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    نامه ليدي كيمورا شينگاري به همسرش

    ليدي كيمورا شينگاري همسر لرد كيمورا شينگاري فرماندار ناگاتو در قرن شانزدهم ميلادي، قهرمان آرماني مردم ژاپن بود. در اين نامه خانم شينگاري كه حس مي كند همسرش در جنگ كشته مي شود، ترجيح مي دهد جان خود را بگيرد و سفر زندگي را به تنهايي ادامه ندهد


    مي دانم وقتي كه دو مسافر در سايه يك درخت پناه مي گيرند و از يك درخت، عطش خود را فرو مي نشانند اين بدان معني است كه كارهاي آنها تمام ماجرا را در زندگي گذشته آنها تعيين كرده است. در چند سال گذشته من و شما زير يك سقف زندگي كرده ايم و چنين مي خواستيم كه با هم زندگي كرده و پير شويم و من مثل سايه خودتان به شما پاي بند شده ام. باور من چنين بوده است و فكر مي كنم شما هم در زندگي ما همين گونه فكر كرده ايد.

    اكنون كه از تصميم شما در انجام آخرين اقدام تهور آميز مطلع شده ام، گرچه نمي توانم در افتخار آن لحظه بزرگ با شما سهيم باشم، اما از دانستن آن به وجد آمده ام. مي گويند در شب آخرين مبارزه، ژنرال چيني زيانگ يو، گرچه جنگجوي بسيار شجاعي بود، از اينكه همسرش را ترك مي كرد به شدت غصه دار شده بود.

    و در سرزمين خودمان نيز كيويوشينا كا به خاطر جدا شدن از بانو ماتسودونو شكوه مي كرد. اينك ديگر اميدي ندارم كه بتوانم دوباره در اين دنيا در كنار شما باشم و همچون پيش كسوتانمان بر آن شده ام كه تا شما هنوز زنده ايد گام آخر را بردارم. در انتهاي راهي كه به آن را مرگ مي گويند چشم انتظار شما خواهم بود.

    استدعا دارم هرگز، هرگز آن هديه بزرگي را كه به ژرفاي اقيانوس و بلنداي كوه است فراموش نكنيد. هديه اي كه ولينعمت ما شاهزاده هيديوري سال هاست به ما عطا فرموده.
    آموزش حذف لینک از کلمات و تصاویر لینک شده

    طریقه پاک کردن کش در مرورگرها






    من نمی‌گویم که ١٠٠٠ بار شکست خورده‌ام.

    من می‌گویم فهمیده‌ام ١٠٠٠ راه وجود دارد که می‌تواند باعث شکست شود . . .

    (توماس ادیسون)


  4. #24
    Marshal هم اکنون آنلاین است.
    مدیر چت فلش+مدیر بخش سخت افزار

    عشق سرنوشت را دوست دارد و سرنوشت جدایی را

    مدل گوشی

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :16265

    پسند شده های دریافتی
    2633
    پسند شده های ارسالی
    961
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    شلوغ ترین شهر پایتخت
    نوشته ها
    19,411
    سپاس ها
    9,505
    سپاس شده 17,897 در 8,054 پست
    نوشته های وبلاگ
    5

    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    نامه فرانتس ليست به كنتس

    فرانتس ليست (86 - 1811) نابغه خردسال مجارستاني بدل به يكي از نام آورترين آهنگسازان قرن نوزده گرديد. در سن شش سالگي استعداد استثنايي خود را در موسيقي به نمايش گذاشت. اولين كنسرت خود را در سن نه سالگي اجرا كرد و يازده ساله بود كه اولين پيس پيانوي خود را نوشت و آن را در حضور برخي از معروف ترين موسيقي دانان اروپا اجرا كرد. وي پاريس را با اجراهاي استادانه خود يكباره مسخّر كرد. طي سالهاي اقامت در پاريس با كنتس زيبا و جوان، ملاقات كرد كه در آن هنگام تازه از همسرش جدا شده بود. كنتس با ديدن ليست ديوانه وار عاشق او شد و در نهايت با وي ازدواج كرد.

    او در زندگي دو عشق بزرگ داشت : كنتس مري دگول و پرنسس كارولين سين وينگنشتاين آثاري همچون سونات پيانو در سل ماژور و سمفوني دانته، او را يكي از مشهورترين آهنگسازان دوران خود ساخت. وي مردي با احساسات و اعتقادات شديد مذهبي بود و در كسوت روحانيت در سن هفتاد و چهار سالگي در بايروت باواريا با زندگي وداع كرد.

    قلب من سرشار از احساس و شادي است! نمي دانم چه لطافت طبع آسماني، چه لذت بي نهايتي در آن نفوذ كرده است كه وجودم را به آتش مي كشد. گويي تاكنون عاشق نبوده ام! به من بگو اين آشفتگي عجيب، اين نمونه بيان نشدني شادي و شعف، اين لرزش هاي الهي عشق از كجا مي آيند؟ آه، خواهر، فرشته، زن، ماري سرچشمه تمام اينها خود تو هستي! اينها مسلما چيزي جز پرتويي ملايم از روح آتشين تو نيست با اينكه قطره اشكي پنهان و غم بار است كه كه مدت هاست در سينه من جاگذشته اي.

    خدايا! خدايا! به ما رحم كن و هرگز ما ار از هم جدا نكن! چه مي گويم؟ ايمان ضعيفم را ببخش. تو هرگز ما را از هم جدا نمي كني. خداوند! تو جز رحمت براي ما چيزي نمي فرستي... نه، نه، بيهوده نيست كه روح و جسم ما برانگيخته شده و با كلام تو ابدي مي شود. كلام تو كه در ژرفاي وجود ما فرياد بر مي آورد پدر، پدر... دست ما را بگير و قلب شكسته ما را به پناهگاه امن خود ببر. آه، تو را شكر مي گوييم و براي هر آنچه به ما داده اي و پس از اين به ما عطا خواهي كرد تو را ستايش مي كنيم.
    آمين. آمين.
    آموزش حذف لینک از کلمات و تصاویر لینک شده

    طریقه پاک کردن کش در مرورگرها






    من نمی‌گویم که ١٠٠٠ بار شکست خورده‌ام.

    من می‌گویم فهمیده‌ام ١٠٠٠ راه وجود دارد که می‌تواند باعث شکست شود . . .

    (توماس ادیسون)


  5. #25
    Marshal هم اکنون آنلاین است.
    مدیر چت فلش+مدیر بخش سخت افزار

    عشق سرنوشت را دوست دارد و سرنوشت جدایی را

    مدل گوشی

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :16265

    پسند شده های دریافتی
    2633
    پسند شده های ارسالی
    961
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    شلوغ ترین شهر پایتخت
    نوشته ها
    19,411
    سپاس ها
    9,505
    سپاس شده 17,897 در 8,054 پست
    نوشته های وبلاگ
    5

    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    ماري! ماري!
    بگذار اين نام را صد بار بلكه هزاران بار تكرار كنم،
    سه روز است كه اين نام در درونم خانه كرده
    بر من چيره گشته
    و وجودم را به آتش كشيده است.
    من به تو نامه نمي نويسم.
    چرا كه درست در كنار تو هستم.
    تو را ميبينم.
    صدايت را مي شنوم...
    ابديت در آغوش توست و بهشت و دوزخ نيز
    همه چيز در درون توست و در تو صد چندان شده...
    آه، بگذار در هذيان خويش خوش باشم.
    ديگر اين جهان تنگ پست محتاط كفاف مرا نمي دهد.
    بايد باده زندگي را تا به آخر سر كشيم.
    عشق هامان، غصه هامان و هر آنچه كه هست...
    آه، باور داري كه من توان از خود گذشتگي،
    پاكي شكيباي و پرهيزگاري را دارم؟
    بگذار از اين قصه بگذريم
    بر توست كه جويا شوي و تصميم بگيري
    تا آنگونه كه صلاح مي داني مرا برهاني.
    بگذار ديوانه و مدهوش بمانم.
    زيرا تو نيستي كه به من ياري رساني.
    دريغا...
    كاش اكنون مي شد با تو سخن بگويم.
    اي كاش مي شد!
    اي كاش!!
    آموزش حذف لینک از کلمات و تصاویر لینک شده

    طریقه پاک کردن کش در مرورگرها






    من نمی‌گویم که ١٠٠٠ بار شکست خورده‌ام.

    من می‌گویم فهمیده‌ام ١٠٠٠ راه وجود دارد که می‌تواند باعث شکست شود . . .

    (توماس ادیسون)


  6. #26
    Marshal هم اکنون آنلاین است.
    مدیر چت فلش+مدیر بخش سخت افزار

    عشق سرنوشت را دوست دارد و سرنوشت جدایی را

    مدل گوشی

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :16265

    پسند شده های دریافتی
    2633
    پسند شده های ارسالی
    961
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    شلوغ ترین شهر پایتخت
    نوشته ها
    19,411
    سپاس ها
    9,505
    سپاس شده 17,897 در 8,054 پست
    نوشته های وبلاگ
    5

    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    هنري چهارم به گابريل دستر

    هنري چهارم (1610 - 1553) اولين پادشاه بوربون فرانسه بود. او كشورش را كه به خاطر اختلافات مذهبي از هم پاشيده بود دوباره متحد ساخت. از سال 1572 پادشاه ناوار و از سال 1589 پادشاه فرانسه شد. در ميدان جنگ سربازي بي نظير و در سر ميز مذاكره، مذاكره كننده اي ماهر بود. اين نامه را از ميدان جنگ به گابريل دستر نوشته است.

    يك روز تمام صبورانه در انتظار رسيدن خبري از شما بودم، براي رسيدن نامه لحظه شماري مي كردم. غير از اين هم سزاوار نبوده است. ولي دليلي ندارد كه يك روز ديگر هم به انتظار بنشينم مگر اينكه خدمتكارم تنبلي كرده يا اسير دشمن شده باشند چون كه جرات نمي كنم به شما خرده بگيرم، اي فرشته زيباي من : از عشق و علاقه شما نسبت به خودم مطمئن هستم البته اين نيز بدين خاطر است كه عشق و شوق من نسبت به هيچ كس هرگز بيش از اين نبوده، به همين دليل است كه در همه ي نامه هايم اين جمله ترجيع بند كلام من شده است: بيا، بيا، بيا اي معشوق عزيزم.

    كرم نما و فرودآ و به مردي افتخار بده كه اگر آزاد بود هزاران فرسنگ راه مي پيمود تا خود را به پايت اندازد و ديگر هرگز از پيش پايت بر نمي خاست. اگر مايل باشيد از اينجا خبري بگيريد بايد بگويم كه آب درون خندق ها را خشك كرده ايم اما توپ ها كه تا روز جمعه به خواست خداوند در شهر شام خواهيم خورد در جاي خود مستقر نمي شوند.

    فرداي روزي كه به مانت برسي، خواهرم به آته يعني همان جايي كه هر روز از لذت ديدار شما برخوردار مي شوم، وارد خواهد شد. يك دسته شكوفه پرتقال را كه هم اينك به دستم رسيده پيشكش مي فرستم. دست كنتس (خواهر گابريل، فرانسوا) و دست دوست عزيزم (خواهر هنري، كاترين) را اگر آنجا باشند مي بوسم و در مورد شما عشق نازنينم بايد عرض كنم كه بر خاك پايتان يك ميليون بار بوسه مي زنم.
    آموزش حذف لینک از کلمات و تصاویر لینک شده

    طریقه پاک کردن کش در مرورگرها






    من نمی‌گویم که ١٠٠٠ بار شکست خورده‌ام.

    من می‌گویم فهمیده‌ام ١٠٠٠ راه وجود دارد که می‌تواند باعث شکست شود . . .

    (توماس ادیسون)


  7. #27
    Marshal هم اکنون آنلاین است.
    مدیر چت فلش+مدیر بخش سخت افزار

    عشق سرنوشت را دوست دارد و سرنوشت جدایی را

    مدل گوشی

    آنتی ویروس شما سیستم عامل کامپیوتر شمامرورگر شما

    جنسیت شما ؟ حالت من

                         شهرت :16265

    پسند شده های دریافتی
    2633
    پسند شده های ارسالی
    961
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    شلوغ ترین شهر پایتخت
    نوشته ها
    19,411
    سپاس ها
    9,505
    سپاس شده 17,897 در 8,054 پست
    نوشته های وبلاگ
    5

    ویترین مدال ها

    پیش فرض

    تبلیغات

    زيباترين نامه عاشقانه جك لندن

    جك لندن (1916 - 1876) يكي از پرطرفدارترين نويسندگان و قهرمانان محبوب آمريكا بود. مشاغل گوناگوني را امتحان كرد و هرگز از ماجراجويي روي گردان نبود. با وجود اينكه متاهل بود، خيلي زود با آنا استرونسكي كه او هم نويسنده بود رابطه عاشقانه برقرار كرد. اين ماجرا نهايتا به طلاق او از همسرش ختم شد. شگفت اينكه كه لندن مصرانه چنين ابراز مي كرد كه به عشق اعتقادي ندارد؛ اما اين نامه نشانه هايي از عشق را در وجود او آشكار مي سازد.


    آناي عزيزم

    آيا من گفتم كه مي توان انسان ها را در گروه هايي طبقه بندي كرد؟ خب اگر من هم گفته باشم بگذار آن را اصلاح كنم. اين گفته در مورد همه انسان ها صدق نمي كند. تو را از خاطر برده بودم براي تو نمي توانم جايگاهي در اين طبقه بندي پيدا كنم. تو را نمي توانم درك كنم. ممكن است لاف بزنم كه از هر ده نفر، در شرايط خاص. مي توانم واكنش نه نفر را پيش بيني كنم يا اينكه از هر ده نفر از روي گفتارها و رفتارها تپش قلب نه نفر را تشخيص دهم. اما به دهمين نفر كه مي رسم نااميد مي شوم. فهم واكنش و احساس او فراتر از توان من است. تو آن نفر دهم هستي.

    آيا هرگز دو روح گنگ، ناهمگون تر از ما به هم پيوند خورده اند؟! البته شايد احساس كنيم نقاط مشتركي داريم. اغلب چنين احساسي داري و هنگامي كه نقطه مشتركي با هم نداريم باز هم يكديگر را مي فهميم و در عين حال زبان مشتركي نداريم. كلمات مناسب به ذهن ما نمي رسد و زبان ما نامعلوم است. خدا حتما به لال بازي ما مي خندد...

    تنها پرتو عقلي كه در كل اين ماجرا ديده مي شود اين است كه هر دوي ما طبعي عالي داريم. اينقدر عالي كه همديگر را درك كنيم. آري، اغلب همديگر را درك مي كنيم اما بسيار مبهم و تاريك. ماند ارواح كه هرگاه در وجودشان شك كنيم، پيش چشم ما مايان مي وند و حقيقت خود را بر ما نمايان مي سازند. با اين وجود خودم به آنچه گفتم اعتقاد ندارم (!) چرا كه تو همان دهمين نفري كه نمي توانم حركات يا احساساتش را پيش بيني كنم.

    آيا نامفهوم حرف مي زنم؟ نمي دانم. به گمانم كه اين طور است. نمي توانم آن زبان مشترك را پيدا كنم. آري ما طبيعتا عالي هستيم. اين همان چيزي است كه ارتباط ما را اصولا امكان پذير ساخته است. در هر دوي ما جرقه اي از حقايق جهاني وجود دارد كه ما را به سوي هم مي كشاند با اين وجود بسيار با هم فرق داريم.

    مي پرسي چرا وقتي به شوق مي آيي به تو لبخند مي زنم؟ اين لبخند قابل چشم پوشي است... نه؟ بيشتر از سر حسادت لبخند مي زنم. من بيست و پنج سال اميالم را سركوب كرده ام. ياد گرفته ام به شوق نيايم و اين درسي است كه به سختي فراموش مي شود. دارم اين درس را فراموش مي كنم اما اين كار به كندي صورت مي گيرد. خيلي كه خوشبين باشم فكر نمي كنم تا دم مرگ تمام يا قسمت اعظم آن را به فراموشي بسپارم.

    اكنون كه در حال آموختم درس جديدي هستم، مي توانم به خاطر چيزهاي كوچك به وجد بيايم اما به خاطر آنچه از من است و چيزهاي پنهاني كه فقط و فقط مال من است نمي توانم به شوق بيايم، مي توانم. آيا مي توانم منظورم را به طور قابل فهم بيان كنم؟ آيا صداي مرا مي شوني؟ گمان نمب كنم. بعضي آدم ها خودنما هستند. من سرآمد آنها هستم.
    آموزش حذف لینک از کلمات و تصاویر لینک شده

    طریقه پاک کردن کش در مرورگرها






    من نمی‌گویم که ١٠٠٠ بار شکست خورده‌ام.

    من می‌گویم فهمیده‌ام ١٠٠٠ راه وجود دارد که می‌تواند باعث شکست شود . . .

    (توماس ادیسون)



 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربران خواننده این موضوع : 3

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

اکنون ساعت 01:12 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

سئو و بهینه سازی سایت توسط : سئوموز فارسی

Powered by vBulletin® Version 4.1.12
Copyright © 2012 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
SEO by vBSEO